عشق باز 2

عشق باز بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

عشق باز 1

در یکی از برنامه های کوهنوردی با یکی از پیشکسوتان(بازنشستگان)

مواجه شدم و بعد از گپی که با ایشان داشتم، زمانی که میخواستم عکسی

از ایشان بگیرم، علت را پرسید.

 

وقتی به ایشان گفتم که عکس را برای کسانی می خواهم که فکر می کنند

پیشکسوتی(بازنشستگی) یعنی در خانه نشستن و هیچ اقدامی نکردن، 

این پیشکسوت(بازنشسته) کاملاً سرحال و قبراق، بعد از دادن اجازه عکس،

به من گفت، که این عکسها فایده ندارد، و فرد باید خودش عشق باز باشد.

           

گفت که فرد اول باید عشق باز خدا باشد، و سپس عشق باز طبیعت تا

بداند که سلامتی چیست و چطوری باید از این نعمت خدادادی، استفاده بهینه

و مطلوب را ببریم.

      

در این مقاله بر آنیم که بدانیم عشق باز بودن یعنی چه؟

        

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

             

و چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز بود؟

        

با ما همراه باشید.

 

پیشنهاد می شود، مقاله جوان بودن قلب را نیز مطالعه فرمائید.

  

معنای واقعی عشق:    

عشق باز 3

در پروازهای شوم ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ که همگی منجر به نابودی

سرنشینان آن شد، کارشناسان با بررسی مکالمات تلفنی آخر سرنشینان

بد اقبال آن پروازها که با اقوام خود صورت گرفته بود، به نتیجه جالب

و قابل تأملی دست یافتند.

           

مسافران در آن لحظات هراس، با افرادی تماس گرفتند که به راستی

عاشق شان بودند، تا دگر بار خاطرات عاشقانه شان را تجدید کرده و

واپسین واژه های عاشقانه را به یکدیگر تقدیم کنند.

       

موضوع هیچ یک از این مکالمات تلفنی پیرامون کارهای شرکت و

یا وضعیت سهام بورس و … نبود.

       

زیرا کلامی که مبتنی بر عشق و احساسات نباشد، به ذهن مسافرانی

که خود را در آستانه مرگ می دیدند هرگز خطور نمی کرد و در آن

لحظات پایانی، با ارزش ترین اولویت ذهنی آنان، همانا سپری کردن

واپسین دقایق زندگی شان با عشق و محبت بود.

         

 

 

عشق باز کیست؟

عشق باز 2

معنی عشق در ویکی پدیا عبارت است از عشق لذّتی مثبت است که

موضوع آن زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاقه‌ای لطیف و

یا جاذبه‌ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد اما

محدودیت در فکر و عملکرد دارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیرقابل

تصور ظهور کند

     

همچنین برخی نشانه ها می تواند به شما اثبات کند که عاشق طرف

مقابل هستید و او هم به همان اندازه، شما را دوست دارد. نشانه های

عشق واقعی عبارتند از:

          

  • به سمت هم کشیده می شوید
  • با هم بودن خوش میگذرونید
  • همیشه برای هم حاضرید
  • منتظر موقعیت می مانید.
  • اعتماد به نفس دارید.

        

پندار و کرداری که در مسیر عشق حرکت نمی کند، مانع از رسیدن

ما به اصل وجودی مان باشد.

        

آگاه باشیم که همه ما از سرچشمه عشق خالص و ناب به این گیتی قدم

نهاده ایم. و باید بدانیم که چطوری می توان همچنان به آن سرچشمه

متصل بود، و عشق باز با خدا و طبیعت بود.

   

                            

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

عشق باز 7

وقتی ما بتوانیم در دوران پییشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم و

عشق باز خداوند متعال باشیم، دیگر هیچ طوفانی نمی تواند کوچکترین

خللی و ناراحتی به ما وارد نماید و زندگی سالم و با آسایش ما را لطمه دار

نماید و اگر بتوانیم عشق باز طبیعت باشیم، می توانیم از تک تک

نعمتهائی که خداوند برای رفاه و آسایش ما فراهم نموده استفاده نمائیم.

     

عشق باز طبیعت بودن، یعنی استفاده کامل و بهینه از تمام وجود خودمان.

استفاده کامل و بهینه از تمام فضائی که خداوند برای ما خلق نموده است.

استفاده کامل و بهینه و ارتباط با تمام افرادی که در اطراف ما وجود دارند.

                   

مقاله ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

          

            

 

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

عشق باز 5

این هم مثل بسیاری از موارد دیگر که به راحتی، لکن با تمرین و

استمرار می تواند ما را از یک فرد خواب آلود و ساکن، به یک

پیشکسوت(بازنشسته) مفید، سالم و با نشاط هدایت نماید، بسیار

ساده و روان می نماید.

                

همانگونه که در مقاله ارتباط با خود مطرح نمودم، ابتدا شما می باید،

ارتباط خوبی با خودتان که بیشترین مدت را با آن می گذرانید، داشته باشید.

        

در مرحله دوم، ارتباط با محیط است، که بتوانیم به درستی ارتباط خوب

و بهره وری با محیط اطراف داشته باشیم و از تک تک موارد در هر زمان

و هر موقعیتی در جهت بهینه نمودن زندگی خود استفاده نمائیم.

عشق باز 4             

در مرحله سوم، ارتباط با خدای مهربان است، که می توانیم با بالابردن

معنویت خود، ارتباط خوبی با معبودمان که با خلق ما، خودش را تحسین

نموده است، داشته باشیم. وقتی بتوانیم ارتباط خوبی با معبود داشته باشیم،

استرس ها و ناراحتی ها که مبدأ پیدایش بسیاری از بیماریها می باشد،

از وجود ما خارج می گردد.

              

در مرحله چهارم نیز ارتباط خوبی با اطرافیان پیدا نمائیم تا بتوانیم با

ارتباطات قوی با اطرافیان زندگی، شاد، با نشاط و سلامتی را برای

خود و اطرافیان خود تهیه نمائیم.

 

                

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

              

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

 

به خواب زدن 2

چرا نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟

به خواب زدن 2

چرا واقعاً بعضی وقتها، نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟

              

شب چهارشنبه به اتفاق یکسری از دوستان، به منظور

 افزایش توان بدنی و نیز اندکی کوهپیمائی، به امامزاده

شکرآب رفتیم، و در آنجا بعد از کمی استراحت، دوستان

یکی از کوهنوردانی که سابقه طولانی در کوهنوردی و

صحره نوردی داشت، را با توجه به اینکه می دانستند در

خصوص توانمندسازی عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) فعالیت

می نمایم و در این خصوص نیز از بهبود فردی استفاده

فراوانی می نمایم، به سمت اینجانب هدایت نمودند

تا بلکه کمی از افسردگی ایشان را با توصیه هایم بکاهم.

 به خواب زدن 9                

البته آنها نمی دانستند که خود بودن در کوه و طبیعت،

بزرگترین داروی ضد افسردگی و ضد بیماری است،

برای آنهائی که می خواهند از این کوه و طبیعت استفاده

لازم و بهینه را بنمایند.

  به خواب زدن 1                

به قول یکی از اساتید معظم من، جناب آقای امیر مهرانی،

میفرمودند، راه حل باید توسط خود فرد بوسیله سوالاتی

که ازشون میپرسی ارائه گردد، وگرنه راه حلی که شما

به هر فردی ارائه می نمائید، راه حل شماست و شما باید

برای انجام آن نیز به دنبال او راهی شوید، اما اگر راه حل

توسط خود فرد باشد، راه حل احتمالاً انجام خواهد شد.

                       

 

مذاکره با کوهنورد:

به خواب زدن 8

پس از ساعتها صحبت کردن و اینکه الان حدود ۱۳ ماه

است که از فوت همسرش میگذرد و هنوز نتوانسته

خودش را ببیند و علیرغم اینکه بقول خودش خیلی ها

این مسئله را به ایشان یادآوری نمودند اما سخت است

که غیر از همسرش فرد دیگری را ببیند، بالاخره به این

نتیجه رسیدم که این عزیز گرامی، خودش را به خواب زده

و نمیخواهد خود را از خواب بیدار نماید و به سراغ زندگی

خودش برود.

           

بخاطر همین، در این مقاله بر آنم این موضوع را مورد بحث

و بررسی قرار دهم.

             

با ما همراه باشید.

                 

پیشنهاد می شود، مقاله انکار را نیز مطالعه نمائید.

 

 

                      

 

خواب بودن، یا به خواب زدن، مسأله این است؟

به خواب زدن 3

از قدیم یک ضرب المثل داشتیم که می گفتند شما

می توانید کسی را که خواب است از خواب بیدار نمائید،

لکن به هیچ عنوان نمی توانید کسی را که خودش را به

خواب زده، از خواب بیدار نمائید.

        

به این خاطر کسی که خواب است، با صدا کردن و

احتمالاً کمی تکان دادن می توان بیدار نمود، اما کسی

که خود را به خواب زده، چون بیدار است، هر چی که

صدایش کنید و یا تکانش دهید، به هیچ عنوان بیدار

نخواهد شد.

         

                   

 

چرا بعضی افراد دوست دارند که خود را به خواب بزنند؟

به خواب زدن 5

گاهی اوقات خواب ماندن، و اینکه دیگران فکر کنند که

شما در خواب هستید، برای برخی افراد(در فکر آنها) یک

سری از امتیازات را به همراه دارد.

         

مثلاً در همین مورد کوهنورد، فرد اگر قبول کند که باید

به خودش بیشتر توجه نماید و پس از ۱۳ ماه، باید زندگی

جدیدی را آغاز نماید و فرد جدیدی را به زندگی خود وارد

نماید، باید مسئولیت جدیدی را تقبل نماید، اما هم اکنون

با اعلام اینکه نمی توانم همسرم را از یاد ببرم، خود را

به خواب زده است.

به خواب زدن 7

ما که هیچ موقع اعلام نمی کنیم که ایشان همسر

وفادار خود را فراموش نماید، لکن تنها این مورد را به

ایشان گوشزد نمودیم که باید به فکر خودش باشد و

برای آسایش و رفاه خودش که به گفته خودش به

مدت ۱۳ ماه بوده از آن بی بهره بوده است، بیندیشد.

 

                     

حال خواب، چه ربطی به عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) دارد؟

به خواب زدن 4

مَثَل این کوهنورد، مَثَل تعدادی از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) است که پس از دریافت حکم و به جهت

اینکه دیگر مسئولیتی ندارند، به هیچ کاری اقدام

نمی نمایند و زمانی که به آنها گفته می شود،

باید به فکر خود باشید و حرکتی داشته باشید و

فعالیت جدیدی را آغاز نمائید، با اعلام اینکه ما

حداقل ۳۰ سال کار کردیم و هم اکنون موقع استراحت

ما است، از قبول مسئولیت جدید زندگی و اینکه باید

منبع درآمد جدیدی برای خود، و نیز مسئولیت اینکه

باید تخصص، دانش و مهارت خود را در اختیار دیگران

قرار دهند، طفره می روند و خود را از قبول مسئولیت

معاف می دارند.

                 

در یکی از کلاسهائی که اینجانب به خاطر بهبود فردی،

ثبت نام نمودم، استاد به من گوشزد نمود که شما

مسئولیت تغییر وضعیت تمام عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

را به عهده ندارید، تنها مسئول تغییر وضعیت گنجینه های

نیروی انسانی هستید که خودشان تمایل به تغییر دارند

و در مقابل تغییر مقاومت نشان نمی دهند.

      

                

مقاله خدمت به خود در دوران پیشکسوتی

     

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

                                    

چطوری می توان افرادی که دوست دارند،

خود را به خواب بزنند، بیدار نمائیم؟

به خواب زدن 6

کسی که به خواب رفته را می توان با نهیب بیدار کرد،

اما کسی که خود را به خواب زده و بیداری را به مصلحت

نمی داند، به یقین هشدار نمی پذیرد و پند و اندرز

نمی گیرد. باید چشم «خواب زده»ها را از تظاهر

به خواب آلودگی پشیمان کرد.

              

سرپرست هر خانواری، هر چند که پیشکسوت(بازنشسته)

شده باشد، افراد آن خانواده و گذشته و حال آنها را

می داند و اعمال و رفتار آنها را به طور مرتب رصد می کند

و واضح است که برای آینده فرزندان خود برنامه دارد و

خواهان پیشرفت و رفاه و آسایش اعضای خانواده است،

لکن اگر این فرد خود را به خواب بزند و خود را با یک حقوق

پیشکسوتی(بازنشستگی) و برنامه های صندوق ها و

کانون های بازنشستگی، قانع نماید، فردی است که خود

را به خواب زده، و نمی خواهد از خواب ناز بیدار شده و

مسئولیت زندگی را همانند گذشته به عهده بگیرد.

  

 

 

                      

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

آئینه 2

چرا پیشکسوت(بازنشسته) آئینه شاغل است؟

 

آئینه 2

 

پیشکسوتان(بازنشستگان) آئینه شاغل است، این تنها قسمتی از سخنرانی

آقای حسین دهقان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح است که در

نخستین نشست مجمع کانون بازنشستگان وزارت دفاع و پشتیبانی

نیروهای مسلح، ایراد فرمودند.

                

آئینه 1

براستی پیشکسوتان(بازنشستگان) آئینه تمام نمای شاغلین هستند؟

چرا به پیشکسوتان(بازنشستگان) آئینه می گویند؟

 

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است، را مطالعه فرمائید.

 

                     

آئینه چیست؟

آئینه 3

در تعریفی که ویکی پدیا از آئینه دارد آمده است:

آینه، وسیله‌ای است که به علت صافی و بازتاب بالایش،

بر رویۀ خود، تصویر اجسام را نشان می‌دهد.

 

اینکه آئینه تصویر اجسام را نشان میدهد و بدون کم و کاست،

ناشی از صاف بودن و تمیز بودن آن دارد و از این که هیچ چیز

مخفی و ناپیدائی در آن وجود ندارد.

 

                

مقاله الهی پیر شی را از دست ندهید.

 

           

چرا پیشکسوتان(بازنشستگان) آئینه شاغلین هستند؟

احترام به خود 6

پیشکسوتان(بازنشستگان) از آن جهت آئینه شاغلین لقب گرفته اند

چون فردای شاغلین را پیشکسوتان(بازنشستگان) شکل می دهند

و شاغلین پس از چند صباحی به همین صف می پیوندند.

         

پس هر چه به پیشکسوتان(بازنشستگان) رسیدگی گردد، به همان نسبت،

شور و اشتیاق شاغلین نیز افزایش می یابد، زیرا که می دانند چنین

امکاناتی نیز برای آنان در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) مهیا می باشد.

    

و همین به آنان امید می دهد که کسانی هستند که به فکر آسایش آنان

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) هستند و آنها را پس از ۳۰ سال

خدمت، کار و تلاش در محل اشتغال، به حال خود رها نمی کنند.

       

و اگر به پیشکسوتان(بازنشستگان) رسیدگی خوب و مناسب نشود،

و شاغلین این مسئله را دریابند، به همان نسبت، بر روی شور و اشتیاق

و عملکرد آنان اثر گذاشته و از بهره وری آنان احتمالاً کاسته خواهد شد.

         

استطاعت مالی در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) یکی از مسائلی است

که همواره ذهن این عزیزان را به خود مشغول داشته و آنان را نگران

می نماید.

         

زیرا در زمانی که گنجینه های نیروی انسانی، حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)

را دریافت می دارند، دقیقاً، دیگر فرزندان هر یک تقریباً مستقل شده و

زندگی جدیدی را آغاز نموده و شاید حتی بچه دار نیز شده باشند و فرد

پیشکسوت(بازنشسته) علاوه بر اینکه منبعد باید وظیفه پدر/مادر را دارد،

وظیفه پدر بزرگ/مادربزرگ را نیز دارا می باشد.

        

و مشخص است که همگان از بزرگان، انتظارات بیشتری دارند و

درست است که فرزندان خانه را ترک نموده اند، اما هر یک با چند

تا اضافه تر برای میهمانی و مراسمات مختلف مجدداً به خانه برمی گردند

و آن زمان است که بحث مسائل اقتصادی، شدیداً خودنمائی می نماید.

      

 

 

چطوری به پیشکسوتان(بازنشستگان) احترام بگذاریم؟

نگهداری از بیماران 5

احترام به پیشکسوتان(بازنشستگان) شامل قانون و قاعده خاصی نیست،

کافی است که کمی به آنان توجه نموده و به مسائل و مشکلات آنان به

دقت تمرکز کرده و در جهت حل آن مسائل و مشکلات قدم بردارید.

        

پیشکسوتان(بازنشستگان) افرادی هستند که حداقل ۳۰ سال از بهترین

سالهای عمر خود را در ادارات و سازمانهای مختلف، به سر برده اند

و حال که به گفته بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) – البته با

نظر نگارنده کاملاً این گفته متفاوت است- نیروی بدنی کاهش یافته و

توان و نای گذشته را ندارند و به گوشه ای پناه می برند، شایسته است

که به نحو مقتضی و با احترام با این گنجینه های پر ارزش نیروی انسانی

رفتار گردیده و آنان را مورد تکریم قرار دهند.

    

تا حد امکان، به وضعیت معیشت آنان توجه لازم مبذول گردد،

در جهت خدمات گردشگری آنان و داشتن اوقاتی جهت بودن با

همکاران سابق خود، البته با یک مشاور که به مسائل مثبت تمرکز

نمایند، اقدامات لازم به عمل آید.

 آئینه 5    

در جهت خدمات درمانی افراد، توجه ویژه به عمل آید.

       

و نسبت به رفع دغدغه این عزیزان در خصوص اشتغال فرزندان،

نیز مساعدت لازم به عمل آید.

 

 

            

یک خاطره:

آئینه 4

در یکی از سالها که نیاز به وام داشتم، توسط یکی از عزیزان

که هم اکنون نیز در جرگه گنجینه های نیروی انسانی قرار گرفته،

به یکی از صندوقهای قرض الحسنه جهت گرفتن وام معرفی گردیدم.

     

پس از تهیه مدارک مورد نیاز، زمانی که به صندوق مربوطه مراجعه

نمودم، با افراد و کارمندانی مواجه شدم که همه میان سال بوده و برای

کلیه کسانی که به هر علت نیازمند مبلغی برای گذران زندگی شده بودند،

علیرغم اینکه متأسفانه در اکثر بانکها، با این افراد بصورت غیر برخورد

می نمایند، آنها با احترام و نهایت شایستگی برخورد می نمودند.

        

و تمام افکار آنها این بود که این افراد، تنها نیازمند مبلغی پول جهت

برطرف نمودن مسائل زندگی خود هستند اما ارزش و احترام انسانی

آنان، قابل تقدیر و ستایش است. به همین دلیل از زمان ورود به این

صندوق این حس ادب و احترام از طرف کلیه کارکنان و مسئولین

صندوق به خوبی گویا و نمایان بود.

         

در همین جا، به این فکر افتادم که اگر کلیه خدمتگزاران صندوق های

بازنشستگی و کانون های بازنشستگی، با این عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) بسان همان کارکنان صندوق فوق الذکر برخورد نمایند،

چقدر دنیا قشنگ تر و زیباتر می شود.

           

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

 

داستان زندگی من 7

روابط خانوادگی در جامعه پیری، چگونه خواهد بود؟

روابط خانوادگی در جامعه پیری، از ترجمه مقاله ای به

نام Family Relationships in an Aging Society

است که امیدوارم مورد استفاده واقع گردد.

      داستان زندگی من 7

روابط خانوادگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) متأثر از روابط

هر یک از افراد در داخل خانواده می باشد.

            

 

پیری در قرن بیست و یکم

 

بر طبق آمار، ایالات متحده، تا سال ۲۰۵۰ میلادی، جمعیت

سالخورده کشور بیش از دو برابر به ۸۸ میلیون نفر خواهد رسید،

و جمعیتی که بیش از ۸۵ نفر می شوند، به چهار برابر ۱۹

میلیون نفر خواهد رسید.

         

 

در حال حاضر، فلوریدا رتبه اول در ایالات متحده را در درصد

جمعیت دارد که ساکنان بالای ۶۵ سال دارد. خانواده ها و جوامع

فلوراید، با مسائل زیادی در خصوص پیران مواجه می شوند.

       

 

برنامه پیری قرن بیست و یک دارای هشت موضوع است از قبیل:

        

 

  • بهداشت و مراقبت های پزشکی

 

  • روابط خانوادگی

 

  • نگرانی های اقتصادی

 

  • مراقبت از مراقبت

 

  • تغییرات صفحه اصلی

 

  • پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

  • تغذیه و رژیم غذایی

پیری 1

                    

معرفی

             

ما با موضوعات و مسائل جدید این سنین مواجه خواهیم شد.

در تاریخ آمریکا یا جهان هرگز جمعیت سالخوردگان نسبت به

جمعیت کودکان بالاتر نبوده است.

              

 

این نشریه اتفاقاتی را مطرح می نماید که در نتیجه این اتفاقات،

تعداد افراد مسن، از تعداد کودکان بیشتر می شود. همچنین به نقش

خانواده ها و روابط بین نسلی با جامعه پیری ما نگاه می کند.

           

 

برای مثال، چگونه نیروی کار کوچکتر با یک جامعه پیشکسوت

(بازنشسته) بزرگتر مقابله کند؟ نقش خانواده در مراقبت از بیش از

یک نسل از بزرگان چیست؟ خانواده های مدرن چگونه تصمیم می گیرند

منابع را با والدین سالخورده و والدینشان توزیع و به اشتراک بگذارند؟

                

 

نقش خانواده

 

اکثر ما تمام زندگی خود را در بستر خانواده زندگی می کنیم.

خانواده ما منابع مهم ما را برای کمک به ما به استقلال به عنوان

فرزند می آموزد و به عنوان بزرگسالان مسن تر باقی می ماند.

        

 

در طول زندگی ما تبادل کمک و پشتیبانی در خانواده بصورت مبادلات

انجام می شود. این مبادلات می تواند شامل مراقبت های جسمانی و

فیزیکی و همچنین حمایت مالی باشد.

         

 

به عنوان نیاز به حمایت افزایش می یابد خانواده برای افراد مسن اهمیت

بیشتری پیدا می کند. با این حال ما باید به یاد داشته باشیم که فرد سالخورده

و خانواده همه بخشی از یک جامعه بزرگتر است. جامعه بر منابع و

خدمات در دسترس برای افراد مسن و خانواده هایشان تأثیر می گذارد.

                    

 

دو حالت، نسل و گروه، اغلب در بحث پیری استفاده می شود.

این اصطلاحات به توضیح جنبه های خانوادگی و اجتماعی پیری

کمک می کند.

                         

 

ما از اصطلاح نسل برای درک تاثیر پیری بر خانواده استفاده می کنیم.

یک نسل یک گروه از افراد در همان مرحله در خط خانواده است.

در یک خانواده، کودکان، والدین، پدربزرگ و مادربزرگ و پدربزرگ

و مادربزرگ ها نسل های مختلف را نشان می دهند.

 

پیری 2

افرادی که در همان نسل هستند، معمولا نقش ها، مسئولیت ها و

انتظارات همان نسل را دارند. به عنوان مثال، کسانی که در نسل

“پدر و مادر” هستند مسئول افزایش فرزندان خود، مراقبت از

والدین و / یا پدربزرگ و مادربزرگ و مراقبت از مسئولیت های

شخصی خود. به همین دلیل است که آنها “نسل ساندویچ” نامیده می شوند.

                            

اعضای خانواده های نسل های مختلف اغلب ایده های متفاوت در

مورد زندگی در خانواده دارند و آن چه باید باشد. ما وقتی از جامعه

صحبت می کنیم که به جای خانواده صحبت می کنیم، از همجواری

استفاده می کنیم. جامعه گروهی را تعریف می کند که در همان زمان

در تاریخ یکسان متولد شده اند.

                         

افرادی که در یک گروه همگروه بودند،

تقریبا در همان زمان متولد شدند، بدین معنی که در طول زمان و تاریخ

با هم زندگی کرده اند. آنها ممکن است تجربیات مشترک و اغلب

باورهای مشترک را به اشتراک بگذارند.

                     

به عنوان مثال،

“کودک بومر” (متولد بین سالهای ۱۹۴۶ و ۱۹۶۴) یک گروه است.

آنها سال های “خانواده سنتی” (مانند مادر، پدر و فرزندان) و دوران

ویتنام را تجربه کردند.

           

گروهی که در اوایل قرن نوزدهم متولد شده بود،

دو جنگ جهانی و همچنین رکود بزرگ را به اشتراک گذاشت.

داشتن این تجربیات مشترک، انتظارات گروهی پیری را شکل می دهد.

درگیری های بین گروه ها زمانی اتفاق می افتد که افراد از گروه های

مختلف نتوانند تفاوت های تجربیات خود را تشخیص دهند.

       

 

تغییرات در ساختار خانواده:

در دهه ۱۹۰۰، خانواده های ایالات متحده معمولا فرزندان زیادی داشتند.

همچنین، پدربزرگ و مادربزرگ معمولا قبل از نوه هایشان به بزرگسالی

رفته اند. این به این معنی است که ساختار خانواده مانند یک هرم با تعداد

زیادی از کودکان و والدین و پدربزرگ و مادربزرگ بسیار کم است.

پیری 3

با این حال، در قرن ۲۰، مدل خانواده بیشتر شبیه یک مستطیل یکطرفه است.

نسل های دیگر در همان زمان در همان زمان زنده هستند. خانواده ها فرزندان

کمتری دارند، اما پدربزرگ و مادربزرگ و پدربزرگ و مادربزرگ بزرگتر

زندگی می کنند.

پیری 4

تا سال ۲۰۳۰ بمب ها پدربزرگ و مادربزرگ خواهند بود.

این به این معنی است که بالای هرم کاملا گسترده خواهد بود

و والدین و کودکان کمتری خواهند داشت.

 

پیری 5

درک تاثیر این تغییرات برای خانواده ها و جامعه اهمیت دارد.

اعضای بیشتری در نسل های قدیمی ممکن است به خانواده ها کمک

کنند تا فرزندان را افزایش دهند. اما اعضای قدیمی ممکن است نیاز

به مراقبت و پشتیبانی داشته باشند. سیاستگذاران باید این تغییرات را

در نظر بگیرند که برای مدارس و مراقبت های بهداشتی برنامه ریزی

می کنند.

                          

 

روابط بین نسلی

        

همه ما تصویر ایده آل از خانواده را که اغلب به وسیله رسانه های

تصویری نشان داده می شود دیده ایم. در تلویزیون، اعضای خانواده

به ندرت استدلال می کنند. و هنگامی که آنها انجام می دهند، مشکلات

پیش از پایان برنامه حل می شوند. در زندگی واقعی، اعضای خانواده

اغلب مخالف هستند گاهی اوقات ممکن است تصمیم بگیرند خانواده

را به طور کامل ترک کنند. اغلب اختلاف نظرها بین افراد نسل های

مختلف است.

         

 

روابط میان فرزندان و والدین آنها، والدین و پدربزرگ ها و

مادربزرگها، یا کودکان و پدربزرگ و مادربزرگشان، روابط بین

نسلی نامیده می شود.

پیری 6

 

نسل ها در خانواده های مختلف متفاوتند. برخی از آنها به لحاظ

احساسی نزدیک هستند، در حالی که دیگران به لحاظ احساسی دور

هستند. بعضی از خانواده ها زمان زیادی را صرف می کنند،

در حالی که بعضی دیگر به ندرت یکدیگر را می بینند.

       

 

محققان به سه بعد تعاملات بین نسلی نگاه می کنند تا خانواده ها

را بهتر درک کنند: ۱) نزدیکی عاطفی، ۲) فراوانی تماس،

۳) حمایت اجتماعی.

           

 

با استفاده از این سه بعد، پنج نوع روابط بین نسلی در خانواده ها

مشاهده می شود:

             

  • نزدیک تر شدن: خانواده ها به لحاظ احساسی نزدیک هستند و
    ارتباط مکرر با یکدیگر دارند. اگر آنها با هم زندگی کنند، اغلب
    یکدیگر را می بینند. اگر آنها دورتر از هم زندگی کنند، با تلفن های
    مکرر، ایمیل ها یا حروف، با احساسات عادت دارند. این خانواده ها
    از نسل ها مراقبت می کنند.
     

 

  • جامعه شناسی: خانواده ها در طول نسل به لحاظ احساسی نزدیک
    هستند و ارتباط مکرر با یکدیگر دارند. آنها کمتر به مراقبت از
    یکدیگر کمک می کنند.
     

 

  • خودکفائی: خانواده ها خود را به عنوان احساسات نزدیک توصیف
    می کنند، اما اغلب بازدید نمی کنند و ممکن است دور از یکدیگر
    زندگی کنند. آنها به دیگران تکیه می کنند تا به مراقبت از اعضای
    خانواده کمک کنند.
     

 

  • اجباری: خانواده ها اغلب یکدیگر را می بینند و از نسل ها حمایت
    می کنند. این خانواده ها احساسات خاصی از خود نشان نمی دهند
    اما در صورت لزوم مراقبت و پشتیبانی می کنند.
     

 

  • جداگانه: خانواده ها به طور احساسی نزدیک نیستند، اغلب یکدیگر
    را نمی بینند و حمایت و یا مراقبت از یکدیگر را ارائه نمی کنند.
     

                          

حمایت اجتماعی

                 

افراد سالمند اغلب به اعضای خانواده کمک می کنند. آنها ممکن است

نیاز به کمک به نیازهای زندگی روزمره به علت بیماری مزمن یا در

طول بحران داشته باشند. کودکان بزرگسال ممکن است احساس قوی و

مسئولیت پذیری نسبت به والدین سالم خود داشته باشند. بسیاری از

کودکان بالغ، به رغم زمان، فاصله یا مسابقات، مراقبت از مراقبت می کنند.

کمک به بزرگسالان سالمند حمایت اجتماعی می شود. اعضای خانواده

چهار نوع اساسی حمایت اجتماعی را ارائه می دهند:

             

  • ابزار: کار خانه، حمل و نقل، خرید و مراقبت شخصی.

        

  • عاطفی: اعتماد به نفس، آرامش، اطمینان، و گوش دادن به مشکلات.

               

  • اطلاعات: مشاوره در جستجوی درمان پزشکی، ارجاع به آژانس ها،
    به اشتراک گذاشتن اخبار خانوادگی.

                

  • مالی و مسکن: کمک به پرداخت صورتحساب، به اشتراک گذاری یک خانه.

 

            

ما می دانیم که خانواده ها برای کمک به افراد مسن و افراد معلول

که در جامعه زندگی می کنند بیشتر کمک می کنند. اعضای خانواده

و افراد مسن اغلب آن را ترجیح می دهند.

          

 

دو روش برای درک اینکه چگونه بزرگسالان سالمند کمک می کنند

وجود دارد: ۱٫ اصل مبادله مدل ۲٫وظیفه خاص

                    

اصل مبادله

     

اصل تعویض توصیف نظم است که در آن افراد مسن تر انتخاب کنندگان

مراقبت خود را انتخاب کنید. بزرگسالان متاهل ترجیح می دهند از

همسرانشان کمک بگیرند. اگر یک همسر در دسترس نیست یا قادر

به کمک نیست، آنها در کنار فرزندان و سایر بستگان خود قرار می گیرند.

دوستان و همسایگان با رانندگی، برداشتن مواد غذایی و داروها و بررسی

افراد مسن کمک می کنند. بزرگسالان سالخورده به عنوان حرفه ای به

عنوان آخرین راهکار تبدیل می شوند.

 

اصل وظیفه خاص          

 

مدل خاصی از کار بیان می کند که وظایف مختلف نیاز به کمک افراد

مختلف دارد. به عنوان مثال، همسران و اعضای نزدیک خانواده نوعی

کمک را فراهم می کنند که نیاز به مقدار زیادی وقت و انرژی دارد.

آنها همچنین وظایف شخصی مانند حمام را انجام می دهند.

دوستان و همسایگان به کارهای اداری کمک می کنند، حمل و نقل و

فعالیت های تفریحی را ارائه می دهند. حرفه ای ها فقط زمانی تماس

می گیرند که وظایف حمایت اجتماعی از زمان بسیار زیاد، بسیار فنی

یا خیلی دشوار می شود.

                

 

در صورتی که زمان لازم برای کمک به حرفه ای باشد، خانواده ممکن است

مجبور به تنظیم نهادینه شدن، مانند یک خانه سالمندان شود. این انتخاب تنها

زمانی صورت می گیرد که افرادی که در اصل تعویض شناسایی شده اند

دیگر قادر به ادامه مراقبت در خانه نیستند.

                     

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

                   

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

داستان زندگی من

داستان زندگی من:

داستان زندگی من

 

داستان زندگی من، مثل همه داستان های دیگر افراد، از آنجائی شروع

شد که جوانی ۲۲ ساله پس از اتمام خدمت سربازی، به چندین محل که

به او پیشنهاد شده بود، مراجعه و هر مکانی را با یک دلیل از طرف

خودش جهت کار، رد نمود.

             

نهایتاً با مشاوره یکی از دوستانش به اداره­ای دولتی زیر نظر وزارت

راه و ترابری(آن زمان) وارد شد و مقرر گردید که ۳۰ سال از بهترین

سالهای عمرش را در آنجا سپری نماید. با وساطت یکی از هم محلی­ها

که در اداره از حسن شهرت خوبی برخوردار بود، به صورت روزمزد

در آن اداره(زمانی که هنوز در مرخصی سربازی بود)، مشغول به کار شد.

        

همان موقع به عنوان مسئول دفتر یکی از معاونین آن اداره به خدمت گرفته شد.

       

در همین زمان، در سرویس حمل و نقلی که از طرف اداره برای

رفت و آمد کارمندان در نظر گرفته شده بود. یکی از کارمندان با

سابقه­تر هم محلی، رو به او کرد و گفت: بهتر است که سر این کار

نیائی و به کار آزاد روی بیاوری.

       

در ادامه عنوان نمود که ما بخاطر سابقه­ای که در آنجا داریم،

امکان خروج از اداره برایمان وجود ندارد! اما این جوان که تازه

با وساطت تنی چند از دوستان به این اداره وارد شده بود، سرخوش

از استخدام در آن اداره بود و داشتن شغلی تمام وقت در یکی از

ادارات دولتی برایش آرزو بود، کسی نبود که با این نصیحتها،

صحنه را خالی نماید. لذا نصیحت را نشنیده گرفت و به رفتن به

اداره ادامه داد.

             

حالا بعد از ۳۰ سال از آنزمان، درست در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۵

بود که یکی از بهترین دوستانش که در اداره حتی به برادران دوقلو

معروف شده بودند، بخاطر تکمیل زمان خدمتش، پیشکسوت(بازنشسته)

و از اداره منفک شد.

          

مسئول بازنشستگی اداره به این جوان نیز اعلام نمود که پایان سال،

نوبت پیشکسوتی(بازنشستگی) ایشان فرا می­رسد.

  

پیشنهاد می شود مقاله الهی پیر شی را

      

مطالعه فرمائید.        

                      

ادامه داستان در زمان حال:

داستان زندگی من

این داستان زندگی اداری نگارنده بود، چقدر زود گذشت، ۳۰ سال

(البته با احتساب خدمت سربازی)، مثل برق گذشت. و در حال

آماده شدن برای پیشکسوتی(بازنشستگی) بودم که چند تا اتفاق،

جریان زندگیم را دچار تحول نمود و مرا به وادی تحقیق و تحقق،

در امور پیشکسوتان(بازنشستگان) کشاند.

     

هر چند که خواهی نخواهی، باید وارد این جرگه می­شدم، اما نه بعنوان

مدّرس و مشاور، بلکه بعنوان یک پیشکسوت(بازنشسته)، مانند باقی

پیشکسوتان(بازنشستگان) عزیز که قبل از نگارنده از اداره منفک

شده بودند، چه بسا با مسائل مبتلابه، روبرو میگردید.

        

 

اتفاق اول، در مسیر زندگی:

داستان زندگی من 4

اولین اتفاق در تابستان برایم رقم خورد و در آن زمان، پیرمردی

۱۰۸ ساله در خیابان­های تهران مشاهده شد که پس از سئوال در

خصوص توانائی جسمی و امید به زندگی، اقدام به بالا آوردن پای

خود تا بالای سر خود می­نماید. در گفته­هایش امید به زندگی تا سن

۱۰۰۰ سالگی مثل حضرت نوح را با صدای بلند اعلام می­دارد.

        

 

اتفاق دوم در مسیر زندگی:

داستان زندگی من 9

اتفاق دوم، در محل کارم بود، یکی از همکاران قدیمی با ۸۷ سال

سن بصورت فعال در اداره رفت و آمد دارد و اقدام به خرید و فروش

پوشاک(کت، شلوار، کیف، کفش، کمربند و …) به همکاران بصورت

نقد و اقساط می‏نماید. یکی از موارد مختص به این همکار، این است

که مبلغ قسط در زمان معامله با همکاران، اصلاً برایش مهم نیست،

لیکن، حافظه این مرد، بسیار قوی و مثل یک کامپیوتر است، تمام مسائل

و مبالغ را بدون داشتن هیچگونه دفتر یا رسیدی، در ذهن می‏سپارد.

و اثری از آلزایمر در این مرد وجود ندارد.

        

 

این همکار پیشکسوت(بازنشسته) تا سن ۸۷ سالگی بدون نیاز به

وسایل کمکی(عصا، عینک و …) به کشورهای مختلف سفر کرده

و وسایل قابل فروش را از آن کشورها، به ایران آورده و به همکاران

عرضه می­نماید. هر مرقع که این پیر مرد را می دیدی، یک کیسه

پر از پوشاک دستش بود و در ۱۳ طبقه اداره مشغول تردد بود.

     

 

علت دنبال کردن موضوع و نوشتن کتاب:

چیزی که مرا به فکر نوشتن کتاب “الهی پیر شی” انداخت این بود

که بین آن نفر اول(پیرمرد ۱۰۸ ساله)، و همکار ما که تا ۸۷ سالگی

با شادی و نشاط و بدون نیاز به همراه زندگی می­کرد و بقیه

پیشکسوتان(بازنشستگان) همسن و سالش که از سن ۶۰ به بعد،

باید حتما برای تردد کسی همراهیشان کند، چه تفاوتی وجود دارد.

داستان زندگی من 10

برخی از همکاران در سن ۵۵ تا ۶۰ سالگی، علیرغم داشتن

وسائل کمکی(از جمله عصا و عینک و سمعک و ویلچر)، هنوز

قادر به تردد و انجام کارهای خود نیستند. و تعدادی دیگر از

همکاران به محض اینکه حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را دریافت

نمودند و در منزل ساکن شدند، بر اثر شدت فشارات وارده،

خیلی زود، به دیار باقی می­شتابند.

             

 مقاله الماس ابدی است را از دست ندهید.     

 

علت این همه تفاوت در نوع زندگی و سلامتی چیست؟

داستان زندگی من 5

بخاطر این بر آن شدم که راز تفاوت بین این دو را بیابم. و شروع

به بررسی موارد مبتلابه پیشکسوتان(بازنشستگان) و مطالعه کتب

مربوط به آنان نمودم.

           

در اولین گام، با چندین نفر از پیشکسوتان(بازنشستگان) که به

سنین بالا رسیده بودند و مشکلات عمومی (که بقیه پیشکسوتان

(بازنشستگان) با آنها دست و پنجه نرم می­نمودند) را نداشتند،

مصاحبه نمودم.

             

مصاحبه اول با پیشکسوت(بازنشسته) ۸۲ ساله:

داستان زندگی من 2

یکی از مصاحبه ها با مردی خونگرم که حدود ۸۲ سال از خدا

عمر گرفته بود و حافظه خیلی خوبی داشت، انجام شد. این حافظه

بصورتی بود که در طی چندین دقیقه­ای که با ایشان مشغول مذاکره

و مصاحبه بودم، بارها و بارها، شعرهائی از شعرای نامدار در

موضوعات مختلف، برایم خواند. وقتی علت اینهمه هوش و حافظه

را جویا شدم، رمز عدم فراموشی و سالم بودن حافظه خود را،

مطالعه زیاد کتاب، حتی در همین سن بیان نمود و اعلام داشت

که با وجود اینکه مقداری از بینائی چشمانش کم شده است، اما

روزانه تا کتاب نخواند، آن روز را به پایان نخواهد رساند.

       

 

مصاحبه دوم، با پیشکسوت(بازنشسته) ۷۰ ساله:

داستان زندگی من 13

مصاحبه بعدی با یکی دیگر از پیشکسوتان(بازنشستگان) شهرستانی

بعمل آمد که پس از پیشکسوتی(بازنشستگی) در تهران به یکی از

روستاهای شهرستان طارم رفته و مشغول زراعت و کشاورزی

شده است. در زمان مصاحبه، حدوداً ۸ سال از زمان پیشکسوتی

(بازنشستگی) گذشته بود، کار خود را خیلی بهتر و مفرح­تر از

شغل قبلی خود اعلام می­دارد، لازم به ذکر است که شغل قبلی

ایشان، کار در یکی از شرکتهای خودروسازی تهران بوده است.

         

پس از مصاحبه­های فوق الذکر، شور و هیجان برای یافتن موفق­های

این حیطه چند برابر شد و بدنبال رهبران پیشکسوت(بازنشسته) سالم

و سرپا گشتم. و آن موقع تازه به دوستانی رسیدم که بعد از پیشکسوتی

(بازنشستگی)، سالیان سال، مشغول به کار در ادارات دیگر بودند و

زمانی که از آنها در خصوص پیشکسوتی(بازنشستگی) پرسیدم،

جواب دادند که هنوز پیشکسوت(بازنشسته) نشدند و هنوز مشغول

کار هستند(در صورتی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) آنها حدود

۱۰ الی ۱۵ سال قبل صادر شده بود).

             

 

مصاحبه با پدر ۱۱۰ ساله:

داستان زندگی من 11

در این راه، با کمک یکی از دوستان دیگر که بر اساس قانون جذب

بر سر راهم قرار گرفت، به سراغ یکی از اقوام ایشان که

۱۱۰ ساله بود، رفتیم و جالب این بود که این دائی عزیز(به قول

دوستم) هنوز دندان­های اصلی خود را به دهان داشت. و تنها ناراحتی

ایشان بعد از این مدت، کمی خمیدگی کمر بود که بدون عصا و

کمک از دیگران به صورت خمیده راه می­رفت.

        

علت خمیدگی کمر خود را نیز شکارهای فراوان انجام شده در زمان

جوانی، اعلام داشت و اعلام نمود که هم اینک در روستای خود به

کشاورزی و دامداری مشغول بودند. این فرد پیشکسوت(بازنشسته)،

علیرغم اینکه همسر اول ایشان در زلزله منجیل فوت نموده بودند،

امید به زندگی بالائی داشتند زیرا که از همسر دوم خود، دارای سه

فرزند بودند و فرزند سوم ایشان در زمان مصاحبه تنها ۱۳ سال عمر

داشت و میخواست که در مراسم­های عقد و عروسی این پسر خود

شرکت داشته باشد.

         

 

مصاحبه با پدر ۹۰ ساله:

داستان زندگی من 6

همزمان پس از مصاحبه با دائی عزیز، فرد دیگری معرفی شد

که ایشان ۹۰ سال از خدا عمر گرفته بودند و ناراحتی ایشان این

بود که بخاطر درد پائی که اذیتش کرده بود، مجبور شده بود،

به دکتر مراجعه نماید، و ۴۰ روز در بیمارستان بستری شده بودند.

     

در زمان ملاقات، با وجود درد پا، به تنهائی در اطاق قدم میزد و

بدون اینکه مسأله­ای را فراموش نماید به راحتی صحبت می­کرد.

و از اینکه دیگر نمی­تواند راه برود و تنها روزانه ۲ کیلومتر با

وضعیت فعلی راه میرود، گله و شکایت داشت.(لازم به ذکر است

که منزل این فرد در روستاهای کوهستانی بود)!

       

 

مشت نمونه خروار است،

الهی پیر شی 2

اینها نمونه­هائی از افرادی هستند که می­خواهند زندگی پرثمر و

مفیدی داشته باشند. کسانی که سن تقویمی برای آنها، خیلی قابل

توجه نبوده و تنها به کارهای انجام داده و کارهائی که باید انجام

دهند، فکر می­کنند و در عین حال برنامه­ریزی برای انجام کارهای

آینده دارند.

       

البته تعدادی از دوستان در زمان شروع به کار، می­گفتند که تو

دنبال سالمندان رفتی، نه بازنشستگان، در صورتی که بدنبال کسانی

بودم که علیرغم بالارفتن سن، هنوز خود را پیشکسوت(بازنشسته)

نمی­بینند و به همین دلیل از توانائی بالاتری نسبت به همسن و

سالانشان(اگر وجود داشتند) برخوردار هستند.

     

این عزیزان شاهدان ادعاهایم هستند، زمانی که رموز سلامتی و

شادابی آنها که در اکثر آنها مشترک بود، را یافتم و سعی نمودم در

این سایت، تمام این رموز را در جهت بازگرداندن سلامتی و نگهداری

سلامتی پیشکسوتان(بازنشستگان) به نحو شایسته ارائه نمایم.

  داستان زندگی من 12   

امیدوارم بتوانم، این رموز سلامتی و شادابی، را به طرز صحیح،

با بیانی فصیح، ساده و کامل به اطلاع کلیه عزیزان پیشکسوتان

(بازنشسته) برسانم.

              

من آنچه شرط بلاغ بود با تو گفتم        

     تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال

                       

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

               

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

احترام به خود 4

الهی پیر شی

 

احترام به خود 4

 

 

الهی پیر شی، دعای بزرگترها در حق بقیه است.

بارها و بارها، زمانی که بزرگترها میخواهند برای کسی دعا نمایند،

میگویند: الهی پیر شی. این دعا در برای جوانان، معنی واضحی ندارد،

و جوان­ها نمی­دانند که پیر شدن یعنی چه؟ و شاید بعضی از آنها مثل

یکی از رفقایم، میگفت “من از هیچ چیز نمی ترسم، الا از پیری”.

اما اگر الان میتوانستم به ایشان دسترسی داشته باشم، میگفتم که اگر

بتوانی زندگی متعادلی داشته باشی و امید به زندگی داشته باشی،

پیر شدن، میتواند همراه با داشتن تجربه های گرانبها، نشاط و شادی

و سرگرمی به همراه داشته باشد.

              

بچه که بودم بزرگترها همیشه این دعا روی لبشان بود که

«الهی پیر شی!» آن موقع تعجب می‌کردم که چرا این دعا؟

چرا باید دعا کنیم که کسی پیر شود؟ بعدا فهمیدم که منظورشان

از پیری، عمر دراز است

           

به هرحال قرار نیست تا ابد جوان باشیم. پدر(۱۱۰ ساله) هم همیشه

خمیده نبود. روزی روزگاری مثل بقیه جوان بود.

سن یک عدد است 9           

شاید سرحال‌تر از بقیه جوانها. در کار خدا نمی‌شود دخالت کرد،

ولی واقعا از پیر شدن به معنای «ضعیف شدن و زمین‌گیر شدن»

باید ترسید، و باید راهکارهائی را انجام داد که به این وضعیت دچار نشد.

                 

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است را

        

مطالعه فرمائید.

          

 

الهی پیر شی، دعاست یا نفرین؟

الهی پیر شی 2

در اینجا، ما دقیقاً پیر شدن را می­خواهیم، اما نه “ضعیف شدن”

و “زمین گیر شدن”، که اگر چنین باشد، هیچ بنی بشری، منتظر

چنین پیری نمی­باشد، پیری که دست­گیر اطرافیان باشی و تمام

اطرافیان گریزان(بعلت ضعف و زمین گیر شدن) باشند.

        

ما می­خواهیم شخص در زمانی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)

را دریافت نمود، با کوله باری از تجربیات به شادی و نشاط همراه

با سلامتی کامل خود در این مسیر ادامه دهد. همانگونه که

نمونه­هائی از آنها را قبلاً عنوان نموده­ام.

                   

 

پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

احترام به خود 6

استراحت بدون دغدغه تنها تعریفی است که می­توان از پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشت، اصلی که امروز به واقع برای قشر پیشکسوت

(بازنشسته) ما، غریبه­ای بیش نیست.

         

اگر شخصی در ۲۰ سالگی وارد اداره شود، حدوداً در سن ۵۰ سالگی

به سن پیشکسوتی(بازنشستگی) می­رسد، یا هر سنی که وارد شود،

تا سن ۶۰ سالگی نهایتاً می­تواند در اداره بماند، و بعد از ۶۰ سالگی

را دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می­نامند. این دوران را نیز می­توان

به دو دسته تقسیم نمود:

            

  1. پیشکسوت(بازنشسته) جوان( ۶۰-۷۵) سال
       
  2. پیشکسوت(بازنشسته) پیر (۷۵ سال به بالا)

                    

و اینکه شخص بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) تا چند سال دیگر

در این دنیا بماند، مشخص نیست.

 

و آیا باید برای دوران بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) برنامه­ای

داشته باشیم، یا خیر؟

         

البته تعدادی از افراد، با نگاه بدبینانه­ای که به پدیده پیشکسوتی

(بازنشستگی) دارند، این دوران را، دوران به اصطلاح با

زن نشستن در خانه تفسیر می­کنند، و اگر فرد، از خانم های

بزرگوار باشد، حتماً با مرد نشستن در خانه تفسیر می شود.

             

متأسفانه این فکر در ذهن تعدادی از این عزیزان جای گرفته است.

و به محض دریافت حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)، احساس می­کنند

که دیگر دوران کار و سودمندی تمام شده است. و دنیا و زندگی

برایشان به پایان رسیده است.

          

با دریافت این احساس منفی و پوچی، افسردگی که اولین مهمان

ناخوانده بدن است، به بدن وارد گردیده و با خود بقیه مهمان های

ناخوانده ناصواب دیگر را نیز، وارد بدن می­نماید.

        

در این سنین معمولاً فرزندان، بالغ گردیده و هر کدام به دنبال

زندگی خود می­روند و دیگر امکان توجه کردن به والدین خود

را ندارند.

        

حال که این قشر خوب و با تجربه و زحمتکش، از طرف بعضی

از ادارات و دولت، به فراموشی سپرده شده­اند، و جو ناسالم جامعه

نیز به شایعات در خصوص پیشکسوتان(بازنشستگان) دامن میزند،

بر خود واجب میدانیم که با یاری و مدد از پیشکسوتان(بازنشستگان)

گرامی، فکری به حال افزایش شور و نشاط همراه با سلامتی در این

دوران نمائیم. و زندگی دوم خوب و لذت بخشی را برای خود خلق

نمائیم و دعای دیگران در حقمان(الهی پیر شی) معنی واقعی پیدا نماید.

  

مقاله سن تنها یک عدد است را از دست ندهید.           

 

الهی پیر شی با همکاری و همراهی خود شما:

نگهداری از بیماران 3

در این راه، همراهی شما دوستان عزیز را خواستارم. هیچکس را

به زور نمی­توان خوشبخت نمود. فعالیت­ها و برنامه­های ذکر شده

در این سایت، تا زمانی که اجرا نشود، قابل قضاوت نخواهد بود.

ما هدف­مان را رسیدن به حداقل سن ۱۰۰ سالگی شاد و موفق

قرار دادیم.

            

برای اینکه به این مقصود نائل شویم، این راه را به دو نیم راه

تقسیم نمودیم. یکسری از فعالیت‏ها باید در قبل از رسیدن به این

دوران(زمان اشتغال) برنامه ریزی و انجام شود، یکسری اقدامات

نیز بعد از رسیدن به این دوران و در این دوران باید برنامه ریزی

و به عمل درآید.

                

بر اساس آمار موجود، امید به زندگی در حال حاضر، حدود ۷۵ سال

است، و بر اساس تحقیقات به عمل آمده، بواسطه پیشرفت تکنولوژی،

برآوردها حاکی از افزایش امید به زندگی تا ۲۰۰ سال، در سال

۱۴۰۰ دلالت دارد. ما به صورت خیلی بدبینانه، امید به زندگی تا

۱۰۰ سال را مدنظر قرار داده و برای داشتن زندگی خوب پس از

پیشکسوتی(بازنشستگی) و شروع زندگی دوم و وقت­های اضافه

زندگی و رسیدن به پیری بانشاط و سالم، برنامه­ریزی می­نمائیم.

کتاب الهی پیر شی  

ضمناً الهی پیر شی، نام کتابی  است که در

خصوص ارائه راه کارهای ساده، برای داشتن زندگی

شاد، با نشاط و سالم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به رشته تحریر در آمد است، که می توانید آن را از اینجا

 تهیه نمائید.           

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

ارتباط با خانواده 2 4

هفت گام برای ارتباط خوب با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ارتباط با خانواده 2 1

 

اگر مقاله ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

مطالعه نموده باشید، از اهمیت ارتباط با خانواده در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) با اطلاع شدیم، اینکه چگونه باید این

ارتباط خوب و سازنده را برقرار نمود، خود یکی از مسائلی

است که هر یک از افراد گنجینه نیروی انسانی باید به آن آگاه باشند:

          

کسب این مهارت مهم و ضروری در زندگی اجتماعی خیلی

مشکل نیست. فقط باید بخواهید و تمرین کنید.

در این نوشتار ما به هفت گام اساسی برای یادگیری این

مهارت اشاره می کنیم.

            

مقاله ارتباط با خود در دوران پیشکسوتی

            

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

 

گام اول: گوش دادن:

           

 درحالی که به نظر می‌رسد گوش دادن به دیگران بسیار ساده است،

اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستی به ‌کار ببندد

ارتباط دچار مشکل می شود.

           

 به خاطر داشته باشید تا زمانی که شما به جای تمرکز و دقت در

سخنان دیگران به افکار درونی خود گوش می دهید، قادر نخواهید

بود شنونده خوبی باشید.

                 

 

گام دوم: صریح و صادق بودن:

          

 صراحت و صادق بودن فرایندی است که در ارتباطات انسانی به

شکل نامحسوس اما بسیار موثر نقش بازی می کند.

تاکید میشود این فرآیند قابل دیدن یا شنیدن نمی باشد.

بلکه دو طرف درگیر ارتباط، آن را حس می کنند.

                

اگر ارتباطی فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شک، یا قطع

خواهد شد و یا به شکل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه می یابد.

اگر نتوانیم یا نخواهیم منظور خود را با صراحت بیان نماییم

طرف مقابل به اشتباه می افتد و به حدس و گمان متوسل می شود

و از واقعیت دور می گردد.

ارتباط با خانواده 2 2

 

گام سوم: همدلی و همدردی

             

 اغلب ما زمانی که با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم همواره افکار،

آرزوها ، تمایلات، نگرانیها و ترسهای خود را آشکار می سازیم.

بدین جهت نیاز داریم که دیگران اولا” درک درستی از ما داشته باشند

و ثانیا” با ما در زمینه نگرانیها، ترسها و مشکلاتمان همدلی و

همدردی کنند. همدردی تلاشی است برای درک و فهم نیازی ذهنی

طرف مقابل. برای همدلی باید بتوانیم خود را جای دیگران بگذاریم

و از دریچه چشم آنها نگاه و احساس کنیم. در همدلی شما می توانید

سخن طرف مقابل را تکرار کنید تا بداند که شما منظور او را دریافته اید.

               

 

گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل

            

 ما اغلب در ارتباطات خود با دیگران درصدد ارزیابی آنها برمی آییم

و گاه فکر می کنیم یا باید نظرات و احساسات آنها را رد کنیم و یا به

نوعی (مستقیم و غیرمستقیم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها

تحمیل نماییم. ارتباطاتی که بر پایه این روش شکل می گیرد

غالبا” تداوم نمی یابد و هر دو طرف درگیر در ارتباط را دچار

مشکل می سازد.

               

در نظر گرفتن این نکته که اغلب مردم مانند ما فکر نمی کنند،

احساس نمی کنند و به روش خود به دنیا نگاه می کنند بسیار اساسی است.

ارتباط با خانواده 2 3

 

گام پنجم: مخالفت نمودن به شیوه مناسب

             

 اگر بتوانیم بپذیریم که دیگران مانند ما نیستند آن وقت می توانیم

به شیوه مناسب با نظرات و عقاید آنها که به نظر ما صحیح نیستند

مخالفت کنیم.

           

به عبارت دیگر بدون بحث و جدل مخرب که غالبا” همراه با بلند

کردن صدا، داد و فریاد، خشم و غضب است می توانیم به نتیجه

مناسب دست یابیم. یکی از مناسب‌ترین شیوه‌ها برای مخالفت کردن

با نظرات و عقاید دیگران روش خلع سلاح است. در این روش،

فرد در سخنان طرف مقابل حقیقتی را پیدا می کند (حتی اگر با

مجموعه سخنان او موافق نیست) و سپس در مقام موافقت و تایید

آن حرف می زند.. این روش بر طرف مقابل تاثیر آرام بخش

عجیبی می گذارد.

   

ممکن است روش خلع سلاح را نپذیرد ولی جدل، بی فایده و

همیشه بی سرانجام است، با این شیوه در واقع شما پیروز از

بحث خارج می شوید و طرف مقابل نیز احساس پیروزی می کند

و با آمادگی بیشتری به حرفهای شما گوش می دهد.

              

 

گام ششم: خودشناسی و افزایش آگاهی

           

 شناسایی دنیای ذهنی دیگران، همدلی و همدردی کردن با آنها و

یا به نتیجه رسیدن بحثهای ما با دیگران نیازمند خوشناسی و تلاشی

برای افزایش اطلاعات و آگاهیهای خود جهت شناسایی دیگران و

محیط زندگی است.

              

آگاهی از نقاط قوت و ضعف، ترسها، امیال،‌ آرزوها و نیازهای خود

و پذیرش صادقانه آنها، کمک می کند ویژگیها و وخصوصیات دیگران

را واقع بینانه‌تر ببینیم و آنها را بپذیریم.

              

در خودشناسی پاسخ دادن به سئوالاتی نظیر پرسشهای زیرکمک کننده است:

           

-دوست دارم دوستان و افرادی که با آنها ارتباط نزدیک دارم چه ویژگیهایی

داشته باشند؟

         

-آیا می توانم رابطه صمیمانه و بدون قید و شرط را با دیگران برقرار نمایم؟

-از درگیر شدن در یک رابطه دوستانه چقدر لذت میبرم؟

-میزان تعهد من در ارتباطات اجتماعی چقدر است؟

-در مواقع ضروری چقدر می توانم به دوستانم کمک کنم؟

-آیا در دوستی و ارتباط با دیگران پیش قدم می شوم؟

-زمانی که مسئله یا مشکلی در ارتباط با دیگران پیدا می کنم چگونه عمل می کنم؟

-آیا انتظارات من از دیگران واقع بینانه است؟

     

 باید به خاطر داشت خوشناسی و افزایش آگاهی مستلزم صرف وقت،

صبوری و تلاشی در جهت تغییر ویژگیهای منفی خود است.

علاوه بر عوامل فوق کمک گرفتن از افراد متخصص نظیر روانشناسان

و مشاوران نیز ضروری است.

ارتباط با خانواده 2 4

 

گام هفتم: شناسایی افکار تحریف شده

                

 اکثر ما در ارتباط با دیگران در چارچوب افکار خود و احساسات از

پیش تعیین شده و کلیشه‌ای خود رفتار می کنیم. در بسیاری از این افکار،

تصویر صحیحی از واقعیتها موجود نمی باشد. بدین معنی که ما در

فرآیند پردازش اطلاعاتی که نسبت به دیگران داریم دستخوش خطای

شناختی می شویم. برای روشن‌تر شدن مطلب مثالی بیان می کنیم:

   

آیا تاکنون برای شما پیش آمده است که سایه یک شیء مثل یک تکه

چوب باریک و بلند یا ریسمانی را روی دیوار به شکل مار ببینید؟

مطمئنا” همه ما در طول زندگی بارها تجربیاتی از این دست داشته‌ایم

به این قبیل تجربیات در علم روانشناسی احساس و ادراک، (خطای حسی)

گفته میشود.

          

سیستم شناختی ما نیز بعضاً دچار خطا و تحریف میشود.

این خطاها را روانشناسان شناختی (تحریف شناختی یا خطای شناختی)

می نامند. تحریفهای شناختی مثل آینه و یا دوربینی هستند که اشکال

را به همان گونه که هستند بازنمایی نمی‌کنند، بلکه شکلهای عجیب

و غریب و نادرستی را نشان می دهند.

             

تحریفهای شناختی در ارتباطات انسانی مشکلات فراوانی ایجاد می‌کنند،

لذا باید آنها را شناخت و در جهت تصحیح آنها گام برداشت.

در اینجا به برخی از مهمترین تحریفهای شناختی همراه با مثال

اشاره می کنیم.

  

مثال: یکی از همکلاسی‌ها را در دانشکده می‌بینید و سلام می کنید،

اما او جواب سلام شما را نمی دهد و بی تفاوت از کنار شما می گذرد.

      

در این حادثه: ذهنی که دچار تحریف و خطای شناختی است،

امکان دارد به یکی از شیوه‌های زیر این رفتار را تعبیر و تفسیر نماید.

          

-او چقدر خودخواه و مغرور شده است (پیش داوری)

-حتما” من کاری کرده‌ام (شخصی سازی)

-همیشه دیگران را نادیده می گیرد (تعمیم مبالغه آمیز)

-رابطه‌ام را باید با او قطع کنم (نتیجه گیری و یا تصمیم گیری شتابزده)

                

همانطور که می بینید، هر کدام از شیوه‌های مذکور به نوعی منجر

به قطع یا مخدوش شدن ارتباط ما با دیگران میشود، در حالی که شاید

مسئله اساسی، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحیح و مبتنی بر

واقعیت باشد، که باعث بوجود آمدن این مسئله شده است.

          

باید به خاطر داشت زیر بنای تحریفهای شناختی باورهای غیرمنطقی

است. برای شناسایی این دسته باورها و مبارزه با تحریفهای شناختی

علاوه بر آگاهی، کمک گرفتن از افراد متخصص نظیر روانشناسان

بسیار کمک کننده است.

 

سعی می کنیم این گامها را به خاطر بسپاریم، آنها را به کار بندیم تا

بتوانیم روابط اجتماعی موثر و مستحکم تری با دیگران برقرار کنیم.

            

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

        

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

احترام به خانواده 4

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

احترام به خانواده 1

 

مثل همیشه ساعت ۵ صبح از خواب بیدار شده و پس از ادای نماز

و خواندن دعا برای سلامتی فرزندان و خانواده، لباس خود را پوشیده

و از منزل بیرون میرود.

        

در سر راه چندین دور در پارک کنار خانه، پیاده روی نموده و سپس

برای خرید نان به سراغ نانوائی رفته و یک عدد نان از نانوائی گرفته

و با خود به منزل می آورد.

             

سپس بدون اینکه مزاحمت برای افراد خانه ایجاد نماید، سماور را روشن

و سعی در آماده نمودن صبحانه می نماید. و در زمانی که آب جوش آمده

و به قل قل افتاده است، چای را دم نموده و بوی چای دم کرده، در خانه به

مشام میرسد.

        

آنگاه افراد خانه را به آرامی بیدار نموده و به سفره صبحانه دعوت می نماید.

و با خانواده، صبحانه ای را صرف می نمایند.

             

پس از صبحانه، دیگر حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را دریافت نموده

و دیگر پس از این کار، برنامه دیگری ندارد.

           

و باید خود را تا شب سرگرم نماید. اما چه سرگرمی، مشغول

سرک کشیدن در کارهای اهل خانه میشود.

         

و چون هیچ فردی حاضر نیست، فرد دیگری، حتی والدین در کار آنها،

سرک بکشند، کم کم مشکلات و مسائل فیمابین به وجود می آید.

                            

قصه عزیزان پیشکسوت(بازنشسته):    

احترام به خانواده 4  

این قصه اکثر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) است که بعد از دریافت حکم،

بعد از صبحانه دیگر برنامه ای برای اوقات خود و گذراندن این ثانیه های

ارزشمند عمر خود، ندارند.

           

همانگونه که در کتاب الهی پیر شی به صورت کامل بیان نمودم،

حال اگر این فرد از پیشکسوتان(بازنشستگان) خانم باشند که مشخص

است، کارهای خانه، ادامه این قصه را شامل می شود.(البته اگر

هنوز فرزندان در خانه باشند، و این خانم پیشکسوت، خود را ندید

نگرفته باشد).

                 

و اگر این عزیز از پیشکسوتان(بازنشستگان) آقا باشد و برای خود

برنامه ای نداشته باشد، و بخواهد در خانه بماند، این مشکل و مسأله

کاملاً آشکار شده و خود را نمایان می سازد.

             

بعضی از گنجینه های نیروی انسانی نیز هستند که متأسفانه راه دیگری

را برای گذراندن اوقات خود، انتخاب می نمایند و آن هم رفتن به پارک

و صحبت با دیگر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ای است که در پارک

گرد هم جمع شده اند.

         

چرا عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نمی توانند با خانواده ارتباط برقرار نمایند؟

چرا با مداخله در کار افراد خانواده، ارتباط با آنان را دچار اختلال می نمایند؟

ما در این مقاله سعی داریم این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

      

پیشنهاد می شود، مقاله اولین سطح ارتباطات در دوران پیشکسوتی

           

(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

 

                             

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ارتباط با خانواده 3

در جوامع انسانی، خانواده به گروهی از افراد گفته می‌شود که با

یکدیگر از طریق هم‌خونی، تمایل سببی، و یا مکان زندگی مشترک

وابستگی دارند.

          

ارتباط به معنی انتقال اطلاعات از یک فرد به فرد دیگر است.

ارتباط فرآیندی است که طی آن افکار، عقایـد و احساسات یک فرد

به فرد دیگر منتقل می شود ارتباط فرآیندی است آگاهانه یا ناآگاهانه،

خواسته یا ناخواسته که از طریق آن احساسات و نظرات به شکل

پیامهای کلامی و غیر کلامی بیان، ارســال، دریافت و ادراک می شوند.

              

بنا به تعریفی دیگر ارتباط فرآیند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده

به شرط این که ذهنیات مورد نظر فرستنده به گیرنده پیام انتقال یابد

و بالعکس می باشد.بیشتر مردم حدود ۷۵ در صد زمان بیداری خود

را صرف برقراری ارتباط ، تبادل اطلاعات، افکار و عقاید با

دیگران می نمایند.

                             

ارتباط چیست؟ 

                      

ارتباط، فرآیندی پویاست یعنی پدیده‌ای که کیفیت و کمیت آن متغیر

است ولی در مسیر زمان همیشه جریان دارد و نمی‌توان برای آن

آغاز یا پایانی متصور شد. ارتباط، امری اجتناب ناپذیر است و

همه اجزای جهان خواسته یا ناخواسته با یکدیگر ارتباط برقرار

می‌کنند ارتباط مهمی است.

                 

 

 ارتباط حتی در سکوت و میان اجزای بی ‌جان نیز وجود دارد.

همه اجزای پیرامون ما با ما در ارتباط‌ اند و پیام‌هایی را به ما

منتقل می‌کنند زیرا بدون انتقال اطلاعات زندگی دشوار می‌شود.

ضعف در مهارت های اجتماعی منشا بسیاری از آسیب ها،

از جمله ترک تحصیل، کم سوادی، فقدان موفقیت تحصیلی،

خشونت، بزهکاری و اعتیاد است.

             

در حقیقت در مهارت برقراری رابطه موثر می خواهیم شیوه

صحیح یک ارتباط کلامی و غیرکلامی را بیاموزیم تا بتوانیم

نظرها، عقاید، خواسته ها، نیازهای خود را اعلام نمائیم.

      

حال این ارتباط در داخل خانواده و با افراد خانواده انجام شود،

ارتباط خانوادگی نامگذاری می شود.

        

 

مقاله ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

                

چرا ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از

اهمیت برخوردار است؟

احترام به خانواده 2

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که افراد بیشتر در خانه هستند

و ارتباط بیشتری مابین خانواده وجود دارد، ارتباط صحیح و درست

در بین خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا که اگر فرد

پیشکسوت(بازنشسته) نتواند ارتباط خوبی با خانواده داشته باشد،

مسلماً نخواهد توانست از احترام و جایگاه خوبی در خانواده برخودار

باشد و خانه را برای خود و خانواده محیطی غیر صمیمی می سازد.

           

به علت طولانی شدن بحث، اینکه چطوری می توان در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط خوبی با خانواده برقرار نمود

را در مقاله بعدی دنبال نمائید.

                

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

احترام به خود 5

احترام به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

احترام به خود 5

 

احترام به خود در کل زندگی مهم و ضروری است، و این ضرورت،

زمانی که ما به دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) وارد می شویم،

از اهمیت بالاتری برخوردار است.

 

                   

زمانی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را بعد از ۳۰ سال خدمت

از طرف محل اشتغال به ما تحویل می شود، اکثر عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) متأسفانه این حکم را به معنای حکم تعلیق از همه امور

زندگی خود تلقی می نمایند و خود را گوشه نشین و عزلت نشین

می نمایند.

احترام به خود 6

            

در صورتی که این حکم مدال باتجربگی و پیشکسوتی است

و به معنای آن است که مسئولیت ما سنگین تر شده و اگر

تا کنون تنها به محل کار رفته و وظیفه مدیریت و هدایت خانواده

را نیز به عهده داشتیم، الان وظیفه انتقال تجربه، تخصص و مهارت

خود به دیگران و نسل بعد را نیز به آن اضافه شده است.

 

                 

پس باید برای انتقال تجربیات به دیگران، ارتباطات مؤثر را بدانیم

و یکی از اولین اصول ارتباطات مؤثر چیزی نیست،

جز احترام به دیگران.

 

               

و کسی که نتواند به خود احترام بگذارید، مطمئناً به دیگران نیز

احترام نخواهد گذاشت.

 

               

نتیجه می گیریم که فرد پیشکسوت(بازنشسته) در درجه اول

باید به خود احترام بگذارد تا بتواند به دیگران نیز احترام بگذارد.

 

                    

پیشنهاد می شود، مقاله احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

         

را نیز مطالعه فرمائید.

                 

احترام به خود به چه معناست؟

احترام به خود 1

اِحتِرام احساسی مثبت از ارج نهادن و اعتنا به فرد یا شی‌ای است

که فرد احترام ‌گذارنده آن را سزاوار احترام می‌شمارد.

           

احترام به خود به معنای طرز فکر، افکار و احساس نسبت

به خود است.

 

            

روانپزشکان معتقدند احترام به خود، برمی گردد به ارزشی

که فرد برای خود قائل است. هرچقدر این ارزش قوی تر و

پخته تر باشد این احساس نیزدر سطح بالاتر و به طور

فراگیرتری شخصیت فرد را دربرمی گیرد. به این ترتیب آنچه

افراد از خودشان تعریف و تصور می کنند بر انگیزه ها، نگرش ها

و رفتارشان در سراسر زندگی تاثیر می گذارد.احساس احترام به

خود در سطح پایین معمولا با گروهی از مشکلات دیگر مثل

ضعف دانش و اطلاعات، عدم موفقیت در انجام وظایف،

ضعف در اتباطات خویشاوندی و دوستانه، خشونت و اختلالات

عاطفی مثل افسردگی همراه است.

 

                          

مقاله زندگی کنیم با فقط زنده باشیم؟ را نیز مطالعه فرمائید.

            

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به خودمان

           

احترام بگذاریم؟

احترام به خود 2

احترام به خود یک اصله. وقتی فردی خودش رو دوست نداره،

به خودش حس خوبی نداره، به خودش احترام نمیذاره،

یا رفتاری میکنه که طرف مقابل رو به بی احترامی وادار می کنه،

چطور میتونه از دیگران توقع احترام داشته باشه؟

تنها زمانی دیگران به آدم احترام میذارن که خود فرد برای خودش

اهمیت و ارزش قائل باشد.

 

                 

هیچ کس رو نباید بیشتر از خودتون داشته باشید. حتی کسی رو که

عاشقش هستید. وقتی دیگران رو بیشتر از خودتون دوست داشته باشید

یعنی اونها میتونند بهتون بی احترامی کنند و شما چون اونو بیشتر

از خودتون دوست دارید باید سکوت کنید.

 

                 

و در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) فرد که با کوله باری از

تجربه و تخصص همراه است، باید مورد احترام اطرافیان و از

جمله خانواده باشد، و اگر این گنجینه نیروی انسانی نتواند به

خودش احترام بگذارد، مطمئناً دیگران نیز احترام گذاشتن به

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) طفره رفته و بی احترامی می نمایند

(متأسفانه نمونه بارز این اخلاق را می توانید به کرات در

جامعه شاهد باشید)

          

                              

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به خودمان

احترام بگذاریم؟

احترام به خود 3

در ذیل ۸ روش برای اینکه به خودمان احترام بگذاریم آورده

شده است برگرفته از مقاله

How To Respect Yourself More است و

با انجام این موارد می توان احترام به خود را تضمین نمود:

        

 

۸ راه برای رسیدن به احترام به خود

 احترام به خود 4    

  1. به کمتر از آنچه دوست دارید رضایت ندهید.
    شما شایسته بهترین ها در زندگی هستید: از جمله بهترین
    احساس، بهترین لباس، بهترین زندگی و ….
              
  2. درباره خودتان بد صحبت نکنید. اجازه ندهید اشتباهات و
    ضعف های شما تعریف کنید که چه کسی هستید. 
    نمی گویم،
    “من بازنده هستم، هیچ کس مرا دوست ندارد، خودم را نفرین
    می کنم”. شما به زودی به آنچه که می گویید ایمان می آورید.
    از سوی دیگر، اگر به خودتان بگویید «من یک شخص ارزشمند
    و احترام هستم»، شما آن را در مورد خودتان باور دارید.
    خودتان را از نقاط قوت خود و کیفیت هایی که برای ارائه به
    دیگران ارائه می دهید، یادآوری کنید.
                                      
  3. اجازه ندهید که کسی شما را مجبور کند یا کاری را انجام دهید
    که نمیخواهید انجام دهید یا آن را فقط برای به دست آوردن
    تایید یا دوستی خود انجام دهید.
     
    یک سخن قدیمی وجود دارد
    که می گوید: “با خودتان، همیشه صادق باشید.”
  4. در هیچ شرایطی قوانین اخلاقی خود را نقض نکنید. همیشه
    افرادی وجود دارند که خود را با خودکفایی ضعیف تطبیق
    می دهند، زیرا آنها چیزهای بی توجهی را مرتکب شده یا
    قوانین اخلاقی خود را نقض کرده اند و از خودشان متنفر هستند.
                                     
  5. احساسات خود را کنترل کنید. بخشی از احترام به خود،
    یادگیری نحوه اداره کردن احساسات شما بدون ایجاد مشکلات
    بیشتر برای خودتان است. هنگامی که ما خشم خود را از بین
    ببریم و به شیوه ای مخرب آسیب برسانیم، تنها باعث می شود
    که ما بعد از آن خجالت بکشیم، روابط را از بین ببریم و منجر
    به عزت نفس پایین شود.
    احترام به خود 8                                           
  6.  دانش خود را افزایش دهید آرزوها و منافع جدیدی برای خود
    ایجاد نمائید. سرگرمی های جدید پیدا کنید تا آنجا که ممکن است
    یاد بگیرید. یادگیری در مورد چیزهایی که در اطراف شما اتفاق
    می افتد، توانایی و درک ذهنی شما را گسترش می دهد و به شما
    هوشمندانه صحبت می کند تا به طیف وسیعی از افرادی که می بینید.
    همانطور که همه فرصت های مختلفی که این دنیا ارائه می دهیم
    کشف می کنیم، بیشتر درباره آنچه شما شخصا باید به مردم اطراف
    خود ارائه دهید، بیشتر بیاموزید.
                                      
  7. با خدا ارتباط برقرار کنید. بدانید که خداوند شما را دوست دارد
    و به شما احترام می گذارد، پایه ای برای احترام به خودتان است.
    پس از همه، خدا همه چیز را در مورد ما می داند و هنوز هم
    ما را دوست دارد.
    احترام به خود 7                                                                         
  8. مسئولیت پذیر باشید. مسئولیت انجام کارهایی را که باید انجام
    دهید، شخصاً به عهده بگیرید.
    مثل: مراقبت از خودتان. دندان های خود را بشویید، موهای خود
    را شانه کنید، به سادگی لباس بگذارید، خوردن آنچه که برای شما
    خوب است، و نوشیدن آب. مهمتر از همه، مراقبت از خودتان،
    خواندن کتاب مقدس و دعا کردن است. فقط انجام آنچه شما می دانید
    درست است که انجام می دهید، احترام به خودتان را به سرعت
    افزایش می دهید – آیا انجام تکالیف، خواندن خانه ها و یا نشان دادن
    کار به موقع است؟

   احترام به خود 9                 

در اینجا چند ایده سریع تر درباره ی احترام به خود آورده شده است:

              

۱٫به دیگران توجه کنید.


۲٫ سریعاً به دیگران ببخشید.

۳٫ برخورد مهربانه با همه کسانی که ملاقات می کنید داشته باشید.
این افراد هرگز احساس بدبختی نمی کنند.


۴٫ اطرافیان را به انجام کارهای مثبت تشویق نمائید.


۵٫ دروغ نگو هنگامی که شما به طور مستمر صداقت داشته باشید،
به خودتان هدیه یی ارزشمند از وجدان روشن می دهید.

۶٫تصمیمات خوب بگیرید.

                

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

خدمت به خود 1

خدمت به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

خدمت به خود 1

 

خدمت به خود از خیلی وقت ها قبل به دست فراموشی

سپرده شده است.

         

دقیقاً از چه زمانی؟

              

از زمانی که به فرد دیگری دلبسته شده و زندگی

جدیدی را با فرد جدید، آغاز می نماییم.

       

از همان زمان، دیگر خود را دیدن به خاطرات پیوسته و

از آن به بعد “دیگران” جای “خود” را در ذهن و فکر 

می گیرد و اکثریت اعمال و رفتار ما به دیگران تخصیص

می یابد.

            

و از زمانی که در محلی(اداره، کارخانه، کارگاه، سازمان

و …) مشغول به کار و فعالیت می گردیم، فعالیت و اهداف

محل کار نیز جای اهداف شخصی را گرفته و فکر و ذهن

را به سمت خود کشیده و حتی در زمانی که با خانواده

هستیم، نیز افکار و کارهای محل کار رهایمان نمی کند.

              

و به زمانی می رسیم که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)

را در دستان ما می گذارند و ما را راهی منزل می نمایند.

               

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عده ای از عزیزان،

دیگران را از فکر و ذهن خود بیرون رانده و خود را جایگزین

آنها می نمایند و به فعالیتهای مورد علاقه خود مشغول

می گردند.

   

لکن اکثریت این گنجینه های نیروی انسانی، با توجه به

شرایط ویژه ای که برایشان بوجود می آید، همچنان دیگران

را در سرجای خود قرار داده و برای تأمین معاش و راحتی

و آسایش خانواده و اطرافیان تلاش می نمایند.

             

حال سئوال این است که این تلاش برای دیگران تا چه

زمانی باید ادامه یابد؟

     

آیا تا پایان زندگی، نباید به فکر خود باشیم و همیشه

دیگران(خانواده، فرزندان، اطرافیان و …) باید جامعه هدف

ما باشند.

             

در این مقاله بر آنیم که با نگاهی به وضعیت خود موارد

را بررسی و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.

           

 

پیشنهاد می شود مقاله ثبت لحظات در دوران

            

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

 

                            

 

خدمت به خود چیست؟

خدمت به خود 3

تعریف کلاسیک خدمت عبارتست از کالایی غیر مادی

و غیر قابل لمس، که مالکیت و دارایی به همراه ندارد

و قابل ذخیره یا جابجایی نیست.

معمولا در لحظه مصرف به وجود آمده و بعد از مصرف

از میان می رود.

 

خدمات به هرگونه فعالیت یا مزیت گویند که از یک

طرف به طرف دیگر ارائه می‌شود و لزوماً نامحسوس

است و مالکیت چیزی را به دنبال ندارد.

 

خدمت به خود نیز شامل کلیه فعالیتهائی می شود

که شخص و فرد تنها و تنها برای سلامتی، شادی،

نشاط و شادابی و علاقه خود انجام می دهد.

              

                 

چرا خدمت به خود، در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از اهمیت ویژه ای برخوردار است؟

کنترل علائم تندرستی 5

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با بسیاری از

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که مصاحبه نمودم و

با من در تماس بودند، اکثراٌ از مسائل و مشکلات

همسر، فرزندان و خانواده خود می گفتند و پس از

کلی کلنجار رفتن با آنها، این عزیزان حاضر می شدند

که از مسائل خود نیز پرده بردارند.

          

                

اگر گنجینه های نیروی انسانی بدانند که اول باید به

خود رسیدگی نمایند و سپس خانواده و اطرافیان را

مدنظر خود قرار دهند، می توانند به خود بیشتر از قبل

رسیدگی نموده و محافظت نمایند.

            

  

مقاله رهائی از بیماری با ندای درون در دوران

              

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.       

                       

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به خود خدمت نمود؟

حواس پنج گانه 8

خدمت به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به نظر نگارنده از سلامتی شروع می شود، و به

فعالیت های اقتصادی و فعالیت هایی برای تفریح و

شادی خود خاتمه می یابد.

 

در جهت خدمت به خود، می توان خدمت به روح خود،

خدمت به جسم خود را در برنامه های خود داشته باشیم.

      

               

۱ خدمتگزاری به جسم خود در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

      

واضح و روشن است که هر شخصی دارای سر،

چشم، گوش، بینی، دهان،گردن، سینه، کمر،

شکم، پا، انگشت و سایر اعضای ظاهری بیرونی

است. و این را هم می دانیم که هر انسانی دارای

یک سری اعضای داخلی مثل : قلب، کلیه، شش،

کبد، مغز، رگ، عصب و غیره است.

        

               

خدمت به اعضای بیرونی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

خدمت به خود 4

برای خدمت به اعضای بیرونی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با به دو صورت اقدام نمود:

         

یکی برطرف کردن احتیاجات و لوازم مادی،

دیگری برطرف کردن احتیاجات معنوی است.

         

با تهیه پوشش مناسب برای جسم خود اولین قدم

را برای خدمت به خود برداشتیم.

       

خدمت بعدی که می توان به جسم خود ارائه داد،

تغذیه است.

تغذیه شامل: حمام کردن(لامسه)، غذا خوردن(جسم)

و خوابیدن(روح) است.

         

اما بحث خدمت گذاری به خود در زمینه جسم چیزی

فراتر از حمام و غذا خوردن و خوابیدن است.

      

حمام بخش کوچکی از نظافت و بهداشت است

که در حق خود روا میداریم. از جمله راههای دیگر

بهداشت و نظافت که خدمت به جسم خود است،

دفع موهای زائد بدن، گرفتن ناخن انگشتان پا و دست،

شستن لباسهایی که می پوشیم به خصوص لباسهای

زیر، دوری کردن بدن خود از هر گونه آلودگی یا عواملی

که سبب زخم و آسیب و ناهنجاری در جسم می شوند و … .

        

انجام دادن حرکات موزون با دست و پا و اعضاء بدن که

به آن نرمش و در سطح بالاتر ورزش می گویند،

از دیگر خدمات به خود است.

نرمش و ورزش برای سلامت نگهداشتن نه تنها جسم

بلکه روح و روان هم بسیار مؤثر است.

خدمت به خود 5

حفاظت و نظافت و سالم نگهداشتن پوست و مو و

ناخن و دندان ها و تمام اعضای بیرونی مثل چشم و

گوش و دهان و بینی و دست و پا و … از مهمترین

خدمتگزاری یک شخص به خود می باشد.

    

 

خدمت به اعضای درونی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی):

خدمت به خود 7

و اما خدمتگزاری به اعضای درونی کمی مهمتر از

خدمت گذاری به اعضای بیرونی است.

        

 مهمترین عواملی که در سلامتی و صحت این اعضا

دخالت دارند، عبارتند از : تغذیه سالم، ورزش، رعایت

بهداشت و نظافت، حتی عواملی چون محبت و

اخلاق درست و … .

        

 

عواملی هم باعث اختلال در این اعضاء حیاتی

می شوند، عبارتند از : استفاده از مخدرها و مشروبات،

پرخوری بی رویه و تغذیه ناسالم، تحرک نداشتن و

دوری از ورزش، رعایت نکردن بهداشت و نظافت و … .

            

             

 ۲ خدمتگزاری به روح در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی):

زندگی کردن 3

در دین اسلام و کتاب مقدس قرآن و سخنان بزرگان

نبی و ائمه اطهار، از تمام صفات و خصوصیات و رفتارها

و آداب و اخلاق و افکار و تصورات و ذهنیات و … انسان،

سخن های فراوانی بیان شده است. صفات و خصوصیاتی

چون : مهربانی، بخشندگی، صداقت، فداکاری، وفاداری،

ایثار، پاکی، نجابت، عفت، جوانمردی، خوش بینی،

خودباوری، امید، توکل و …. .

               

         

غیر از این صفاتی که بیان شد، که بی شک سرچشمه

و منشأ آنها روح است، عوامل و کارهایی هم در نظر گرفته

و در احکام و قوانین مذهبی بیان شده است تا فرد

از این طریق بتواند به روح خود خدمت کند. از جمله این

کارها می توان به : نماز خواندن، روزه گرفتن، قرآن خواندن،

زیارت اهل قبور بالاخص زیارت مراقد مطهره و پاک انبیاء

و ائمه اطهار و …. .

      

 

 

شخص برای خدمتگزاری واقعی به خویش، باید این

اعمال را انجام دهد، تا به خویشتن احترام گذاشته

باشد و خود را به واسطه آنها از شر و گزند هر بدی

و پلیدی در امان نگه دارد.

                

وقتی شخص موفق به خدمتگزاری به روح و جسم

خود بشود، بی شک یکی از بهترین خدمتگذاران به

دیگران و خانواده و جامعه خواهد شد. چنین شخصی

بی هیچ شکی، نمونه و الگوی خدمت گذاری برای

خود، دیگران و از همه مهمتر خالق یکتا خواهد بود.

                

                             

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

       

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.