نوشته‌ها

بازنشستگی چیست؟

بازنشستگی چیست؟

مقدمه:

بازنشستگی بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا آمده است عبارت است از:

“کناره گیری از ادامه شغل در اثر بالا رفتن سن و گاهی در پی بیماری و از

کارافتادگی” فرد در دوران بازنشستگی با چندین مسئله مواجه میگردد 

که باید این مسائل را بررسی و برای هر کدام از آنها راه حلی در نظر بگیرد.

 

البته لازم به ذکر است که پرداختن به مقوله بازنشستگی در یک مقاله

نخواهد گنجید و باید آن را در مقالات متعددی بیان نمود، لکن آن چه قابل

ذکر میباشد این است که تفکر در باره مقوله بازنشستگی نه در زمان

بازنشستگی، بلکه باید قبل از بازنشسته شدن به آن پرداخت و برنامه

و توشه ای برای آن در نظر گرفت. اگر چنین نکنیم در زمان بازنشستگی

با مواردی مواجه خواهیم شد که شاید در توان و حوصله فرد بازنشسته نگنجد.

مسلما زیباست تا بیاموزیم، رسیدن به بازنشستگی پایان راه نیست

كه آغاز و تولدی دوباره در تكامل زندگی است.

 

 

بازنشستگی چیست

بازنشستگی و درآمد:

مسلماً فرد پس از بازنشستگی با اولین مطلبی که مواجه خواهد شد،

کم شدن درآمد به نسبت زمان اشتغال است، اما این درآمد کم،

دیگر بدون کارکردن و بصورت دائمی و بدون اینکه کسی بخواهد در آن

دخل و تصرفی نماید، به دست خواهد آمد.

 

با توجه به مبالغ کسر شده از شاغل در طول خدمت، زمانی که فرد،

به درجه بازنشستگی نائل می‏شود، یک حقوق مادام العمر برای آنها

در نظر گرفته می شود که از مبلغ دریافتی در موقع اشتغال حدود

۵۰ تا ۷۰% کمتر می باشد و فرد بازنشسته باید خود و زندگیش را

با این امر تطبیق نماید.

 

این امر در اوایل دوران بازنشستگی، کاری بس دشوار و طاقت فرسا

است، لکن پس از مدتی بصورت عادت در خواهد آمد.

 

البته لازم به ذکر می باشد که در زمان بازنشستگی، مبلغی نیز

به عنوان پاداش بازنشستگی به فرد تعلق خواهد گرفت،

که آن هم می تواند مسکنی برای وضعیت جدید بازنشسته باشد

تا بتواند خود را دریافته یا کار جدیدی را آغاز نماید.

مسلماً افرادی که با این پول بجای سرمایه گذاری، تنها به خرید خانه،

ماشین یا وسائل خانه مبادرت می نمایند،کاری بسیار نادرست انجام

می دهند زیرا این تنها پولی است که بصورت یکجا به فرد داده میشود

و این شانس را خواهند داشت که با آن یک شغل جدید یا یک درآمد

جدید برای خود ایجاد نماید و نباید از آن بی فایده گذشت.

 

بازنشستگی و درآمد

 

بازنشستگی و سلامت:

یکی از اصلی­ترین مسائلی که یک فرد بازنشسته با آن مواجه است،

وضعیت سلامتی خود فرد است، اگر فرد، سبک زندگی خود را در زمان

اشتغال، با ورزش همراه نکرده باشد و فکری برای وضعیت بازنشستگی

خود ننموده باشد،مطمئناٌ با بازنشسته شدن، و در پی آن، خانه نشین شدن

فرد و عدم تحرک، همراه با کاهش انگیزه و روحیه، دچار برخی بیماریها و

ناخوشی ها خواهد گردید.

 

آنگاه ویروسها و میکروبهایی که در بدن وجود داشته و تا کنون بعلت اشتغال

به کار و داشتن تحرک، اجازه فعالیت در بدن را نداشته اند،

به سلولهای بدن حمله ور می گردند و جنگ بی امان آنان که تاکنون

بعلت انگیزه و داشتن روحیه، همیشه با سرافکندگی ویروسها و میکروبها

همراه بوده، حال با قدرت بیشتر آنها و ضعیف شدن بدن و روحیه،

با پیروزی آنها در این کارزار به پایان می­رسد.

 

اما در صورتی که در زمان اشتغال، برنامه ورزشی منظم و مستمری

برای خود داشته باشند و یا از نظر وضعیت تغذیه، مراقب غذای خود

بوده باشند، مطمئناً تا مدتها، این دوران را بدون مشکل طی خواهند نمود.

و یک توصیه آنکه اگر تا کنون از سبک درستی در زندگی استفاده

ننموده اند، باز جای نگرانی وجود ندارد، اگر هیچگونه ورزش یا اعتدال

در تغذیه ای در زمان اشتغال نداشته باشند، با روحیه جدید و استمرار در کار،

می توانند با شروع به ورزش – ترجیحاً پیاده روی به مدت ۳۰ دقیقه

در روز – این کمبود جدی را مرتفع و اعتدال را در تغذیه را نیز در دستور

کار خود داشته باشند. همین دو مورد خیلی ساده اما حیاتی،

می‏تواند تا مدتها به بدن در پیشگیری از بیماریها و عفوتنها در زمان

بازنشستگی کمک شایانی نماید.

 

بازنشستگی و خانواده:

یکی از مسائل خیلی مهمی که در پیش روی بازنشستگان پس

از فراغت از اشتغال قرار میگیرد و باید به آن مسئله نگاه متفاوت

داشته باشند، بحث خانواده می‏باشد.

در این بحث، اگر بازنشسته از بانوان گرامی باشند، این مسئله

خیلی راحت‏تر مرتفع گردیده و خانم همچنان رئیس بلامنازع منزل بوده

و با توجه به اینکه دیگر دغدغه محل کار را نیز ندارد، وضعیت خانه

بصورت معجزه آسائی تا مدتی، بهبود می‏یابد.

لکن اگر بازنشسته از آقایان باشند، و آن بازنشسته فاقد شغل و

تخصص خاصی باشد، به ناچار خانه نشینی را در پیش خواهد گرفت

که بدترین وضعیت ممکن را بدنبال خواهد داشت و شخصی که تاکنون

در بیرون از خانه مسئولیت تهیه درآمد خانه را داشته، حال با ماندن

در منزل و دیدن رفتارهای اطرافیان – اگر آدم خود ساخته‏ای نباشد-

در کار آنها دخالت نموده و محل امن و آسایش خانه را دچار التهاب می‏نماید.

توصیه اکید این است که اگر بازنشسته گرامی از آقایان محترم هستند،

حتی الامکان بدنبال شغل جدید رفته و خانه را همچنان به دست باکفایت

خانمها سپرده تا آنها به بهترین شکل، مدیریت خانه را به عهده داشته باشند.

بحث مهم دیگر در بخش خانواده و بازنشستگان، اشتغال فرزندان

بازنشستگان است، این مسئله بعد از بحث سلامتی، مهمترین دغدغه

بازنشستگان گرامی می‏باشد. در این خصوص بازنشسته سعی می‏کند

که فرزند خود را بجای خود، در همان اداره، شرکت یا سازمان مشغول

به کار نماید. و یک کار ۳۰ ساله بدون ریسک را برای فرزند خود مهیا نماید.

 

لکن توصیه اکید این است که از این کار صرف نظر نموده و سعی در

ایجاد اشتغال برای فرزند نموده و از خلاقیت‏ها و استعدادهای فرزند خود

در بخش‏های مورد علاقه آنان استفاده نمایند.

 

 

بازنشستگی و اطرافیان:

یکی دیگر از مسائلی که بازنشستگان بعد از فراغت از اشتغال

بصورت ملموس با آن مواجه می‏گردند، حث “نحوه رفتار بازنشسته

با اطرافیان” و “نحوه رفتار اطرافیان با بازنشستگان” می باشد،

در این جا بدلیل اینکه بازنشسته بعد از سالهای متمادی(۳۰ سال)

به سمت خانه هدایت می شود، مسلماً روحیه و اعصاب خود را نیز

به همراه جوانی خود در اداره به مصرف رسانده و حوصله اطرافیان

خود را ندارد، و مدام با آنها تنها از دریچه نگاه خود رفتار می‏نماید.

در این جا توصیه می‏گردد که تفاوت سن و تفاوت نگرش نسل‏ها

را مد نظر قرار دهند و این تقاضا را نداشته باشند که اطرافیان

بر اساس خواسته آنها عمل نمایند بلکه سعی در هماهنگی رفتار

خود با رفتار اطرافیان باشند.

 

بخش بعدی، نحوه رفتار اطرافیان با بازنشستگان گرامی می باشد،

با توجه به اینکه نحوه رفتار با کهنسالان و بازنشستگان،

نیاز به لطافت و شناختن ارزش و جایگاه آنان می‏باشد، لذا توصیه میگردد

که نحوه رفتار با کهنسالان و بازنشستگان را محترمانه و در حد و شأن

آنها در نظر بگیریم، و بدانیم که هر طوری که با آنها رفتار بنمائیم،

دقیقا بچه ها نیز از این رفتار پیروی نموده و همان رفتار را در زمان

بازنشسته شدن و کهنسالی، با ما انجام خواهند داد.

 

بازنشستگی و اوقات فراغت:

در زمان بازنشستگی، در صورتی که بازنشسته به شغلی دیگری

مشغول نگردد، تمام روز جزء اوقات فراغت آنها محسوب می‏گردد.

معمولاً بانوان گرامی بدلیل شرایط و روحیه خاص خودشان، اوقات فراغت

بازنشستگی را با فرزندان و دامادها و عروسها به سر می‏برند،

اما برخی از آقایان در زمان بازنشستگی، متاسفانه به پارکها پناه برده

و با هم کیشان و همسالان خود، روزگار میگذرانند.

 

در اینجا نیز پیشنهاد میگردد که بازنشستگان گرامی در صورت امکان،

اقدام به آموزش یک حرفه یا هنر جدید نمایند یا هنر و حرفه قدیمی خود

را بصورت جدیدتر مورد استفاده قرار داده و در سازندگی و آبادانی کشور

سهمی برای خود در نظر بگیرند و علاوه بر آن بر افزایش روحیه و شادابی

خود بیافزایند.

 

بازنشستگی و اوقات فراغت

بازنشستگی و تجربیات:

مسلم است فردی که سالهای عمر خود را در ادارات و سازمانها و

شرکتها به سر برده، دارای تجربیات بسیار و با ارزشی می‏باشد که این

تجربیات می تواند باعث پیشرفت و پیشبرد امور و فعالیت های کاری

دستگاههای اجرائی گردد.

 

در اینجا نیز توصیه میگردد که بازنشستگان گرامی اقدام به ثبت این

تجربیات گرانبها نموده و آن را در قالب مقاله یا کتابی منتشر نمایند.

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

لطفا آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

ولی بختیاری

مدرس اصول توانمندسازی پیشکسوتان(بازنشستگان)

 

توقع از دیگران در دوران بازنشستگی

توقع از دیگران در دوران بازنشستگی

 

وقتی از محل اشتغال ابلاغ بازنشستگی را دریافت می نمائیم،

و بعد از سالیان سال، کار و تلاش، مجبور به ترک محل کار خود می شویم،

و به خانه منتقل شده و در آنجا سکنی می گیریم، برای خود حقی برای خود

قائل می شویم، از آن جهت که سالیان دراز در آن محل اشتغال داشتیم،

پس محل اشتغال ما(دولت، صندوق بازنشستگی، کانون، مجلس و …)

می بایست، حالا که ما نیاز به کمک و یاری داریم، باید برای آسایش و راحتی

ما، تمهیداتی برای ما بیاندیشند و به اجرا درآورند.

 

همچنین با توجه به اینکه در کشور، ما شاهد خدماتی هستیم که کانون ها

و صندوق های دیگری که در سطح کشور هستند، برای اعضاء خود قائل می شوند.

و دقیقاً انتظار داریم که کانون/صندوق بازنشستگان محل اشتغال ما نیز، چنین

خدماتی را برای ما داشته باشند.

 

اینجا چند سئوال مطرح می شود:

  • آیا کانون/صندوق می بایست، خدماتی به ما بر اساس افکار و خواست
    ما ارائه نمایند؟
  • آیا کانون/صندوق های دیگر، دقیقاً همان مزایایی که ما می شنویم یا
    می بینیم، را دریافت می نمایند؟
  • ایا کانون/صندوق ما می تواند فراتر از خدماتی که هم اکنون ارائه
    می نمایند، خدماتی برای ما داشته باشند؟
  • و چندین سئوال دیگر، که در این مقاله سعی بر آن داریم که به
    بررسی آنها بپردازیم.

 

پس با ما همراه باشید.

 

 

توقع از دیگران در دوران بازنشستگی چیست؟

بزرگ‌ترین ناامیدی‌های ما در زندگی معمولا نتیجه‌ی توقعات نابجای ماست.
که این موضوع مخصوصا در روابط و تعاملات ما با دیگران در دوران بازنشستگی،
پر رنگ‌تر هم می‌شود. تعدیل انتظارات از دیگران، تا حدود زیادی از ناکامی‌های
بیخود و رنج‌های بی‌موردمان خواهد کاست، هم در زندگی خودمان و هم در
زندگی دیگران. همچنین می‌توانیم روی چیزهایی که واقعا با ارزش و مهم هستند
بیشتر متمرکز شویم.

 

توقع نابجا به چه معنا می باشد:

توقع داشتن: چشم براه بودن و انتظار داشتن و امید داشتن، چشم داشتن.

بی جا: بی‌هنگام؛ بی‌موقع، نادرست، بی‌سبب، بیخود، بیفایده، بیهوده،
بی مناسبت، نابهنگام، بی مورد، بی موقع، بی وقت، بی هنگام، نابجا،
نادرست، ناروا، ناشایست، ناصواب، نامتناسب، نامناسب، ناموجه، ناوارد

توقع بی جا، به توقعاتی  گفته می شود، که شما را چشم براه گذاشته
اما شاید در مواردی، این توقعات اصولی و منطقی باشد، اما وسیله رسیدن
به آن توقعات باید بدقت بررسی و مورد استفاده قرار گیرد.

در دوران بازنشستگی، که کاهش حقوق، عدم ارزشمندی، کاهش قوای
جسمانی، …. مسائلی برای ما بوجود می آورد، و در زمانی که ما تلاشی
برای رفع شدن این موارد نداریم، ما سعی می کنیم با توقع از دیگران برای
رفع آن مسائل، خود را از شر مسئولیت رها ساخته و خارج سازی خود از
این وضعیت را به گردن آنها بیندازیم.

 

 

چرا نباید از دیگران در دوران بازنشستگی، انتظار داشت؟

به  ۱۲ دلیل نباید از دیگران توقع داشت که برای زندگی شما کاری انجام دهند:

  • آنها نمی دانند که شما چه انتظاراتی دارید. در بسیاری از موارد،
    توقعاتی که ما از دیگران داریم را آنها نمی دانند، شاید در صورتی
    که بدانند، بتوانند تعدادی از آنها را انجام دهند، اما تا زمانی که ندانند
    ما چه مطالبی مورد نیاز داریم، باید چه مواردی را اجرایی نمایند؟

  • نباید انتظار داشته باشید که همه مطابق استاندارد شما، عمل نمایند.
    زیرا اخلاقیات هر فرد با فرد دیگری، متقاوت است، و شاید استانداردهای
    شما، مطابق استانداردهای باقی افراد نیست. شاید شما اهل گفتن
    کلمات رکیک نباشید، اما بعضی افراد دیگر، شاید مشکلی با این مسئله
    نداشته باشند. اینکه شما توقع داشته باشید که دیگران مطابق استاندارد
    شما رفتار نمایند، تنها باعث ناامیدی بیشتر در شما می شود. فقط سعی
    نمائید که خود به استانداردهای شخصی خود، پایبند باشید و اجازه
    همین کار را نیز به دیگران بدهید.

  • توقع نداشته باشید که دیگران مخصوصاً در این دوران با انواع مسائل،
    کامل باشند. هر کسی با توجه به زندگی خود، برای خود نسخه می پیچد
    و بر اساس آن عمل می کند، اینکه انتظار داشته باشیم، دیگران بی نقص
    باشند، کاملاً اشتباه است. این وسواس برای کامل بودن، موجب بسیاری
    از بیماری ها در این دوران می گردد. اجازه بدهید دیگران اشتباه کنند و از
    اشتباهاتشان درس بگیرند. به این فکر کنید که اگر هیچکس اشتباه نمی کرد
    دنیا واقعاً چه شکلی می شد. همه ما ربات هایی سرد و بی احساس بودیم
    که هیچ لذتی را در زندگی تجربه نمی کردیم.

  • توقع نداشته باشید که همه با حرف های شما، موافق باشند. تضاد آراء و
    عقاید در همه جا وجود دارد، حتی شما نباید انتظار داشته باشید که نزدیک ترین
    دوست شما، همیشه با شما موافق باشد. اگر همه با شما موافق باشند،
    آنگاه شما، نقایص کار خود را نمی دیدید و آنگاه ضربات شدیدتری دریافت
    می نمودید. و اگر قرار بود همه آدمهای دنیا یک جور فکر کنند، دنیا جای
    خسته کننده ای میشد. دیدگاه ها و عقاید متفاوت باعث می شود دنیا رشد کند.

  • توقع نداشته باشد، دیگران فکر شما را بخوانند. و بدانند که شما واقعا چه
    می خواهید، یکسری از افراد بینش بالاتری دارند و تا حدودی می توانند درک
    نمایند که شما چه می خواهید، اما تنها تعداد معدودی از این بینش برخوردارند
    و اکثریت افراد، فاقد این بینش هستند، پس تا سخنی نگفته باشید، کسی از
    نظرات شما آگاه نمی شود. اینکه شما نسبت به احساس دیگران حساس تر
    هستید به این معنی نیست که بقیه هم باید همه چیز را از نگاه شما بخوانند.
    همه دوست ندارند روانشناس باشند، به همین دلیل خودتان را خیلی روشن
    و واضح ابراز کنید تا دیگران مجبور نشوند که فکر و احساستان را حدس بزنند!
    گفتگوی صادقانه و آزاد روابط مستحکم تری میسازد.

  • از دیگران توقعات غیر منطقی نداشته باشید. در زمانهائی شما کارهائی برای
    افراد مختلف انجام می دهید، که شاید از حد انتظار آنها نیز بالاتر باشد، اما
    این دلیلی بر این نمی شود که آنها نیز متقابلاً همان کارها یا مشابه همان
    کارها را برای شما انجام دهند.

  • توقع اینکه در زمان شکست، دیگران شما را یاری دهند. همیشه دوستان
    خوبی وجود دارند که کارهائی برای رفع مسائل و مشکلات شما انجام
    می دهند، اما این نباید برای شما حقی ایجاد نماید که آنها تمام کارهای خود
    را کنار گذاشته و تنها به رفع مسائل شما همت بگمارند. آنها هم مسائل
    و مشکلات خود را دارند و همزمان که با شما هستند درگیر مسائل خود نیز
    می باشند. آنها شاید گاهی به شما کمک نمایند، اما مسلماً همیشگی
    نیست. و این عدم کمک به این معنا نیست که شما برای آنها ارزشی ندارید،
    بلکه شاید نشان از آن است که خود آنها هم به نوعی نیازمند کمک دیگران
    هستند.

  • توقع نداشته باشید که دیگران درکتان کنند، همه آدمها مسیر زندگی شما
    را درک نمی کنند. اشکالی ندارد، زندگی آنها نیست که آن را بفهمند، زندگی
    شماست. تا وقتی خودتان، خودتان را درک می کنید، نیازی نخواهید داشت
    که از دیگران تاییدیه بگیرید. آنوقت دیگر اینکه شما و زندگی تان را درک
    نمی کنند برایتان عذاب آور نخواهد بود.

  • توقع نداشته باشید که آنطور که شما با آنها رفتار می کنید با شما رفتار
    کنند. تازمانیکه همه آدمها باملاحظه تر شوند، باید بپذیریم که با ما بد رفتار
    کنند چون هنوز نمی توانند رابطه درستی حتی با خودشان داشته باشند.
    با دیدی مهربانانه به رفتار آنها نگاه کنید تا اگر آن اندازه که شما با آنها
    مهربان هستید، با شما مهربان نبودند، ناراحت و ناامید نشوید.

  • توقع نداشته باشید که دیگران همانی باشند که سال پیش بودند. آدمها
    برحسب تجربیات و شرایط زندگی خود به مرور زمان تغییر می کنند. همه
    آدمها هر روز در جنگی سخت دست و پنجه نرم می کنند و هیچکس جز
    خودشان واقعاً آن را درک نمیکند. پس وقتی میخواهید قضاوتشان کنید،
    این را به یاد داشته باشید. آدمها را با همه تغییراتی که داشته اند دوست
    داشته باشید، نه فقط وقتی با ایدآلها و استانداردهای شما همخوانی
    داشته باشند.

  • توقع نداشته باشید که همیشه همه چیز را با هم داشته باشند. توپ
    ترکش زندگی هرازگاهی به همه می خورد و برای آدمهای مختلف جمع
    و جور کردن خودشان ممکن است زمان متفاوتی طول بکشد. به دیگران
    محبت داشته باشید و درک کنید که همه آدمها همیشه همه تلاششان
    را می کنند. سعی کنید ارزش بیشتری به دنیا و به روابطتان بدهید و
    سعی نکنید دیگران را در اداره زندگی شان کنترل کنید.

  • اگر خودتان به خودتان عشق نداده اید، توقع نداشته باشید که به شما
    عشق بورزند. همه روابط با شما شروع شده و با شما تمام می شود.
    به همین دلیل اگر می خواهید کسی به شما عشق بورزد، باید اول در
    خودتان عشق بکارید. اینکه از دیگران برای اینکه با عشقی که خودتان
    نمی توانید به خودتان بدهید، بمبارانتان کنند استفاده کنید، فقط رابطهای
    غیرجدی و توام با عذاب خواهید داشت. وقتی رفتار محبت آمیزتری با
    خودتان داشته باشید، رابطه تان با دیگران زیباتر و غنیتر خواهد بود.
    «یادتان نرود که اول عاشق خودتان شوید.»

 

چگونه می توان تمرکز خود را از انتظار از دیگران، به انتظار از خود،
در دوران بازنشستگی، تغییر دهیم؟

با ۸ راه کار ذیل می توانید، توقع خود را از دیگران، کاهش دهید:

 

  • دیگران را به رسمیت بشناسیم : اهمیت قائل‌شدن برای استانداردهای
    رفتاری دیگران و پذیرش اینکه آن ها حق دارند بر خلاف عقاید و عادات
    مورد قبول ما رفتار و عمل کنند، به ما کمک زیادی می کند. نباید انتظار
    داشته باشیم همه افراد، همیشه و در هر شرایطی با حرف‌ها و منطق
    ما موافق باشند. چون آن‌ها هم آدم‌های مستقلی هستند که موافقت
    همیشگی با حرف‌های ما فرصت رشد و اظهارنظر را از آن ها می‌گیرد
    و خسته‌شان می‌کند.

  • در بیان توقع رک و راست باشیم: حرف‌زدن روشن و صادقانه در
    تحکیم روابط مؤثر است و دیگر نیازی نیست توقع داشته باشیم دیگران
    از حالات چهره و نگاه و حرف‌های مبهم ما، منظورمان راحدس بزنند.
    یعنی اگر از کسی انتظاری داریم بدون پرده و با استفاده از کلمات و
    به طور مستقیم و واضح توقعمان را بیان کنیم.

«پسرم من از تو انتظار داشتم که…»، «همسرم من توقع دارم که…»
کسانی که مدام سعی می‌کنند با ایما و اشاره به دیگران بفهمانند که
از آن‌ها توقع دارند، عموما آدم‌های ناکامی هستند. البته ظرفیت و پذیرش
«نه» شنیدن از جانب آن‌ها را هم باید داشته باشیم.

  • مسئول زندگی خودمان باشیم: مسئولیت زندگی خود را به تنهایی
    بپذیریم و بدانیم که برای حل مسائل ما قرار نیست دیگران دست به کار
    شوند. همان‌طور که ما هم قرار نیست مدام خودمان و زندگی‌مان را وقف
    برطرف کردن توقعات دیگران کنیم. همچنین بپذیریم که پاسخ ندادن به
    همه توقعات ما به این معنا نیست که ما را دوست ندارند و برایشان
    اهمیتی نداریم.

  • برای خودمان ارزش قائل باشیم: باید بپذیریم که این خود ما هستیم
    که زندگی خود را درک می کنیم و نیازی به درک و تأیید همیشگی از
    طرف دیگران نداریم. این خود ما هستیم که می توانیم به زندگی و مدل
    بودنمان عشق بورزیم. این خود ما هستیم که حالمان را خوب یا بد می‌کنیم.

  • تغییر رفتار دیگران را بپذیریم: تغییر همواره بخش مهمی از زندگی
    انسان هاست. بپذیریم که اطرافیان ما قرار نیست همیشه به یک شیوه
    با ما رفتار کنند و ممکن است به دلایل متعددی تغییر کنند و آدم قبلی
    نباشند و نظراتشان را تغییر دهند. بنابراین ما حق نداریم آنها را سرزنش
    کنیم. می‌توانیم در صورت عدم تحمل پیامدهای این تغییر برای خودمان،
    در روابطمان تجدیدنظر کنیم.

  • واقع‌بین باشیم: واقع‌بینی در زندگی می‌تواند توقعات و انتظارات ما را
    از دیگران متعادل کند. گاهی با انتظارات بیجا و خارج از توان افراد هم خود
    و هم طرف مقابل را آزار می دهیم. مانند رابطه زن و شوهری که اگر یکی
    از طرفین دائم متوقع باشد، بعد از مدت کوتاهی طرف مقابل خسته و آزرده
    خواهد شد. با آگاهی مناسب از واقعیت‌های زندگی خود و اطرافیان،
    می‌توانیم روی زندگی‌ کنترل صحیح و از دیگران توقع به جا و عاقلانه
    داشته باشیم.

  • مفاهیم مهم زندگی‌مان را تغییر دهیم: تغییر مفاهیم کامل و همه جانبه‌ای
    مانند «دوست بی‌عیب» یا «شغل عالی» که در کودکی به دنبال آنها بودیم،
    به مفاهیم قابل دسترسی نظیر «دوست خوب» یا «شغل رضایت‌بخش»
    می تواند میزان توقعات ما را متعادل کند.

  • باورهای غیرمنطقی: شناخت باورهای غیر منطقی نظیرانتظار تأیید از دیگران،
    زیاد از خود انتظار داشتن؛ وابستگی،کمال‌طلبی، درماندگی نسبت به تغییر و …
    از دیگر راهکارها در این زمینه است.

 

شروع انتظار از خود

افراد به ندرت دقیقا همانگونه که شما می خواهید، رفتار می کنند. امیدوارم در دوران
بازنشستگی، بهترین باشید، اما کمتر توقع داشته باشید. و به یاد داشته باشید که
میزان خوشبختی شما به طور مستقیم با اندیشه های شما و اینکه شما چگونه در
مورد چیزها فکر کنید متناسب است. پس همیشه سعی نمائید که در هر چیزی ارزش
ایجاد نمائید و از ایجاد توقع از دیگران بپرهیزید، تا احساس خوبی برای شما به یادگار بماند.

 

اگر این مقاله برای شما سودمند بود،

لطفاً آن را به دیگر عزیزان نیز هدیه نمائید.