نوشته‌ها

لحظات شادی بخش 2

تبدیل لحظه ها به شادی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

لحظات شادی بخش 1

لحظه ها را می توان به شادی تبدیل نمود.

اکثراً که باهاش صحبت می کنید، مثل اینکه در این

دنیا و در این مکان نیست، و همش در افکار خود

غوطه ور است.

                 

زمانی که از او در باره این افکار پرسش می شود،

بیان می کند که یا درگیر موارد و اتفاقات گذشته

است و یا درگیر برنامه های آینده است.

             

در سفری که چند روز به مشهد مقدس داشتم،

به همراه گروهی از پیشکسوتان(بازنشستگان)

گرامی بودم. جالب آن است که در این سفر معنوی

نیز، اکثراً به جای اینکه از زمان فعلی استفاده لازم

را ببرند، در افکار خود جهت تهیه سوغات برای

فرزندان خود بودند.

                

زمانی که برای آنها صحبت کردم و به ایشان یادآوری

نمودم که دیگر زمان فکر کردن به دیگران گذشته و

حالا دیگر زمان رسیدن و فکر کردن به حال خود و

احوال خود می باشد، تعدادی از آنها تازه متوجه شدند

که برای چه به این سفر زیارتی آمدند و به جهت اینکه

بتوانند این سفر را برای خودشان ماندگار نمایند،

عکس هایی با گوشی های خودشان از آنها گرفتم.

            

به خاطر همین تصمیم گرفتم که در این مقاله به این

مقوله نگاهی بیندازیم.

با ما همراه باشید.

                     

   «شادی چیزی نیست که در زندگی به دست آورید،

شادی چیزی است که شما به زندگی می‌آورید.»

-وین دایر

                       

همیشه لازم نیست خنده در پی شادی باشد

گاهی باید خندید تا شادی به دنبالش بیاید

        

یاد گرفتم وقتی لبخند بزنم، دنیا هم به من لبخند می‌زند.

                       

پیشنهاد می شود مقاله راهی برای شادی وجود

             

ندارد، شادی خود راه است را نیز از دست ندهید.

                  

لحظه چیست؟

لحظات شادی بخش 3

در فرهنگ معین لحظه به یک چشم به هم زدن،

یک دم معنی شده است.

      

و در کل به معنای کلیه اوقات و زمان های خیلی کوتاه

و گذراست که باید به آن توجه نمود. و لحظه اکنون،

همین لحظه فعلی است که ما در آن قرار داریم.

      

                   

شادی چیست؟

سالمند 11

شادی در واقع مجموع کیفیت دو احساس درونی ماست،

یکی حس‌ رضایت ما و دیگری کیفیت احساسات خوبی

است که در طول زندگی دریافت می‌کنیم.

       

هردوی اینها منجر به شادی می‌شوند و هردو پدیده‌های

نسبتا پایداری در زندگی هر فرد هستند. زندگی ما

ممکن است تغییر کند و خلق و خوی ما شاید مدام در

نوسان باشد، اما احساس شادی به‌صورت ژنتیکی

پایدارتر از هر حس دیگری عمل می‌کند. پس خبر خوب

این است که با تلاش مداوم می‌توان در این مورد تعادل

برقرار کرد.

 

 

                             

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لحظه ها را به شادی تبدیل کنیم؟

سالمند 6

زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) که بعضی متأسفانه

آن را پایان زندگی می نامند. اما در واقع یک زندگی

جدید و یک دوره تازه از زندگی است که فرد می تواند

بدون نگرانی مشغله های شغلی، به مشاغل و

کارهای مورد علاقه خود(البته در صورت وجود درآمد

مکفی) بپردازد.

 

و در حالتهای مختلف، حداقل ۵۰ سال از زندگی فرد

گذشته است و فرد باید برای سالهای بعد، برنامه ریزی

نماید.

      

با توجه به زندگی های فعلی و ماشینی که در آن به

سر می بریم، غصه و ناراحتی ثمره عدم برنامه ریزی

مناسب در طول دوران اشتغال است، گریبانگیر اکثریت

قریب به اتفاق کارمندان و افراد می شود.

 

حال اگر در این دوران، که فرد به جهت مسائل بوجود

آمده و از همه مهمتر، کاهش درآمد مستعد و آماده

دریافت بیماری افسردگی می باشد، اگر نتوان از لحظات

بوجود آمده استفاده کامل و شایسته را ببرند، دیگر چه

زمانی می توان این لحظات را دریافت و از آن بهره لازم

را برد.

               

             

حتما بخوانید: مقاله ۱۷ اصل شاد زیستن در

       

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

                             

چطوری می توان لحظه ها را به شادی

تبدیل نمائیم؟

سالمند 16

در مقالات متعدد که خوشبختانه در فضای اینترنت به

وفور یافت می شود، راه های متعدد و بی شماری

جهت استفاده از لحظات نام برده شده و توصیه

گردیده است.

             

ما در این جا قصد داریم از چند بمب شادی زا،

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نام ببریم که

می تواند لحظات خوب و شادی را برای گنجینه های

نیروی انسانی رقم بزند.

    

 

                           

راه های شاد زیستن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟

             

۱- یکی از مهمترین مسائل در شاد بودن،

دوست داشتن خود است. اگر شما خودتان را

دوست داشته باشید، تمام لحظات و زمانها را

می توانید با خوشحالی و شادی به سر ببرید.

               

۲- در هیچ موقعیتی، شادی خود را به اشیاء، افراد

و موارد خارجی و بیرونی و نتایج اعمال خود متصل

و مرتبط نسازید. زمانی که شادی خود را به هر یک

از چیزهائی که ذکر شد، خود را وابسته نمائیم،

در طول زندگی خود با مشکلات و مسائل متعددی

روبرو خواهیم شد. زیرا همه آنها ناپایدار هستند و

هر آن ممکن است که دیگر نباشند.

            

۳- کودک درون خود را بیدار نموده و با او خوش باشید.

این کودکی که در زمان های قبل، بدلیل عدم اهمیت

به او، مجبورش نمودیم که گوشه گیر شده و در کارهای

ما دخالت نکند. الان همگان توصیه می نمایند که با

کودک درون خود شاد بوده و اجازه دهید، فعالیت خود

را مانند زمان های کودکی از سر بگیرد.

           

۴- خودتان را زیادی جدی نگیرید و اجازه دهید،

استرس، و فشار از درون شما رخت برببندد

                        

حتما بخوانید: مقاله شادی با لذت تندرستی در

        

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

                   

۵- سعی کنید در زندگی، بخشندگی را به کرات

تجربه نمائید، و این حس شادی و شادمانی بعد

از بخشش(البته معقول) را به خوبی تجربه نمائید.

        

ادامه راه های شاد زیستن در دوران پیشکسوتی:

                       

                   

۶- در صورت داشتن نوه، حتماً از وجود این

بمب های انرژی استفاده لازم و مناسب را ببرید،

البته در این خصوص، توصیه های مربوط به زیاده روی

در این امر نیز باید مدنظر قرار گرفته شود.

  لحظات شادی بخش 2             

۷- با محیط خود و زیبائی های اطراف خود، به خوبی

ارتباط برقرار کنید و این اجازه را به خودتان بدهید که

به جای دیدن خار در ساقه گل، گلبرگ های گل،

رنگ های مطبوع و بوی خوب و دلنشین آن، به وجودتان

جاری شده و شادی را برایتان چند برابر نماید.

            

۸- آگاهانه با نور خورشید ارتباط برقرار کنید. از نور

خورشید آگاه باشید و هنگامی که آن را روی صورت

و بدن‌تان حس می‌کنید، به آن فکر کنید. در گرما و نور

آن حمام کنید. ارتباط خود را با این منبع انرژی

حیات‌بخش حفظ کنید.

      

۹- خوش بین باشید و اجازه دهید دیگران نیز خوش بینی

را در وجود شما به نظاره بنشینند.

سالمند 10            

۱۰- ورزش را فراموش نکنید، مخصوصاً همراه با دیگر

همسن و همکاران سابق خود.

                        

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

                   

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

                 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

احساس منفی 4

رژیم فکری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

رژیم فکری 1

رژیم فکری در دوران زندگی، یکی از مسائلی است که

همیشه در سلامتی نیز خود را نشان می دهد.

          

زمانی که اضافه وزن، یا کاهش وزن داریم، سریعاً به

پزشک مراجعه نموده و طبق دستور پزشک، شروع به

گرفتن رژیم های غذائی می نمائیم، چرا که سلامتی

ما برایمان مهم است و می خواهیم که بوسیله گرفتن

رژیم، بتوانیم مراقب سلامتی خود باشیم.

       

اما ذهن نیز بسیار مهم و اساسی است، زیرا که بسیار

سریعتر می تواند بر روی سلامتی و بدن تأثیر بگذارد.

       

در حال حاضر، از نظر علمی ثابت شده است که بسیاری

از بیماری ها، در ابتدا بوسیله ذهن، پذیرفته شده، و آنگاه

وارد بدن می شود.

       

پس داشتن رژیمی مناسب و در خور شأن و جایگاه ما،

می تواند سلامتی، نشاط و شادابی را در زندگی و بخصوص

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای ما به ارمغان بیاورد.

            

ما در این مقاله بر آنیم که به این رژیم نگاهی بیندازیم و آن

را مورد بررسی قرار دهیم.

       

با ما همراه باشید.

           

پیشنهاد می شود، مقاله آهنگ زندگی در دوران

      

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

            

رژیم فکری چیست؟

رژیم فکری 3

رژیم در لغت نامه دهخدا به معنای طرز. قاعده . روش

آمده است و این رژیم اگر فکری باشد، به معنای آن

است که روش و قاعده ای برای فکرمان قرار دهیم که

تناسب آن حفظ و در جهت سلامتی جسم و روح، ما

را یاری دهد.

        

 

 

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژیم فکری بگیریم؟

رژیم فکری 2

یکی از همسایگان ما که متأسفانه اضافه وزن داشت

، با مراجعه به پزشک، خبر ناگواری دریافت داشت و

پزشک به او اعلام کرد که اگر وزن خود را به وزن

اصلی خود نرساند به زودی مرگ او را در بر گرفته

و از این دنیا رخت بر می بندد.

         

و ایشان بلافاصله شروع به گرفتن رژیم نموده و در

حال حاضر که حدود ۱٫۵ سال از آن زمان می گذرد،

توانسته است با کاهش وزن خود به میزان زیاد،

خود را به وزن ایده آل رسانده و علاوه بر حفظ سلامتی

خود، امکان ادامه حیاط را نیز داشته باشد.

          

حال اگر چنین خبری در خصوص وضعیت روحی شما

بشود، آیا شما نیز حاضر هستید که به مانند این

همسایه گرامی ما، خود را کمی به زحمت انداخته

و رژیم فکری بگیرید.

          

که اگر این رژیم فکری را نگیرید، افسردگی(منبع اصلی

تمام بیماریها) شما را در برگرفته و باقی مهمان های

ناخوانده و نامیمون نیز از راه خواهند رسید.

       

لذا اگر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که مسائل

و مشکلات عدیده ای وارد زندگی افراد می شود، نتوانیم

رژیم فکری بگیریم، مسلماً ادامه زندگی می تواند برای

فرد مشکل ساز شود.

          

پس بهینه است که هر چه سریعتر نسبت به این مسئله،

واکنش نشان داده و نسبت به بهبود وضعیت سلامتی

خود قدمهای اجرائی و سریعی برداشته شود.

          

افکار مخرب و تفکر بی وقفه، نه تنها ذهن را از کارآمدی

و پویایی می اندازد بلکه برای سلامت روانی و حتی

سلامت جسم نیز مضر است. گاهی افکار ما بر احساس

و رفتار ما تاثیر می گذارد و گاهی افکار دارای تاثیرات

بیولوژیک خاصی بر مغز است یعنی همچون دارو و یا

مواد مخدر بر عملکرد مغز تاثیر می گذارد.

        

                   

مقاله احترام به خود در دوران پیشکسوتی

    

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

                    

 

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

     

رژیم فکری گرفت؟

رژیم فکری 4

در اینجا می توان حداقل دو رژیم بسیار اساسی و مهم

را بر شمرد:

              

  • رژیم دوری از افکار منفی: در این نوع رژیم شما
  • باید کلیه افکار منفی که به سراغ شما خواهد آمد
  • را به کناری گذاشته و اجازه ورود آنها را به ذهن
  • خود ندهید. 
  •                     

 

    1. افکار منفی دشمن بزرگ رویاها و زندگی ما هستند.
    2. بسیاری از ما در طول روز دائم در حال سر و کله زدن
    3. با این افکارمان هستیم و اگر این افکار منفی باشند،
    4. به خاطر آن ها موقعیت های زیادی را از دست
    5. می دهیم.
  1.                 
  • رژیم بی ریا کمک کردن و مهربان بودن: بیشتر
  • آدم های موفق، انسان های مهربانی هستند و بدون
  • توقع می بخشند و به دیگران کمک می کنند. مهربان
  • که باشیم، مهربانی چند برابرتر به زندگی خودمان
  • برخواهد گشت. در واقع کمک به دیگران و داشتن
  • قلبی مهربان به جز مزیت اخلاقی که به حساب
  • می آید، یکی از اصول موفقیت است.

 

 

  • برای داشتن یک رژیم فکری،
  • اقدامات زیر می تواند موثر باشد:

            

۱- هرچه بیشتر بر افکار خود، آگاه باشیم

         

 ۲- وقتی خود را در حال فکر کردن به چیزی یافتیم،

از خود بپرسیم آیا فکر کردن به این موضوع لازم و

مفید است؟

           

 ۳- از طریق انضباط ذهنی و اینکه در مورد چه چیزهایی

باید فکر کرد و در مورد چه چیزهایی نباید فکر کرد،

کنترل هر چه بیشتر افکار را به دست گیریم.

          

۴- آشفتگی محیط بیرونی بر آشفتگی فکر تاثیر دارد.

با نظم دادن به محیط بیرونی و رفتار خود، بر نظم

ذهن تان بیفزاییم.

              

۵- افکاری که منجر به اندوه، استرس، حسد، ترس

و خشم می شود را کنار بگذاریم. البته این کار ساده ای

نیست اما با تلاش و تمرین، می توانیم سعی کنیم که

این مهارت را به دست گیریم تا افکار منفی منجر به

عواطف و عوارض ناگوار نشود.

            

۶- همچنین کنار گذاشتن افکاری که منجر به نگرانی بیهوده

در مورد آینده یا حسرت بی فایده در مورد گذشته می شود

را نیز در رژیم فکری خود بگنجانیم.

              

۷- عقاید خود را مرور و بازنگری کنیم. جلوی آنها یک

علامت« چرا؟» بگذاریم. عقایدی که جواب قانع کننده ای

برای این پرسش ندارد را کنار بگذاریم. همچنین عقایدی

که در تناقض با دیگر عقاید است را پیدا کرده و سعی کنیم

با برطرف کردن تناقض ها، نظام عقیدتی خود را یکپارچه کنیم.

در ضمن سعی کنیم فاصله و شکاف بین عقاید و رفتار خود

را نیز پر کنیم تا بین رفتار و عقایدمان هم مغایرتی نباشد.

              

۸- تمرکز را تمرین کنیم. ۱۰ دقیقه متمرکز فکر کردن،

موثرتر است از ۱۰ ساعت پراکنده فکر کردن! برای ایجاد

تمرکز، لازم است که توجه خود را محدود سازیم، کارها

را اولویت بندی کنیم، موارد مهم را مکتوب کنیم، و کارها

را در زمانی مشخص به پایان برسانیم.

            

               

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

           

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

بخشش 1 1

بخشش

 

بخشش 1 3

ما با آن چه به دست می آوریم زندگی می کنیم،

اما زندگی مان با آنچه می بخشیم معنا می یابد.

“وینستون چرچیل”

 

بخشش در زندگی می تواند بسیار مفید و پر ثمر با

شد، همانگونه که یکی از رازهای بزرگ طول عمر نیز

صدقه دادن ذکر شده است.

 

حال بخشش به چه کسانی و در چه مواقعی؟

 

آیا باید زمانی که به مقدار زیادی مال و اموال داشتیم،

ببخشیم؟ یا در هر زمانی می توانیم این بخشش را

داشته باشیم؟

 

آیا باید به افرادی که سر راهمان قرار می گیرد،

بخشش را انجام دهیم؟ یا به هر کسی می توان بخشید؟

 

آیا باید شرایط خاصی برای بخشش بوجود آید، تا ببخشیم،

یا خیر؟

اینها و سئوالاتی دیگر را در این اینجا مورد بررسی قرار خواهیم داد.

 

با ما همراه باشید.

                

بخشش چیست؟

بخشش 1 1

انسان های بزرگ در زندگی خود همواره بخشنده هستند

و حس بخشنده بودن است که به زندگی آنها معنا می دهد

و آنها از این حس خوب داشتن، زندگی و حیات را با لذت

بیشتری ادامه می دهند.

          

انسان های معمولی زندگی عادی دارند در حالی که

انسان های بزرگ به سودهای زیادی می رسند و

همیشه شاد و سربلند و ثروتمند هستند.

         

انسان های بزرگ علاوه بر موفقیت های فراوان انتخاب

می کنند که سهمی در پیشرفت کشور، جامعه و

همکارانشان داشته باشند، آن ها حتی به

مشتری هایشان نیز فکر می کنند.

          

انسان های بزرگ آماده اند تا حتی برای رسیدن به

هدفشان، جانشان را نیز از دست بدهند، لکن انسان های

معمولی، جانشان را از هر چیز با ارزش تر می پندارند،

آن ها می خواهند به هر قیمتی که شده زنده بمانند.

           

 

بخشش به خود؟

بخشش 1 1

اولین کسی که شما باید بخشش تان شامل او شود،

خود شما هستید.

 

انسان های بزرگ، با انسان های معمولی متفاوت هستند،

انسان های بزرگ، اهل بخشش های افراطی نیستند،

آنها به خودشان نیز اهمیت می دهند.

     

آن ها از اینکه از دیگران چیزی قبول کنند، احساس گناه

نمی کنند، بخشنده بودن نسبت به خود، سبب می شود

ظرفیت و توان تان برای کمک به دیگران افزایش یابد.

      

باید خودتان را نیز جزء دیگرانی بدانید که سعی می کنید

به آن ها کمک کنید

     

اگر همه پولهایتان را به دیگران ببخشید، دیگر برای

روزهای سخت زندگی خود، اندوخته ای نخواهید داشت.

         

اگر برای رسیدن به خودتان زمان صرف نکنید، توانائی و

قدرت کمک به دیگران را نخواهید داشت.

     

توجه به خود با خودخواهی متفاوت است.

        

خود شما هم به اندازه دیگران ارزش دارید.

       

انسان های بزرگ همواره در حال بخشش هستند و

دایره مخاطبانشان، خودش را نیز در بر می گیرد.

     

انسان های بزرگ، از نعمت هائی که زندگی در اختیارشان

 

قرار می دهد، بهره می برند و به خاطر آن سپاسگزارند.

             

پیشنهاد می شود، مقاله فرصت ها مثل ابر می گذرند، را نیز مطالعه فرمائید.

                 

اصلاً چرا باید ببخشیم؟

بخشش 1 2

بخشش فواید بسیار زیادی در پی دارد.

ما در اینجا تنها به شش فایده اثر بخش آن نگاه می کنیم:

 

شش فایده بخشش:

  • احساس خوبی خواهید داشت کودکی را که
    شیرینی های خانگی می فروشد در نظر بگیرید،
    می توانید با خرید یک بسته از این شیرینی ها و
    ده هزار تومان به او بدهید، سپس تمام مدت روز
    لبخندی روی لب خواهید داشت.
    احساس خوب داشتن هیچ اشکالی ندارد، این
    احساس خوب به سادگی، بدون زحمت و با قیمت
    کم، به دست می آید. در مقایسه با لذت استفاده
    از مواد مخدر، بخشیدن برای رسیدن به حال خوش،
    سودمندتر و قانونی است.
  •                     

 

  • می بخشید تا دریافت کنید
  • کشاورزان این قانون را خوب درک می کنند،
    آنها دانه ای را در زمین می کارند و منتظر
    می شوند تا محصول را برداشت کنند. پاداش
    شما از جای دیگر و شخص دیگری به دست تان
    می رسد. یک انسان بزرگ همیشه می بخشد
    و می داند که با این کار، هستی را وادار می کند
    که به او پاداش دهد.
    برخی از انسان های عادی از شنیدن این حرف ها
    دچار سردرگمی می شوند، آنها توقع دارند که باید
    چیزی از گیرنده ی بخشش های شان دریافت کنند.
    در حالی که همیشه این طور نیست.

 

  • می بخشید تا دریافت کنید.
    این یکی از قوانین جذب است، دریافت کردن،
    وقتی می بخشید، حتمی و قطعی است.

 

  • اخلاص تان را نشان می دهید
    وقتی به کسی کمک میکنید، او به طور ناخودآگاه،
    حس می کند که مدیون شماست.
    سومین فایده بخشیدن، خلوص و صداقت است،
    اگر برای مثال به عنوان یک مسئول در یک شرکت
    به دیگران و مشتری های تان کمک و از آن ها
    حمایت کنید، آنها نیز در پاسخ با شما صادقانه و
    خالصانه برخورد می کنند.

 

  • اقتدارتان افزایش می یابد.
    اگر دیگران متوجه شوند که چیزی بخشیده اید
    صاحب شهرت خواهید شد. 
    بخشش اقتداری است
    که کسب می کنید، اگر به شکلی گمنام چیزی
    ببخشید، این اقتدار، بیشتر خواهد بود.

 

 

  • بخشیدن بدون این که شناخته شوید شما
    را توانمند می کند.
    در این صورت شما نفوذ و تأثیری می یابید که غیر قابل
    توضیح است. با بخشیدن به خودتان خدمت کنید.
    انسان ها با بیشتر جمع کردن و اندوختن اقتدار نمی یابند،
    بلکه بخشیدن است که به آن ها اقتداری حقیقی می دهد.
    وقتی به شکل ناشناس چیزی می بخشید، اتفاقی فوق
    طبیعی رخ می دهد.

 

 

  • بخشش معنویت را در شما زیاد می کند.
    به همین دلیل است که صدقه دادن در هر
    آئینی کاری بزرگ به حساب می آید.
    با صدقه دادن به هستی اعلام می کنید که
    پول و ثروت روی شما تسلط ندارد.
    آخرین فایده بخشش معنویتی است که پس از
    بخشیدن آن را حس می کنید، به افراد معنوی
    در هر فرقه و مسلکی نگاه کنید.آن ها همگی
    می بخشند.

 

 

 

چرا بخشش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
اهمیت دارد؟

بخشش 1 5

همانگونه که در قسمت قبلی توضیح دادیم، فواید بخشش
برای بدن، بسیار پر ثمر می باشد، پس بنابر این اگر ما
می خواهیم که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
زندگی شاد، با نشاط و سلامتی را در داشته باشیم،
یکی از بهترین راه کارهای آن، بخشیدن است که می تواند
حس مان را خوب کند و ما را توانمندتر سازد.

 

 

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
بخشید؟

بخشش 1 4

در این بخش، پیشنهاد می شود، نظر به اینکه تمام
راه کارهای بخشش در مقاله ای به نام بخشش در دوران
پیشکسوتی(بازنشستگی) آورده شده است.

 

لطفاً برای آگاهی از جزئیات و مراحل بخشش، آن مقاله را
مطالعه فرمائید.

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

       

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

ضعف و سستی 6

اقدام در برابر ضعف و سستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ضعف و سستی 1

تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که در

سمینارها و کارگاه ها شرکت می نمودند، مدام

از تحلیل قوای جسمانی خود در این دوران صحبت

نموده و علت تمام مسائل و مشکلات خویش را

ضعف و سستی که بواسطه همین تحلیل قوا

برایشان بوجود می آمد، می دانستند.

                  

حال ما می خواهیم به این مسئله بپردازیم،

که آیا واقعاً در این دوران:

               

اولاً تحلیل قوای جسمانی واقعیت دارد، یا تنها در

باورهای ما نقش بسته است؟

                

دوماً به این مسئله بپردازیم که این ضعف و سستی

بخاطر هر موضوعی باشد، آیا راه کاری برای مقابله

با آن وجود ندارد و ما مجبور به تحمل این ضعف و

سستی تا پایان عمر خویش می باشیم؟

               

این دو سئوال و سئوالات دیگر را در این مقاله جوابگو

خواهیم بود.

        

با ما همراه باشید.

           

پیشنهاد گنجینه نیروی انسانی این است که مقاله

بازیگر یا تماشاگر بودن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟ را نیز مطالعه فرمائید.

              

 

تحلیل قوا در دوران پیشکسوتی چیست؟

ضعف و سستی 2

نگارنده در خصوص تحلیل قوا در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بارها و بارها، با نشان دادن شواهدی

که تا سنین بالای صد سال، همچنان با همان نیرو و

قدرت دوران جوانی به زندگی خود ادامه می دهند.

 داستان زندگی من 5                    

از جمله پدر ۱۳۶ ساله در سنندج، مادر ۱۲۰ ساله

در بروجرد، پدر ۱۱۱ ساله در طارم استان گیلان،

پهلوان حیدر ۱۰۷ ساله، مادر ۱۰۰ ساله در تهران،

و تعداد بیشماری از افراد بین سنین ۸۰ تا ۹۵ ساله

داستان زندگی من 11

که خوشبختانه بر اساس قانون جذب در مسیرم

برای کمک به عزیزان پیشکسوت در سر راهم قرار

گرفتند و با نشان دادن آنها به همگان، مبنی بر اینکه

تحلیل قوا تنها، در باورها و افکار ما قرار دارد، به این

نکته بسیار اساسی اشاره داشتم که در صورتی که

ما بپذیریم که بعد از ۵۰ سالگی، بدن ما با افت قوا

مواجه می شود، بدن نیز به مانند یک غلام حلقه به

گوش، فوراً بر اساس باور ما عمل نموده و قوای ما

را تحلیل می برد.

                

لکن اگر بر اساس تحقیقات علمی می خواهیم عمل

نمائیم که بواسطه آن، اعضاء و جوارح انسان برای یک

زندگی سه رقمی برنامه ریزی شده است، را بپذیریم،

دیگر نباید انتظار تحلیل قوا در سنین بالا را داشته باشیم،

بلکه مطابق تحقیقات به عمل آمده، بیماری در سنین

بالای ۵۰ سال، طبیعی نیست، بلکه آن چیزی که طبیعی

رخ می نماید، بیماری افسردگی است که به دنبال خود،

بقیه بیماریها و تحلیل قوا را نیز به همراه دارد.

           

پس تا این جا نتیجه می گیریم که ما بنا بر خواست و

باور خود، منتظر تحلیل قوای خود بوده و بدنبال آن،

ضعف و سستی را از قبل برای خود، پسندیدیم.

            

 

 

ضعف و سستی چیست؟

ضعف و سستی 4

در لغت نامه دهخدا ضعف و ناتوانی را به کم زوری

و عدم توانایی معنا نموده است و آن ناتوان بودن در

انجام کارها، حتی کارهای ضروری و شخصی خود

می باشد.

             

شاید شما نیز به مانند نگارنده، بارها و بارها عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) و سالخورده ای را مشاهده

نموده اید که حتی برای انجام کارهای بسیار کوچک

خود نیز به مانند کودکان، نیازمند به شخصی برای

انجام آن کارها می باشند.

                

و تمام دلیل و منطق آنها این است که دیگر توانائی

انجام آن کارها را ندارند.

    

باز هم بنا بر تحقیقات به اثبات رسیده است که با

بالا رفتن سن، شاید سرعت عمل افراد در انجام کارها،

کاهش یابد، لکن این کاهش سرعت، افزایش دقت را

به همراه خود دارد.

 

            

مقاله احساس منفی در دوران پیشکسوتی

         

(بازنشستگی) چیست؟ را از دست ندهید.

             

 

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

در مقابل ضعف و سستی ایستاد؟

ضعف و سستی 5

اگر ما نتوانیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

که اکثر فرزندان احتمالاً به سر زندگی خود رفته اند

یا اگر هنوز در خانه باشند، دیگر اعتنائی به خواست

والدین خود ندارند، در مقابل ضعف و سستی خود سر

تعظیم فرود آورده و این ضعف و سستی را به واسطه

همان تحلیل قوای جسمانی در باور های ناسالم،

بپذیریم. لاجرم باید برای انجام کارهای خود و شاید

کارهای ضروری خود، نیازمند کمک اطرافیان و فرزندان

خود باشیم.

            

در این دوران که هر فردی تنها مسئولیت زندگی خود

را به عهده می گیرد، شاید بعضی از فرزندان نیز از این

وظائف شانه خالی نمایند.

               

آنوقت تکلیف چیست؟

یا باید از انجام آن کارها صرف نظر نمائید، که اگر کارهای

ضروری باشد این کار غیر ممکن است.

             

یا اینکه بدون کمک آنها، و در کمال خجالت و شرمساری

حتی عمل استجابت مزاج را نیز در همان محلی که هستید،

انجام دهید.(کاری که متأسفانه بارها شاهد انجام آن توسط

افرادی بوده ام که خود را باخته و دیگر امیدی به زندگی

خود نداشتند.)

      

لذا باید کاری کرد و خود را از این دام ضعف و سستی

که بواسطه باورهای غلط و شاید در بعضی از موارد نیز

بنا بر شرایط خاصی گریبانگیر ما شده است برهانیم.

           

 

چگونه باید در برابر رکود و سستی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) مقاومت نمود؟

ضعف و سستی 3

در این جا، بر اساس نوشته های دکتر وین دایر در

کتاب سررشته زندگی خود را در دست گیرید،

موارد ذیل را خدمتتان اعلام می دارم:

 

برای این که جایگاه واقعی خویش را در زندگی به

دست آورید و به رفاه و آرامش روحی و غنا و برکت

برسید، باید از جا برخیزید، و با تلاش و کوشش به

پیش بتازید.

               

عمل، مؤثرترین نوشدارو برای غلبه بر اضطراب و افسردگی

تنش و سایر احساسات منفی است. به مجر این که دقت

خود را معطوف به کار در دست اقدام نمائید، جریان

افسردگی و اضطراب بند آمده و مجال ظهور نمی یابد.

            

جا دارد در این جا بدین نکته اشاره کنیم که افسردگی

مولود عدم تحرک و ضعف است نه مولد آن.

          

به بیانی دیگر شما با سستی و بی حالی به افکار و

احساسات منفی میدان عمل می دهید و عرصۀ ذهن

را برای تاخت و تاز افکار سیاه آماده می کنید.

           

بنابر این به جای این که ناله و فغان کنید و اوضاع نامساعد

خود را به طبیعت، روزگار، سن و فلک غدّار نسبت دهید،

گره از ابروان بگشائید، به هدایت باطنی تان اعتماد کنید

و دست به عمل بزنید.

 

               

راه کار فعلی چیست؟

          

شاید بپرسید: چه کار می توانم انجام دهم و از

کجا باید شروع کنم؟

در پاسخ باید گفت هر چه انجام دهید،

و از هر کجا که شروع کنید، بهتر و مؤثرتر از فرو رفتن

در باتلاق عدم تحرک است.

     

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

         

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

احساس منفی 3

احساس منفی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

احساس منفی 4

با یکسری از افراد که مشغول صحبت می شوید،

علاوه بر اینکه تمام چهره و صورت آنها نشان از

بی انگیزگی و بی حوصله گی دارد، در صحبتهایشان

نیز موج حس منفی نیز به خوبی مشاهده می گردد

و کافی است که چند دقیقه با این افراد هم نشین

باشید تا دیگر اکثر امیدهایتان به زندگی و آینده را از

دست بدهید.

           

و در بعضی مواقع نیز همین احساس به سراغ خود

ما نیز خواهد آمد، البته لازم به ذکر می باشد که مخفی

کردن آن، اصلاً به هیچ وجه توصیه نمی شود، بلکه باید

با راه کارهای مناسب و ابزارهای درست، به برطرف

نمودن این حس که آثار مخربی بر روح و جسم ما وارد

می نماید، اقدام نمود.

              

ما در این مقاله بر آنیم که به این موضوع نگاهی بیندازیم

و آن را مورد بررسی قرار دهیم.

                

با ما همراه باشید.

             

پیشنهاد می شود، مقاله احساس در دوران

 

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

            

 

احساس منفی چیست؟

احساس منفی 1

حس در لغت نامه دهخدا عبارت است از دریافت .

دریافتن . تاثیر. آگاه شدن . اندریاب

     

و منفی در همان لغت نامه عبارت است از: جایی

که کسی را بدانجا نفی کرده باشند.

         

و احساس منفی به معنای آن است که دریافت هائی

که افراد از آن ها نهی شده است و حال خوب را از فرد

می گیرد. و اجازه زندگی راحت و آسان را به انسان

نمی دهد.

            

احساس منفی می تواند، فرد را به فضاهای نا ایمن

و غیر راحت، هدایت نماید.

          

فردی که احساس منفی در او متجلی است، دیگر به

راحتی نمی تواند خوبی ها و زیبائیهای افراد دیگر و

طبیعت و اطراف خود را مشاهده نماید.

                

 

چرا احساس منفی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) می تواند مشکل ساز باشد؟

احساس منفی 3

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که فرد به آن قدم

می نهد، و بر اساس تلقینات و گفته های غیر مثبتی

که در جامعه رواج دارد، به نوعی فرد، خود را آماده

مواجه شدن با مشکلات و مسائل فراوانی می نماید.

       

حال اگر در همین دوران نیز به احساس منفی اجازه ورود

به ذهن و روح خود بدهیم، که دیگر مشخص است این

احساس به همراه، آثار به جای مانده از گفته های غیر

واقع دیگران تا چه حد می توانند به همدیگر کمک کرده و

فرد پیشکسوت(بازنشسته) را از راحتی و آسایش دور سازند.

 

لذا بر ماست که در این دوران که برای بعضی از افراد،

همراه با کاهش قوای جسمانی و تحلیل قوا همراه

است، از آثار سوء احساس منفی آگاه شده و تا حد

امکان از ورود این مهمان نامیمون به داخل ذهن و روح

خود جلوگیری نمائیم.

            

مقاله مهربان بودن با خود در دوران پیشکسوتی

     

(بازنشستگی) چیست؟ را از دست ندهید.

                  

 

چگونه از احساس منفی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) جلوگیری کنیم؟

احساس منفی 5

بر اساس مقاله ای به نام

“Emotionally Upset?

۲۰ Ways to Defeat Negative Feelings”

به ۲۰ راه برای مقابله با این احساس اشاره

نموده است که در ذیل به آن اشاره میگردد:

۱- خودتان را ببوسید و خودتان را آرام کنید:

  • بدیهی است، هر کاری دیگری که می توانید انجام
  • دهید، تا در در مواجهه با چیزهایی که به عنوان عمیقا
  • ناراحت کننده است، خود را آرام نمائید را حتماً تجربه
  • و اقدام کنید. این کارها و اقدامات به شما در خود
  • کنترلی به شما کمک می نماید.و یا می توانید خود
  • را در محیط های شاد و با نشاط به تصویر کشیده
  • و از فرط شادی و خوشحالی، فریاد بزنید. این فریاد
  • کشیدن می توانید بلافاصله شما را از حالتهای
  • خشمگین، و ناراحتی، به سمت آرامش هدایت نماید. 
  • شما می توانید یک صحنه آرام و زیبا را در ذهن خود
  • به تصویر بکشید، مثل اینکه در کمال آرامش در یک
  • ساحل خصوصی، در حالی که خورشید و نسیم گرم،
  • تمام بدن شما را آرام می کند، قرار دارید.
  • تمام بدن شما هنگامی که از سوی احساس منفی
  • مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، شما را به حالت
  • جنگ برده و در نتیجه تنفس شما سریعتر و محدودتر
  • می شود. بنابر این به محض اینکه متوجه شدید که
  • چیزی منفی به درون ذهن و روح شما نفوذ نمود،
  • چندین بار کلمه “آرام” را در حالی که به صورت آهسته
  • و عمیق تنفس می نمائید با خود تکرار نمائید.

 

 

۲- شناسایی و پیدا نمودن علت ناراحتی خود:

                          

۳- به نظر مثبت به مسائل و محیط اطراف و
اطرافیانتان نگاه کنید

             

 

 

۴- قضاوت خود را متوقف کنید و از دیگران بپرسید.

       

۵- بیشتر معقول شوید.

             

۶- خودتان را بر اساس احساسات خود متهم نکنید.

             

۷- در صورت نیاز، در خود نفود نمائید.

              

۸- “احساس درد” را به سلامتی تبدیل و آن را احساس کنید.

            

۹- اقدامات مربوطه جهت رسیدن هر چه سریعتر
به آرامش را انجام دهید.

                        

۱۰- درخواست از یک دوست یا فامیل جهت
همراهی با شما در جهت رسیدن به آرامش.

احساس منفی 2

۱۱- نمی توانید احساسات را مخفی سازید،
آنها را بپذیرید و در جهت رفع آن برآئید.

         

۱۲- فکر نکنید احساسات برگشت پذیر نیستند.

           

۱۳- “مالکیت” احساستان را کاملاً در دست بگیرید.

               

۱۴-مجلات و نوشته ها، از احساس دور هستند.

              

۱۵- از بین بردن آنچه ذهن شما در این احساس
منفی به طور صریح به شما می گوید.

                     

۱۶- خود آموزی را نشان دهید. اما مراقب
احساس آرامش برای خود باشید.

                        

۱۷- از خودتان خارج شوید

               

۱۸-عادت به شکار احساس مثبت پیدا کنید.

              

۱۹- تنش خود را پایین بیاورید

              

۲۰- خودتان باشید.

             

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

                    

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

لنگر و موج 1

در مقابل موج، لنگر بیندازید

لنگر و موج 2
 در مقابل موج لنگر انداختن به چه معناست؟

          
چرا باید در مقابل موج های سهمگین، لنگر بیندازیم؟

                  
چرا اصولاً باید در مقابل موج باشیم؟

                                    
اینها و دیگر سئوالات، سئوالاتی است که در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) در زندگی حائز اهمیت

است و باید به این سئوالات پاسخ داد.

                     
زندگی از موج هائی تشکیل شده است که اگر نتوانیم

در آن موج ها تعادل خود را حفظ نمائیم، این موج ها

می تواند ما را در زندگی دچار تلاطم و کشمکش نماید.

              
لذا به نظر باید این مطالب را دانست و در جهت مواجهه

با آن اقدامات لازم را بعمل آورد.

           
در مرحله اول باید بدانیم که موج چیست و لنگر چیست؟

           
پس با ما همراه باشید.

                 

پیشنهاد می شود مقاله پرتگاه های زندگی خود

        

را به سکوی پرش تبدیل نمائید، را نیز مطالعه فرمائید.

                           

موج چیست؟

لنگر و موج 1
در تعریفی که در ویکی پدیا آمده است، موج عبارت است

از ارتعاش و نوسانی که اغلب حامل انرژی بوده و در فضا

یا فضازمان منتشر می‌شود.

              
موج‌های مکانیکی گونه‌ای از موج‌ می‌باشد که فقط در یک

محیط مادّی منتشر می‌شوند. انتشار این گونه موج‌ها به

دلیل انرژی های داخلی و براثر تغییر شکل محیط مادی

ایجاد شده است. این نیروها تمایل به بازگرداندن محیط

به حالت نخستین را دارند.

             
و در کل هر آشفتگی در محیط که در فضا منتشر می‌شود

و اغلب حامل انرژی است موج می‌گویند. برای تولید موج

نیازمند چشمه موج است و جابه جایی موج در محیط را

انتشار موج می نامند.

                                  

تولید موج

اگر سنگ کوچکی را در آب آرام استخر یا برکه ایی بیاندازیم،

در محل برخورد سنگ با آب، دایره ای تشکیل می شود

که شعاع آن به تدریج افزایش یابد، به عبارت دیگر در سطح

آب «تک موجی» تشکیل می شود که به صورت دایره به

همه ی جهت ها منتشر می شود.

                  
ما در این مقاله، کلیه مسائل و مشکلات و مواردی که

گریبانگیر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) می شود را موج

تعریف می نمائیم، زیرا که هر یک می تواند زندگی

گنجینه های نیروی انسانی را دچار تلاطم نماید.

                

لنگر چیست؟

لنگر و موج 3
و باز بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا آمده است،

لنگر عبارت است از لَنگَر ابزاری است که برای اتصال

کشتی یا قایق به نقطه‌ای از کف دریا بکار می‌رود تا

از حرکت شناور مذکور جلوگیری کند.

         
پس همانگونه که در تعریفی که ویکی پدیا از لنگر دارد،

این وسیله ابزاری است برای کنترل شناور و کشتی در

روی دریا، که از حرکت شناور و کشتی جلوگیری نماید و

آن را در یک محل نگه می دارد.

             

چرا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نباید

به همراه موج حرکت نمود؟

لنگر و موج 5
بر اساس تحقیقات به عمل آمده و به علت اینکه بعد

از ابلاغ حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)، درآمد به نصف

تا یک سوم تقلیل می یابد و فرد اگر تخصصی نداشته

باشد، لاجرم مجبور به خانه نشینی می گردد، لذا موارد

و مسائل مختلفی در زندگی برای پیشکسوت(بازنشسته)

بوجود خواهد آمد.

           
بعضی از این مسائل و مشکلات، می تواند تا حدی،

زندگی این عزیزان را دچار تلاطم و ناآرامی نماید.

           
اگر این مسائل و مشکلات جزئی باشند که باید بلافاصله،

با درایت و مدد از خدای متعال و استفاده از تجارب عمر

گرانبهای خود، آنها را در سریعترین زمان ممکن، حل و فصل

نمود و آرامش، شادی و نشاط را به زندگی دوم خود،

مجدداً وارد نمود.

              
اما اگر این موج ها، به مانند موج های سهمگین هوای

طوفانی دریا باشد:

            
مثل مرگ عزیزان، ورشکستگی، برگشت چک های فراوان

و … اکثر حوادث ناگواری که به علت های مختلف در این

دوران برای زندگی گنجینه های نیروی انسانی بوجود می آید.

و احساسات شدید منفی را در این عزیزان بر می انگیزد.

               
در چنین شرایطی عقل سلیم حکم میکند که تا حد امکان از

همراه شدن با موج بدلیل اینکه مشخص نیست که این

موج ها، زندگی را به کجا خواهد برد، خوددداری نموده و در

این زمان، لنگر زندگی را انداخته و زندگی را بصورت موقت،

ساکن نمود و اجازه ندهیم که زندگی از محل فعلی، بصورت

غیر ارادی، جابجا گردد.

             

مقاله کنار آمدن با رویدادهای زندگی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

   لنگر و موج 4          

تا در یک فرصت مناسب و پس از کمی فروکش کردن،

این موج و با درایت لازم، بتوانیم آثار و تبعات ناشی از

این موج را نیز، به خوبی برطرف نموده و زندگی شاد و

با نشاط را مجدداً ادامه دهیم.

            
احساسات ناگوار، مثل ترس و خشم، دقیقاً مانند موج

هستند، جزر و مد موج های دریا را تصور کنید، از دریا بالا

می آید، ما را می بلعد و اغلب پیش از آنکه متوجه شویم

ما را از ساحل دور می کند.

          
ممکن است از شنیدن این موضوع تعجب کنید، اما زمان

و مکانی برای این اتفاق وجود دارد.

           
می خواهید بدانید چرا؟ چون بدون توجه به سهمگین

بودن این موج ها، آن ها نمی توانند ما را غرق کنند.

            
وقتی مدت زمانی می گذرد، و حالت روحی کمی پایدار

می شود، زمانی که یک گام به عقب برمی داریم و با

دقت و کنجکاوی به این موج ها نگاهی می اندازیم.

             
وقتی شبیه آسمان، پهناور و وسیع می شویم و مسئله

خود را بالا می نگریم، وقتی شبیه آسمان، پهناور و وسیع

می شویم و مسئله خود را از بالا می نگریم، می دانیم

که درست مانند موج های اقیانوس که در آمد و رفت

هستند، می توانیم برای این احساسات، هر چند دردناک،

فضائی ایجاد نمائیم و اجازه دهیم در وجودمان آمد و شد،

کنند.

         
می توانیم این کار را با محکم نگه داشتن خود در جایمان

بوسیله انداختن لنگر، انجام دهیم تا اسیر امواج نشویم.

           

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) در مقابل موج لنگر انداخت؟

لنگر و موج 6

اجرای این کار زمان زیادی از شما نخواهد برد
کافی است پاهایتان را محکم به زمین فشار دهید

و ستوان فقرات خود را صاف کنید.

     
همزمان با انجام این کار، نفس عمیق و آرام بکشید.

           
به اطراف خود نگاهی بیندازید و به پنج موردی که

می توانید ببینید دقت کنید.

                
با دقت گوش دهید و به پنج موردی که می توانید

بشنوید دقت کنید.

            
دقت کنید کجا و در حال انجام چه کاری هستید.

            

این تمرین کوتاه را می توانید در هر کجا و در هر زمانی

که خواستید انجام دهید، این تمرین فوراً ما را به لحظه

حال باز می گرداند تا مشغول زندگی خود شویم و روی

کاری که انجام می دهیم، تمرکز کنیم.

             
اگر بتوانیم این آگاهی ارزشمند را از محیط اطراف،

اقدامات و احساسات خود حفظ کنیم، می تواند

کمک کند در زمان فروکش کردن موج، در جای خود

محکم بمانیم.

        
این تمرین نیز، مانند تمامی تمرین های دیگر ذهن

آگاهی، کاملاً می تواند به دست خود شما اصلاح

شود. برای مثال می توانید بایستید و کش و قوس

به بدن خود بدهید، و در همان حالت کش و قوس

باقی بمانید و حس کنید عضله هایتان کشیده

می شود.

                     
یا می توانید کف دست های خود را به شدت به هم

فشار دهید و به انقباض ماهیچه های گردن، دست ها

و شانه های خود دقت کنید، یا می توانید دست های

خود را به شدت به دسته صندلی فشار دهید. یا محکم

پشت گردن و جمجمه خود را ماساژ دهید.

                
سپس با استفاده از این احساسات فیزیکی به عنوان لنگر،

گوش های خود را تیز کنید و با دقت به دنیا گوش دهید.

                 
دقت کنید چه چیزهائی می توانید ببینید، بشنوید،

لمس کنید، بچشید و استشمام کنید، دقت کنید کجا

هستید و چه کاری انجام می دهید و همه این تمرین ها

را می توانید با هر مقدار که مایل بودید انجام دهید.

                   

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

          

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

مفهوم شخصی از خود 1

مفهوم شخصی از خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مفهوم شخصی از خود 3

مفهوم شخصی را میتوان بدین صورت توضیح داد

که به هر یک از عزیزان پیشکسوت که نظاره می کنید،

هر یک خصوصیت و شخصیت خاص خود را دارد و هر

یک بنا به مفهومی که از خود دارد، با ظاهرهای متفاوت،

افکار و رفتارهای متفاوت در جامعه هویدا می شوند.

            

حال این ظاهر شدن ها، چرا با یکدیگر تفاوت دارد،

موضوع این مقاله است.

          

با ما همراه باشید.

               

پیشنهاد می شود مقاله مهربان بودن با خود در

    

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

        

را نیز مطالعه فرمائید.

             

 

مفهوم شخصی چیست؟

مفهوم شخصی از خود 2

مفهوم شخصی از خود، همان چیزی است که شما در

مورد خودتان به آن معتقد هستید و هر آن چیزی که شما

در مورد خودتان به آن باور داشته باشید، دقیقاً شخصیت

و روحیات شما را می سازد و شما همان چیز خواهید شد.

          

این مفهوم هم می تواند به صورت مثبت و هم به صورت

منفی در وجود شما به کار گرفته شود.

          

این شما هستید که انتخاب می کنید، کدامیک از این

دو مفهوم برای شما کاربرد داشته باشد.

         

 

 

چرا مفهوم شخصی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

مفهوم شخصی از خود 4

مفهموم شخصی از آن جهت در کل زندگی و چه بسا

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از اهمیت بی شماری

برخوردار است، زیرا که می تواند منش، شخصیت، موفقیت

و کلاً جسم و روح شما را بسازد.

          

شما دقیقاً همان چیزی می شوید که باور دارید.

             

اگر باور دارید که جسم تان نحیف شده است و دارید

روزهای آخر زندگی خود را سپری می نمائید، دقیقاً

جسم نیز آماده اجرای فرامین دریافتی از ذهن و مغز

شما می باشد و بدین صورت، شما را بسیار نحیف و

نزار و اندامهای شما را ضعیف و ناکارآمد می نماید و

چه بسا، آلزایمر را نیز به سوی شما فرا بخواند.

 

          

مقاله سن تنها یک عدد است. را از دست ندهید.

         

اما اگر باور داشته باشید که سن تنها یک عدد است

و نمی تواند شما را مغلوب خود سازد و شما همچنان

در اریکه قدرت و شوکت قرار داشته و کلیه موفقیت ها

را می توانید کلید بزنید، جسم همانند مرحله قبل، فقط

آماده اجرای فرامین شما است، و نمی تواند درست یا

غلط آن را ارزیابی نماید، ولی به درستی شرایطی را

فراهم می آورد که شما بتوانید همان قدرت و شوکت

سنین جوانی را در سنین بالا نیز تجربه کرده و

موفقیت های گوناگون و تعجب برانگیز برای دیگران

(چون برای خود شما، این امر بدیهی بوده است)

را بدست آورید.

           

باز هم این انتخاب شماست، باور جسم نحیف و ناکارآمد،

یا باور جسم قوی و کارآمد؟

                  

           

 

چگونه می توان مفهوم شخصی خوب و زیبائی

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از خود داشت؟

مفهوم شخصی از خود 5

حال که به اهمیت مفهوم شخصی در زندگی و بخصوص

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) واقف شدیم، باید

خود مفهوم شخصی متفاوتی از آنچه در قبل داشتیم،

ساخته و آن را مجدداً بازسازی نمائیم.

            

حال بازسازی این مفهموم شخصی به چه صورت

می تواند باشد؟

             

  • نسبت به تجربه چیزهائی که پیش از این به هر طریقی
  • شما را محدود می کردند، دید بازی داشته باشید. این
  • جمله را به خاطر بسپارید: من هیچ گونه محدودیت و
  • مرزی برای چیزهائی که می خواهم انجام دهم ندارم،
  • از همین حالا از آنها استقبال می کنم.

                         

                

  • اجازه دهید که خودتان از آن واقعیت غیر فیزیکی وجودتان
  • آگاه شود. فکرتان را به سراغ فرشتگان و صاحبان و مالکان
  • این کائنات ببرید. شما می دانید که می توانید به راهنمائی
  • کسانی که پیش از این زندگی کرده اند، دسترسی داشته
  • باشید. وقت خود را صرف مراقبه کنید تا از این طریق به
  • حسّ پرواز در سطوح بالاتر شعور و آگاهی دست یابید.

                  

                  

  • هر زمان که دچار ناراحتی و نگرانی و غم و اندوه می شوید،
  • سعی کنید به پشت سر گذاشتن احساساتتان فکر کنید و
  • این افکار ناخوشایند را کنار بگذارید.

                  

                 

  • به جای آنکه به سراغ جریان بی پایان افکار خود بروید و
  • یکی را انتخاب کنید، این کار را تا جائی ادامه دهید که
  • فکری را که احساس خوبی در شما پدید می آورد، انتخاب
  • کنید. مدت زمانی طول نمی کشد که خودتان را به خاطر
  • افکار خوشایندی که در ذهن خلق کرده بودید، سرزنش می کنید.   

    اگر این مقاله برای شما مفید بود،

  •  آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

بردن بازی 3

برای بردن بازی میکنید یا برای نباختن؟

بردن بازی 1

برای بردن بازی میکنید یا برای نباختن؟ این سئوالی

بود که یکی از اساتید در کلاس درس، از دانشجویان

پرسید.

همانجا به این فکر افتادم که اگر ما صرفاً برای نباختن

بازی کنیم خیلی از فرصت های برد را از دست میدهیم.

        

این در زندگی نیز مصداق بسیار زیادی دارد، تعداد زیادی

تنها زندگی را برای اینکه روزگار بگذرانند، زندگی میکنند.

       

اما تعدادی دیگر، زندگی می کنند که در زندگی موفق باشند.

     

در این مقاله بر آنیم که به بردن بازی، نگاه جدیدی بیندازیم.

         

پس با ما همراه باشید.

          

پیشنهاد می شود مقاله بازیگر یا تماشاگر بودن

     

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

       

را نیز مطالعه فرمائید.

               

           

بردن بازی چیست؟

بردن بازی 4

بردن بازی، یعنی کارهائی در بازی انجام دهی

که بازی در نهایت به نفع شما به اتمام برسد.

         

در بعضی موارد تعریف «بردن» بسیار ساده است

مثلاً در یک مسابقه بسکتبال کسی که بیشترین

امتیاز نهایی را کسب کرده است برنده است.

ولی در زندگی واقعی تصمیم گرفتن برای برنده

بودن چندان ساده نیست.

           

 

برای بسیاری برنده بودن به معنای داشتن پول یا

ثروت زیاد است. اما بعضی افراد برنده بودن را در

عمر دراز می دانند. و افرادی هم می خواهند تمام

عمر خوش تیپ و سالم باشند. بعضی شادی و

بعضی خوش گذرانی را بردن می دانند.

        

 

نباختن چیست؟

تماشاگر یا بازیگر بودن 3

بازی کردن برای نباختن، به آن معنا است که به

صورتی بازی کنیم که حداقل بازنده نباشیم و تنها

به بازی اکتفا کنیم، در بعضی از بازیها مثل فوتبال

(نه در نهائی) می توان بصورتی بازی کرد که نتیجه

مساوی شده و هر یک امتیازها را تقسیم نمایند.

             

اما در مسابقه ای مثل والیبال یا بسکتبال، این امر

محال است، زیرا بالاخره یکی از دو طرف، با گرفتن

امتیاز بیشتر، موفق به برد می شود.

        

در زندگی نیز، تعدادی از افراد تنها برای اینکه زندگی

خود را به پایان برسانند و این مسیر پر فراز و نشیب

را تنها بدون مسئله طی نمایند، روزگار خود را

می گذرانند.

            

 

چرا برای بردن بازی کردن در دوران پیشکسوتی

        

(بازنشستگی) مهم است؟

بردن بازی 2

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) زندگی کردن

تنها برای گذران زندگی می تواند، آسیب های جبران

ناپذیری بر روح و روان و در نتیجه جسم فرد وارد نماید.

            

با بعضی از عزیزان پیشکسوت که مذاکره می نمودم،

آنها اعلام می داشتند که تنها در حال گذران زندگی

هستند بدون هیچ هدف و انگیزه ای. و این می تواند

کم کم آن ها را به سمت گرفتن بیماری افسردگی

سوق دهد.

            

در مقابل افرادی هستند که به محض ورود به دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) مثل اینکه تازه برای

شروع زندگی، شلیک انجام شده است و آنها به

سمت هدف از پیش تعیین شده توسط خودشان،

با سرعت پیش می روند و هر لحظه، پله های موفقیت

را یکی پس از دیگری پشت سر می گذرانند و کم

نیستند چنین افراد کوشا و بی نظیری که برای خود

هدفهای جدید و قابل دستیابی دارند و در جهت

رسیدن به آن اهداف حرکت می نمایند.

          

اگر در زندگی تنها برای نباختن به میدان بروید،

مطمئن باشید که بالاخره، زندگی نیز از یکی از

فرصت های به وجود آمده استفاده لازم را برده

و به شما صدمه خواهد زد، لکن اگر شما مثل یک

برنده به میدان زندگی وارد شوید و همیشه به

سمت زندگی یورش ببرید، در نهایت در یکی از

یورش ها، می توانید، به اهداف خود دست یافته

و برد و موفقیت خود را در زندگی تضمین نمائید.

             

            

مقاله رسیدن به آرزوها در دوران پیشکسوتی

      

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

             

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

      

(بازنشستگی) برای بردن بازی، زندگی کرد؟

بردن بازی 5

بزرگترین و مهمترین قاعده این بازی، داشتن هدف

و زندگی با برنامه است، زیرا با داشتن هدف،

دیگر به زندگی اجازه یورش به طرف خود نخواهید داد.

        

بهترین حالت این است که برای خود هدف تهیه نموده

و برای هر روز یا هفته خود، برنامه ریزی نمائید.

           

سعی نمائید در هر روز، تنها و تنها با خود مسابقه دهید،

و هر روز از خود یک قدم فراتر روید. و تلاش نمائید که

هر روزتان، از روز قبل بهتر و بالاتر باشید.

        

قواعد بازی در کتاب الهی پیر شی، آمده است،

با مطالعه آن می توانید از قواعد بردن بازی، مطلع شده

و در جهت رسیدن به اهداف خود قدم بردارید.

       

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

 

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

مهربانی با خود

مهربان بودن با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مهربانی با خود 2

مهربان بودن را هر فردی، مدعی است که خود مهربان

است، و با دیگران به مهربانی رفتار می نماید.

           

در اینجا یک سئوال مطرح است و آن این است که

مهربانی که هر فردی به زبان می آورد، دقیقاً همان

مهربانی است که دیگران می خواهند.

         

یا فراتر از آن برویم، در اصل مهربانی چیست؟

          

مهربانی با خود چیست؟ که بتوان از طریق آن به مهربانی

با دیگران دست یافت.

       

ما در این مقاله بر آنیم به این مقوله نگاهی تازه بیندازیم

و این مهربانی را مورد بررسی قرار دهیم.

 

با ما همراه باشید.

        

پیشنهاد می شود، مقاله احترام به خود در دوران

           

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.

           

مهربان بودن چیست؟

مهربانی با خود 1

مهربانی در ویکی پدیا به مجموعه اعمال و رفتاری گفته

می‌شود که حاکی از ایثار، مدارا، قدرشناسی و احترام

به دیگران است. مهربانی در بسیاری از فرهنگها و ادیان،

ارزش به شمار می‌آید.

         

و مترادف های مهربانی: تولا، حفاوت، آزرم، خوش خلقی،

دوستی، شفقت، عاطفه، عطوفت، عنایت، گرم سری،

لطف، محبت، مرحمت، نوازش، نیکویی

            

نتایج پژوهش ها نشان داده است که اغلب مردم مهربانی

را یکی از مهم‌ترین صفات انسان‌های خوب می‌دانند.

روان‌شناسان مهربانی را توجه‌کردن و ارزش‌دادن به دیگران

و یاری دادن آنها بدون در نظرگرفتن منفعت شخصی

تعریف کرده‌اند.

             

مهربانی جزو ویژگی های ذاتی انسان است. انسان با این

ویژگی به دنیا می آید، اما با توجه به شرایط زندگی

بعضی ها بیشتر مهربان هستند و بعضی ها کمتر.

           

 

یک مَثَل قدیمی هم هست که می‌‌گوید “از هر دست

بدهی، از همان دست می‌گیری”. به نظر می‌آید آنها

که مهربان‌ترند شادترند! خیلی از روان‌شناسان می‌گویند

مهربانی در درمان افسردگی هم تأثیر دارد. چون آدم‌های

مهربان وقت خود را به یاری‌دادن دیگران می‌گذرانند،

احساس خوشایندی در خود دارند که باعث می‌شود

کمتر افسرده شوند.

 

           

پیشنهاد می شود، مقاله زندگی خوب در پیشکسوتی

         

(بازنشستگی) را نیز از دست ندهید

              

چرا مهربان بودن با خود، دردوران پیشکسوتی

  

(بازنشستگی) مهم است؟

مهربانی با خود 5

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بخاطر شرایط خاصی

که بعضی از افراد در این زمان دارند، اطرافیان سعی

می کنند که به آنها محبت نمایند و یکسری از کارهای

آنان را برایشان انجام می دهند.

           

لکن متأسفانه این اطرافیان مهربان، به این مسئله توجه

نمی نمایند که ما اگر کارهای خود را انجام ندهیم، و از

بعضی از اعضاء بدن خود استفاده ننمائیم، آن عضو، بعد

از مدتی، از دسترس ما خارج و بی حرکت خواهد شد.

               

در یکی از روزها در مراسمی، زمانی که عزیز پیشکسوتی

(بازنشسته) می خواست کفش های خود را بپوشد،

پسر این عزیز، خم شده و کفش های این پیشکسوت

(بازنشسته) را به پایش نمود و بعد از آن بندهای کفش

را نیز بست.

            

من در آنجا مشاهده کردم که این پیشکسوت(بازنشسته)

گرامی، بدون اینکه تلاشی برای پوشیدن کفش خود بنماید،

صرفاً ایستاده که دیگران کار او را انجام دهند.

        

فقط یک مسئله است که باید مورد توجه اکید این عزیزان

قرار گیرد و آن این است که شاید این گنجینه های گهربار

نیروی انسانی، مثل زمان جوانی نتوانند به همان سریعی،

کارهای خود را انجام دهند، لکن می توانند همان کار را

به صورت آهسته تر انجام دهند، ولی با دقت بیشتر.

       

پس اگر برای شما مقدور است، اجازه ندهید، فردی انجام

کارهای شما را به عهده گیرد.

          

مقاله خدمت به خود در دوران پیشکسوتی

         

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

                 

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی

               

(بازنشستگی) با خود مهربان بود؟

مهربانی با خود

چیزی که در این بند بسیار حائز اهمیت است، این است

که در این مرحله در ابتدا فقط خودتان را ببینید و از دیدن

دیگر افراد، خودداری نمائید.

      

ایمان و توکل بر خدا: اگر ما به خدای خالق و متعال

ایمان داشته باشیم، می دانیم که او این بدن را برای

انجام تکالیفمان در اختیارمان قرار داده است و باید به

نحو احسن از آن محافظت و نگهداری نمائیم.

            

لبخند فراموش نشود: برای شروع در هر کاری، بعد از

توکل بر خدا، لبخند می تواند بزرگترین محبتی باشد که

شما نسبت به خود به روا می دارید.

              

تشکر و شکرگزاری: شما برای هر کار ساده ای که

فردی یا شخصی برای شما انجام دهد، بلافاصله از او

تشکر می نمائید، اما چگونه است که از خدای بزرگ

برای خلقت خود، و از اعضاء بدن خود(تک تک) برای

انجام اعمال و وظائف محوله و نیز همیاری با شما

برای گذران عمر، تشکر نمی کنید.

   

چه زیبا است که با انجام هر کاری، بالا رفتن از پله،

دیدن مناظر زیبا، گوش کردن به موسیقی ها و صوت های

زیبا، چشیدن مزه های خوب و … از تک تک اعضاء بدن

خود، تشکر کنیم.

        

و بسیار خوب و پسندیده است، که هر شبانه روز،

خود را چندین بار در بغل گرفته و دستان محبت آمیز

را بر بدن خود نیز بکشید.

    مهربانی با خود 3       

مراقبت از تک تک اعضاء بدن: همانگونه که باید از

تک تک اعضاء بدن تشکر نمائیم، همانگونه نیز باید

نسبت به مراقبت از این اعضاء گرانبها، نیز توجه لازم

مبذول داریم، مثلاً کلیه را تا می توانید باید با دادن آب،

سیراب نگه دارید، یا ماهیچه ها را با ورزش های روزانه

سرحال نگه دارید، یا چشمان را با ورزش های چشم،

همیشه بینا نگه دارید و …..

             

قضاوت کردن را کنار بگذارید: اگر بتوانید این خصیصه

نامطلوب که متأسفانه در اکثر افراد وجود دارد، را در

خصوص بقیه کنار بگذاریم، می توانیم آرامش بسیار

زیادی را به خودمان هدیه کنیم.

      

همیشه آراسته و خوش تیپ باشید: همیشه از

بهترین پوششها استفاده نمائید و معطر و خوش بو باشید،

حتی اگر کسی در کنارتان نباشد، چون این موارد، همگی

بر وجود شما تأثیر گذار خواهد بود.

            

جشن گرفتن بعد از هر پیروزی: بسیار مهم است که

بعد از انجام هر فعالیت اثربخشی، برای خود جشن

باشکوهی بگیرید و خود را سورپرایز نمائید، زیرا این شما

بودید که این موفقیت را به دست آوردید.

         

              

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

         

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

تماشاگر یا بازیگر بودن 1

بازیگر یا تماشاگر بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

تماشاگر یا بازیگر بودن 1

بازیگر یا تماشاگر بودن در زندگی و مخصوصاً در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند

تعیین کننده وضعیت زندگی شما در این دوران

می باشد.

       

در سمیناری که در خدمت یکی از اساتید به نام وطن

عزیزمان (استاد دکتر علیرضا سلیمی)بودیم،

ایشان به خوبی فرق بازیگری و تماشاگر بودن در

زندگی را بیان فرمودند.

         

من هم با کسب اجازه از محضر این استاد فرهیخته،

صلاح را بر آن دیدم که از آن در جهت، عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) استفاده لازم را بنمایم.

            

چرا در یک زمین مسابقه، ۱۰ نفر بازی می کنند

و ۱۰۰ هزار نفر تماشاگر وجود دارد؟

         

چرا یک برنامه تلویزیونی، ۵ بازیگر دارد و

۵۰ میلیون نفر تماشاگر؟

         

چرا اکثراً ما فقط دوست داریم، موفق ها را ببینم

و تشویق کنیم؟

              

ما در این مقاله بر آنیم که به مقوله بازیگری

و تماشاگری در زندگی و مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) نگاهی دیگر بیندازیم.

        

پس با ما همراه باشید.

                

پیشنهاد می شود، مقاله فرصت ها مثل ابر

         

سریع می گذرند را نیز مطالعه فرمائید.

              

تماشاگر بودن به چه معناست؟

تماشاگر یا بازیگر بودن 2

تماشاگر در لغت نامه دهخدا به معنای نظاره گر

و بیننده معنی شده است.

    

تماشاگر کسی است که تنها نظاره گر، بقیه افراد

هستند که مشغول کار و تلاش و فعالیت هستند.

          

تماشا تنها تماشای فیلم نیست، تماشای بازی نیست،

تماشای تمام چیزهائی است که دَربِدَر به دنبالش

هستید(مثل سلامتی، عرفان، خانه های گرانقیمت،

ماشین های گرانقیمت و ….)

        

متأسفانه حدود ۹۹% افراد هر جامعه، تماشاگر هستند.

              

 

بازیگر بودن به چه معناست؟

تماشاگر یا بازیگر بودن 3

بازیگر در لغت نامه معین، به معنای ۱ – هنرپیشه .

۲ – بازیکن . ۳ – مجازاً نیرنگ باز، فریب کار. آورده

شده است.

          

و به ۱% افرادی اطلاق می گردد که خواستند

و به اهدافشان رسیدند

  

و از مسیر نیز لذت کافی برده، و بهای رسیدن

به خواسته را نیز پرداختند.

       

یک نکته اصلی این است که بازیگر بودن بسیار سخت است.

 

                

مقاله دنبال مروارید درون خود باشید را از

دست ندهید

              

چرا دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای

تماشاگر بودن، باید بازیگر زندگی خود باشیم؟

تماشاگر یا بازیگر بودن 5

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که عده ای،

عقیده دارند، شرایط برایشان کمی سخت تر و

متفاوت تر میگردد، گنجینه های نیروی انسانی

می بایست به جای اینکه تماشاگر باشند که ببینند

دیگران و بقول خودشان روزگار، چگونه ایام را برایشان

برنامه ریزی می نماید، خود باید دست به کار شده،

و آینده خود را بسازند.

            

در این راه باید مهارت آموخته و با تمرین، بجای اینکه

تنها تماشاگر، باشند، خود به یک بازیگر ماهر و قهار

تبدیل گردند که بقیه آرزوی دیدن بازی زندگی این

فرهیختگان را داشته باشند.

                

 

 

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بازیگر زندگی خود باشیم؟

سالمند 18

همانگونه که می دانید، هر فردی با یک اثر انگشت

متفاوت به دنیا آمده که در کل دنیا، بی نظیر و

تک است. و باز هم بد نیست که بدانیم که هر

شخصی، استعداد خاصی نیز دارد، که آنهم در

کل دنیا بی نظیر است و مقرر است که هر کدام

از ما، آن استعداد را یافته و در آن استعداد، تک و

منحصر به فرد گردیم.

            

همانگونه که میدانید هر بازیگری با خصلتی معروف

و شناسائی می گردد:

            

هر بازیگر، با چیزی معروف می شود:

نیوتن با نگاه متفاوتش شناخته می شود

رونالدو با فوتبال شناخته می شود

حافظ با اشعارش شناخته می شود

شجریان با صدایش شناخته می شود

شما با چه چیزی شناخته می شوید؟

               

راه کارهای رسیدن به بازیگری در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

تماشاگر یا بازیگر بودن 4

در ابتدا باید از قبول چیزهائی که ندارید، و

پذیرفته اید، سرباز زنید.

           

چرا قبول می کنید که سلامتی ندارید؟

       

چرا قبول می کنید که عرفان ندارید؟

       

چرا قبول می کنید، آن خانه/خودرو/… را ندارید؟

             

چون قبول کردید، که آن چیز را ندارید، به آن دست

نخواهید یافت و خود را مستحق آن نمی دانید.

              

لکن اگر نداشتن ها را قبول نداشته و بجای آن

داشتن ها را باور داشتید، و باور داشته باشید که

سلامتی را دارید، هر چند که شاید در بعضی از

اعضاء، مسائلی وجود دارد، لکن هنوز سلامتی

هست. پس باورش داشته باشید و شروع به

تغییر شرایط به سود خود نمائید.

        

شما باید بتوانید از مغزتان که تنها وظیفه اش

سلامتی و نگهداری شما است، به خوبی استفاده

نمائید، زیرا که مغز شما کاملاً هوشمند است.

         

هر که بتواند آگاهی خود را بالاتر ببرد، به خوبی

می تواند از توانائی های خود بهینه تر استفاده نماید.

  

پس تا میتوانید نسبت به کسب مهارت استفاده از

تمام امکانات خود اقدام نموده و داشته هایتان را

بیشتر از نداشته هایتان قبول داشته باشید.

       

و برای رسیدن به هر هدفی، حتماً بهای آن را نیز

پرداخت نمائید.

         

بها، لزوماً وجه نقد، نیست، زمان، وقت، امکانات

و … را نیز بعنوان بهاء هر هدفی می توان در نظر گرفت.

           

              

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

          

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.