نوشته‌ها

عشق باز 2

عشق باز بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

عشق باز 1

در یکی از برنامه های کوهنوردی با یکی از پیشکسوتان(بازنشستگان)

مواجه شدم و بعد از گپی که با ایشان داشتم، زمانی که میخواستم عکسی

از ایشان بگیرم، علت را پرسید.

 

وقتی به ایشان گفتم که عکس را برای کسانی می خواهم که فکر می کنند

پیشکسوتی(بازنشستگی) یعنی در خانه نشستن و هیچ اقدامی نکردن، 

این پیشکسوت(بازنشسته) کاملاً سرحال و قبراق، بعد از دادن اجازه عکس،

به من گفت، که این عکسها فایده ندارد، و فرد باید خودش عشق باز باشد.

           

گفت که فرد اول باید عشق باز خدا باشد، و سپس عشق باز طبیعت تا

بداند که سلامتی چیست و چطوری باید از این نعمت خدادادی، استفاده بهینه

و مطلوب را ببریم.

      

در این مقاله بر آنیم که بدانیم عشق باز بودن یعنی چه؟

        

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

             

و چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز بود؟

        

با ما همراه باشید.

 

پیشنهاد می شود، مقاله جوان بودن قلب را نیز مطالعه فرمائید.

  

معنای واقعی عشق:    

عشق باز 3

در پروازهای شوم ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ که همگی منجر به نابودی

سرنشینان آن شد، کارشناسان با بررسی مکالمات تلفنی آخر سرنشینان

بد اقبال آن پروازها که با اقوام خود صورت گرفته بود، به نتیجه جالب

و قابل تأملی دست یافتند.

           

مسافران در آن لحظات هراس، با افرادی تماس گرفتند که به راستی

عاشق شان بودند، تا دگر بار خاطرات عاشقانه شان را تجدید کرده و

واپسین واژه های عاشقانه را به یکدیگر تقدیم کنند.

       

موضوع هیچ یک از این مکالمات تلفنی پیرامون کارهای شرکت و

یا وضعیت سهام بورس و … نبود.

       

زیرا کلامی که مبتنی بر عشق و احساسات نباشد، به ذهن مسافرانی

که خود را در آستانه مرگ می دیدند هرگز خطور نمی کرد و در آن

لحظات پایانی، با ارزش ترین اولویت ذهنی آنان، همانا سپری کردن

واپسین دقایق زندگی شان با عشق و محبت بود.

         

 

 

عشق باز کیست؟

عشق باز 2

معنی عشق در ویکی پدیا عبارت است از عشق لذّتی مثبت است که

موضوع آن زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاقه‌ای لطیف و

یا جاذبه‌ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد اما

محدودیت در فکر و عملکرد دارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیرقابل

تصور ظهور کند

     

همچنین برخی نشانه ها می تواند به شما اثبات کند که عاشق طرف

مقابل هستید و او هم به همان اندازه، شما را دوست دارد. نشانه های

عشق واقعی عبارتند از:

          

  • به سمت هم کشیده می شوید
  • با هم بودن خوش میگذرونید
  • همیشه برای هم حاضرید
  • منتظر موقعیت می مانید.
  • اعتماد به نفس دارید.

        

پندار و کرداری که در مسیر عشق حرکت نمی کند، مانع از رسیدن

ما به اصل وجودی مان باشد.

        

آگاه باشیم که همه ما از سرچشمه عشق خالص و ناب به این گیتی قدم

نهاده ایم. و باید بدانیم که چطوری می توان همچنان به آن سرچشمه

متصل بود، و عشق باز با خدا و طبیعت بود.

   

                            

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

عشق باز 7

وقتی ما بتوانیم در دوران پییشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم و

عشق باز خداوند متعال باشیم، دیگر هیچ طوفانی نمی تواند کوچکترین

خللی و ناراحتی به ما وارد نماید و زندگی سالم و با آسایش ما را لطمه دار

نماید و اگر بتوانیم عشق باز طبیعت باشیم، می توانیم از تک تک

نعمتهائی که خداوند برای رفاه و آسایش ما فراهم نموده استفاده نمائیم.

     

عشق باز طبیعت بودن، یعنی استفاده کامل و بهینه از تمام وجود خودمان.

استفاده کامل و بهینه از تمام فضائی که خداوند برای ما خلق نموده است.

استفاده کامل و بهینه و ارتباط با تمام افرادی که در اطراف ما وجود دارند.

                   

مقاله ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

          

            

 

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

عشق باز 5

این هم مثل بسیاری از موارد دیگر که به راحتی، لکن با تمرین و

استمرار می تواند ما را از یک فرد خواب آلود و ساکن، به یک

پیشکسوت(بازنشسته) مفید، سالم و با نشاط هدایت نماید، بسیار

ساده و روان می نماید.

                

همانگونه که در مقاله ارتباط با خود مطرح نمودم، ابتدا شما می باید،

ارتباط خوبی با خودتان که بیشترین مدت را با آن می گذرانید، داشته باشید.

        

در مرحله دوم، ارتباط با محیط است، که بتوانیم به درستی ارتباط خوب

و بهره وری با محیط اطراف داشته باشیم و از تک تک موارد در هر زمان

و هر موقعیتی در جهت بهینه نمودن زندگی خود استفاده نمائیم.

عشق باز 4             

در مرحله سوم، ارتباط با خدای مهربان است، که می توانیم با بالابردن

معنویت خود، ارتباط خوبی با معبودمان که با خلق ما، خودش را تحسین

نموده است، داشته باشیم. وقتی بتوانیم ارتباط خوبی با معبود داشته باشیم،

استرس ها و ناراحتی ها که مبدأ پیدایش بسیاری از بیماریها می باشد،

از وجود ما خارج می گردد.

              

در مرحله چهارم نیز ارتباط خوبی با اطرافیان پیدا نمائیم تا بتوانیم با

ارتباطات قوی با اطرافیان زندگی، شاد، با نشاط و سلامتی را برای

خود و اطرافیان خود تهیه نمائیم.

 

                

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

              

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

 

ارتباط با خانواده 2 4

هفت گام برای ارتباط خوب با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ارتباط با خانواده 2 1

 

اگر مقاله ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

مطالعه نموده باشید، از اهمیت ارتباط با خانواده در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) با اطلاع شدیم، اینکه چگونه باید این

ارتباط خوب و سازنده را برقرار نمود، خود یکی از مسائلی

است که هر یک از افراد گنجینه نیروی انسانی باید به آن آگاه باشند:

          

کسب این مهارت مهم و ضروری در زندگی اجتماعی خیلی

مشکل نیست. فقط باید بخواهید و تمرین کنید.

در این نوشتار ما به هفت گام اساسی برای یادگیری این

مهارت اشاره می کنیم.

            

مقاله ارتباط با خود در دوران پیشکسوتی

            

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

 

گام اول: گوش دادن:

           

 درحالی که به نظر می‌رسد گوش دادن به دیگران بسیار ساده است،

اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستی به ‌کار ببندد

ارتباط دچار مشکل می شود.

           

 به خاطر داشته باشید تا زمانی که شما به جای تمرکز و دقت در

سخنان دیگران به افکار درونی خود گوش می دهید، قادر نخواهید

بود شنونده خوبی باشید.

                 

 

گام دوم: صریح و صادق بودن:

          

 صراحت و صادق بودن فرایندی است که در ارتباطات انسانی به

شکل نامحسوس اما بسیار موثر نقش بازی می کند.

تاکید میشود این فرآیند قابل دیدن یا شنیدن نمی باشد.

بلکه دو طرف درگیر ارتباط، آن را حس می کنند.

                

اگر ارتباطی فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شک، یا قطع

خواهد شد و یا به شکل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه می یابد.

اگر نتوانیم یا نخواهیم منظور خود را با صراحت بیان نماییم

طرف مقابل به اشتباه می افتد و به حدس و گمان متوسل می شود

و از واقعیت دور می گردد.

ارتباط با خانواده 2 2

 

گام سوم: همدلی و همدردی

             

 اغلب ما زمانی که با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم همواره افکار،

آرزوها ، تمایلات، نگرانیها و ترسهای خود را آشکار می سازیم.

بدین جهت نیاز داریم که دیگران اولا” درک درستی از ما داشته باشند

و ثانیا” با ما در زمینه نگرانیها، ترسها و مشکلاتمان همدلی و

همدردی کنند. همدردی تلاشی است برای درک و فهم نیازی ذهنی

طرف مقابل. برای همدلی باید بتوانیم خود را جای دیگران بگذاریم

و از دریچه چشم آنها نگاه و احساس کنیم. در همدلی شما می توانید

سخن طرف مقابل را تکرار کنید تا بداند که شما منظور او را دریافته اید.

               

 

گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل

            

 ما اغلب در ارتباطات خود با دیگران درصدد ارزیابی آنها برمی آییم

و گاه فکر می کنیم یا باید نظرات و احساسات آنها را رد کنیم و یا به

نوعی (مستقیم و غیرمستقیم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها

تحمیل نماییم. ارتباطاتی که بر پایه این روش شکل می گیرد

غالبا” تداوم نمی یابد و هر دو طرف درگیر در ارتباط را دچار

مشکل می سازد.

               

در نظر گرفتن این نکته که اغلب مردم مانند ما فکر نمی کنند،

احساس نمی کنند و به روش خود به دنیا نگاه می کنند بسیار اساسی است.

ارتباط با خانواده 2 3

 

گام پنجم: مخالفت نمودن به شیوه مناسب

             

 اگر بتوانیم بپذیریم که دیگران مانند ما نیستند آن وقت می توانیم

به شیوه مناسب با نظرات و عقاید آنها که به نظر ما صحیح نیستند

مخالفت کنیم.

           

به عبارت دیگر بدون بحث و جدل مخرب که غالبا” همراه با بلند

کردن صدا، داد و فریاد، خشم و غضب است می توانیم به نتیجه

مناسب دست یابیم. یکی از مناسب‌ترین شیوه‌ها برای مخالفت کردن

با نظرات و عقاید دیگران روش خلع سلاح است. در این روش،

فرد در سخنان طرف مقابل حقیقتی را پیدا می کند (حتی اگر با

مجموعه سخنان او موافق نیست) و سپس در مقام موافقت و تایید

آن حرف می زند.. این روش بر طرف مقابل تاثیر آرام بخش

عجیبی می گذارد.

   

ممکن است روش خلع سلاح را نپذیرد ولی جدل، بی فایده و

همیشه بی سرانجام است، با این شیوه در واقع شما پیروز از

بحث خارج می شوید و طرف مقابل نیز احساس پیروزی می کند

و با آمادگی بیشتری به حرفهای شما گوش می دهد.

              

 

گام ششم: خودشناسی و افزایش آگاهی

           

 شناسایی دنیای ذهنی دیگران، همدلی و همدردی کردن با آنها و

یا به نتیجه رسیدن بحثهای ما با دیگران نیازمند خوشناسی و تلاشی

برای افزایش اطلاعات و آگاهیهای خود جهت شناسایی دیگران و

محیط زندگی است.

              

آگاهی از نقاط قوت و ضعف، ترسها، امیال،‌ آرزوها و نیازهای خود

و پذیرش صادقانه آنها، کمک می کند ویژگیها و وخصوصیات دیگران

را واقع بینانه‌تر ببینیم و آنها را بپذیریم.

              

در خودشناسی پاسخ دادن به سئوالاتی نظیر پرسشهای زیرکمک کننده است:

           

-دوست دارم دوستان و افرادی که با آنها ارتباط نزدیک دارم چه ویژگیهایی

داشته باشند؟

         

-آیا می توانم رابطه صمیمانه و بدون قید و شرط را با دیگران برقرار نمایم؟

-از درگیر شدن در یک رابطه دوستانه چقدر لذت میبرم؟

-میزان تعهد من در ارتباطات اجتماعی چقدر است؟

-در مواقع ضروری چقدر می توانم به دوستانم کمک کنم؟

-آیا در دوستی و ارتباط با دیگران پیش قدم می شوم؟

-زمانی که مسئله یا مشکلی در ارتباط با دیگران پیدا می کنم چگونه عمل می کنم؟

-آیا انتظارات من از دیگران واقع بینانه است؟

     

 باید به خاطر داشت خوشناسی و افزایش آگاهی مستلزم صرف وقت،

صبوری و تلاشی در جهت تغییر ویژگیهای منفی خود است.

علاوه بر عوامل فوق کمک گرفتن از افراد متخصص نظیر روانشناسان

و مشاوران نیز ضروری است.

ارتباط با خانواده 2 4

 

گام هفتم: شناسایی افکار تحریف شده

                

 اکثر ما در ارتباط با دیگران در چارچوب افکار خود و احساسات از

پیش تعیین شده و کلیشه‌ای خود رفتار می کنیم. در بسیاری از این افکار،

تصویر صحیحی از واقعیتها موجود نمی باشد. بدین معنی که ما در

فرآیند پردازش اطلاعاتی که نسبت به دیگران داریم دستخوش خطای

شناختی می شویم. برای روشن‌تر شدن مطلب مثالی بیان می کنیم:

   

آیا تاکنون برای شما پیش آمده است که سایه یک شیء مثل یک تکه

چوب باریک و بلند یا ریسمانی را روی دیوار به شکل مار ببینید؟

مطمئنا” همه ما در طول زندگی بارها تجربیاتی از این دست داشته‌ایم

به این قبیل تجربیات در علم روانشناسی احساس و ادراک، (خطای حسی)

گفته میشود.

          

سیستم شناختی ما نیز بعضاً دچار خطا و تحریف میشود.

این خطاها را روانشناسان شناختی (تحریف شناختی یا خطای شناختی)

می نامند. تحریفهای شناختی مثل آینه و یا دوربینی هستند که اشکال

را به همان گونه که هستند بازنمایی نمی‌کنند، بلکه شکلهای عجیب

و غریب و نادرستی را نشان می دهند.

             

تحریفهای شناختی در ارتباطات انسانی مشکلات فراوانی ایجاد می‌کنند،

لذا باید آنها را شناخت و در جهت تصحیح آنها گام برداشت.

در اینجا به برخی از مهمترین تحریفهای شناختی همراه با مثال

اشاره می کنیم.

  

مثال: یکی از همکلاسی‌ها را در دانشکده می‌بینید و سلام می کنید،

اما او جواب سلام شما را نمی دهد و بی تفاوت از کنار شما می گذرد.

      

در این حادثه: ذهنی که دچار تحریف و خطای شناختی است،

امکان دارد به یکی از شیوه‌های زیر این رفتار را تعبیر و تفسیر نماید.

          

-او چقدر خودخواه و مغرور شده است (پیش داوری)

-حتما” من کاری کرده‌ام (شخصی سازی)

-همیشه دیگران را نادیده می گیرد (تعمیم مبالغه آمیز)

-رابطه‌ام را باید با او قطع کنم (نتیجه گیری و یا تصمیم گیری شتابزده)

                

همانطور که می بینید، هر کدام از شیوه‌های مذکور به نوعی منجر

به قطع یا مخدوش شدن ارتباط ما با دیگران میشود، در حالی که شاید

مسئله اساسی، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحیح و مبتنی بر

واقعیت باشد، که باعث بوجود آمدن این مسئله شده است.

          

باید به خاطر داشت زیر بنای تحریفهای شناختی باورهای غیرمنطقی

است. برای شناسایی این دسته باورها و مبارزه با تحریفهای شناختی

علاوه بر آگاهی، کمک گرفتن از افراد متخصص نظیر روانشناسان

بسیار کمک کننده است.

 

سعی می کنیم این گامها را به خاطر بسپاریم، آنها را به کار بندیم تا

بتوانیم روابط اجتماعی موثر و مستحکم تری با دیگران برقرار کنیم.

            

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

        

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

احترام به خانواده 4

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

احترام به خانواده 1

 

مثل همیشه ساعت ۵ صبح از خواب بیدار شده و پس از ادای نماز

و خواندن دعا برای سلامتی فرزندان و خانواده، لباس خود را پوشیده

و از منزل بیرون میرود.

        

در سر راه چندین دور در پارک کنار خانه، پیاده روی نموده و سپس

برای خرید نان به سراغ نانوائی رفته و یک عدد نان از نانوائی گرفته

و با خود به منزل می آورد.

             

سپس بدون اینکه مزاحمت برای افراد خانه ایجاد نماید، سماور را روشن

و سعی در آماده نمودن صبحانه می نماید. و در زمانی که آب جوش آمده

و به قل قل افتاده است، چای را دم نموده و بوی چای دم کرده، در خانه به

مشام میرسد.

        

آنگاه افراد خانه را به آرامی بیدار نموده و به سفره صبحانه دعوت می نماید.

و با خانواده، صبحانه ای را صرف می نمایند.

             

پس از صبحانه، دیگر حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را دریافت نموده

و دیگر پس از این کار، برنامه دیگری ندارد.

           

و باید خود را تا شب سرگرم نماید. اما چه سرگرمی، مشغول

سرک کشیدن در کارهای اهل خانه میشود.

         

و چون هیچ فردی حاضر نیست، فرد دیگری، حتی والدین در کار آنها،

سرک بکشند، کم کم مشکلات و مسائل فیمابین به وجود می آید.

                            

قصه عزیزان پیشکسوت(بازنشسته):    

احترام به خانواده 4  

این قصه اکثر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) است که بعد از دریافت حکم،

بعد از صبحانه دیگر برنامه ای برای اوقات خود و گذراندن این ثانیه های

ارزشمند عمر خود، ندارند.

           

همانگونه که در کتاب الهی پیر شی به صورت کامل بیان نمودم،

حال اگر این فرد از پیشکسوتان(بازنشستگان) خانم باشند که مشخص

است، کارهای خانه، ادامه این قصه را شامل می شود.(البته اگر

هنوز فرزندان در خانه باشند، و این خانم پیشکسوت، خود را ندید

نگرفته باشد).

                 

و اگر این عزیز از پیشکسوتان(بازنشستگان) آقا باشد و برای خود

برنامه ای نداشته باشد، و بخواهد در خانه بماند، این مشکل و مسأله

کاملاً آشکار شده و خود را نمایان می سازد.

             

بعضی از گنجینه های نیروی انسانی نیز هستند که متأسفانه راه دیگری

را برای گذراندن اوقات خود، انتخاب می نمایند و آن هم رفتن به پارک

و صحبت با دیگر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ای است که در پارک

گرد هم جمع شده اند.

         

چرا عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نمی توانند با خانواده ارتباط برقرار نمایند؟

چرا با مداخله در کار افراد خانواده، ارتباط با آنان را دچار اختلال می نمایند؟

ما در این مقاله سعی داریم این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

      

پیشنهاد می شود، مقاله اولین سطح ارتباطات در دوران پیشکسوتی

           

(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

 

                             

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ارتباط با خانواده 3

در جوامع انسانی، خانواده به گروهی از افراد گفته می‌شود که با

یکدیگر از طریق هم‌خونی، تمایل سببی، و یا مکان زندگی مشترک

وابستگی دارند.

          

ارتباط به معنی انتقال اطلاعات از یک فرد به فرد دیگر است.

ارتباط فرآیندی است که طی آن افکار، عقایـد و احساسات یک فرد

به فرد دیگر منتقل می شود ارتباط فرآیندی است آگاهانه یا ناآگاهانه،

خواسته یا ناخواسته که از طریق آن احساسات و نظرات به شکل

پیامهای کلامی و غیر کلامی بیان، ارســال، دریافت و ادراک می شوند.

              

بنا به تعریفی دیگر ارتباط فرآیند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده

به شرط این که ذهنیات مورد نظر فرستنده به گیرنده پیام انتقال یابد

و بالعکس می باشد.بیشتر مردم حدود ۷۵ در صد زمان بیداری خود

را صرف برقراری ارتباط ، تبادل اطلاعات، افکار و عقاید با

دیگران می نمایند.

                             

ارتباط چیست؟ 

                      

ارتباط، فرآیندی پویاست یعنی پدیده‌ای که کیفیت و کمیت آن متغیر

است ولی در مسیر زمان همیشه جریان دارد و نمی‌توان برای آن

آغاز یا پایانی متصور شد. ارتباط، امری اجتناب ناپذیر است و

همه اجزای جهان خواسته یا ناخواسته با یکدیگر ارتباط برقرار

می‌کنند ارتباط مهمی است.

                 

 

 ارتباط حتی در سکوت و میان اجزای بی ‌جان نیز وجود دارد.

همه اجزای پیرامون ما با ما در ارتباط‌ اند و پیام‌هایی را به ما

منتقل می‌کنند زیرا بدون انتقال اطلاعات زندگی دشوار می‌شود.

ضعف در مهارت های اجتماعی منشا بسیاری از آسیب ها،

از جمله ترک تحصیل، کم سوادی، فقدان موفقیت تحصیلی،

خشونت، بزهکاری و اعتیاد است.

             

در حقیقت در مهارت برقراری رابطه موثر می خواهیم شیوه

صحیح یک ارتباط کلامی و غیرکلامی را بیاموزیم تا بتوانیم

نظرها، عقاید، خواسته ها، نیازهای خود را اعلام نمائیم.

      

حال این ارتباط در داخل خانواده و با افراد خانواده انجام شود،

ارتباط خانوادگی نامگذاری می شود.

        

 

مقاله ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

                

چرا ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از

اهمیت برخوردار است؟

احترام به خانواده 2

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که افراد بیشتر در خانه هستند

و ارتباط بیشتری مابین خانواده وجود دارد، ارتباط صحیح و درست

در بین خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا که اگر فرد

پیشکسوت(بازنشسته) نتواند ارتباط خوبی با خانواده داشته باشد،

مسلماً نخواهد توانست از احترام و جایگاه خوبی در خانواده برخودار

باشد و خانه را برای خود و خانواده محیطی غیر صمیمی می سازد.

           

به علت طولانی شدن بحث، اینکه چطوری می توان در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط خوبی با خانواده برقرار نمود

را در مقاله بعدی دنبال نمائید.

                

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

رابطه جوان و بازنشسته

جوان و ارتباط با پیشکسوتان(بازنشستگان)

 

رابطه جوان و بازنشسته

مقاله جوان و ارتباط با پیشکسوتان(بازنشستگان) را با داستانی واقعی

از یکی از تجربیات خودم، آغاز می نمایم.

در پائیز یکی از روزها که مشغول برگشت به منزل با اتوبوس بودم،

در کنار پیشکسوتی(بازنشسته ای) نشستم.

دو جوان در صندلی جلویی ما بودند پنجره اتوبوس را باز نمودند.

پیشکسوت(بازنشسته) کنارم با بیان اینکه هوا سرد است، از جوانان

درخواست نمود که پنجره را ببندد.

اما جوانان که تازه دوران جوانی خود را می گذراند، با دلخوری و

با بیان اینکه پدرجان اگر سردت است، خودت جایت را عوض کن،

از بستن پنجره، خودداری نمود.

  

پیشکسوت(بازنشسته) با عصبانیت اقدام به بیرون آوردن کیف پول از جیب

خود نمود و عکس دوران جوانی خود را که جوانی ورزشکار و تنومند بود

را به دو جوان سرمست از جوانی، نشان داد.

         

جوانان با دیدن عکس دوران جوانی پیشکسوت(بازنشسته) سر خود را به

زیر انداختند و پیشکسوت(بازنشسته) با بیان اینکه من هم زمانی جوان

بودم، لکن حرمت پیشکسوتان(بازنشستگان) و بزرگان خود را نگه

می داشتم، از آنان خواست که به درخواست وی احترام بگذارند.

آن دو جوان، بلافاصله اقدام به بستن پنجره اتوبوس نمودند.

رابطه جوان با بازنشسته_7

براستی جوانان ما باید با پیشکسوتان(بازنشستگان) چه رفتاری

داشته باشند؟

 

  

چرا فاصله بین نسل ها، در عصر حاضر، چنین مسئله دار گردیده است؟

آیا براستی، پیشکسوتان(بازنشستگان) با والدین قدیمی، متفاوت می باشند

که رفتارهای جوانان فعلی با آنان، متفاوت با گذشته می باشد؟

     

ما در این مقاله بر آنیم که به این روابط نگاهی بیندازیم و این روابط را

مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

   

پیشنهاد می شود مقاله برای جلوگیری از آلزایمر چکار


باید کرد
 را نیز مطالعه فرمائید.     

                 

پیشکسوت(بازنشسته) کیست؟

ارتباط جوان با بازنشسته

پیشکسوت(بازنشسته)، فردی است که پس از سالها تلاش و کوشش،

با کوله باری از تجربه، تخصص و مهارت سعی می نماید، مطالب خود

را به نسل های بعدی انتقال دهد، لکن در بعضی از موارد، بخاطر نداشتن

مهارت ارتباط مؤثر، نسل جوان، هیچ گوش شنوائی برای شنیدن مطالب

و تجربیات این عزیزان ندارد.

           

پیشکسوت(بازنشسته) فردی است که به خاطر گذشت زمان، تغییراتی در

جسم و روان آنها بوقوع می پیوندد و به علت عدم آشنائی با این تغییرات

و گاهی اوقات عدم برنامه ریزی مناسب برای این دوران، از لحاظ سلامتی

مشکلاتی گریبانگیر آنان شده است. اما جایگاه اصلی آنان، در خانه خودشان

است؛ جایی که عمری در آن زندگی کرده و شاهد رشد فرزندان خویش

بوده اند

              

پیشنهاد می شود مقاله ارتباط با دیگران در دوران


پیشکسوتی(بازنشستگی)
را نیز مطالعه فرمائید.          

                         

چرا جوانان در ارتباط با پیشکسوتان(بازنشستگان) باید
مواردی را رعایت نمود؟

   رابطه جوان با بازنشسته_1    

از قدیم تابلو حاوی ضرب المثل در گوشه مطب پزشکان، همیشه مرا به

فکر فرو می برد.

   رابطه جوان با بازنشسته        

 

گاهی اوقات جوانان ما، بخاطر شور و هیجانی که مستلزم این سنین است،

فکر می کنند که چون دیگر به این سن رسیده اند، خوب و بد زندگی خود

را به خوبی می شناسند و نیازی به راهنمائی و مشاوره با فردی ندارند.

         

در صورتی که هر فردی در هر سن و هر مقامی، نیاز به راهنمائی و

مشاوره دارد.

        

پس بهینه است که جوانان وضعیت پیشکسوتان(بازنشستگان) را دریابند،

زیرا که:

                

 – به احتمال خیلی زیاد، به مشاوره و راهنمائی آنان بسیار نیازمند
خواهند بود.

                            

این راهی است که در جلوی مسیر همه افراد وجود دارد، پس باید
طوری رفتار نمائیم که اگر همان طور با خود ما رفتار شد، برای
ما پسندیده باشد.

                                       

همراهان پیشکسوتان(بازنشستگان)، به ویژه نسل جوان که از نظر
جسمی و روانی فرسنگ ها با فرد پیشکسوت(بازنشسته) فاصله
دارند، باید ضمن آشنایی بیشتر با دنیای این تنومندترین گنجینه های
انسانی، از تجربه ها و جنبه های مثبت این گروه سنی در جامعه، به
ویژه در خانه، بهره گیرند تا بتوانند زندگی سرشار از آرامش برای
پیشکسوت(بازنشسته) و اندوخته های علمی و معنوی برای خویش
رقم بزنند.

     

نظامی گنجوی :

جوان گر به دانش بُوَد بی نظیر                 نیاز آیدش هم به گفتار پیر

          

و حافظ می سراید:

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند


جوانان سعادتمند ، پند پیر دانا را

  

پیشنهاد می شود مقاله راهکارهای ارتباط


پیشکسوتان(بازنشستگان) با نوه ها
را نیز


مطالعه فرمائید.   

                                        

چطوری باید ارتباط با پیشکسوتان(بازنشستگان) را به بهترین شکل

     

ممکن انجام داد؟

رابطه جوان با بازنشسته_3

به علت اینکه عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) در این دوران، با تغییراتی

در جسم و روح و روان خود مواجه می شوند، لذا ارتباط با گنجینه های

نیروی انسانی، یک هنر می باشد و کسانی که به خوبی بتوانند با این

نخبه های بی ادعا، ارتباط خوب و مناسب و درخور شأن آنان داشته

باشند و خود نیز از این ارتباط لذت ببرند، یک هنرمند می باشند،

زیرا که تعدادی از این عزیزان، حساس و بسیار زودرنج، بی صبر،

بی اطمینان، وضعیت نامناسب بخاطر ضعف و کاهش قوا،

افت سلامت جسمی و تحلیل قوای بدنی و حرکات کند و … دارند.

           

بسیاری از پیشکسوتان(بازنشستگان)، حساس و زودرنج می شوند و

ممکن است توقعی درباره خود داشته باشند که معمولاً آن را به زبان

نمی آورند، ولی خواستار آن هستند که اطرافیان، آن ها را درک کنند

و انتظار ایشان را برآورده سازند.

        

روابط اجتماعی پیشکسوتان(بازنشستگان)، به ویژه در بعد عاطفی،

دستخوش تغییرات عمده ای می گردد.

در بیشتر آنان حالت انزوا پدیدار شده و دیگر دوست ندارند با افراد

نزدیک، رابطه عاطفی داشته باشند.

     

گاهی برخی پیشکسوتان(بازنشستگان) به علت غلبه اختلالات روانی و

عاطفی، دچار نوعی بازگشت به دوران کودکی می شوند و حالت هایی

از لج بازی و مقاومت همراه با اصرار، بی نظمی در رفتار، خود مداری

و خودخواهی در آنان پدید می آید.

        

در هر صورت، باید دانست که بسیاری از این حالت ها، به علت تغییرات

طبیعی دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) است.

 

پیشنهاد می شود مقاله یادآوری خاطرات بد در دوران


پیشکسوتی(بازنشستگی)
را نیز مطالعه فرمائید.   

                      

 

حال چگونه باید با پیشکسوتان(بازنشستگان) عزیزان رفتار نمود:

رابطه جوان با بازنشسته_2

  • پیشکسوت(بازنشسته)، کودک نیست:
    پس مانند کودکان با این عزیزان رفتار نکرده و به آنان امر و نهی ننمائید.

                               

  • پیشنهاد بدهید نه دستور:
    در صورتی که توصیه ای برای این عزیزان دارید، این توصیه ها
    حتماً به شکل پیشنهاد به آنها ارائه شود، نه به شکل دستور.

                             

  • انتقال حس مفید بودن:
    هر فردی دوست دارد که این حس را داشته باشد، پس با انتقال
    این حس، مهم بودن و مفید بودن را به آنها هدیه دهید.

                      

  • در صورت وجود اختلاف بین فرزندان در دوران کودکی
    را فراموش نموده و علاوه بر بخشش آنان، از آنها مراقبت نمائید.

                     

  • مشاوره:
    در صورتی که پیشکسوت(بازنشسته) علیرغم تغییر شیوه کلامی
    و رفتاری، همچنان افسرده باقی ماند، حتماً او را نزد مشاور ببرید،
    شاید حرفهائی داشته باشد که نتواند به شما بگوید، اما بتواند
    خیلی راحت به مشاور بگوید و افسردگی اش کاهش یابد.
    زیرا افسردگی برای پیشکسوت(بازنشسته) خطرات و مسائل
    خود را در بدنبال دارد.

                          

  • زندگی والدین پیشکسوت(بازنشسته) با فرزندان:
    هرگز اجازه ندهید که والدین شمابه خانه سالمندان بروند
    بلکه آنها را در کنار خود نگهداری کنید.

                       

  • از مشکلات تندرستی وی آگاه شوید.

               

  • واضح و شمرده حرف بزنید و تماس چشمی تان را حفظ کنید.

                        

  • از جملات و سوالات واضح و دقیق استفاده کنید.

                        

  • از در هم آمیختن موضوعات و مطالب مختلف خودداری کنید.

                         

  • در صورت امکان از کمکهای بصری استفاده کنید.

                       

  • صبور باشید و لبخند بزنید.

                          

  • کاش از دوران جوانی بتوانیم با محبت به اطرافیان و خصوصاً
    فرزندانمان و ایجاد حس احترام به بزرگترها، شرایط بهتری را
    برای پیشکسوتی(بازنشستگی) خود آماده کنیم.
                            

    پیشنهاد می شود مقاله روابط در دوران پیشکسوتی


    (بازنشستگی) چگونه باید باشد
    را نیز مطالعه فرمائید.

                                                                 

تلاش کنید، پیشکسوت(بازنشسته) شما را درک خواهد کرد

رابطه جوان با بازنشسته_1

شما با شناخت فرد مورد مراقبت خود، کاشف گنجینه ای خواهید بود
که در کاهش استرس غیر ضروری شما در شروع کار، کمک می کند.

 

شما خواهید دید که ابزار مناسبی که برای برقرای ارتباط پیدا کرده اید
تا چه حد در موفقیت شما تاثیر داشته است. یک پیشکسوت(بازنشسته)
در مقابل تغییرات مقاومت خواهد کرد اما با تلاش و پیگیری، او
درک خوبی نسبت به شما خواهد داشت.

 

اگر مقاله انتخاب بزرگترین توانائی انسان است را


مطالعه ننموده اید، پیشنهاد می شود از اینجا آن را


مطالعه فرمائید.

                       

                 

اگر این مقاله برای شما مفید بود؟

آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

 

 

 

دانش ارتباط مؤثر نیز در دوران پیشکسوتی

تجربه به تنهائی کافی نیست، دانش ارتباط مؤثر نیز در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) لازم است.

تجربه به تنهائی کافی نیست، دانش نیز در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) لازم است.

در حال گفتگو با یک دوستی بودم که از ایشان در خصوص روابط با

پدرشان پرسیدم که به من گفت که شما نسل گذشته، با وجودی

که منبع تجربه هستید، اما نمی توانید با ما نسل جدیدتر صحبت

کنید و تمام حرفهای شما، به صورت فرد کنترگر، است و متأسفانه

هیچ یک هم حاضر نیستید این نقیصه را بپذیرید.

همانجا به فکر رفتم که چرا ما و عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

با نسل جدید، گاهی اوقات مشکل داریم و حرفهای یکدیگر را

متوجه نمی شویم و چرا آنان متوجه محبت ما نمی شوند و ما

را افراد ۱۰۰ سال پیش دانسته و از ما فاصله می گیرند.

بعد از بررسی متوجه شدم که درست است که ما و عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) دارای تجربه و مهارت لازم در انجام امور

هستیم لکن از یکسری از دانش ها، که باید چاشنی این تجربیات

ما شود، غافل بودیم و بخاطر همین نتوانسته ایم با نسل جدید،

ارتباط برقرار نمائیم.

 

تجربه چیست؟

بر اساس تعریفی که از تجربه در ویکی پدیا آمده است: تجربه

عبارت است از آزمودگی در مفهوم عمومی به همه مهارت ها و

دانسته ها، از برخی پدیده ها و موضوعات که ناشی از برخورد با

آن موضوع و درگیری با آن پدیده در خلال دورانی معین است،

اطلاق می شود.

و این همان چیزی است که معمولاً ما و عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) در طول سالیان دراز خدمت در محل کار خود بدست

می آوریم.

 

دانش چیست؟

علمی است که ما یاد می گیریم و در زندگی به کار می بریم.

و مشخص است که ما در طول زندگی تنها یک سری از علوم را یاد

گرفته ایم و بیشتر علومی است که در مدارس یا دانشگاه ها با ما

آموخته اند.

اما آیا این علوم نظری برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کافی است؟

 

 

چرا دانش در کنار تجربه نیاز است؟

همان گونه که متوجه شدیم، تنها تجربه برای رویاروئی با مسائل

و مشکلات دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کفایت نمی کند و

در این دوران، یکی از مهمترین دانش هائی که باید به همراه تجربه

به کار ما بیاید و مشکل گشای ما در این دوران طلائی گردد و زندگی

ما را به سوی شادی و نشاط رهنمون سازد، دانش ارتباط مؤثر

می باشد و همان دانشی که متأسفانه در هیچ مدرسه و

دانشگاهی تدریس نمی شود.

اگر ما دانش ارتباط مؤثر را بیاموزیم و به خوبی در کنار تجربه خود

به کار ببندیم، می توانیم حداقل به فرزندان خود، مسائل زیادی را

بیاموزیم.

اگر ما دانش ارتباط مؤثر را بیاموزیم و به خوبی در کنار تجربه خود به

کار ببندیم می توانیم تخصص و مهارت خود را به دیگران آموزش

بدهیم.

اگر ما دانش ارتباط مؤثر را بیاموزیم و به خوبی در کنار تجربه خود به

کار ببندیم می توانیم به تجربیات چندین ساله خود را با دیگران به

اشتراک بگذاریم.

پس راه ارتباط مؤثر بر قرار کردن با دیگران، مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) آموزش مهارت و دانش ارتباط مؤثر

می باشد.

 

چگونه دانش لازم ارتباط مؤثر را برای دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) دریافت داریم؟

 

حال می رسیم به اینکه ارتباط مؤثر چیست و چگونه باید از آن

استفاده نمائیم.

در اینجا ده نکته اساسی برای ایجاد ارتباط مؤثر را شرح میدهیم:

 

اول: شنونده خوبی باید باشیم:

تا زمانی که نتوانیم مهارت خوب گوش دادن را در خودمان پرورش

دهیم، نمی توانیم ارتباطی خوب با دیگران بر قرار کنیم، همه ما

گوش میدهیم، لکن گوش دادن واقعی با گوش دادن معمولی

بسیار متفاوت است. در گوش دادن واقعی، ما توجه کامل به

صحبت های طرف مقابل داریم و اگر این گوش دادن واقعی اتفاق

بیفتد، طرف مقابل نیز مقابله به مثل نموده و او نیز به سخنان ما،

بصورت واقعی گوش میدهد.

 

دوم: ایجاد حسن همدردی در خود:

همانگونه که میدانید، ارتباطات کاملاً یک جاده دو طرفه است، و

سعی نمائید که در ابتدا، حس طرف مقابل را به خوبی درک نمائید

و در صورتی که شخص مقابل شما خسته است، اصرار به صحبت

و ایجاد ارتباط ننمائید، زیرا در آن صورت(اصرار بیهوده)، اگر کوچکترین

ارتباطی نیز وجود داشته باشد، آن ارتباط بطور قطع به نابودی منجر

می شود. پس سعی کنید خود را برای نظر مخالف شخص مخالف

آماده کنید تا از استرس و اضطراب که گه گاه حین مکالمه و تلاش

برای برقراری ارتباط رخ می دهد، بکاهید.

 

سوم : ساده و مختصر گفتن

معمولاً وقتی ما که سن و سالی از ما گذشته، در زمانی که

میخواهیم مطلبی را برای دیگران بازگو نمائیم، سعی می کنیم

که تمام جزئیات آن را نیز مطرح نموده و یک مطلب را بارها و بارها

برای شخص مقابل تشریح می نمائیم.

این طور بیان مطالب شاید برای شما جالب باشد، اما مسلماً برای

طرف مقابل نه تنها جالب نیست که در برخی موارد زجرآور

می باشد، لذا در ذیل فرمولی را برای شما بازگو می نمائیم که

بتوانید به وسیله آن، مطالب خود را بسیار ساده و مختصر بیان دارید.

و این فرمول چیزی نیست غیر از “بیان مقدمه، بیان دلیل، بیان

اطلاعات، قسمت پایانی و پیگیری”

و بصورت خیلی ساده لطفاً در صحبت های خود روده درازی ننمائید

تا شنونده گوش خود را بر روی صحبت های شما نبندد و به فکر

راه فرار نباشد.

 

چهارم: حتما و حتماً شنونده خود را کاملاً بشناسید:

در این خصوص اگر به کار سخنرانان توجه داشته باشید، همه آنان

قبل از شروع سخنرانی، ابتدا سعی در شناسائی مخاطبان خود

دارند و سخنان خود را بر اساس اینکه شنونده چه فردی است، تهیه

و ارائه می نمایند. و آنان خوب می دانند که چه حرفی را چگونه و

در چه زمانی و به چه کسی باید گفته شود.

کاملاً مشخص است که نوع و روش صحبت شما با فرزندتان و با

همسرتان و با افراد غیر بسیار متفاوت است، پس صحبت های خود

را با توجه به شخصیت طرف مقابل، تهیه، و ارائه نمائید.

 

پنجم: توقف حواس پرتی در هنگام صحبت:

در هنگامی که با شخص مقابل در حال گفتگو می باشید، مشخص

است که کلیه کارهائی که حواس شما را پرت می نماید، مانند کار

با تلفن همراه یا صحبت با تلفن همراه و ….، بسیار زشت و ناپسند

است زیرا شخص مقابل از شما انتظار دارد که تمام حواس خود را

جمع صحبت های او نموده و از موارد حواس پرتی، دوری کنید تا

نهایتاً یک مصاحبه کوتاه و بهینه شکل گیرد.

 

شش: طرح نمودن سئوال و پرسش آنها.

در زمان صحبت با شخص مقابل، سعی نمائید از صحبت های طرف

مقابل  چند سئوال تهیه و در هنگام صحبت از او بپرسید، به این

طریق به او نشان میدهید که به صحبت های اول گوش داده و

علاقمند بقیه صحبت های او هستید. همچنین اگر در طول صحبت

مطلبی را به اشتباه دریافت نموده باشید، با ارائه سئوال و پاسخ

طرف مقابل، این سوء تفاهم برطرف می گردد.

 

هفتم: داستان گوئی:

قدرت داستان را فراموش نکنید و بدانید که داستان ها بسیار

قدرتمند هستند. داستان ها، مغز را فعال، ارائه ها را جذاب، ما

را قانع کننده تر، و حتی در مصاحبه ها، به موفقیت ما کمک میکند.

 

هشتم: آمادگی ذهنی برای مدیریت و شروع یک

گفتگوی کوتاه

اگر همیشه خود را برای مدیریت و شروع یک گفتگوی کوتاه با هر

فردی، آماده نگه دارید، این هنر شما را نشان میدهد. شما

می توانید برای اینکار از مسائل خانواده، شغل، رویا، تفریح و

سرگرمی های خود استفاده کرده و آن مطالبی را که جنبه شخصی

ندارد، را با دیگران به اشتراک گذاشته و شروع کننده یک گفتگوی

دلچسب کوتاه باشید.

 

نهم: تمرین در عدم استفاده از کلمات غیر ضروری

در این سن، گاهی اوقات بر اساس گرفتاری هایی که گریبانگیر

برخی افراد می گردد، کلمات و جملات را فراموش می نمائیم و از

برخی کلمات غیر ضرور مثل “اومم” یا “خب” استفاده می نمائیم.

اگر با تمرین بتوانیم هر چه کمتر از این لغات و کلمات غیر ضرور

استفاده نمائیم، اعتماد به نفس ما را نشان میدهد.

 

دهم: توجه به زبان بدن

 هر چند که در برخی از موارد، زبان بدن کاربردی که در جاهای

مختلف گفته می شود، کارآئی ندارد، لذا توجه به این زبان، گاهی

اوقات می تواند گره گشای برخی از مسائل گردد.

مثلاً می خواهید با همسر خود صحبت نمائید اما در عین حال،

دست به سینه نشسته اید، یا اینکه در حال گوش دادن، همیشه

در حال کار با تلفن همراه هستید. این زبان بدن، می تواند به ارتباط

شما، آسیب جدی وارد نماید زیرا که نشانه های ناگفته، و

نانوشته، غالباً آشکارتر از چیزی که ما فکر می کنیم عمل می کنند.

هیچوقت فراموش نکنید که در یک ارتباط کلامی موثر، دقت به زبان

بدن (مانند ارتباط چشمی، محکم ایستادن و غیره) بسیار مهم

است چرا که بدون نیاز به حرف زدن، راز توجه یا بی توجهی افراد

را برملا می کند.

 

اگر احساس کردید که این مقاله برای شما مفید بود، با اشتراک

گذاری آن به دیگران نیز کمک نمائید تا علاوه بر داشتن تجربه به

داشتن ارتباط مؤثر نیز مسلح شده و موارد بسیاری را از سر راه

خود کنار گذارند.

 

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR
VBAKHTYARI@GMAIL.COM