نوشته‌ها

بخشش 1 1

بخشش

 

بخشش 1 3

ما با آن چه به دست می آوریم زندگی می کنیم،

اما زندگی مان با آنچه می بخشیم معنا می یابد.

“وینستون چرچیل”

 

بخشش در زندگی می تواند بسیار مفید و پر ثمر با

شد، همانگونه که یکی از رازهای بزرگ طول عمر نیز

صدقه دادن ذکر شده است.

 

حال بخشش به چه کسانی و در چه مواقعی؟

 

آیا باید زمانی که به مقدار زیادی مال و اموال داشتیم،

ببخشیم؟ یا در هر زمانی می توانیم این بخشش را

داشته باشیم؟

 

آیا باید به افرادی که سر راهمان قرار می گیرد،

بخشش را انجام دهیم؟ یا به هر کسی می توان بخشید؟

 

آیا باید شرایط خاصی برای بخشش بوجود آید، تا ببخشیم،

یا خیر؟

اینها و سئوالاتی دیگر را در این اینجا مورد بررسی قرار خواهیم داد.

 

با ما همراه باشید.

                

بخشش چیست؟

بخشش 1 1

انسان های بزرگ در زندگی خود همواره بخشنده هستند

و حس بخشنده بودن است که به زندگی آنها معنا می دهد

و آنها از این حس خوب داشتن، زندگی و حیات را با لذت

بیشتری ادامه می دهند.

          

انسان های معمولی زندگی عادی دارند در حالی که

انسان های بزرگ به سودهای زیادی می رسند و

همیشه شاد و سربلند و ثروتمند هستند.

         

انسان های بزرگ علاوه بر موفقیت های فراوان انتخاب

می کنند که سهمی در پیشرفت کشور، جامعه و

همکارانشان داشته باشند، آن ها حتی به

مشتری هایشان نیز فکر می کنند.

          

انسان های بزرگ آماده اند تا حتی برای رسیدن به

هدفشان، جانشان را نیز از دست بدهند، لکن انسان های

معمولی، جانشان را از هر چیز با ارزش تر می پندارند،

آن ها می خواهند به هر قیمتی که شده زنده بمانند.

           

 

بخشش به خود؟

بخشش 1 1

اولین کسی که شما باید بخشش تان شامل او شود،

خود شما هستید.

 

انسان های بزرگ، با انسان های معمولی متفاوت هستند،

انسان های بزرگ، اهل بخشش های افراطی نیستند،

آنها به خودشان نیز اهمیت می دهند.

     

آن ها از اینکه از دیگران چیزی قبول کنند، احساس گناه

نمی کنند، بخشنده بودن نسبت به خود، سبب می شود

ظرفیت و توان تان برای کمک به دیگران افزایش یابد.

      

باید خودتان را نیز جزء دیگرانی بدانید که سعی می کنید

به آن ها کمک کنید

     

اگر همه پولهایتان را به دیگران ببخشید، دیگر برای

روزهای سخت زندگی خود، اندوخته ای نخواهید داشت.

         

اگر برای رسیدن به خودتان زمان صرف نکنید، توانائی و

قدرت کمک به دیگران را نخواهید داشت.

     

توجه به خود با خودخواهی متفاوت است.

        

خود شما هم به اندازه دیگران ارزش دارید.

       

انسان های بزرگ همواره در حال بخشش هستند و

دایره مخاطبانشان، خودش را نیز در بر می گیرد.

     

انسان های بزرگ، از نعمت هائی که زندگی در اختیارشان

 

قرار می دهد، بهره می برند و به خاطر آن سپاسگزارند.

             

پیشنهاد می شود، مقاله فرصت ها مثل ابر می گذرند، را نیز مطالعه فرمائید.

                 

اصلاً چرا باید ببخشیم؟

بخشش 1 2

بخشش فواید بسیار زیادی در پی دارد.

ما در اینجا تنها به شش فایده اثر بخش آن نگاه می کنیم:

 

شش فایده بخشش:

  • احساس خوبی خواهید داشت کودکی را که
    شیرینی های خانگی می فروشد در نظر بگیرید،
    می توانید با خرید یک بسته از این شیرینی ها و
    ده هزار تومان به او بدهید، سپس تمام مدت روز
    لبخندی روی لب خواهید داشت.
    احساس خوب داشتن هیچ اشکالی ندارد، این
    احساس خوب به سادگی، بدون زحمت و با قیمت
    کم، به دست می آید. در مقایسه با لذت استفاده
    از مواد مخدر، بخشیدن برای رسیدن به حال خوش،
    سودمندتر و قانونی است.
  •                     

 

  • می بخشید تا دریافت کنید
  • کشاورزان این قانون را خوب درک می کنند،
    آنها دانه ای را در زمین می کارند و منتظر
    می شوند تا محصول را برداشت کنند. پاداش
    شما از جای دیگر و شخص دیگری به دست تان
    می رسد. یک انسان بزرگ همیشه می بخشد
    و می داند که با این کار، هستی را وادار می کند
    که به او پاداش دهد.
    برخی از انسان های عادی از شنیدن این حرف ها
    دچار سردرگمی می شوند، آنها توقع دارند که باید
    چیزی از گیرنده ی بخشش های شان دریافت کنند.
    در حالی که همیشه این طور نیست.

 

  • می بخشید تا دریافت کنید.
    این یکی از قوانین جذب است، دریافت کردن،
    وقتی می بخشید، حتمی و قطعی است.

 

  • اخلاص تان را نشان می دهید
    وقتی به کسی کمک میکنید، او به طور ناخودآگاه،
    حس می کند که مدیون شماست.
    سومین فایده بخشیدن، خلوص و صداقت است،
    اگر برای مثال به عنوان یک مسئول در یک شرکت
    به دیگران و مشتری های تان کمک و از آن ها
    حمایت کنید، آنها نیز در پاسخ با شما صادقانه و
    خالصانه برخورد می کنند.

 

  • اقتدارتان افزایش می یابد.
    اگر دیگران متوجه شوند که چیزی بخشیده اید
    صاحب شهرت خواهید شد. 
    بخشش اقتداری است
    که کسب می کنید، اگر به شکلی گمنام چیزی
    ببخشید، این اقتدار، بیشتر خواهد بود.

 

 

  • بخشیدن بدون این که شناخته شوید شما
    را توانمند می کند.
    در این صورت شما نفوذ و تأثیری می یابید که غیر قابل
    توضیح است. با بخشیدن به خودتان خدمت کنید.
    انسان ها با بیشتر جمع کردن و اندوختن اقتدار نمی یابند،
    بلکه بخشیدن است که به آن ها اقتداری حقیقی می دهد.
    وقتی به شکل ناشناس چیزی می بخشید، اتفاقی فوق
    طبیعی رخ می دهد.

 

 

  • بخشش معنویت را در شما زیاد می کند.
    به همین دلیل است که صدقه دادن در هر
    آئینی کاری بزرگ به حساب می آید.
    با صدقه دادن به هستی اعلام می کنید که
    پول و ثروت روی شما تسلط ندارد.
    آخرین فایده بخشش معنویتی است که پس از
    بخشیدن آن را حس می کنید، به افراد معنوی
    در هر فرقه و مسلکی نگاه کنید.آن ها همگی
    می بخشند.

 

 

 

چرا بخشش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
اهمیت دارد؟

بخشش 1 5

همانگونه که در قسمت قبلی توضیح دادیم، فواید بخشش
برای بدن، بسیار پر ثمر می باشد، پس بنابر این اگر ما
می خواهیم که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
زندگی شاد، با نشاط و سلامتی را در داشته باشیم،
یکی از بهترین راه کارهای آن، بخشیدن است که می تواند
حس مان را خوب کند و ما را توانمندتر سازد.

 

 

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
بخشید؟

بخشش 1 4

در این بخش، پیشنهاد می شود، نظر به اینکه تمام
راه کارهای بخشش در مقاله ای به نام بخشش در دوران
پیشکسوتی(بازنشستگی) آورده شده است.

 

لطفاً برای آگاهی از جزئیات و مراحل بخشش، آن مقاله را
مطالعه فرمائید.

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

       

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

خاطره گوئی_1

یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

 

احترام به خود 6

به زور می توان با او همکلام شد، زیرا که هر سری که سعی می کنم

با او سر صحبت را باز نمایم، مدام از کمبودها، مشکلات و مسائل

بوجود آمده در زندگی فعلی خود داد سخن به میان می آورد.

              

البته این قصه تعداد از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز هست،

زیرا که در دورانی قرار گرفته اند که به زعم خود، همه چیز رو

به افول است.

              

اما آیا براستی شما نیز با این طرز تفکر موافق هستید؟

           

آیا بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) همه چیزها، به مانند حقوق و

درآمد، رو به افول است و کاری از ما بر نمی آید؟

             

آیا تنها باید به کمبودها و مسائل موجود در زندگی نگاه افکند؟

               

ما در این مقاله بر آنیم که تا جائی که ممکن است به سئوالات بالا،

پاسخ گفته و به این موضوع، نگاه جدیدی داشته باشیم.

                

با ما همراه باشید.

                

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است. را نیز مطالعه فرمائید.

                         

 

چرا یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

بلند پروازی2 6

همه ما در زندگی موقعیتهائی داشتیم که به خوبی با مسائل و

مشکلات آن، مواجه و مسائل آن را به طرز شگفت انگیزی

حل نموده و برای خود موفقیت هائی نموده ایم.

                 

اما چه می شود که در زمانهائی اصلاً به این موفقیت ها،

و حل مسائل توجه نمی نمائیم و تنها به نیمه خالی لیوان توجه

کرده و از اینکه قبلاً هم این نیمه خالی وجود داشته، لکن با

درایت و عملکرد ما، از نیمه پر لیوان استفاده لازم و بهینه

را بردیم، هیچ یادی نمی کنیم.

               

خودتان دیگر به خوبی می توانید به نگارنده حق بدهید که شما

نیز به همین صورت از خود و توانائیهایتان، بی خبر بوده و

یا اینکه خود را بی خبر نشان می دهید.

           

اما این وضعیت را تا چه زمانی می توانید ادامه دهید، آیا دیگر

نمی خواهید از زندگی خود، هر چند به قول شما کوتاه( لکن به

نظر نویسنده، هیچ زمانی کوتاه نیست و همیشه عمرهای طولانی

وجود دارد) استفاده کرد؟ آیا نمی توان از زندگی لذت برد و

استفاده خوب و مناسب نمود؟

                   

خود نیز کاملاً به این امر واقف هستید که چنین نیست و جواب

سئوال بالا، دقیقا منفی است و هر فردی در هر سنی و هر

موقعیتی می تواند دوباره زندگی خود را بازسازی نموده و بر

مسائل و مشکلات فعلی خود پیروز گردد.

          

تنها راه این است که پیروزی ها و بردهای خودمان در زندگی

را مجدداً یادآوری نمائیم.

         

با این یادآوری، انرژی شما بصورت اتوماتیک بالا رفته، و درست

مثل زمانی که آن پیروزی و افتخارات را کسب می نمودید،

بدن شروع به ترشح هورمون های شادی و نشاط نموده و بدن

همان حس را مجدداً دریافت می دارد.

                 

پس یک سئوال اساسی:

              

چرا ما خود را از داشتن چنین حسی محروم می نمائیم؟

              

مقاله شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

            

را حتماً مطالعه نمائید.

      

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یادآوری مجدد داشت؟

فرصت کوچک 6

این بخش را در دو مرحله انجام می دهیم:

مرحله اول اینکه ابتدا به داشته های فعلی خود نظری افکنده

و آنها را لیست می نمائیم، از قبیل اینکه:

                  

  • می توانیم نفس بکشیم، در حالی که همین الان، خیلی افراد آرزوی این را دارند که بتوانند بدون دستگاه و بصورت اتوماتیک، خودشان نفس بکشند.
  •                 
  • چشمانی داریم که هنوز توانائی دیدن دارند، شاید برای بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این دیدن با عینک باشد، و این در حالی است که هم اکنون افرادی هستند که آرزوی دیدن دارند، اما متأسفانه این نعمت را در بر ندارند.
  •  
  • گوشهائی داریم که به راحتی می شنوند، هر چند که شاید برای بعضی از گنجینه های نیروی انسانی، کمی سنگین شده باشد، اما باز می توانیم بشنویم، و اینها در حالی است که تعدادی از افراد هستند که از این نعمت محروم هستند.
  •  
  • هنوز توانی داریم که این جسم را جابجا کند، هر چند که باز شاید بخاطر افکار و رفتارهایمان، این توان کاهش یافته باشد، و امیدوارم بتوانیم با آموزشهای این سایت، این توانائی مجدداً به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بازگردد.
  •  
  • و بسیاری از مسائل و نعمت های دیگر که هم اکنون اگر درست به آن ها نگاه کنیم، هنوز داریم از این نعمت ها استفاده می کنیم، هر چند که تا زمانی که دچار مشکل نشویم، متوجه نمی شویم که چه فواید و خوبی هائی برای ما داشت.
  •  

در مرحله بعدی:

عکس ها و لوازمی که از موقعیت هایی که توانسته برای ما

افتخار کسب کند، را در معرض دید خود قرار میدهیم.

       

هر زمانی که احساس کردیم که دیگر هیچ امیدی برایمان

نمانده است و کمبودها و مسائل، خیلی زیاد درگیرمان ساخت،

با نگاه کردن به این عکس ها و لوازم می توانیم مجدداً آن

خاطرات و راه حل ها را به خاطر آورده و از انرژی های

آن زمان، در زمان فعلی سود برده و از احساس خوبی که

نصیبمان می نماید، به طرز فوق العاده ای استفاده نمائیم.

           

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

 

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

 

رژه 2

رژه رفتن مشکلات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژه 2
 رژه مشکلات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را با بیان داستانی

شروع می نمایم.

 

در زمانی که دانشجوی کارشناسی در دانشگاه بودم، در یک جلسه،

استاد تربیت بدنی ما کاری برایش پیش آمد و یک استاد دیگر را نیز

برنامه ریزی نمود که سر کلاس ما بیاید.

                   
این استاد عظیم الشأن که دانشجوی دکترای تربیت بدنی بود، در سخنان

خود در کلاس به ما گفت: سعی کنید که داخل مشکلات نروید و اجازه

دهید تنها مشکلات در جلوی چشمان شما رژه بروند.

               
و تنها به دیدن حرکت مشکلات بسنده نمائید. که در این صورت می توانید

بهتر و مفیدتر آن مشکلات را برطرف نمائید.

              

پیشنهاد می شود، مقاله آهنگ زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

                

رژه رفتن مشکلات چیست؟

رژه 1
رژه رفتن به معنای آن است که فقط نظاره گر آن باشیم که آنان جلوی

چشمان ما قدم زده و حرکت نمایند.

                      

یعنی همه‌ی یگان‌ها باید جمع شوند در میدان صبحگاه و به احترام

پرچم خبردار بایستند و آخر سر هم از جلوی جایگاه رژه بروند.

              
رژه رفتن، یک مقام عالی رتبه در بالای جایگاه قرار می گیرد و

یگان های مختلف، از هر درجه و بخش، از جلوی جایگاه در صفوف

منظم و یکدست حرکت می کنند.

             

چرا رژه رفتن مشکلات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟رژه 3

 

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی)، با توجه به کم شدن درآمدی که از

محل اشتغال قبلی، کم کم مشکلات خود را نمایان می سازند و اگر خود

را داخل مشکلات بیندازیم، به آن اندازه گرفتار می شویم که دیگر حل

آن، برایمان کمی مشکل ساز می شود.

          
حال اگر به داخل مشکلات نرویم و اجازه دهیم مشکلات از جلوی

چشمان ما، قدم بزنند، مطمئناً می توانیم راه حل های بهتر و مفیدتری

برای آنان بیابیم و مشکلات را با برداشتن “م” آن به شکلات تبدیل نموده

و از حل آنها، لذت ببریم.

              
و از آن سو، زمانی که اجازه دهیم مشکلات در جلوی چشمان ما،

 رژه بروند، بدان معناست که شخصیت ما از مشکلات بسیار والاتر

می باشد، زیرا که در زمان رژه فردی که درجه و مقام او از بقیه

افراد آن میدان بالاتر است در بالای جایگاه قرار میگیرد و نظاره گر

 حرکت یگانها و واحدها می باشد.

                   

مقاله ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

 

                                

چطوری می توان بجای ورود به داخل مشکلات، اجازه دهیم

مشکلات در جلوی چشمان ما، رژه بروند؟

رژه 4

در درجه اول، لازم است که خونسردی خود را در مواجهه با

مشکلات حفظ نموده و قبول نمائیم که این مشکلات نیز مانند

بسیاری از مشکلات دیگر که توسط شخص خود ما مرتفع گردیده

است، برطرف خواهند شد.

              
و در مرحله بعدی نیز با توجه به اینکه مقام ما والاتر از مشکلات

است، با قدرت و اقتدار بیشتر نسبت به رفع آنها اقدام می نمائیم.

                        

اگر این مقاله برای شما مفید بود

                  
لطفاً آن را به دیگر عزیزان نیز هدیه نمائید. ادامه مطلب …

انکار در دوران پیشکسوتی

انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یکی از مسائلی که در مصاحبه ها با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) به

چشم می آمد و توجه من را به خود جلب نمود، انکار توانائی و انکار

برگشتن به سلامتی در این قشر عظیم است.

 

این انکار که در دوران زیبا و با طراوت پیشکسوتی(بازنشستگی)

رخ میدهد، بسیار شکننده و خرد کننده می باشد و این مسئله است که

نگارنده را در برخی از مذاکرات با گنجینه های گرانبهای نیروی

انسانی، ناکام گذاشته و آنان متأسفانه گفته های خود را مرتب تکرار

می نمودند و در زمانی که عرصه را بر خود تنگ می دیدند بجای

قبول اشتباه و رد انکار، صحنه مذاکره را ترک می گفتند.

 

لذا بر آن شدم که در این مقاله به این مسئله نگاهی بیندازیم.

 

 

انکار چیست؟

انکار در معنی معادل ابا، تکذیب، امتناع می باشد و به عبارتی، انکار

یعنی در عین اینکه میدانم اشتباه میکن، اما باز خودم را گول میزنم،

مانند کسی که خودش را به خواب زده، و متأسفانه به هیچ وجه چنین

شخصی را نمی توان از خواب بیدار نمود، زیرا که فرد اصلاً خواب

نیست.

 

انگار یعنی اینکه به خودمان فرصت دیدن واقعیتها را ندهیم. و تنها

مسائل و چیزهائی را مشاهده کنیم، که انتخاب خودمان است، نه واقعیت.

 

انگار یعنی اینکه به هیچ وجه خودمان را نبینیم و همیشه عوامل بیرونی

را در رسیدن ما به این وضعیت مقصر بدانیم.

 

 

چرا انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم می باشد؟

انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آن جهت مهم شناخته

می شود که به فرد اجازه نمیدهد که موانع و معایب وضعیت خود

را درک و در جهت رفع آن قدم بردارد.

 

افراد پیشکسوت(بازنشسته) در زمانی که به ایشان گفته می شد که

شما باز می توانید با کمی تغییر در سبک زندگی، زندگی شاد و

بانشاطی را برای خود فراهم نمائید، شروع به انکار این وضعیت

نموده و در جواب اعلام می داشتند که خیر، آب رفته به جوی باز

نمی گردد. و امکان برگشتن شادی و نشاط به زندگی آنان، بعد از

رفتن، و برگشتن قوای جسمانی، بعد از تحلیل رفتن امکان پذیر

نمی باشد.

و این عزیزان متأسفانه خودشان اظهار می داشتند که دیگر فرصت

هیچ گونه عملی را ندارند و با این وضعیت باید بسازند و همیشه منتظر

وضعیت وخیم تر از وضعیت فعلی خودشان باشند.

 

براستی، چنین است؟ واقعاً زمانی که قوای جسمی تحلیل رفت، دیگر

برگشت ناپذیر است؟

 

زمانی که شادی و نشاط، از زندگی رخت بربست، دیگر امکان

بازگشت شان، به زندگی فراهم نیست؟

 

لطفاً چند دقیقه به سئوالات فوق تفکر نمائید و جواب این سئوالها را

برای خود معین نمائید.

 

اما به نظر نگارنده چنین چیزی امکان پذیر است، زیرا که درست مثل

زمانی که در کاری خسته می شوید و با مقداری استراحت، انرژی

رفته دوباره به بدن بازمی گردد، به همان صورت، می توان قوای

جسمانی را که تحلیل رفته، دوباره بازسازی و احیا نمود.

 

دقیقا مثل همان گونه که بر روی چندین تن از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) این عمل انجام شد، و فردی که به هیچ وجه، توانائی

مسافرت رفتن و تفریح را نداشت، تنها با کمی مذاکره، اکنون، مثل

جوانی شاداب و فعال، مرتب به مسافرتهای گوناگون رفته و جالب

توجه اینکه، از مسافرت های خود، نیز عکس و فیلم تهیه می نماید.

 

واقعاً چه اتفاقی می افتد برای آن پیشکسوت(بازنشسته) ۱۱۰ ساله(شرح

حال این عزیز در کتاب الهی پیر شی آمده است)، که تنها نیازمند مجوز

شکار از طرف دولت است، تا دوباره به تفریح خود(شکار) رفته و یادی

از دوران جوانی خود نماید.

 

خوب تفاوت این عزیزان، با عزیزانی که خودشان را باور ندارند در

چیست؟

 

تنها و تنها، انکار خودشان و توانائی های خودشان در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) است که چنین وضعیت را برایشان

رقم می زند.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) انکار را کنار

 

گذاشت؟

 

با توجه به اینکه انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند

منجر به بیماری های روحی و جسمی گردد، لذا برطرف نمودن آن

بسیار مهم و حیاتی است.

 

فردی که خود را به خواب زده، چگونه می توان از خواب بیدار نمود؟

 

پاسخ مشخص است، فرد باید خودش بخواهد که بیدار شود و یا مسئله ای

برایش بوجود آید که بیدار شدنش را ضروری می نماید. مانند مشکلی

جدی برای اطرافیان، یا خودش

 

به همین طریق نیز فردی که دچار انکار شده است، تنها بوسیله خودش

می تواند از این دام رهائی یابد.

 

کافی است که بخواهد مسئولیت زندگی خودش را خودش به عهده بگیرد

و از مقصر جلوه دادن عوامل بیرونی دست بردارد. و در جهت اصلاح

عیوب و برجسته نمودن هنر و توانائی خود قدم بردارد.

 

دیده ز عیب دگران کن فراز  

                         صورت خود بین و در او عیب ساز          

نظامی                                                                                         

 

چه موقع باید رفع انکار نمود؟

در خصوص این معضل، هر چه سریعتر بتوانید این مسئله را از درون

خود بیرون نموده و خودتان و توانائی هایتان را ببینید و بدانید که غیر از

وقت و زمان، هر چه که از دست برود، دوباره میتوان آن را برگرداند.

بسیاری از خود کم بینی ها و مسائلی که برای هر فرد پیشکسوت

(بازنشسته) در این دوران، به صورت غیر قابل حل مطرح گردیده،

قابل حل می گردد. و زمانی که مسئله حل شود و توانائی و قدرت عودت 

گردد، اوج سلامتی و شادابی و نشاط فرا میرسد.

 

 لکن همیشه پیشگیری بهتر از درمان است.

 

به امید روزی که هر پیشکسوتی(بازنشسته ای) بتواند در بین اطرافیان

خود چنان نگین درخشان بدرخشد و اطراف خود را منبع نور و

روشنائی و شادابی و نشاط نماید.

 

 

ولی بختیاری

            

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی پیشکسوتان(بازنشستگان)

          

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

 

VBAKHTYARI@GMAIL.COM