نوشته‌ها

زندگی خاص 4

زندگی خاص خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

زندگی خاص داشتن یعنی:

زندگی خاص 3

وقتی که ماشین مدل بالا یا لوکسی از کنارمان رد می شود،

یا از کنار آپارتمان یا برجی رد می شویم،

یا فردی را با لباسهای فاخر و بسیار زیبا می بینیم،

معمولاً به حال راننده آن خودرو، یا مالک آن آپارتمان و برج،

یا مالک آن لباسها قبطه خورده و به زندگی خود افسوس می خوریم.

و ای کاش گفتن هایمان، شروع می شود.

زندگی خاص 5

آیا براستی همیشه ما باید با ای کاش ها، زندگی نمائیم؟

آیا سرنوشت ما، همین زندگی است که مدام باید برای زندگی دیگران افسوس بخوریم؟

آیا خدا خواسته که دیگران تا این حد متمول باشند و ما همیشه در مذیقه باشیم؟

این سئوالات و دهها سوال دیگر، همیشه در خاطرمان نقش می بندد.

ما در این مقاله قصد داریم به این سئوالات پاسخ دهیم.

با ما همراه باشید.

 

مقاله  ارزش زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟  را از دست ندهید.

 

 

زندگی خاص چیست؟

زندگی خاص 1

ارسطو می گوید :« هدف زندگی سعادت و خوش بختی انسان است

و این ا مر میسر نمی شود مگر آن که انسان شکوفا شود

و این شکوفایی هنگامی میسر است که قابلیت ها  و استعدادهای

فرد به فعلیت برسند و امکان تحقق آنها فراهم آید» .

زندگی خاص، یعنی زندگی که مخصوص و منحصر به فرد برای هر فرد می باشد.

این زندگی تنها و تنها، برای هر فرد برنامه ریزی شده و هر فرد برای

خودش زندگی دارد که دیگران از آن بی اطلاع می باشند.

 

 

چرا زندگی خاص در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیار مهم است؟

زندگی خاص 7

در تمام طول زندگی، و بخصوص در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)،

گنجینه های نیروی انسانی به جای توجه کردن به زندگی دیگران باید

به این نکته توجه داشته باشند که زندگی که مشغول گذراندن آن هستند،

تنها زندگی است که برای آنها برنامه ریزی شده و هر فرد و زندگی،

نسخه مخصوص و منحصر به فرد برای خودش دارد.

به همین منظور باید تمام نگاه فرد به این نکته باشد که زندگی خود اوست

که سالیان سال، همراه او بوده و موقعیت ها و فرصت هائی برای او فراهم نموده است.

پس باید در این سالها، که فرد به مرحله پیشکسوتی(بازنشستگی) وارد شده است،

بی نهایت باید مورد توجه واقع گردد.

 

پیشنهاد می شود، مقاله  حالا دیگه وقتشه زندگی را شروع کنیم. را نیز مطالعه فرمائید.

 

چگونه باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

زندگی خاص خود را داشته باشیم؟

زندگی خاص 6

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کافی است که بدانیم رسالت زندگی ما،

همچنین توانائیها و مهارت هایمان چیست و چه میزان است.

آنگاه می توانیم به زندگی خاص خود نیز چشم بدوزیم.

یک از مراجع که جهت مشاوره مراجعه نموده بود، از زندگی

سراسر پر فراز و نشیب خود بسیار گفت، با وجود داشتن حداقل ۳ شغل، ۳ بار

سکته نموده بود. وقتی که بیشتر جستجو نمودم،

متوجه شدم که ایشان تنها چشم به زندگی دیگران دوخته و زندگی

سراسر تلاش و نعمت خود را نادیده می گیرد.

 

به همین دلیل نیز تنها نداشته های خود را در زندگی مد نظر داشت.

برای این پیشنهاد دادم که به جای توجه به زندگی دیگران و ندیدن توانائیهای خودش،

تنها به زندگی خاص خودش معطوف شده و نعمت های زندگی خود را مد نظر قرار دهد.

 

 

مقاله زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم؟ با این موضوع مرتبط است

خب الان باید به چه صورتی عمل کنیم؟

کافی است که به جای اینکه مثل اکثریت قریب به اتفاق افراد،

چشم به اتفاقات و وقایع ناگوار بدوزیم و منتظر اتفاقات ناگوار آینده بمانیم.

به توانائیها و مهارت های خود تکیه نموده و انتخاب های جدید و مفیدی

برای خود داشته باشیم.

زندگی خاص 2

قدم های ذیل را دنبال نمائید:

رسالت زندگی خود را بنویسید

توانائیهای فراوان خود را یک به یک یادداشت نمائید

مهارت ها و تخصص های خود را در ذیل توانائیهای خود به لیست موصوف اضافه نمائید.

حال با چشم دقیق و ریز بین، به زندگی خود نگاه کنیم.

 

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

خنده و نقش آن در سلامتی بازنشستگان

خنده و نقش آن در سلامتی بازنشستگان

خنده و نقش آن در سلامتی بازنشستگان

شما نیز شاید مثل نگارنده، همیشه این مطلب را شنیده­اید که

محیط کار، همراه با استرس و نگرانی و اعصاب خرد کنی

هست، وقتی که فرد بعد از ۳۰ سال از محیط کار، فارغ و به

بازنشستگی نائل می شود، متأسفانه آن استرس و نگرانی را

به همراه خود به منزل و زندگی دوم خود می برد. و چه بسا که

این استرس و نگرانی، باعث ناراحتی های فراوان علاوه بر

استرس های دیگری که بر زندگی بخاطر کاهش درآمد، می

شود. لذا مقابله با این استرسها و ناراحتیها، لازم و ضروری

است و چه بسا که بهترین و مؤثرترین دارو برای این استرس ها

و ناراحتی ها، چیزی جز خنده نمی باشد. 

چرا خنده مهم است؟

هورمون اندورفین که بعنوان مسکن طبیعی در بدن، استفاده

میشود، با خنده در بدن و خون ترشح و باعث افزایش خون

رسانی بیشتر به قلب و تند تر زدن قلب می شود و در نتیجه

آن، اکسیژن بیشتری به سلولهای بدن می رسد و افزایش

کارآئی سلولها و اعضاء و جوارح، یکی از بهترین کارکردهای این

ترشح اندروفین است که بواسطه تنها یک خنده بوجود می آید.

از طرف دیگر یک ضرب المثل انگلیسی می گوید که اگر روزانه

یک سیب میل نمائید، یک دکتر را از خانه بیرون نموده اید، و این

ضرب المثل را می توان به این شکل نیز تغییر داد که با خنده

می توان روانپزشک را از خانه بیرون نمود.

در دین ما، پیامبر(ص) و کلیه امامان(ع) همه با وجود موارد

متعددی که در زندگی داشتند، همواره لبخند بر لبانشان نقش

داشت و حتی در بدترین شرایط، حتی در  جنگ نیز این لبخند از

لبان آنان جدا نمی شد. پس یکی از درسهائی که باید از

پیشوایان دینی گرفت، این است که همواره و در همه حالات،

این لبخند و خنده از ما جدا نگردد.

خنده بخاطر داشتن فواید خیلی زیادش، بعنوان یکی از بهترین و

مؤثرترین داروها که بدون عوارض جانبی نیز می باشد، می تواند

باعث بهتر شدن روحیه و در نتیجه فراری دادن استرس و نگرانی

و نهایتاً به خروج بیماری از بدن بیانجامد. بنابر این اصلح است که

این ابزار خوب و نیرومند در جهت یاری رساندن به بدن و شادی و

نشاط در دوران بازنشستگی، استفاده بهینه نمود.

فواید خنده:

در موقع خندیدن، حداقل ۱۵ عضله بدن، منقبض می گردد و خود

یک ورزش است که به همراه حرکات لب و شانه ها، یک فعالیت

گروهی در بدن را شامل می شود. همچنین در این فعالیت،

کنترل عضلات بدن از دست خارج میگردد و بدن شل شده و

همین احساس آرامش را مخصوصاً در بازنشستگان که شدیداً

به این آرامش نیازمندند را به همراه دارد

از دیگر مزایای خنده در دوران بازنشستگی میتوان به زیبا تر

شدن چهره، و بهبود روابط اجتماعی اشاره داشت و همین

خنده ایجاد صمیمیت در بین دوستان و اطرافیان می گردد که

یکی از مواردی است که اکثر دوستان بازنشسته از آن گله و

شکایت داشتند و با کمی خنده، این مسئله نیز به خوبی حل

می گردد.

ضمناً کسانی که همواره لبخند بر روی لبان خود دارند و

میخندند، کمتر احساس درد می نمایند و بسیاری از بیماری

های جسمی و روانی، با خنده درمان می شود. همچنین بهبود

عملکرد قلب را نیز به همراه دارد که در دوران بازنشستگی، این

بهبود عملکرد، یکی از بهترین هدیه ها است که میتوان بدون

هزینه و بدون عوارض جانبی، هر فرد بازنشسته براحتی میتواند

آنرا دریافت و استفاده نماید.

خنده در دوران بازنشستگی، باعث رفع خستگی و ریکاوری

روحی و جسمی که مورد نیاز بازنشستگان است، می شود در

صورتی که حزن و اندوه در دوران بازنشستگی، به خودی خود،

کارآئی مغز پائین می آید.

همچنین اثر خنده ناشی از نشاط و روحیه مثبت، بسیار بیشتر

از خنده ناشی از قلقلک است. پس باید در دوران بازنشستگی،

سعی نمائیم که همیشه نشاط و شادابی خویش را حفظ

نموده تا بتوانیم به همراه آن، سلامتی خود را نیز تضمین نمائیم.

مهم ترین کارآئی خنده، ایجاد سلامتی در کل بدن است، چرا

که پس از خنده، آرامش و سبکی که در کل بدن، به رایگان

توسط خنده اهدا می شود، می تواند کلیه اعضاء و جوارح و

سلولهای بدن را شامل شده و شادی و نشاط و سلامتی را در

دوران بازنشستگی به همراه داشته باشد.

خنده باعث تقویت سیستم دفاعی بدن می شود و درمان

بیماری هایی که ریشه روان تنی دارد را در زمان بازنشستگی

بخوبی انجام میدهد.

از دیگر مزایا نیز میتوان به بهبود صدا و تبدیل صدا به صدای

دلنشین تر، اشاره داشت، و باید این نکته را در نظر  داشت که

در زمان مکالمه تلفنی، فرد مخاطب براحتی و بدون اینکه حتی

شما را ببیند، لبخند شما را درک می نماید.

راهکارهای رسیدن به خنده:

با نگاهی به اطراف خود در جامعه، متوجه این مسأله میشویم

که اکثر اطرافیان، ناراحتی را با خود یدک می کشند، و در چنین

محیطی اقدام به خنده، شاید کمی در بعضی شرایط و برای

بازنشستگان، سخت تر باشد، لکن اگر بدانیم که این خنده

چطوری سلامتی ما را به ما بر می گرداند و تضمین می نماید،

سعی می نمائیم که “م” را از کلمه “مشکلات”، برداشته و آنرا

به شکلات تبدیل کرده و حلاوت و شیرینی شکلات را در دهان و

ذهنمان، و شادی و نشاط را تجربه نمائیم.

اگر در گذشته، خطاها، اشتباهات و هر اتفاقی برای ما افتاده

است، و ما را نگران می کند، به آنها فکر نکرده و تنها به آینده و

اتفاقات خوشایند آن تمرکز کرده و بخندیم.

پس حالا که می دانیم که خنده در دوران بازنشستگی، چه

مزایائی برای ما در پی دارد، دیگر تأخیر جایز نمی باشد و به

کلیه اتفاقات و ماجراها، چه خوب و چه بد، باید بخندیم.

یک مثل معروف از قدیم داشتیم که “بخند تا دنیا به روت بخنده”،

نیز بیانگر همین مسئله است که در صورتی که بخندید، دنیا

روی خوش خود را به شما نشان می دهد و اگر نخندید، دنیا

روی بد خود را به شما نشان میدهد.

یکی از مهم ترین مسائلی که باید در خصوص خنده به آن توجه

نمائیم که همیشه سعی نمائیم که “با هم بخندیم، نه به هم”.

زیرا که خندیدن به هم، باعث کدورت، و دشمن خنده می شود.

و در زمانهائی که ناراحت هستید، خود را مجبور نمائید که بیخود

هم که شده بخندید، زیرا که بدن متوجه مصنوعی بودن خنده

نمی شود و هورمون اندروفین را ترشح و با افزایش این هورمون

در خون، آرامش به بدن بازگشته و ناراحتی از وجود ما رخت بر می بندد.

 

حالا چطوری و به چه وسیله ای بخندیم:

به هر حالت و شرایطی و موقعیتی بخندید.

فیلم ها و سریال های کمدی در تلویزیون و سینما و رسانه های

تصویری.

جوک ها و طنزهای موجود در فضاهای مجازی و حقیقی .

به اتفاقاتی که در زمانهای آینده، موجب خنده شما و اطرافیان

می شود، از هم اکنون بخندید.

به شادی هایتان و اتفاقات خوشایند در زندگی فکر کرده، و

بخندید.

همراهی با دوستان خوش مشرب و خندان و شوخ و خندیدن با آنها.

بجای گله و شکایت، سعی کنید فقط بخندید.

سعی کنید بیشتر بخندید تا سلامتی شما، افزایش یابد.

اگر نمی خواهید بخندید، پس لبخند بزنید

لبخند بزنید تا دنیا نیز به شما لبخند بزند.

از اسیران جنگی یاد بگیرید که در هنگام اسارت، بدون اینکه

امیدی برای آزادی و نجات داشته باشند، همه مسائل را با خنده

و شادی پشت سر گذاشته و لذت زندگی همراه با خنده را

تجربه می نمایند.

مطالب جالب در خصوص خنده که شاید ندانیم:

آیا می دانید که نوزادان در رحم مادر نیز، می خندند و این خنده

در زمان تولد نیز ادامه داشته و تا دورانی که ما خودمان، را سرکوب ننمائیم، این خنده همراه ما بوده است.

آیا می دانید که خنده در بزرگسالان، تنها ۱% کودکان است، و

این آماری وحشتناک است که ما آنرا نادیده می نگاریم و از این

نعمت خدادادی کمترین استفاده را در سلامتی که در زمان

بازنشستگی، بسیار حائز اهمیت است، می نمائیم.

آیا می دانید بطور میانگین، یک کودک حدود ۳۰۰ بار در روز می

خندد اما یک بزرگسال تنها ۱۷ بار در روز می خندد.

آیا می دانید در هندوستان، برای جدا کردن جامعه از مشکلات و

مسائل پیش روی، کلاسهای خنده درمانی ایجاد کرده و افراد در

آن شرکت کرده و بیخود می خندند و در آن لحظات، به هیچ

چیزی غیر از خنده فکر نمی کنند.

آیا می دانید که خنده مسری است، و اگر کسی در جمعی

بخندد، همه جمع شروع به خنده می نمایند.

آیا می دانید که خنده، در موقع راه رفتن، باعث می شود، قدمها

بلند تر و محکم تر برداشته شود.

آیا می دانید که خنده باعث می شود، از زندگی لذت بیشتری

ببرید و لحظات را شادتر زندگی کنید، آنهم بدون هزینه.

آیا می دانید با خندیدن، مشکلات جرأت نمی کنند در مقابل ما

بایستند و ما را مورد آزار دهند.

نتیجه:

حال که از مزایا و فواید خنده، مخصوصاً در دوران

بازنشستگی، آگاه شدید، پس بخندید.

تا می توانید بخندید تا شادی و سلامتی را به خودتان

هدیه دهید.

 

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگانش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرهنگ احترام به بازنشستگان

فرهنگ احترام به بازنشستگان

فرهنگ احترام به بازنشستگان

بر اساس آمار بدست آمده در حال حاضر(۱۳۹۵)، حدود ۳٫۵ میلیون

نفر از سیستم تأمین اجتماعی، بازنشسته شده اند، و با

احتساب بقیه نفرات عضو در صندوقهای بازنشستگی دیگر، این

تعداد به حدود ۵ میلیون نفر می رسد. و مشخص است که

دولت و ادارات برای اینکه این نفرات به سن بازنشستگی

برسند، تا چه میزان بها پرداخته است و بدنبال آن، چه میزان

تلاش از طرف همین قشر با افتخار، در طی بهترین سالهای

عمر، صورت گرفته است تا کارها به نحو احسن اجرا گردد.

حال که بعد از سالها این نفرات به افتخار بازنشستگی نائل

شده اند، متأسفانه اجتماع، و ادارات مربوطه، آن احترام و

جایگاهی که باید به این قشر با عظمت داده شود، را فراموش

نموده است. در صورتی که در کشورهای دیگر، بازنشسته از

زمان بازنشسته شدن، علاوه بر مزایائی که به او تعلق میگیرد،

احترام ویژه ای نیز در بین مردم به آنها تخصیص داده میشود.

بدین شکل است که در زمانی که فرد به بازنشستگی نائل

میشود، جشن باشکوهی، به افتخار وی ترتیب داده میشود.

 

احترام به بازنشستگان چیست

احترام به بازنشسته، یعنی اینکه احترام به کسی گذاشته

شود، که بهترین سالهای عمر خود را برای اجرای وظائف خود،

در طبق اخلاق گذاشته و به جامعه، دولت و محل کار، تقدیم

داشته است. حال تمام نفرات استفاده کننده از موهبتهای آماده

شده توسط این عزیزان، باید به شکل ویژه ای برای این پیش

قراولان خدمت احترام قائل باشند.

 

چرا باید به بازنشستگان احترام گذاشت

حتماً بارها برای شما که این متن را می خوانید نیز پیش آمده

است که از وقت و زندگی خود را برای افراد بخصوصی، زمانهائی

را اختصاص داده و کارهائی را برای آنان انجام داده اید، و البته

بعد از انجام این کار، حداقل اگر انتظار تشکر و قدردانی از طرف

مقابل نداشته باشید، دیگر انتظار برخورد بد و نامناسب را نیز

نخواهید داشت. درست است؟

 

دقیقاً به همین دلیل است که باید به کسانی که قبل از ما برای

ما کاشتند و ما در حال استفاده از ماحصل زحمات آنان هستیم،

احترام گذاشته و قدر این زحمات را بدانیم و اگر از آنها تقدیر و

تشکر به عمل نمی آوریم، حداقل به دیده اضافه در اجتماع نیز

به آنان ننگریم.

دزدان مادر بزرگ

چندین سال پیش، سریالی را در تلویزیون در یکی از شبکه ها

پخش می نمود، که فکر میکنم، نام آن سریال، دزدان مادر بزرگ

بود، و جریان از این قرار بود که چند جوان با همدستی یکدیگر،

یک مادربزرگ را که به صورت تنها، در یک خانه ویلائی زندگی

میکرد، را ربودند و زمانی که این مادربزرگ متوجه شد که بجای

سوار شدن در ماشین های آژانس، سوار ماشین ربایندگان خود

شده است، در ابتدا ناراحت شده و غش نمود. اما بعد توانست

بر خود تسلط یابد، و بدون اینکه مشکلی برای این جوانان بوجود

آورد، در همان اویل سعی در کمک و یاری به آنان نمود، بطوری

که آنها را از بلایای مختلف، به سلامت گذراند.

 

و القصه اینکه این مادر بزرگ مهربان، علاوه بر اینکه توانست بر

قلبهای این جوانان رسوخ نموده و بجای آدمهای زمخت و

نامیمون، به آنان به دیده جوانان درد کشیده و مشکل دار، نگاه

نمود و توانست کم کم در زندگی تک تک آنها وارد شده و شروع

به حل مسائل آنها نمود. و آن جوانان نیز در نهایت زمانی که

دیدند بجای اینکه آن ها این مادر بزرگ را گروگان بگیرند، در اصل

این مادر بزرگ است که آنها را به گروگان گرفته است.

 

شاید، فوراً به نگارنده این ایراد را بگیرید که این ماجرا، واقعی

نیست، بله من هم قبول دارم، لکن این قصه اکثر بازنشستگان و

کسانی است که سالهای متمادی تجربه را به همراه خود دارند،

هر چند که تلویزیون در نشان دادن ارزشها و قدرتهای این مادر

بزرگ غلو نمود، لکن نگارنده بر این اعتقاد است که این مسائل،

نه تنها غلو نشده است، بلکه با مشاهدات انجام شده و شواهد

در دست، نیز همخوانی دارد، زیرا که در مصاحبه ای که با یک

مادر بزرگ یکصد ساله انجام دادم، متوجه این مورد شدم که

ایشان علاوه بر اینکه دادگاه حل اختلاف خانواده نیز می باشند،

خود به تنهائی یک دانشگاه سیار روانشناسی و تربیت می باشد.

پس به خوبی میتوان متوجه شد که اگر چند صد فیلم و سریال

در خصوص قهرمانهای دیگر ساخته می شود، و یکی در خصوص

ارزشهای درونی بازنشستگان و سالخوردگان تهیه می شود،

خالی از لطف نباشد که ادعا نمائیم این یکی، برابری میکند با

اکثریت قریب به اتفاق آن فیلم و سریال های دیگر، زیرا که در

این فیلم و سریال ها، نهاد درونی و تجربه های گرانمایه این

عزیزان را به رویت مردم می رساند.

قدر دانستن از بازنشستگان

این قدر دانستن، تنها اکتفا به اختصاص یک روز یا یک هفته

جهت این زحمتکشان و گنجهای فراموش شده نیروی انسانی

کفایت نمی کند، بلکه به نظر نگارنده که سعی در ایجاد نهضتی

جهت تکریم این فداکاران دارد، باید هر روز و هر لحظه این

احترام، در وجود تک تک مردم، نهادینه گردد، زیرا در جامعه ای

که به بزرگان و پیشکسوتان خود احترام گذاشته شود، آن جامعه

از هر خطر و گزندی مصون و در امان خواهد ماند.

محبوبیت بازنشستگان

محبوبیت تنها اختصاص به قهرمانان و کسانی دارد که بهترین

لحظات عمر خود را برای اعتلای وطن و انجام وظائف خود، صرف

نموده است. و محبوبیت بازنشستگان چیزی نیست جز،

تجربیاتی که در خلال کار و تلاش صادقانه و بدور از هر گونه

مشکل انجام شده است. لذا این محبوبیت بازنشستگان گرامی

را باید پاس داشت و به آن احترام گذاشت. باشد که این

محبوبیت و احترام در تک تک سلولهای جامعه، رسوخ نموده و

ارزش و جایگاه این والا مقامان، شناخته و احترام گذاشته شود.

به امید روزی که احترام به بازنشستگان و سالمندان، در جامعه

ما نهادینه گردد.

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

 

الماس درون بازنشستگان

الماس درون بازنشستگان

الماس درون بازنشستگان

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد،

                                آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد.

هر شخصی درون خود، دارای مشخصات و مواهبی است که ما

به آن الماس درون می گوئیم و این الماس در زمانی که فرد به

درجه بازنشستگی نائل میشود، به مراتب درخشان تر و پرنورتر

از زمانهای دیگر نمایان می شود. لکن بعضی از دوستان

متأسفانه نه تنها این تشعشع و نور را یا نمی بینند یا نمی

خواهند ببینند و تنها به الماس ها، کارها و توانائیهای دیگران

چشم دوخته و از توانائیها و مهارتهای خود غافل هستند. ما در

این مقاله بر آنیم تا شاید گوشه کوچکی از این اشیاء با ارزش

موجود درون هر فرد را به شخص نشان دهیم.

 

الماس چیست؟

الماس یکی از سنگ‌های قیمتی و یکی از آلوتروپ‌های کربن

است که در فشارهای بالا پایدار است. آلوتروپ دیگر کربن

گرافیت نام دارد.

الماس در حالت پایدار دارای ساختار بلندروی (مکعبی) است.

الماس ساختار منشوری نیز دارد که این ساختار بصورت

شبه‌پایدار در طبیعت به صورت کانی لونسدالنیت وجود دارد

الماس سنگی است با ظاهر درخشان و دلفریب که به‌خاطر

طرح، نقش، رنگ و ظاهر زیبایش بر تمامی جواهرات ارجحیت

دارد. و به اشکال مختلف و ظاهرهای متفاوت وجود دارد.

 

الماس درون چیست؟

همانگونه که در قسمت قبل توضیح داده شد، الماس بر که بر

اثر فشار بالا به این درجه از ارزش و قیمت می رسد که بر

تمامی جواهرات ارجحیت دارد، روح و جسم انسان نیز در برابر

مشکلات و مسائل زندگی و در مقابل فشار، پایدار گردیده و

گوهر وجودی خود را به یک شئی گرانقیمت تبدیل می نماید،

البته لازم به ذکر میباشد که تعدادی از عزیزان بازنشسته،

متأسفانه خود را به خواب عمیق زده اند و نمی خواهند از این

خواب زمستانی و طولانی بیدار شده و این گوهر وجودی خود را

دریابند، لکن آنهائی که خیلی سریع و خوب به این شئی درون

خود دست می یابند، نه تنها برای خود که برای جامعه نیز بی

نهایت مفید و مثمر ثمر خواهند بود و این قبیل افراد، با توجه به

اینکه متوجه این موضوع شده اند که این شی با ارزش درون

خود، منحصر به فرد و نایاب می باشند به خوبی از این

خصوصیت استفاده نموده و در زمان بازنشستگی و زمانی که

بعضی ها، آن را انتظار برای سفر آخرت تعبیر می نمایند، بهترین

سفرهای خود را آغاز و بهترین پیامدها را برای خود و دنیای

پیرامون خود، مهیا و آماده می نمایند.

چطوری باید این الماس را کشف نمائیم؟

این الماس ها، که در درون هر فرد نهاده شده و البته درون افراد

بازنشسته از نوع درخشان تر و پر ارزش تر، مخفی گردیده

است، باید توسط یک سری از اعمال و روشها و افکار آنها را

کشف و در صدد استفاده از این اشیاء گرانقیمت برآئیم. لذا در

درجه اول، باید نسبت به شناسائی آن که مسلماً با نسخه

خودمان قابل شناسائی و درک است برآئیم. این کشف ابتدا باید

با بخشیدن تمام کسانی که در طول سالیان سال، متأسفانه از

آنها زخم خورده یا دچار مشکل و عذابی گردیده ایم، آغاز گردد و

اگر این کار به خوبی انجام گردد، ذهن ما آزاد شده و بدنبال این

کشف بزرگ و عظیم می رود. شاید در همین جا، بعضی از

دوستان به من خرده بگیرند که چگونه فردی که ما را دچار فلان

مشکل یا دچار فلان بلا نموده است را ببخشیم، اما من در

جواب این عزیزان دوست داشتنی عرض مینمایم که برای کشف

این الماس، باید ذهن کاملاً عاری از هر گونه نفرت و کینه باشد.

و این آزادگی از قید کینه و نفرت، هدیه ای است که شما به

خودتان می دهید و لازم نیست که به آن نفرات این بخشش

عنوان گردد. بلکه شما می بخشید نه به این علت که آنهائی

که به شما جفا نموده یا شما را دچار مشکلی نمود ه اند،

مستوجب بخشیده شدن هستند، خیر، بلکه چون ارزش شما

بیشتر از آن است که نفرت و کینه در ذهن خود جای دهید.

پس همین الان تمام کینه و نفرتی که در ذهن دارید را به کناری

انداخته و کلیه نفرات را ببخشید و این هدیه زیبا را به خودتان و

زندگی دوم خود(بازنشستگی) هدیه دهید.

در مرحله بعدی بعد از آزاد شدن از قید کینه و نفرت، به سراغ

گوهر وجودی خود می روید و می بینید چه چیزی در وجود شما

نهاده شده که در دیگران وجود ندارد.

مثل اثر انگشت این شئی گرانبها برای هر شخص منحصر به

فرد است و باید در جهت کشف آن و استفاده بهینه از آن قدم

برداشت.

به چه طریق از این الماس ها استفاده کنیم؟

در زمانی که نسبت به کشف این الماس ها اقدام نمودیم و

متوجه شدیم که ما خصوصیاتی داریم که منحصر به فرد و تنها و

تنها در وجود ما مخفی است، می توانیم از این الماس های

نایاب و ارزشمند، با در اختیار گذاشتن آن بصورت خدمت و کالا

برای دیگران سودمند بوده و خود نیز از قبل دریافت حق الزحمه

ارائه آن، از مزایانی آن بهره مند گردیدم.

البته لازم به ذکر است که ما هیچ وقت نمی خواهیم کمبودها و

مسائل مبتلابه که عزیزان بازنشسته با آن درگیر هستند را

نادیده بگیرم، لکن اگر اجازه بدهید در این روزگار پرمشغله و

پرهیاهو، کمی از این مسائل ذهن خود را آسوده نموده تا

بتوانیم گوهر وجودی خود را دریافته و به نحو احسن از آن

استفاده لازم و کافی را بنماییم.

نتیجه:

با توجه به اینکه هر یک از ما، دارای الماس های درخشنده و با

ارزشی هستیم، دیگر لزومی ندارد که به دیگران و الماس های

آنها رشک ببریم، بلکه باید هر چه سریعتر در دوران

بازنشستگی، از توانائیها و مهارتها و علائق خود آگاه شده و

نسبت به ارائه آن به دیگران و داشتن احساس لذت شادی و

نشاط در وجودمان و در خانه هایمان، از زندگی

دوم(بازنشستگی) کمال استفاده و بهره را ببریم.

زندگی دیکته نیست که به ما گفته شود، زندگی انشایی است که باید آنرا تنها بنگاریم

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان