نوشته‌ها

ضعف و سستی 6

اقدام در برابر ضعف و سستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ضعف و سستی 1

تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که در

سمینارها و کارگاه ها شرکت می نمودند، مدام

از تحلیل قوای جسمانی خود در این دوران صحبت

نموده و علت تمام مسائل و مشکلات خویش را

ضعف و سستی که بواسطه همین تحلیل قوا

برایشان بوجود می آمد، می دانستند.

                  

حال ما می خواهیم به این مسئله بپردازیم،

که آیا واقعاً در این دوران:

               

اولاً تحلیل قوای جسمانی واقعیت دارد، یا تنها در

باورهای ما نقش بسته است؟

                

دوماً به این مسئله بپردازیم که این ضعف و سستی

بخاطر هر موضوعی باشد، آیا راه کاری برای مقابله

با آن وجود ندارد و ما مجبور به تحمل این ضعف و

سستی تا پایان عمر خویش می باشیم؟

               

این دو سئوال و سئوالات دیگر را در این مقاله جوابگو

خواهیم بود.

        

با ما همراه باشید.

           

پیشنهاد گنجینه نیروی انسانی این است که مقاله

بازیگر یا تماشاگر بودن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟ را نیز مطالعه فرمائید.

              

 

تحلیل قوا در دوران پیشکسوتی چیست؟

ضعف و سستی 2

نگارنده در خصوص تحلیل قوا در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بارها و بارها، با نشان دادن شواهدی

که تا سنین بالای صد سال، همچنان با همان نیرو و

قدرت دوران جوانی به زندگی خود ادامه می دهند.

 داستان زندگی من 5                    

از جمله پدر ۱۳۶ ساله در سنندج، مادر ۱۲۰ ساله

در بروجرد، پدر ۱۱۱ ساله در طارم استان گیلان،

پهلوان حیدر ۱۰۷ ساله، مادر ۱۰۰ ساله در تهران،

و تعداد بیشماری از افراد بین سنین ۸۰ تا ۹۵ ساله

داستان زندگی من 11

که خوشبختانه بر اساس قانون جذب در مسیرم

برای کمک به عزیزان پیشکسوت در سر راهم قرار

گرفتند و با نشان دادن آنها به همگان، مبنی بر اینکه

تحلیل قوا تنها، در باورها و افکار ما قرار دارد، به این

نکته بسیار اساسی اشاره داشتم که در صورتی که

ما بپذیریم که بعد از ۵۰ سالگی، بدن ما با افت قوا

مواجه می شود، بدن نیز به مانند یک غلام حلقه به

گوش، فوراً بر اساس باور ما عمل نموده و قوای ما

را تحلیل می برد.

                

لکن اگر بر اساس تحقیقات علمی می خواهیم عمل

نمائیم که بواسطه آن، اعضاء و جوارح انسان برای یک

زندگی سه رقمی برنامه ریزی شده است، را بپذیریم،

دیگر نباید انتظار تحلیل قوا در سنین بالا را داشته باشیم،

بلکه مطابق تحقیقات به عمل آمده، بیماری در سنین

بالای ۵۰ سال، طبیعی نیست، بلکه آن چیزی که طبیعی

رخ می نماید، بیماری افسردگی است که به دنبال خود،

بقیه بیماریها و تحلیل قوا را نیز به همراه دارد.

           

پس تا این جا نتیجه می گیریم که ما بنا بر خواست و

باور خود، منتظر تحلیل قوای خود بوده و بدنبال آن،

ضعف و سستی را از قبل برای خود، پسندیدیم.

            

 

 

ضعف و سستی چیست؟

ضعف و سستی 4

در لغت نامه دهخدا ضعف و ناتوانی را به کم زوری

و عدم توانایی معنا نموده است و آن ناتوان بودن در

انجام کارها، حتی کارهای ضروری و شخصی خود

می باشد.

             

شاید شما نیز به مانند نگارنده، بارها و بارها عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) و سالخورده ای را مشاهده

نموده اید که حتی برای انجام کارهای بسیار کوچک

خود نیز به مانند کودکان، نیازمند به شخصی برای

انجام آن کارها می باشند.

                

و تمام دلیل و منطق آنها این است که دیگر توانائی

انجام آن کارها را ندارند.

    

باز هم بنا بر تحقیقات به اثبات رسیده است که با

بالا رفتن سن، شاید سرعت عمل افراد در انجام کارها،

کاهش یابد، لکن این کاهش سرعت، افزایش دقت را

به همراه خود دارد.

 

            

مقاله احساس منفی در دوران پیشکسوتی

         

(بازنشستگی) چیست؟ را از دست ندهید.

             

 

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

در مقابل ضعف و سستی ایستاد؟

ضعف و سستی 5

اگر ما نتوانیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

که اکثر فرزندان احتمالاً به سر زندگی خود رفته اند

یا اگر هنوز در خانه باشند، دیگر اعتنائی به خواست

والدین خود ندارند، در مقابل ضعف و سستی خود سر

تعظیم فرود آورده و این ضعف و سستی را به واسطه

همان تحلیل قوای جسمانی در باور های ناسالم،

بپذیریم. لاجرم باید برای انجام کارهای خود و شاید

کارهای ضروری خود، نیازمند کمک اطرافیان و فرزندان

خود باشیم.

            

در این دوران که هر فردی تنها مسئولیت زندگی خود

را به عهده می گیرد، شاید بعضی از فرزندان نیز از این

وظائف شانه خالی نمایند.

               

آنوقت تکلیف چیست؟

یا باید از انجام آن کارها صرف نظر نمائید، که اگر کارهای

ضروری باشد این کار غیر ممکن است.

             

یا اینکه بدون کمک آنها، و در کمال خجالت و شرمساری

حتی عمل استجابت مزاج را نیز در همان محلی که هستید،

انجام دهید.(کاری که متأسفانه بارها شاهد انجام آن توسط

افرادی بوده ام که خود را باخته و دیگر امیدی به زندگی

خود نداشتند.)

      

لذا باید کاری کرد و خود را از این دام ضعف و سستی

که بواسطه باورهای غلط و شاید در بعضی از موارد نیز

بنا بر شرایط خاصی گریبانگیر ما شده است برهانیم.

           

 

چگونه باید در برابر رکود و سستی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) مقاومت نمود؟

ضعف و سستی 3

در این جا، بر اساس نوشته های دکتر وین دایر در

کتاب سررشته زندگی خود را در دست گیرید،

موارد ذیل را خدمتتان اعلام می دارم:

 

برای این که جایگاه واقعی خویش را در زندگی به

دست آورید و به رفاه و آرامش روحی و غنا و برکت

برسید، باید از جا برخیزید، و با تلاش و کوشش به

پیش بتازید.

               

عمل، مؤثرترین نوشدارو برای غلبه بر اضطراب و افسردگی

تنش و سایر احساسات منفی است. به مجر این که دقت

خود را معطوف به کار در دست اقدام نمائید، جریان

افسردگی و اضطراب بند آمده و مجال ظهور نمی یابد.

            

جا دارد در این جا بدین نکته اشاره کنیم که افسردگی

مولود عدم تحرک و ضعف است نه مولد آن.

          

به بیانی دیگر شما با سستی و بی حالی به افکار و

احساسات منفی میدان عمل می دهید و عرصۀ ذهن

را برای تاخت و تاز افکار سیاه آماده می کنید.

           

بنابر این به جای این که ناله و فغان کنید و اوضاع نامساعد

خود را به طبیعت، روزگار، سن و فلک غدّار نسبت دهید،

گره از ابروان بگشائید، به هدایت باطنی تان اعتماد کنید

و دست به عمل بزنید.

 

               

راه کار فعلی چیست؟

          

شاید بپرسید: چه کار می توانم انجام دهم و از

کجا باید شروع کنم؟

در پاسخ باید گفت هر چه انجام دهید،

و از هر کجا که شروع کنید، بهتر و مؤثرتر از فرو رفتن

در باتلاق عدم تحرک است.

     

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

         

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

بردن بازی 3

برای بردن بازی میکنید یا برای نباختن؟

بردن بازی 1

برای بردن بازی میکنید یا برای نباختن؟ این سئوالی

بود که یکی از اساتید در کلاس درس، از دانشجویان

پرسید.

همانجا به این فکر افتادم که اگر ما صرفاً برای نباختن

بازی کنیم خیلی از فرصت های برد را از دست میدهیم.

        

این در زندگی نیز مصداق بسیار زیادی دارد، تعداد زیادی

تنها زندگی را برای اینکه روزگار بگذرانند، زندگی میکنند.

       

اما تعدادی دیگر، زندگی می کنند که در زندگی موفق باشند.

     

در این مقاله بر آنیم که به بردن بازی، نگاه جدیدی بیندازیم.

         

پس با ما همراه باشید.

          

پیشنهاد می شود مقاله بازیگر یا تماشاگر بودن

     

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

       

را نیز مطالعه فرمائید.

               

           

بردن بازی چیست؟

بردن بازی 4

بردن بازی، یعنی کارهائی در بازی انجام دهی

که بازی در نهایت به نفع شما به اتمام برسد.

         

در بعضی موارد تعریف «بردن» بسیار ساده است

مثلاً در یک مسابقه بسکتبال کسی که بیشترین

امتیاز نهایی را کسب کرده است برنده است.

ولی در زندگی واقعی تصمیم گرفتن برای برنده

بودن چندان ساده نیست.

           

 

برای بسیاری برنده بودن به معنای داشتن پول یا

ثروت زیاد است. اما بعضی افراد برنده بودن را در

عمر دراز می دانند. و افرادی هم می خواهند تمام

عمر خوش تیپ و سالم باشند. بعضی شادی و

بعضی خوش گذرانی را بردن می دانند.

        

 

نباختن چیست؟

تماشاگر یا بازیگر بودن 3

بازی کردن برای نباختن، به آن معنا است که به

صورتی بازی کنیم که حداقل بازنده نباشیم و تنها

به بازی اکتفا کنیم، در بعضی از بازیها مثل فوتبال

(نه در نهائی) می توان بصورتی بازی کرد که نتیجه

مساوی شده و هر یک امتیازها را تقسیم نمایند.

             

اما در مسابقه ای مثل والیبال یا بسکتبال، این امر

محال است، زیرا بالاخره یکی از دو طرف، با گرفتن

امتیاز بیشتر، موفق به برد می شود.

        

در زندگی نیز، تعدادی از افراد تنها برای اینکه زندگی

خود را به پایان برسانند و این مسیر پر فراز و نشیب

را تنها بدون مسئله طی نمایند، روزگار خود را

می گذرانند.

            

 

چرا برای بردن بازی کردن در دوران پیشکسوتی

        

(بازنشستگی) مهم است؟

بردن بازی 2

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) زندگی کردن

تنها برای گذران زندگی می تواند، آسیب های جبران

ناپذیری بر روح و روان و در نتیجه جسم فرد وارد نماید.

            

با بعضی از عزیزان پیشکسوت که مذاکره می نمودم،

آنها اعلام می داشتند که تنها در حال گذران زندگی

هستند بدون هیچ هدف و انگیزه ای. و این می تواند

کم کم آن ها را به سمت گرفتن بیماری افسردگی

سوق دهد.

            

در مقابل افرادی هستند که به محض ورود به دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) مثل اینکه تازه برای

شروع زندگی، شلیک انجام شده است و آنها به

سمت هدف از پیش تعیین شده توسط خودشان،

با سرعت پیش می روند و هر لحظه، پله های موفقیت

را یکی پس از دیگری پشت سر می گذرانند و کم

نیستند چنین افراد کوشا و بی نظیری که برای خود

هدفهای جدید و قابل دستیابی دارند و در جهت

رسیدن به آن اهداف حرکت می نمایند.

          

اگر در زندگی تنها برای نباختن به میدان بروید،

مطمئن باشید که بالاخره، زندگی نیز از یکی از

فرصت های به وجود آمده استفاده لازم را برده

و به شما صدمه خواهد زد، لکن اگر شما مثل یک

برنده به میدان زندگی وارد شوید و همیشه به

سمت زندگی یورش ببرید، در نهایت در یکی از

یورش ها، می توانید، به اهداف خود دست یافته

و برد و موفقیت خود را در زندگی تضمین نمائید.

             

            

مقاله رسیدن به آرزوها در دوران پیشکسوتی

      

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

             

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

      

(بازنشستگی) برای بردن بازی، زندگی کرد؟

بردن بازی 5

بزرگترین و مهمترین قاعده این بازی، داشتن هدف

و زندگی با برنامه است، زیرا با داشتن هدف،

دیگر به زندگی اجازه یورش به طرف خود نخواهید داد.

        

بهترین حالت این است که برای خود هدف تهیه نموده

و برای هر روز یا هفته خود، برنامه ریزی نمائید.

           

سعی نمائید در هر روز، تنها و تنها با خود مسابقه دهید،

و هر روز از خود یک قدم فراتر روید. و تلاش نمائید که

هر روزتان، از روز قبل بهتر و بالاتر باشید.

        

قواعد بازی در کتاب الهی پیر شی، آمده است،

با مطالعه آن می توانید از قواعد بردن بازی، مطلع شده

و در جهت رسیدن به اهداف خود قدم بردارید.

       

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

 

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

داستان زندگی من

داستان زندگی من:

داستان زندگی من

 

داستان زندگی من، مثل همه داستان های دیگر افراد، از آنجائی شروع

شد که جوانی ۲۲ ساله پس از اتمام خدمت سربازی، به چندین محل که

به او پیشنهاد شده بود، مراجعه و هر مکانی را با یک دلیل از طرف

خودش جهت کار، رد نمود.

             

نهایتاً با مشاوره یکی از دوستانش به اداره­ای دولتی زیر نظر وزارت

راه و ترابری(آن زمان) وارد شد و مقرر گردید که ۳۰ سال از بهترین

سالهای عمرش را در آنجا سپری نماید. با وساطت یکی از هم محلی­ها

که در اداره از حسن شهرت خوبی برخوردار بود، به صورت روزمزد

در آن اداره(زمانی که هنوز در مرخصی سربازی بود)، مشغول به کار شد.

        

همان موقع به عنوان مسئول دفتر یکی از معاونین آن اداره به خدمت گرفته شد.

       

در همین زمان، در سرویس حمل و نقلی که از طرف اداره برای

رفت و آمد کارمندان در نظر گرفته شده بود. یکی از کارمندان با

سابقه­تر هم محلی، رو به او کرد و گفت: بهتر است که سر این کار

نیائی و به کار آزاد روی بیاوری.

       

در ادامه عنوان نمود که ما بخاطر سابقه­ای که در آنجا داریم،

امکان خروج از اداره برایمان وجود ندارد! اما این جوان که تازه

با وساطت تنی چند از دوستان به این اداره وارد شده بود، سرخوش

از استخدام در آن اداره بود و داشتن شغلی تمام وقت در یکی از

ادارات دولتی برایش آرزو بود، کسی نبود که با این نصیحتها،

صحنه را خالی نماید. لذا نصیحت را نشنیده گرفت و به رفتن به

اداره ادامه داد.

             

حالا بعد از ۳۰ سال از آنزمان، درست در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۵

بود که یکی از بهترین دوستانش که در اداره حتی به برادران دوقلو

معروف شده بودند، بخاطر تکمیل زمان خدمتش، پیشکسوت(بازنشسته)

و از اداره منفک شد.

          

مسئول بازنشستگی اداره به این جوان نیز اعلام نمود که پایان سال،

نوبت پیشکسوتی(بازنشستگی) ایشان فرا می­رسد.

  

پیشنهاد می شود مقاله الهی پیر شی را

      

مطالعه فرمائید.        

                      

ادامه داستان در زمان حال:

داستان زندگی من

این داستان زندگی اداری نگارنده بود، چقدر زود گذشت، ۳۰ سال

(البته با احتساب خدمت سربازی)، مثل برق گذشت. و در حال

آماده شدن برای پیشکسوتی(بازنشستگی) بودم که چند تا اتفاق،

جریان زندگیم را دچار تحول نمود و مرا به وادی تحقیق و تحقق،

در امور پیشکسوتان(بازنشستگان) کشاند.

     

هر چند که خواهی نخواهی، باید وارد این جرگه می­شدم، اما نه بعنوان

مدّرس و مشاور، بلکه بعنوان یک پیشکسوت(بازنشسته)، مانند باقی

پیشکسوتان(بازنشستگان) عزیز که قبل از نگارنده از اداره منفک

شده بودند، چه بسا با مسائل مبتلابه، روبرو میگردید.

        

 

اتفاق اول، در مسیر زندگی:

داستان زندگی من 4

اولین اتفاق در تابستان برایم رقم خورد و در آن زمان، پیرمردی

۱۰۸ ساله در خیابان­های تهران مشاهده شد که پس از سئوال در

خصوص توانائی جسمی و امید به زندگی، اقدام به بالا آوردن پای

خود تا بالای سر خود می­نماید. در گفته­هایش امید به زندگی تا سن

۱۰۰۰ سالگی مثل حضرت نوح را با صدای بلند اعلام می­دارد.

        

 

اتفاق دوم در مسیر زندگی:

داستان زندگی من 9

اتفاق دوم، در محل کارم بود، یکی از همکاران قدیمی با ۸۷ سال

سن بصورت فعال در اداره رفت و آمد دارد و اقدام به خرید و فروش

پوشاک(کت، شلوار، کیف، کفش، کمربند و …) به همکاران بصورت

نقد و اقساط می‏نماید. یکی از موارد مختص به این همکار، این است

که مبلغ قسط در زمان معامله با همکاران، اصلاً برایش مهم نیست،

لیکن، حافظه این مرد، بسیار قوی و مثل یک کامپیوتر است، تمام مسائل

و مبالغ را بدون داشتن هیچگونه دفتر یا رسیدی، در ذهن می‏سپارد.

و اثری از آلزایمر در این مرد وجود ندارد.

        

 

این همکار پیشکسوت(بازنشسته) تا سن ۸۷ سالگی بدون نیاز به

وسایل کمکی(عصا، عینک و …) به کشورهای مختلف سفر کرده

و وسایل قابل فروش را از آن کشورها، به ایران آورده و به همکاران

عرضه می­نماید. هر مرقع که این پیر مرد را می دیدی، یک کیسه

پر از پوشاک دستش بود و در ۱۳ طبقه اداره مشغول تردد بود.

     

 

علت دنبال کردن موضوع و نوشتن کتاب:

چیزی که مرا به فکر نوشتن کتاب “الهی پیر شی” انداخت این بود

که بین آن نفر اول(پیرمرد ۱۰۸ ساله)، و همکار ما که تا ۸۷ سالگی

با شادی و نشاط و بدون نیاز به همراه زندگی می­کرد و بقیه

پیشکسوتان(بازنشستگان) همسن و سالش که از سن ۶۰ به بعد،

باید حتما برای تردد کسی همراهیشان کند، چه تفاوتی وجود دارد.

داستان زندگی من 10

برخی از همکاران در سن ۵۵ تا ۶۰ سالگی، علیرغم داشتن

وسائل کمکی(از جمله عصا و عینک و سمعک و ویلچر)، هنوز

قادر به تردد و انجام کارهای خود نیستند. و تعدادی دیگر از

همکاران به محض اینکه حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را دریافت

نمودند و در منزل ساکن شدند، بر اثر شدت فشارات وارده،

خیلی زود، به دیار باقی می­شتابند.

             

 مقاله الماس ابدی است را از دست ندهید.     

 

علت این همه تفاوت در نوع زندگی و سلامتی چیست؟

داستان زندگی من 5

بخاطر این بر آن شدم که راز تفاوت بین این دو را بیابم. و شروع

به بررسی موارد مبتلابه پیشکسوتان(بازنشستگان) و مطالعه کتب

مربوط به آنان نمودم.

           

در اولین گام، با چندین نفر از پیشکسوتان(بازنشستگان) که به

سنین بالا رسیده بودند و مشکلات عمومی (که بقیه پیشکسوتان

(بازنشستگان) با آنها دست و پنجه نرم می­نمودند) را نداشتند،

مصاحبه نمودم.

             

مصاحبه اول با پیشکسوت(بازنشسته) ۸۲ ساله:

داستان زندگی من 2

یکی از مصاحبه ها با مردی خونگرم که حدود ۸۲ سال از خدا

عمر گرفته بود و حافظه خیلی خوبی داشت، انجام شد. این حافظه

بصورتی بود که در طی چندین دقیقه­ای که با ایشان مشغول مذاکره

و مصاحبه بودم، بارها و بارها، شعرهائی از شعرای نامدار در

موضوعات مختلف، برایم خواند. وقتی علت اینهمه هوش و حافظه

را جویا شدم، رمز عدم فراموشی و سالم بودن حافظه خود را،

مطالعه زیاد کتاب، حتی در همین سن بیان نمود و اعلام داشت

که با وجود اینکه مقداری از بینائی چشمانش کم شده است، اما

روزانه تا کتاب نخواند، آن روز را به پایان نخواهد رساند.

       

 

مصاحبه دوم، با پیشکسوت(بازنشسته) ۷۰ ساله:

داستان زندگی من 13

مصاحبه بعدی با یکی دیگر از پیشکسوتان(بازنشستگان) شهرستانی

بعمل آمد که پس از پیشکسوتی(بازنشستگی) در تهران به یکی از

روستاهای شهرستان طارم رفته و مشغول زراعت و کشاورزی

شده است. در زمان مصاحبه، حدوداً ۸ سال از زمان پیشکسوتی

(بازنشستگی) گذشته بود، کار خود را خیلی بهتر و مفرح­تر از

شغل قبلی خود اعلام می­دارد، لازم به ذکر است که شغل قبلی

ایشان، کار در یکی از شرکتهای خودروسازی تهران بوده است.

         

پس از مصاحبه­های فوق الذکر، شور و هیجان برای یافتن موفق­های

این حیطه چند برابر شد و بدنبال رهبران پیشکسوت(بازنشسته) سالم

و سرپا گشتم. و آن موقع تازه به دوستانی رسیدم که بعد از پیشکسوتی

(بازنشستگی)، سالیان سال، مشغول به کار در ادارات دیگر بودند و

زمانی که از آنها در خصوص پیشکسوتی(بازنشستگی) پرسیدم،

جواب دادند که هنوز پیشکسوت(بازنشسته) نشدند و هنوز مشغول

کار هستند(در صورتی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) آنها حدود

۱۰ الی ۱۵ سال قبل صادر شده بود).

             

 

مصاحبه با پدر ۱۱۰ ساله:

داستان زندگی من 11

در این راه، با کمک یکی از دوستان دیگر که بر اساس قانون جذب

بر سر راهم قرار گرفت، به سراغ یکی از اقوام ایشان که

۱۱۰ ساله بود، رفتیم و جالب این بود که این دائی عزیز(به قول

دوستم) هنوز دندان­های اصلی خود را به دهان داشت. و تنها ناراحتی

ایشان بعد از این مدت، کمی خمیدگی کمر بود که بدون عصا و

کمک از دیگران به صورت خمیده راه می­رفت.

        

علت خمیدگی کمر خود را نیز شکارهای فراوان انجام شده در زمان

جوانی، اعلام داشت و اعلام نمود که هم اینک در روستای خود به

کشاورزی و دامداری مشغول بودند. این فرد پیشکسوت(بازنشسته)،

علیرغم اینکه همسر اول ایشان در زلزله منجیل فوت نموده بودند،

امید به زندگی بالائی داشتند زیرا که از همسر دوم خود، دارای سه

فرزند بودند و فرزند سوم ایشان در زمان مصاحبه تنها ۱۳ سال عمر

داشت و میخواست که در مراسم­های عقد و عروسی این پسر خود

شرکت داشته باشد.

         

 

مصاحبه با پدر ۹۰ ساله:

داستان زندگی من 6

همزمان پس از مصاحبه با دائی عزیز، فرد دیگری معرفی شد

که ایشان ۹۰ سال از خدا عمر گرفته بودند و ناراحتی ایشان این

بود که بخاطر درد پائی که اذیتش کرده بود، مجبور شده بود،

به دکتر مراجعه نماید، و ۴۰ روز در بیمارستان بستری شده بودند.

     

در زمان ملاقات، با وجود درد پا، به تنهائی در اطاق قدم میزد و

بدون اینکه مسأله­ای را فراموش نماید به راحتی صحبت می­کرد.

و از اینکه دیگر نمی­تواند راه برود و تنها روزانه ۲ کیلومتر با

وضعیت فعلی راه میرود، گله و شکایت داشت.(لازم به ذکر است

که منزل این فرد در روستاهای کوهستانی بود)!

       

 

مشت نمونه خروار است،

الهی پیر شی 2

اینها نمونه­هائی از افرادی هستند که می­خواهند زندگی پرثمر و

مفیدی داشته باشند. کسانی که سن تقویمی برای آنها، خیلی قابل

توجه نبوده و تنها به کارهای انجام داده و کارهائی که باید انجام

دهند، فکر می­کنند و در عین حال برنامه­ریزی برای انجام کارهای

آینده دارند.

       

البته تعدادی از دوستان در زمان شروع به کار، می­گفتند که تو

دنبال سالمندان رفتی، نه بازنشستگان، در صورتی که بدنبال کسانی

بودم که علیرغم بالارفتن سن، هنوز خود را پیشکسوت(بازنشسته)

نمی­بینند و به همین دلیل از توانائی بالاتری نسبت به همسن و

سالانشان(اگر وجود داشتند) برخوردار هستند.

     

این عزیزان شاهدان ادعاهایم هستند، زمانی که رموز سلامتی و

شادابی آنها که در اکثر آنها مشترک بود، را یافتم و سعی نمودم در

این سایت، تمام این رموز را در جهت بازگرداندن سلامتی و نگهداری

سلامتی پیشکسوتان(بازنشستگان) به نحو شایسته ارائه نمایم.

  داستان زندگی من 12   

امیدوارم بتوانم، این رموز سلامتی و شادابی، را به طرز صحیح،

با بیانی فصیح، ساده و کامل به اطلاع کلیه عزیزان پیشکسوتان

(بازنشسته) برسانم.

              

من آنچه شرط بلاغ بود با تو گفتم        

     تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال

                       

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

               

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

احترام به خود 5

احترام به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

احترام به خود 5

 

احترام به خود در کل زندگی مهم و ضروری است، و این ضرورت،

زمانی که ما به دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) وارد می شویم،

از اهمیت بالاتری برخوردار است.

 

                   

زمانی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را بعد از ۳۰ سال خدمت

از طرف محل اشتغال به ما تحویل می شود، اکثر عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) متأسفانه این حکم را به معنای حکم تعلیق از همه امور

زندگی خود تلقی می نمایند و خود را گوشه نشین و عزلت نشین

می نمایند.

احترام به خود 6

            

در صورتی که این حکم مدال باتجربگی و پیشکسوتی است

و به معنای آن است که مسئولیت ما سنگین تر شده و اگر

تا کنون تنها به محل کار رفته و وظیفه مدیریت و هدایت خانواده

را نیز به عهده داشتیم، الان وظیفه انتقال تجربه، تخصص و مهارت

خود به دیگران و نسل بعد را نیز به آن اضافه شده است.

 

                 

پس باید برای انتقال تجربیات به دیگران، ارتباطات مؤثر را بدانیم

و یکی از اولین اصول ارتباطات مؤثر چیزی نیست،

جز احترام به دیگران.

 

               

و کسی که نتواند به خود احترام بگذارید، مطمئناً به دیگران نیز

احترام نخواهد گذاشت.

 

               

نتیجه می گیریم که فرد پیشکسوت(بازنشسته) در درجه اول

باید به خود احترام بگذارد تا بتواند به دیگران نیز احترام بگذارد.

 

                    

پیشنهاد می شود، مقاله احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

         

را نیز مطالعه فرمائید.

                 

احترام به خود به چه معناست؟

احترام به خود 1

اِحتِرام احساسی مثبت از ارج نهادن و اعتنا به فرد یا شی‌ای است

که فرد احترام ‌گذارنده آن را سزاوار احترام می‌شمارد.

           

احترام به خود به معنای طرز فکر، افکار و احساس نسبت

به خود است.

 

            

روانپزشکان معتقدند احترام به خود، برمی گردد به ارزشی

که فرد برای خود قائل است. هرچقدر این ارزش قوی تر و

پخته تر باشد این احساس نیزدر سطح بالاتر و به طور

فراگیرتری شخصیت فرد را دربرمی گیرد. به این ترتیب آنچه

افراد از خودشان تعریف و تصور می کنند بر انگیزه ها، نگرش ها

و رفتارشان در سراسر زندگی تاثیر می گذارد.احساس احترام به

خود در سطح پایین معمولا با گروهی از مشکلات دیگر مثل

ضعف دانش و اطلاعات، عدم موفقیت در انجام وظایف،

ضعف در اتباطات خویشاوندی و دوستانه، خشونت و اختلالات

عاطفی مثل افسردگی همراه است.

 

                          

مقاله زندگی کنیم با فقط زنده باشیم؟ را نیز مطالعه فرمائید.

            

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به خودمان

           

احترام بگذاریم؟

احترام به خود 2

احترام به خود یک اصله. وقتی فردی خودش رو دوست نداره،

به خودش حس خوبی نداره، به خودش احترام نمیذاره،

یا رفتاری میکنه که طرف مقابل رو به بی احترامی وادار می کنه،

چطور میتونه از دیگران توقع احترام داشته باشه؟

تنها زمانی دیگران به آدم احترام میذارن که خود فرد برای خودش

اهمیت و ارزش قائل باشد.

 

                 

هیچ کس رو نباید بیشتر از خودتون داشته باشید. حتی کسی رو که

عاشقش هستید. وقتی دیگران رو بیشتر از خودتون دوست داشته باشید

یعنی اونها میتونند بهتون بی احترامی کنند و شما چون اونو بیشتر

از خودتون دوست دارید باید سکوت کنید.

 

                 

و در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) فرد که با کوله باری از

تجربه و تخصص همراه است، باید مورد احترام اطرافیان و از

جمله خانواده باشد، و اگر این گنجینه نیروی انسانی نتواند به

خودش احترام بگذارد، مطمئناً دیگران نیز احترام گذاشتن به

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) طفره رفته و بی احترامی می نمایند

(متأسفانه نمونه بارز این اخلاق را می توانید به کرات در

جامعه شاهد باشید)

          

                              

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به خودمان

احترام بگذاریم؟

احترام به خود 3

در ذیل ۸ روش برای اینکه به خودمان احترام بگذاریم آورده

شده است برگرفته از مقاله

How To Respect Yourself More است و

با انجام این موارد می توان احترام به خود را تضمین نمود:

        

 

۸ راه برای رسیدن به احترام به خود

 احترام به خود 4    

  1. به کمتر از آنچه دوست دارید رضایت ندهید.
    شما شایسته بهترین ها در زندگی هستید: از جمله بهترین
    احساس، بهترین لباس، بهترین زندگی و ….
              
  2. درباره خودتان بد صحبت نکنید. اجازه ندهید اشتباهات و
    ضعف های شما تعریف کنید که چه کسی هستید. 
    نمی گویم،
    “من بازنده هستم، هیچ کس مرا دوست ندارد، خودم را نفرین
    می کنم”. شما به زودی به آنچه که می گویید ایمان می آورید.
    از سوی دیگر، اگر به خودتان بگویید «من یک شخص ارزشمند
    و احترام هستم»، شما آن را در مورد خودتان باور دارید.
    خودتان را از نقاط قوت خود و کیفیت هایی که برای ارائه به
    دیگران ارائه می دهید، یادآوری کنید.
                                      
  3. اجازه ندهید که کسی شما را مجبور کند یا کاری را انجام دهید
    که نمیخواهید انجام دهید یا آن را فقط برای به دست آوردن
    تایید یا دوستی خود انجام دهید.
     
    یک سخن قدیمی وجود دارد
    که می گوید: “با خودتان، همیشه صادق باشید.”
  4. در هیچ شرایطی قوانین اخلاقی خود را نقض نکنید. همیشه
    افرادی وجود دارند که خود را با خودکفایی ضعیف تطبیق
    می دهند، زیرا آنها چیزهای بی توجهی را مرتکب شده یا
    قوانین اخلاقی خود را نقض کرده اند و از خودشان متنفر هستند.
                                     
  5. احساسات خود را کنترل کنید. بخشی از احترام به خود،
    یادگیری نحوه اداره کردن احساسات شما بدون ایجاد مشکلات
    بیشتر برای خودتان است. هنگامی که ما خشم خود را از بین
    ببریم و به شیوه ای مخرب آسیب برسانیم، تنها باعث می شود
    که ما بعد از آن خجالت بکشیم، روابط را از بین ببریم و منجر
    به عزت نفس پایین شود.
    احترام به خود 8                                           
  6.  دانش خود را افزایش دهید آرزوها و منافع جدیدی برای خود
    ایجاد نمائید. سرگرمی های جدید پیدا کنید تا آنجا که ممکن است
    یاد بگیرید. یادگیری در مورد چیزهایی که در اطراف شما اتفاق
    می افتد، توانایی و درک ذهنی شما را گسترش می دهد و به شما
    هوشمندانه صحبت می کند تا به طیف وسیعی از افرادی که می بینید.
    همانطور که همه فرصت های مختلفی که این دنیا ارائه می دهیم
    کشف می کنیم، بیشتر درباره آنچه شما شخصا باید به مردم اطراف
    خود ارائه دهید، بیشتر بیاموزید.
                                      
  7. با خدا ارتباط برقرار کنید. بدانید که خداوند شما را دوست دارد
    و به شما احترام می گذارد، پایه ای برای احترام به خودتان است.
    پس از همه، خدا همه چیز را در مورد ما می داند و هنوز هم
    ما را دوست دارد.
    احترام به خود 7                                                                         
  8. مسئولیت پذیر باشید. مسئولیت انجام کارهایی را که باید انجام
    دهید، شخصاً به عهده بگیرید.
    مثل: مراقبت از خودتان. دندان های خود را بشویید، موهای خود
    را شانه کنید، به سادگی لباس بگذارید، خوردن آنچه که برای شما
    خوب است، و نوشیدن آب. مهمتر از همه، مراقبت از خودتان،
    خواندن کتاب مقدس و دعا کردن است. فقط انجام آنچه شما می دانید
    درست است که انجام می دهید، احترام به خودتان را به سرعت
    افزایش می دهید – آیا انجام تکالیف، خواندن خانه ها و یا نشان دادن
    کار به موقع است؟

   احترام به خود 9                 

در اینجا چند ایده سریع تر درباره ی احترام به خود آورده شده است:

              

۱٫به دیگران توجه کنید.


۲٫ سریعاً به دیگران ببخشید.

۳٫ برخورد مهربانه با همه کسانی که ملاقات می کنید داشته باشید.
این افراد هرگز احساس بدبختی نمی کنند.


۴٫ اطرافیان را به انجام کارهای مثبت تشویق نمائید.


۵٫ دروغ نگو هنگامی که شما به طور مستمر صداقت داشته باشید،
به خودتان هدیه یی ارزشمند از وجدان روشن می دهید.

۶٫تصمیمات خوب بگیرید.

                

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

تفریح 6

پیشکسوتان(بازنشستگان) را باید در سختی ها شناخت

پیشکسوتان(بازنشستگان) را باید در سختی ها شناخت.

استرس 7

از قدیم گفته اند، فرد را اگر می خواهی بشناسی، با او به سفر برو.

و هر فرد را در مسافرت می توانی بشناسی، اما در خصوص

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این عزیزان را می توانید در

مواجه با سختی ها بشناسید، و عملکرد آنان را دریابید.

                  

گنجینه های نیروی انسانی، کسانی هستند که در مواجه با

سختی ها، با اتکاء به تجربیات و سوابق ارزنده خود، همچون

ناخدای کارکشته کشتی که می تواند کشتی را در طوفان های

سهمگین از دریا و اقیانوس عبور داده و به سلامت به ساحل

برساند، می تواند بحران ها را مدیریت نموده و به خوبی آن را

هدایت کرده و همگان را به سلامت از این وضعیت خلاص نماید.

                 

پیشنهاد می شود، مقاله بزن پس کله سختی ها 

را نیز مطالعه نمائید.

 

پیشکسوتان(بازنشستگان) چه زمان هائی خود را نمایان می نمایند.

رابطه جوان با بازنشسته_2

شاید بر اساس عرف جاری، پیشکسوتان(بازنشستگان) در

عملکرد به نظر کمی کندتر عمل نمایند، لکن تحقیقات نشان

داده است که گنجینه های نیروی انسانی، خیلی دقیق تر و بهتر

کارها را به انجام می رسانند، شاید کمی آهسته تر، اما بهینه تر

انجام می شود.

             

پس باید به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) اعتماد کامل داشت

و بدانیم که تجربیات و مهارت های این گرانمایگان، می تواند

تضمین کننده طی شدن مسیر بصورت بهینه می باشد.

                              

 

چرا پیشکسوتان(بازنشستگان) را باید شناخت؟

سن یک عدد است 5

تا زمانی که نتوانیم تجربیات و مهارت و تخصص عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) را به درستی دریابیم، نمی توانیم از

این عزیزان توقع داشته باشیم که آنها بتوانند در مواقع

مورد نیاز، مسائل و مشکلات ما را با درایت حل و فصل نمایند.

                   

 

چگونه می توان پیشکسوتان(بازنشستگان) را در دوران های

سخت، شناخت؟

با صحبت با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) و یا خواندن مقالات

و یا احتمالاً کتابهای منتشره توسط آنان می توان به گنج های

درون این گنجینه های نیروی انسانی دست یافت.

                

البته تعدادی از این عزیزان، شاید هیچ یک از موارد بالا را

نداشته باشند، اما این هنر ماست که بتوانیم با همراهی با

گنجینه های نیروی انسانی، پی به تجربه و مهارت این عزیزان ببریم.

                 

و در زمانی که از وجود چنین گوهرهائی با اطلاع شدیم،

باید با کمال احترام، در زمان های مورد نیاز از وجود

گهربارشان استفاده نمائیم. و بدانیم که وجود این عزیزان نه

تنها در سختی ها و مشکلات برای ما لازم و ضروری می باشد،

بلکه در تمام موارد، ما می بایست، از این گرانمایگان، تکریم

لازم را به عمل آوریم.

                       

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

                   

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

حضور در مراسم 2

حضور پیشکسوتان(بازنشستگان) در مراسم های مختلف

حضور پیشکسوتان(بازنشستگان) در مراسم های مختلف

حضور در مراسم 2

 

در مراسم های مختلف، زمانی که نوبت به جشن و سرور

می رسد، یکسری از افراد دوست دارند که افرادی را به

این مجالس دعوت نمایند که سراسر شادی و نشاط باشند

و از دعوت افرادی با سن کمی بالاتر، به این مجالس،

خود داری می نمایند.

             

در مقابل، کسانی هستند که تا حضور پیشکسوتان

(بازنشستگان) در مراسم ها نباشد، حاضر به برگزاری

مراسم جشن و سرور نمی باشند.

          

تفاوت در کجاست؟

         

آیا تفاوت در فرهنگ ها و افکار است؟

               

ما در این مقاله قصد داریم این مقوله را مورد بحث و

بررسی قرار دهیم.

        

با ما همراه باشید. 

     

پیشنهاد می شود مقاله تکریم پیشکسوتان

را نیز مطالعه فرمائید.        

 

چرا حضور پیشکسوتان(بازنشستگان) در مراسم ها،

ضروری است؟

حضور در مراسم 1

حضور پیشکسوتان(بازنشستگان) در خانواده ها بسیار

ارزشمند است، پیشکسوتان(بازنشستگان) همانند سکان کشتی

هستند که تلاطم ها را به آرامش تبدیل می کنند و با مشورت

دهی به فرزندان و جوانان آرامش را در زندگی آنان ایجاد

کنند و مانع بروز مشکلات خانوادگی می شوند.

              

تمام تلاش دشمنان برای ایجاد ناامنی و از هم پاشیدن بنیان

خانواده ها است و پیشکسوتان(بازنشستگان) که دوران ناامنی

را دیده اند مشکلات ناامنی را برای جوانان بازگو کنند.

               

گاهی ممکن است فرزندان درگیر مشکلات و گرفتاری های

خانوادگی شوند و فرصت کمتری برای سرکشی و دلجویی

از پیشکسوتان(بازنشستگان) و یا پدر و مادرها در اختیار

داشته باشند که پدران و مادران نیز باید آنها را درک کنند

تا فرزندان نیز بتوانند با آرامش به آنها خدمت کنند.

          

گاهی به اشتباه این تفکر در ذهن می آید که کمک به

پیشکسوتان(بازنشستگان) و پدر و مادرها باید اشتباه باشد

اما واقعیت این است که وقتی سن بالا می رود نیاز به

محبت و دلجویی بیشتر می شود.

               

از پیشکسوتان(بازنشستگان) و بزرگترها انتظار می رود

مسائل اخلاقی، رعایت حریم محرم و نامحرم، رعایت حجاب

و ارزشهای اسلامی را برای فرزندان بازگو کنند زیرا گاهی

بالا رفتن آمار طلاق و مشکلات خانوادگی بخاطر سکوت

بزرگترها است که اگر تذکراتی گفته شود جامعه از مفاسد

دور می شود.

 

چطوری حضور پیشکسوتان(بازنشستگان) را پررنگ نمائیم؟

حضور در مراسم 4

پیشکسوتان(بازنشستگان) و بزرگان یک فامیل و طایفه

واسطه صلح و آشتی باشند و کارهای خداپسندانه انجام دهند.

            

دشمنان اسلام در وضعیّت کنونی از همه توان و منابع خود

در راه تغییر فرهنگی جوامع مسلمان به نفع اهداف شوم خود

استفاده می کنند. تفکّرات و نگرش های جدید در جوانان و

نوجوانان شاید در برخی موارد مانند خلوص نیّت گذشته نباشد.

          

تجربه ثابت کرده است که هر چه ما از سنّت و فرهنگ اصیل

خود فاصله بگیریم به فرهنگهای جایگزین ناکارآمد و شاید کم

اهمیّت دیگر بیشتر نزدیکتر می شویم. از این رو، وجود یک

پیشکسوت(بازنشسته) و مرشد می تواند مانند پل ارتباطی بین

نسل ها در افزایش بصیرت نسل های جدید و انتقال فرهنگ از

گذشته به حال یا آینده اثرات شگرفی داشته باشد.

                     

 

پیشکسوتان(بازنشستگان) مایه برکت و رحمت

              

برکت از ثروت یا قدرت نیست؛ چه بسیار افرادی که قدرت

داشتند و به سعادت نرسیدند و در نهایت شقیّ از دنیا رفتند و

چه بسیار افرادی که از صبح تا شب مشغول کارند و ثروت

می‌اندوزند؛ امّا در زندگی خود خیری نمی‌بینند و در نهایت

احساس شادی ندارند و رضایتی در قلب خود حس نمی‌کنند.

                        

در واقع، آنان در زندگی خود به دلایل مختلف از برکت

الهی محرومند.

                  

احترام به پیشکسوتان(بازنشستگان) از سوی کوچک ترها

لطف و عنایت الهی به آن جمع را بیشتر میکند و خداوند در

تعالی آن گروه احترام کننده نعمت فراوان تر و پایدارتری را

نازل می کند. هر چند دریای رحمت خداوند بیکران است و

لطف عامّ (رحمانیّت) و لطف خاصّ (رحیمیّت) خداوند بر

حسب حکمت الهی به بندگان جاری است؛

              

امّا بر حسب آموزه های اسلامی وجود پیشکسوتان(بازنشستگان)

مایه خیر و برکت یک جامعه یا یک گروه است.

         

به عبارت دیگر، حضور پیشکسوتان(بازنشستگان) در مجالس

و محافل موجب عنایت خاصّ حق تعالی را برای همه افراد

شرکت کننده به همراه دارد.

             

احترام به بزرگ ترها و ترحّم و مهربانى نسبت به کوچک ترها،

از دستورالعمل هاى اخلاقى اسلام است و کانون خانواده‏ها را

گرم و مصفّا مى‏سازد. رسول خدا(ص) فرمودند:

«البَرکه مَعَ اکابِرِکم» (همان منبع)؛ برکت و خیر ماندگار،

همراه بزرگ ترهاى شماست.

                  

بنابراین، اگر جوانان قدر پیشکسوتان(بازنشستگان) را نشناسند

و به جایگاه آنان حرمت ننهند، هم رشته‏هاى عاطفى پیوندهاى

انسانى از هم گسسته مى‏شود، هم از رأفت و عاطفه و تجربه

پیشکسوتان(بازنشستگان) محروم مى‏شوند، هم نشانه بى‏توجّهى

خود به ارزش ها را امضاء کرده‏اند.

                                        

از این رو، احترام به پیشکسوتان(بازنشستگان) موجب نزول

بسیاری از برکات الهی کاهش برخی مشکلات می شود.

 

مقاله لذت بردن از فرصت های کوچک را نیز

مطالعه فرمائید.

                

                            

استفاده از تجربه پیشکسوتان(بازنشستگان)

حضور در مراسم 3

همیشه علم و تخصص حرف اول را نمیزند. گاهی اوقات

علم بدون تجربه کارآمدی لازم را ندارد.

               

بنابراین، در اداره کردن فعالیت های اجتماعی باید از معجون

تجرب و دانش فرهنگی استفاده کرد. «پیشکسوت(بازنشسته)،

دنیایی از تجربه است؛ موی سفید حکایت از زندگی و

فراگیری بسیاری از مکتب زمانه دارد و درس این مکتب

بسیارگران و پُر هزینه است.

                

چه زیباست که تجربیّات پیشکسوتان(بازنشستگان) را در

مدیریت امور اجتماعی و تمامی مراسم بیاموزیم و همیشه

از آن‌ها بهره ببریم».

                      

سعدی در این مورد بیت زیبایی دارد:

ز تدبیر پیر کهن بر مگرد که کارآزموده بود سالخورد

               

 

نتیجه گیری

حضور در مراسم 5

برنامه ریزی صحیح جهت حضور گنجینه های نیروی انسانی

در مراسم ها و مناسبت ها و استفاده از وجود پیشکسوتان

(بازنشستگان) و تجربیّات آن ها، هم تنهایی آنان را برطرف

می کند و احساس کم ارزش بودن را در آن ها از بین می برد

و هم منبعی مفید و ارزشمند از معلومات و تجربیّات را در

اختیار جوانان نسل بعد قرار می دهد.

               

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

ولی بختیاری_8

معرفی صفحه تجربه پیشکسوتان

معرفی صفحه تجربه پیشکسوتان

معرفی صفحه تجربه پیشکسوتان
و کاربرگ کارآفرینی