نوشته‌ها

دانش ارتباط مؤثر نیز در دوران پیشکسوتی

تجربه به تنهائی کافی نیست، دانش ارتباط مؤثر نیز در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) لازم است.

تجربه به تنهائی کافی نیست، دانش نیز در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) لازم است.

در حال گفتگو با یک دوستی بودم که از ایشان در خصوص روابط با

پدرشان پرسیدم که به من گفت که شما نسل گذشته، با وجودی

که منبع تجربه هستید، اما نمی توانید با ما نسل جدیدتر صحبت

کنید و تمام حرفهای شما، به صورت فرد کنترگر، است و متأسفانه

هیچ یک هم حاضر نیستید این نقیصه را بپذیرید.

همانجا به فکر رفتم که چرا ما و عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

با نسل جدید، گاهی اوقات مشکل داریم و حرفهای یکدیگر را

متوجه نمی شویم و چرا آنان متوجه محبت ما نمی شوند و ما

را افراد ۱۰۰ سال پیش دانسته و از ما فاصله می گیرند.

بعد از بررسی متوجه شدم که درست است که ما و عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) دارای تجربه و مهارت لازم در انجام امور

هستیم لکن از یکسری از دانش ها، که باید چاشنی این تجربیات

ما شود، غافل بودیم و بخاطر همین نتوانسته ایم با نسل جدید،

ارتباط برقرار نمائیم.

 

تجربه چیست؟

بر اساس تعریفی که از تجربه در ویکی پدیا آمده است: تجربه

عبارت است از آزمودگی در مفهوم عمومی به همه مهارت ها و

دانسته ها، از برخی پدیده ها و موضوعات که ناشی از برخورد با

آن موضوع و درگیری با آن پدیده در خلال دورانی معین است،

اطلاق می شود.

و این همان چیزی است که معمولاً ما و عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) در طول سالیان دراز خدمت در محل کار خود بدست

می آوریم.

 

دانش چیست؟

علمی است که ما یاد می گیریم و در زندگی به کار می بریم.

و مشخص است که ما در طول زندگی تنها یک سری از علوم را یاد

گرفته ایم و بیشتر علومی است که در مدارس یا دانشگاه ها با ما

آموخته اند.

اما آیا این علوم نظری برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کافی است؟

 

 

چرا دانش در کنار تجربه نیاز است؟

همان گونه که متوجه شدیم، تنها تجربه برای رویاروئی با مسائل

و مشکلات دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کفایت نمی کند و

در این دوران، یکی از مهمترین دانش هائی که باید به همراه تجربه

به کار ما بیاید و مشکل گشای ما در این دوران طلائی گردد و زندگی

ما را به سوی شادی و نشاط رهنمون سازد، دانش ارتباط مؤثر

می باشد و همان دانشی که متأسفانه در هیچ مدرسه و

دانشگاهی تدریس نمی شود.

اگر ما دانش ارتباط مؤثر را بیاموزیم و به خوبی در کنار تجربه خود

به کار ببندیم، می توانیم حداقل به فرزندان خود، مسائل زیادی را

بیاموزیم.

اگر ما دانش ارتباط مؤثر را بیاموزیم و به خوبی در کنار تجربه خود به

کار ببندیم می توانیم تخصص و مهارت خود را به دیگران آموزش

بدهیم.

اگر ما دانش ارتباط مؤثر را بیاموزیم و به خوبی در کنار تجربه خود به

کار ببندیم می توانیم به تجربیات چندین ساله خود را با دیگران به

اشتراک بگذاریم.

پس راه ارتباط مؤثر بر قرار کردن با دیگران، مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) آموزش مهارت و دانش ارتباط مؤثر

می باشد.

 

چگونه دانش لازم ارتباط مؤثر را برای دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) دریافت داریم؟

 

حال می رسیم به اینکه ارتباط مؤثر چیست و چگونه باید از آن

استفاده نمائیم.

در اینجا ده نکته اساسی برای ایجاد ارتباط مؤثر را شرح میدهیم:

 

اول: شنونده خوبی باید باشیم:

تا زمانی که نتوانیم مهارت خوب گوش دادن را در خودمان پرورش

دهیم، نمی توانیم ارتباطی خوب با دیگران بر قرار کنیم، همه ما

گوش میدهیم، لکن گوش دادن واقعی با گوش دادن معمولی

بسیار متفاوت است. در گوش دادن واقعی، ما توجه کامل به

صحبت های طرف مقابل داریم و اگر این گوش دادن واقعی اتفاق

بیفتد، طرف مقابل نیز مقابله به مثل نموده و او نیز به سخنان ما،

بصورت واقعی گوش میدهد.

 

دوم: ایجاد حسن همدردی در خود:

همانگونه که میدانید، ارتباطات کاملاً یک جاده دو طرفه است، و

سعی نمائید که در ابتدا، حس طرف مقابل را به خوبی درک نمائید

و در صورتی که شخص مقابل شما خسته است، اصرار به صحبت

و ایجاد ارتباط ننمائید، زیرا در آن صورت(اصرار بیهوده)، اگر کوچکترین

ارتباطی نیز وجود داشته باشد، آن ارتباط بطور قطع به نابودی منجر

می شود. پس سعی کنید خود را برای نظر مخالف شخص مخالف

آماده کنید تا از استرس و اضطراب که گه گاه حین مکالمه و تلاش

برای برقراری ارتباط رخ می دهد، بکاهید.

 

سوم : ساده و مختصر گفتن

معمولاً وقتی ما که سن و سالی از ما گذشته، در زمانی که

میخواهیم مطلبی را برای دیگران بازگو نمائیم، سعی می کنیم

که تمام جزئیات آن را نیز مطرح نموده و یک مطلب را بارها و بارها

برای شخص مقابل تشریح می نمائیم.

این طور بیان مطالب شاید برای شما جالب باشد، اما مسلماً برای

طرف مقابل نه تنها جالب نیست که در برخی موارد زجرآور

می باشد، لذا در ذیل فرمولی را برای شما بازگو می نمائیم که

بتوانید به وسیله آن، مطالب خود را بسیار ساده و مختصر بیان دارید.

و این فرمول چیزی نیست غیر از “بیان مقدمه، بیان دلیل، بیان

اطلاعات، قسمت پایانی و پیگیری”

و بصورت خیلی ساده لطفاً در صحبت های خود روده درازی ننمائید

تا شنونده گوش خود را بر روی صحبت های شما نبندد و به فکر

راه فرار نباشد.

 

چهارم: حتما و حتماً شنونده خود را کاملاً بشناسید:

در این خصوص اگر به کار سخنرانان توجه داشته باشید، همه آنان

قبل از شروع سخنرانی، ابتدا سعی در شناسائی مخاطبان خود

دارند و سخنان خود را بر اساس اینکه شنونده چه فردی است، تهیه

و ارائه می نمایند. و آنان خوب می دانند که چه حرفی را چگونه و

در چه زمانی و به چه کسی باید گفته شود.

کاملاً مشخص است که نوع و روش صحبت شما با فرزندتان و با

همسرتان و با افراد غیر بسیار متفاوت است، پس صحبت های خود

را با توجه به شخصیت طرف مقابل، تهیه، و ارائه نمائید.

 

پنجم: توقف حواس پرتی در هنگام صحبت:

در هنگامی که با شخص مقابل در حال گفتگو می باشید، مشخص

است که کلیه کارهائی که حواس شما را پرت می نماید، مانند کار

با تلفن همراه یا صحبت با تلفن همراه و ….، بسیار زشت و ناپسند

است زیرا شخص مقابل از شما انتظار دارد که تمام حواس خود را

جمع صحبت های او نموده و از موارد حواس پرتی، دوری کنید تا

نهایتاً یک مصاحبه کوتاه و بهینه شکل گیرد.

 

شش: طرح نمودن سئوال و پرسش آنها.

در زمان صحبت با شخص مقابل، سعی نمائید از صحبت های طرف

مقابل  چند سئوال تهیه و در هنگام صحبت از او بپرسید، به این

طریق به او نشان میدهید که به صحبت های اول گوش داده و

علاقمند بقیه صحبت های او هستید. همچنین اگر در طول صحبت

مطلبی را به اشتباه دریافت نموده باشید، با ارائه سئوال و پاسخ

طرف مقابل، این سوء تفاهم برطرف می گردد.

 

هفتم: داستان گوئی:

قدرت داستان را فراموش نکنید و بدانید که داستان ها بسیار

قدرتمند هستند. داستان ها، مغز را فعال، ارائه ها را جذاب، ما

را قانع کننده تر، و حتی در مصاحبه ها، به موفقیت ما کمک میکند.

 

هشتم: آمادگی ذهنی برای مدیریت و شروع یک

گفتگوی کوتاه

اگر همیشه خود را برای مدیریت و شروع یک گفتگوی کوتاه با هر

فردی، آماده نگه دارید، این هنر شما را نشان میدهد. شما

می توانید برای اینکار از مسائل خانواده، شغل، رویا، تفریح و

سرگرمی های خود استفاده کرده و آن مطالبی را که جنبه شخصی

ندارد، را با دیگران به اشتراک گذاشته و شروع کننده یک گفتگوی

دلچسب کوتاه باشید.

 

نهم: تمرین در عدم استفاده از کلمات غیر ضروری

در این سن، گاهی اوقات بر اساس گرفتاری هایی که گریبانگیر

برخی افراد می گردد، کلمات و جملات را فراموش می نمائیم و از

برخی کلمات غیر ضرور مثل “اومم” یا “خب” استفاده می نمائیم.

اگر با تمرین بتوانیم هر چه کمتر از این لغات و کلمات غیر ضرور

استفاده نمائیم، اعتماد به نفس ما را نشان میدهد.

 

دهم: توجه به زبان بدن

 هر چند که در برخی از موارد، زبان بدن کاربردی که در جاهای

مختلف گفته می شود، کارآئی ندارد، لذا توجه به این زبان، گاهی

اوقات می تواند گره گشای برخی از مسائل گردد.

مثلاً می خواهید با همسر خود صحبت نمائید اما در عین حال،

دست به سینه نشسته اید، یا اینکه در حال گوش دادن، همیشه

در حال کار با تلفن همراه هستید. این زبان بدن، می تواند به ارتباط

شما، آسیب جدی وارد نماید زیرا که نشانه های ناگفته، و

نانوشته، غالباً آشکارتر از چیزی که ما فکر می کنیم عمل می کنند.

هیچوقت فراموش نکنید که در یک ارتباط کلامی موثر، دقت به زبان

بدن (مانند ارتباط چشمی، محکم ایستادن و غیره) بسیار مهم

است چرا که بدون نیاز به حرف زدن، راز توجه یا بی توجهی افراد

را برملا می کند.

 

اگر احساس کردید که این مقاله برای شما مفید بود، با اشتراک

گذاری آن به دیگران نیز کمک نمائید تا علاوه بر داشتن تجربه به

داشتن ارتباط مؤثر نیز مسلح شده و موارد بسیاری را از سر راه

خود کنار گذارند.

 

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR
VBAKHTYARI@GMAIL.COM

اعتبار هر فرد برای زندگی تا پیشکسوتی

اعتبار هر فرد برای زندگی تا پیشکسوتی(بازنشسته) است یا تا پایان عمر؟

اعتبار هر فرد برای زندگی تا پیشکسوتی(بازنشسته)

است یا تا پایان عمر؟

بارها و بارها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را دیدم که تا

زمانی که سرگرم کار و تلاش هستند و در ادارات مشغول کار

هستند، برای خود اعتبار لازم برای زندگی کردن را داشتند و

چنان به شغل خود چسبیده اند که کسی این عزیزان را

مشاهده نماید، از آنان انرژی لازم را کسب نموده و خود نیز

به کار و تلاش ادامه میدهد.

اما گاهی اوقات یک اتفاق این جنب و جوش را دست خوش

تغییرات می نماید و آن ابلاغ حکم پیشکسوتی

(بازنشستگی) است. به محض دریافت این حکم، تعدادی از

این گنجینه های گهربار نیروی انسانی، به ناگاه، انگیزه خود

را از دست داده و مثل کسی که اعتبار خود را در بازار از

دست داده و مقدار زیادی چک در دستش باقی مانده است،

از داخل تهی شده و خود را کاملاً خانه نشین کرده و

در نتیجه، زمین گیر و … می نماید.

براستی چه اتفاقی می افتد که تنها و تنها، با یک برگه،

چنین رخداد عظیمی برای تعدادی از پیشکسوتان پیش

می آید.

آیا این برگه چنین پرقدرت است، یا اینکه مانند باطری ها،

ما نیز تا یک زمانی انرژی داشته و بعد از آن بلافاصله، انرژی

ما تحلیل رفته و به صفر میرسد؟

یا اینکه ما اعتبارمان را به محل کار و اشتغال خود وابسته

نموده ایم و به محض اینکه محل کار را ترک میکنیم، در افکار

خود، اعتبار خود برای زندگی کردن را نیز از دست رفته

می دانیم؟

در این مقاله سعی نموده ام به این بحث که برای تعدادی

از این عزیزان، اتفاق می افتد، نظری بیفکنیم.

 

اعتبار چیست؟

در ابتدا معنی اصلی اعتبار را می یابیم و آن اعتماد و

اطمینان است

و مشخص است که این اعتماد و اطمینان در مورد زندگی

و کار و تلاش، باید در طول زندگی ادامه داشته باشد و نباید

این اعتبار به جائی یا فردی اتصال پیدا کند که با رفتن او یا

جدا شدن از فرد یا محلی، آن اعتبار زیر سئوال برود

مانند جوانانی که به فردی علاقمند می شوند و بعد از مدتی،

که شعله عشق خاموش گردید و معایب هر یک برملا گردید،

معمولاً این دو از هم جدا میشوند و کسانی که فکر می کردند

به هیچ عنوان بدون یک دیگر نمی توانند زندگی کنند، به ناچار

باید این حقیقت را بپذیرند و در بعضی از مواقع، یکی از این

افراد، تحمل شکست و جدائی را ندارد، و متأسفانه به

راه های غلط رو می آورد.

 

چرا باید باور کنیم که اعتبارمان تا پایان عمر است، نه

تا زمان پیشکسوتی (بازنشستگی)؟

اگر ما باور نداشته باشیم که اعتبار ما تا پایان عمر است، نه

تا لحظه پیشکسوتی(بازنشستگی)، میتوانیم با همان انرژی

و با همان انگیزه می توانیم باقی عمر که حداقل شاید نیمی

از عمر و شاید بیشتر را شامل میشود، با سلامتی، شادی و

نشاط طی نمائیم. برای همین لازم است که ما باور کنیم که

باید این اعتباری را که برای خود داریم تا پایان عمر خویش به

همراه داشته باشیم.

باید باور داشته باشیم که تنها خودمان میتوانیم به خودمان

اعتبار بدهیم و این اعتبار از هیچ شخص یا محل یا مکان خاصی

به ما داده نمی شود که با رفتن یا جدا شدن از فرد یا محل،

آن اعتبار نیز از درجه اعتبار ساقط شود، پس بنابر این، باور

داشته باشیم که خودمان تنها کسی هستیم که تأئید کننده

اعتبار برای زندگی کردن بصورت شاد و با نشاط و سلامت

می باشیم.

 

چطوری می توان باور زندگی کردن تا پایان عمر،

جانشین بازنشسته شدن(پیشکسوت شدن) نمود؟

همانگونه که در بالا نیز بارها عنوان شد، تنها باید اتصال خود

را از افراد و اماکن مختلف قطع نمود و به سوی آئینه رفته و

کسی را که به شما اعتبار زندگی کردن میدهد را ملاقات و

با او به مذاکره برخیزید.

در آن مذاکره که مسلماً به سود شما خواهد بود، موارد

متعددی مطرح خواهد شد، که دادن اعتبار زندگی خوب و سالم

و با نشاط تا پایان عمر، یکی از دستاوردهای آن مذاکره خواهد

بود و همیشه این را به خود بگوئید که خودتان مسئول زندگی

خود و اعتبار دهنده خودتان هستید.

 

حال چه باید کرد؟

حال که متوجه شدیم، فرمان زندگی در دستان کسی غیر

از خودمان نیست، پس با یک تصمیم، حرکت به سمت

پیشرفت را آز همین لحظه آغاز می نمائیم.

حرکتی که زندگی دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ما را

با سلامتی، شادی و نشاط همراه سازد

 

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی پیشکسوتان(بازنشستگان)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

 

لباس پوشیدن در دوران پیشکوتی

لباس پوشیدن در دوران پیشکوتی(بازنشستگی) به چه صورت باید باشد؟

لباس پوشیدن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به چه صورت باید باشد؟

یکی از مسائلی که همواره برای نگارنده سوال ایجاد

می نمود این است که چرا بعضی از عزیزان بازنشسته،

با ورود به دوران بازنشستگی، دست از خود شسته و دیگر

نه تنها به لباس پوشیدن خود توجه نمی کنند، بلکه بیشتر

از آن نیز به خود نیز بی توجه هستند.

در صورتی که لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی، خود

تابع قوانین و مقرراتی است و با توجه به تغییر وضعیت بدن،

نیاز بدن به لباس نیز تغییر یافته و لباسهای متفاوتی نیز باید

تهیه و استفاده نمایند.

در بررسی هائی که بعمل آمد، دستاوردهائی بدست آمد

که عزیزان و دوستان دیگری نیز به این امر پرداخته اند، از

آن جمله:

دکتر فرید فدائی (روانپزشک) از دید اینکه وظیفه لباس

چیست به این مقوله نگریسته و چهار عامل مؤثر بر پوشاک

در این دوران را از جمله: محافظت در برابر آب و هوا، پوشش

بدن و مسائل اخلاقی، تزیین و جلب توجه و نمایش شغل یا

درجه اجتماعی را بیان نموده اند و در مقاله ای که ارائه

نموده اند و اعلام داشتند که تولید کنندگان پوشاک به

خواست و نیازهای این قشر از عزیزان توجه نمی کنند، در

حالی که از اهمیت پوشاک مناسب برای بازنشستگان

کاسته نمی شود.

و مشخصاتی برای لباس بازنشستگان مطرح نمودند که از

آن جمله می توان به آزاد بودن لباس جهت اجازه تهویه به

پوست برای جلوگیری از بیماری های پوستی در آینده،

اشاره داشتند و نیز این مطلب را فرمودند که پوشاک، نقش

عمده ای در سلامت روانی و جسمی فرد میتواند ایفا کند.

و نیز آقای دکتر علی باغبانیان (روانپزشک) نیز هشت شرط

برای پوشاک بازنشستگان مطرح نمودند که از آن جمله

می توان به :

  • ۱- مناسب با فصل باشد.
  • ۲- شاد باشد
  • ۳- تنوع داشته باشد
  • ۴- پوشیده باشد
  • ۵- طبیعی باشد
  • ۶- بدون اجبار باشد
  • ۷- بدون استفاده از شوینده های قوی باشد
  • ۸- بدون وسواس باشد

که میتوان برای هر یک از موارد فوق، نکاتی را نیز مطرح

نمود.

دکتر باریک بین نیز با بیان اینکه معمولا آنها پوست حساس

و خشکی دارند. به طور طبیعی، پوست بدن انسان‌ها با

افزایش سن خشک‌تر می‌شود و به مراقبت‌های بیشتری

هم نیاز دارد استفاده نادرست از شوینده‌های بدن، لیف و

کیسه حمام نامناسب برای نظافت پوست را مطرح نمودند.

همچنین ایشان استفاده از لباس های نخی را در همه فصول

پیشنهاد دادند و گفتند که در فصل های پاییز و زمستان زیر

لباس های گرم و پشمی، حتما از لباس های نخی استفاده

نمایند.

و نیز اعلام داشتند پوست افراد بازنشسته مانند پوست

بچه ها به مراقبت خاصی نیاز دارد، لذا لازم است مدام چرب

و از آن مراقبت به عمل آید.

 

نحوه لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی چگونه

است؟

اگر کمی به اطراف خود نگاهی بیندازید، خواهید دید، افرادی

که به سن بازنشستگی رسیده و به این دوران طلائی قدم

گذاشته اند تعداد از آنها دیگر میل و رغبتی به زندگی نداشته

و با پوشیدن لباسهای نامناسب با سن و موقعیت و وضعیت

خود، بارها این مطلب را به گوش همگان می رسانند و

می خواهند که دیگران نیز این مطلب را به خوبی درک نمایند.

اما برای چه؟؟؟

در صورتی که محققان به این نتیجه رسیده اند نوع لباس

سالمندان می تواند روی سلامت فرد سالمند و اطرافیانش,

تاثیر بسزایی داشته باشد.

 

چرا نحوه لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی مهم

است؟

 

بدلیل اینکه نحوه لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی

بصورت مستقیم بر بر روی روحیه افراد در این دوران تأثیر

دارد، از اینرو نحوه لباس پوشیدن میتواند ضامن شادی و

نشاط یا بر خلاف آن غمگینی و کسالت فرد بازنشسته را

به همراه داشته باشد.

بنابر این پوشیدن لباس های رنگ روشن، باعث شادی و

نشاط می شود

پوشیدن لباس های تیره، باعث غمگینی و استرس

می گردد.

پوشیدن لباس های مندرس، نشاندهنده این است که

دیگر امید به زندگی وجود ندارد.

نوع پوشش می تواند امید به زندگی را در افراد بالا برده و

شادی و نشاط به زندگی برگرداند، این شادی و نشاط

می تواند تغییرات بزرگی را در زندگی به همراه داشته باشد.

از اینرو پوشش و نحوه لباس پوشیدن، حتی اگر فرد دچار

بیماری یا افسردگی شدید است میتواند روحیه فرد را

متلاطم نموده و او را به سمت آرامش و بهبود هدایت نماید.

 

چطوری باید در دوران بازنشستگی لباس بپوشیم؟

شاد بودن رنگ لباس یکی از مهمترین مواردی است که در

این دوران باید مد نظر قرار گیرد، زیرا اثر مستقیمی بر روی

روحیه این عزیزان می گذارد. از جمله اینکه لباس های تیره،

باعث مکدر شدن روحیه بازنشستگان، و پیراهن های ساده

یا راه راه و چهار خانه با ترکیب رنگ های روشن(برای آقایان)

و لباس های طرح دار یا گلدار که زمنیه روشن دارند(برای

خانم ها) می تواند در افزایش روحیه این گنجینه های گرانبهای

نیروی انسانی نقش مؤثری ایفا نماید.

تنوع در پوشش و لباس نیز در این دوران، باعث می شود

که بازنشستگان عزیز، روحیه بهتری در طول روز داشته

باشند.

در تهیه لباس باید جنسی را انتخاب کنید که به راحتی با

ماشین لباسشویی قابل شستشو باشد و لباس‌هایی را که

روی آن توصیه شده فقط با دست شسته شود انتخاب نکنید.

شما باید سایزتان را بجای گفتن سایز لباس، با پرو کردن لباس

پیدا کنید.

لباس‌هایی که کمر تنگی دارند یا فقط دکمه دارند، می‌تواند

در ناحیه شکم برای بازنشستگان مشکل ایجاد کند یا حتی

به معده فشار بیاورد. می‌توانید نیم سایز از سایز حقیقی‌تان

بزرگ‌تر انتخاب کنید که لباس آزادتر در بدنتان قرار بگیرد.

خیلی از بازنشستگان نسبت به چروک گردنشان حساسیت

دارند چون چین‌های این ناحیه معمولا سن را بیشتر نشان

می‌دهد. پیشنهاد ما استفاده از دستمال گردن‌های رنگی و

شاد است که هم پوششی برای گردن است و هم شیک

است.

بازوها ناحیه بعدی است که خیلی شل می‌شوند و شاید در

لباس‌هایی که آستین ندارند خودشان را خیلی نشان بدهند

در نتیجه لباس‌هایی که آستینشان بازو را بپوشانند خیلی

بهتر است.

انتخاب شلوار مناسب برای بازنشستگان واقعا دشوار است؛

مثلا شلوارهای جین گزینه راحتی نیستند اما اگر جین

پارچه‌ای انتخاب کنید، هم سبک است، هم سنتان را کمتر

نشان می‌دهد. شلوارهای تنگ و استرچ هم برای این دوره

از زندگی‌تان انتخاب نکنید. بعد از شلوارجین، شلوارهای

پارچه‌ای کتان هم به عزیزان بازنشسته پیشنهاد می‌شود.

قد شلوار هم یکی از نکته‌های مهم برای بهتر دیده شدن

شماست که هر چه قدرتر بلندتر باشد پاهای شما را

کشیده‌تر نشان می‌دهد اما مهم‌ترین نکته در انتخاب شلوار

قسمت فاق آن است که باید در آن احساس راحتی کنید

تنگ و گشاد بودنش باعث دردسرتان می‌شود.

 

خانم های عزیز بازنشسته چطوری باید در دوران

بازنشستگی لباس بپوشند؟

تعدادی از عزیزان بازنشسته در زمانی که با آنان مذاکره

میکردم، از اینکه همسران آنان به محض ورود به دوران

بازنشستگی، دیگر حس و حال جوانی خود را از دست

داده و به پوشش و لباس خود بی توجه هستند، اظهار

ناراحتی می کردند و از نگارنده درخواست می نمودند که

در صورت امکان در این خصوص نیز مطالبی ذکر نمایم.

این خانم های گرانقدر باید توجه داشته باشند که لباس

بصورت کلی تا چه حد می تواند بر روی روحیه عزیزان در

دوران بازنشسته ای تأثیر مستقیم و مثبت و منفی بگذارد،

پس نوع پوشش و رنگ آن می تواند روحیه خانواده را

بصورت معجزه آسائی بالا ببرد. و از طرفی با توجه به اینکه

هر خانم، می بایست برای همسر خود، خود را بیالاید و

مرتب و آرایش نماید، لذا درخواست می گردد این عزیزان،

همچنان سال های جوانی خود، خود را برای همسران خود،

تازه و شاداب نگه دارند.

در ذیل مواردی که خانم های عزیز در دوران بازنشستگی

می بایست علاوه بر موارد فوق الذکر که در قسمت قبلی

مطرح شد، بر روی آنان تمرکز داشته باشند، ارائه می گردد:

لباس به‌خصوص برای خانم‌های بازنشسته، نقش مهمی در

نشان دادن تصویری مثبت از خود دارد.

لباس‌هایی که از کش به جای زیپ استفاده شده یا تعداد

دکمه‌هایش کم است، تهیه نمائید.

لباس‌های دوتکه‌ مثل بلوز و دامن یا کت و شلوار اندامتان را

متناسب‌تر نشان می‌دهد تا پیراهن‌های یکسره. معمولا کمر

لباس یک مشکل رایج لباس‌های خانم های بازنشسته است.

بهترین مدل دامن برای گروه بازنشستگان دامنی است که قد

آن بین زانو و مچ پایشان باشد. مدل پلیسه به خاطر چین‌های

زیادش مناسب خانم های بازنشسته است و در نهایت سعی

کنید دامنی انتخاب کنید که کمربند نداشته باشد.

مهم‌ترین نکته برای انتخاب کفش این است که در آن احساس

راحتی کنید و مطمئن باشید پایتان در آن نمی‌لغزد که احتمال

افتادن با آن وجود نداشته باشد. کفشی را انتخاب کنید که

بند نداشته باشد‌. به‌خصوص بازنشستگانی که بیماری آرتریت

دارند. کفش‌های پاشنه‌دار برای خانم‌های بازنشسته توصیه

نمی‌شود. از بهترین گزینه برای هر دو گروه است.

توصیه نهائی:

توصیه نهائی این است که هم اکنون نسبت به بازبینی لباس

های خود اقدام نموده و هر یک از آنها که خصوصیت بالا را

نداشته از چرخه پوشش خود حذف، و بجای آن لباس های

مناسب ذکر شده را جایگزین نمائید و باور نمائید که تنها با

تغییر پوشش می توانید مقدار قابل توجهی، شادی و نشاط

روانه خانه و خانواده خود نمائید.

و مثل بقیه بازنشستگان، ثابت کنید که سن تنها یک عدد

است و هیچوقت نمی تواند در زندگی اثر بگذارد.

موفق و پیروز باشید.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای خلاقیت در دوران بازنشستگی

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

 

کنش و واکنش در دوران بازنشستگی

کنش و واکنش در دوران بازنشستگی چیست؟

کنش و واکنش در دوران بازنشستگی چیست؟

همیشه در این فکر بودم که چگونه است که در خانواده ها،

به بعضی از عزیزان بازنشسته، آن طور که بایسته و شایسته

ارزش و احترام آنان است، رفتار نمی شود و متأسفانه در

پاره ای از مواقع، بجای احترام، حتی مورد حتک حرمت قرار

می گیرند.

در زمانی که بدنبال این رفتار در خانواده ها و کتاب ها گشتم،

به مواردی دست یافتم که در ذیل خدمتتان اعلام می نمایم:

در بعضی از اوقات، فرد بازنشسته با توجه به اعمال و

رفتارهایی که در خانواده و با اطرافیان انجام میدهد، با

عکس العمل و واکنش گاهی اوقات شدید و گاهی اوقات

متوسط مواجه می شوند و چون دیگر آن احترام ها از بین

رفته است، دیگر اطرافیان ارزش و احترامی برای فرد

بازنشسته قائل نیستند.

بنابر این چه باید کرد. چرا هم ما بازنشستگان و هم اطرافیان

نمی توانیم هم دیگر را تحمل، کنش و واکنش منفی یکدیگر

را خنثی نمائیم و زندگی شاد و با نشاطی را برای خود و

خانواده مهیا نمائیم.

از این رو بر آن شدم که در این مقاله به این رفتار بپردازم و

آن را از منظر علمی و اسلامی بنگرم.

 

کنش و واکنش یا همان عمل و عکس العمل در دوران بازنشستگی چیست و چه فرقی با بقیه موارد دارد؟

کنش و واکنش یا همان عمل و عکس العمل همان رفتار و

حرکاتی است که یک فرد انجام میدهد و در نتیجه برابر قانون

عکس العمل یا واکنشی، تقریبا مطابق با آن و در جهت مخالف

با آن انجام می شود.

قانون عمل وعکس العمل ،  یکی از قوانین جهان فیزیکی

ماست ، اما در سطوح بالا تر هم مصداق دارد ، یعنی  نه

تنها در سطح عواطف و ذهن واعمال ما ایجاد عکس العمل

می کنند ،  بلکه گفتار و افکار ما نیز عکس العملی مساوی

و مخالف آن تولید می کنند . یعنی به سوی خود ما باز

می گردند. شاید به همین خاطر زرتشت توصیه به پندار نیک،

گفتار نیک و کردار نیک می کرد .

عمل همان کار، کردار و فعل می­باشد و در اصطلاح  به حرکتی

دارای تأثیر مفید که با هدف­گیری آگاهانه به وجود می­آید، اعم

از این­که به طور مستقیم به انجام دهنده مستند باشد، یا  تابع

هدف شخص دیگری باشد و اعم از آن­که خوب باشد یا بد؛ که

خوب و بد بودن آن به­وسیله­ی قرینه معلوم می­شود و

عکس­العمل به معنای پیامد­­و­ بازتاب­عمل، همان نتیجه، انعکاس

و واکنش می­باشد و در اصطلاح، پیامدها، نتایج، آثار و عوارضی

که پس از عمل رخ می­دهد و به­طور طبیعی با آن نیز رابطه­ی

مستقیمی دارد؛ هرچند که درک مستقیم یا غیر مستقیم بودن

این رابطه، مطلق و یکسان نبوده، برای افراد گوناگون نسبی و

متفاوت است.

و از این نظر در دوران بازنشستگی حائز اهمیت و مهم است،

زیرا که این قانون می تواند ارزش و احترام افراد و بخصوص

عزیزان بازنشسته را از بین ببرد و موجبات اذیت و آزار آنان را

در خانواده و اجتماع فراهم نماید.

برابر قانون سوم نیوتن، هر عملی، عکس العملی دارد، برابر

با آن و درجهت مخالف آن.

و در جهانی که زندگی میکنیم اعمال و حرکات نیز از این قانون

مستثنی نیستند و کوچکترین عمل هر فرد بازتابی در این عالم

دارد چرا که این جهان ، جهانی واحد و یکپارچه است و هر

جزئی از آن مرتبط با جزء دیگر است . زندگی هر موجودی در

این عالم بر زندگی موجودات دیگر تأثیر داشته حتی افتادن

برگ زردی از درختی در یک جنگل انبوه بر سیستم زندگی تمام موجودات این عالم اثر خواهد گذاشت

هیچ گریزی از عکس العمل اعمالمان نیست . عکس العمل هر

عملی به کننده ی آن بر می گردد حتی اگر سالها بگذرد و

کیلومتر ها از آنجا دور شده باشیم باز هم نتیجه ی اعمال و

افکارمان به سوی ما باز خواهد گشت .

خداوند سبحان برای گردش کار آفرینش و نظم و انضباط

بخشیدن به امور هستی سنت ها و قوانینی قرار داده است

که خلقت بر این اساس سامان یافته و اداره می شود.

اندیشه ها، گفتارها و کارهای انسان نیز براساس این قانون

الهی دارای عکس العمل های مناسب است.

علی علیه السلام در حکمت ۲۰۴ نهج البلاغه می فرمایند :

  اگر به کسی نیکی کردی و او حق شناسی نکرد ،

تو را به کار نیک بی میل نگرداند ، که به جای او از تو

کسی حق شناسی خواهد کرد که تو به او هیچ نیکی

نکرده ایی و تو بیش از آن مقدار که کافر نعمت حق تو

را ضایع کرده است ، از ناحیه بیگانه بهره مند خواهی

شد . خداوند نیکوکاران را دوست می دارد .

 

چگونه میتوان کنش و واکنش مناسبی در زمان

مناسب داشت؟

برای این منظور باید یکسری از موارد را بپذیریم، و بعنوان

قوانین خاص برای خودمان مد نظر قرار دهیم: از آن جمله

می توان به :

اولین مسئله و مهمترین آن این است که مراقب اعمال و رفتار

خود در این دوران باشیم. و حداکثر کوشش خود را به عمل

آوریم که تفاوت بین نسل ها و زمان ها را به خوبی دریافته و

آنها را قبول کنیم.

زیرا که اگر بدانیم که نیازها در زمان حال، با زمان نوجوانی و

جوانی و حتی بچه دار شدن، ما متفاوت است و هر فردی با

توجه به افکار خود، نسبت به تربیت فرزندان خود، اقدام

می نماید، دیگر در کار تربیت نوه های خود و فرزندان دیگر،

دخالت نمی کنیم.

اگر بدانیم که در این سن، کمی توقع از خودمان و اطرافیان

بالاتر رفته است، و باید در زمانی که چیزی از اطرافیان

درخواست می کنیم به حد ظرفیت آنان باشد، حداکثر تلاش

خود را به عمل می آوریم که توقع خودمان را از دیگران کمی

پائین آورده و درخواست های خود را بیان نمائیم. (گذران عمر

ما، تقصیر اطرافیان و فرزندان ما نمی باشد، بلکه این روزگار

است که مدام در حرکت است، پس هزینه پیر شدن و

بی حوصله شدن ما را اطرافیان نباید بپردازند.)

اگر قبول کنیم که در این سن کمی زود رنج تر از قبل

می شویم، و حداکثر کوشش خود را به عمل آوریم که دیگران

را ببخشیم، نه به خاطر اینکه آنان لایق بخشیدن هستند

(شاید هم باشند و ما بیخود ناراحت شدیم) بلکه خود ما نیاز

به آرامش داریم.

اگر قبول کنیم که دیگران نیز مشغول زندگی خود هستند و

ما باید تا حد امکان، مسیر زندگی خود را خودمان بپیمائیم و

در حداقل موارد از دیگران کمک و یاری بگیریم، مسلماً این

قبول کردن میتواند، درخواست های ما از دیگران و اطرافیان را

به شدت کاهش داده و از طرف دیگر، توانائی خود را در جهت

حل مسائل و انجام راه حل های بهینه دو چندان نماید.

اگر قبول کنیم که فرزندان ما بزرگ شده و هر کدام برای خود

پدر یا مادر یا فرد بزرگسالی شده اند که خود می توانند مسیر

زندگی خود را بیابند، دیگر با آنان سر مسائل کوچک و پیش پا

افتاده درگیر نشده و اجازه میدهیم که بدور از هر گونه کنترلی،

شادی و نشاط در خانواده تسری یابد.

 

در حال حاضر چه کارهائی باید انجام دهیم؟

از همین الان شروع کنیم به قبول شرایطی که در اختیار ما

نیست و باید آن ها را بپذیریم که با این پذیرفتن ها، می توانیم

علاوه بر اینکه احترام و ارزش خود را همچنان پا بر جا نگه

داریم، شادی و نشاط و از همه مهم تر، سلامتی را به

خودمان و خانواده هدیه نمائیم و از مزایای آن بهره ببریم.

فقط باید بدانیم که هر کنشی، واکنشی دارد، مطابق با

خودش و در جهت مخالف آن

موفق باشید

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارت های سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

مقاومت در برابر نکات مثبت در دوران بازنشستگی

مقاومت در برابر نکات مثبت در دوران بازنشستگی

مقاومت در برابر نکات مثبت در دوران بازنشستگی

در ماه گذشته که برای کاری به یکی از میادین رفته بودم، در آنجا با

تعدادی از بازنشستگان روبرو گردیدم که جهت بالابردن حقوق خود

توسط دولت، گردهمائی تشکیل داده بودند. به میان این عزیزان رفتم

و سعی نمودم که با آنان وارد مذاکره شده و کمی با آنها مصاحبه

نمایم و دلائل اینکه آنها نباید منتظر دیگران برای تغییر در زندگی خود

باشند، را مطرح می نمودم، اما مثل اینکه، آنان یا نمی خواستند

حرفهای من را بشنوند، یا نمی توانستند، در هر صورت، به محض

اینکه کمی در بحث، می ماندند، فوری صحنه را ترک میکردند و

حاضر به ادامه مصاحبه نبودند.

در آنجا به این فکر نمودم که چرا بعضی از این عزیزان، در مقابل نکات

مثبت یادآوری شده، چنین مقاومتی از خود نشان میدهند.

 

مقاومت در برابر نکات مثبت در دوران بازنشستگی چیست؟

مقاومت به معنی ایستادگی، پافشاری، استقامت و پایداری و این

در دوران بازنشستگی برابر است با اینکه چشم و گوش خود را بر

روی نکات مثبتی که در این دوران می تواند برای ما داشته باشد،

ببندیم و نخواهیم مطالب را بشنویم و ببینیم.

 

چرا در دوران بازنشستگی، مقاومت بازنشستگان زیاد است؟

در این دوران، که عملاً درآمدها کاهش یافته و فشار مضاعفی بر پیکر

این عزیزان وارد می شود، هر فرد بعد از بازنشستگی، مدتی را برای

احقاق حق خود و اضافه نمودن درآمد تلاش و کوشش می نماید،

لکن این تلاشها به دلیل اینکه بصورت فردی بوده است، معمولاً کاری

به جائی نمی برد و فرد پیگیر کننده مشخص است که بعد از مدتی

خسته و دیگر به فعالیتهای خود ادامه نمی دهد.

و به موازات این امر، نیز مدام از طرف مسئولین و کسانی که باید به

دغدغه و خواست این عزیزان توجه نمایند، مرتب وعده هائی داده

میشود و اکثر این وعده ها، فقط در حد همان وعده باقی می ماند،

این گنجینه های گرانبهای نیروی انسانی، کم کم، با فشاری که

تحمل می نمایند، دیگر به وعده های جدید و سخنان توجه ننموده و

به سختی قبول می نمایند که امکان دارد که وضعیت ایشان مجددا

اصلاح و این عزیزان، رنگ شادی و نشاط را در زندگی ببینند.

و از طرف دیگر، تعدادی از این عزیزان، بدلیل اینکه مرتب با ناملایمات

مواجه گردیده اند و با اعلام این ناملایمات، گوشهای بسیاری را در

اختیار خود گرفته اند و خود نیز به این وضعیت عادت نموده اند، حال

دیگر حاضر به تعویض و تغییر این وضعیت نمی باشند چون مغز نیز

چنین چیزی را از کسی نمی خواهد، همانگونه که خود نیز بر این امر

واقف هستید، کار مغز، حفظ حالت موجود است بخاطر اینکه حداقل

انرژی را مصرف نماید.

پس چه باید کرد، باید همچنان تا آخر عمر، چشم خود را به روی نکات

مثبت و … ببندیم و از کسی چیزی قبول نکنیم.

 

چگونه باید با این مقاومت، روبرو شده و در صدد رفع آن برآئیم؟

با اوضاع گفته شده، معلوم است که باید منتظر مهمان ناخوانده

افسردگی و بالنتیجه بقیه میهمانان ناخوانده دیگر نیز باشیم، لذا بهینه

است که کمر همت را محکم بسته و سعی در تغییر اوضاع خود

نمائیم. زیرا تا مسئولیت زندگی خود را بر عهده نگیرید، هیچ چیزی

در زندگی شما عوض نخواهد شد. و بهترین زمان تعویض افکار و تغییر

در روش زندگی همین لحظه است. پس معطل نشوید و این مقاومت

را با افکار مثبت در هم شکنید.

در مرحله دوم، کافی است که روزانه فقط کمی خوش بین تر از دیروز

باشید، به قول دوستان انجمن NA فقط برای امروز پاک باشید و افکار

منفی را به مغز خود راه ندهید، و نتیجه آنرا خیلی زود دریافت

خواهید نمود.

در صورت امکان، با دوستان مثبت اندیش و خلاق همراه شوید و با

آنان هم صحبت شوید، زیرا که آنان تنها نیمه خالی لیوان را ندیده و

نیمه پر لیوان را دیده و برای نیمه خالی نیز راه کارهای متفاوت نیز

ارائه خواهند نمود.

تنها کافی است که این مقاومت را با خواست خود، کنار بزنید، آنگاه

هوای تازه و خلاقیت های درونی وجودتان شروع به خودنمائی نموده

و وضعیت زندگی را خیلی سریع تغییر خواهند داد.

دید مثبت در دوران بازنشستگی را از همین الان شروع کنید.

حال که با روش حذف مقاومت در برابر نکات مثبت دوران

بازنشستگی، آشنا گردیدید، بهینه است که از همین الان چند

تا از عادات منفی خود و دوستان منفی خود را یادداشت نموده و

سعی در کناره گیری از این عزیزان و این افکار نمائید.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

vbakhtyari@gmail.com

 

مسئول زندگی در دوران بازنشستگی

مسئول زندگی در دوران بازنشستگی کیست؟

مسئول زندگی در دوران بازنشستگی کیست؟

تعدادی از دوستان بازنشسته که از اداره ما بازنشسته شده اند،

گاهی اوقات در جلسات متفاوتی که برای کارهای متفرقه برگزار

میگردد شرکت می نمایند و این فرصت بسیار خوبی است که بعد

از مدتها، بتوانیم این عزیزان بازنشسته را ببینیم و یادی کنیم از دوران

خوشی که با این گنجینه ها، در اداره داشتیم و خاطرات خوب همراه

با آنان را در پروژه ها، مأموریت ها، و گزارش ها مرور کنیم و دمی

چند را با خوبی و نشاط همراه سازیم.

لکن بعد از مدتی که با ایشان صحبت به میان می آید، متأسفانه

حاضر نیستند که بپذیرند هر آنچه که الان در زندگی آنان است،

نتیجه انتخاب آنهاست که انجام داده اند و هیچکس نمی تواند غیر

از خودشان مسئول زندگی خودشان چه در دوران اشتغال و چه در

دوران بازنشستگی که تجربه و مهارت نیز چاشنی داشته های، هر

یک شده است، بپذیرد.

بنابر این در اینجا بر آنیم که به این مقوله نظری بیفکنیم و مزایا و

مضرات آن را بررسی نمائیم.

 

آیا دیگران مسئول زندگی ما در دوران بازنشستگی هستند؟

تعدادی از دوستان بازنشسته که از اداره ما بازنشسته شده اند،

گاهی اوقات در جلسات متفاوتی که برای کارهای متفرقه برگزار

میگردد شرکت می نمایند و این فرصت بسیار خوبی است که بعد از

مدتها، بتوانیم این عزیزان بازنشسته را ببینیم و یادی کنیم از دوران

خوشی که با این گنجینه ها، در اداره داشتیم و خاطرات خوب همراه

با آنان را در پروژه ها، مأموریت ها، و گزارش ها مرور کنیم و دمی چند

را با خوبی و نشاط همراه سازیم.

لکن بعد از مدتی که با ایشان صحبت به میان می آید، متأسفانه

حاضر نیستند که بپذیرند هر آنچه که الان در زندگی آنان است، نتیجه

انتخاب آنهاست که انجام داده اند و هیچکس نمی تواند غیر از

خودشان مسئول زندگی خودشان چه در دوران اشتغال و چه در

دوران بازنشستگی که تجربه و مهارت نیز چاشنی داشته های، هر

یک شده است، بپذیرد.

بنابر این در اینجا بر آنیم که به این مقوله نظری بیفکنیم و مزایا و

مضرات آن را بررسی نمائیم.

 

آیا دیگران مسئول زندگی ما در دوران بازنشستگی هستند؟

 

در ابتدا باید ببینم مسئولیت چیست: مسئولیت به معنای ضمانت و

تعهد است. مسئولیت چیزی با کسی بودن، یعنی به گردن او، در

عهده او، در ضمان و پایبندی او بودن است بنابر این هر گاه انسان

متعهد به انجام کاری می‌شود در حقیقت مسئولیت انجام آن کار را

پذیرفته است.

این واژه در عرف عام به مفهوم تصمیم‌گیری مناسب است که فرد در

چارچوب هنجارهای اجتماعی و انتظاراتی که معمولاً از او می‌رود،

دست به انتخابی بزند و این انتخاب سبب ایجاد روابط انسانی مثبت،

افزایش ایمنی، موفقیت و آسایش خاطر شود. پاسخ مؤثر هم

پاسخی است که فرد را قادر می‌سازد تا به هدف‌هایی که باعث

تقویت عزّت نفسش می‌شوند، دست یابد.

حال در مقابل زندگی ما چه کسی مسئول است، آیا فردی را

می شناسید که در زندگی ما، بیش از خودمان مسئول باشد، هر

کسی مسئول زندگی خویش است و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم

نمی توانیم از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کنیم، شاید بتوانیم

به کرات، مثل گذشته، با توجیه کردن کلیه کارها و انتخاب های

خود، پدر، مادر، مدیر، دوست، دولت، اجتماع، وضعیت اقتصادی

و …. را مقصر جلوه دهیم.

اما بیائید یکبار هم که شده، کلاه خود را وجدان قرار دهید و به این

سئوال اساسی پاسخ دهید، براستی مسئول زندگی هر فرد کیست؟

مسلم است که کسی غیر از خود ما، مسئول زندگی ما نیست.

 

چرا باید مسئولیت زندگی خودمان را در دوران بازنشستگی

بپذیریم؟

برای اینکه این سئوال بی نهایت مهم و حیاتی است، که تا زمانی

که قبول نکنیم مسئول خود ما هستیم، نمی توانیم چیزی را تغییر

دهیم.

۹۹ درصد همۀ شکست‌ها از کسانی ناشی می‌شود که عادت دارند

عذر و بهانه بیاورند.     جرج واشنگتن

تا کنون بارها و بارها، شکست و اشتباه در زندگی ما بوجود آمده و

هر سری با توجیه اینکه مسئول این اتفاق، و مسئول این رفتار من

نیستم، میخواهیم که مسئولیتها را به گردن شخص دیگری بیندازیم.

اما تا کی؟

یکی از آشنایان ما است که در این کار مهارت بخصوصی دارد، و هر

کاری را که انجام میدهد متوجه شخص دیگر یا شئ دیگر می کند.

مثلاً وقتی که حتی لیوان از دستش به زمین می افتد و می شکند،

حاضر نیست بگوید من لیوان را محکم نگرفتم و لیوان از دستش به

زمین افتاد و شکست، می گوید: لیوان افتاد و شکست و همیشه

افعالش به صورت مجهول است، و براستی کسی نمی داند که

بالاخره مسئول این افتادن لیوان کیست. شاید خود لیوان مسئول

شکستن خودش باشد، شاید؟؟؟

پس مثل کسی که خود را به خواب زده و تا زمانی که نخواهد از

خواب بیدار نمی شود، در این مورد نیز تا کسی مسئولیت زندگی

خودش را نپذیرد، نمی تواند، تغییرات لازم برای بهبود زندگی خود

را انجام و در نتیجه زندگی او همچنان بجای پیشرفت، پسرفت

می نماید.

در زمان بازنشستگی، این به عهده گرفتن مسئولیت، همراه با تجربه

نیز می گردد و تجربیات متفاوت حتی اگر تلخ نیز باشد، حاصل

انتخاب های خودمان در آن زمان است، بنابر این لطفا همین الان

با گرفتن مسئولیت زندگی خود، در جهت اصلاح وضعیت خود در این

دوران که شدیداً نیازمند همراهی خودتان بجای توجیه هستید،

قدمی بردارید.

 

 

 

چگونه باید مسئولیت زندگی خودمان را در دوران بازنشستگی

به عهده بگیریم؟

اما چطور می توانیم یک بار برای همیشه مسئولیت زندگی خود را

در دوران بازنشستگی به طور کامل بر عهده بگیریم؟

۱- تصمیم

همه چیز با یک تصمیم قاطع برای پذیرش این تعهد و مسئولیت آغاز

می شود. به نظر ساده می رسد، اما در واقعیت درصد بسیار کوچکی

از افراد هستند که واقعاً تصمیم می گیرند مسئولیت زندگی خود را

بر عهده بگیرند. اکثر افراد دوباره به طرز تفکر کهنه ی خود باز

می گردند و این حقیقت را از نظر دور می دارند که راننده ی این

اتومبیل کسی جز خودشان نیست.

برای چیزهایی که تحت کنترل خودتان هستند به دیگران نگاه نکنید.

ایده ی ساده ای است، اما به هیچ وجه آسان نیست. از اینجا به

بعد، قاطعانه تصمیم بگیرید اجازه ندهید هیچ اتفاق یا هیچ کسی در

رسیدن شما به خواسته هایتان نقشی تعیین کننده تر از خودتان

داشته باشد.

۲- خاتمه متهم کردن دیگران

بخش بزرگی از افراد در شرایط و موقعیت های گوناگون، لااقل گاهی

برای کنار گذاشتن این عادت مخرب با دشواری مواجه می شوند.

همانگونه که پیش تر اشاره شد، ساده ترین کار ممکن متهم کردن

طرف مقابل یک رابطه هنگام متزلزل شدن پایه های آن است و به

راحتی می توان دولت را مقصر اصلی وضعیت بد مالی خود دانست.

اما دور انداختن هر نوع توجیه و در پیش گرفتن مسئولیت پذیری

حقیقی در تمام حوزه های زندگی اهمیتی حیاتی دارد. هیچ کس

با درگیر شدن در بازی مقصر دانستن دیگران نمی تواند کنترل

زندگی اش را به طور کامل در دست بگیرد.

۳- عهد کردن با خود

کاری که اثرگذاری فوق العاده زیادی دارد این است که روی یک

برگه ی مخصوص، به صورت کتبی به خودتان متعهد شوید که در

تک تک لحظه های زندگی تان مسئولیت کوچکترین مسائل را نیز

بر عهده بگیرید و به هیچ وجه تقصیر هیچ چیز را به گردن دیگران

نیاندازید. این تعهدنامه ی کتبی می تواند به همین سادگی باشد:

«من، ……….…..، در تاریخ ………… متعهد می شوم مسئولیت

تمام جنبه های زندگی ام را به طور کامل، بر عهده گرفته و از زیر

بار مسئولیت آن شانه خالی نکنم».

با ثبت این تعهدنامه اولین قدم را برای گام نهادن در مسیر موفقیت

برداشته اید.

 

 

 

از الان شروع کنید.

حال که به خودتان نیز تعهد دادید، از همین الان شروع کنید و

مسائل را که در دوران بازنشستگی با آن دست و پنجه نرم

می نمائید را در درجه اول شناسائی وسپس بوسیله حل مسائل،

آنرا یکبار برای همیشه حل نموده و زندگی زیبا و بانشاطی را برای

خود که سزاوار آن هستید در دوران بازنشستگی بسازید.

 

موفق و پایدار باشید.

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

WWW.VALIBAKHTYARI.IR vbakhtyari@gmail.com

 

 

 

دوست هدیه ای ارزشمند در دوران بازنشستگی

دوست هدیه ای ارزشمند در دوران بازنشستگی

دوست هدیه ای ارزشمند در دوران بازنشستگی

همه ما، دست کم یکبار دوستی را تجربه کرده ایم و از آن خاطره

خوش یا ناخوش داریم. بعضی، چنان تجربه ناخوشایندی از دوستی

دارند که به “تنهایی” پناه می برند. بعضی از این افراد، تا جایی پیش

رفته اند که هرگونه دوست و دوستی را، چه خوب و چه بد، به یک

چوب رانده و آنان را مایه عذاب خاطر و ناآرامی جان دانسته اند. در

مقابل، کسانی هستند که زندگی خود را فدای دوست کرده اند و

معتقدند زندگی بی دوست، بی ارزش است و تنها اکسیر دوستی

است که احساس ارزشمندی در انسان به وجود می آورد که موجب

رشد می شود.

ما همواره نیازمند مشاوره، یاری، اظهار نظر و همدلی دوستان خود

هستیم. هر چه بر این سرمایه بیفزاییم و در بانک دوستی، حساب

جاری فعال تری داشته باشیم، به همان نسبت در زندگانی، کامرواتر

خواهیم بود. ما نباید و نمی توانیم، همه چیز را تجربه کنیم و همه

راه ها را بیازماییم و با آزمون و خطا، درست را از نادرست تشخیص

دهیم. دوست واقعی، مطمئن ترین راهنمای ما برای گذر از مسیر

آزمون ها و پرهیز از دچار شدن به خطاهای دیگران است. هیچ یک

از ما دوبار عمر نمی کند، تا یکی را صرف تجربه اندوزی کند و دیگری،

تجربه هایش را به کار گیرد و بر این اساس، زندگی شادی داشته

باشد.
آدمی می تواند بدون خویشانش به زندگی کامروای خود ادامه دهد،

اما بدون دوستان، داشتن زندگی موفق، ناممکن است؛ از این رو

“دوستی” از “خویشاوندی” برتر است. بنابراین، آن که از نعمت

دوست بی بهره است. از سرمایه اساسی زندگی محروم و از

رسیدن به خواسته هایش گرچه کوچک و محدود باشند، ناتوان

است. چنین کسی، درمانده حقیقی است، و از او درمانده تر،

کسی است که دوست یا دوستانی فراهم آورده باشد، اما نتواند

این سرمایه را حفظ کند و آن را از دست بدهد.

زمانی که کارمند به دوران بازنشستگی قدم میگذارد، تعدادی از

افراد، همچنان دوستان خود را نگه داشته و باز با آنان ارتباط دارند

و سعی مینمایند جلسات مرتبی و دوره ای را برای خود ترتیب

بدهند، لکن تعدادی دیگر که متأسفانه در تحقیقات اینجانب به کرات

دیده شده اند، خود را در خانه، یا گوشه ای محبوس و از هر گونه

ارتباطی حتی با دوستان و نزدیکان واطرافیان خود خودداری

مینمایند.

بخاطر همین در این مقاله بر آن شدم که این مبحث را بگشایم

و محاسن آن را بازگو نمایم.

 

دوست کیست؟

دوست کسی است که عمرش را در مصاحبت دیگری می گذراند

و با او در ذوقیات مشترک است، یا کسی است که در شادمانی

و غم های دوستش سهیم است.

 

دوست خوب کیست؟

دوست کسی است که همه کارهای تو برایش مهم باشد
دوست کسی است که در خوشی ها و ناخوشیها به او رو کنی
دوست کسی است که همه کرده های تو را بفهمد

دوست کسی است که حقیقت را درباره خودت به تو بگوید دوست

کسی است که بداند در هر حال چه بر سر تو می آید
دوست کسی است که با تو رقابت نکند
دوست کسی است که وقتی همه چیزبرای تو خوب است ازته

دل خوشحال شود
دوست کسی است که وقتی اوضاع خوب نیست بکوشد تو را

شاد کند
دوست کسی است که امتداد تو باشد و بدون او کامل نباشی

دوست واقعی شما کیست؟

یک دوست خوب ممکن است در بیمارستان به ملاقاتتان بیاید و

بگوید، “زود خوب شو” و برود.

اما یک دوست واقعی کنارتان می‌نشیند و می‌گوید، “تا زمانی

که خوب شوی کنارت خواهم بود!”

 

چرا دوست خوب در دوران بازنشستگی ارزشمند است؟

خوب تا اینجا، دریافتیم که دوست کیست و دوست خوب و واقعی

چه کسانی هستند، اما چرا دوست خوب در دوران بازنشستگی

تا بدین حد مهم و ارزشمند است، زیرا که اگر یک دوست خوب در

این دوران وجود نداشته باشد، امکان اینکه کم کم به گوشه نشینی

و خلوت گزیدن روی آوریم، بسیار فراوان است، و از دیگر سو، فردی

که به غیر از همسر میتوان با او نیز مصاحبت و گفتار نمود، دوست

خوب است.

بسیاری از عزیزان بازنشسته را مشاهده نموده ام که اکثراً با

دوستان خود روزگار گذرانده و خاطرات خوش گذشته را با خود مرور

می نمایند. و باز هم عزیزان بازنشسته دیگر را مشاهده و یا تلفنی

با ایشان گفتگو نمودم که وقتی صحبت از ملاقات با دوستان و ارتباط

با آنان به میان آمد، متوجه شدم که هیچگونه ارتباط و ملاقاتی با

هیچ یک از دوستان خود و یا همکاران خود ندارند، و مشخص است،

که وضعیت این عزیزان به چه صورت می تواند باشد.

با گذری بر زندگی دو گروه(عزیزان بازنشسته همراه با دوست، و

عزیزان بازنشسته دور از دوست) به خوبی میتوان دریافت که تفاوت

احساس، و شادی و نشاط و حتی سلامتی این دو گروه با یکدیگر

متفاوت میباشد.

 

چگونه میتوان در دوران بازنشستگی، دوست خوب را جذب

و نگهداری نمود؟

 
در بسیاری از سایت ها، و کتب، نحوه جذب دوستان خوب و نگهداری

آنان را به خوبی تشریح نموده اند، لکن باید توجه داشت که در دوران بازنشستگی، موضوع کمی متفاوت است، وبه قول یکی از اساتید،

می فرمود که وظیفه هر شی، با توجه به محل و موقعیت متفاوت

است. بعنوان مثال چراغی که در جلوی پارک نصب است، تنها

مأموریت آن، روشن نمودن فضا است، در صورتی که چراغی که در

انتهای پارک نصب است، نه تنها مأموریت روشن نمودن فضا، بلکه

وظیفه روشن نمودن فضا جهت تأمین امنیت فضا نیز بر عهده دارد.

پس بودن دوست در این دوران، بیش از هر زمان دیگر، وجودش لازم

میباشد. بنابر این در صورتی که بنا بر فرض محال تا کنون دوستی

برای خود انتخاب ننموده اید، حتماً به این کار اقدام و در صورتیکه

دوست نازنینی شما را در این مسیر(دوران بازنشستگی) همراهی

مینماید، نسبت به نگهداری از ایشان به نحو احسن، اقدام نموده و

قدر و ارزش او را بدانید.

حال درصورتی که دوستی ندارید، هم اکنون به پارک یا محلهایی که

محل تجمع عزیزان بازنشسته یا زمان هائی که از طرف اداره،

درخواست تشکیل جلسه ای داده میشود در آن شرکت نموده و

سعی نمائید برای خود، دوستانی در نظر گرفته و با آنان ارتباط

برقرار نمائید.

و در صورتی که دوستان خوبی برای خود دارید، به شما تبرک

میگویم، زیرا میتوانید بوسیله آنان، روزگار شاد و با نشاطی را برای

خود به ارمغان بیاورید و این شادی و نشاط را به همراه سلامتی

به خودتان و خانواده هدیه نمائید.

 

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

www.valibakhtyari.ir

vbakhtyari@gmail.com