نوشته‌ها

عشق باز 2

عشق باز بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

عشق باز 1

در یکی از برنامه های کوهنوردی با یکی از پیشکسوتان(بازنشستگان)

مواجه شدم و بعد از گپی که با ایشان داشتم، زمانی که میخواستم عکسی

از ایشان بگیرم، علت را پرسید.

 

وقتی به ایشان گفتم که عکس را برای کسانی می خواهم که فکر می کنند

پیشکسوتی(بازنشستگی) یعنی در خانه نشستن و هیچ اقدامی نکردن، 

این پیشکسوت(بازنشسته) کاملاً سرحال و قبراق، بعد از دادن اجازه عکس،

به من گفت، که این عکسها فایده ندارد، و فرد باید خودش عشق باز باشد.

           

گفت که فرد اول باید عشق باز خدا باشد، و سپس عشق باز طبیعت تا

بداند که سلامتی چیست و چطوری باید از این نعمت خدادادی، استفاده بهینه

و مطلوب را ببریم.

      

در این مقاله بر آنیم که بدانیم عشق باز بودن یعنی چه؟

        

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

             

و چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز بود؟

        

با ما همراه باشید.

 

پیشنهاد می شود، مقاله جوان بودن قلب را نیز مطالعه فرمائید.

  

معنای واقعی عشق:    

عشق باز 3

در پروازهای شوم ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ که همگی منجر به نابودی

سرنشینان آن شد، کارشناسان با بررسی مکالمات تلفنی آخر سرنشینان

بد اقبال آن پروازها که با اقوام خود صورت گرفته بود، به نتیجه جالب

و قابل تأملی دست یافتند.

           

مسافران در آن لحظات هراس، با افرادی تماس گرفتند که به راستی

عاشق شان بودند، تا دگر بار خاطرات عاشقانه شان را تجدید کرده و

واپسین واژه های عاشقانه را به یکدیگر تقدیم کنند.

       

موضوع هیچ یک از این مکالمات تلفنی پیرامون کارهای شرکت و

یا وضعیت سهام بورس و … نبود.

       

زیرا کلامی که مبتنی بر عشق و احساسات نباشد، به ذهن مسافرانی

که خود را در آستانه مرگ می دیدند هرگز خطور نمی کرد و در آن

لحظات پایانی، با ارزش ترین اولویت ذهنی آنان، همانا سپری کردن

واپسین دقایق زندگی شان با عشق و محبت بود.

         

 

 

عشق باز کیست؟

عشق باز 2

معنی عشق در ویکی پدیا عبارت است از عشق لذّتی مثبت است که

موضوع آن زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاقه‌ای لطیف و

یا جاذبه‌ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد اما

محدودیت در فکر و عملکرد دارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیرقابل

تصور ظهور کند

     

همچنین برخی نشانه ها می تواند به شما اثبات کند که عاشق طرف

مقابل هستید و او هم به همان اندازه، شما را دوست دارد. نشانه های

عشق واقعی عبارتند از:

          

  • به سمت هم کشیده می شوید
  • با هم بودن خوش میگذرونید
  • همیشه برای هم حاضرید
  • منتظر موقعیت می مانید.
  • اعتماد به نفس دارید.

        

پندار و کرداری که در مسیر عشق حرکت نمی کند، مانع از رسیدن

ما به اصل وجودی مان باشد.

        

آگاه باشیم که همه ما از سرچشمه عشق خالص و ناب به این گیتی قدم

نهاده ایم. و باید بدانیم که چطوری می توان همچنان به آن سرچشمه

متصل بود، و عشق باز با خدا و طبیعت بود.

   

                            

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

عشق باز 7

وقتی ما بتوانیم در دوران پییشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم و

عشق باز خداوند متعال باشیم، دیگر هیچ طوفانی نمی تواند کوچکترین

خللی و ناراحتی به ما وارد نماید و زندگی سالم و با آسایش ما را لطمه دار

نماید و اگر بتوانیم عشق باز طبیعت باشیم، می توانیم از تک تک

نعمتهائی که خداوند برای رفاه و آسایش ما فراهم نموده استفاده نمائیم.

     

عشق باز طبیعت بودن، یعنی استفاده کامل و بهینه از تمام وجود خودمان.

استفاده کامل و بهینه از تمام فضائی که خداوند برای ما خلق نموده است.

استفاده کامل و بهینه و ارتباط با تمام افرادی که در اطراف ما وجود دارند.

                   

مقاله ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

          

            

 

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

عشق باز 5

این هم مثل بسیاری از موارد دیگر که به راحتی، لکن با تمرین و

استمرار می تواند ما را از یک فرد خواب آلود و ساکن، به یک

پیشکسوت(بازنشسته) مفید، سالم و با نشاط هدایت نماید، بسیار

ساده و روان می نماید.

                

همانگونه که در مقاله ارتباط با خود مطرح نمودم، ابتدا شما می باید،

ارتباط خوبی با خودتان که بیشترین مدت را با آن می گذرانید، داشته باشید.

        

در مرحله دوم، ارتباط با محیط است، که بتوانیم به درستی ارتباط خوب

و بهره وری با محیط اطراف داشته باشیم و از تک تک موارد در هر زمان

و هر موقعیتی در جهت بهینه نمودن زندگی خود استفاده نمائیم.

عشق باز 4             

در مرحله سوم، ارتباط با خدای مهربان است، که می توانیم با بالابردن

معنویت خود، ارتباط خوبی با معبودمان که با خلق ما، خودش را تحسین

نموده است، داشته باشیم. وقتی بتوانیم ارتباط خوبی با معبود داشته باشیم،

استرس ها و ناراحتی ها که مبدأ پیدایش بسیاری از بیماریها می باشد،

از وجود ما خارج می گردد.

              

در مرحله چهارم نیز ارتباط خوبی با اطرافیان پیدا نمائیم تا بتوانیم با

ارتباطات قوی با اطرافیان زندگی، شاد، با نشاط و سلامتی را برای

خود و اطرافیان خود تهیه نمائیم.

 

                

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

              

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

 

افسردگی 6

افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) – قسمت دوم

امیدوارم که مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

قسمت اول را مطالعه نموده باشید.

  افسردگی 7                     

حال که متوجه شدیم افسردگی چیست، به راههای مبارزه

و مقابله با این بیماری می پردازیم.

                   

 

چطور افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

            

درمان نمائیم؟

افسردگی 6

برای درمان این بیماری روشهای دارویی و درمانهای

غیر دارویی نظیر ورزش,تغییر روش کار وزندگی و…

وجود دارد.

                 

لکن نگارنده در وضعیت های حاد و بحرانی پیشنهاد می نماید

که به سراغ مراجعه به پزشک و استفاده از روشهای داروئی بروید.

         

به قول استاد سلیمی، می فرمود: بدن ما، خود یک کارخانه

تولید دارو است، فقط باید بدانیم به چه وسیله ای داروهائی لازم

را تهیه و در دسترس داشته باشیم.

                         

اصول اصلی مقابله با افسردگی:           

به خاطر همین اصل، موارد ذیل را به اختصار بیان می نمائیم:

              

       مهربان بودن با خود: اگر مقاله انرژی را مطالعه نموده
باشید، متوجه خواهید شد که با افسردگی، انرژی خود را به
پائین ترین حد خود می رسانید و در صورتی که انرژی شما
کاهش یابد، مغز  از انجام فعالیت هائی که تا کنون انجام
می داده اید، جلوگیری می نماید.

                     

       تعیین هدف های کوچکتر: برای خود هدف های دشوار
در نظر نگیرید و کارهای مهم را به مراحل کوچک تر تقسیم
کنید. و آنچه را که در توان دارید انجام دهید.

 

 

                             

       عدم سرزنش خود: به هیچ عنوان خود را به خاطر
اینکه نمی توانید پیشرفت بیشتری داشته باشید، سرزنش ننمائید.
و از به وجود آوردن تغییرات بزرگ در زندگی خود، پرهیز
نمائید، زیرا اکنون زمان این کارها نیست. یادتان باشد که
افسردگی، قضاوت شما را مختل می کند.

 

                       

       شناسائی موقعیت ها و رفتارهای استرس زا: سعی کنید
موقعیت ها یا رفتارهایی را که بیشترین استرس را به وجود
می آورند، شناسایی کنید و برای اجتناب از این موقعیت ها یا
تغییر دادن این رفتارها به دنبال راه های ویژه ای باشید. مثلاً
اگر می دانید که همیشه به سر کار یا قرارهای مهم  دیر
می رسید و این کار، استرس قابل توجهی ایجاد می کند،
محتاطانه تصمیم بگیرید تا بتوانید زودتر از وقت تعیین شده،
به سر کار یا قرارها برسید.

      افسردگی                           

 

       ورزش منظم: یکی از اصولی که خیلی سریع می تواند
بر روی افسردگی اثر مستقیم بگذارد، ورزش است. سی دقیقه
تمرین و نرمش بدنی برای حداقل سه روز در هفته می تواند در
عرض چند هفته، حال شما را بسیار بهبود بخشد. تمرین بدنی
از استرس می کاهد، تنش های ماهیچه ای را از بین می برد و
اغلب، روحیه شما را تقویت می کند. پزشکان بر این باورند که
ورزش، گردش خون را بهبود می بخشد و ذخیره اکسیژن مغز
را افزایش می دهد. به علاوه، ورزش، باعث آزاد شدن مواد
شیمیایی به نام اندروفین ها و آنکفالین ها می شود، که داروی
ضد افسردگی طبیعی هستند.

 

                                             

       منظم باشید: یک روش منظم متناسب با خود پیدا کنید
و تا آن جا که می توانید به آن پایبند باشید. هر روز، سر ساعت
معین بیدار شوید و سر ساعت معین، غذا بخورید و شب، زود
به رخت خواب بروید تا خواب شبانه خوبی داشته باشید.

 


بسیاری از کسانی که بیماری افسردگی بویژه افسردگی دو
قطبی دارند وقتی به اندازه کافی نمی خوابند حالشان بدتر
می شود. پیروی از یک روش منظم می تواند ساعت زیستی
(طبیعی) شما را که اغلب به هنگام افسردگی مختل می شود،
دوباره منظم کند.

                 

طبیعت هر فردی متفاوت از دیگری است و قوای بدنی او
طوری طراحی شده است که در زمان خاصّی خسته و در
زمان خاصّی گرسنه می شود و حتّی آمادگی ذهنی او برای
مطالعه و تفریح هم محدود به اوقات خاصّی از شبانه روز است.
این برنامه طبیعی را ساعت زیستی (بیولوژیک) می نامند که
باید آن را شناخت و خود را با آن تنظیم نمود.

 

                       

                                            

       جمع آوری اطلاعات: هرچه راجع به افسردگی، اطلاعات
بیشتری به دست آورید، کنترل آن نیز راحت تر خواهد بود.
اطلاعات موجب می شود که بیماری، کمتر مرموز و ترسناک
به نظر برسد.

                                       

       خودداری از مصرف مواد مخدر: مصرف مواد مخدر
مانند سیگار و سایر مواد و مشروبات، نه تنها افسردگی شما را
کاهش نمی دهند، بلکه مدت زمان درمانتان را نیز افزایش می دهند.

 

                      

       آگاهی کامل از افکار خود: وقتی افسرده هستید به افکار
خود توجه کنید، بدون آن که در مورد آنها قضاوت کنید یا در
مورد صحّت آنها نگران باشید. آیا شما به طور دائم، خود را
دست کم می گیرید؟ راجع به اشتباهتان با ناراحتی صحبت
می کنید؟ یا تصوّر می کنید که مصیبت و گرفتاری در کمین
شماست؟ آگاه شدن از این گونه افکار می تواند از میزان تحریف
فکر (که به طور کلی، حاصل افسردگی است) بکاهد.

 

                                         

       ارتباط با دیگران: در زمان افسردگی، احتمالاً هرگونه
تماس با دیگران را به عمدْ قطع می کنید. اگر برای مدت
طولانی ای تنها باشید و با مشکلات خود، مشغله ذهنی داشته
باشید، ناراحتی شما تداوم خواهد یافت. در کنار دیگران بودن،
توجه شما را از افسردگی منحرف می کند. برای انجام دادن
کارهای لذت بخش حتما از افراد دیگر نیز دعوت کنید. رفتن
دسته جمعی به سینما، تئاتر، ورزشگاه، کنسرت موسیقی، شنا،
سوارکاری و… لذت بیشتری به شما می دهد. ارتباط با اعضای
خانواده و دوستان صمیمی به عنوان گروه های حمایتگر که
شما را درک می کنند، تأثیر به سزایی بر درمان افسردگی
می گذارد.

 

 

                                      

       فرصت به خود: افسردگی، بیماری سختی است که
یک شبه خوب نمی شود. یادتان باشد که بهبود یافتن افسردگی
قاعده است نه استثنا . به خود اطمینان بدهید که بهبود در راه است.

 

                                         

       رفتن به مجتمع آموزشگاه معلولان: تعدادی از
مجتمع های آموزشی معلولان جسمی و حرکتی هستند که به
نظر نگارنده، می تواند، داروی اورژانسی برای کلیه کسانی
باشد که احساس می کنند در زندگی به آخر خط رسیده اند و
تمام مسیرها برای آنها مسدود شده است.

با رفتن به این مکان های مقدس، می توان افرادی را یافت

که فعل نتوانستن، را به توانستن و نگذاشتن را به انجام دادن

معنی کرده اند.

          

           

                             پیشنهاد می شود، مقاله آلزایمر و راههای مقابله با آن را نیز مطالعه فرمائید

توصیه هایی به اطرافیان

رابطه با دیگران

همانگونه که در خصوص بیماران آلزایمری نیاز است که

اطرافیان، نیز مراقبت های خاصی را مدنظر قرار دهند،

در این جا نیز لازم است، توصیه هائی به اطرافیان فرد

افسرده ارائه شود:

                  

الف ـ فرد را برای درخواست کمک تشویق کنید.

               

ب ـ فراهم آوردن حمایت عاطفی (ابراز محبّت، درک،

صبوری، تشویق و قوّت قلب دادن).

               

ج ـ مراقبت از خود و خانواده: زندگی با یک فرد افسرده،

دشوار است. احتمال دارد عضو بیمار خانواده، حرف های

نیش دار و ناراحت کننده ای بزند و از شما انتظارات بیش

از حد داشته باشد. لذا عصبانی نشوید و تحمّل کنید.

                    

د ـ تشویق به بستری شدن بیمار در صورت احتیاج به

بستری شدن.

               

به امید آن روز که تمام اختلالات روانی، مخصوصاً در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) درمان شوند و انسان های

کره زمین، شاد، با نشاط و با صمیمیّت در کنار هم زندگی کنند.

               

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.