نوشته‌ها

خاطره گوئی_1

یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

 

احترام به خود 6

به زور می توان با او همکلام شد، زیرا که هر سری که سعی می کنم

با او سر صحبت را باز نمایم، مدام از کمبودها، مشکلات و مسائل

بوجود آمده در زندگی فعلی خود داد سخن به میان می آورد.

              

البته این قصه تعداد از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز هست،

زیرا که در دورانی قرار گرفته اند که به زعم خود، همه چیز رو

به افول است.

              

اما آیا براستی شما نیز با این طرز تفکر موافق هستید؟

           

آیا بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) همه چیزها، به مانند حقوق و

درآمد، رو به افول است و کاری از ما بر نمی آید؟

             

آیا تنها باید به کمبودها و مسائل موجود در زندگی نگاه افکند؟

               

ما در این مقاله بر آنیم که تا جائی که ممکن است به سئوالات بالا،

پاسخ گفته و به این موضوع، نگاه جدیدی داشته باشیم.

                

با ما همراه باشید.

                

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است. را نیز مطالعه فرمائید.

                         

 

چرا یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

بلند پروازی2 6

همه ما در زندگی موقعیتهائی داشتیم که به خوبی با مسائل و

مشکلات آن، مواجه و مسائل آن را به طرز شگفت انگیزی

حل نموده و برای خود موفقیت هائی نموده ایم.

                 

اما چه می شود که در زمانهائی اصلاً به این موفقیت ها،

و حل مسائل توجه نمی نمائیم و تنها به نیمه خالی لیوان توجه

کرده و از اینکه قبلاً هم این نیمه خالی وجود داشته، لکن با

درایت و عملکرد ما، از نیمه پر لیوان استفاده لازم و بهینه

را بردیم، هیچ یادی نمی کنیم.

               

خودتان دیگر به خوبی می توانید به نگارنده حق بدهید که شما

نیز به همین صورت از خود و توانائیهایتان، بی خبر بوده و

یا اینکه خود را بی خبر نشان می دهید.

           

اما این وضعیت را تا چه زمانی می توانید ادامه دهید، آیا دیگر

نمی خواهید از زندگی خود، هر چند به قول شما کوتاه( لکن به

نظر نویسنده، هیچ زمانی کوتاه نیست و همیشه عمرهای طولانی

وجود دارد) استفاده کرد؟ آیا نمی توان از زندگی لذت برد و

استفاده خوب و مناسب نمود؟

                   

خود نیز کاملاً به این امر واقف هستید که چنین نیست و جواب

سئوال بالا، دقیقا منفی است و هر فردی در هر سنی و هر

موقعیتی می تواند دوباره زندگی خود را بازسازی نموده و بر

مسائل و مشکلات فعلی خود پیروز گردد.

          

تنها راه این است که پیروزی ها و بردهای خودمان در زندگی

را مجدداً یادآوری نمائیم.

         

با این یادآوری، انرژی شما بصورت اتوماتیک بالا رفته، و درست

مثل زمانی که آن پیروزی و افتخارات را کسب می نمودید،

بدن شروع به ترشح هورمون های شادی و نشاط نموده و بدن

همان حس را مجدداً دریافت می دارد.

                 

پس یک سئوال اساسی:

              

چرا ما خود را از داشتن چنین حسی محروم می نمائیم؟

              

مقاله شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

            

را حتماً مطالعه نمائید.

      

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یادآوری مجدد داشت؟

فرصت کوچک 6

این بخش را در دو مرحله انجام می دهیم:

مرحله اول اینکه ابتدا به داشته های فعلی خود نظری افکنده

و آنها را لیست می نمائیم، از قبیل اینکه:

                  

  • می توانیم نفس بکشیم، در حالی که همین الان، خیلی افراد آرزوی این را دارند که بتوانند بدون دستگاه و بصورت اتوماتیک، خودشان نفس بکشند.
  •                 
  • چشمانی داریم که هنوز توانائی دیدن دارند، شاید برای بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این دیدن با عینک باشد، و این در حالی است که هم اکنون افرادی هستند که آرزوی دیدن دارند، اما متأسفانه این نعمت را در بر ندارند.
  •  
  • گوشهائی داریم که به راحتی می شنوند، هر چند که شاید برای بعضی از گنجینه های نیروی انسانی، کمی سنگین شده باشد، اما باز می توانیم بشنویم، و اینها در حالی است که تعدادی از افراد هستند که از این نعمت محروم هستند.
  •  
  • هنوز توانی داریم که این جسم را جابجا کند، هر چند که باز شاید بخاطر افکار و رفتارهایمان، این توان کاهش یافته باشد، و امیدوارم بتوانیم با آموزشهای این سایت، این توانائی مجدداً به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بازگردد.
  •  
  • و بسیاری از مسائل و نعمت های دیگر که هم اکنون اگر درست به آن ها نگاه کنیم، هنوز داریم از این نعمت ها استفاده می کنیم، هر چند که تا زمانی که دچار مشکل نشویم، متوجه نمی شویم که چه فواید و خوبی هائی برای ما داشت.
  •  

در مرحله بعدی:

عکس ها و لوازمی که از موقعیت هایی که توانسته برای ما

افتخار کسب کند، را در معرض دید خود قرار میدهیم.

       

هر زمانی که احساس کردیم که دیگر هیچ امیدی برایمان

نمانده است و کمبودها و مسائل، خیلی زیاد درگیرمان ساخت،

با نگاه کردن به این عکس ها و لوازم می توانیم مجدداً آن

خاطرات و راه حل ها را به خاطر آورده و از انرژی های

آن زمان، در زمان فعلی سود برده و از احساس خوبی که

نصیبمان می نماید، به طرز فوق العاده ای استفاده نمائیم.

           

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

 

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

 

شکرگزاری و سپاسگزاری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

شکرگزاری و سپاسگزاری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟

با یکی از عزیزان پیشکسوت که به گفتگو مشغول بودم، او اکثر

صحبتهایش در خصوص مسائل و مشکلات دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بود و بیان می نمود که هنوز به این دوران

نرسیدی که ببینی که چقدر مسائل ریز و درست سر راهت قرار

میگیرد که دیگر حتی نمی توانی به خودت فکر کنی، چه برسد

به اینکه به فکر دیگران و گره گشائی از کار آنان و ورزش و

تفریح باشی.

  

شاید شما خواننده محترم نیز به مانند این عزیز، چنین افکاری

داشته باشید؟

  

آیا براستی هیچ چیزی در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) وجود

ندارد که بتوان برای آن شکرگزاری و سپاسگزاری نمود؟

     

آیا مسائل و مشکلات بوجود آمده در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) اجازه فکر کردن به خودمان را نمی دهد؟

       

و هزاران سئوال دیگر، که در هنگام گفتگو با آن پیشکسوت

(بازنشسته) در ذهن من جای گرفته بود، و می خواستم که جواب

آنها را دریابم.

     

در این مقاله بر آنم که پاسخ این سوالات و شکرگزاری و

سپاسگزاری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مورد بررسی

قرار دهیم.

           

 

سپاسگزاری چیست؟

سپاسگزاری در لغت، به معنای شکرگزاری؛ تشکر است.

 

و همچنین در آیه ۷ سوره ابراهیم قرآن کریم می‌فرماید :

 

لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ

 

اگر شکرگزار باشید نعمت را بر شما می افزاییم و

اگر کفران کنید عذاب من دردناک است .

 

از تقابل دو واژه‌ی «شکر» و «کفر» در این آیه می‌توان معنای

شکر را برداشت نمود. کفر به معنی پوشاندن است و کافر کسی

است که حقیقتی هویدا و واقعیتی آشکار را انکار می‌کند .پس

معنای شکر – که مقابل کفر است – عبارت خواهد بود از:

اظهار ، آشکار کردن و کتمان ننمودن . و شکر نعمت در واقع

همان اظهار نعمت است .

       

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شکرگزار و

سپاسگزار باشیم؟

طی تحقیقاتی که بر روی کسانی که تحت عمل قلب قرارگرفته اند،

انجام گرفت، مشخص شد افرادی که سپاس گزاری را به عنوان

یک فریضه دینی انجام می دادند، تا حدود یک سال بعد از عمل

بسیار کمتر از دیگر افراد دچار درد و مشکلات ناشی از پیوند

شدند و احساس خیلی بهتری نیز داشتند.

 

همچنین در تحقیق دیگری که دردانشگاه کنتاکی آمریکا انجام شد،

مشخص شد که اکثر افراد هشتاد سال به بالا که از شادابی و

سرزندگی بسیار خوبی برخوردارند و ظاهر جوانتری نسبت به

همسالان خود دارند ،افرادی شکرگزار و سپاسگزار بوده اند.

 

این تحقیقات نشان داده است که تشکر کردن، شادی و عواطف

مثبتی که در پی آن احساس می شود، می تواند تا ۷ سال بر

طول عمر فرد بیفزاید

 

اما اگر بدانیم که افراد سپاسگزار بیش از سایرین شاد؛ سرزنده،

خوشبین و امیدوار هستند و از رضایت فردی بیشتری در زندگی

برخوردارند شاید کمتر به دلیل تراشی و توجیه سپاسگزاری ها

بپردازیم

همچنین در این تحقیقات مشخص شده است که سپاسگزاری در

تعدیل تأ ثیرات ناشی از هیجانات منفی مثل حس رنجش، کینه،

انتقام، حرص و طمع بسیار موثر است و با ایجاد پایداری و

مقاومت در موانع و مشکلات نقش حمایت کننده دارد، زیرا

عواطف مثبت را درشخص بالا می برد.

 

         

برای چه چیزهائی باید شکرگزار و سپاسگزار باشیم؟

براستی چیزی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) وجود ندارد

که بابت آن بخواهیم سپاسگزار و شکرگزار باشیم؟

 

زمانی که به دور و بر خودمان بنگریم، و سری به آمار بزنیم،

خواهیم دید که خیلی چیزهائی که الان داریم و خودمان نمی بینیم،

مورد درخواست خیلی از افراد دیگر است.

 

ما در حال حاضر، مالک خیلی از دارائیهائی هستیم که تعداد بسیار

زیادی، فاقد آن دارائی هستند و درجهت کسب آن دارائی، حاضر

هستند که فعالیت های بسیار زیادی داشته باشند و مبالغ فراوانی

نیز هزینه نمایند.

 

از آن جمله می توان به حس بینائی اشاره داشت، که بسیاری از

عزیزانی که هم اکنون از نعمت بینائی برخوردار نیستند و

بی نهایت از عدم وجود بینائی رنج می برند، حاضر هستند که

مبالغ بالائی برای بدست آوردن آن هزینه نمایند.

 

حس شنوائی یکی دیگر از آن نعماتی است که ما داریم و چون

براحتی برای ما کار می کند، از آن بی بهره هستیم، که در بعضی

از گنجینه های نیروی انسانی، با ازدیاد سن، این حس، کم کم از

دست می رود و آنگاه به سمعک و دیگر تجهیزات برای شنیدن،

آن فعالیتی که در طول عمر، هیچگاه به آن فکر نمی کردند،

متوسل می گردند.

 

و هر یک از حس های شش گانه که داریم، نیز به همین شکل

می باشد و در خصوص هر یک می توان ساعتها مطلب نوشت

و گفت.

نعمت هائی که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) فقط به دلیل

رسیدن به این دوران، وجود دارد که می توان برای آن سپاسگزار

و شکر گزار بود، از قرار ذیل می باشد:

 

  • تجربه که به علت سالیان سال، کار و تلاش در ادارات و
  • سازمان ها و محل های کار، کسب نمودیم و این تجربه را
  • خیلی از افرادی که حتی با مدارج بالا تحصیل نموده اند،
  • فاقد آن می باشند.
  • تخصصی که به علت، گذراندن سالیان سال، کار در محل کار،
  • بدست آوردید، و بسیاری از افراد حاضر هستند برای استفاده از
  • این تخصص، بهای بالائی را بپردازند.
  • خیلی از عزیزان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)، نوه هائی
  • دارند که زندگی را برای آنان شاد و با نشاط می نماید و هیچ
  • یک حاضر نیستند، این لذت را با چیزی عوض نمایند.
  • دوستان خوبی که در دوران اشتغال، تمام امتحانات ممکن را
  • از سر گذرانده و هم اکنون، می توان به آنها اعتماد داشت و
  • لحظات خوب و با نشاطی را برای خود فراهم نمود.
  • رسیدن به این سن، زیرا بسیارند، کسانی که هنوز به سن
  • پیشکسوتی(بازنشستگی) نرسیده، چوب خطشان پر شده، و
  • از دار دنیا، می روند.

و … خیلی از مسائل دیگر که اگر بخواهیم، می توانیم، باز هم

ساعتها بنویسیم، فقط کافی است که به خودمان و داشته هایمان

درست بنگریم.

            

 

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شکرگزار

باشیم؟

در ابتدا لازم است که به داشته هایمان نگاه جدیدی داشته باشیم و

به آنها طوری که نگاه کنیم که شاید تا لحظات دیگر، آن را از

دست می دهید. چطوری از آن سپاسگزاری و شکرگزاری

می نمائید؟

 

سپس حال شکرگزاری را در خود بوجود بیاورید

و با خلوص نیت از خدای مهربان شکرگزاری نمائید.

بجای غصه بابت نداشته ها، بخاطر داشته ها، شکر گزار باشید

و بدانید، نداشته ها و داشته ها، در کنار هم زیباست.

 

سعی نمائید که بصورت احساسی به هر چیزی نگاه نموده و

موارد سپاسگزاری و شکر گزاری را در آن یافته و شروع

به سپاسگزاری نمائید.

 

یک دفتر شکر گزاری داشته باشید. هر روز پنج چیز جدیدی

که از آنها شکرگزار بودید را در دفتر یادداشت کنید. شاید در

ابتدا راحت باشد، اما رفته رفته می بینید که باید بیشتر به

اطراف دقت کنید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود، آن را به دیگر عزیزان

نیز هدیه نمائید.

مرگ پاداش است یا مکافات؟

مرگ پاداش است یا مکافات؟

در زمانی که مادر خانمم در قید حیات بود، هر زمان صحبت از مرگ

می شد، وهمه از مشکل و مسأله ومصیبت ذکر می نمودند، ایشان با

ناراحتی اظهار می داشت که اینطور نیست ومرگ یک نعمت است، و

اگر مرگ نباشد، یعنی خدا نعمتهایش را برای انسان کامل ننموده است

و همیشه از مرگ، بعنوان نعمت نام می برد.

      

پس از مراسم خاکسپاری، همیشه این سئوال در ذهن من بود، کسی

که چنین با مرگ، مأنوس بود، چگونه خود را به این وادی سپرده

است. و این سئوالات ادامه داشت تا در شب چهارم پس ازفوتش

بود که به خوابم آمد و از من در خصوص نحوه رفتنش سئوال نمود

و پرسید “میدانم که در فکری که من چگونه رفتم و از نحوه و

چگونگی برخوردم با مرگ سئوال داری؟” و آنگاه خودش اعلام

داشت که خیلی راحت با این قضیه کنار آمده و نحوه رفتنش را

بیان نمود که آمد و روی تخت دراز کشید و رفت، و زمانی که

نحوه رفتنش را از اقوام و برادر خانمم، پرسیدم، دقیقاً همانطوری

که خودش تعریف نموده بود، اعلام نمودند.

     

واقعاً مرگ پاداش و نعمت است یا مکافات؟

         

چرا ما از مرگ، هراس و نگرانی داریم؟

       

آیا واقعاً باید از مرگ ترسید؟

        

ما در این مقاله بر آنیم که به این موضوعی که یکی از

مشغولیات فکری اکثریت افراد مخصوصاً در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) است، نظری بیفکنیم و آن را مورد بررسی قرار

دهیم.

          

مرگ چیست؟

مَرگ در زیست‌شناسی پایان زندگی موجودات زنده و در پزشکی

به معنای توقف برگشت‌ناپذیر علائم حیاتی است. و در متن‌های

دیگر رشته‌ها، ممکن است به نابودی کامل یک روند، یک

وسیله یا یک پدیده اشاره کند.

 

                    

پاداش چیست؟

پاداش در فرهنگ لغات عبارت است از: اجرت، اجر، انعام،

بخشش، ثواب، جایزه، جزا، دسترنج، صله، عطیه، مزد،

 نتیجه.

 

                  

مکافات چیست؟

مکافات در فرهنگ لغات عبارت است از: عقوبت، جزا، کیفر،

تلافی،  گرفتاری، دردسر، وضع دشوار، سختی، زحمت.

 

             

چرا بعضی از افراد از مرگ می ترسند؟

در یکی از کلاس ها که بودم، استاد در خصوص آیه ۷ و ۸

سوره زلزال که مشغول توضیح بود، به سرگذشت دو تن از

خوبان روزگار رسید و از آقای مصلی نژاد که مدیر بنیاد

فرهنگی مصلی نژاد است که از خیرین هستند و عشق را

به همه ارزانی داشتند، نام بردند.

و نیز آقای اکبر ابراهیمی که از خیرین بزرگ هستند و تا کنون

حداقل ۱۰۲ مدرسه و ۸۰ مسجد و ۲۰۰۰ کامیون جهیزیه برای

خانواده ها تأمین نموده است و در حال حاضر نیز سرپرستی

بیش از ۱۰۰ بچه بد سرپرست و بی سرپرست را به عهده دارد

و مشغول پرورش آنها به عنوان نخبگان، جامعه هستند، نام بردند.

در همان شب، سئوالی ذهنم را به خود مشغول داشت، که اگر

همین الان، مرگ به سراغ هر یک از بزرگواران فوق برود،

آیا آنها، لحظه ای درنگ خواهند نمود، و آیا براستی مثل ما

از مرگ می ترسند؟

    

نظر شما در این خصوص چیست؟

     

اما از نظر نگارنده، هر دو این عزیزان و هر فردی که کارنامه

خوب و مثبت دارد، به هیچ وجه، اجازه ترس از مرگ را به خود

نمی دهد و در زمان روبرو شدن با آن نیز، مطمئناً با آغوش باز

آن را خواهند پذیرفت، چون مثل ما، درگیر حل و فصل خیلی از

مسائل خود نیستند و هر زمان آماده ارائه خدمات بیشتر به افراد

دیگر هستند.

        

البته امکان دارد، بعضی از خوانندگان، مثل چند سال قبل نگارنده

فکر کنند که هر کسی که ثروتمند است، حتماً … است، فکر نمایند،

لذا از خوانندگان درخواست می نمایم، حداقل در خصوص این دو

فرد، تحقیقاتی داشته باشند.

        

باز امکان دارد، که این سئوال مطرح گردد که خوب این ها جزء

استثناء ها و نوادر جامعه هستند. قبول، مگه هر کسی را در قبر

کسی دیگر می خوابانند، هر فردی فقط کارها و اعمال خود را

به همراه خود می برد. و چه خوب است که ما نیز سعی نمائیم که

کوله بار خود را از اعمال و رفتار خوب و مناسب تکمیل

نمائیم.

       

 

چطوری می توان با ترس از مرگ در دوران پیشکسوتی

     

(بازنشستگی) کنار آمد؟

نمی خواهم مثل خیلی از مقالات که در خصوص کنار آمدن با ترس

از مرگ، بندها و آیتم های مختلفی را اشاره و آنها را به خوانندگان

عزیز توصیه نمایم. اما می خواهم از افرادی که در این زمینه

مهارت لازم را به دست آورده اند و با این مسأله به خوبی کنار

آمده اند، همانند آن دو بزرگوار، درس بگیریم و سعی نمائیم

که تنها رسالت خویش را در این دنیا شناخته و در راستای اجرای

آن رسالت پیش رویم. مسلماً اگر چنین امری پیش آید، دیگر

جائی برای اظهار نگرانی و ترس نداریم، از رفتن نیز هراسی

نداریم و چون هراسی نداریم، در زندگی دیگر به آن فکر

نخواهیم نمود.

       

پس لازمه کنار آمدن با ترس از مرگ، تنها به عملکرد ما و

رفتارهای ما و رسالت ما، بر می گردد و اینکه تا چه حد

توانستیم، وظائف خودمان را که برای آن پا به این جهان

گذاشته ایم و برای هر فردی، منحصر به فرد می باشد،

عمل نموده ایم.

        

 

 

بالاخره، مرگ پاداش است یا مکافات؟

        

خوب بهتر است دیگر شما، به این سئوال پاسخ دهید، آیا مرگ،

پاداش است یا مکافات؟

          

مسلم است، مرگ نیز مانند امتحان است، کسی که خود را برای

آن مهیا نموده است و تکالیفش را به خوبی و به موقع انجام داده

است، به نشاط خاصی به جلسه امتحان وارد می شود و موقع

دریافت برگ سوالات، با لبخند شروع به پاسخ دادن به سئوالات

می نماید. حال اگر ما خودمان را برای انجام امتحان آماده

ننموده باشیم، مطمئناً از زمان وقوع امتحان وحشت داشته و ترس

و استرس تمام بدن ما را در بر می گیرد.

 

 

پس مرگ نیز بمانند جلسه امتحان، برای هر فرد، بسته به

عملکرد خود او معنی و مفهوم خاص دارد.

           

این ما هستیم که انتخاب می کنیم، بانشاط به استقبال مرگ

و امتحان برویم، یا با ترس و اضطراب؟

 

انتخاب با ما و شما!!!!!!!!

 

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود، پیشنهاد می شود، آن را

با عزیزان خود به اشتراک بگذارید.

          

خواهشمند است نظرات گهربار خود را با ما در میان بگذارید.