بازنشسته، یا بازِ نشسته؟

بازنشسته، یا بازِ نشسته؟

بازنشسته، یا بازِ نشسته؟

در زمانی که با یکی از بازنشستگان گرامی مشغول مذاکره

بودم، ایشان در تعریفهائی که از بازنشستگی برایم داشت،

از بازنشستگی به بازِ نشسته نیز نام برد.

در آن موقع من به این فکر رفتم که آیا واقعا بازنشستگان،

بازِ نشسته هستند، یا به تعبیر گروهی دیگر با زن نشسته

هستند یا …..

در این مقاله بر آن شدم که به این مقوله نگاهی بیندازیم.

 

بازنشسته کیست؟

به فردی که بعد از مدتی که از اشتغال او می گذرد، با

درخواست خود، یا بر اساس قانون یا بعلت نقضی، از کار

منفک شده و حقوق ماهیانه دریافت می دارد، بازنشسته

گفته می شود.

 

باز نشسته چیست؟

به پرنده شکاری که از دیگر جانواران تغذیه می نماید و

میان جثه نیز می باشد اطلاق میگردد.

 

چرا باز نشسته، تفسیر مناسبی است؟

باز همان گونه که در تعاریف داشتیم، خود به دنبال شکار

رفته و تغذیه و قوت خود را بدون اتکا به کسی یا چیزی،

تهیه و صرف مینماید.

آنروز که آن عزیز بازنشسته به من این واژه را گفت، من دیدم

بعضی از این عزیزان که چشم خود را به روی توانائیها و

قابلیتهای خود بسته و تنها به کسانی چشم دوخته اند که

بتوانند به درآمد آنان اضافه نموده و باری از دوش آنها بردارند.

البته لازم به ذکر میباشد که نگارنده به هیچ وجه، نافی

زحمات این عزیزان برای احقاق حقوق خود نیستند، لکن

بحثی که در این جا مطرح است، تنها نباید به دیگران متکی

شد و میبایست از توانائیهای خود استفاده نمود.

در چند روز پیش با یکی از نفرات شاخص بازنشسته یکی

از ادارات مشغول صحبت بودم، ایشان تماماً به این که باید

احقاق حق خود را بنمایند تمرکز داشت و از تمرکز بر روی

توانائیهای خود و دیگر عزیزان همراه خود نداشت، در زمانی

که به ایشان گفتم، شما کوله باری از تجربه و قابلیت به

همراه دارید، خود ایشان نیز بر این امر صحه گذاشت، لکن

اعلام داشت که در حال حاضر کاری برای ایشان نیست که

انجام دهد.

سئوال من این است که آیا برای باز، شکاری آماده می گذارند

که جناب باز، شما لطف کنید و تشریف بیاورید و مرا نوش

جان کنید؟

یا اینکه خود پرنده شکاری، به پرواز درآمده و با چشمان

تیزبین خود، شکار خود را یافته و درآمد آن روز خود را رقم

میزند.

حال اگر این باز، به مانند کبوترها، تنها بنشینند و به امید

این باشند که دیگران برایشان دانه ای بریزند و آنان تنها

دانه های ریخته شده توسط دیگران را ببیند، دیگر شکاری

که باب طبع خود باشد را نمی یابد و معلوم است که بعد

از مدتی باید برای آن باز، سوگواری نمود.

 

 

چطوری میتواند این باز نشسته، به پرواز درآید؟

حال اگر قبول کنیم که باز ها هم مانند بقیه پرنده ها، بعد

از مدتی که پرواز کرده و شکار نمودند، نیاز به استراحت

دارند و باید استراحت کنند، باز هم زمان استراحت محدود

است و این استراحت نباید به طول انجامد، زیرا اگر این

استراحت به طول انجامد، کم کم باز مهارت پرواز خود را

از دست داده و مجبور به زمین گیر شدن می شود و دیگر

نمی تواند آن حس پرواز و شکار را که با لذت و شور خاصی

انجام میداد، انجام دهد.

مثال باز، نمونه بارز عزیزان بازنشسته، این گنجینه های

گهربار نیروی انسانی است، شاید قبول کنیم که این

عزیزان بعد از چندین سال، کار و تلاش شبانه روزی،

بالاخره نیاز به کمی استراحت دارند، لکن تنها نیاز به

“کمی” استراحت دارند و بلافاصله بعد از اینکه تنفس تازه

نمودند باید بدون اینکه به دیگری، نیازمند باشند تا آنان

بر اساس خیلی از مصالح خود یا سازمان، درآمدی جدید

برای این عزیزان تأمین یا درآمد فعلی ایشان را بهبود

بخشند، تا کنون با این همه پیگیری که (البته کمی

بهبود یافته است)جواب نداده است.

حال باید آزموده را چندین باره بیازمایند. آیا نباید بجای تکیه

بر دیگران، تنها بر روی خود و توانائی های خود، قابلیتهای

خود، تجربیات گرانبها و ذیقیمت خود که در چندین سال،

فعالیت خود، بدان دست یافته اند، اتکا نموده و قدمی در

جهت بهتر شدن زندگی خود، بردارند.

 

اگر می گویند، نمی شود، میتوان با جستجوی مختصری،

نمونه های بسیاری از جمله، موسس مرغ سوخاری

KFC(سرهنگ هارلند ساندرز) را نام برد، از دیگر نمونه ها

میتوان به دکتر فریور از بازنشستگان سازمان بنادر و

دریانوردی که بعد از بازنشستگی، تازه تحصیل خود

را در رشته روانشناسی، آغاز نمود و موفق به اخذ درجه

دکترا در این رشته و کار و فعالیت نمود.

 

هر چه که جستجو کنید، نمونه های بیشتری از نفراتی

که اجازه ندادند، دانه های چند روزه، قوت یومیه آنها را

تأمین نماید، مشاهده می نمائید. کافی است فقط کمی

جستجو کنید تا به صحت گفته های نگارنده، ایمان بیاورید.

 

حالا موقع عمل است. نور، صدا، حرکت …………….

اگر به مطالب بالا باور داشتید، حال موقع عمل است،

خیلی سریع، شروع مجدد کار و فعالیت و تلاش را اعلام

نموده و در جهت آن قدم بردارید.

با مطالعه راهکارهای ارائه شده در سایت نگارنده

www.valibakhtyari.ir یا سایتهای دیگر که راه های عملی

برای انجام در دوران بازنشستگی را ارائه دادند میتوانید،

آغاز نمائید

تنها کافی است که هر روز یک کار برای پیشرفت و یک کار

برای تفریح خود انجام دهید تا بتوانید در مدت بسیار

کوتاهی، به صورت کاملاً فعال، سکان زندگی خود را

مجدداً در دست گرفته و آنرا در دریاهای مختلف هدایت

و راهبری نمائید.

 

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

www.valibakhtyari.ir

 

 

اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت

اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت (قسمت دوم)

اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت (قسمت دوم)

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۱

همانگونه که در بخش اول مطرح نمودیم اصول رسیدن به دوران

بازنشستگی توأم با موفقیت را فهرست کرده و سپس ادامه

آن ها را با جزئیات بیشتر مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

در واقع نتایج آنچه را که محققات، پژوهشگران و نظریه پردازان

در باره بازنشستگی، در سال های اخیر بررسی شده است،

را ارائه می دهیم. فهرست این اصول عبارتند از :

  • شفاف بودن در باره واقعیت های وضعیت موجود در باره خود
  • پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن ها در بهترین وضعیت
  • توانائی سازگاری و کنار آمدن مؤثر با این واقعیت ها
  • دارا بودن توانائی بر جبران از دست داده ها و سایر کمبودها
  • جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند
  • نگرش خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت
  • حفظ پیوند و صمیمیت با همنوعان
  • حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها و         سایر کمبودها

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۲

اصل ۵

جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند

در بعضی از اوقات، و بعضی از نفرات حالاتی رخ میدهد که بر

اساس تشخیص علم روان شناختی و از لحاظ بالینی روان

رنجوری وجود دارد. در این حالت، شرایطی به وجود می آید

حتی افراد جوان نیز ناتوان می شوند. در واقع این حالت یکی

از بدترین و مهلک ترین حالت هائی است که ذهن با آن درگیر

می شود و به خصوص در بازنشستگان به نسبت جوان ترها

شایع تر است. درمان روان رنجورهای وجودی، مشکل ترین،

حالت های بالینی است و متخصصان مجرب آن هم به شرط

همکاری مستمر مراجعان خود از عهده درمان برمی آیند. زیرا به

طور معمول کسانیکه از این عارضه رنج میبرند می بایست به

نوعی فعالیت و علاقمندی نشان دهد، اما به نظر میرسد که از

انجام آن عاجز بوده و به اصطلاح از دنیا بریده اند و هیچ چیزی

علاقه آنان را به خود جلب نمی کند.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۳

به طور معمول این گونه افراد به سراغ روان پزشک دیگری

می روند تا حداقل به خود نشان دهند که می خواهند در خود

تغییرات را به وجود بیاورند اما رسیدن به این هدف یک امر درونی

است و باید با انقلاب درونی و حقیقی همراه باشد و مراجعه

به روان پزشک شرط کافی نیست.

برای ما چیزی غمگین تر از این نیست که یک بازنشسته به

صورت بالقوه هنوز توانائی این را داشته باشد که در خانواده و

جامعه نقش مثبتی ایفا کند اما نتواند در یک فعالیت هدفمند

ظاهر شود.

البته فعالیت ها و تحرک ها می توانند هر چیزی باشند، حتی

تلاش برای خلق کارهایی که تا کنون انجام نشده اند. در هر

حال یک فعالیت و تلاش هدفمند نباید لزوماً یک امر تٍأثیرگذار و

بزرگ باشد، بلکه باید این توانائی را داشته باشد که امید به

زندگی و شوق زیستن را در بازنشسته پیدا کند و نگذارد که او

با منزوی شدن و احساس تنهائی و فرو رفتن در خود، انتظار

مرگ را بکشد.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۴

این گونه کناره گیری بازنشسته، نمی تواند آن ها را به یک

دوران بازنشستگی موفق هدایت نماید.

اصل ۶

نگرشی خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت

انتخاب مبتنی بر آگاهی و خرد، روشی است که فرد می تواند

در زندگی خصوصی خود ایجاد کند. به عبارت روشن تر

بازنشستگان نیاز دارند تا برای دستیابی به آرزوها و آرمان های

ایده آل خود که شاید در گذشته نتوانسته به آن ها دست یابد،

هم اکنون با توجه به سطح انرژی و وضعیت جسمانی و ذهنی

به آن ها بپردازد. البته داشتن چنین توقعاتی از خود می بایست

با در نظر گرفتن ذخایر خود حقیقی سالمند باشد.

زیرا در این سن و سال درگیر شدن با فعالیت های اجتماعی زیاد

و قبول تعهدات بیش از ظرفیت می تواند صدمات جبران ناپذیری

به او وارد کند.

انتخاب آگاهانه به بازنشسته کمک می کند تا از قبول تعهدات

بیش از ظرفیت خود داری نماید.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۵

اصل انتخاب مبتنی بر آگاهی، نه تنها به روابط خانوادگی و

دوستان مربوط می شود، بلکه در تمامی کارکردهای زندگی

سالمند تأثیرگذاری است. باید توجه داشت که با توجه به

کاهش سطح انرژی و وجود برخی از بیماری ها و از  دست

دادن بنیه و توانائی در دوران سالمندی می بایست از برخی

از جاه طلبی ها و آرمان های ایده آل و هر هدفی که برای آن

تلاش می شود کمی تخفیف نیز در نظر گرفته شود تا بتوان

به طور کامل و یا تا حدودی تعهدات انجام شوند. در اینجا باز

هم عامل تفاوت های فردی خودنمائی می کند و هر فرد

بازنشسته خود می بایست با توجه به شرایط جسمانی و

روحی و همچنین اوضاع مالی و سبک و سلیقه خود، انتخاب

و تصمیم گیری آگاهانه بگیرد.

 

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۶

اصل ۷

حفظ پیوند و صمیمت با همنوعان.

از پژوهش ها و مطالعات انجام شده، چنین نتیجه می شود که

انزوای اجتماعی – از جمله از دست دادن پیوندهای اجتماعی،

تجرد و داشتن روابط اجتماعی ناکافی- تأثیر منفی البته کمی

ضعیف تر از واژه منفی بر مواردی چون سلامت، طول عمر و

بهزیستی دارند.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۷

البته مطالعات و پژوهش ها از دیدگاه جامعه شناسی شبکه

اجتماعی، مشکلات و ضعف هائی دارد. زیرا اصطلاح شبکه

اجتماعی فقط نشان دهنده این است که فرد در زندگی یک یا

چندین پیوند اجتماعی دارد

ولی آیا این پیوندها می توانند از لحاظ روان شناختی، منبع

رضایت، خوشحالی و بهزیستی او باشند. یک فرد ممکن است

تعداد زیادی از این پیوندهای اجتماعی را در زندگی خود داشته

باشد و یا دوستان و آشنایان زیادی مراوده کنند ولی در عمل و

به عنوان مثال در جمع فامیل و برخی از آشنایان از همدیگر

نفرت داشته و احساس خوبی نسبت به هم نداشته باشند.

رسیدن به بازنشستگی. شماره۸

 

اصل ۸

حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها

و سایر کمبودها.

اصطلاح های مترادف و جایگزین حرمت نفس، عزت نفس،

احترام به خود و اعتماد به نفس است. بعضی از پژوهشگرها از

واژه چیرگی و فائق آمدن هم استفاده می کنند، که ما نسبت

به آن چه که آنها مطرح کرده اند، نظر قطعی نداشته و دچار

تردید هستیم. زیرا که نمی توان در زندگی بر همه مشکلات

چیره شد و فائق آمد. بنابر این ترجیح می دهیم به جای چیره

شدن و فائق آمدن واژه سازگاری و کنار آمدن را مطرح کنیم.

در واقع اشاره ما بر مدیریت فشارهای روانی است که پذیرش

واقعیت شرایط فرد و چگونگی کنار آمدن و سازگاری و زندگی

در این شرایط را شامل می شود.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۹

بدون شک بازنشستگی موفق بدون داشتن عزت نفس مثبت

غیر ممکن است. در اینجا اشاره ما به احساس نکردن

شرمساری از کمبودها و نقصان هائی است که در بیشتر مواقع

ارزش سرزنش کردن را نداشته و برای به وقوع آمدن و پیشگیری

و اجتناب از آنها در زندگی همه انسان ها ناتوان هستیم. دلیل

دیگر مهم بودن عزت نفس برای بازنشسته این است که فردی

که به توانائی خود در برابر تهدیدها و مسائل پیش آمد در

زندگی اعتماد کمی دارد یعنی برای فعلیت بخشیدن به

راه کارها و سازگاری و کنار آمدن با این مسائل، دچار مشکل

خواهد شد  از قبل تلاش خود را منجر به شکست خواهد داشت.

دیده شده حتی زمانی که این افراد شایسته هستند باز تمایل

دارند که شکست خورده ظاهر شوند و موفقیت خود را به

حساب شانس می گذارند که این نوع برداشت از آنها غیر

دقیق است.

البته به وجود آوردن عزت نفس و اعتماد به نفس مثبت و خارج

از درون فرد به هیچ عنوان کار آسانی نیست. طبق آن چه که

تا کنون گفته شد،هر دروغ و ریاکاری در ایجاد عزت نفس و

اعتماد به نفس دروغین اثر عکس و نامطلوبی را در فرد به

وجود می آورد.

رسیدن به بازنشستگی. شماره۱۰

کودکان و همین طور بازنشستگان نیاز دارند که باور کنند که آنها

به راستی به عنوان یک انسان با ارزش، مستحق احترام و

منزلت دیگران هستند و نباید بدون اینکه نسبت به آنچه که

قادر هستند انجام بدهند و باشند و یا قادر به انجام آن

نیستند، فریب داده شوند. بیشتر افراد بازنشسته با وجود

اینکه می دانند، آن چیزی نیستند که زمانی می بایست

می بودند، اما در این دوران از زندگی انتظار و توقع دارند که

احترام و ملاحظه و رعایت احوال آنان در جامعه بشود.

بازنشستگان و افراد ناتوان، انتظار دارند که دیگران با آنان

برخورد مناسب داشته و منزلت آنان را حفظ کنند و خود را

سزاوار احترام می دانند، حتی اگر در  گذشته جزء افراد

سرشناس نبوده باشند. تبعیض، بی تفاوتی و عدم احترام از

دیگران به شدت بر روحیه آنان اثر می گذارد. این هدف با

ارزش و مهم است اما روش افزایش عزت نفس و اعتماد به

نفس در سالمندان و حتی کودکان یک امر پیچیده و نامطمئن

است. از طرفی افزایش جمعیت بازنشستگان می طلبد که به

این قشر از افراد جامعه، بر احترام و منزلت آن ها تأکید بیشتری

شود. و از تصمیم گیران و مسئولان حکومتی خواست تا تدابیر

و بودجه بیشتری را برای بهزیستی این قشر از جامعه

در نظر بگیرند.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۱۱

قسمتهائی از کتاب دوران سالمندی و کنار آمدن با آن،

برگردان شعله آتشین

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

Vbakhtyari@gmail.com

 

 

اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت(قسمت اول)

اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت(قسمت اول)

اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت

(قسمت اول)

زمان رسیدن به بازنشستگی، خود یک فلسفه اصلی در

زندگی است که هر فرد شاغل، خواه ناخواه به آن خواهد

رسید، حال چگونگی گذران این دوران، بستگی به خود فرد

دارد. در اینجا آن چه را که می بایست، بازنشستگان برای

اداره دوره بازنشستگی موفق خود انجام دهند، بازگو

می نمائیم.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۱

به طور کلی، مجموعه ای معین از جهان بینی ها و بینش های

مورد نیاز است تا افراد بازنشسته بتوانند بر خلاف نقص ها،

محدودیت ها و یا تهدیدهای فزاینده، تا هر زمانی که امکان

دارد، مشتعل، بارور و از نظر اجتماعی فعال باقی بمانند.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۲

در اینجا هشت اصل ارائه می شود که مفهوم موفقیت در

دوران بازنشستگی را تعریف می کنند. برخی از این اصول از

برخی دیگر مهم تر هستند. اما در مجموع آنچه را که کم و

بیش برای همگان و نیز فراهم ساختن گسترده ای از

موفقیات ضروری می باشند را در بر می گیرند. برای

دستیابی به موفقیت و حتی فراتر از آن می بایست با تلاش

و به طور دقیق این اصول را در نظر گرفت. هر فرد

بازنشسته ای با توجه به شرایط زندگی و نحوه سازگاری و

کنار آمدن با شرایط و وضعیت موجود با فرد دیگر متفاوت بوده

و بنابر این میزان موفقیت از فردی به فرد دیگر در نوسان است.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۳

ما در ابتدا این اصول را فهرست کرده و سپس برخی از آن ها

را با جزئیات بیشتر مورد بحث و بررسی قرار می دهیم. در

واقع نتایج آنچه را که محققان، پژوهشگران و نظریه پردازان

در باره بازنشستگی، در سال های اخیر بررسی شده است،

را ارائه می دهیم. فهرست این اصول عبارتند از :

  • شفاف بودن در باره واقعیت های وضعیت موجود در باره خود
  • پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن ها در بهترین وضعیت
  • توانائی سازگاری و کنار آمدن مؤثر با این واقعیت ها
  • دارا بودن توانائی بر جبران از دست داده ها و سایر کمبودها
  • جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند
  • نگرش خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت
  • حفظ پیوند و صمیمیت با همنوعان
  • حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها                و سایر کمبودها

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۴

 

اصول ۱ و ۲:

شفاف بودن در باره واقعیت های وضع موجود در باره فرد و

پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن در بهترین وضعیت.

همیشه بین اینکه فرد بخواهد واقعیت وضعیت خود را بداند

و یا اینکه بخواهد آن را به نحوه دلخواه و مطلوب ببیند یک

نوع وجود دارد. اگر ما آنچه را که برای دیگران اتفاق می افتد

را با اوضاع و احوال خود مقایسه کنیم،

وضعیت همیشه بدتر خواهد بود. ما نمی توانیم بسیاری از

واقعیت های تلخی را که با آن مواجه می شویم را تغییر دهیم.

بنابر این می بایست این توانائی را کسب کنیم تا با آن ها

زندگی کرده و بهترین شرایط با وجود آن ها در زندگی خود

داشته باشیم.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۵

اگر وقایع را به طور صرف ناشی از تقدیر و ناچاری در نظر

بگیریم، به تدریج دچار حالت یأس و افسردگی می شویم.

حالت یأس و افسردگی، تلاش برای ساختن زندگی را از بین

می برد. توانائی کسب روحیه بالا برای فائق آمدن با

چالش ها و مشکلات زندگیف همان سازگاری و کنار آمدن

محسوب می شود. که این توانائی می تواند راهی را برای

خلاصی و بهبود بخشیدن به شرایط پیش آمده را بیابد.

دیده شده که افرادی که مستعد حالت یأس و افسردگی

هستند، تمام وقایع زندگی خود را فاجعه تلقی می کنند،

بر خلاف سایر افراد که در برابر چالش ها، صبر پیشه می کنند

و یا با نگرشی مثبت حداکثر بهره برداری را از وقایع بد دارند،

وضعیت را بدتر از چیزی که پیش آمده می بینند. بنابر این هم

تمرکز به عین واقعیت و هم حفظ خونسردی و دارا بودن نگرش

مثبت به طور برابر مهم و مؤثر هستند.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۶

در اینجا به اصل دوم و توانائی مثبت اندیشی که اغلب دست

کم گرفته میشود، اشاره می کنیم. شواهد زیادی وجود دارد

که توانائی مثبت اندیشی را یک منبع نیرومند در انسان ها

تلقی می کنند و بسیاری از روان شناسان با این موضوع

موافق هستند. حال باید بدانیم که آیا می توان با این توانائی

بر مشکلات فائق آمد یا خیر؟

ضرب المثلی وجود دارد که می گوید:”وقتی زمانه با تو

نمی سازد، تو با زمانه بساز” این گویه بسیار رایجی است

که باید با ناملایمات کنار آمد، اما در واقع گفتن این جمله

خیلی آسان تر از عمل کردن به آن است. برای عمل کردن

به این جمله می بایست تلاش و جدیت داشت و واقعیت این

است که فقط عده کمی از ما لحظات بدون نا امیدی و رنج را

سپری می کنیم. اما برای رسیدن به این جمله چیزی که

اهمیت دارد ادامه و پیوستگی راه و توجه نکردن به لحظات

بد است.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۷

باید بتوانیم از کارکردها و بازده های مثبت لذت ببریم، گرچه

زمانی که ناراحت و یا غمگین هستیم، این کار چندان آسان

نیست. ما نمی توانیم همواره از ناراحتی ها و مشکلات خود

با دیگران حرف بزنیم چرا که گاهی دیگران بنا به دلایلی

نمی خواهند در این باره چیزی بشنوند. به طور معمول،

آن ها نیز مشکلات و ناراحتی های خود را دارند.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۸

اصول ۳ و ۴

توانائی کنارآمدن و سازگاری مؤثر با واقعیت ها و دارا بودن

توانائی در جبران از دست داده ها و سایر کمبودها.

این دو اصل باید در کنار هم قرار بگیرند.

اصل جبران، را بازنشستگان می توانند در فرانکلین دلانو روزولت،

رئیس جمهور ۴ متری در سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۴۵ که قبل از

جنگ جهانی دوم درگذشت، مشاهده کنند. تعدادی می دانند

که او به فلج اطفال مبتلا بود و تا قبل از رئیس جمهور شدن،

هرگز نمی توانست از پائین تنه بدنش استفاده کند. او مجبور

بود که با کمک دیگران بالای سکو برود و با شور و حال زیاد در

همایش های نامزدهای انتخابات با مردم و کنگره آمریکا

سخنرانی کند.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۹

نکته مهم این است که آن زمان جامعه مدنی احترام عمومی

برقرار بود. مردم و مطبوعات، درک، شعور و احترام یکسان

نسبت به یک مرد معلول داشتند و در سخت ترین شرایط

روزهای کشور، چهار بار او را انتخاب کردند. او کسی بود

که توانست با منزلت بالا، شور و شوق را در نقش رهبر یک

کشور با هم ارائه کند. تا حدی که کاریکارتور او نیز با لبخند

و سیگار برگی بر لب به تصویر کشیده می شد.

هم اکنون زمزمه هائی به گوش می رسد که مجسمه جدید

روزولت در پارک یادبود واشینگتن دی سی می بایست او را

در یک صندلی چرخ دار نشان دهد چرا که معلولیت- در واقع

امروز عنوان معلول، یک واژه قدیمی است برای ناتوان بودن

که امروزه منسوخ می باشد- معروف او را نمادین می سازد

نه اینکه مجسمه ایستاده از او به نمایش گذاشته شود.

جالب اینجاست که به تصویر کشیدن معلولیت روزولت او را

تحقیر خواهد کرد در حالی که به اعتقاد بسیاری از آمریکائیها،

حقیقت درست بر عکس این است. از نظر دیدگاه مردم آمریکا،

صندلی چرخدار نشانی از شجاعت،منزلت و تعهد بالای او

است که او را نمادین می سازد. و به همگان می آموزد که

چگونه یک فرد می تواند با وجود معلولیت جسمی به چنین

موقعیت های چشمگیری برسد و بیماری و معلولیت جسمی

خود را جبران کند، حتی اگر با حمایت و بردباری و صبر دیگران

گره خورده باشد. مخاطبان بازنشسته ممکن است با

اندیشیدن به این مرد و آن دوران و گذشته  ها غبطه بخورند.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۱۰

شایسته بودن با اثربخش و مؤثر بودن به طور کامل همپوشانی

دارند و هر دو توانائی نیز بر تفاوت های فردی و نیز قدرت

مدیریت توقعات و تصمیم گیری آن ها نقش بسزائی دارند.

حفظ روابط اجتماعی و شاغل بودن به کاری مثبت و سازنده و

استفاده از مهارت های باقیمانده بازنشستگی در سازگاری و

کنار آمدن با این دوران بسیار مؤثر هستند. مهم تر اینکه هدف

مطالعات و پژوهش ها در زمینه توانائی جبران، کشف این نکته

است که کدام یک از اعمال سازگاری و کنار آمدن در نهایت به

رضایت مندی از زندگی و بهزیستی و ایجاد هیجان مثبت

می رسد.

قسمتهائی از کتاب “دوران سالمندی و کنار آمدن با آن”،

برگردان شعله آتشین

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

Vbakhtyari@gmail.com

 

 

زندگی خوب در بازنشستگی

زندگی خوب در بازنشستگی

زندگی خوب در بازنشستگی

زندگی زیبا. شماره ۱

بسیاری از کسانی که تا کنون با آنها مذاکره نموده ام و در مورد

زندگی آنان به تحقیق پرداخته ام، بر این باور هستند که تنها

دوران اشتغال که انسان توانائی دست و پنجه نرم کردن با

مسائل و مشکلات زندگی را دارد و توان جسمی و روحی کافی

برای مقابله شدن با آنها را دارد، زندگی خوب معنا دارد و به هیچ

عنوان حاضر نیستند که باور داشته باشند که می توان در دوران

بازنشستگی نیز زندگی خوب و رویائی داشت.

به همین خاطر، بر آن شدم که در این خصوص مطالبی را به

اختصار بیان نمایم.

زندگی خوب چیست؟

زندگی به فاصله بین تولد تا مرگ اطلاق میشود و خوب به نیز به

معنای خیر و شر و در کل زندگی خوب به زندگی گفته میشود

که انسان از خودش و محیط و اطراف خود راضی باشد و از

زندگی کردن لذت ببرد. و این زندگی خوب، نسبی است و برای

هر کسی و در هر جائی معنای بخصوص به آن فرد را میدهد.

 

زندگی زیبا. شماره ۲

چرا زندگی خوب مهم است؟

به این دلیل زندگی خوب مهم است که هر فرد تنها یک بار در

طول عمر خود زندگی خواهد نمود و اگر این یکبار نیز خوب

نباشد، که دیگر ارزش زندگی کردن از بین می رود.

انسان از بدو تولد تا پایان عمر خود، در صدد است که بهترین

زندگی را برای خود مهیا نماید. شاخص هائی که برای داشتن

یک زندگی خوب تا کنون مطرح شده است، از قبیل: خندیدن،

خلاقیت، دوستان خوب، معنویت و خانواده، مهربان بودن، بی

تفاوت نبودن به زندگی، دوری از زیاده روی، اولویت دادن به خود،

مهربان بودن، انجام ندادن کارهای احمقانه، بد نخواستن برای

دیگران و ….  همگی می توانند داشتن یک زندگی خوب را در

طول حیات عمر تضمین نماید، لکن این مباحث، باید با کمی

تغییرات در دوران بازنشستگی با آنها روبرو گردید.

زندگی زیبا. شماره ۳

چطوری میتوان در دوران بازنشستگی، زندگی خوب داشت؟

یک زندگی خوب در دوران بازنشستگی را میشود در سه وجه

تعریف نمود:

  • زندگی هدفمند که به زمان ها، آرمان ها و هدف های معنادار

متمرکز است.

  • دارا بودن پیوند و صمیمیت با همنوعان
  • دارا بودن حس حرمت و عزت نفس و داشتن ذهنی مثبت گرا

زندگی زیبا. شماره ۴

لطفاً هم اکنون نسبت به نوشتن سه زمان مهم، سه آرمان و

سه هدف مهم زندگی خود اقدام نمائید:

۱-

۲-

۳-

 

هر کدام از این معیارهای یاد شده، بخش مهم و اساسی را در

کسب و توانمندی  یک زندگی خوب برای تمامی سنین فراهم

می کند و دارا بودن این سه وجه در زندگی، دوران بازنشستگی

موفقی را به دنبال دارد.

زندگی زیبا. شماره ۵

دوران بازنشستگی موفق به سازگاری و کنار آمدن خود نیز

بستگی دارد چرا که در مرحله اول، پذیرش و در مرحله دوم کنار

آمدن با کاستی ها و محدودیت های جسمانی، روانی و

ناملایمات زندگی است و در مرحله سوم، جبران این موارد می

باشد.

که اگر هر سه مرحله به خوبی انجام شود، می تواند منجر به

داشتن یک زندگی خوب و موفق در دوران بازنشستگی گردد.

زندگی زیبا. شماره ۶

لذا لازم است هم اکنون سه مرحله فوق را برای خود، مکتوب و

در جهت رسیدن به این مراحل زمانبندی لازم را ارائه نمائید. امید

که بتوانیم با کمک یکدیگر زندگی خوبی در دوران بازنشستگی

برای خودمان و اطرافیان به ارمغان بیاوریم.

 

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

Vbakhtyari@gmail.com

 

 

فشار روانی و تأثیر آن بر تشدید یا ایجاد بیماری جسمی

فشار روانی و تأثیر آن بر تشدید یا ایجاد بیماری جسمی

فشار روانی و تأثیر آن بر تشدید یا ایجاد بیماری جسمی

شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که گاهی اوقات، در سر کار

یا مواقع دیگر، با بوجود آمدن یک فشار یا شوک ناگهانی، بیماری

جسمی در وجودتان ظاهر یا بیماری قبلی به شکلی جدید خود

نمائی کرده و شما را کلافه نماید.  علت این امر فشار و

استرس ناگهانی احساسی است که موجب می‌شود آدرنالین

باعث متوقف شدن فعالیت قلب و در نهایت ایست قلبی شده و

ضعف شدید‌ ماهیچه قلب را در پی دارد.
اما خبر خوب این است که این حالت معمولا قابل درمان است

و به ندرت موجب آسیب دایمی قلب می‌شود. اما در هر حال

این محققان توصیه می‌کنند که در صورت احتمال داشتن

احساس حمله قلبی فقط جهت اطمینان باید فورا با پزشک

مشورت کنید.

 

فشار روانی چیست؟

بر اساس تعریفی که سایت ویکی پدیا از فشار روانی دارد،

فشار روانی، تـَنیدگی یا اِستـِرس در روان‌شناسی به معنی

فشار و نیرو است و هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند،

استرس زا یا عامل تنیدگی نامیده می‌شود. استرس یک فشار

روانی و احساسی بیش از حد تحمل فرد است. درواقع استرس

زمانی ایجاد می‌شود که ما نتوانیم با فشارهای کوچک کنار

بیاییم. استرس در افراد مختلف متفاوت است، ممکن است

عاملی برای فردی ایجاد استرس کند ولی در فرد دیگر، به هیچ

عنوان استرس ایجاد نکند.

فشار روانی به زبان ساده می توان گفت: پاره‌پاره شدن بدن بر

اثر فشارهای وارده بر بدن .

و فشار روانی بر اثر استرس بوجود می آید و علائم استرس

تفکر نگران کننده، شامل اضطراب، مشکلات خواب، عرق کردن،

از بین رفتن اشتها و مشکل در تمرکز حافظه است.

 

تأثیر فشار روانی بر بیماری جسمی

فشار روانی منشاء بسیاری از بیماریها شناخته شده است.

پژوهشگران استرالیایی ارتباط میان فشار روانی با ابتلا به انواع

بیماریها از سرماخوردگی تا سرطان را به طور علمی اثبات

کردند. محققان موسسه گاروان در سیدنی دریافتند هورمونی

به نام “نروپپتید وای” که به هنگام فشار روانی در بدن ترشح

می‌شود دستگاه ایمنی بدن را تحلیل برده و انسان را بیمار

می‌کند.
تاکنون در مورد ارتباط میان مغز و دستگاه ایمنی بدن شواهد

اتفاقی ارایه شده است، اما اکنون این ارتباط به اثبات رسیده

است.

به هنگام فشار روانی مقادیر زیادی از این هورمون از اعصاب آزاد

می‌شود که وارد جریان خون شده و از فعالیت سلولهایی در

دستگاه ایمنی که بدنبال کشف و نابودی میکربها هستند

جلوگیری می‌کند.
اینکه فشار روانی بیماریزاست دیگر خیال نیست بلکه واقعیتی

است که باید با اهمیت دانسته شود. این هورمون آسیب پذیری

فرد را در هنگام ابتلا به سرماخوردگی یا آنفلوانزا افزایش

می‌دهد.
فشارهای‎‎ عصبی‎ افزایش‎ تولید موادی در بدن‎ را موجب‎ می

‎ شود کـه‎ بـر عـملـکـرد سیستم‎ ایمنی‎‎ بدن‎ آسیب‎ می رساند.

در بیماریهای روان تنی همچون افسردگی، اضطراب، وسواس و

جنون، خطر ابتلا به عواملی نظیر سردرد، زخم معده، آسم،

کهیر، سکته قلبی و فشار خون افزایش می‌یابد.

فشار روانی یکی از عوامل مهم دخیل در بیماری قلبی،

سرطان، مشکلات ریوی، محرومیت‌های ناشی از سوانح،

سیروزکبدی و خودکشی است. فشار روانی به طور اخص در

ضعف دستگاه ایمنی، بیماری قلبی عروقی و سرطان،

نقش مهمی ایفا می‌کند.

کار دستگاه ایمنی، تشخیص مواد خارجی مثلاً باکتری‌ها،

ویروس‌ها و تومورها و نابودکردن آنها است. این دستگاه از

بیلیون‌ها گلبول سفید دستگاه لنفاوی تشکیل شده‌است. تعداد

گلبول‌های سفید و کارآیی آنها در کشتن ویروس‌ها و

باکتری‌های خارجی با میزان فشار روانی رابطه دارد. به عنوان

مثال، وقتی کسی در مرحله هشدار یا فرسودگی است،

دستگاه ایمنی او خوب کار نمی‌کند. در این دو مرحله، احتمال

تکثیر و بیماری‌زا شدن ویروس‌ها و باکتری‌ها بیشتر می‌شود.

 

 

چرا فشار روانی  می تواند بر بیماری جسمی در بازنشستگی تأثیر بگذارد؟

فشار روانی طولانی مغز را کوچک می‌کند

فشارهای روانی طولانی مدت نه تنها مهارتهای تفکر و حافظه را

زایل می‌سازد بلکه مغز را نیز کوچک می‌کند. زندگی تحت فشار

روانی شدید نه تنها برای سلامت بدن بلکه برای مغز و قوای

دماغی نیز زیان آور است.

محققان در مطالعه جدیدی تاثیر تنش درازمدت و تغییرات

هورمون استرس کورتیزول را بر عملکرد مغز بررسی کردند.

مطالعات قبلی حاکی از تاثیر فشار روانی بر سلامت قلب و

عروق از طریق افزایش سطح خونی هورمون‌های استرس مانند

کورتیزول در بدن است. مطالعات بسیاری از نقش مخرب تنش بر

سلامت جسمی، فشار خون، و سلامت قلبی عروقی و غیره

خبر می‌دهند. در این مطالعه تاثیر بالا بودن مزمن هورمون

کورتیزول بر عملکرد مغز افراد مسن، جوان و کودک بررسی شد.

محققان در این تحقیق دریافتند با افزایش سطح کورتیزول در

خون افراد مسن ناحیه‌ای از مغز به نام هیپوکامپ که مسئول

یادگیری و حافظه است کوچک می‌شود. در اولین مطالعه میزان

هورمون کورتیزول در گروهی از افراد مسن در طول سه تا شش

سال اندازه‌گیری شد. نتایج این مطالعه نشان داد بالا بودن

هورمون کورتیزول به طور مزمن حافظه را تخریب می‌کند. به

علاوه اندازه هیپوکامپ در این افراد تا ‪ ۱۴درصد کم می‌شود.

این مطالعه به روشنی تاثیر منفی تنش‌های دراز مدت را بر مغز

و قوای دماغی نشان می‌دهد. به این ترتیب می‌توان تنوع

حافظه و عملکرد ذهنی افراد بازنشسته را توجیه کرد. بررسی

تاثیر تنش بر مغز افراد جوان نشان داد حتی افزایش موقتی و

کوتاه مدت کورتیزول بر توانایی تفکر و حافظه کودکان تاثیر منفی

می‌گذارد. در نهایت مطالعه کودکان و نوجوانان از طبقات متفاوت

اجتماعی اقتصادی نشان داد میزان هورمون کورتیزول با پایین

آمدن طبقه اقتصادی اجتماعی افزایش می‌یابد. به عبارتی

متوسط هورمون کورتیزول خون این افراد بیشتر است. تنش

مهمترین عامل تغییر عملکرد مغز است. انسان در هر سن و از

هر طبقه اجتماعی اقتصادی که هست به تنش حساس است.

 

چطوری با فشار روانی مقابله کنیم و شادی و نشاط و

سلامتی را برای خود به ارمغان بیاوریم؟

نظر به اینکه در دوران بازنشستگی، بدن تا حدودی، بخاطر

افسردگی آمادگی دریافت بیماریها را دارد بنابر این باید به هر

صورتی که شده، مقابل فشار روانی ایستادگی نمود، و جهت

اینکار در ابتدا باید مقدار فشار روانی را ارزیابی نمود، و این

ارزیابی در دو مرحله انجام می شود:

ارزیابی اولیه و ارزیابی ثانویه.

ارزیابی اولیه، اشخاص، وقایع را از لحاظ مضربودن، تهدید بودن یا چالش‌ بودن بررسی می‌کنند. چنانچه شخص عامل فشار

روانی  را به جای تهدید در نظرگرفتن آن، چالشی قابل رفع در

نظرگیرد، راهکار خوبی را برای کم‌کردن فشار روانی برگزیده

است. این راهبرد با ویژگی (سرسختی) که عاملی شخصیتی

است همسو است.  برای مثال دو دانشجو را در نظر بگیریم که

هردو در امتحان میان ترم روان شناسی تک گرفته اند،

دانشجوی الف با دیدن نمره ی تک خودش خشکش می زند و

بقیه ترم را تهدید می بیند. ولی دانشجوی ب با این خبر به هم

نمی ریزد و تهدید رد شدن در امتحانات بعدی وجودش را نمی

گیرد. او نمره ی خود را چالشی می بیند که می تواند بر آن

غابه کند.

 

ارزیابی ثانویه:در ارزیابی ثانویه آدم ها امکانات و منابع خود را

می سنجند و این را در نظر میگیرند که آیا می توانند با واقعه ی

مورد نظر به نحو مناسبی کنار بیایند یاخیر .این ارزیابی به این

دلیل ثانویه است که هم بعد از ارزیابی اولیه است صورت می

گیرد و هم به این بستگی دارد که واقعه را چقدر مضر، تهدید یا

چالش بدانیم. به عنوان مثال، دانشجوی الف ممکن است

امکانات و توانایی‌های خوبی برای کنار آمدن با نمره پایین

امتحان میان‌ترم خودش داشته باشد ولی چون آن را مضر و

تهدید ارزیابی میکند لذا ممکن است نتواند از امکانات و

توانایی‌هایش خوب استفاده کند. اما دانشجوی ب ممکن است

این را در نظر بگیرد که برای بهبود نمره‌اش در نیمه دوم ترم چه

امکانات و تواناهایی دارد؛ امکانات و توانایی‌هایی مثل جویا شدن

نظر استاد در مورد راه و رسم بهتر درس خواندن در طول ترم،

تنظیم برنامه مدیریت زمان با هدف افزودن ساعات درس‌خواندن

و پرس‌وجو در مورد راهبردهای درسی دانشجویان زرنگ.

 

راهبردهای کنار آمدن با فشار روانی:

علاوه بر فرضیه‌ی آسیب پذیری وقوع بیماری که آستانه خاص

هر فرد را برای تحمل فشار روانی  (هنگام رویارویی

باورویدادهای منفی زندگی) مطرح می کند، آنچه مهم است

تدابیری است که فرد برای کنار آمدن با فشار روانی اتخاذ

می‌کند که یا مؤثر است و یا بی تأثیر. کنار آمدن مؤثر یعنی اداره

کردن شرایط شاق و طاقت‌فرسا ، تلاش برای حل مشکلات

زندگی و غلبه کردن بر فشار روانی یا کم‌کردن فشار روانی، به

عبارت دیگر روبرو شدن مستقیم با مشکلات خود وتلاش برای

حل کردن آنها است. به رفتارهایی که اعضاء بدن در مقابل

فشارهای روانی نشان می‌دهند می توان به‌عنوان رفتارهای

کنار آمدن از آنها نام برد.چنانکه رفتار کنار آمدن بدن بتواند عامل

فشار را کم کند(و واکنش تمام عیار نشانگان سازگاری کلی

GAS را از بین ببرد یا مدت آن‌را کوتاه کند بدون  آن‌که صدمه‌ای

جدی به اعضاء بدن برسد) رفتار فائق آمدن مؤثر نامیده

می‌شود، ولی اگر کنار آمدن نتواند به‌صورت مشخصی از شدت

نشانگان سازگاری کلی GAS بکاهد، واکنش اخطار ادامه

می‌یابد و حتی ممکن است از مرحله‌ی مقاومت گذشته و تا

مرحله‌ی «فرسودگی» پیشرفت کند و شخص را در برابر

بیماری‌های جسمی و روانی سخت آسیب‌پذیر نماید.

 

علائم فشار روانی بطور کلی به سه دسته تقسیم می شوند:

الف- نشانه های روانی: شامل افسردگی ،اضطراب،احساس

ناکامی،انزوا و بیزاری.

ب- نشانه های جسمی شامل: اختلال در سوخت وساز بدن ،

تغییر ضربان قلب و فشار خون، ناراحتی های معده ای- روده

ای،انواع آلرژی ها، اختلال در خواب و……است.

ج -نشانه های رفتاری:مانند غیبت از کار یا ترک شغل، مصرف

زیاد مشروبات الکلی، میل به سیگار یا دارو، پرخوری یا بی

اشتهایی، رفتارهای ستیزه جویانه یامشکلات بین فردی است.

 

روش‌های کنار آمدن غیر مؤثر با فشار روانی:

در کنار آمدن هیجان مدار افراد به کمک برخی از مکانیسم‌های

دفاعی از چیزی اجتناب می‌ورزند . اتفاقات رخ داده را توجیه یا

انکار می‌کنند ، آن‌ها را به شوخی می‌گیرند. برای مثال برخی از

دانشجویان ، از رفتن به کلاس مشکل‌ساز پرهیز می کنند و

احتمالاً خواهند گفت کلاس مهمی نیست. همچنین منکر

مشکل داشتن با آن کلاس می‌شوند ، با دوستانش به آن

می‌خندند ، یا ادعا می‌کنند که مشکلشان در آن کلاس رفع

شده است. ولی این نوع پاسخ دهی هیجانی لزوماً راه خوبی

برای رو‌به‌رو شدن با مشکلات نیست. در زیر برخی ازراهبردها

وروش‌های کنار آمدن غیر مؤثر با فشار روانی را که از آن بعنوان

کنار آمدن هیجان مدار یا روش‌های فائق آمدن غیر مؤثر بر

فشار روانی تعبیر می شود، می پردازیم:

 

۱) سیگار کشیدن: فردی که یاد گرفته است هرگاه در شرایط

پر فشاری قرار گیرد عصبانیت و ناآرامی خود را بوسیله سیگار

کشیدن برطرف کند ، درست است که به بهبود موقتی دست

می‌یابد ولی از طریق وارد شدن نیکوتین به ریه‌ها از قدرت کیفی

آن‌ها کاسته شده و نه تنها این ماده فشار روانی را بدون تغییر

باقی می‌گذارد بلکه واکنش فشار کوچک مربوط به خود را نیز

به‌وجود می‌آورد.

 

۲) مصرف الکل: الکل سست کننده اعصاب مرکزی

است،وقتی که به اندازه‌ی کافی مصرف شود نوعی نشاط

به‌وجود می‌آورد و ایجاد احساس بهبود موقت می‌کند و مانع

پرداختن و توجه شخص به منابع فشار واقعی و مشکلاتش

می‌شود ، ولی به نوبه خود با بوجود آوردن واکنش اخطار

فیزیولوژیکی می‌تواند بسان منابع اضافی فشار روانی وارد عمل

شود.

 

۳) مشغول داشتن خود یا کار بیش از اندازه یا فعالیت فوق‌العاده: برخی افراد برای پرهیز از مشکلات و فرار از فشار

روحی از مکانیزم غیر مؤثر «خود مشغول داشتن» بعنوان رفتاری

فائق شونده استفاده می‌کنند. کار مفید و پرثمر یا تفریح

نشاط‌آور می‌تواند یک روش مقرون به‌صرفه و سالم در برابر فشار

روانی باشد. ولی فعالیت‌های وقت‌گیر یا فعالیت توأم با بی‌میلی

مانند شوهری که برای پرهیز از مناقشات خانوادگی هر شب تا

دیر وقت به کار و فعالیت می‌پردازد ، نه تنها فشار روانی را

تخفیف یا از بین نمی‌برد بلکه خود بعنوان منبع افزاینده و بوجود

آورنده فشار روانی عمل می‌کند.

 

۴) پرخوری: کسانی که آموخته‌اند به هنگام فشار روانی به

تغذیه و خوراک روی آورند توانسته‌اند با پرخوری احساس

بهبودی موقت به‌وجود آورند ، زیرا معده پر با احساس آرامش و

تن آرامی قرین است و مانند یک داروی مسکن موقتی

ناخوشایندی‌ها را موقتاً می‌زداید

اما از سوی دیگر با آثار جنبی فیزیولوژیکی و روانی و وزن اضافی

که حاصل می‌شود سبب بد کار کردن اعضاء و بیماری شده و

نیز ممکن است بر قضاوت شخصی فرد تأثیر بگذارد و احساس

گناه و ناتوانی را در فرد بوجود آورد.

 

۵) انکار بیماری: انکار بیماری و یا تلاش ننمودن در جهت

کاهش شدت بیماری در مراحل اولیه بیماری از دیگر روش‌های

غیر مؤثر فائق آمدن بر فشار روانی است که عمومیت دارد و

باعث ایجاد بیماری و آسیب‌پذیری در فرد می‌شود.

 

۶)رفتارهای برگشتی: برگشت به شیوه‌های ناپخته در

برخورد با رفتارهای روانشناختی مانند گریه کردن و کج خلقی را

می‌توان به فراوانی در بیماران جسمی مشاهده نمود که از دیگر

اشکال رفتارهای غیر مؤثر فائق آمدن بشمار می‌رود.

 

۷)افسردگی: علائم افسردگی ممکن است به شکل غمگین

بودن خود را نشان دهد و یا رفتارهایی از قبیل گریه کردن و یا

کناره‌گیری را در فرد بوجود آورد که بعنوان شیوه دیگری از

رفتارهای مواجهه و فائق آمدن غیر مؤثر در جهت سازگاری با

واکنش‌های روانی عمل می‌کند.

 

روش‌های کنار آمدن مشکل مدار یا روش‌های فائق آمدن مؤثر بر فشار روانی:

 برای کنار آمدن موفقیت آمیز با فشار روانی برخی ازراهبردها

وروش‌های کنار آمدن موفقیت‌آمیز وجود دارند که می توان برای

کنار آمدن مؤثرتر بجای یک راهبرد از چند راهبرد استفاده کرد.

اینک در زیر چند مورد از راهبردها و روش‌های کنار آمدن

موفقیت‌آمیزبا فشار روانی را بطوراختصار شرح می دهیم:

 

 ۱) داشتن هیجانات مثبت: تحقیقات در زمینه سلامتی

نشان می دهد هیجانات مثبت هم با سالم کارکردن دستگاه

قلبی عروقی و هم با دستگاه ایمنی رابطه دارند.

در یک بررسی معلوم شد پس از آن که زنان سالم کالج، فیلم

بامزه و شادی را تماشا می‌کردند، میزان فشار روانی آنان

کاهش و پس از دیدن فیلم غمناک، این میزان بصورت قابل

توجهی افزایش یافت.

بین میزان استفاده از شوخی به عنوان راهبردی برای کنار آمدن

با فشار روانی هم رابطه مثبتی برقرار است. در تحقیقی،

محققان با افزایش وقایع خوشایند می‌توانستند بالاتر بودن میزان

پاسخ دستگاه ایمنی در روزهای بعد را پیش‌بینی کنند. محققان

همچنین فهیمده‌اند که وقتی مردم حالات هیجانی مثبت خود را

باز می‌یابند یا آن را حفظ می‌کنند، در زیر فشار روانی، کمتر

مریض می‌شوند و کمتر از خدمات پزشکی استفاده می‌کنند.

خُلق نیز برنظر مردم درباره این که چقدر می‌توانند رفتارهای

سلامتی‌زا انجام بدهند، تأثیر می‌گذارد. برای مثال، در تحقیقی،

آدم‌های شاد بیشتر احتمال داشت رفتارهای سلامتی‌زا انجام

بدهند و اعتقاد راسخ‌تری به این نکته داشتند که این رفتارها،

بیماری آنها را کمتر می‌کنند.

هیجانات مثبت در دفع بیماری‌ها و حفظ سلامتی مؤثرند کار

اصلی هیجانات مثبت، افزایش توانایی مقابله با مشکلات است.

در مطالعه‌ای، کسانی که هیجانات مثبت‌تری (مثلاً شاد)

داشتند، برای کنار آمدن با فشار روانی راهبردهای بیشتری

داشتند تا کسانی که هیجانات منفی (مثلاً غم) بیشتری

داشتند. برای مثال، کسانی که هیجانات مثبت داشتند، بیش از

کسانی که هیجانات منفی داشتند، برای کنار آمدن با مشکل

راه پیدا می‌کردند و بیش از آنها خودشان را عقب می‌کشیدند

و دقیق‌تر به مشکل فکر می‌کردند

۲)مثبت‌اندیشی (نجوای درونی مثبت): شواهدی وجود

دارد که نشان می‌دهند مثبت‌اندیشی به افزایش سلامتی

انسان‌ها کمک می‌کند. مطالعه‌ای نشان داده‌است که مردان و

زنان سالمندی که نگاه مثبتی به زندگی دارند کمتر از مردان و

زنان سالمندی که نگاهی منفی به زندگی دارند، ‌دچار حمله

قلبی می‌شوند. تأثیر مثبت‌اندیشی می‌تواند تأثیر بلندمدت

باشد. یک بررسی نشان می‌داد مادرانی که نگاه مثبتی به

زندگی داشتند عمر طولانی‌تری کرده بودند تا مادرانی که

نگاه‌شان خنثی‌تر بود. البته ممکن است نگرش‌های مثبت،

خودشان محصول سلامتی باشند. همچنین ممکن است، ،

اتخاذ نگرش مثبت‌تر، به سلامتی آدم‌ها کمک کند.

۳)خوش‌بینی و مثبت اندیشی;خلق خوب ، پردازش اطلاعات

را مؤثرتر می‌کند ، از ما موجودات نوعدوست‌تری می‌سازد و

عزت نفس‌مان را زیاد می‌کند. خوش‌بینی این احساس را در ما

ایجاد می‌کند که بر محیط اطراف‌مان کنترل داریم. بهترین راه

غلبه بر بدبینی مزمن ، شناخت درمانی (یکی از روش‌های روان

درمانی) است. در شناخت درمانی مراجع را تشویق می‌کنند

مثبت بیندیشد و به افکار منفی خودش خوش‌بینانه بنگرد تا

خودش را کمتر سرزنش کند و تعمیم‌های منفی کمتری بدهد.با

بازسازی شناختی یا اصلاح افکار ، عقاید و باورهایی که

مشکلات را تداوم می‌بخشند می‌توان به مردم کمک کرد تا

مثبت‌تر و خوش‌بینانه‌تر فکر کنند. این کار با تغییر نجوای درونی

(یا همان گفتگوهای درونی بی صدا) و با برنامه‌ریزی و حل

مسائل انجام می‌شود. نجوای درونی مثبت چنان اطمینان

خاطری به ما می‌دهد که امکان حداکثر استفاده از قریحه را

فراهم می‌آورد.

 

تهیه داروهایی برای مقابله با تاثیر این هورمون سالها به طول

خواهد انجامید به همین خاطر بهترین راه حل برای افراد مقابله

با فشار روانی است.

بهترین کار این است که با تغییر سبک زندگی ، انجام ورزشهایی

مانند یوگا و تمدد اعصاب فشار روانی را از زندگی خود خارج

کنیم.

 

 

 

۴)خنده واقعا درمان مناسبی است

تماشای یک فیلم کمدی مانند قدم زدن در پارک برای سلامت

قلب مفید است. در یک مطالعه کوچک با شرکت ۲۰ فرد جوان

سالم ، محققان دریافتند جریان خون این افراد طی تماشای

فیلم کمدی که باعث خنده آنها می شود بهبود می یابد. درواقع

افزایش مناسب جریان خون مشابه با همان چیزی بود که پس از

انجام ورزشهای آئروبیک مشاهده می شود.
به گفته سرپرستاین تحقیق دکتر مایکل میلر البته این بدان

معنی نیست که خنده جایگزین ورزش شود. بلکه یک حالت بهتر

تماشای فیلم خنده دار در حین دوچرخه زدن است.

علت این تاثیر دقیقا مشخص نیست اما احتمالا با اثر هورمون

های استرس بر بر عملکرد عروق خونی مقابله می کند. بعلاوه

خنده می تواند بدن را به تولید اکسید نیتریک وادارد. این ماده

شیمیایی به اتساع و گشاد شدن عروق کمک می کند.

۵)خواب خوب از شدت فشار روانی و نیز سردردهای میگرنی

بکاهد، آنه کالهون، استادیار نورولوژی در دانشکده طب دانشگاه

نورت کارولینا در این زمینه بر روی بیش از ۱۰۰ زن مبتلا به

میگرن مطالعه کرده و دریافته است کسانی که بهتر می‌خوابند

تعداد دفعات بروز سردردهای آنها کاسته می‌شود.

این تحقیقات نشان داد: زنانی که عادات خواب خود را بهبود

می‌دهند تعداد دفعات سردردهای آنها تا ۲۰ درصد و شدت درد

نیز تا ۴۰ درصد کاهش می‌یابد.

هم اکنون سعی کنید با دادن آرامش به خود از یکی از طرق

بالا، فشار روانی را کاهش داده و زندگی آرام، شاد و با نشاطی

را برای خود و خانواده رقم بزنید.

 

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

Vbakhtyari@gmail.com

 

دیدن زیبائیها در دوران بازنشستگی

دیدن زیبائیها در دوران بازنشستگی

دیدن زیبائیها در دوران بازنشستگی

دیدن زیبایی. شماره ۱

در تجمع اعتراض آمیزی که در اسفند ماه مقابل ساختمان

ریاست جمهوری در خیابان پاستور، برگزار شده بود،با تنی

چند از این عزیزان بازنشسته به صحبت برخواستم.متوجه

شدم که آنان تنها برای بیان اعتراض به آنجا قدم گذاشته اند

و چشم و گوش های خود را بر روی مسائل و موارد دیگر،

کاملاً یا بسته بودند یا اصولاً دوست نداشتند غیر از آنچه را

که خود می خواهند ببینند یا بشنوند.

در آنجا بود که این سئوال برایم بوجود آمد،که چرا این

عزیزان واین گنجینه های گرانبهای نیروی انسانی، بدینسان

چشمان خود را بسته نگاه میدارند و نمی خواهند از تجارب

دیگران یا منابع و مواهب دیگر خدادادی یا ذاتی خود بهره

ببرند.برای همین بدنبال این سئوال رفتم و نتایج ذیل حاصل

آمد:

                 

زیبائی چیست؟

این سوالی است که تاکنون کسی به آن پاسخ نداده است،

بلکه به عقیده بعضی این سوال جواب ندارد، زیرا در میان

حقایق عالم، عالی ترین حقایق،حقایقی است که درباره آنها

«چیستی» معنی ندارد.گفته اند زیبایی «مما یدرک و لا

یوصف» است،یعنی درک می شود اما توصیف نمی شود. در

دنیا چیزهایی هست که انسان وجودش را درک می کند اما

نمی تواند آن را تعریف کند.

و بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا آمده است زیبائی،”قابلیتی

است برای درکِ بهترِ ادراکات و همچنین پدیده‌های سخت

(مانند تندیس) و نرم (مانند موسیقی) و باعث تغییر در روحیه و

نگرش فرد می‌گردد.”

پس همانگونه که ملاحظه می فرمائید،زیبائی یک قابلیت است

که خدا برای درک بهتر پدیده ها،اعم از سخت و نرم،در انسان

قرار داده است.و ما در اینجا بر آنیم که کشف نمائیم که آیا در

دوران بازنشستگی زیبائی وجود دارد یا خیر؟

            

آیا زیبائی وجود دارد؟

به نظر شما، آیا زیبائی در دوران بازنشستگی وجود دارد یا

خیر؟

      

آیا مسائلی یا چیزهائی وجود دارد که در دوران بازنشستگی

بدان نگریست و آنها را زیبا دید؟

        

آیا به گفته، تعدادی از بازنشستگان،تمام دنیای بازنشستگان،

تیره وتار است، یا باید عینک ها را تعویض نمود و در بدترین

حالت،در این اطاق تیره و تار،کور سوی زیبا و ترنم آمیزی را

یافت که بتوان بدان لقب زیبا بودن را اعطا نمود.

در اینجا می توان زیبائی را به دو قسمت تقسیم بندی نمود:

زیبائی های بیرونی

زیبائی های درونی و ذاتی

             

زیبائی های بیرونی چیست؟

            

زیبائی های درونی همان محل های زیبا و موجودات و اشیائی

است که توسط خدای مهربان در طبیعت قرار داده شده است تا

انسان بتواند از زیبائیهای آنها لذت برده و دمی را در عظمت و

اقتدار خدای خوب و قادر،بیاساید.و آسایشی را که در قبال این

زیبائیها نهادینه شده را، درک نماید.

زمانی به دیدن یکی از اقوام خود می رفتم،این فرد،اکثراً

تلویزیون خود را بر خلاف اکثریت افراد فامیل،کانال

تلویزیون خود را بر روی شبکه مستند صدا و سیما قرار

داده بود و اکثراً در حال تماشای طبیعت های زیبای خشکی

و دریائی بود که توسط پروردگار عالم با هنرمندی خاصی،

در این جهان قرار داده شده بود.و تا زمانی که در منزل این

فرد بودید،آرامش و آسایش کافی را در وجودتان به خوبی

حس می کردید،زیرا که علیرغم اینکه این فرد نیز مانند بقیه

افراد، در همین شهر و همین دیار و با همین خرج و مخارج

زندگی میکرد، لکن این مسائل ایشان را از دیدن زیبائیهای

موجود در جهان باز نداشته و همین دیدن زیبائی ها، به او

کمک میکرد که در داخل هر جریان و واقعه ای،

تنها زیبائیها را بیابد و به تماشای آنها بنشیند.

  

و از طرف دیگر،زیبائی های دیگری نیز وجود دارد که

توسط بشر در طبیعت و شهرها ایجاد گردیده است. که با

گردشی در شهرها و مکانهای تفریحی و گردشی، می توان

به این زیبائیها، چشم انداخت و لحظاتی را با دیدن آنها، در

آرامش و آسودگی سپری نمود.

         

زیبائی های ذاتی چیست؟

پس از اینکه گوشه ای از زیبائیهای بیرونی را توضیح

دادیم، نوبت به زیبائی های ذاتی که در وجود گرم و نازنین

بازنشستگان گرامی وجود دارد،می رسد.(البته به شرطی که

شما خواننده گرامی، مانند این دوستانی که در تجمع اعتراض

آمیز، سعادت ملاقات با آنان را داشته و نمی خواستند که

چیزی غیر از خواسته خود،که همان اعتراض به کمی حقوق

خود بود، را نمی دیدند و نمی شنیدند)

اگر کلاه خود را قاضی نمائید، به زیبائیهای منحصر به فردی

خواهیم رسید که هر یک از افراد پس از نائل شدن به افتخار

بازنشستگی، بدان دست می یابند:

  • اولین زیبائی که در دوران بازنشستگی کاملاً به چشم
  • می آید، اوقات فراغت است، و اوقاتی است که اگر بتوان
  • برای آن برنامه ریزی لازم را نمود،به جرأت می توان
  • آن را بعنوان یکی از بهترین زیبائیهای دوران
  • بازنشستگی نام برد. لازم به ذکر است که برنامه ریزی
  • برای گذراندن این دوران، نیاز به سرمایه آنچنانی نیز
  • ندارد، بلکه می توان با سر زدن به اقوام، یا فرزندان
  • و بودن با آنها و همراه شدن با نوه ها، و نیز رفتن به
  • پارکها و مساجد و مکانهای دیدنی و طبیعی، این دوران
  • را بسیار دیدنی و لذت بخش نمود.

  • زیبائی دیگری که در دوران بازنشستگی می توان آن را

بخوبی مشاهده کرد، همان تجربیات گرانبهائی است که هر

یک منبع فراوان این تجربه های نایاب و قیمتی هستند،

البته این هم یک شرط دارد و آن این است که خود بازنشسته

به این گنج بودن تجربه، ایمان و اعتقاد داشته باشد، بارها

با عزیزان بازنشسته که مصاحبه داشته ام، به سختی

توانستم آنها را قانع نمایم که کارهائی را که آنها در طول

خدمت خود، انجام داده اند، می تواند برای دیگران و نسل

جدید، جذاب و دوست داشتنی باشد، و چه زیباست که این

خوبان، این تجربیات را از طریق نوشتن، یا ضبط صوتی

و تصویری به نسل بعد(که شدیداً نیازمند این تجربیات

می باشند) منتقل نمایند.

. زیبائی دیگری که در وجود بازنشستگان وجود دارد، دید

وسیعی است که باز هم بواسطه تجربیات فراوان بدست

آورده اند و ارزشها، در نظر آنان، دقیقاً نسبت به دوران

جوانی، تغییر یافته و بدنبال اصل بودن هر چیز می گردند.

پس در اینجا نیز می توان این دید زیبا را (که بر اساس

ضرب المثل: “آنچه را که جوان در آئینه نمی تواند ببیند،

پیر در خشت خام می تواند ببیند”) که به طبیعت و اطراف

خود دارند را بعنوان یکی دیگر از زیبائیهای این دوران

نام برد.

           

چرا ما نمی خواهیم تا نمی توانیم زیبائیها را ببینیم؟

حال سئوال این است که با وجود این همه زیبائیها که در

اطراف ما وجود دارد و نیز زیبائیهائی که بواسطه گذراندن

سالهای زیاد در وجود ما بوجود آمده است،چرا تعداد از

عزیزان بازنشسته، نمی خواهند یا نمی توانند این زیبائیها

را بخوبی مشاهده و از آنها لذت ببرند.

 یکی از موارد، به زمانهای دوران اشتغال بر می گردد و آنهم

بواسطه اینکه در طی مدت ۳۰ سال، کار روزانه و یکسره در

ادارات و مکانهای مختلف، و بدلیل جو های منفی که در این

محیط ها برای بالا رفتن به سطوح بالاتر وجود دارد،

نازیبائیها بیشتر از زیبائیها خودنمائی می کردند. و بر اساس

ضرب المثل “خواهی نشوی رسوا،همرنگ جماعت شو”

اکثر این عزیزان نیز پس از مدتی، بجای اینکه جماعت را

همرنگ خود نمایند و اینکه همیشه راه ناصحیح و نادرست

را که متأسفانه اکثریت می روند، را نفی نمائید، به جو منفی

دامن زده و این توانائی ناصواب را در خود پرورش دادند.

همانگونه که طی مذاکراتی که با این عزیزان در همان تجمع

داشتم، آنها تنها به کمی حقوق و مزایای خود، و اینکه چرا

حقوق شاغلین پرداخت شده اما هنوز حقوق بازنشستگان

پرداخت نشده است. اشاره داشتند و اینکه هنوزدر این سن،

سالم و سرپا هستند و شکر خدا، بسیاری از بیماریهای

صعب العلاج سراغ آنها نیامده و اینکه توانائی حداقل

اعلام اعتراض خود را داشتند، را نمی خواستند ببینند.

           

راه کار:

     

آنچه را که می خواهم بعنوان راه کار در این جا ارائه نمایم،

شاید در نظر اول، بسیار ساده و بدیهی باشد، لکن با عمل

به آن و تمرین، می توان این بدبینی ها را به کنار گذاشت

و خود را از ورود بیماریهای مختلف در دوران بازنشستگی

مصون داشت.

بهتر است که از هم اکنون، شروع به دیدن زیبائی های

موجود در هر چیز و شخص و هر کاری نمود. نقل است

که حضرت عیسی(ع) با گروهی داشتند میرفتند که به

مردار سگی رسیدند که خیلی بوی تعفن میداد، همگان

شروع نمودند به توضیح بدبوی جسد و بد ظاهر بودن

این منظره، اما حضرت عیسی(ع) اعلام داشت که ببینید

که چه دندانهای تیز و سفیدی دارد. و همینجا همگان

متوجه شدند که در داخل هر اتفاق، هر شی و هر

حیوانی، می توان خوبیهائی یافت و به تحسین آنها پرداخت.

        

اگر بتوانیم درون هر چیزی، زیبائیهای آن را ببینم، تمام

دنیا در نظرمان زیبا شده و ایده ها و نظرهای مختلفی

حتی برای افزایش درآمد به ذهنمان وارد خواهد شد تا دیگر

مجبور نباشیم برای افزایش های جزئی، یک روز خود را

به رفتن به تظاهرات و راهپیمائی گذراند.

 

شاید هم اکنون نیز، به بدیهی بودن و ساده بودن این راه کار،

اذعان داشته باشید، لکن باید از خود بپرسیم، که واقعاً تا چه

حد همین راه کار بسیار ساده و بدیهی را بکار گرفته و از

آن بهره برده ایم؟

 

به امید روزی که هر بازنشسته بتواند، با دیدن زیبائیهای

درون خود و طبیعت، از مواهب الهی بهره مند گردیده و

روز بروز بر شادی و نشاط و سلامتی آنان فزونی یابد.

 

 

ولی بختیاری

مدرس و مربی سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

 

 

بازنشستگی زمان مناسب برای ترک سیگار

بازنشستگی زمان مناسب برای ترک سیگار

بازنشستگی زمان مناسب برای ترک سیگار

این مقاله توسط یکی از دوستان عزیزم که مدرس ترک سیگار و

نیکوتین می باشد، تهیه و ارائه گردیده  است که جا دارد از

ایشان بخاطر ارائه این مقاله خوب و زیبا تشکر و قدردانی گردد.

در یک پژوهش که اخیراً در امریکا صورت گرفته است مشخص‌

 

شده که احتمال موفقیت ترک سیگار در افرادی که به‌ تازگی

 

بازنشسته شده‌اند به‌ مراتب بیش از دیگران است.

 

این تحقیق اعلام می‌دارد که احتمال موفقیت افراد تازه

 

بازنشسته در ترک سیگار حدود ۱۰% بیشتر از افراد شاغل

 

است.

 

این باور اشتباه که “کشیدن سیگار موجب کاهش استرس و

 

احساس لذت بیشتر در زندگی می‌شود” را در افرادی که تازه

 

بازنشسته شده‌اند باید تغییر داد.

 

کیفیت زندگی و میزان آرامش و لذت از آن، در افراد سیگاری

 

به‌مراتب پائین تر از افراد غیر سیگاری است.

معمولاً این گروه و دسته از افراد بازنشسته که سیگار مصرف

می‌کنند جزء یکی از مهم‌ترین دسته افرادی که نیاز به کمک و

همیاری، برای ترک سیگار هستند.به دلیل اینکه این افراد

معمولاً سال‌های زیادی را مصرف‌کننده سیگار بوده‌اند و

هم‌ اکنون نیز به دلیل بالا رفتن سن و سال خود، شاید در

وضعیت مناسبی ازنظر جسمی و یا روحی نباشند. و ادامه

مصرف سیگار برای آن‌ها بسیار خطرناک خواهد بود.

مصرف سیگار و نیکوتین معمولاً خسارت‌ و آسیب‌های

جدی‌تری به افرادی که سن بالای ۵۰ سالگی را تجربه می‌کنند

را نسبت به دیگر گروه‌های سنی وارد می کند.

در این سال‌ها بدن به‌ صورت خودکار به سمت تحلیل رفتن و

ضعیف‌تر شدن می‌رود و افراد باید با تغذیه مناسب و ورزش و

آرامش بتوانند برای خود یک زندگی ایده آل و مناسب را فراهم

آورند.

حال، شخصی که در چنین سال‌هایی سیگار مصرف می‌کند

مطمئناً نمی‌تواند تغذیه مناسب داشته باشد و یا اینکه ورزش

مداوم داشته باشد. و با توجه به آسیب‌های مستقیم و شدیدی

که سیگار به ریه‌ها و یا قلب و عروق یک فرد وارد می‌کند ادامه

مصرف می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

در یک تحقیق به‌عمل‌آمده مشخص‌ شده است که اکثر  افراد

سیگاری بازنشسته حدود ۲۰ تا ۳۰ سال این کار را ادامه داده‌اند

و معمولاً افرادی که این مقدار زمان مصرف‌کننده سیگار بوده‌اند

در یک وضعیت مناسب برای ترک کردن سیگار می‌باشند.

اگر برای این گروه از افراد جامعه بتوان برنامه‌های تدوین‌شده و

مشخصی را آماده کرد تا آگاهی آن‌ها را نسبت به مصرف سیگار

و نیکوتین بالا برد و عواقب ادامه مصرف و فواید قطع مصرف را به

آن‌ها اطلاع داد، تعداد بسیار زیادی از این عزیزان می‌توانند، 

سیگار خود را ترک کنند و یک زندگی بدون مصرف سیگار را

تجربه نمایند و مطمئناً با یک روحیه عالی‌تر و شادتر و جسمی

سالم‌تر و سرحال‌تر می‌توانند به دوران طلایی بازنشستگی

خود وارد شوند.

یکی از مضرات سیگار که عموماً بسیار کم بیان‌ شده است این

است که افراد سیگاری به دلیل آسیبی که به سلول‌های مغزی

خود براثر کشیدن سیگار وارد می‌کنند معمولاً از حافظه ضعیف‌تر

و همین‌طور قدرت تمرکز و تفکر پائین تری نسبت به دیگر اعضای

جامعه برخوردارند.

حال این عوارض و آسیب‌های جدی را که براثر مصرف سیگار به

مغز وارد می‌شود را با بالا رفتن سن یک انسان که به‌ هرحال

تغییراتی در حافظه و ذهن اشخاص صورت می‌گیرد تلفیق بکنید،

خواهید دید که اکثر افراد سیگاری کهن‌سال دارای بیماری

فراموشی و یا گاهی آلزایمر می‌شوند.

یکی از راه‌های جلوگیری کردن از ابتلا به این نوع بیماری‌ها این

است که افراد باید به‌سرعت مصرف سیگار خود را قطع کنند تا

آسیب بیشتری به ذهن آن‌ها وارد نشود.

 نگارنده واقعاً فکر می‌کند که این قشر از جامعه که یک‌ عمر

زندگی خود را با تلاش و پشتکار فراوان در یک کار مقدس

گذرانده‌اند، اینک نیازمند کمک و حمایت بیشتری نسبت به

مشکلاتی که از مصرف سیگار بر آنان وارد می شود، 

هستند.

کمک به قطع مصرف سیگار و نیکوتین این افراد، می‌تواند یکی از

بهترین خدمت‌هایی باشد که می‌توان انجام داد.

مجموعه ترک طلایی سیگار با فراق بال و باکمال افتخار آمادگی

این را دارد که برای این عزیزان دوره‌های آموزشی و یا

مشاوره‌های خصوصی را برگزار کند و از این‌که این مجموعه

در این زمینه کمکی را به هم‌وطنان خود برساند باعث خرسندی

و شادکامی افراد و کارکنان مجموعه خواهد بود.

با آرزوی بهبودی و سلامتی برای همه شما

آدرس ما: www.behbodi.com

 

با تشکر از استاد داریوش قاضی مرادی برای ارائه این مقاله زیبا

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

 

دوران بازنشستگی- بهترین زمان برای نوشتن

دوران بازنشستگی- بهترین زمان برای نوشتن

دوران بازنشستگی- بهترین زمان برای نوشتن

برگی از یک دفتر خاطرات

وقتی می‌نشینم و به گذشته فکر می‌کنم، یادم می‌آید هر روز

باید صبح‌ زود از خواب بلند می‌شدم و به سرِ کار می‌رفتم.

زمان‌هایی بود که دلم می‌خواست در خانه بمانم و کارهایی را

که دوست دارم انجام دهم. یکی از این کارها «نوشتن» بود.

دوست داشتم نیمروز در‌حالی‌ که یک فنجان چای تازه دم سر

می‌کشم، خاطراتم را بنویسم و روی کاغذ با خودم درد دل کنم.

به داستان‌نویسی هم علاقه داشتم. وقتی جوان‌­تر بودم،

داستان کوتاهی درباره ­ی دو زن همسایه نوشتم.

اما معمولاً فرصت زیادی برای این جور کارها نداشتم. چون وقتی

از سرِ کار برمی‌گشتم، باید سرِ راه خرید می‌کردم، و تند و تند

ظرف‌های تلنبار شده در آشپزخانه را می‌شستم و برای شام و

ناهار فردا غذا درست می‌کردم. شبها هم همین که به

رختخواب می‌رفتم، از خستگی خوابم می‌برد و فردا دوباره این

چرخه تکرار می‌شد. من و همسرم هر دو سخت کار می‌کردیم

تا بتوانیم مخارج زندگی خانواده ­ی شش نفره‌مان را تأمین کنیم.

آن روزها گذشت و حالا ده سالی می‌شود که من بازنشسته

شده ­ام. ۵ نوه دارم و بیشتر وقتم را تنها در خانه می‌گذرانم.

همسرم دو سال پیش فوت کرد.

حالا روزها و شب‌ها به اندازه‌ی کافی وقت دارم. برای انجام

کارهایی که دوست داشتم و هیچ وقت فرصتش را نداشتم:

پرورش گل و گیاه در بالکن آپارتمانم، مطالعه­ ی کتاب، رفتن به

پارک، و البته نوشتن. بیشتر خاطراتم را می‌نویسم.

وقتی خاطرات خوش گذشته را می‌نویسم، انگار دوباره‌ آنها را

تجربه می‌کنم. دلشاد می‌شوم و حسابی از این یادآوری روحیه

و انرژی می‌گیرم. البته اوضاع همیشه اینطور نیست. بالاخره ما

خاطرات تلخ و بدی هم داریم! آنها را کوتاه‌تر می‌نویسم. گاهی

غمگین می‌شوم و در حال نوشتن آنها چند قطره اشک می‌ریزم.

همین دیروز بود که پای نوشتن، گریه‌ام گرفت و چند صفحه از

دفترم خیس شد. مجبور شدم بگذارم جلوی پنکه تا خشک

شود! اما بعدش حسابی سبک شده بودم.

وقتی می‌نشینم و می‌نویسم، آرامش زیادی پیدا می‌کنم. کمتر

احساس تنهایی می‌کنم و دیگر زمان برایم کُند نمی‌گذرد. بارها

برای اینکه سواد خواندن و نوشتن دارم،‌ خُدا را شُکر کرده‌ام.

چون خواندن و نوشتن بهترین سرگرمی و مونس اوقات من

است. 

***

آنچه خواندید، نوشته‌های خانم الف. سین. یک بانوی ۶۰ ساله­

ی بازنشسته است. او به تازگی تصمیم گرفته به کمک نوه‌اش

یک وبلاگ راه بیاندازد و نوشته‌هایش را در اینترنت منتشر کند.

شما هم شروع کنید

شما هم می‌توانید خاطرات خود را بنویسید. بله کافی است

قلم و کاغذ بردارید. یک سررسید یا دفتر زیبا با جلد محکم تهیه

کنید و از همین امروز شروع کنید.

شاید روزهای اول، دستتان برای نوشتن خیلی روان نباشد. اما

همین که چند روز بنویسید، با این کار حسابی خو می‌گیرید و

دوست ندارید از آن جدا شوید. پیشنهاد می‌کنم حتماً امتحان

کنید و از این کار لذت ببرید.

با چی بنویسیم؟

۱٫پیشنهاد اولم قلم و کاغذ است. چون معمولاً در دسترس

است و نوشتن روی کاغذ به بیشتر افراد حسّ خوبی را منتقل

می‌کند. همچنین نوشتن با خطّ خوش و با نوشت‌افزارهایی

چون قلم خودنویس یا روان‌نویس ذوق هنری نویسنده را افزایش

می‌دهد و بسیار لذّت‌بخش است.

۲٫ممکن است برخی از شما با کامپیوتر، لپ‌تاپ، تبلت یا

موبایل هم کار کنید. فایده‌ی نوشتن با ابزار جدید این است که

شما می‌توانید نوشته‌هایتان را ذخیره و ویرایش کنید، آنها را

انتقال دهید، در اینترنت منتشر کنید و اصطلاحاً با خوانندگان

دیگر به اشتراک بگذارید.

نکته­ مهم. بهتر است از کامپیوتر یا لپ تاپ استفاده کنید. چون

ابعاد آنها برای کار مناسب‌تر از موبایل یا تبلت است و هنگام کار

با آنها گردن، ستون‌مهره‌ها و عضلات کمتر خسته می‌شود.

همچنین از نظر دیداری صفحه­ ی نمایشگر آنها بزرگتر است و

چشم آزار نمی‌بیند.

چی بنویسیم؟

مطمئن باشید شما در مقام «یک بازنشسته­‌ی با تجربه» که گذر

ایّام را دیده و چشیده‌اید، حرف‌های زیادی برای گفتن و نوشتن

دارید. تجربیات بسیاری که اگر نقل و بیان شوند، افراد زیادی

می‌توانند از آنها در زندگی خود استفاده کنند. پس، از دوران

بازنشستگی و اوقات فراغت پیش‌آمده کمال استفاده را بکنید.

کافی است دست به کار شوید و شروع به نوشتن کنید!

حرف‌هایی که قرار است بنویسید، خودشان می‌آیند!

چگونه بنویسیم؟

درس انشاء در مدرسه را یادتان هست؟ معلم موضوعی را

مشخص می‌کرد و می‌گفت درباره‌ی آن چند صفحه بنویسید.

حالا شما هم باید انشاء بنویسید. انشایی زیبا و خواندنی که

البته در مقابل آن دیگر نمره، یا تشویق و تنبیهی در کار نیست!

پس از نوشتن، با نوشته‌ی خود چه کار کنیم؟

۱٫بخش‌هایی از نوشته‌ی خود را که بیشتر دوست دارید،

انتخاب کنید و برای همسر یا فرزندانتان بخوانید.

۲٫با انتشار بخشی از نوشته‌های خود یا همه ­ی آن به صورت

جزوه یا کتاب، این امکان را فراهم کنید تا تعداد بیشتری از دوستان، خویشاوندان یا افراد دیگر آنها را بخوانند.

۳٫همچنین می‌توانید مانند خانم الف. سین. برای خودتان

وبلاگی راه بیاندازید و نوشته‌هایتان را در فضایی بزرگتر به نام

اینترنت منتشر کنید. اگر چنین تصمیمی دارید، حتماً با نوه‌هایتان

یا بر و بچه‌های خانواده مشورت کنید!

***

لطفاً نظرات خود را درباره‌ی این مقاله با ما در میان بگذارید.

همچنین اگر به مشاوره نیاز داشتید، سری به «سایت پرنویسا»

بزنید که در زمینه‌ی «آموزش مهارت نوشتن» فعالیت می‌کند.

آدرس ما: www.Parnevisa.com

با تشکر از استاد پروین شیربیشه برای ارائه این مقاله زیبا

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

فعال بودن در دوران بازنشستگی و دوری از بیماریها

فعال بودن در دوران بازنشستگی و دوری از بیماریها

فعال بودن در بازنشستگی و دوری از بیماریها

در هنگامی که فرد به درجه بازنشستگی میرسد، تعدادی از

نفرات، بازنشستگی را با استراحت مطلق اشتباه گرفته و خود

را کاملاً در خانه زندانی و شروع به استراحت کامل و بی حد و

حساب می نمایند و با توجه به اینکه، همچون یارانه، مقرر است

دیگر ماهانه، یک مقدار پول ماهانه، بصورت مداوم به دستشان

برسد، دیگر هیچ نیازی به کارکردن نمی بینند.

این یکی از بزرگترین مسائلی است که تعدادی از بازنشستگان

گرامی، با آن مواجه هستند، اما در این مورد نیز، هزینه های

ناپیدای دیگر وجود دارد، که متأسفانه تا کنون به حساب نیامده

است، وآن هزینه، هزینه استهلاک می باشد، هزینه استهلاک

که در موقع کار کردن، به وسائل و تجهیزات تعلق می گیرد، در

انسان کاملاً بر عکس میباشد و در صورت عدم کارکرد از هر یک

از اعضاء و جوارح، این هزینه به صورت تصاعدی بالا رفته و در

درجات بالا، فعالیت کامل آن عضو را عملاً غیر ممکن می سازد.

پس عقل سلیم حکم می کند که بعد از دریافت بازنشستگی،

بتوانیم برای خود برنامه ریزی مناسب داشته باشیم  وبتوانیم از

این موقعیت بدست آمده برای رسیدن به هدفهای جدید و بهینه،

استفاده لازم را بنمائیم.

 

هزینه های عدم فعال بودن در دوران بازنشستگی

همانگونه که در قسمت قبل اعلام شد، جهت فعال نبودن در

زمان بازنشستگی، باید هزینه ­هائی را پرداخت نمود که از آن

جمله می­ توان به عدم کارکرد بعضی از اعضاء و جوارح اشاره

نمود، مثلاً در صورت عدم استفاده از عقل و ذهن، بیماری آلزایمر

از اولین هزینه هائی است که باید دریافت نمود، و همچنین عدم

استفاده از عضلات بدن، نیز بیماریها و مسائل و مشکلات را به

سمت بدن، راهنمائی و هدایت می نماید.

در این خصوص می توان به یکی از اقوام اینجانب اشاره نمود که

متأسفانه به علت عدم استفاده از پای خود، بعد از جراحی، تا

آخر عمر نتوانست آن پا را صاف نماید و بصورت چهارزانو، تمام

باقیمانده عمر خود را سپری نمود و بچه های این بنده خدا،

مجبور بودند برای جابجائی ایشان، تنها در خانه، ایشان را بغل

کرده و جابجا نمایند.

مزایای فعال بودن در دوران بازنشستگی

حال که به هزینه های عدم فعال بودن، اشاره شد، لازم است

که مزایای فعال بودن در زمان بازنشستگی را نیز ذکر نمود. و آن

چیزی نیست غیر از سلامتی و شادابی، اگر به اطراف خود

نظری بیفکنید، نفرات بسیاری را خواهید  دید که پس از

بازنشستگی، تنها تعویض مکان خدمت انجام داده، یا به دنبال

علائق خود رفته و خدمت جدید و یا کار جدیدی را شروع نموده

اند، یا اگر از نظر مالی، کاملاً مستقل هستند، نیز به کارهای

عام المنفعه، و خیریه پرداخته و علاوه بر اینکه نام خود را در

لیست خیرین و نیکوکاران زمان ثبت و ضبط نموده اند، سلامتی و

شادابی و نشاط را نیز برای خود به ارمغان آورده اند.

خوب در زمانی که سلامتی و شادابی در زندگی روی خود را

نشان دهد، مطمئناً مشکلات دیگر در آن زندگی جائی برای خود

نمائی نداشته و به ناچار، محل را تخلیه می نمایند و نمیتوانند

مانع خوش بودن آن بازنشسته را فراهم نماید.

 

مقایسه بازنشسته فعال با بازنشسته غیر فعال

مطمئناً شما نیز مانند نگاره، افراد مختلفی را در هر دو گروه

بازنشسته(فعال و غیر فعال) مشاهده نمودید، مثلاً بازنشسته

ای که در سنین ۹۰ سالگی نیز همانند جوانان مشغول کار و

تلاش و فعالیت هستند و بازنشستگان ۶۰ تا ۷۰ ساله که

متأسفانه باید توسط نزدیکان خود، جابجا شده و تنها نظاره گر،

گذران عمر خود باشند.

شما واقعاً کدامیک را انتخاب می کنید، بازنشسته جوان ۹۰

ساله یا بازنشسته پیر ۶۰ ساله؟ این انتخاب خود شماست که

کدامیک از این دو عزیز را برای الگوبرداری خود انتخاب میکنید.

  

 

مسلم است حال که مشغول مطالعه این مقاله هستید، مطمئناً

بازنشسته پیر ۶۰ ساله را به هیچ وجه انتخاب نخواهید نمود،

زیرا به دنبال شادی و نشاط در زندگی هستید که این سایت را

انتخاب نمودید، پس لطفاً از همین الان، یک ورق و یک خودکار به

دست گرفته و برنامه آینده خود را برای داشتن زندگی خوب و

سراسر سالم و شاداب و با نشاط، بنویسید. زیرا همانگونه که

می دانید، قدرتی که در نوشتن است، در مسائل دیگر یافت

نمی شود.

 

موارد قابل برنامه ریزی جهت فعال بودن در زمان بازنشستگی

در کتاب الهی پیر شی، و نیز مقالات متعدد نوشته شده توسط

اینجانب، بارها به مسائل مختلف جهت برنامه ریزی برای فعالیت

در دوران بازنشستگی، اشاراتی شده است. و در اینجا مجدداً

بعضی از مواردی که میتوان برای دوران بازنشستگی خود،

برنامه ریزی نمود، را مجدداً یادآوری می نمایم.

اولین مسئله ای که باید جهت فعال بودن، برای آن برنامه ریزی

انجام شود، ورزش می باشد، که اگر در ابتدای صبح نیز باشد،

بمراتب اثرگذاری آن بیشتر و بیشتر میگردد.

دومین مسئله ای که فعال بودن را با نشاط تر می نماید، بحث

درآمد است، باید در این دوران، به سراغ فعالیتهائی رفت که

افزایش درآمد ما را نیز در پی داشته باشد، زیرا که بحثهای

اقتصادی از بهترین انگیزاننده ترین مباحث است و می تواند،

همیشه انگیزه لازم را برای فعال بودن در دوران بازنشستگی به

ما بدهد.

سومین مسئله، بحث اشتغال است، چه بتوانیم با سرمایه

گذاری های مختلف، درآمد خود را افزایش دهیم و چه بخاطر

مسائل مختلف، نتوانیم، در هر صورت، باید خود را مقید نمائیم

که مبحث اشتغالی برای خود ایجاد نمائیم که بتواند اشتغال ما

را تضمین نماید.

 البته لازم به ذکر می باشد که منظور ما، کار کردن از ابتدای

صبح تا نیمه شب نمی باشد، زیرا که با افزایش سن، بعضی

افراد(که نگارنده مخالف این افکار می باشد)، فکر می کنند که

توان خود را از دست داده اند، و دیگر توانائی کار کردن ندارند، در

صورتی که با مصاحبه ای که پیرمردی ۱۱۰ ساله داشتم، ایشان

همچنان مشغول انجام فعالیتهای خود بود، و بدون نیاز به کمک

کسی، کارهای مربوط به زندگی خودش را انجام میداد. پس هر

گونه فکر کنی، بدن نیز در همان راستا با شما همگام خواهد

شد.

  

چگونه می توان این فعالیتها را هدفمند نمود.

یکی از اصول اولیه برنامه ریزی آن است که برای خود هدف

داشته باشیم، اگر در برنامه ریزی اولیه خود، اهداف خود را در

نظر داشته و آنها را نوشته باشیم، برنامه ریزی به مراتب می

تواند مسیر ما را در رسیدن به فعالیت هدفمند هموارتر نموده و

ما را خیلی سریعتر از آنچه که فکر می کنیم، به سلامتی و

شادابی و نشاط برساند.

پس از همین الان شروع به برنامه ریزی نموده و از نیمه دوم عمر

خود(بازنشستگی) بهترین استفاده را ببریم، زیرا که این نعمتی

است که خدا، به ما اعطا نموده است.

 

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

 

 

 

 

 

 

خنده و نقش آن در سلامتی بازنشستگان

خنده و نقش آن در سلامتی بازنشستگان

خنده و نقش آن در سلامتی بازنشستگان

شما نیز شاید مثل نگارنده، همیشه این مطلب را شنیده­اید که

محیط کار، همراه با استرس و نگرانی و اعصاب خرد کنی

هست، وقتی که فرد بعد از ۳۰ سال از محیط کار، فارغ و به

بازنشستگی نائل می شود، متأسفانه آن استرس و نگرانی را

به همراه خود به منزل و زندگی دوم خود می برد. و چه بسا که

این استرس و نگرانی، باعث ناراحتی های فراوان علاوه بر

استرس های دیگری که بر زندگی بخاطر کاهش درآمد، می

شود. لذا مقابله با این استرسها و ناراحتیها، لازم و ضروری

است و چه بسا که بهترین و مؤثرترین دارو برای این استرس ها

و ناراحتی ها، چیزی جز خنده نمی باشد. 

چرا خنده مهم است؟

هورمون اندورفین که بعنوان مسکن طبیعی در بدن، استفاده

میشود، با خنده در بدن و خون ترشح و باعث افزایش خون

رسانی بیشتر به قلب و تند تر زدن قلب می شود و در نتیجه

آن، اکسیژن بیشتری به سلولهای بدن می رسد و افزایش

کارآئی سلولها و اعضاء و جوارح، یکی از بهترین کارکردهای این

ترشح اندروفین است که بواسطه تنها یک خنده بوجود می آید.

از طرف دیگر یک ضرب المثل انگلیسی می گوید که اگر روزانه

یک سیب میل نمائید، یک دکتر را از خانه بیرون نموده اید، و این

ضرب المثل را می توان به این شکل نیز تغییر داد که با خنده

می توان روانپزشک را از خانه بیرون نمود.

در دین ما، پیامبر(ص) و کلیه امامان(ع) همه با وجود موارد

متعددی که در زندگی داشتند، همواره لبخند بر لبانشان نقش

داشت و حتی در بدترین شرایط، حتی در  جنگ نیز این لبخند از

لبان آنان جدا نمی شد. پس یکی از درسهائی که باید از

پیشوایان دینی گرفت، این است که همواره و در همه حالات،

این لبخند و خنده از ما جدا نگردد.

خنده بخاطر داشتن فواید خیلی زیادش، بعنوان یکی از بهترین و

مؤثرترین داروها که بدون عوارض جانبی نیز می باشد، می تواند

باعث بهتر شدن روحیه و در نتیجه فراری دادن استرس و نگرانی

و نهایتاً به خروج بیماری از بدن بیانجامد. بنابر این اصلح است که

این ابزار خوب و نیرومند در جهت یاری رساندن به بدن و شادی و

نشاط در دوران بازنشستگی، استفاده بهینه نمود.

فواید خنده:

در موقع خندیدن، حداقل ۱۵ عضله بدن، منقبض می گردد و خود

یک ورزش است که به همراه حرکات لب و شانه ها، یک فعالیت

گروهی در بدن را شامل می شود. همچنین در این فعالیت،

کنترل عضلات بدن از دست خارج میگردد و بدن شل شده و

همین احساس آرامش را مخصوصاً در بازنشستگان که شدیداً

به این آرامش نیازمندند را به همراه دارد

از دیگر مزایای خنده در دوران بازنشستگی میتوان به زیبا تر

شدن چهره، و بهبود روابط اجتماعی اشاره داشت و همین

خنده ایجاد صمیمیت در بین دوستان و اطرافیان می گردد که

یکی از مواردی است که اکثر دوستان بازنشسته از آن گله و

شکایت داشتند و با کمی خنده، این مسئله نیز به خوبی حل

می گردد.

ضمناً کسانی که همواره لبخند بر روی لبان خود دارند و

میخندند، کمتر احساس درد می نمایند و بسیاری از بیماری

های جسمی و روانی، با خنده درمان می شود. همچنین بهبود

عملکرد قلب را نیز به همراه دارد که در دوران بازنشستگی، این

بهبود عملکرد، یکی از بهترین هدیه ها است که میتوان بدون

هزینه و بدون عوارض جانبی، هر فرد بازنشسته براحتی میتواند

آنرا دریافت و استفاده نماید.

خنده در دوران بازنشستگی، باعث رفع خستگی و ریکاوری

روحی و جسمی که مورد نیاز بازنشستگان است، می شود در

صورتی که حزن و اندوه در دوران بازنشستگی، به خودی خود،

کارآئی مغز پائین می آید.

همچنین اثر خنده ناشی از نشاط و روحیه مثبت، بسیار بیشتر

از خنده ناشی از قلقلک است. پس باید در دوران بازنشستگی،

سعی نمائیم که همیشه نشاط و شادابی خویش را حفظ

نموده تا بتوانیم به همراه آن، سلامتی خود را نیز تضمین نمائیم.

مهم ترین کارآئی خنده، ایجاد سلامتی در کل بدن است، چرا

که پس از خنده، آرامش و سبکی که در کل بدن، به رایگان

توسط خنده اهدا می شود، می تواند کلیه اعضاء و جوارح و

سلولهای بدن را شامل شده و شادی و نشاط و سلامتی را در

دوران بازنشستگی به همراه داشته باشد.

خنده باعث تقویت سیستم دفاعی بدن می شود و درمان

بیماری هایی که ریشه روان تنی دارد را در زمان بازنشستگی

بخوبی انجام میدهد.

از دیگر مزایا نیز میتوان به بهبود صدا و تبدیل صدا به صدای

دلنشین تر، اشاره داشت، و باید این نکته را در نظر  داشت که

در زمان مکالمه تلفنی، فرد مخاطب براحتی و بدون اینکه حتی

شما را ببیند، لبخند شما را درک می نماید.

راهکارهای رسیدن به خنده:

با نگاهی به اطراف خود در جامعه، متوجه این مسأله میشویم

که اکثر اطرافیان، ناراحتی را با خود یدک می کشند، و در چنین

محیطی اقدام به خنده، شاید کمی در بعضی شرایط و برای

بازنشستگان، سخت تر باشد، لکن اگر بدانیم که این خنده

چطوری سلامتی ما را به ما بر می گرداند و تضمین می نماید،

سعی می نمائیم که “م” را از کلمه “مشکلات”، برداشته و آنرا

به شکلات تبدیل کرده و حلاوت و شیرینی شکلات را در دهان و

ذهنمان، و شادی و نشاط را تجربه نمائیم.

اگر در گذشته، خطاها، اشتباهات و هر اتفاقی برای ما افتاده

است، و ما را نگران می کند، به آنها فکر نکرده و تنها به آینده و

اتفاقات خوشایند آن تمرکز کرده و بخندیم.

پس حالا که می دانیم که خنده در دوران بازنشستگی، چه

مزایائی برای ما در پی دارد، دیگر تأخیر جایز نمی باشد و به

کلیه اتفاقات و ماجراها، چه خوب و چه بد، باید بخندیم.

یک مثل معروف از قدیم داشتیم که “بخند تا دنیا به روت بخنده”،

نیز بیانگر همین مسئله است که در صورتی که بخندید، دنیا

روی خوش خود را به شما نشان می دهد و اگر نخندید، دنیا

روی بد خود را به شما نشان میدهد.

یکی از مهم ترین مسائلی که باید در خصوص خنده به آن توجه

نمائیم که همیشه سعی نمائیم که “با هم بخندیم، نه به هم”.

زیرا که خندیدن به هم، باعث کدورت، و دشمن خنده می شود.

و در زمانهائی که ناراحت هستید، خود را مجبور نمائید که بیخود

هم که شده بخندید، زیرا که بدن متوجه مصنوعی بودن خنده

نمی شود و هورمون اندروفین را ترشح و با افزایش این هورمون

در خون، آرامش به بدن بازگشته و ناراحتی از وجود ما رخت بر می بندد.

 

حالا چطوری و به چه وسیله ای بخندیم:

به هر حالت و شرایطی و موقعیتی بخندید.

فیلم ها و سریال های کمدی در تلویزیون و سینما و رسانه های

تصویری.

جوک ها و طنزهای موجود در فضاهای مجازی و حقیقی .

به اتفاقاتی که در زمانهای آینده، موجب خنده شما و اطرافیان

می شود، از هم اکنون بخندید.

به شادی هایتان و اتفاقات خوشایند در زندگی فکر کرده، و

بخندید.

همراهی با دوستان خوش مشرب و خندان و شوخ و خندیدن با آنها.

بجای گله و شکایت، سعی کنید فقط بخندید.

سعی کنید بیشتر بخندید تا سلامتی شما، افزایش یابد.

اگر نمی خواهید بخندید، پس لبخند بزنید

لبخند بزنید تا دنیا نیز به شما لبخند بزند.

از اسیران جنگی یاد بگیرید که در هنگام اسارت، بدون اینکه

امیدی برای آزادی و نجات داشته باشند، همه مسائل را با خنده

و شادی پشت سر گذاشته و لذت زندگی همراه با خنده را

تجربه می نمایند.

مطالب جالب در خصوص خنده که شاید ندانیم:

آیا می دانید که نوزادان در رحم مادر نیز، می خندند و این خنده

در زمان تولد نیز ادامه داشته و تا دورانی که ما خودمان، را سرکوب ننمائیم، این خنده همراه ما بوده است.

آیا می دانید که خنده در بزرگسالان، تنها ۱% کودکان است، و

این آماری وحشتناک است که ما آنرا نادیده می نگاریم و از این

نعمت خدادادی کمترین استفاده را در سلامتی که در زمان

بازنشستگی، بسیار حائز اهمیت است، می نمائیم.

آیا می دانید بطور میانگین، یک کودک حدود ۳۰۰ بار در روز می

خندد اما یک بزرگسال تنها ۱۷ بار در روز می خندد.

آیا می دانید در هندوستان، برای جدا کردن جامعه از مشکلات و

مسائل پیش روی، کلاسهای خنده درمانی ایجاد کرده و افراد در

آن شرکت کرده و بیخود می خندند و در آن لحظات، به هیچ

چیزی غیر از خنده فکر نمی کنند.

آیا می دانید که خنده مسری است، و اگر کسی در جمعی

بخندد، همه جمع شروع به خنده می نمایند.

آیا می دانید که خنده، در موقع راه رفتن، باعث می شود، قدمها

بلند تر و محکم تر برداشته شود.

آیا می دانید که خنده باعث می شود، از زندگی لذت بیشتری

ببرید و لحظات را شادتر زندگی کنید، آنهم بدون هزینه.

آیا می دانید با خندیدن، مشکلات جرأت نمی کنند در مقابل ما

بایستند و ما را مورد آزار دهند.

نتیجه:

حال که از مزایا و فواید خنده، مخصوصاً در دوران

بازنشستگی، آگاه شدید، پس بخندید.

تا می توانید بخندید تا شادی و سلامتی را به خودتان

هدیه دهید.

 

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگانش