نوشته‌ها

مسئول شماره چهار

مسئول مسئله ها و ناملایمات زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کیست؟

مسئول شماره یک

مسئول مسئله ها و ناملایمات را در مواجه به اکثر پیشکسوتان(بازنشستگان) جویا می شدم.

تعدادی از  این عزیزان، همه را غیر از خود، مسئول می دانستند.

در چند روز اخیر، جلسات مختلفی با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) داشتم

و در آن جلسات، گنجینه های نیروی انسانی، اکثر تقصیرات و مسئله های

خود را به گردن محیط پیرامون، دولت، اداره و … می انداختند.

و از هر مسئله ای که نام میبردم، آنها بی تأمل،

به گله و شکایت از وضعیت زمانه و اوضاع خراب محیط مشغول می شدند.

حال سئوال این است که آیا واقعاً مسئول مسئله ها و ناملایمات زندگی فرد دیگری است؟

ما باید کجا بدنبال مسئول مسئله و مشکلات و … زندگی خود بگردیم؟
در این مقاله، این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

 

پیشنهاد می شود، مقاله نقطه سر خط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

 

مسئله ها و ناملایمات زندگی چیست؟

مسئول شماره سه
مسئله به مطلب، حاجت و موقعیتی اطلاق می شود که در آن فرد چیزی را طلب می کند ،

ولی نمی داند که چگونه به طور مستقیم به آن دست یابد .

و ناملایمات در فرهنگ لغات به دشواری‌ها، سختی‌ها، صعوبت، مشکلات اطلاق می گردد.

در کل، مسائل و ناملایمات به کلیه حاجت ها و دشواری هایی اطلاق می گردد که در زندگی در سر راه ما قرار می گیرد.

چرا ما باید خود مسئولیت کامل مسائل و ناملایمات زندگی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به عهده بگیریم؟

اگر درست به وضعیت خودمان بنگریم، متوجه می گردیم که کلیه مسائل و ناملایماتی که در زندگی برایمان

روی می دهد، همه دسترنج خودمان است و اعمالی که توسط خود ما انجام می شود نتایج مختلفی

را برای ما رقم می زند.

حال اگر در کلیه موارد بدنبال مقصر بگردیم و به جای اینکه انگشت اتهام را به سمت خود گرفته،

اطرافیان و محیط را مقصر بدانیم، هیچ قدم مثبتی که برنداشته، بلکه با مقصر دانستن بقیه،

تنها راه را برای اصلاح خود رفتار های ناصحیح خود می بندیم.

 

پیشنهاد می شود مقاله چرا نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟ را نیز مطالعه فرمائید.

 

چطوری می توان مسئولیت کامل مسئله ها را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به عهده گرفت؟

مسئول شماره پنج
خودتان باشید. اگر سعی کنید یک نفر دیگر باشید، فقط خودتان را تلف کرده‌اید. خودِ درونیتان

را در آغوش بکشید و بدانید که هیچکس ایده‌ها، توانایی‌ها و زیبایی شما را ندارد.

همانی باشید که از خودتان می‌شناسید یعنی بهترین مدل خودتان. و از اینها گذشته،

با خودتان صادق باشید.

از همین لحظه شروع کنید…
برای اینکه مسئول زندگی خود باشید، باید از همین لحظه و همین الان قبول

مسئولیت زندگی خود را شروع نمائید.

برای شروع باید موارد ذیل را مدنظر قرار دهید:

 

۱ – اولویت‌هایتان را برای حل مسئله مشخص کنید

اولویت شما در این لحظه چیست؟
اولویت شما در ۵ روز آینده چیست؟
اولویت شما در ماه آینده چیست؟
و اولویت شما در سال آینده چیست؟
مسلماً آنچه که امروز اولویت شماست، در چندین سال آینده اصلا برایتان مهم نیست،

چیزی که مهم است این است که دیگران چقدر دوستتان داشته‌اند، چه چیزهایی یاد گرفته‌اید

و چطور از این دانش استفاده کرده‌اید.

 

 

۲ – مسئولیت کامل مسئله های زندگی خود را به گردن بگیرید

اگر واقعا دوست دارید در زندگیتان به چیزهای خوبی برسید و اتفاقات خوبی برایتان بیفتد،

باید خودتان باعث این اتفاقات شوید. نمی‌توانید یک گوشه بنشینید و آرزو کنید که یک نفر دیگر کمکتان کند.

خودتان باید آینده‌تان را بسازید و فکر نکنید که سرنوشت باعث همه اعمال و انتخاب‌های شماست.

 

 

۳ – ارزش خودتان را بشناسید

ارزش خودتان را بشناسید و هیچوقت به کمتر از آنچه لیاقتتان است راضی نشوید.

مسئول شماره چهار

۴ – اجازه ندهید اشتباهات گذشته رویاهایتان را خراب کند

یاد بگیرید که همه چیزهایی که کنترل آن به دست شما نیست را رها کرده و از یاد ببرید.

دفعه بعدی که وسوسه شدید درمورد موقعیتی که فکر می‌کنید ناعادلانه تمام شد،

بیهوده‌گویی کنید، این را به خودتان یادآور شوید: هیچوقت با فکر کردن به این موضوع تا

زمان مرگ نمی‌توانید عصبانیت مربوط به آن را از بین برید. پس دهانتان را بسته نگه دارید،

مشتتان را باز کنید و به افکارتان یک مسیر دوباره دهید.

 

۵ – خودتان را دوست داشته باشید

بگذارید یک نفر درست همانطور که خودتان را دوست دارید شما را دوست بدارد،

با همه نقص‌ها، زشتی‌ها و مشکلات. بگذارید باوجود همه اینها یک نفر دوستتان

داشته باشد؛ و بگذارید آن یک نفر خودِ شما باشد.

 

۶ – توانایی‌ها و ضعف‌های خود را بپذیرید

با خودتان راحت باشید و اعتمادبه‌نفس داشته باشید. ما معمولاً زمان زیادی را برای

مقایسه خودمان با دیگران تلف می‌کنیم و افسوس می‌خوریم که کاش کس دیگری بودیم.

هر کسی توانایی ها و ضعف‌های خودش را دارد و فقط زمانیکه همه آنچه که هستیم

را بپذیریم، خواهیم توانست از توانایی‌هایمان استفاده کنیم.

مسئول شماره 2

۷ – در روابطتان صادق باشید

خیانت نکنید! اگر شاد نیستید، صادق باشید و از آن رابطه بگذرید. وقتی واقعاً عاشق باشید،

وفادار بودن اصلاً سخت نیست، توام با لذت است.

 

۸ – هیچوقت از خودتان نا امید نشوید

این زندگی شماست. آن را شکل دهید و اگر این کار را کنید، کسی دیگر اینکار را می‌کند.

قدرت نه تنها در میزان تحمل شما دیده می‌شود بلکه در توانایی شما برای شروع دوباره نمود

پیدا می‌کند. هیچوقت برای تبدیل شدن به آنچه که می‌خواهید باشید دیر نیست.

مدام یاد بگیرید، سازگار شوید و رشد کنید. شاید هنوز به مقصدتان نرسیده باشید

اما مطمئناً از دیرروز به مقصدتان نزدیک‌تر هستید.

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود
آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

عقب راندن مرز 1

عقب راندن مرزها، بجای شکستن آنها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

عقد راندن مرز 2

بنا به گفته تعدادی از افراد، پیشکسوتان(بازنشستگان)

در این دوران به دلیل نقصان قوای جسمی و روحی،

با موانع و مشکلاتی دست به گریبان می شوند.

                    
و این نواقص، تعداد بسیار زیادی از این گنجینه های

نیروی انسانی را زمین گیر نموده و آنها را در یک دور

باطلی قرار میدهد و آنها به این باور می رسند که

دیگر توانائی و شایستگی انجام بسیاری از اعمال

را ندارند.

               
ما در این مقاله بر آنیم که تا بتوانیم این باورها را مورد

بحث و بررسی قرار دهیم.

             

پیشنهاد می شود، مقاله رژه رفتن مشکلات در دوران

            

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

                        

شکستن مرزها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

عقب راندن مرز 6
شکستن مرزها، به آن معناست که شما بدانید مشکل

و مسئله ای (مثل تعارض با خانواده، درآمد کم و ….) برای

خود دارید، لکن سعی در رفع آن مشکل و مسئله نمائید

و با تمام قوا بخواهید آن مشکل و مسئله را بر طرف نموده

و زندگی خوب و بانشاطی را برای خود مهیا نمائید.

               
شکستن مرزها، در صورتی که مشکل و مسئله، را بتوان

برطرف نمود، بسیار خوب و کار ساز می باشد، لکن در

بعضی از مواقع، مشکل و مسئله، بصورت یک واقعیت بروز

می نماید و دیگر امکان رفع آن نمی باشد، مثل از دست

رفتن نزدیکان، از دست دادن یکی یا چند عضو از

اعضاء بدن و ….

              

عقب راندن مرزها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟

عقب راندن مرز 1
در صورتی که مشکل و مسئله بصورت کلی باشد

مثل مواردی که در بند قبل ذکر شد، دیگر امکان رفع

آن و بر طرف نمودن آن وجود ندارد، در این صورت باید

آن مشکل و مسئله را پذیرفته و با آن کنار بیائید و

سعی نمائید که شخصیت و موقعیت جدیدی برای خود

مهیا نموده و با فرد جدید همراه شده و زندگی جدیدی

را آغاز نمائید.

                
مانند زمانی که فردی از خانواده و نزدیکان خود را از

دست می دهید، دیگر امکان برگشت آن فرد به زندگی

شما میسر نمی باشد، لکن این امکان وجود دارد که

شما خود را بدون آن فرد، برای ادامه زندگی مهیا نمائید

و باقی عمر خود را بدون او بگذرانید

               
یا زمانی که شما یک عضو از اعضاء بدن خود را از

دست می دهید، نیز در برخی از موارد امکان جایگزینی

آن وجود ندارد، مثل از دست دادن پا، یا از دست دادن

دست و …. اما در بعضی از موارد مثل از دست دادن

کلیه، می توان آن کلیه را با کلیه دیگر از فرد دیگری

جایگزین نمود.

            
در این موارد شما می بایست خود را بدون آن عضو،

بپذیرید و ادامه زندگی خود را بدون آن عضو بگذرانید.

               

چرا عقب راندن مرزها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

عقب راندن مرز 3
در بسیاری از موارد که عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

بدلیل بالا رفتن سن، با مشکلات جسمی مواجه می شوند،

و این مشکلات با آنها همیشه همراه می شود و باز هم

متأسفانه تا پایان عمر خود همراه با آن مشکل و با ناراحتی

زندگی را به سر می برند.

       
اگر گنجینه های نیروی انسانی نتوانند در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با آن مشکل و مسئله کنار بیایند، حس بد

و ناجوری را با خود همراه نموده و این حس را متأسفانه تا

سالها همراه خود دارند.

          
لکن اگر این عزیزان بتوانند با آن مشکل و مسئله کنار آمده

و خود را با آن همراه سازند، می توانند زندگی شاد،

با نشاط و سلامتی را داشته باشند.

        
مسائل و مشکلات ما که همان مرزهای ما و موانع هستند

فقط می توانند دو کار انجام دهند:

         
یک: ما را در مسیرمان متوقف کنند
دو: ما را مجبور به خلاق شدن بکنند

           
این شما هستید که مشخص می کنید، کدامیک را از

موارد بالا را انتخاب نمائید، متوقف ماندن، یا خلاق شدن؟

چه بسا شما با این مسائل و مشکلات و مرزهای بوجود

آمده برایتان، با اجبار به خلاق شدن، بتوانید موقعیت و

موفقیت های بسیاری برای خود بسازید و بجای اینکه این

مسائل و مشکلات را جزء موارد منفی و بد، بتوانید به آنها

به عنوان موهبت نگاه کنید.

             
هدیه های خارق العاده ای که می توانند تصورات تان

را شکوفا کنند و کمک کنند فراتر از جایی بروید که

همیشه تصور می کردید که می توانید.

             
موضوع شکستن مرزها نیست. موضوع عقب راندن

آنهاست و رفتن به جاهای شگفت انگیزی است که

به ارمغان می آورند.

             

مقاله تغییر سئوال در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟ را از دست ندهید.

              

چگونه در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مرزها را به عقب برانیم؟

عقب راندن مرز 4
اگر بتوانید با مطالعه و یا شرکت در کارگاه ها و کلاس های

متفرقه آن مشکل و مسئله را برطرف نمائید بسیار عالی

است، لکن بوسیله این ابزارها اگر نتوانستید مسئله و

مشکل را برطرف نمائید، یک خبر خوب اینکه، شما بجای

اینکه سعی نمائید آن مشکل و نقصان را رفع و از بین ببرید،

می توانید با آن مشکل و مسئله کنار آمده و خود واقعی

را بپذیرید، و فرد قدیمی بدون آن مشکل و مسئله را فراموش

نموده و با فرد جدید با مشکل و مسئله همراه و آشنا گردید.

                   
و سعی نمائید با این فرد جدید، که همراه با یک مسئله یا

مشکلی است، بتوانید موقعیت های جدید برای خود مهیا

نموده و ادامه زندگی خود را با شادی، نشاط و سلامتی

همراه سازید.

             
تنها کافی است که تغییری در نگرش خود نسبت به

خود و وضعیت جدیدتان به وجود آوردید.

              
بقیه موارد نیز بدنبال آن خواهد آمد.

              
زیرا مسائل و مشکلات، افراد را ناتوان نکرده تنها بحث

این است که آنها افراد را توانا کرده و باعث می شوند

تا به تصورات جدید تکیه کرده و چیزهای جدید و

موقعیت های جدید را باور نمایند.

                 
و این دلیلی است که باید اعتقاد داشت که تصور به

عنوان ابزار می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

              
برای شکستن مرزها و محدویت ها و برای رفع مسائل

و مشکلات- نقصان در وضعیت جسمانی و یا از دست دادن

افراد نزدیک به خود – برای اینکه در ذهنمان بتوانیم هر کاری

انجام دهیم و هر چیزی باشیم:

                 
ایمان به آن رویاهای جدید و مواجهه با ترس هاست که به

ما اجازه میدهد زندگی را فراتر از محدودیتها و با مسائل

و مشکلات زندگی کنیم.

                
و باید یاد بگیریم که مرزها جایی هستند که واقعیت

پایان می یابد

              
ولی همچنین جاییست که تصور و خیال پردازی

شروع می شود

              

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

        

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.