آرامش 1

آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

آرامش 1

در زمانی که فرد بازنشسته می شود، سطح استرس

و نگرانی از کار، به میزان قابل توجهی کاهش می یابد.

و پس از آن خود شما دیگر مسئول دادن مهلت و زمان

برای رفت و آمدهای روزانه خود هستید.

        

در هفته های اول، آرامش نداشتن استرس

زمان بندی های کار و شغل، به خوبی می تواند برای

فرد قابل درک باشد و عدم استرس در آن زمان را با

تمام وجود احساس نماید. لکن این زمان آنقدر کوتاه

است که تنها یک حس کوچک از آن برای فرد می ماند.

         

اما بعد از چند ماه، دیگر آن آرامش را در خود نمی یابید

و همین نداشتن استرس خود می تواند باعث افسردگی

و نداشتن برنامه باشد.

            

این دامی است که اکثر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

در آن گرفتار شده و افسردگی کمترین ثمره این دام

می باشد، لکن بعضی از گنجینه های نیروی انسانی

هستند که قبل از اینکه حکم را دریافت نمایند،

برای خود برنامه ریزی لازم را نموده و آماده ورود به این

دوران شیرین و جذاب می شوند و نه تنها به خوبی

می توانند از این آرامش بعد از دریافت حکم، استفاده نمایند

بلکه همین آرامش را دستمایه برنامه ریزی های آتی

برای شادی، نشاط و سلامتی خود قرار می دهند.

       

چگونه است که بعضی افراد از آرامش بوجود آمده به

خوبی استفاده می نمایند؟

   

چرا بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بعد از

آرامش دچار افسردگی می گردند؟

             

ما در این مقاله سعی داریم به سئوالات بالا پاسخ گفته

و آن را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

       

          

پیشنهاد می شود، مقاله راه کار برای رفع استرس

        

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.


آرامش چیست؟

آرامش 2

در فرهنگ لغت معین آرامش به: آرمیدن، فراغت،

صلح، آشتی، ایمنی و امنیت معنا شده است.

            

آرامش یک حس است که فقط و فقط از درون هر فرد

نشأت می گیرد و اگر درون هر فرد، دارای آرامش و

امنیت باشد، فرد نیز آرام می باشد و از زندگی لذت

کافی را خواهد برد.

 آرامش 5          

آرامش یعنی لذت بردن از هر چیزی، کوچک، کم، ناچیز.

 

                                  

چرا آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم می باشد؟


تعدادی از افراد بر اساس خصوصیات درونی خود،

خودشان آرامش را از خودشان سلب می نمایند،

بعنوان مثال، فردی که احساس حسودی دارد،

نمی تواند موفقیت و رشد افراد دیگر را ببیند و مرتباً

برای خودش استرس و ناراحتی را دعوت می نماید.

یکی از همکاران سابق ما، که هم اکنون به جرگه

پیشکسوتان(بازنشستگان) پیوسته است، همیشه

برای دیگران خوشبختی و سعادت می خواست و هم

اکنون نیز که بعد از سالیان سال، ایشان را ملاقات

می نمائید، فقط کمی موهای سرش رو به سفیدی

می گراید.

رضا پرسوته

هر زمانی که ایشان را ملاقات می نمائید، از حس آرامش

و راحتی که دارد، شما نیز می توانید منتفع گردید، به قول

خودشان، “من اگر نتوانم به فردی کمک نمایم، حداقل

سعی می نمایم که به او ضربه وارد ننمایم”.

           

رضا پرسوته

البته لازم به ذکر می باشد که اکثر افرادی که چنین حسی

را دارند، را می توان به خوبی در اطراف خود مشاهده نمود

و نکته قابل ذکر اینکه، کسانی که از آرامش خوبی برخوردار

می باشند، اکثراً از سلامتی و نشاط بهره می برند.

          

در مقابل آنها، افرادی که به هر نحو، خود را از نعمت آرامش

محروم می سازند، یا بوسیله افکار خود، آرامش را از خود

سلب می نمایند، به هیچ وجه، سلامتی را در آنها در سنین

پیشکسوتی(بازنشستگی) نمی توانید بیابید.

        

پس سلامتی، شادی و نشاط در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با آرامش رابطه مستقیم دارد و فردی

که آرامش دارد، از سلامتی نیز برخوردار است.

              

 

                           

مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

               

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به آرامش دست یافت؟

آرامش 2

همانگونه که در اول مقاله نیز ذکر شد، آرامش تنها از

درون هر فرد نشأت می گیرد و فرد باید آرامش درونی

برای خود فراهم نماید.

              

برای رسیدن به آرامش می توانید از روشهای ذیل،

به این مهم دست یابید:

                             

  • به مشکلات در زندگی با دید دیگری بنگرید و با برداشتن
    حرف “م” از اول آنرا به شکلات تبدیل و سعی نمائید، در
    درون آن آرامش و آسودگی را بیابید.
         
  •                                               
  • به کودک درون خود توجه ویژه داشته باشید، گاهی لباس
    با طرح های کودکانه بپوشید. چنین کاری یادآور روزهای
    شاد زندگی شما است.
       
  •                                       
  • با برداشتن تفاوت ها میان شخصیت ها، آرامش را به زندگی
    خود فراخوانید. تا زمانی که خود را فردی می دانید که هیچ
    کسی نتواند به شما، انتقاد نماید و کار خود را مهم می داند
    و با خشنودی که از این طریق فراهم می شود به آرامش
    دست می یابد.
                    
  •                                        
  • هنگامی که بحث و تعارضی در زندگی بوجود می آید،
    سعی نمائید به سادگی از بحث دوری گزینید و آن را
    به زمانی دیگر موکول کنید و از آرامشی که می توانید
    بدان دست یابید شگفت زده شوید.
        
  •                                            
  • رنگ سبز در دستیابی روح آشفته به آرامش، اثری
    جادویی دارد.
                     
  •                                   
  • تا می توانید در لحظه زندگی نمائید و جزئیات جذاب هر
    لحظه را دریابید. از هر صدا و رنگ نشاط آور شادمان شوید،
    از چنین راهی است که آرامش فرا می رسد.
       

  • در هر جا و مکانی، به دنبال زیبائی ها باشید، و سعی
    نمائید در بالا بردن زیبائی آن محل، شما نیز سهمی
    داشته باشید.
                 
  •                                 
  • کلمات محبت آمیز می توانید هم در خود و هم در شنونده،
    احساسی نیکو ایجاد نماید.
       
  •                                                     
  • هر چیزی را که می توانید تغییر دهید، تغییر دهید و هر
    چیزی را که نمی توانید تغییر دهید، به همان صورت بپذیرید.
  •                                             
  • گذشت، آرامش فراونی به زندگی وارد می نماید، و هر چه
    بیشتر گذشت داشته باشید، در انجام تمرین های آرام بخش
    تواناتر خواهی بود. با گذشت بیشتر، تشویش زندگی را کمتر کنید.
                       
  •                         
  • خوش رو و خوش مشرب باشید و با زبان خوب با دیگران
    سخن بگوئید، هر چه بیشتر خوشرو و خوش مشرب باشد،
    آرامش بیشتری را به زندگی خود وارد می نمائید.
       
  •                                                  
  • همیشه در جستجوی تغییر باشید و از داوری مهراسید.
    گشاده رو و تن آرام، تغییر را بپذیرید.
                
  •                                                
  • در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز می توان گریست،
    در زمان های نیاز، آرامش بعد از گریستن را از دست ندهید.
      
  •                                                                 
  • به هنگام تنش به کاری دیگر بپردازید. جایی بایستید که
    غالباً توقف نمی کردید؛ جایی بنشینید که تاکنون
    نمی نشستید؛ به گونه ای بیندیشید که تاکنون نمی اندیشیدید.
  •                          
                                                       
  • معجزه آرامش را در باورهای دینی خود، کاملاً درک نمائید.
    بی تردید یکی از آرامش بخش ترین رفتارها، روی آوردن به
    نیایش و نماز است.
    آرامش 4

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

                    

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

تغییر سئوال 5

تغییر سئوال در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

تغییر سئوال 3

تغییر سئوال در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آنجا

شکل گرفت که با بسیاری از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) که مصاحبه می نمودم، اکثراً این مطلب

را عنوان می نمودند که چرا مسئولین صندوق، کانون،

محل اشتغال، بیمه و … فکری به حال این گنجینه های

نیروی انسانی نمی نمایند.

                 

 

آیا براستی فقط مسئولین ذکر شده در بالا، باید به حال

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) فکری کنند؟

             

آیا گفتن چرا در محاورات، می تواند زندگی ما را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) دچار تغییر و تحول مثبت نماید؟

                  

چرا ما باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سئوالاتمان

را تغییر دهیم؟

             

در این مقاله بر آنیم که این موضوع را مورد بحث و بررسی

قرار دهیم.

            

با ما همراه باشید

                    

پیشنهاد می شود، مقاله دیدن زیبائیها در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.

       

تغییر سئوال چیست؟

تغییر سئوال 1

اکثر سئوالاتی که عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) مطرح

می نمایند، با چرا شروع می شود، و اینکه چرا مسئولین

با ما اینگونه رفتار می نمایند؟

 

         

چرا محل اشتغال، فکری به حال وضعیت معیشت ما

پیشکسوتان(بازنشستگان) نمی نمایند؟

           

چرا بیمه، در خصوص بیماریهای گنجینه های نیروی انسانی،

تعهد و مسئولیت ندارد؟

 

              

و دهها و شاید صدها سئوال دیگر که روزانه هر پیشکسوت

(بازنشسته) از خود می نماید.

          

تغییر سئوال به این معناست که سئوالهائی که روزانه و بارها

و بارها، پرسیده می شود، را با کمی تغییر، بتوانیم خودمان

پاسخگو باشیم.

           

تغییر سئوال بدین معناست که شاید تنها با تغییر در بیان،

لحن، کلمات سئوال، حتی جواب نیز در دل سئوالات نهفته باشد.

 

         

بعنوان مثال: بله، با بله، و بله، و بله – شاید از نظر املائی

یکسان باشد، اما هر کدام را با لحنی می توان مطرح نمود،

که یکی سئوالی باشد، دیگری تأئید باشد، آن یکی تعجب

باشد، آن دیگر نهی کردن باشد و ….

 

         

مشاهده نمودید که تنها با تغییر لحن، از یک کلمه، معانی

متفاوتی را میتوان دریافت نمود.

 

                  

مقاله تجمع در مقابل ندیدن خود، در دوران پیشکسوتی

 

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

          

چرا تغییر سئوال در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

تغییر سئوال 2

شاید این مطلب که می خواهم مطرح نمایم، پذیرش

آن کمی سخت باشد، لکن تا زمانی که این امر عملی

نشود، تغییر مثبتی در زندگی، رخ نخواهد داد.

 

            

تنها با تغییر در بیان سئوالاتی که ما مطرح می نمائیم

می توان، زندگی را به طور کل تغییر داد.

              

زیرا سئوالاتی که با چرا، شروع می شود، ذهن ناخودآگاه

همیشه به دنبال مضرات و مشکلات فرد و جامعه می رود،

و مدام مسائل و مشکلات جسمی، روحی، قوای جسمانی

و وضعیت جامعه و … را جلوی چشم فرد ردیف می نماید.

 

تغییر سئوال 4               

لکن سئوالاتی که با چگونه مطرح می شود، به صورت خیلی

سریع و فوری، توسط ذهن ناخودآگاه و جستجوگر، جوابهای

خیلی عالی و دست اول ارائه خواهد شد.

 

                

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تغییر سئوال را اجرا نمود؟

تغییر سئوال 5

کار سخت و طاقت فرسائی نیست، تنها با تمرین این امر

کاملاً محقق می شود و شما می توانید در کوتاه مدت،

به نتایج شگرف آن دست یابید.

 

           

کافی است که به جای اینکه بگوئید چرا مسئولین برای

تأمین معیشت ما پیشکسوتان(بازنشستگان) کاری

انجام نمی دهند؟

 

و ذهن ناخودآگاه به دنبال نواقص و مشکلات خودمان و

جامعه ای که در آن زندگی می نمائیم برود و جوابهائی

از قبیل اینکه، جامعه صاحب ندارد، ما قدرت نداریم با

آنها مقابله نمائیم، آنها بر مسند قدرت نشستند و هر

کاری دلشان می خواهند انجام می دهند و ….

                  

بسیاری از جوابهائی که تغییر هیچ یک از آنها، در دست

و اختیار ما نخواهد بود، سئوال نمائیم، مسئولین در حال

حاضر شاید افکار دیگری داشته باشند، ما چگونه

می توانیم وضعیت معیشیتی خود را دگرگون سازیم؟

یا چگونه می توانیم ارتباطات خود را بهبود سازیم؟

یا چگونه می توانیم به همنوعان خود خدمت بیشتر نمائیم؟

 

 

            

این سئوال به خوبی می تواند ذهن ناخودآگاه ما را قلقک

داده و خیلی سریع به جای اینکه به سراغ کاستی ها و

نواقص زندگی ما و جامعه برود، به سراغ توانائی های ما

و مزیتهای جامعه رفته و از دل آنها مطمئناً راه کارهای

سودمندی به دست خواهد آورد که با انجام هر یک از آنها،

همانگونه که تمام کارآفرینان بدین شکل عمل نمودند،

شما نیز می توانید در ظرف مدت مشخصی، تغییرات

اساسی و ماندگار در زندگی خود ایجاد نمائید.

 

                

سئوالاتی که با چرا شروع می شود، شما را به جوابهای

ناامید کننده و مأیوس کننده سوق خواهد داد و

          

سئوالاتی که با چگونه شروع می شود، شما را به راه

کارهای اجرائی و سودمند رهنمون می سازد.

         

اینکه شما از کدام یک از این سئوالات استفاده نمائید،

کاملاً در دستان و اختیار شماست، و بستگی به انتظار

شما از جوابهای دریافتی دارد.

                 

امیدوارم این مقاله برای شما سودمند باشد.

           

در صورت سودمند بودن،

            

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

تجمع ندیدن خود

تجمع در مقابل ندیدن خود، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی نیز انجام شد.

   

امروز هم مثل سنوات، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) با هماهنگی

قبلی جلوی مجلس شورای اسلامی تجمع نموده و درخواست احقاق

حقوق خود را نمودند.

تجمع ندیدن خود 1

اینکه تا چه حد این عمل صحیح است، خیلی به این مقاله و نگارنده

مربوط نمی شود، لکن آن چیزی که مرا مجبور به نوشتن این مقاله

نمود، این بود که چرا ما عملکرد دیگران در مورد خودمان را به دقت

می نگریم، اما عملکرد خودمان در مورد خود را نادیده می انگاریم و

هیچ موقع تقاضای برگزاری تجمع و راهپیمائی بر علیه ندیدن خود

را ننموده ایم.

               

در این مقاله می خواهیم این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

         

با ما همراه باشید.

              

پیشنهاد می شود مقاله ارتباط با خود را مطالعه فرمائید.

           

خود را ندیدن به چه معناست؟

تجمع ندیدن خود 4

خود را ندیدن یعنی اینکه دولت، صندوق، کانون، افراد، دیگران و …

همه را ببینید، اما عملکرد خودمان در خصوص خودمان را نایده بگیرم

و اینکه چطوری از خودمان دفاع کنیم و چطوری ارتباط درستی با

خودمان برقرار کنیم؟

             

زمانی که با انگشت دیگران را خطاب قرار می دهیم و آنها را عامل

تمام رفتارهای انجام شده با ما قلمداد می کنیم، غافل از این هستیم که

با سه انگشت دیگر، خودمان را هدف قرار میدهیم.

         

زیرا که اگر دیگران حداقل یک برابر در خصوص وضعیت معیشتی،

سلامتی و … ما مقصر هستند، سه برابر خودمان در خصوص موارد

فوق مسئول هستیم و می بایست در این باره تصمیمات اساسی و کاربردی

گرفته و به اجرا درآوریم.

        

 

 

چرا دیدن خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیار مهم است؟

تجمع ندیدن خود 2

تا زمانی که قبول نکنیم که مسئول اتفاقات فعلی ما خودمان هستیم،

هیچ تغییری در وضعیت معیشتی، سلامتی، بیمه و درآمد ایجاد

نخواهد شد.

           

پس در درجه اول باید خودمان را بشناسیم و خود را ببینیم.

               

اگر بتوانیم خود را درست ببینیم و مهارت، تخصص، توانائی و عملکرد

خودمان را باور داشته و همچنان بدانیم تا خودمان قدم برنداریم، هیچ فرد

یا گروهی، نیز نمی توانند برای وضعیت زندگی ما کاری انجام دهند.

(هر چند که عزیزان برنامه هائی جهت تغییر وضعیت زندگی گنجینه های

نیروی انسانی دارند)

            

اگر بدانیم که کلیه اعضاء و جوارح ما برای یک سن سه رقمی ساخته

شده است و اگر هم در حال حاضر مشکل و مسئله ای در خصوص

سلامتی وجود دارد، ما می توانیم بوسیله تغذیه صحیح و انجام حرکات

ورزشی مناسب، مجدداً سلامتی و شادابی و نشاط خود را باز یابیم.

                

 

مقاله قدر داشته ها را بدانیم را از دست ندهید.

 

               

چطوری می توان خود را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دید؟

تجمع ندیدن خود 3

ابتدا باید باور کنیم خودمان مسئول زندگی خود هستیم و این خود ما هستیم

که باید تغییرات اساسی و جدی در زندگی خود ایجاد نمائیم.

           

پس از اینکه باور کردیم که مسئول زندگی خودمان هستیم، آنگاه با

توکل بر خدا و تهیه برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت، نسبت به اجرای

آن اقدام نمائیم.

           

ما بسیاری از مهارت هایمان را با آموختن ارتباط مؤثر می توانیم به

خوبی به دیگران و نسل بعدی، انتقال دهیم، به صورتی که آنها با طیب

خاطر به سخنان گنجینه های نیروی انسانی گوش فرا دهند و با دریافت

این مهارت ها بتوانند دنیا را برای خودشان و دیگران زیباتر نمایند.

                

و نیز می توان با ثبت تخصص ها و مهارت های دریافتی، بصورت

نوشته، فیلم و صوت آنها را جاودان نمود و به دیگران نیز انتقال داد.

          

 

اقدامک:

هم اکنون با قبول مسئولیت زندگی خود، تصمیم جدی برای تغییر آن گرفته

و در جهت اجرای آن قدمهای اساسی و پایدار بردارید.

               

 

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

          

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

در جستجوی معنا 1

در جستجوی معنا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی):

در جستجوی معنا 1

در جستجوی معنا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آنجا در ذهنم

خطور نمود که تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) در زمانی که

کمی عدد سن، آنها بالاتر از ۵۰ را نشان می دهد، دیگر زندگی خود را

بی معنا دانسته و تنها روزگار می گذرانند.

 

جمله ای از آلبرت گامو، نظرمن را به خود جلب نمود:

تصمیم گیری در مورد اینکه زندگی ارزش زیستن را دارد یا خیر،

مهمترین مسئله ی بشر است.

بقیه مسائل تنها یک بازی کودکانه است”       آلبرت کامو    

               

ما در این مقاله بر آنیم که این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم:

              

 

پیشنهاد می شود، مقاله چرا از خواب بیدار نمی شویم را مطالعه فرمائید.

 

            

داستان اردوگاه اجباری و یافتن معنا در زندگی:

در جستجوی معنا 5

این مطلب از کتاب در جستجوی معنا ویکتور فرانکل آورده شده است:

وقتی روان‌پزشک اتریشی ویکتور فرانکل پس از سه سال اسارت در

اردوگاه‌ های کار اجباری آلمان نازی آزاد شد ، به یک نتیجه مهم علمی

دست یافت که بعدها یکی از مکاتب روانشناسی به نام «معنا درمانی» شد.

        

او در پی تجربه شخصی و مشاهده زندانیان دیگر نتیجه گرفت که انسان‌ها

قادر هستند هر رنج و مشقتی را تحمل کنند، مادام که در آن رنج و مشقت

«حکمت» خاصی را درک کنند.

         

به عنوان مثال، اگر دو برادر همسان را به مدت سه سال هر روز به

بدترین شکل کتک بزنند و به اولی بگویید کتک خوردنش جزئی از یک

تمرین ورزشی است و به دومی هیچ دلیلی برای کتک خوردنش ارائه ندهید،

برادر اول بعد از سه سال به ورزشکاری قوی با اعتماد به نفس بالا و

برادر دوم به انسانی حقیر و سرشار از عقده‌ها و کینه‌ها تبدیل می شود.

                

کتک خوردن و رنج برای هر دو یکسان است اما تفاوت در حکمتی است

که می تواند به رنج کشیدن‌ «معنا» بخشد. یکی به امید روزهای بهتر رنج

می کشد و دیگری با هر ضربه خرُدتر و حقیرتر می شود.

          

 

اینکه چگونه با سختی‌ها و مشقت‌های زندگی کنار بیاییم و به آن‌ها واکنش

نشان دهیم، نهایتاً محصول یک «تصمیم شخصی» است. می‌توانیم تصمیم

بگیریم به سختی‌ها و مصائب اجتناب‌ناپذیر زندگی از منظر «معنا و حکمت»

نگاه کنیم تا در پسِ هر ضربهٔ روحی و هر لطمهٔ جسمی تنومندتر، مقاوم‌تر

و آگاه‌تر بیرون بیاییم یا اینکه تصمیم بگیریم در بهترین حالت یک

«قربانی منفعل» با حیاتی پر از غم باشیم.

        

 

“ملت‌ها” و رهبران ایشان هم برای رویارویی با مشکلات نیازمند چنین

تصمیمی هستند. بهترین رهبران کسانی هستند که راه امید را به ملت

خود نشان داده و بر تصمیم درست پافشاری کنند.

        

 

 

در جستجوی معنا یعنی چی؟

در جستجوی معنا 2

افرادی هستند که به انواع مختلف، در پارک ها، جلوی تلویزیون،

در جاهای مختلف، تنها به گذراندن روزگار اوقات می گذرانند و

زمانی که از آن ها در خصوص داشتن هدف و معنا برای زندگی

سئوال می شود، آنها اظهار بی اطلاعی می نمایند و بسیاری از آنها،

کوچکترین معنا و مفهومی برای زندگی خود قائل نیستند.

        

معنا داشتن، یعنی دلیل داشتن برای موضوعی، و دلیل داشتن،

مهمترین موضوع در داشتن انگیزه است.

        

اگر فردی انگیزه نداشته باشد، نمی تواند کاری انجام دهد.

               

همانگونه که در مثال اردوگاه اجباری مطرح شد، دو برادر که هر دو

در یک وضعیت و فشار جسمانی قرار داشتند، تنها با القاء اینکه یکی

هدف داشت و دیگری بدون هدف مورد هجوم قرار می گرفت، نتایج

متفاوتی نیز دریافتند.

          

              

مقاله داشتن هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

             

 

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) در جستجوی معنا و

مفهوم زندگی باشیم؟

در جستجوی معنا 3

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به علت شرایط بوجود آمده که

خود نیز عامل اصلی آن می باشیم، امکان دارد فشارهای متعددی بر

فرد وارد آید، اینکه چگونه باید با این فشارها و ناملایمات مقابله نمود

و چه رفتاری در خصوص آنها داشته باشیم، به داشتن معنا و مفهوم

زندگی مربوط می شود.

        

چه بسیار افرادی که کوچکترین مشکلی در خانه و کاشانه خود را به

آینده موکول می نمایند و خود نمی دانند، این آینده کی به سراغ آن ها

خواهد آمد، زیرا برای خود مقصد و معنائی تعریف و ترسیم ننموده اند.

         

و چه بسیار افرادی که از زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) معنا و مفهوم

جدیدی برای خود تعریف نموده و در جهت برآورده نمودن آن معنا و

مفهوم، پیش می روند.

           

پیشکسوت(بازنشسته) ای که در حال طرف شدن با انواع بیماری است،

اگر برای زندگی خود معنا داشته باشد و به آینده امیدوار باشد، به راحتی

می تواند، بر بیماری پیروز گردد، لکن اگر همین فرد، دیگر امیدی به

زندگی نداشته باشد، مسلم است که بیماری با تمام قوا، وی را از پای در

آورده و زمین گیر خواهد نمود.

          

 

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) معنا و مفهوم زیبائی

برای زندگی خود داشته باشیم؟

در جستجوی معنا 4

بدانیم که تا زمانی که نفس می کشیم، حق زندگی و حیات داریم

و باید برای لحظه لحظه خود، برنامه، هدف و چشم انداز ترسیم نموده

و بر اساس آن به زندگی خود ادامه دهیم.

       

کافی است که تکه ای کاغذ برداشته و اهداف جدیدی برای خود ترسیم نمائیم

        

کافی است که تکه ای کاغذ برداشته و نعمت های خدادادی که داریم

را سپاسگزاری نموده و برای این سپاسگزاری، اقداماتی در جهت

بهبود آنها انجام دهیم.

         

با خلاقیت، معنای جدیدی برای زندگی خود پیدا نموده و به دنبال آن

اقدامات بعدی را ترسیم نمائیم.

            

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

               

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

 

عدم تلاش 2

عدم تلاش و مانع تغییر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

 

عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

عدم تلاش 2

چند روز پیش در حال مطالعه داستان مرغان ماهیخوار بودم که

در مقاله “مانع تغییر” که توسط یکی از دوستان بسیار عزیزم جناب

آقای سید محمد غریبیان در سایت “باور تغییر” آورده شده بود.

و مشاهد نمودم که چه زیبا حال و هوای تعدادی از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) را که مایل به تغییر نیستند را تشریح نموده است.

اما داستان مرغان ماهیخوار چه بود:

 

پیشنهاد می شود، مقاله تغییر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

              

را نیز مطالعه فرمائید.

                

داستان عدم تلاش و مانع تغییر مرغان ماهیخوار:

عدم تلاش 1

می گویند  شهرداری شهر ساندی گو، با مشکلی برخورد کرده بود،

مشکل این بود که مرغان ماهیخوار در سواحل این شهر از شدت

گرسنگی می مردند، به گونه ای که با خطر انقراض مرغان ماهیخوار

روبرو بودند ، از پژوهشگران مختلف دعوت شد تا این معضل را

بررسی و حل کنند.

           

پژوهشگری علت را دریافت: علت این بود که در نزدیکی ساحل

این شهر کارخانه تولید فرآورده های دریایی بود که ضایعات خود

را در کنار ساحل رها می کرد، و مرغان ماهیخوار به خوردن

همان ضایعات ماهی عادت کرده بودند که حاضر و آماده در

اختیارشان قرار می گرفت و دیگر زحمتی برای شکار و صید ماهی

نمی کشیدند.

          

با انتقال کارخانه، آنها دیگر از استعداد خود که شکار ماهی حتی در

عمق یک صد متری دریا بود بهره نمی بردند، و هیچ تغییری در

خود برای صید ماهی ایجاد نمی کردند

          

همین عدم تلاش و عدم تغییر باعث شده بود که آنها از شدت گرسنگی

بمیرند و تمایل به عدم تغییر به عنوان مانع تغییر معنا پیدا کرد.

         

 

عدم تلاش چیست؟

عدم تلاش به معنای آن است که به چیزهائی که داری، و به ما

داده می شود، اکتفا نموده و هیچ گونه تلاش و کوششی برای

بهبود و تغییر وضعیت ننمائیم.

          

             

مقاله تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

        

را از دست ندهید.

          

 

چرا عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ناپسند است؟

آئینه 5

عدم تلاش همیشه مذموم و ناپسند است، لکن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از ناپسندی بیشتری برخوردار است، زیرا که در این

دوران زیبا، فرد خود را با حقوق پیشکسوتی(بازنشستگی) که از

صندوق های بازنشستگی دریافت می دارد، راضی می نماید و دیگر

باور دارد که بیش از آن حقوق دیگر حق او نیست و برای افزایش آن

و یا افزایش منابع درآمد هیچ اقدامی نمی نماید.

        

و یا تنها به برنامه های تهیه شده توسط کانون ها و صندوق های

بازنشستگی، بسنده نموده و برای خود هیچ گونه برنامه جدیدی،

برای گردش، تفریح، سلامتی، شادی و نشاط خود تهیه نمی نماید.

          

و یا متأسفانه در گوشه پارکها تنها روزگار می گذراند و منتظر است

که ببیند روزگار برای او چه اتفاقاتی را رقم می زند. و برای تغییر

وضعیت هیچ گونه اقدامی نمی نماید.

             

و اینها همه در حالی است که همین فرد در دوران اشتغال، با تلاش

و کوشش فراوان، افتخارات بسیاری برای خود و خانواده و محل

اشتغال به همراه آورده بود و هم اکنون تنها نظاره گر اتفاقات روزگار است.

           

        

در صورتی که این یک دور باطل است و با عدم تلاش و کوشش

گنجینه های نیروی انسانی، کم کم ماهیچه ها تحلیل رفته، قوای جسمانی

نیز به تبع آن کاهش می یابد و به مرور کاهش نیروی عقلی نیز آغاز

می شود و مجددا فرد را به عدم تلاش فرا می خواند و باز با عدم تلاش،

یکی یکی از نعمات خداوندی از ما گرفته خواهد شد.

           

              

وابستگی به جسم یکی دیگر از مقالاتی است که پیشنهاد می شود،

           

آن را مطالعه فرمائید.

            

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای

         

شادی، نشاط و سلامتی تلاش نمود؟

عدم تلاش 3

کافی است که اولاً ترفندهای مغز را که در مقاله دوست عزیزم،

به خوبی توضیح داده شده است، را کامل مطالعه و از ترفندهای

آن با اطلاع شویم و در صدد مقابله با این ترفندها برآئیم.

          

و با یک برنامه ریزی در تغییر در زندگی، و افزایش منابع درآمدی،

و نیز تغییر در سبک زندگی به سمت شادی، نشاط و سلامتی، زندگی

سراسر خوب و خوشی را برای خود و اطرافیان خود فراهم نمائیم.

عدم تلاش 4

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

 

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عشق باز 2

عشق باز بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

عشق باز 1

در یکی از برنامه های کوهنوردی با یکی از پیشکسوتان(بازنشستگان)

مواجه شدم و بعد از گپی که با ایشان داشتم، زمانی که میخواستم عکسی

از ایشان بگیرم، علت را پرسید.

 

وقتی به ایشان گفتم که عکس را برای کسانی می خواهم که فکر می کنند

پیشکسوتی(بازنشستگی) یعنی در خانه نشستن و هیچ اقدامی نکردن، 

این پیشکسوت(بازنشسته) کاملاً سرحال و قبراق، بعد از دادن اجازه عکس،

به من گفت، که این عکسها فایده ندارد، و فرد باید خودش عشق باز باشد.

           

گفت که فرد اول باید عشق باز خدا باشد، و سپس عشق باز طبیعت تا

بداند که سلامتی چیست و چطوری باید از این نعمت خدادادی، استفاده بهینه

و مطلوب را ببریم.

      

در این مقاله بر آنیم که بدانیم عشق باز بودن یعنی چه؟

        

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

             

و چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز بود؟

        

با ما همراه باشید.

 

پیشنهاد می شود، مقاله جوان بودن قلب را نیز مطالعه فرمائید.

  

معنای واقعی عشق:    

عشق باز 3

در پروازهای شوم ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ که همگی منجر به نابودی

سرنشینان آن شد، کارشناسان با بررسی مکالمات تلفنی آخر سرنشینان

بد اقبال آن پروازها که با اقوام خود صورت گرفته بود، به نتیجه جالب

و قابل تأملی دست یافتند.

           

مسافران در آن لحظات هراس، با افرادی تماس گرفتند که به راستی

عاشق شان بودند، تا دگر بار خاطرات عاشقانه شان را تجدید کرده و

واپسین واژه های عاشقانه را به یکدیگر تقدیم کنند.

       

موضوع هیچ یک از این مکالمات تلفنی پیرامون کارهای شرکت و

یا وضعیت سهام بورس و … نبود.

       

زیرا کلامی که مبتنی بر عشق و احساسات نباشد، به ذهن مسافرانی

که خود را در آستانه مرگ می دیدند هرگز خطور نمی کرد و در آن

لحظات پایانی، با ارزش ترین اولویت ذهنی آنان، همانا سپری کردن

واپسین دقایق زندگی شان با عشق و محبت بود.

         

 

 

عشق باز کیست؟

عشق باز 2

معنی عشق در ویکی پدیا عبارت است از عشق لذّتی مثبت است که

موضوع آن زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاقه‌ای لطیف و

یا جاذبه‌ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد اما

محدودیت در فکر و عملکرد دارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیرقابل

تصور ظهور کند

     

همچنین برخی نشانه ها می تواند به شما اثبات کند که عاشق طرف

مقابل هستید و او هم به همان اندازه، شما را دوست دارد. نشانه های

عشق واقعی عبارتند از:

          

  • به سمت هم کشیده می شوید
  • با هم بودن خوش میگذرونید
  • همیشه برای هم حاضرید
  • منتظر موقعیت می مانید.
  • اعتماد به نفس دارید.

        

پندار و کرداری که در مسیر عشق حرکت نمی کند، مانع از رسیدن

ما به اصل وجودی مان باشد.

        

آگاه باشیم که همه ما از سرچشمه عشق خالص و ناب به این گیتی قدم

نهاده ایم. و باید بدانیم که چطوری می توان همچنان به آن سرچشمه

متصل بود، و عشق باز با خدا و طبیعت بود.

   

                            

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

عشق باز 7

وقتی ما بتوانیم در دوران پییشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم و

عشق باز خداوند متعال باشیم، دیگر هیچ طوفانی نمی تواند کوچکترین

خللی و ناراحتی به ما وارد نماید و زندگی سالم و با آسایش ما را لطمه دار

نماید و اگر بتوانیم عشق باز طبیعت باشیم، می توانیم از تک تک

نعمتهائی که خداوند برای رفاه و آسایش ما فراهم نموده استفاده نمائیم.

     

عشق باز طبیعت بودن، یعنی استفاده کامل و بهینه از تمام وجود خودمان.

استفاده کامل و بهینه از تمام فضائی که خداوند برای ما خلق نموده است.

استفاده کامل و بهینه و ارتباط با تمام افرادی که در اطراف ما وجود دارند.

                   

مقاله ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

          

            

 

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

عشق باز 5

این هم مثل بسیاری از موارد دیگر که به راحتی، لکن با تمرین و

استمرار می تواند ما را از یک فرد خواب آلود و ساکن، به یک

پیشکسوت(بازنشسته) مفید، سالم و با نشاط هدایت نماید، بسیار

ساده و روان می نماید.

                

همانگونه که در مقاله ارتباط با خود مطرح نمودم، ابتدا شما می باید،

ارتباط خوبی با خودتان که بیشترین مدت را با آن می گذرانید، داشته باشید.

        

در مرحله دوم، ارتباط با محیط است، که بتوانیم به درستی ارتباط خوب

و بهره وری با محیط اطراف داشته باشیم و از تک تک موارد در هر زمان

و هر موقعیتی در جهت بهینه نمودن زندگی خود استفاده نمائیم.

عشق باز 4             

در مرحله سوم، ارتباط با خدای مهربان است، که می توانیم با بالابردن

معنویت خود، ارتباط خوبی با معبودمان که با خلق ما، خودش را تحسین

نموده است، داشته باشیم. وقتی بتوانیم ارتباط خوبی با معبود داشته باشیم،

استرس ها و ناراحتی ها که مبدأ پیدایش بسیاری از بیماریها می باشد،

از وجود ما خارج می گردد.

              

در مرحله چهارم نیز ارتباط خوبی با اطرافیان پیدا نمائیم تا بتوانیم با

ارتباطات قوی با اطرافیان زندگی، شاد، با نشاط و سلامتی را برای

خود و اطرافیان خود تهیه نمائیم.

 

                

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

              

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

 

به خواب زدن 2

چرا نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟

به خواب زدن 2

چرا واقعاً بعضی وقتها، نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟

              

شب چهارشنبه به اتفاق یکسری از دوستان، به منظور

 افزایش توان بدنی و نیز اندکی کوهپیمائی، به امامزاده

شکرآب رفتیم، و در آنجا بعد از کمی استراحت، دوستان

یکی از کوهنوردانی که سابقه طولانی در کوهنوردی و

صحره نوردی داشت، را با توجه به اینکه می دانستند در

خصوص توانمندسازی عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) فعالیت

می نمایم و در این خصوص نیز از بهبود فردی استفاده

فراوانی می نمایم، به سمت اینجانب هدایت نمودند

تا بلکه کمی از افسردگی ایشان را با توصیه هایم بکاهم.

 به خواب زدن 9                

البته آنها نمی دانستند که خود بودن در کوه و طبیعت،

بزرگترین داروی ضد افسردگی و ضد بیماری است،

برای آنهائی که می خواهند از این کوه و طبیعت استفاده

لازم و بهینه را بنمایند.

  به خواب زدن 1                

به قول یکی از اساتید معظم من، جناب آقای امیر مهرانی،

میفرمودند، راه حل باید توسط خود فرد بوسیله سوالاتی

که ازشون میپرسی ارائه گردد، وگرنه راه حلی که شما

به هر فردی ارائه می نمائید، راه حل شماست و شما باید

برای انجام آن نیز به دنبال او راهی شوید، اما اگر راه حل

توسط خود فرد باشد، راه حل احتمالاً انجام خواهد شد.

                       

 

مذاکره با کوهنورد:

به خواب زدن 8

پس از ساعتها صحبت کردن و اینکه الان حدود ۱۳ ماه

است که از فوت همسرش میگذرد و هنوز نتوانسته

خودش را ببیند و علیرغم اینکه بقول خودش خیلی ها

این مسئله را به ایشان یادآوری نمودند اما سخت است

که غیر از همسرش فرد دیگری را ببیند، بالاخره به این

نتیجه رسیدم که این عزیز گرامی، خودش را به خواب زده

و نمیخواهد خود را از خواب بیدار نماید و به سراغ زندگی

خودش برود.

           

بخاطر همین، در این مقاله بر آنم این موضوع را مورد بحث

و بررسی قرار دهم.

             

با ما همراه باشید.

                 

پیشنهاد می شود، مقاله انکار را نیز مطالعه نمائید.

 

 

                      

 

خواب بودن، یا به خواب زدن، مسأله این است؟

به خواب زدن 3

از قدیم یک ضرب المثل داشتیم که می گفتند شما

می توانید کسی را که خواب است از خواب بیدار نمائید،

لکن به هیچ عنوان نمی توانید کسی را که خودش را به

خواب زده، از خواب بیدار نمائید.

        

به این خاطر کسی که خواب است، با صدا کردن و

احتمالاً کمی تکان دادن می توان بیدار نمود، اما کسی

که خود را به خواب زده، چون بیدار است، هر چی که

صدایش کنید و یا تکانش دهید، به هیچ عنوان بیدار

نخواهد شد.

         

                   

 

چرا بعضی افراد دوست دارند که خود را به خواب بزنند؟

به خواب زدن 5

گاهی اوقات خواب ماندن، و اینکه دیگران فکر کنند که

شما در خواب هستید، برای برخی افراد(در فکر آنها) یک

سری از امتیازات را به همراه دارد.

         

مثلاً در همین مورد کوهنورد، فرد اگر قبول کند که باید

به خودش بیشتر توجه نماید و پس از ۱۳ ماه، باید زندگی

جدیدی را آغاز نماید و فرد جدیدی را به زندگی خود وارد

نماید، باید مسئولیت جدیدی را تقبل نماید، اما هم اکنون

با اعلام اینکه نمی توانم همسرم را از یاد ببرم، خود را

به خواب زده است.

به خواب زدن 7

ما که هیچ موقع اعلام نمی کنیم که ایشان همسر

وفادار خود را فراموش نماید، لکن تنها این مورد را به

ایشان گوشزد نمودیم که باید به فکر خودش باشد و

برای آسایش و رفاه خودش که به گفته خودش به

مدت ۱۳ ماه بوده از آن بی بهره بوده است، بیندیشد.

 

                     

حال خواب، چه ربطی به عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) دارد؟

به خواب زدن 4

مَثَل این کوهنورد، مَثَل تعدادی از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) است که پس از دریافت حکم و به جهت

اینکه دیگر مسئولیتی ندارند، به هیچ کاری اقدام

نمی نمایند و زمانی که به آنها گفته می شود،

باید به فکر خود باشید و حرکتی داشته باشید و

فعالیت جدیدی را آغاز نمائید، با اعلام اینکه ما

حداقل ۳۰ سال کار کردیم و هم اکنون موقع استراحت

ما است، از قبول مسئولیت جدید زندگی و اینکه باید

منبع درآمد جدیدی برای خود، و نیز مسئولیت اینکه

باید تخصص، دانش و مهارت خود را در اختیار دیگران

قرار دهند، طفره می روند و خود را از قبول مسئولیت

معاف می دارند.

                 

در یکی از کلاسهائی که اینجانب به خاطر بهبود فردی،

ثبت نام نمودم، استاد به من گوشزد نمود که شما

مسئولیت تغییر وضعیت تمام عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

را به عهده ندارید، تنها مسئول تغییر وضعیت گنجینه های

نیروی انسانی هستید که خودشان تمایل به تغییر دارند

و در مقابل تغییر مقاومت نشان نمی دهند.

      

                

مقاله خدمت به خود در دوران پیشکسوتی

     

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

                                    

چطوری می توان افرادی که دوست دارند،

خود را به خواب بزنند، بیدار نمائیم؟

به خواب زدن 6

کسی که به خواب رفته را می توان با نهیب بیدار کرد،

اما کسی که خود را به خواب زده و بیداری را به مصلحت

نمی داند، به یقین هشدار نمی پذیرد و پند و اندرز

نمی گیرد. باید چشم «خواب زده»ها را از تظاهر

به خواب آلودگی پشیمان کرد.

              

سرپرست هر خانواری، هر چند که پیشکسوت(بازنشسته)

شده باشد، افراد آن خانواده و گذشته و حال آنها را

می داند و اعمال و رفتار آنها را به طور مرتب رصد می کند

و واضح است که برای آینده فرزندان خود برنامه دارد و

خواهان پیشرفت و رفاه و آسایش اعضای خانواده است،

لکن اگر این فرد خود را به خواب بزند و خود را با یک حقوق

پیشکسوتی(بازنشستگی) و برنامه های صندوق ها و

کانون های بازنشستگی، قانع نماید، فردی است که خود

را به خواب زده، و نمی خواهد از خواب ناز بیدار شده و

مسئولیت زندگی را همانند گذشته به عهده بگیرد.

  

 

 

                      

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

آئینه 2

چرا پیشکسوت(بازنشسته) آئینه شاغل است؟

 

آئینه 2

 

پیشکسوتان(بازنشستگان) آئینه شاغل است، این تنها قسمتی از سخنرانی

آقای حسین دهقان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح است که در

نخستین نشست مجمع کانون بازنشستگان وزارت دفاع و پشتیبانی

نیروهای مسلح، ایراد فرمودند.

                

آئینه 1

براستی پیشکسوتان(بازنشستگان) آئینه تمام نمای شاغلین هستند؟

چرا به پیشکسوتان(بازنشستگان) آئینه می گویند؟

 

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است، را مطالعه فرمائید.

 

                     

آئینه چیست؟

آئینه 3

در تعریفی که ویکی پدیا از آئینه دارد آمده است:

آینه، وسیله‌ای است که به علت صافی و بازتاب بالایش،

بر رویۀ خود، تصویر اجسام را نشان می‌دهد.

 

اینکه آئینه تصویر اجسام را نشان میدهد و بدون کم و کاست،

ناشی از صاف بودن و تمیز بودن آن دارد و از این که هیچ چیز

مخفی و ناپیدائی در آن وجود ندارد.

 

                

مقاله الهی پیر شی را از دست ندهید.

 

           

چرا پیشکسوتان(بازنشستگان) آئینه شاغلین هستند؟

احترام به خود 6

پیشکسوتان(بازنشستگان) از آن جهت آئینه شاغلین لقب گرفته اند

چون فردای شاغلین را پیشکسوتان(بازنشستگان) شکل می دهند

و شاغلین پس از چند صباحی به همین صف می پیوندند.

         

پس هر چه به پیشکسوتان(بازنشستگان) رسیدگی گردد، به همان نسبت،

شور و اشتیاق شاغلین نیز افزایش می یابد، زیرا که می دانند چنین

امکاناتی نیز برای آنان در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) مهیا می باشد.

    

و همین به آنان امید می دهد که کسانی هستند که به فکر آسایش آنان

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) هستند و آنها را پس از ۳۰ سال

خدمت، کار و تلاش در محل اشتغال، به حال خود رها نمی کنند.

       

و اگر به پیشکسوتان(بازنشستگان) رسیدگی خوب و مناسب نشود،

و شاغلین این مسئله را دریابند، به همان نسبت، بر روی شور و اشتیاق

و عملکرد آنان اثر گذاشته و از بهره وری آنان احتمالاً کاسته خواهد شد.

         

استطاعت مالی در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) یکی از مسائلی است

که همواره ذهن این عزیزان را به خود مشغول داشته و آنان را نگران

می نماید.

         

زیرا در زمانی که گنجینه های نیروی انسانی، حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)

را دریافت می دارند، دقیقاً، دیگر فرزندان هر یک تقریباً مستقل شده و

زندگی جدیدی را آغاز نموده و شاید حتی بچه دار نیز شده باشند و فرد

پیشکسوت(بازنشسته) علاوه بر اینکه منبعد باید وظیفه پدر/مادر را دارد،

وظیفه پدر بزرگ/مادربزرگ را نیز دارا می باشد.

        

و مشخص است که همگان از بزرگان، انتظارات بیشتری دارند و

درست است که فرزندان خانه را ترک نموده اند، اما هر یک با چند

تا اضافه تر برای میهمانی و مراسمات مختلف مجدداً به خانه برمی گردند

و آن زمان است که بحث مسائل اقتصادی، شدیداً خودنمائی می نماید.

      

 

 

چطوری به پیشکسوتان(بازنشستگان) احترام بگذاریم؟

نگهداری از بیماران 5

احترام به پیشکسوتان(بازنشستگان) شامل قانون و قاعده خاصی نیست،

کافی است که کمی به آنان توجه نموده و به مسائل و مشکلات آنان به

دقت تمرکز کرده و در جهت حل آن مسائل و مشکلات قدم بردارید.

        

پیشکسوتان(بازنشستگان) افرادی هستند که حداقل ۳۰ سال از بهترین

سالهای عمر خود را در ادارات و سازمانهای مختلف، به سر برده اند

و حال که به گفته بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) – البته با

نظر نگارنده کاملاً این گفته متفاوت است- نیروی بدنی کاهش یافته و

توان و نای گذشته را ندارند و به گوشه ای پناه می برند، شایسته است

که به نحو مقتضی و با احترام با این گنجینه های پر ارزش نیروی انسانی

رفتار گردیده و آنان را مورد تکریم قرار دهند.

    

تا حد امکان، به وضعیت معیشت آنان توجه لازم مبذول گردد،

در جهت خدمات گردشگری آنان و داشتن اوقاتی جهت بودن با

همکاران سابق خود، البته با یک مشاور که به مسائل مثبت تمرکز

نمایند، اقدامات لازم به عمل آید.

 آئینه 5    

در جهت خدمات درمانی افراد، توجه ویژه به عمل آید.

       

و نسبت به رفع دغدغه این عزیزان در خصوص اشتغال فرزندان،

نیز مساعدت لازم به عمل آید.

 

 

            

یک خاطره:

آئینه 4

در یکی از سالها که نیاز به وام داشتم، توسط یکی از عزیزان

که هم اکنون نیز در جرگه گنجینه های نیروی انسانی قرار گرفته،

به یکی از صندوقهای قرض الحسنه جهت گرفتن وام معرفی گردیدم.

     

پس از تهیه مدارک مورد نیاز، زمانی که به صندوق مربوطه مراجعه

نمودم، با افراد و کارمندانی مواجه شدم که همه میان سال بوده و برای

کلیه کسانی که به هر علت نیازمند مبلغی برای گذران زندگی شده بودند،

علیرغم اینکه متأسفانه در اکثر بانکها، با این افراد بصورت غیر برخورد

می نمایند، آنها با احترام و نهایت شایستگی برخورد می نمودند.

        

و تمام افکار آنها این بود که این افراد، تنها نیازمند مبلغی پول جهت

برطرف نمودن مسائل زندگی خود هستند اما ارزش و احترام انسانی

آنان، قابل تقدیر و ستایش است. به همین دلیل از زمان ورود به این

صندوق این حس ادب و احترام از طرف کلیه کارکنان و مسئولین

صندوق به خوبی گویا و نمایان بود.

         

در همین جا، به این فکر افتادم که اگر کلیه خدمتگزاران صندوق های

بازنشستگی و کانون های بازنشستگی، با این عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) بسان همان کارکنان صندوق فوق الذکر برخورد نمایند،

چقدر دنیا قشنگ تر و زیباتر می شود.

           

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

 

داستان زندگی من 7

روابط خانوادگی در جامعه پیری، چگونه خواهد بود؟

روابط خانوادگی در جامعه پیری، از ترجمه مقاله ای به

نام Family Relationships in an Aging Society

است که امیدوارم مورد استفاده واقع گردد.

      داستان زندگی من 7

روابط خانوادگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) متأثر از روابط

هر یک از افراد در داخل خانواده می باشد.

            

 

پیری در قرن بیست و یکم

 

بر طبق آمار، ایالات متحده، تا سال ۲۰۵۰ میلادی، جمعیت

سالخورده کشور بیش از دو برابر به ۸۸ میلیون نفر خواهد رسید،

و جمعیتی که بیش از ۸۵ نفر می شوند، به چهار برابر ۱۹

میلیون نفر خواهد رسید.

         

 

در حال حاضر، فلوریدا رتبه اول در ایالات متحده را در درصد

جمعیت دارد که ساکنان بالای ۶۵ سال دارد. خانواده ها و جوامع

فلوراید، با مسائل زیادی در خصوص پیران مواجه می شوند.

       

 

برنامه پیری قرن بیست و یک دارای هشت موضوع است از قبیل:

        

 

  • بهداشت و مراقبت های پزشکی

 

  • روابط خانوادگی

 

  • نگرانی های اقتصادی

 

  • مراقبت از مراقبت

 

  • تغییرات صفحه اصلی

 

  • پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

  • تغذیه و رژیم غذایی

پیری 1

                    

معرفی

             

ما با موضوعات و مسائل جدید این سنین مواجه خواهیم شد.

در تاریخ آمریکا یا جهان هرگز جمعیت سالخوردگان نسبت به

جمعیت کودکان بالاتر نبوده است.

              

 

این نشریه اتفاقاتی را مطرح می نماید که در نتیجه این اتفاقات،

تعداد افراد مسن، از تعداد کودکان بیشتر می شود. همچنین به نقش

خانواده ها و روابط بین نسلی با جامعه پیری ما نگاه می کند.

           

 

برای مثال، چگونه نیروی کار کوچکتر با یک جامعه پیشکسوت

(بازنشسته) بزرگتر مقابله کند؟ نقش خانواده در مراقبت از بیش از

یک نسل از بزرگان چیست؟ خانواده های مدرن چگونه تصمیم می گیرند

منابع را با والدین سالخورده و والدینشان توزیع و به اشتراک بگذارند؟

                

 

نقش خانواده

 

اکثر ما تمام زندگی خود را در بستر خانواده زندگی می کنیم.

خانواده ما منابع مهم ما را برای کمک به ما به استقلال به عنوان

فرزند می آموزد و به عنوان بزرگسالان مسن تر باقی می ماند.

        

 

در طول زندگی ما تبادل کمک و پشتیبانی در خانواده بصورت مبادلات

انجام می شود. این مبادلات می تواند شامل مراقبت های جسمانی و

فیزیکی و همچنین حمایت مالی باشد.

         

 

به عنوان نیاز به حمایت افزایش می یابد خانواده برای افراد مسن اهمیت

بیشتری پیدا می کند. با این حال ما باید به یاد داشته باشیم که فرد سالخورده

و خانواده همه بخشی از یک جامعه بزرگتر است. جامعه بر منابع و

خدمات در دسترس برای افراد مسن و خانواده هایشان تأثیر می گذارد.

                    

 

دو حالت، نسل و گروه، اغلب در بحث پیری استفاده می شود.

این اصطلاحات به توضیح جنبه های خانوادگی و اجتماعی پیری

کمک می کند.

                         

 

ما از اصطلاح نسل برای درک تاثیر پیری بر خانواده استفاده می کنیم.

یک نسل یک گروه از افراد در همان مرحله در خط خانواده است.

در یک خانواده، کودکان، والدین، پدربزرگ و مادربزرگ و پدربزرگ

و مادربزرگ ها نسل های مختلف را نشان می دهند.

 

پیری 2

افرادی که در همان نسل هستند، معمولا نقش ها، مسئولیت ها و

انتظارات همان نسل را دارند. به عنوان مثال، کسانی که در نسل

“پدر و مادر” هستند مسئول افزایش فرزندان خود، مراقبت از

والدین و / یا پدربزرگ و مادربزرگ و مراقبت از مسئولیت های

شخصی خود. به همین دلیل است که آنها “نسل ساندویچ” نامیده می شوند.

                            

اعضای خانواده های نسل های مختلف اغلب ایده های متفاوت در

مورد زندگی در خانواده دارند و آن چه باید باشد. ما وقتی از جامعه

صحبت می کنیم که به جای خانواده صحبت می کنیم، از همجواری

استفاده می کنیم. جامعه گروهی را تعریف می کند که در همان زمان

در تاریخ یکسان متولد شده اند.

                         

افرادی که در یک گروه همگروه بودند،

تقریبا در همان زمان متولد شدند، بدین معنی که در طول زمان و تاریخ

با هم زندگی کرده اند. آنها ممکن است تجربیات مشترک و اغلب

باورهای مشترک را به اشتراک بگذارند.

                     

به عنوان مثال،

“کودک بومر” (متولد بین سالهای ۱۹۴۶ و ۱۹۶۴) یک گروه است.

آنها سال های “خانواده سنتی” (مانند مادر، پدر و فرزندان) و دوران

ویتنام را تجربه کردند.

           

گروهی که در اوایل قرن نوزدهم متولد شده بود،

دو جنگ جهانی و همچنین رکود بزرگ را به اشتراک گذاشت.

داشتن این تجربیات مشترک، انتظارات گروهی پیری را شکل می دهد.

درگیری های بین گروه ها زمانی اتفاق می افتد که افراد از گروه های

مختلف نتوانند تفاوت های تجربیات خود را تشخیص دهند.

       

 

تغییرات در ساختار خانواده:

در دهه ۱۹۰۰، خانواده های ایالات متحده معمولا فرزندان زیادی داشتند.

همچنین، پدربزرگ و مادربزرگ معمولا قبل از نوه هایشان به بزرگسالی

رفته اند. این به این معنی است که ساختار خانواده مانند یک هرم با تعداد

زیادی از کودکان و والدین و پدربزرگ و مادربزرگ بسیار کم است.

پیری 3

با این حال، در قرن ۲۰، مدل خانواده بیشتر شبیه یک مستطیل یکطرفه است.

نسل های دیگر در همان زمان در همان زمان زنده هستند. خانواده ها فرزندان

کمتری دارند، اما پدربزرگ و مادربزرگ و پدربزرگ و مادربزرگ بزرگتر

زندگی می کنند.

پیری 4

تا سال ۲۰۳۰ بمب ها پدربزرگ و مادربزرگ خواهند بود.

این به این معنی است که بالای هرم کاملا گسترده خواهد بود

و والدین و کودکان کمتری خواهند داشت.

 

پیری 5

درک تاثیر این تغییرات برای خانواده ها و جامعه اهمیت دارد.

اعضای بیشتری در نسل های قدیمی ممکن است به خانواده ها کمک

کنند تا فرزندان را افزایش دهند. اما اعضای قدیمی ممکن است نیاز

به مراقبت و پشتیبانی داشته باشند. سیاستگذاران باید این تغییرات را

در نظر بگیرند که برای مدارس و مراقبت های بهداشتی برنامه ریزی

می کنند.

                          

 

روابط بین نسلی

        

همه ما تصویر ایده آل از خانواده را که اغلب به وسیله رسانه های

تصویری نشان داده می شود دیده ایم. در تلویزیون، اعضای خانواده

به ندرت استدلال می کنند. و هنگامی که آنها انجام می دهند، مشکلات

پیش از پایان برنامه حل می شوند. در زندگی واقعی، اعضای خانواده

اغلب مخالف هستند گاهی اوقات ممکن است تصمیم بگیرند خانواده

را به طور کامل ترک کنند. اغلب اختلاف نظرها بین افراد نسل های

مختلف است.

         

 

روابط میان فرزندان و والدین آنها، والدین و پدربزرگ ها و

مادربزرگها، یا کودکان و پدربزرگ و مادربزرگشان، روابط بین

نسلی نامیده می شود.

پیری 6

 

نسل ها در خانواده های مختلف متفاوتند. برخی از آنها به لحاظ

احساسی نزدیک هستند، در حالی که دیگران به لحاظ احساسی دور

هستند. بعضی از خانواده ها زمان زیادی را صرف می کنند،

در حالی که بعضی دیگر به ندرت یکدیگر را می بینند.

       

 

محققان به سه بعد تعاملات بین نسلی نگاه می کنند تا خانواده ها

را بهتر درک کنند: ۱) نزدیکی عاطفی، ۲) فراوانی تماس،

۳) حمایت اجتماعی.

           

 

با استفاده از این سه بعد، پنج نوع روابط بین نسلی در خانواده ها

مشاهده می شود:

             

  • نزدیک تر شدن: خانواده ها به لحاظ احساسی نزدیک هستند و
    ارتباط مکرر با یکدیگر دارند. اگر آنها با هم زندگی کنند، اغلب
    یکدیگر را می بینند. اگر آنها دورتر از هم زندگی کنند، با تلفن های
    مکرر، ایمیل ها یا حروف، با احساسات عادت دارند. این خانواده ها
    از نسل ها مراقبت می کنند.
     

 

  • جامعه شناسی: خانواده ها در طول نسل به لحاظ احساسی نزدیک
    هستند و ارتباط مکرر با یکدیگر دارند. آنها کمتر به مراقبت از
    یکدیگر کمک می کنند.
     

 

  • خودکفائی: خانواده ها خود را به عنوان احساسات نزدیک توصیف
    می کنند، اما اغلب بازدید نمی کنند و ممکن است دور از یکدیگر
    زندگی کنند. آنها به دیگران تکیه می کنند تا به مراقبت از اعضای
    خانواده کمک کنند.
     

 

  • اجباری: خانواده ها اغلب یکدیگر را می بینند و از نسل ها حمایت
    می کنند. این خانواده ها احساسات خاصی از خود نشان نمی دهند
    اما در صورت لزوم مراقبت و پشتیبانی می کنند.
     

 

  • جداگانه: خانواده ها به طور احساسی نزدیک نیستند، اغلب یکدیگر
    را نمی بینند و حمایت و یا مراقبت از یکدیگر را ارائه نمی کنند.
     

                          

حمایت اجتماعی

                 

افراد سالمند اغلب به اعضای خانواده کمک می کنند. آنها ممکن است

نیاز به کمک به نیازهای زندگی روزمره به علت بیماری مزمن یا در

طول بحران داشته باشند. کودکان بزرگسال ممکن است احساس قوی و

مسئولیت پذیری نسبت به والدین سالم خود داشته باشند. بسیاری از

کودکان بالغ، به رغم زمان، فاصله یا مسابقات، مراقبت از مراقبت می کنند.

کمک به بزرگسالان سالمند حمایت اجتماعی می شود. اعضای خانواده

چهار نوع اساسی حمایت اجتماعی را ارائه می دهند:

             

  • ابزار: کار خانه، حمل و نقل، خرید و مراقبت شخصی.

        

  • عاطفی: اعتماد به نفس، آرامش، اطمینان، و گوش دادن به مشکلات.

               

  • اطلاعات: مشاوره در جستجوی درمان پزشکی، ارجاع به آژانس ها،
    به اشتراک گذاشتن اخبار خانوادگی.

                

  • مالی و مسکن: کمک به پرداخت صورتحساب، به اشتراک گذاری یک خانه.

 

            

ما می دانیم که خانواده ها برای کمک به افراد مسن و افراد معلول

که در جامعه زندگی می کنند بیشتر کمک می کنند. اعضای خانواده

و افراد مسن اغلب آن را ترجیح می دهند.

          

 

دو روش برای درک اینکه چگونه بزرگسالان سالمند کمک می کنند

وجود دارد: ۱٫ اصل مبادله مدل ۲٫وظیفه خاص

                    

اصل مبادله

     

اصل تعویض توصیف نظم است که در آن افراد مسن تر انتخاب کنندگان

مراقبت خود را انتخاب کنید. بزرگسالان متاهل ترجیح می دهند از

همسرانشان کمک بگیرند. اگر یک همسر در دسترس نیست یا قادر

به کمک نیست، آنها در کنار فرزندان و سایر بستگان خود قرار می گیرند.

دوستان و همسایگان با رانندگی، برداشتن مواد غذایی و داروها و بررسی

افراد مسن کمک می کنند. بزرگسالان سالخورده به عنوان حرفه ای به

عنوان آخرین راهکار تبدیل می شوند.

 

اصل وظیفه خاص          

 

مدل خاصی از کار بیان می کند که وظایف مختلف نیاز به کمک افراد

مختلف دارد. به عنوان مثال، همسران و اعضای نزدیک خانواده نوعی

کمک را فراهم می کنند که نیاز به مقدار زیادی وقت و انرژی دارد.

آنها همچنین وظایف شخصی مانند حمام را انجام می دهند.

دوستان و همسایگان به کارهای اداری کمک می کنند، حمل و نقل و

فعالیت های تفریحی را ارائه می دهند. حرفه ای ها فقط زمانی تماس

می گیرند که وظایف حمایت اجتماعی از زمان بسیار زیاد، بسیار فنی

یا خیلی دشوار می شود.

                

 

در صورتی که زمان لازم برای کمک به حرفه ای باشد، خانواده ممکن است

مجبور به تنظیم نهادینه شدن، مانند یک خانه سالمندان شود. این انتخاب تنها

زمانی صورت می گیرد که افرادی که در اصل تعویض شناسایی شده اند

دیگر قادر به ادامه مراقبت در خانه نیستند.

                     

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

                   

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

داستان زندگی من

داستان زندگی من:

داستان زندگی من

 

داستان زندگی من، مثل همه داستان های دیگر افراد، از آنجائی شروع

شد که جوانی ۲۲ ساله پس از اتمام خدمت سربازی، به چندین محل که

به او پیشنهاد شده بود، مراجعه و هر مکانی را با یک دلیل از طرف

خودش جهت کار، رد نمود.

             

نهایتاً با مشاوره یکی از دوستانش به اداره­ای دولتی زیر نظر وزارت

راه و ترابری(آن زمان) وارد شد و مقرر گردید که ۳۰ سال از بهترین

سالهای عمرش را در آنجا سپری نماید. با وساطت یکی از هم محلی­ها

که در اداره از حسن شهرت خوبی برخوردار بود، به صورت روزمزد

در آن اداره(زمانی که هنوز در مرخصی سربازی بود)، مشغول به کار شد.

        

همان موقع به عنوان مسئول دفتر یکی از معاونین آن اداره به خدمت گرفته شد.

       

در همین زمان، در سرویس حمل و نقلی که از طرف اداره برای

رفت و آمد کارمندان در نظر گرفته شده بود. یکی از کارمندان با

سابقه­تر هم محلی، رو به او کرد و گفت: بهتر است که سر این کار

نیائی و به کار آزاد روی بیاوری.

       

در ادامه عنوان نمود که ما بخاطر سابقه­ای که در آنجا داریم،

امکان خروج از اداره برایمان وجود ندارد! اما این جوان که تازه

با وساطت تنی چند از دوستان به این اداره وارد شده بود، سرخوش

از استخدام در آن اداره بود و داشتن شغلی تمام وقت در یکی از

ادارات دولتی برایش آرزو بود، کسی نبود که با این نصیحتها،

صحنه را خالی نماید. لذا نصیحت را نشنیده گرفت و به رفتن به

اداره ادامه داد.

             

حالا بعد از ۳۰ سال از آنزمان، درست در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۵

بود که یکی از بهترین دوستانش که در اداره حتی به برادران دوقلو

معروف شده بودند، بخاطر تکمیل زمان خدمتش، پیشکسوت(بازنشسته)

و از اداره منفک شد.

          

مسئول بازنشستگی اداره به این جوان نیز اعلام نمود که پایان سال،

نوبت پیشکسوتی(بازنشستگی) ایشان فرا می­رسد.

  

پیشنهاد می شود مقاله الهی پیر شی را

      

مطالعه فرمائید.        

                      

ادامه داستان در زمان حال:

داستان زندگی من

این داستان زندگی اداری نگارنده بود، چقدر زود گذشت، ۳۰ سال

(البته با احتساب خدمت سربازی)، مثل برق گذشت. و در حال

آماده شدن برای پیشکسوتی(بازنشستگی) بودم که چند تا اتفاق،

جریان زندگیم را دچار تحول نمود و مرا به وادی تحقیق و تحقق،

در امور پیشکسوتان(بازنشستگان) کشاند.

     

هر چند که خواهی نخواهی، باید وارد این جرگه می­شدم، اما نه بعنوان

مدّرس و مشاور، بلکه بعنوان یک پیشکسوت(بازنشسته)، مانند باقی

پیشکسوتان(بازنشستگان) عزیز که قبل از نگارنده از اداره منفک

شده بودند، چه بسا با مسائل مبتلابه، روبرو میگردید.

        

 

اتفاق اول، در مسیر زندگی:

داستان زندگی من 4

اولین اتفاق در تابستان برایم رقم خورد و در آن زمان، پیرمردی

۱۰۸ ساله در خیابان­های تهران مشاهده شد که پس از سئوال در

خصوص توانائی جسمی و امید به زندگی، اقدام به بالا آوردن پای

خود تا بالای سر خود می­نماید. در گفته­هایش امید به زندگی تا سن

۱۰۰۰ سالگی مثل حضرت نوح را با صدای بلند اعلام می­دارد.

        

 

اتفاق دوم در مسیر زندگی:

داستان زندگی من 9

اتفاق دوم، در محل کارم بود، یکی از همکاران قدیمی با ۸۷ سال

سن بصورت فعال در اداره رفت و آمد دارد و اقدام به خرید و فروش

پوشاک(کت، شلوار، کیف، کفش، کمربند و …) به همکاران بصورت

نقد و اقساط می‏نماید. یکی از موارد مختص به این همکار، این است

که مبلغ قسط در زمان معامله با همکاران، اصلاً برایش مهم نیست،

لیکن، حافظه این مرد، بسیار قوی و مثل یک کامپیوتر است، تمام مسائل

و مبالغ را بدون داشتن هیچگونه دفتر یا رسیدی، در ذهن می‏سپارد.

و اثری از آلزایمر در این مرد وجود ندارد.

        

 

این همکار پیشکسوت(بازنشسته) تا سن ۸۷ سالگی بدون نیاز به

وسایل کمکی(عصا، عینک و …) به کشورهای مختلف سفر کرده

و وسایل قابل فروش را از آن کشورها، به ایران آورده و به همکاران

عرضه می­نماید. هر مرقع که این پیر مرد را می دیدی، یک کیسه

پر از پوشاک دستش بود و در ۱۳ طبقه اداره مشغول تردد بود.

     

 

علت دنبال کردن موضوع و نوشتن کتاب:

چیزی که مرا به فکر نوشتن کتاب “الهی پیر شی” انداخت این بود

که بین آن نفر اول(پیرمرد ۱۰۸ ساله)، و همکار ما که تا ۸۷ سالگی

با شادی و نشاط و بدون نیاز به همراه زندگی می­کرد و بقیه

پیشکسوتان(بازنشستگان) همسن و سالش که از سن ۶۰ به بعد،

باید حتما برای تردد کسی همراهیشان کند، چه تفاوتی وجود دارد.

داستان زندگی من 10

برخی از همکاران در سن ۵۵ تا ۶۰ سالگی، علیرغم داشتن

وسائل کمکی(از جمله عصا و عینک و سمعک و ویلچر)، هنوز

قادر به تردد و انجام کارهای خود نیستند. و تعدادی دیگر از

همکاران به محض اینکه حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را دریافت

نمودند و در منزل ساکن شدند، بر اثر شدت فشارات وارده،

خیلی زود، به دیار باقی می­شتابند.

             

 مقاله الماس ابدی است را از دست ندهید.     

 

علت این همه تفاوت در نوع زندگی و سلامتی چیست؟

داستان زندگی من 5

بخاطر این بر آن شدم که راز تفاوت بین این دو را بیابم. و شروع

به بررسی موارد مبتلابه پیشکسوتان(بازنشستگان) و مطالعه کتب

مربوط به آنان نمودم.

           

در اولین گام، با چندین نفر از پیشکسوتان(بازنشستگان) که به

سنین بالا رسیده بودند و مشکلات عمومی (که بقیه پیشکسوتان

(بازنشستگان) با آنها دست و پنجه نرم می­نمودند) را نداشتند،

مصاحبه نمودم.

             

مصاحبه اول با پیشکسوت(بازنشسته) ۸۲ ساله:

داستان زندگی من 2

یکی از مصاحبه ها با مردی خونگرم که حدود ۸۲ سال از خدا

عمر گرفته بود و حافظه خیلی خوبی داشت، انجام شد. این حافظه

بصورتی بود که در طی چندین دقیقه­ای که با ایشان مشغول مذاکره

و مصاحبه بودم، بارها و بارها، شعرهائی از شعرای نامدار در

موضوعات مختلف، برایم خواند. وقتی علت اینهمه هوش و حافظه

را جویا شدم، رمز عدم فراموشی و سالم بودن حافظه خود را،

مطالعه زیاد کتاب، حتی در همین سن بیان نمود و اعلام داشت

که با وجود اینکه مقداری از بینائی چشمانش کم شده است، اما

روزانه تا کتاب نخواند، آن روز را به پایان نخواهد رساند.

       

 

مصاحبه دوم، با پیشکسوت(بازنشسته) ۷۰ ساله:

داستان زندگی من 13

مصاحبه بعدی با یکی دیگر از پیشکسوتان(بازنشستگان) شهرستانی

بعمل آمد که پس از پیشکسوتی(بازنشستگی) در تهران به یکی از

روستاهای شهرستان طارم رفته و مشغول زراعت و کشاورزی

شده است. در زمان مصاحبه، حدوداً ۸ سال از زمان پیشکسوتی

(بازنشستگی) گذشته بود، کار خود را خیلی بهتر و مفرح­تر از

شغل قبلی خود اعلام می­دارد، لازم به ذکر است که شغل قبلی

ایشان، کار در یکی از شرکتهای خودروسازی تهران بوده است.

         

پس از مصاحبه­های فوق الذکر، شور و هیجان برای یافتن موفق­های

این حیطه چند برابر شد و بدنبال رهبران پیشکسوت(بازنشسته) سالم

و سرپا گشتم. و آن موقع تازه به دوستانی رسیدم که بعد از پیشکسوتی

(بازنشستگی)، سالیان سال، مشغول به کار در ادارات دیگر بودند و

زمانی که از آنها در خصوص پیشکسوتی(بازنشستگی) پرسیدم،

جواب دادند که هنوز پیشکسوت(بازنشسته) نشدند و هنوز مشغول

کار هستند(در صورتی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) آنها حدود

۱۰ الی ۱۵ سال قبل صادر شده بود).

             

 

مصاحبه با پدر ۱۱۰ ساله:

داستان زندگی من 11

در این راه، با کمک یکی از دوستان دیگر که بر اساس قانون جذب

بر سر راهم قرار گرفت، به سراغ یکی از اقوام ایشان که

۱۱۰ ساله بود، رفتیم و جالب این بود که این دائی عزیز(به قول

دوستم) هنوز دندان­های اصلی خود را به دهان داشت. و تنها ناراحتی

ایشان بعد از این مدت، کمی خمیدگی کمر بود که بدون عصا و

کمک از دیگران به صورت خمیده راه می­رفت.

        

علت خمیدگی کمر خود را نیز شکارهای فراوان انجام شده در زمان

جوانی، اعلام داشت و اعلام نمود که هم اینک در روستای خود به

کشاورزی و دامداری مشغول بودند. این فرد پیشکسوت(بازنشسته)،

علیرغم اینکه همسر اول ایشان در زلزله منجیل فوت نموده بودند،

امید به زندگی بالائی داشتند زیرا که از همسر دوم خود، دارای سه

فرزند بودند و فرزند سوم ایشان در زمان مصاحبه تنها ۱۳ سال عمر

داشت و میخواست که در مراسم­های عقد و عروسی این پسر خود

شرکت داشته باشد.

         

 

مصاحبه با پدر ۹۰ ساله:

داستان زندگی من 6

همزمان پس از مصاحبه با دائی عزیز، فرد دیگری معرفی شد

که ایشان ۹۰ سال از خدا عمر گرفته بودند و ناراحتی ایشان این

بود که بخاطر درد پائی که اذیتش کرده بود، مجبور شده بود،

به دکتر مراجعه نماید، و ۴۰ روز در بیمارستان بستری شده بودند.

     

در زمان ملاقات، با وجود درد پا، به تنهائی در اطاق قدم میزد و

بدون اینکه مسأله­ای را فراموش نماید به راحتی صحبت می­کرد.

و از اینکه دیگر نمی­تواند راه برود و تنها روزانه ۲ کیلومتر با

وضعیت فعلی راه میرود، گله و شکایت داشت.(لازم به ذکر است

که منزل این فرد در روستاهای کوهستانی بود)!

       

 

مشت نمونه خروار است،

الهی پیر شی 2

اینها نمونه­هائی از افرادی هستند که می­خواهند زندگی پرثمر و

مفیدی داشته باشند. کسانی که سن تقویمی برای آنها، خیلی قابل

توجه نبوده و تنها به کارهای انجام داده و کارهائی که باید انجام

دهند، فکر می­کنند و در عین حال برنامه­ریزی برای انجام کارهای

آینده دارند.

       

البته تعدادی از دوستان در زمان شروع به کار، می­گفتند که تو

دنبال سالمندان رفتی، نه بازنشستگان، در صورتی که بدنبال کسانی

بودم که علیرغم بالارفتن سن، هنوز خود را پیشکسوت(بازنشسته)

نمی­بینند و به همین دلیل از توانائی بالاتری نسبت به همسن و

سالانشان(اگر وجود داشتند) برخوردار هستند.

     

این عزیزان شاهدان ادعاهایم هستند، زمانی که رموز سلامتی و

شادابی آنها که در اکثر آنها مشترک بود، را یافتم و سعی نمودم در

این سایت، تمام این رموز را در جهت بازگرداندن سلامتی و نگهداری

سلامتی پیشکسوتان(بازنشستگان) به نحو شایسته ارائه نمایم.

  داستان زندگی من 12   

امیدوارم بتوانم، این رموز سلامتی و شادابی، را به طرز صحیح،

با بیانی فصیح، ساده و کامل به اطلاع کلیه عزیزان پیشکسوتان

(بازنشسته) برسانم.

              

من آنچه شرط بلاغ بود با تو گفتم        

     تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال

                       

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

               

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.