تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

از این به بعد و تا چند مقاله آینده، با توجه به اهمیتی که شناخت

هورمون ها، ویتامین ها، اسیدهای آمینه و مواد معدنی در سلامتی 

انسان ها، بخصوص زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دارد بر آن شدیم که خلاصه ای از کتاب ویتامین ها، اسیدهای

آمینه و مواد معدنی برای طول عمر بیشتر که نوشته دکتر

رابرت گلدمن و دکتر رونالد کلانز است و ترجمه دکتر

سیف ا… اسدی می باشد، را قسمت به قسمت جهت اطلاع

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ارائه نمائیم. و آن را  مورد

بحث و بررسی قرار دهیم.

    

فصل اول کتاب هورمون تنظیم کننده: یا همان هورمون

تیروئید است.

     

زندگی یعنی تغییر یافتن و عوض شدن به صورت تدریجی اما

این تغییر در زندگی تداوم دارد. از زمان خردسالی تا دوران

پیری، انسان را همراهی می کند. پیری آخرین مرحله از این

تداوم است که در آن اتفاقات زیادی می افتد و مهارت های

ذهنی، عاطفی، جسمی و شخصیتی فرد را تحت تأثیر قرار

می دهد.

       

در فرآیند پیری و سالمندی شیوه سازگاری فرد با عوامل گوناگون

از اهمیت به سزائی برخوردار است زیرا زمینه سلامت جسمی و

بهداشت روانی فرد را فراهم می کند و موجب افزایش طول عمر

و بالا رفتن میزان عملکرد و بهره وری می شود.

     

بنابر این رسیدن به سازگاری صحیح و مناسب با عوامل متفاوت

می تواند شما را در زمینه فرآیند ضد پیری یاری رساند.

     

در جامعه امروزی کند شدن عملکردهای فیزیکی یا ذهنی به

عنوان پروسه طبیعی سالمندی مورد قبول است. تا این که این

وضعیت به عنوان بیماری یا موقعیتی باشد که نیاز به درمان با

تغذیه، هورمون ها، ورزش، تغییر وضعیت زندگی داشته باشد.

احتمالاً یکی از کم رنگ ترین ماسک های(چهره های)

سالمندی هایپوتیروئیدیسم است یعنی تولید ناکافی یا جذب ناکافی

تیروئید که به متابولیسم اجازه نخواهد داد به اندازه قبل کار کند.

         

تیروئید چیست؟

تیروئید غده ای کوچک و شبیه به پروانه است که در گردن و

بالای نای و درست زیر حلق قرار گرفته است. علی رغم

کوچک بودن این غده فعالیت های بسیار زیادی دارد. تیروئید

بر فرآیند متابولیسم اثر مستقیم می گذارد و این کار را با آزاد

کردن هورمون های خاصی انجام می دهد که متابولیسم، دما و

ضربان قلب بدن را تنظیم میکنند. اگر تیروئید کار نکند شما نیز

از کار می افتید.

           

موارد زیر برخی از علائم نارسائی تیروئید است که به نام

هایپوتیروئیدیسم نیز نامیده می شود بسیاری از آنها به نظر شما

شاید خستگی ها و بی حالی هائی باشد که با افزایش سن نیز دیده

می شود.

      

        خستگی، کمبود کلی انرژی، حرکت آرام

        ضعف

        حساسیت به سرما، ویروس ها و بیماری های مزمن تنفسی

        تنفس سنگین و سخت

        گرفتگی های عضلانی

        کبودی

        درد کمر مداوم

        گیجی ذهن و حافظه ضعیف

        عدم ثبات عاطفی، گریه، تغییر خلق، افسردگی، عصبانیت

ناگهانی و نگران بودن

        پوست خشک، خشن یا چرم مانند، رنگ پریده

        سردرد

        موهای زبر و یا ریزش مو

        ناخن های شکننده

        کاهش اشتها

        مفاصل سفت شده و آرتریت متوسط

        کاهش علاقه جنسی و انرژی

        تنگ شدن شریان ها با چربی و پلاک هائی که موجب

مشکلات قلبی عروقی می شود

        کاهش انقباض پذیری قلبی، عدم پمپاژ خون کافی توسط

قلب که موجب خون رسانی ناکافی مخصوصاً به مغز می شود.

            

شناخت و تشخیص هایپوتیروئیدیسم در سالمندان بسیار مهم است.

در مطالعه ای نشان داده شد که در جمعیتی از سالمندان در سن

۶۰ سال به بالا، ۹/۵% دچار مشکل هایپوتیروئیدیسم بودند. در

مطالعه ای دیگر که در سال ۱۹۹۳ در مجله غدد شناسی و

متابولیسم منتشر شد کاهش واضحی در فعالیت تیروئید دیده شد.

همچنین میزان های کمی از پادتن های ضد تیروئیدی در خون

افراد سالمند(افرادی که بالای ۱۰۰ سال سن دارند) دیده شد.

علی رغم این کاهش در سالمندان، هایپوتیروئیدیسم مشکلی است

که بعد از ۶۰ سالگی بسیار به آن بی توجهی می شود. در واقع

این علائم تنها در ۲۵% افراد سالمند دیده می شود

.

برخی مطالعات نشان می دهد که ۱۵% افراد بالای ۶۰ سال

دچار هیپوتیروئیدیسم پنهان هستند که در واقع همه اسیران

هیپوتیروئیدیسم هستند. علائم آنها بسیار کم یا بسیار ضعیف تر

از آن است که تشخیص صحیح داده شود بنابراین آنها بدون

تشخیص صحیح و درمان همچنان رنج می کشند.

          

بدن شما چگونه هورمون تیروئید تولید می کند؟

برای این مطمئن شوید تمام تیروئیدی که بدن شما لازم دارد را

تولید می کند، بهتر است بفهمید که بدن شما چگونه آن

را می سازد.

        

تمام این فرآیند از هیپوتالاموس آغاز می شود، ترموستات بدن،

که تمام فعالیت های هورمونی را تنظیم می کند. زمانی که

هیپوتالاموس حس می کند که میزان خونی TH کاهش یافته است،

زنجیره ای از فعالیت ها را به حرکت در می آورد که موجب

ترشح هورمون آزاد کننده تیروئید(TRH)  می شود.

      

TRH، غده هیپوفیز را تحریک می کند، هورمون تحریک

کننده تیروئید، TSH  را آزاد می کند در انتها TSH به غده تیروئید

می گوید که به کار بیافتد و این غده TH را ترشح می کند. زمانی

که سطح TH به میزان بالائی رسید که برای کارآئی بدن مناسب

است، غده هیپوفیز ترشح TSH را متوقف می کند و این فرآیند

تا زمانی که مجدداً هیپوتالاموس احساس کند که زمان شروع

مجدد است ادامه دارد.

 

دو راه برای این که هورمون تیروئید برای بدن کافی نباشد

وجود دارد، یکی زمانی است که خود تیروئید، در ترشح این

هورمون مشکل دارد. مثل کمبود ید، تومور و یا سایر مشکلات

تیروئید و ممکن است منجر به این شود که این غده به طور

مناسب فعالیت نکند و دستورات حاصل از هیپوتالاموس یا

هیپوفیز اجرا نشود به این نوع نارسائی هیپوتیروئیدیسم

اولیه می گویند.

           

راه دیگر آن است که میزان TH در صورتی که هیپوتالاموس یا

هیپوفیز کارآئی لازم را نداشته باشند، ایجاد می شود. و به

هیپوتیروئیدیسم ثانویه معروف است. خود تیروئید نیاز به ید دارد

تا کار کند کاهش ید موجب کاهش تیروئید نیز می شود. به این

وضعیت گواتر اطلاق می شود به صورتی که غده تیروئید در

جلوی گردن باد کرده و کاملاً مشهود می گردد.

شما تنها نیاز به میزان بسیار کمی ید دارید. دوز 

روزانه ۱۰۰ میکروگرم برای زنان و ۱۲۰ میکروگرم

برای مردان کافی است.

بسیاری از افراد از نمک یددار یا غذای دریائی آن را

به دست می آورند.

       

بسیاری از افراد فکر می کنند که اگر گواتر ندارند، پس غده

تیروئید آنها به خوبی کار میکند. متأسفانه این طور نیست ید

کافی از گواتر پیش گیری می کند ولی برای تولید کافی و

مناسب TH کافی نیست.

 

ادامه بحث را در مقالات بعدی دنبال نمائید.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد؟  قسمت دوم


برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد؟  قسمت دوم

 

در مقاله قبلی، با

قسمت اول برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد، آشنا شدیم.

اکنون قسمت دوم یکی از سخنرانی های تد که توسط خانم

لیسا گنووا ارائه شده است، ارائه می گردد:

 

فرض می کنیم شما پنجاه ساله هستید.

شما دیگر فردی جوان نیستید.

شما در طول سن تان مقادیری از پلاک های آمولوئید را جمع کرده اید.

شما مقداری به نقطه اوج نزدیک هستید.

بیائید به دی ان ای تان نگاهی بیندازیم

ما تمامی ژن هایمان را از مادر و پدرمان به ارث برده ایم.

بعضی از این ژن ها، ریسک را افزایش و برخی کاهش می دهند.

اگر شما مانند نقش آلیس در فیلم “هنوز آلیس” هستید.

 

شما یک جهش ژنتیکی را به ارث برده اید که میتواند سریعاً

آمولوئید بتا تولید بکند.

و این عامل به تنهائی می تواند باعث بروز آلزایمر شود.

اما برای اغلب ما ژن هائی که ارث برده ایم، فقط مقداری ریسک را

افزایش داده است.

به عنوان مثال، APOE4 گونه ای از ژن است که باعث افزایش

آمولوئید می شود.

اما شما می توانید نمونه هائی از ژن APOE4 را از مادر و پدرتان

به ارث داشته باشید.

و هرگز دچار آلزایمر نشوید.

به این معنی که برای اغلب ما، مولکول دی ان ای به تنهائی باعث آلزایمر

گرفتن یا نگرفتن مان نمی باشد.

پس چه چیزی باعث آن می شود؟

ما کاری در باره پیرشدن مان و یا ژن هائی که به ارث برده ایم

نمی توانیم بکنیم.

بنابراین، ما نمی توانیم سرنوشت مغزمان را تغییر بدهیم.

            

در مورد خوابیدن چطور؟

در خواب های عمیق با امواج آهسته، سلول های گلیال مان مایع

مغزی نخاعی را در سرتاسر مغز شستشو می دهند،

یعنی باقی مانده های متابولیک در سیناپس هایمان که در طول بیداری

جمع شده اند را پاکسازی می کنند.

خواب عمیق همانند یک نیروی پاکسازی برای مغزمان است،

اما چه اتفاقی میافتد اگر شما خودتان را از خواب محروم بکنید؟

اکثر محققان بر این باورند که کم خوابی شاید عملاً یک پیش نشانی

از آلزایمر باشد.

یک شب محرومیت از خواب باعث افزایش آمولوئید بتا می شود.

و خود این تجمع آمولوئید باعث اختلال در خواب می شود، که باعث

افزایش بیشتر این تجمع آمولوئیدها میگردد.

پس ما این حلقه بازخوردی بر روی هم تأثیر گذار را خواهیم داشت.

که به شتاب دادن تجمع تا رسیدن به نقطه اوج ادامه خواهند داد.

دیگر چه(عاملی تأثیر میگذارد)؟

سلامتی قلبی و عروقی، فشار خون بالا، دیابت، چاقی، سیگار، کلسترول بالا،

همه آنها در افزایش ریسک آلزایمر مؤثر دیده شده اند.

برخی از کالبد شکافی ها نشان داده اند که هشتاد درصد از افراد با

آلزایمر، همچنین دارای بیماری های قلبی و عروقی بوده اند.

تمرینات هوازی نشان داده اند که در کاهش میزان آمولوئید بتا در

نمونه های حیوانی مؤثر واقع شده اند.

بنابر این، سلامت قلبی، سبک زندگی مدیترانه ای و تغذیه میتوانند در

جهت عکس آلزایمر عمل بکنند.

بنابر این، کارهای بسیاری برای جلوگیری یا به تأخیر انداختن شروع

آلزایمر وجود دارد.

                       

بگذارید در نظر بگیریم همه این موارد را انجام دادید.

در نظر بگیریم شما ۶۵ ساله اید.

و در خانواده شما سابقه آلزایمر وجود داشته، پس شما مستعد به ارث بردن

یک یا دو ژن که میتواند باعث شدت گرفتن روند آلزایمر شود، را دارید.

برای سال ها شب زنده دار بودید.

عاشق گوشت قرمز هستید.

و شما دوندگی ندارید جز اینکه کسی دنبالتان بکند.

متصور شوید که پلاک های آمولوئید شما به نقطه اوج رسیده اند.

بازوی مقیاس الاکلنگتان به زمین خورد.

به نقطه انتشار آبشاری مولکول ها رسیدید.

که آتش را به جنگل می کشاند.

که باعث التهاب، و تولید تانگل ها، و مرگ سلول های عصبی شد.

شما باید هم اکنون دارای علائم آلزایمر باشید.

شما در پیداکردن کلمات و کلیدها و بیادآوری آن چیزی که من در ابتدای

سخنرانی گفتم، دچار مشکل شده اید.

اما امکان دارد اینطور نباشد.

             

یک کار دیگری نیز برای محافظت خود از ظهور علائم آلزایمر وجود دارد.

اگر حتی شما دارای علائم عمیقی از آلزایمر در مغزتان داشته باشید.

باید در حیطه انعطاف پذیری عصبی و مقاومت ادراکی مغز کاری انجام داد.

به یاد داشته باشید، تجربه داشتن آلزایمر تماماً نتیجه از دست دادن سیناپس ها است.

یک مغز متوسط بیش از صد تریلیون سیناپس دارد، که بسیار شگفت انگیزه،

ما هنوز باید بر روی آنها کار کنیم.

و این یک عدد ثابتی نیست.

در طول عمرمان، در فرآیندی به نام انعطاف پذیری عصبی سیناپس ها

دچار افزایش یا کاهش می شوند.

                   

هر لحظه که چیزی جدید فرا می گیریم، ما در حال ساخت و تقویت ارتباطات

عصبی و سیناپس های جدیدی هستیم.

              

در مطالعه بر روی راهبه های زن، ۶۷۸ راهبه، تماماً بالای ۷۵ سال، وقتی

که مطالعات آغاز شد، که برای بیش از دو دهه طول کشید.

آنها به طور منظم بررسی های فیزیکی و آزمایش های ادراکی را تنظیم

کردند، و وقتی مردند، تمام افراد مغزشان برای تشریح اهدا شد.

در برخی از این مغزها، محققان چیزی شگفت انگیز یافتند.

علیرغم وجود پلاک ها و تانگل ها و انقباض مغزی، چیزی به نظر

می رسد در مورد آلزایمر محقق شد، راهبه های متعلق به این مغزها،

هیچ اثری از داشتن بیماری آلزایمر در طول حیاتشان نداشتند.

     

چطور ممکن است؟

        

ما معتقدیم، بدلیل اینکه این راهبه ها از یک سطح مقاومت ادراکی بالائی

برخوردار بودند، میشود گفت که آنها سیناپس های عملیاتی زیادی داشتند.

کسانی که سال های زیادی، آموزش رسمی دارند، مهارت بالائی در ادبیات

دارند، کسانی که در فعالیت های منظم و متداول روانی هستند، تمامی آنان

مقاومت ادراکی بالائی دارند.

آنها مسیرهای فراوان و ذخیره های برای ارتباطات عصبی دارند.

پس حتی اگر آنها بیماری چون آلزایمر داشته باشند

با وجود از دست دادن برخی از سیناپس هایشان، آنها هنوز مسیرهای

پشتیبان زیادی را دارند.

این باعث می شود آنها احساس فراموشی چیزی را نکنند.

یک مثال ساده شده را متصور می شویم.

بگوئیم که شما فقط یک چیز در مورد موضوعی می دانید،

مثلاً در مورد من متصور شویم.

شما می دانید که لیسا گنووا کتاب “هنوز آلیس” را نوشته است.

این تنها چیزی است که راجب من می دانید.

 

شما فقط یک ارتباط عصبی را دارید، که فقط یک سیناپس دارد.

فرض کنید شما آلزایمر دارید،

یعنی شما پلاک ها، تانگل ها و التهاب ها را دارید.

و میکروگلیا آن سیناپس را تخریب کرده است.

و اکنون کسی از شما می پرسد:

“نویسنده هنوز آلیس کیست؟”

شما به یاد ندارید.

به خاطر اینکه آن سیناپس از بین رفته است.

شما مرا برای همیشه فراموش می کنید.

چه می شد اگر شما در مورد من اطلاعات زیادی داشتید؟

مثلاً شما چهار چیز راجب من می دانستید.

اکنون فرض کنیم شما آلزایمر دارید و سه تا از آن سیناپس ها دچار آسیب شده و یا از بین رفته اند.

شما هنوز میانبری برای عبور از آلزایمر دارید.

هنوز می توانید به اسم من برسید.

پس ما هنوز می توانیم در مقابله با آلزایمر از طریق بکارگیری ارتباط های

آسیب ندیده انعطاف پذیر باشیم.

ما این ارتباطات میانبر یعنی مقاومت ادراکی خود را با یادگیری چیزهای

جدیدی می سازیم.

                     

در حالت ایده آل، می خواهیم این چیزهای جدید تا حد ممکن با معنی باشند،

حاوی بینش، معنا، تداعی کننده ودارای احساس باشند.

پس این از طریق حل کردن جدول بدست نمی آید.

نمی خواهید که اطلاعاتی که اکنون داشته اید را بازیابی کنید.

زیرا این مثل گردش در خیابان های آشنای گذشته تان است.

گشت و گذار در همسایگی هایی است که هم اکنون با آن ها آشنا هستید.

شما باید راه های جدیدی بسازید.

ساختن ذهنی مقاوم در برابر آلزایمر به این معنی است که یک زبان جدید

یاد بگیرید،

دوستان جدیدی پیدا کنید،

کتابی بخوانید،

یا به یک سخنرانی برجسته گوش بدهید.

                    

و با وجود این اگر روزی علائم آلزایمر در شما پیدا شد،

سه درسی است که من از مادربزرگم و افراد زیادی که با این بیماری

زندگی می کنند، آموخته ام.

تشخیص، به معنای این نیست که شما فردا خواهید مرد.

از زندگی لذت ببرید.

شما حافظه عاطفی تان را از دست نخواهید داد.

شما هنوز قادر به درک عشق و لذت هستید.

شاید شما چیزی که من پنج دقیقه پیش گفتم، بیاد نداشته باشید،

اما شما احساسی که با من داشتید را به یاد خواهید داشت.

و شما بیش از آن چیزی هستید که می توانید به یاد بیاورید.

ممنون

                   

در صورتیکه این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

 

برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد؟ قسمت اول

برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد؟

در یکی از سخنرانی های تد، خانمی به نام لیسا گنووا در مطالبی،

وضعیت بوجود آمدن بیماری آلزایمر و راههای جلوگیری از آن

را تشریح نمود. چون دیدم که این سخنرانی می تواند در جهت

جلوگیری از بیماری به عزیزان کمک شایانی نماید، لذا متن

سخنرانی ایشان را بصورت دقیق در ذیل آورده شده است.

متن ذیل، قسمت اول سخنان ایشان است که بیان نمودند.

چند نفر از افراد حاضر در اینجا می خواهند که بالای ۸۰ سال

عمر کنند؟

خوب

به نظر من، همه ما این انتظار را از زندگی با عمر زیاد رو داریم.

بیائید به آینده برویم،  به آینده شما.

فرض کنیم که همه ما ۸۵ ساله هستیم.

همه در دو حالت دیده می شوید.

یکی از شما، ممکن است دچار بیماری آلزایمر باشد.

همینطوره

شاید شما فکر کنید که “خوب این فرد من نیستم.”

درسته در  غیر اینصورت شما پرستار خواهید بود.

پس از برخی جهات، مثل اینکه این بیماری وحشتناک بر همه ما

اثری خواهد گذاشت.

قسمتی از ترس از آلزایمر از این نشأت می گیرد،  که حس می کنیم

کاری در موردش نمی توانیم بکنیم.

با وجود دهه ها تحقیق ما هنوز روش درمانی و شفابخشی برای

معالجه این نداریم.

پس اگر به اندازه کافی خوشبخت باشیم که تا این حد عمر کنیم،

آلزایمر بخشی از سرنوشت مغز ما خواهد بود.

اما شاید اینطور هم نشود.

چطور می شود اگر من به شما بگم که میتوانیم این آمار بیماری

رو تغییر بدیم.

دقیقاً بتوانیم سرنوشت مغزمان را تغییر دهیم.

حتی بدون نیاز به پیشرفت در روش های درمانی؟

بگذارید با نگاه به آن چیزی که اکنون ما از سازگار عصب شناسی

آلزایمر میدانیم شروع کنیم.

این تصویری از محل اتصال دو نورون است.

نقطه اتصال که با دایره قرمز مشخص شده، سیناپس نامیده می شود.

سیناپس جائی است که پیام رسان های عصبی منتشر می شوند.

اینجا جائی است که سیگنال های عصبی منتقل و ارتباط برقرار

می شود.

جائی که ما از طریق آن می اندیشیم، احساس می کنیم، می بینیم،

می شنویم، آرزو می کنیم، و به یاد می آوریم.

سیناپس جائی است که آلزایمر از آن نشأت می گیرد.

بیایید بر روی سیناپس متمرکز شویم و به انیمیشینی از رویدادهائی

که به وقوع می پیوندد نگاهی بیندازیم.

در طول عملیات تبادل داده، علاوه بر انتشار پیام رسان های عصبی

همچون گلوتامیک در محل سیناپس، نورون ها همچنین پپتید کوچکی

به نام آمولوئید بتا منتشر میکنند.

در حالت عادی، آمولوئید بتا توسط میکروگلیا پاکسازی می شود.

 

که سلول های سرایدار مغزمان هستند.

در حالی که هنوز هم منشأ مولکولی آلزایمر مورد بحث است.

اغلب عصب شناسان بر این باورند که بیماری از زمانی آغاز

می شود که آمولئید بتا شروع به تجمع می کنند.

از طریق انتشار بیش از حد یا اختلال در پاک سازی آن ها،

و سیناپس ها شروع به انباشته شدن با آمولئید بتا می کنند.

وقتی این اتفاق روی می دهد، در کار سیناپس اختلالی روی می دهد

و ماده متراکم چسبنده ای بنام پلاک آمولئید ساخته می شود.

چند نفر از افراد حاضر زیر ۴۰ سال سن یا بیشتر دارند؟

شما از حالا ترس برای پذیرشش دارید.

این مرحله اولیه در رویدادن بیماری، یعنی حضور تراکم پلاک های

آمولئید، هم اکنون نیز در مغزتان یافته می شوند.

تنها راه برای فهمیدن این پلاک ها، انجام اسکن ترموگرافی پت است.

شما در این مرحله، شاد و غافل هستید.

شما هیچ نوع از اختلال در حافظه، زبان و ادراک ندارید. البته هنوز.

ما معتقدیم حداقل ۱۵ تا ۲۰ سال طول می کشد تا تراکم پلاک های

آمولوئید به نقطه اوج شان برسند.

سپس آنها شروع به آبشار مولکولی می کنند که باعث وقوع

علائم اولیه بیماری می شود.

قبل از نقطه اوج، شما خطاهائی همچون این در حافظه تان

خواهید داشت:

“چرا من به این اتاق آمده ام؟”

یا “اوه.. نام او چی بود؟”

یا “کجا کلیدهایم را گذاشته ام؟”

خب، قبل از این که دوباره همه تان بترسید، چون میدانم که نصف

شما حداقل در شبانه روز گذشته یکی از جملات را با خود  گفته اید.

این ها همه از انواع فراموشی های معمولی هستند.

در حقیقت، من دلیل خواهم آورد که این مثال ها، حتی ممکن است

حافظه شما را با خود درگیر نکند.

زیرا شما در لحظه اول اهمیت نمی دهید که کجا کلیدهایتان را گذاشتید.

بعد از نقطه اوج،

اختلالاتی در حافظه، زبان و ادراک مشخص می شوند.

در نهایت به جای پیدا کردن کلیدهایتان در جیب کت تان، یا در

میز پشت در، شما آنها را در یخچال پیدا می کنید.

یا آنها را در وضعیتی پیدا می کنید که با خود می گوئید ” این ها

برای چیست؟”

خب چه اتفاقی روی میدهد وقتی که تراکم پلاک های آمولوئید به

نقطه اوج می رسند؟

سلول های نظافتچی میکروگلیا شروع به فعالیت شدید می کنند.

و مواد شیمیائی انتشار می کنندن که باعث التهاب و آسیب سلولی

می گردد.

 

و مواد شیمیائی انتشار می یابند که باعث التهاب و آسیب سلولی

می گردد.

معقتدیم اینکار شاید باعث پاکسازی سیناپس ها به وسیله خودشان

می گردد.

پروتئین حیاتی پیام رسان عصبی به نام تائو شروع به فرافسفریلاسیون

شدن می کنند.

و خود را با درهم پیچیدن به چیزی به نام تانگل تبدیل می کنند.

که این ماده نورون ها را از درون از کار می اندازد.

در آلزایمر متوسط، ما حجم زیادی از التهابات و تانگل ها و

جنگی تمام عیار در سیناپس و مرگ سلولی داریم.

پس اگر شما محققی هستید که سعی در درمان این بیماری دارد،

در کدام مرحله شما وارد عمل می شوید؟

اکثر محققان با اطمینان خاطر می گویند که این راه حل ساده را

باید پیش گرفت:

پلاک های آمولوئید را از رسیدن به آن نقطه اوج باز دارید.

به این معنی که اکتشافات داروئی بصورت متمرکز دنبال ساخت

ترکیبی است که از تراکم پلاک های آمولوئید مانع شده و آن ها

را حذف یا کاهش می دهد.

بنابر این روش درمانی برای آلزایمر بسیار شبیه به درمان های

پیشگیرانه خواهد بود.

ما قرصی را خواهیم خورد تا از رسیدن به نقطه اوج مانع شویم،

قبل از اینکه آبشار مولکولی آغاز شود.

قبل از اینکه شروع به گذاشتن کلیدهایمان در یخچال بکنیم.

ما معقتدیم تا الان، این جوابی است برای شکست در این نوع داروها،

در آزمایش های بالینی شان ، نه بخاطر ضعف علمی، بلکه افراد

در این آزمایش ها به نقطه اوج رسیده اند و دارای علائم بیماری اند.

برای درمان خیلی دیر شده است.

به پلاک های آمولوئید همچون کبریتی روشن نگاه کنید.

در نقطه اوج، کبریت شروع به آتش کشیدن جنگ می کند.

هنگامی که جنگل در آتش می سوزد، دیگر فوت کردن کبریت

فایده ای نخواهد داشت.

باید قبل از اینکه کبریت آتش را به جنگل دهد، اینکار را می کردید.

حتی قبل از اینکه محققان این را بفهمند.

این اطلاعات واقعاً برای ما اخبار خوبی است.

زیرا معلوم شده است روشی که ما زندگی می کنیم در تجمع این

پلاک های آمولوئید تأثیر گذار است.

پس راهکارهائی برای جلوگیری از رسیدن به نقطه اوج وجود دارند

که ما می توانیم انجام بدهیم.

ریسک آلزایمر را همانند الاکلنگی متصور می شویم.

ما عوامل ریسک دار را در یک بازو می گذاریم، وقتی بازو به

زمین می رسد شما دارای نشان های بیماری و تشخیص داده شده

به آلزایمر هستید.

ادامه صحبت ها، در قسمت بعدی فردا در سایت قرار خواهد گرفت.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود هدیه نمائید.

 

زندگی سرشار از درس است

زندگی سرشار از درس است

زندگی سرشار از درس است

تا کنون کتاب ها و مقالات بسیار زیادی را احتمالاً مطالعه

نمودید که از زندگی پیامبران و یا زندگی معصومین و یا

زندگی …. درس بگیریم. اما چه کسی به ما آموخته که

از زندگی خودمان باید درس بگیریم.

نمودید که از زندگی پیامبران و یا زندگی معصومین و یا

زندگی …. درس بگیریم. اما چه کسی به ما آموخته که

از زندگی خودمان باید درس بگیریم.

وقتی می توان از زندگی حیواناتی مثل مورچه، گربه،

سگ، زنبور و ….. درس گرفت، چرا نتوانیم از تک تک

لحظات خودمان که مشغول سپری نمودن آن و

یادسپاری آن هستیم، درس نگیریم.

 

همین دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که در نظر

تعدادی از عزیزان و به غلط دوران رکود و آمادگی جهت

رفتن، تعبیر شده و آنها خود را در سراشیبی مرگ

می پندارند، خود سراسر پند و اندرز و نصیحت و درس

می باشد، و بهینه است که بجای اینکه وقت و زمان

خود را صرف این افکار و گفتار پوچ و منفی قرار دهیم،

در پی یافتن درس های نهفته در درون هر لحظه و هر

اتفاق و هر رویدادی باشیم.

 

در آنصورت است که زندگی رنگ دیگر خود را که سراسر

شادی و نشاط و سلامتی است، به ما نشان داده و

زندگی سراسر خوشبختی را شاهد خواهیم بود.

 

پس در این مقاله ما به این بحث نظری می افکنیم و

این دروس و نحوه فراگیری آن را می آموزیم.

                

 

درس چیست؟

آنچه که در لغت نامه آمده است، به عنوان: آموزش، بحث،

تعلیم، مشق، پند، عبرت آمده است.

 

                         

چرا باید از تک تک لحظات زندگی درس آموخت؟

آموزش و درس گرفتن در جامعه فعلی ما موضوعی با

ارزش و قابل احترام به شمار میرود. در مدرسه ساختار

اصلی و زیربنای علوم را به شما آموزش میدهند و سعی

می نمایند شما را برای کار و فعالیت در دنیای واقعی

آماده نمایند.

 

البته لازم به ذکر است که آموزش هایی که در مدرسه

و دانشگاه فرا می گیریم، به هیچ وجه، با درس هائی

که زندگی به ما می آموزد قابل قیاس و مقایسه

نمی باشد.

 

معلم زندگی ابتدا از ما امتحان می گیرد و سپس درس

می دهد لکن در مدرسه و دانشگاه، ابتدا درس می دهند

و آنگاه پس از مدتی، از معلومات آموخته شده، امتحان

می گیرند. و از زندگی بعنوان سخت گیر ترین معلم دنیا

نام برده شده است. اما همین معلم سخت گیر، تک تک

درس هایش می تواند زندگی ما را دگرگون سازد و توانائی

ما را چندین برابر نماید، اگر درست از این درس ها استفاده

گردد، مسیر موفقیت برای شما هموار می گردد.

 

ما تنها یک بار به این دنیا آمده ایم و تنها یک بار حق حیات

به ما داده شده است، پس اگر ما نتوانیم از تک تک لحظات

خودمان و درس هائی که زندگی به ما می دهد، استفاده

مناسب و لازم را ببریم، مطمئناً نیز نخواهیم توانست از دیگر

نعمات خدادادی نیز استفاده ببریم.

 

زمان تنها چیزی است که نمی توان آن را با پول خرید، زیرا

که دقیقه ای که گذشت، دیگر گذشته، و لازم است که از

دقیقه های گذشته شده، درس و تجربه آموخت و این تجربه

و درس را در دقیقه های بعد، نصب العین خود قرار داد و

زندگی شاد و با نشاطی را برای خود و خانواده خود رقم

بزنیم.

 

                   

چطوری باید از دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

درس آموخت؟

کافی است که محصل خوبی باشیم و به آموزه های

دریافتی از معلم زندگی، دقت لازم را داشته باشیم.

 

                  

این لحظه، زندگی شماست!

زندگی شما بین لحظاتی که به دنیا می‌آیید و می‌میرید

نیست. زندگی شما بین الان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) و نفس بعدی دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی)است. زمان حال – همین حالا و همین

جا – تنها چیزی است که زندگی به شما داده است.

پس از هر لحظه (مخصوصاً در این دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با همه مسائل و مواردی که شما

می دانید و نگارنده نیز تا حدودی از آن با اطلاع است)

استفاده کامل ببرید و با مهربانی و در آرامش زندگی

کنید، بدون ترس و پشیمانی. و با هر چه که دارید،

بهترینی که می‌توانید را انجام دهید؛ چون این تنها

چیزی است که می‌توانید از هر کسی از جمله خودتان،

انتظار داشته باشید.

             

 زندگی طولانی نیست!

این تنها دارائی شما و تنها زندگی شماست و باید برای

آن تلاش نمائید. برای آنچه درست است بکوشید تا

بدست آورید. برای چیزهایی که برایتان اهمیت دارد، برای

کسانی که دوستشان دارید تلاش کنید و هیچوقت

فراموش نکنید که به آنها بگویید که چقدر برایتان مهم

هستند. بفهمید که انسان خوش‌شانسی هستید چون

هنوز فرصت دارید. پس یک لحظه مکث کرده و فکر کنید.

هر کاری که لازم است انجام دهید را از همین امروز شروع

کنید. فردا دیر است.

                

 

فداکاری‌هایی که امروز می‌کنید، در آینده برایتان

سودآور خواهد بود!

 

وقتی نوبت به تلاش سخت برای رسیدن به یک هدف

می‌رسد–چه گرفتن یک مدرک تحصیلی باشد، چه شروع

یک کار جدید یا هر دستاورد شخصی دیگر که نیاز به زمان

و تعهد دارد–باید این سوال را از خودتان بپرسید: «آیا

حاضرم چند سال از زندگی‌ام را خلاف بقیه آدمها زندگی

کنم تا بتوانم بقیه عمرم را هم طوری زندگی کنم که

بقیه نمی توانند؟»

                 

 هنگامیکه وقت تلف می‌کنید، بنده دیروز می‌شوید!

 

اما وقتی فعال هستید، مثل این می‌ماند که دیروز دوست

مهربانی برای شماست که کمکتان می‌کند باری از روی

دوشتان بردارد. پس همین الان کاری انجام دهید که بابت

آن در آینده از خودتان تشکر کنید. مطمئن باشید فردا از

اینکه امروز شروع کردید خوشحال خواهید بود.

                     

 شکست‌ فقط درسی برای عبرت گرفتن است!

اتفاقات خوب برای کسانی می‌افتد که هنوز امیدوارند

حتی اگر نا امید شده باشند، برای کسانی که هنوز باور

دارند حتی اگر طعم شکست را چشیده باشند، برای

کسانی که هنوز عشق می‌ورزند با اینکه ضربه خورده‌اند.

پس هیچوقت افسوس اتفاقاتی که در زندگیتان افتاده است

را نخورید؛ این اتفاقات قابل تغییر نیستند و نمی‌توانید

فراموششان کنید. آنها را مثل درس‌هایی ببینید که می‌توانید

از آنها عبرت بگیرید و برای آینده‌تان از آنها استفاده کنید.

                  

خودتان مهمترین ارتباطتان هستید!

خوشبختی زمانی اتفاق می‌افتد که بدون نیاز به تأئید

کسی دیگر، احساس خوبی به خودتان داشته باشید.

قبل از اینکه بتوانید ارتباطی سالم به فردی دیگر داشته

باشید، اول باید ارتباطی سالم با خودتان برقرار کنید. باید

احساس ارزش کنید و در چشم خودتان، خودتان را قبول

داشته باشید تا بتوانید با اعتماد ‌به ‌نفس به چشمان

اطرافیانتان نگاه کنید و با آنها ارتباط برقرار کنید.

             

 عمل افراد، حقیقت را می‌گوید!

در زندگی با کسانی روبه‌رو خواهید شد که در زمان‌های

درست، حرف‌های درست خواهند زد اما در آخر از اعمال

و رفتار آنهاست که باید درموردشان قضاوت کنید. پس به

کارهای دیگران دقت کنید. رفتار و اعمال آنها همه چیز را

درمورد آنها به شما خواهد گفت.

                  

 مهربانی‌های کوچک دنیا را زیباتر خواهد کرد!

به کسانی که به نظر می‌رسد روز سختی داشته‌اند سلام

کنید. با آنها مهربانی کنید. مهربانی تنها سرمایه‌ای است

که هیچوقت تمام نمی‌شود. و هر جا که انسانی باشد،

فرصتی برای مهربانی کردن وجود دارد. بخشش را یاد بگیرید،

حتی اگر بخشیدن یک لبخند باشد. نه به این دلیل که زیاد

از آن دارید، به این دلیل که می‌دانید افراد زیادی هستند که

می‌دانند چیزی ندارند.

                   

 پشت هر زندگی زیبا، شکلی از درد بوده است!

به زمین می‌افتید، بلند می‌شوید، اشتباه می‌کنید، زندگی

می‌کنید، یاد می‌گیرید. شما انسانید، کامل نیستید. ضربه

خورده‌اید اما هنوز زنده‌اید. به این فکر کنید که زنده بودن،

نفس کشیدن، فکر کردن، لذت بردن و دنبال کردن چیزهایی

که دوست دارید، چقدر عالی است. گاهی اوقات در سفر

زندگی دچار ناراحتی‌ می‌شوید اما هنوز زیبایی‌های زیادی

باقی است. حتی اگر آسیب دیدیم، باید بتوانیم روی پایمان

بایستیم، چون هیچوقت نخواهیم دانست چه چیز در زندگی

انتظارمان را می‌کشد.

                  

گذشت زمان و کسب تجربه، دردها را التیام می‌بخشد!

 

سالهای پیش را به یاد آورید در زمان هائی که بسیار جوان تر

از حال بودید، در آن زمان، چیزی نبوده که در زمان خودش

بسیار دردآور بوده باشد و شما در همان زمان فکر نمی کردید

که بتوانید آن مسأله را حل نموده و با آن کنار بیائید؟

 

همه ما مسائلی در دوران های قدیم داشته ایم که در زمان

خودش، بسیار دردآور و زجر آور بوده است اما در حال حاضر

تنها یک تجربه و خاطره است و شاید به بعضی از آن دردها

و ترس ها، در حال حاضر بخندیم، اما حقیقت دارد که ما

توانستیم آنها را به سلامتی پشت سر بگذاریم، در حال حاضر

نیز چنین است، اگر با دردی روبرو شدید، به فکر گذشته خود

بیفتید که چگونه توانسته اید مسائل را پشت سر بگذارید و

بدانید که این دردها نیز پایان می پذیرید و انشاله خاطرات

خوشی برای شما بعلت خوب پشت سرگذارندن آن برایتان

باقی خواهد ماند.

             

 

خلاصه همه درسها، درس پیشرفت به ما یاد میدهد که

زندگی پیش میرود. ممکن است آزمایشات مختلف به ما

آسیب زده باشند اما جای این زخمها از ما در برابر آسیبهای

آینده محافظت میکند. وقتی بتوانیم از اشتباهات گذشته

درس بگیریم و رفتارهای جدیدی که نتایج متفاوتی خواهند

داشت انجام دهیم، پیشرفت خواهیم کرد. اگر رفتاری متفاوت

با آنچه در گذشته داشته اید از خود نشان دهید، پیشرفتی

عالی خواهید داشت. و جهتی که به آن سمت پیش میروید،

فقط به تصمیم خودتان بستگی دارد.

 

              

با درس های آموخته شده، چه باید کرد؟

درسهای زندگی، جدا از آموزشهایی که در مدرسه و

دانشگاه دریافت میکنید، به ما کمک میکند نسبت به

تواناییهایمان آگاهی پیدا کنیم. ممکن است مورد آزمایش

قرار گیریم، اما با درک حقیقت این آزمایشات میتوانیم به

راحتی بر چالشهای زندگی پیروز شویم

 

و این پیروزی می تواند مخصوصاً در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) فواید بسیار زیادی را برای ما رهنمون سازد

که از آن جمله می توان به شادی و نشاط و نیز سلامتی

که از این پیروزی برایمان بدست می آید توجه نمود.

 

اتفاقات خوب برای کسانی می‌افتد که هنوز امیدوارند حتی

اگر ناامید شده باشند، برای کسانی که هنوز باور دارند

حتی اگر طعم شکست را چشیده باشند، برای کسانی

که هنوز عشق می‌ورزند بااینکه ضربه خورده‌اند.

 

قبل از اینکه چیزی بفهمید، به خودتان می‌آیید و می‌پرسید،

« چطور اینقدر زود دیر شد؟ » پس برای فکر کردن به

زندگیتان وقت بگذارید. وقت بگذارید تا بفهمید واقعاً چه

می‌خواهید و به چه چیزهایی نیاز دارید.

 

برای ریسک کردن وقت بگذارید. برای عشق ورزیدن،

خندیدن، گریه کردن، یاد گرفتن و بخشیدن وقت بگذارید.

زندگی کوتاهتر از آن است که معمولاً به نظر می‌رسد.

 

ولی بختیاری

         

مربی و مدرس مهارت های سلامتی و کارآفرینی پیشکسوتان

(بازنشستگی)

           

 

سایت گنجینه نیروی انسانی

            

 

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

 

 

آمادگی جهت ورود به دوران بازنشستگی

آمادگی جهت ورود به دوران بازنشستگی

آمادگی جهت ورود به دوران بازنشستگی

همیشه واژه بازنشستگی با حقوق های کذائی و وحشتناک، به عنوان یکی از مترسک های مستخدمین دولت به حساب آمده است و همگان براین اعتقاد دارند که باید نزدیک به این دوران شد و نهایتا برای آن برنامه ریزی نمود، لکن از نظر نگارنده، دوران بازنشستگی به مانند یک مسافرت می ماند که باید قبل از مسافرت، کوله و ساک مسافرتی خود را برای آن مهیا سازید.

حال اگر هر چه بیشتر وقت برای آماده سازی این کوله و ساک، در نظر بگیرید، مطمئنا وسایل بیشتر و بهتری را به همراه خود در این مسافرتی که حداقل نیمی از عمر شریف تان را باید در آن بگذرانید، به همراه دارید. و از دیگر سو، بازنشستگی به مانند یک مرحله است، که اگر برای آن سرمایه گذاری لازم انجام شود، میتواند به یکی از بهترین دوران های زندگی هر انسانی، تبدیل گردد، و اگر این سرمایه گذاری انجام نگردد، مسلماً میتواند مسائل و مشکلاتی را برای کسانی که بدون شناخت وارد این دوران گردد، داشته باشد. بنابر این در این مقاله بر آنیم که این مسائل و مشکلات و راهکارهای جلوگیری از این مسائل و مشکلات را شناسائی و تا حد امکان برطرف نمائیم.

 

آمادگی جهت بازنشستگی چیست؟

سلسله رفتارها و عملکرد هائی که بتواند ما را در دوران بازنشستگی، همراهی نموده و از ما در برابر مسائل و بیماریها و به قول بعضی از دوستان بازنشسته، مشکلات دوران بازنشستگی واکسینه نماید.

چرا باید برای دوران بازنشستگی مهیا بود؟

همانگونه که توضیح داده شد، امید به زندگی بر اساس تحقیقات جدید، برای سال ۱۴۰۰ حداقل ۱۰۰ سال تخمین زده شده است و سن بازنشستگی حدوداً در دهه ۵۰ عمر اتفاق میافتد، با یک حساب سر انگشتی مشخص می شود که حداقل نیمی از عمر گرانبها، در این دوران سپری میگردد و با توجه به اینکه در این دوران، باز هم به گفته بعضی از عزیزان بازنشسته، توان جسمی و مالی کاهش می یابد، لذا باید برای ورود به این دوران، آمادگی لازم را بدست آورد. همانگونه که در کودکی ما با زدن واکسن، خودمان را برای یک عمر زندگی بدون بیماری آماده می نمائیم، در این مرحله نیز با انجام یکسری فعالیتها و آموزش یکسری از مسائل، خود را برای ورود به این دوران (به قول بعضی از دوستان “مخوف”) آماده نمائیم.

لازم به ذکر است که در این دوران، اگر عملکردی نداشته باشیم، عملاً با ابلاغ حکم بازنشستگی، حقوق به نیم تا یک سوم کاهش می یابد. که تقریباً مصادف با اعطای مقام شامخ مادر بزرگ یا پدر بزرگ به افراد نیز می باشد، و انتظارات اقوام نیز به مراتب بالاتر می رود و آنان انتظار دارند که همانند بزرگی این القاب، بازنشسته گرامی نیز از خود بزرگی از نشان دهند و به قول یکی از مدیران اداره نگارنده، “بزرگی خرج دارد و باید خرج کرد”.

چطور باید برای بازنشسته شدن، آماده شد؟

این آماده شدن، باید طی حداکثر ۳۰ سال که در محل کار مشغول به خدمت هستیم، انجام شود، شاید بعضی از افراد به این حرف من، ایراد بگیرند. که چرا ۳۰ سال، اگر به خوبی با این دوران آشنا باشید، می دانید که هر چه بیشتر خود را برای این دوران آماده نمائید، در دوران بازنشستگی، از سلامتی و آسایش و رفاه بیشتری برخوردار خواهید بود. به همین خاطر است که صندوق بازنشستگی کل کشور، این فعالیتها را از سن ۲۵ سالگی برای نفرات در نظر گرفته است.

چه کارهائی باید برای آماده شدن، انجام دهیم؟

برای آماده شدن برای دوران بازنشستگی، ابتدا باید جسم خود را برای آن دوران آماده و سرحال نگهدارید. زیرا جسم در سن جوانی، هر چقدر هم که فشار بر آن وارد گردد، هیچ آثاری از خود نشان نمی دهد. و اگر در دوران جوانی بیماری هم وارد بدن گردد، اجازه خود نمائی ندارد، و بیماری این خود نمائی را تا زمان بازنشستگی با خود به همراه می برد و در زمان خاص خودش، چنان خود نمائی میکند که هیچ موجودی چنین خود نمائی نکرده است.

بر اساس طرحی که صندوق بازنشستگی کل کشور برای افراد شاغل در نظر گرفته است، هر فرد در دوران اشتغال باید دوره های ذیل را بگذراند، تا نسبت به دوران بازنشستگی، آشنائی کامل به دست آورده و خود را برای ورود به این دوران، آماده نماید.

چه زیبا است حال که صندوق بازنشستگی چنین طرح خوب و زیبائی را ارائه نموده است، بقیه ادارات و سازمانها و نهادها، ضمن آموزش موارد لازم به پرسنل جهت انجام وظائف محوله، بدین امر نیز مبادرت ورزند، زیرا که هر چقدر مسائل و مشکلات بازنشستگان ادارات، کمتر باشد، تبعات این مسائل و مشکلات، کمتر گریبانگیر ادارات می گردد.

 

عنوان دوره های پیشنهادی صندوق بازنشستگی کل کشور جهت آموزش شاغلین برای ورود به دوران بازنشستگی

۱- مشاوره پیش از بازنشستگی ،راهی میان بر برای سالمندی فعال

۲- قوانین و مقررات بازنشستگی و چگونگی محاسبات مستمری

۳- در مسیر بازنشستگی ،چالشهای زیستی ،مالی و اجتماعی

۴- جوانب مثبت و منفی بازنشستگی

۵- سرمایه گذاری اقتصادی و برنامه ریزی مالی بری دوران بازنشستگی

۶- حفظ سلامت  و تناسب اندام در طول زندگی

۷- بیماری های دوران سالمندی و راه های پیشگیری و مقابله با آن

۸- اوقات فراغت در دوران بازنشستگی

۹- روانشناسی بازنشستگی و سالمندی

۱۰- تقویت قوای ذهنی  برای مقابله با آلزایمر و دمانس

۱۱-کارآفرینی در دوران بازنشستگی

 

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

www.valibakhtyari.ir

vbakhtyari@gmail.com

 

 

داشتن هدف در دوران بازنشستگی

داشتن هدف در دوران بازنشستگی

002داشتن هدف در دوران بازنشستگی

 

همانگونه که در جریان هستید، در خصوص اینکه جهت مسافرت طولانی مدت بازنشستگی، باید حتماً کوله خود را آماده و پر نمائیم. صحبت نمودیم و گفتیم که هر چه که در پرنمودن این کوله، مداومت و برنامه ریزی بهتری نمائیم، در مسافرتی که در پیش خواهیم داشت، راحت­تر و بدون دردسر کمتری این مسافرت را طی خواهیم نمود.

%d8%b3%d8%a7%da%a9-1

اولین گام برای آماده سازی این کوله، چیزی نیست جز، هدف گذاری.

 

هدف گذاری، یعنی اینکه از هم اینک هدفهائی را که برای ورود به این مسافرت باید داشته باشیم را باید تعیین و در جائی مکتوب نمائیم. و اهدافی را که مقرر است در دوران بازنشستگی، به آنها برسیم را مکتوب نمائیم.

 

مهم­ترین اصل در این خصوص این است که آیا فرد برای خودش هدف دارد، یا اینکه فکر می­کند باید منتظر بود که خدا چه برای ما پیش می آورد و روزگار، خود برای ما چه سناریویی نوشته است، یا اینکه مانند خیلی از افراد موفق دیگر، فکر می­کنید که خود باید زندگی آینده­تان را بسازید و حتی منتظر بقیه و حتی خدا نشوید. اگر از قشر اول هستید که دیگر صحبتی با شما نداریم و میتوانید در همین جا، ادامه مقاله را نخوانده و منتظر تقدیر شوید تا ببنید که تقدیر برای شما چه پیش خواهد آورد.

007

لکن اگر از قشر دوم هستید، باید برای خود برنامه­ها و اهدافی مد نظر داشته باشید، و مصمم و متعهد باشید که به آن اهداف برسید.

 

اگر با داشتن اهداف و نوشتن راههای اجرائی رسیدن به آن، زندگی آینده خود را ترسیم نمودید، از شما تقدیر بعمل می­آید چون بزرگ­ترین و مهم­ترین کار ممکن را انجام داده­اید، کاری که کسانی که افسرده هستند، علاقه ای به انجام آن ندارند.

کسی که بی هدف در زندگی باشد، حتی نفس کشیدنش نیز می تواند زیادی باشد چه برسد به زندگی کردن، انسانهای بسیاری هستند که عملاً مرده هستند و اجسامی هستند که بی اختیار حرکت می کنند، اما از زندگی خود بی اطلاع بوده و چرخ زندگی دیگران را هل می دهند تا به هدف برسند. بقول ظریفی می گفت:

اگر هدف ندارید، به سرعت دارید چرخ هدف دیگران را به حرکت در می آورید.

023

برای چه اهداف بنویسیم؟

هدف چیست و داشتن آن چه ضرورتی دارد؟ یک هدف چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ آیا هدف باید کمی باشد یا کیفی؟ چگونه می‌توان هدفی را انتخاب کرد؟ بعد از آنکه هدف خود را انتخاب کردیم، در ارتباط با آن لازم است چه کاری انجام دهیم؟ و…

بطور کلی، هدف وضعیتی است که می‌خواهیم در آینده به برسیم. اگر ما برای خوددمان هدف نداشته باشیم، بناچار، محیط پیرامون‌، وضعیت را به ما تحمیل می‌کند. و معلوم نیست که چیزی که محیط برای ما فراهم می نماید، مورد پسند ما واقع گردد. پس چه بهتر که خود، هدف مطلوب‌مان را معلوم کنیم و به سمتش در حرکت باشیم.

زمانی که شما می خواهید با ذره بین آتشی بیافروزید، حتماً باید ذره بین را درست و در جهت نور خورشید گرفته و آنگاه با تمرکز کردن امواج بر روی یک نقطه، آن نقطه افروخته خواهد شد و شما به خواسته خود که روشن نمودن آتش است نائل می­شوید، اما اگر این ذره­بین را مرتب جابجا نمائید، هیچگاه به آتش نخواهید رسید.

015

داشتن هدف در زندگی نیز مهمترین اصل برای تمرکز شما بر روی عملکردتان می­باشد، اگر هدف داشته باشید، می توانید آینده خود را بسازید، و بر آینده خود حکمفرمائید نمائید.

 

ضرورت داشتن هدف

انتخاب هدف، یکی از ضرورت‌های زندگی است که اگر آگاهانه انجام نشود، نا‌آگاهانه صورت خواهد گرفت. یکی از ضرورت‌های انتخاب هدف، این است که تمرکز ذهنی را به همراه خواهد داشت. داشتن ذهنی متمرکز، یکی از شرط‌های لازم برای موفقیت است. یک ذهن متمرکز قدرت تفکر و خلاقیت دارد و پر از انرژی است، بنابر این می‌تواند در مسایل کنکاش کند و اعماق آنها را ببیند.

005

 

ویژگی‌های هدف

هدف باید دارای سه ویژگی اساسی باشد، ۱- ملموس باشد، ۲- خودمان باور داشته باشیم، ۳ – دارای زمان باشد.

در خصوص ملموس بودن، یعنی اینکه باید کاملاٌ قابل لمس باشد، اگر میخواهید پولدار شوید، باید مشخص نمائید که چه میزان پول میخواهید، اینکه هدف بگذارید، پول زیادی میخواهم، باید منتظر بمانید تا بلکه، این آرزوی شما محقق میگردد یا خیر، اما اگر هدف داشته باشید که مثلاً من تا پایان ماه، ۱۰ میلیون تومان میخواهم یا تا پایان سال ۱۰۰ میلیون تومان میخواهم، این کاملاً ملموس و قابل لمس می باشد و قابل اندازه گیری است.

خصوصیت دوم هدف این است که باید برای خودمان دست یافتنی باشد، این بدان معناست که اگر چیزی را هدف قرار دهیم، که خود اعتقاد رسیدن به آن را نداریم، مسلماً درست فکر کرده ایم و به آن نخواهیم رسید حال آن هدف چه کوچک و چه بزرگ باشد، ما به آن دست نخواهیم یافت، لکن اگر هدفی باشد که خود معتقد به رسیدن به آن هستیم، باز هم فرقی نخواهد کرد که تا چه حد کوچک با بزرگ باشد، باز به آن دست خواهیم یافت.

این مشکل هدف نیست، بلکه مشکل اعتقادات و باورهای ماست، بقول استاد عباس منش در مثال باران و سطل، گفتند که در زمانی که باران میبارد، شما هر چقدر سطلتان بزرگتر باشد، باران بیشتری را ذخیره خواهید نمود و هر چقدر سطلتان کوچک باشد، مقدار بارانی که ذخیره خواهید نمود، به همان نسبت نیز کاهش خواهد یافت، پس در اینجا مشکل، باران نیست، بلکه مسئله اصلی، اندازه ظرف ما می باشد که در ذخیره سازی باران مؤثر است.

خصوصیت سوم هدف این است که باید حتماً زمان داشته باشد، اینکه من فلان هدف را دارم، کفایت نمی کند، باید مشخص کنید که این مبلغ پول را تا چه زمانی میخواهید به دست آورید.

006

اگر چنین کاری انجام دادید، مطمئناً باید هدف را دست یافته تلقی نمائید.

 

تحقق هدف

تحقق یک هدف، فرایندی است که در آن کیفیتی تبدیل به کمیت(هایی) می‌شود. این فرایند چهار مرحله دارد که عبارتند از: قصد، مأموریت، افق حرکتی و برنامه. هر کدام از این مراحل، ویژگی‌هایی دارند و پرداختن به آنها شرایطی دارد.

پس از تعیین هدف، باید برنامه ریزی برای تحقق آن، انجام گردد و در جهت رسیدن به آن هدف، تصویر سازی بی نهایت می­تواند، ما را به جلو هدایت نماید.

پس اولین برنامه ریزی جهت دوران بازنشستگی، داشتن هدف در زندگی و به دنبال آن امید در زندگی می­باشد که اگر هدفی در زندگی وجود داشته باشد، بدون خستگی و بدون وقفه به زندگی و کوشش خود ادامه می دهید،

  • هم اکنون سه هدف مهم در زندگی که باید در همین دوران بازنشستگی به آن دست یابید را بنویسید و خود را متعهد سازید که در ظرف مدت مشخصی به آن اهداف خواهید رسید.

019

بیرون ز تو نیست هر آن چه درعالم هست     

                                  از خود بطلب هر آن چه خواهی تویی

گنجینه نیروی انسانیhttp://valibakhtyari.ir

 

 

کوله خود را پر کنید

کوله خود را پر کنید

کوله خود را پر کنید

%d8%b3%d8%a7%da%a9-1

تا حالا به مسافرت رفته اید؟

آیا موقع رفتن به مسافرت، کوله یا ساکی با خودتان همراه داشته اید؟

اگر این مسافرت چند روزه باشد، چطور؟

حتماً با خودتان میگوئید این دیگر کیست؟ مگر میشود کسی به مسافرت نرفته باشد و نداند که باید همراه خود ساک به همراه داشته باشد یا خیر و اینکه اگر مدت و مکان مسافرت طولانی­تر و دورتر باشد، دیگر بجای ساک از چمدان استفاده می­شود.

در زمانی که فردی میخواهد به مسافرت برود، با سه حالت روبروست:

  1. نفراتی هستند که چون همیشه در مأموریت و مسافرت هستند، همیشه آماده مسافرتند و چمدانشان آماده است، تنها کافی است که آن ساک و چمدان را برداشته و با خود همراه نمایند، زیرا از قبل، همه چیز را تهیه و در ساک قرار داده اند.
  2. گروه دوم، نفراتی هستند که از مشخص شدن زمان مسافرت، ساک یا چمدانی آماده میگذارند و کم­کم، وسائل لازم و مورد نیاز خود را در آن ساک یا چمدان قرار می دهند.
  3. عده ای دیگر، بدون آماده نمودن وسایل، به سفر میروند و خودتان میتوانید حدس بزنید که اگر این مسافرت چند روزه باشد، چه مسائل و مشکلاتی گریبانگیر این فرد، خواهد شد.

kole

حتماً تا حالا با خودتان گفته اید که چرا این سئوالها پرسیده می شود و چرا ما باید به این سئوالها پاسخ دهیم. چند دقیقه دیگر تحمل نمائید، تا جواب تمام سئوالهایتان را متوجه شوید.

مثل اینکه همین دیروز بود که من وارد سازمان گشتم، آن موقع جوانی ۲۲ ساله بودم، و با شروع به کار در سازمان، خیلی خوشحال و مسرور از شروع به کار در یک اداره دولتی بودم. وقتی به همکارانی که در حال بازنشسته شدن بودم، روبرو میگشتم، به آنها با تعجب میگفتم، شما مدت ۳۰ سال در این اداره خدمت نمودید، خودش یک عمر می شود، و آنها نیز به من میگفتند بله، و در این مدت، چه روزگارانی را پشت سر گذاشته ایم.

حال حدود ۳۰ سال از آن موقع گذشته است و مسئول بازنشستگی سازمان، اعلام نموده است که عنقریب بازنشسته خواهم شد. ناگهان، یاد آن روزگار و صحبتهائی که بین نگارنده و همکاران قدیمی تر رد و بدل شده بود، افتادم و متوجه شدم که باید به یک سفر طول و دراز وارد گردم.

سپس با خود اندیشیدیم برای این سفر چه وسائلی آماده نموده ام. آیا وسائلی آماده نموده ام که در این سفر، همه وسائل لازم را داشته باشم، یا اینکه وسائلم ناقص است و در طول سفر باید دست به دامان دیگران جهت برطرف نمودن نیازهایم گردم.

این مسافرت(بازنشستگی) بسیار نزدیک است:

mirror

مسلماً شما نیز به آینه­های اتومبیل نگاه افکنده­اید که روی آن نوشته است، “اجسام از آنچه که در آینه می­بینید به شما نزدیکتر است”

و این جمله در این موضوع نیز کاملاً آشکار و مشخص است، یعنی بازنشستگی از آنچه که فکر می­کنید و در ذهن خود می­پندارید، به شما نزدیکتر است. اگر در پذیرفتن این جمله شک دارید، می توانید این را از دیگر بازنشستگان نیز پرسیدید، یا چرا راه دور بروید، می توانید نگاهی به گذران عمر خود نمائید که چه مدت طول کشید تا شما از دبستان به این اداره پا نهادید؟ آیا خیلی سریع نگذشت؟

 

این مسافرت چه مدت طول میکشد؟

%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa1

در حال حاضر، سن بازنشستگی در دهه پنجم عمر می باشد، یعنی بین ۵۰ تا ۶۰ سالگی است(البته کمتر از این سن و بیشتر از این سن نیز می باشد، لکن اکثریت قریب به اتفاق نفراتی که بازنشسته می گردند، در این سن قرار دارند) .

البته لازم به ذکر می باشد که همانگونه که خودتان مستحضر می­باشید، در زمان بازنشستگی، حقوق به مقدار قابل ملاحظه­ای کاهش و جسم، فرسوده­تر می­گردد و از لحاظ حوصله و حواس پنج گانه نیز با تحلیل قوا روبرو می­شویم. و مسلم است که در آن زمان، تعداد افراد خانواده، بیشتر و سطح توقعات از بزرگان فامیل، بالاتر می­رود.

حال به نوبت به امید به زندگی میرسد، امید به زندگی چه میزان است؟ در حال حاضر و در این خصوص، نظرات متفاوت است، لکن آن مطلبی را که بدست آورده­ام، امید به زندگی در آقایان ۷۵ و در خانمها ۷۷ سال است.

در بررسیهائی که به عمل آوردم، در یکی از مقالات، آمده است که در سال ۱۴۰۰ با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی و درمان بسیاری از بیماریها، و ریشه کن شدن، اکثریت قریب به اتفاق بیماریها از جمله سرطان، امید به زندگی را ۲۰۰ سال تخمین و برآورد نموده­اند.

با توجه به مصاحبه­هائی که اینجانب با تعدادی از دوستان عزیزم و بازنشستگان گرامی داشتم ، بر اساس افکار آنها، کمی بدبینانه به این رقم نگاه میکنم و رقم ۱۰۰ سالگی را برای امید به زندگی در سال ۱۴۰۰ قرار میدهم. (امیدوارم از طرف دوستان مورد عتاب قرار نگیرم که چرا یکدفعه اینهمه سال تخفیف دادم؟)

با یک حساب سرانگشتی، اگر سن بازنشستگی را ۶۰ سال در نظر بگیرم تا ۱۰۰ سال، یک مسافرت ۴۰ ساله در پیش رویمان است. و اگر ۵۰ سال در نظر بگیرم، دقیقاً نیمی از عمر را می بایست پس از بازنشستگی، انشاله به سلامتی بگذرانیم.

 

 

بزرگترین سؤال این است، آیا خود را برای بازنشستگی آماده نموده­ایم؟

%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%af%d8%b3%d8%aa

شاید شما نیز به مانند نگارنده عقیده دارید که تا بازنشسته شدن زمان زیادی مانده است، دیگران بازنشسته می­شدند و اینجانب تنها نظاره­گر بوده و تنها در مراسم­های تودیع آنها حاضر می­شدم. و با خود میگفتم، هنوز زمان باقی است. تا امسال که موعد بازنشستگی خودم نیز رسید و بالاخره این شاهین بر روی شانه­های نگارنده نیز قرار گرفت. بر اساس ضرب المثلی، دیر و زود داره، اما سوخت و سوز نداره.”

اگر از گروه اول مسافرها(همیشه مسافر) باشید و از قبل برای این موقعیت خود را آماده نموده باشد که باید به شما تبریک گفت.

%d8%b3%d8%a7%da%a9

اگر از گروه دوم هستید، پیشنهاد اینجانب این است که از همین الان، شروع به آماده نمودن ساک و چمدان مسافرت طولانی مدت بازنشستگی نمائید. زیرا که هر چه این ساک پرتر و وسائل بهتر و بیشتری درون آن قرار داده باشید، در آن دوران بهتر و راحت­تر می­توانید زندگی را بگذارنید. و زندگی دوم خود را به زندگی با نشاط و شادابی، همراه با تجربه های گرانقیمت تبدیل نمائید.

برای پر کردن این ساک، اولین قدم، داشتن هدف است، همین الان، بر روی یک کاغذ، حداقل سه هدف اصلی در زمان بازنشستگی خود را بنویسید و خود را مقید نمائید که خود را برای رسیدن به آن هدفها، آماده نمائید.

و اولین و مهمترین وسیله­ای که باید در این ساک قرار داد شود، به نظر نگارنده، سلامتی است، پس باید بدنبال راه کارهائی برای نگهداری این نعمت خدادادی باشیم.

در خاتمه، امیدوارم زمانی بیاید که اعلام زمان بازنشستگی از طرف مسئول بازنشستگی، علاوه بر نداشتن غم و اندوه برای شاغلین، شادی و نشاط فراوان آن را به همراه داشته باشد. (بخاطر داشتن و تکمیل این ساک مسافرتی با وسائل مورد لزوم)

%d8%b3%d8%a7%da%a9-4

 

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

آمادگی قبل از بازنشستگی

آمادگی قبل از بازنشستگی

آمادگی قبل از بازنشستگی

دوران پیش از بازنشستگی(اشتغال)

 

با دوستان که مشغول به صحبت بودم، به من پیشنهاد دادند که اگر شما بتوانید اول مقصد را درست برنامه ریزی نمائید، مطمئنا، بقیه مسیر نیز با راحتی و شاد ادامه خواهد یافت، بخاطر همین بر آن شدم که ابتدای مسیر بازنشستگی را برنامه رییزی و سپس به سمت بازنشستگی قدم بردارم، در این دوران که قبل از سن بازنشستگی و سن کهنسالی است، در بخش‏های مختلف باید برنامه ریزی و فعالیتها انجام گردد البته به شرط آنکه قبول داشته باشیم که ما نیز به سن بازنشستگی خواهیم رسید و باید برای آن روز، توشه ای از قبل مهیا نمائیم. همانند مثال فردی که در بانک و جاهای دیگر، سرمایه گذاری می‏نماید، تا در آینده از آن استفاده نماید و بتواند اندوخته مناسبی برای سالهای بازنشستگی و کهنسالی داشته باشد.

salamat

 

۱-   سلامتی:

سلامتی، بر اساس تعاریفی که در کتابهای فرهنک لغات ذکر شده است، عبارت از داشتن جسم و روح بدون هر گونه عیب و ایراد است.

اگر بخواهیم در طول عمر جسم و روحمان در کارهای جسمی و تحلیلها همراهی‏مان نماید و شاد و سرحال باشیم باید به این مقوله در زمان اشتغال و قبل از بازنشستگی و کهنسالی توجه نموده و برای آن برنامه ریزی لازم به عمل آید. برای داشتن سلامتی برنامه‏‏­ریزیها به شرح ذیل پیشنهاد می‏گردد:

  • ورزش: پر واضح است که در همه جا، واژه سلامتی همیشه به همراه ورزش قابل معنا و مفهوم میباشد. ورزش یکی از اصلی­ترین فعالیتها در داشتن سلامتی است. در این سنین ورزشهای قهرمانی و ورزشهای گروهی و همگانی توصیه می‏گردد. البته لازم به ذکر می باشد که هر نوع ورزشی اگر با استمرار و مداوم نباشد اثر ماندگاری نخواهد داشت.

 

  • کنترل تغذیه: یکی از علتهای داشتن بدنی سالم، داشتن برنامه غذائی سالم و و تعادل در مصرف مواد غذائی می باشد. و اینکه در این بخش(کنترل تغذیه) باید تعادل لازم حفظ و از مواد غذائی سالم و مغذی استفاده گردد.

 

  • آزمایش چکاپ بدن: بخش بعدی که باید در نظر گرفته شود، تا حد امکان نسبت به چکاپ بدن اقدام لازم صورت گیرد زیرا که پیشگیری بهتر از درمان است و کلیه بیماریها و مسائل اگر در اوایل کار مشخص گردد، وقت بیشتری برای رفع آن وجود دارد و هزینه کمتری را نیز در بر می­گیرد.

  • بیمه: هر چند که اگر در جائی مشغول به کار و فعالیت باشید، کارفرما بر اساس قوانین موجود مؤظف است نسب به بیمه نمودن فرد شاغل اقدام نماید، لکن اگر این کار توسط کارفرما(بهر دلیل) انجام نشد، خود شخصاً نسبت به بیمه نمودن(بیمه هزینه نیست، بلکه یک فرصت و سرمایه گذاری برای آینده می باشد) اقدام نمائید، زیرا می توانید از مزایای این فرصت در بازنشستگی و کهنسالی، بهره­مند گردید. کسانی بودند که در موقع مصاحبه با آنان وقتی که در مورد بیمه صحبت به میان می آمد میگفتندکه ما پول این چیزها که معلوم نیست از آنها استفاده بشود یا نشود را نخواهیم پرداخت و از بیمه نمودن خود طفره می رفتند، لکن بیمه یک سوپاپ اطمینان است که در موقع کهنسالی و زمانی که نیاز به درمان بوجود آمد، به طرز معجزه آسائی به کمک فرد آمده و در پرداخت مخارج درمان، کمک و یار فرد خواهد بود.

 

 

۲–    درآمد:

daramad

درآمد در معنی لغوی سود و بهره‌ای که از کار و تجارت یا ملک‌داری و زراعت به دست آید؛ سود؛ دخل

درآمد مرد را بخشنده دارد / زمین تا درنیارد برنیارد (نظامی۲: ۳۰۲(

یکی از کلیدی ترین و مهمترین مباحث در هر دوران و زمان، بحث شیرین و جذاب درآمد است، زیرا که بر نوع زندگی، منش و موقعیت و رفتار فرد و اطرافیان تأثیر گذاشته و آنها را تحت الشعاع خود قرار دهد. درآمد در دوران اشتغال باید بگونه‏ای برنامه‏ریزی گردد که بتواند با حقوق‏های دریافتی و اضافه مبالغ دریافتی، سرمایه‏گذاریهای مطمئن در محلهایی انجام شود که تنها سرمایه و پول وظیفه درآمدسازی داشته باشند. این سرمایه گذاری و درآمدسازی تا زمان بازنشستگی نیز باید ادامه داشته باشد.

برنامه ریزی برای درآمد می تواند بر اساس موارد ذیل صورت گیرد:

  • برنامه ریزی هزینه ها

آسان‏ترین و در دسترس‏ترین راه برای افزایش درآمد، برنامه‏ریزی کاهش هزینه‏ها است. در اولین مرحله باید بر روی کاهش هزینه‏ها، برنامه­ریزی لازم صورت گیرد و از وقوع هزینه‏های اضافه و هزینه های زائد جلوگیری شود. اگر این امر(کاهش هزینه‏ها) محقق گردد، خود درآمد جدید به حساب خواهد آمد و به موجودی شما اضافه خواهد شد.

 پس انداز اضافه حقوق

این مورد در خصوص کارمندان و کلیه افرادی که بصورت ماهانه حقوق دریافت می‏دارند، صادق می‏باشد. و بدین شکل است که بر اساس احکام صادره، هر ساله یک حقوق معین و مشخصی برای هر فرد در نظر گرفته می‏شود. و نیز در طول سال اضافه حقوق یا پاداش یا مبالغی که هیچگونه برنامه ریزی برای آنها انجام نشده، اضافه بر سازمان دریافت می نمایند، و از آنجا که هر کارمند، یک جادوگر صرف می باشد و توانائی سر به سر کردن کل مخارج زندگی را با همان حقوق دارد، بهتر است که اصلاً به این اضافه حقوق  وپولهای اضافه، توجه نکرده و آن را در جائی نگهداری تا در مواقع لازم با آن سرمایه‏گذاری بهینه را انجام دهید.

 

  • از شیوه دست زدن ممنوع برای پس انداز استفاده کنید

در مواقعی که به هر شیوه، شروع به پس انداز نمودید که توصیه می گردد حداقل ۱۰% از هر حقوق و یا مبالغ اضافه دریافتی را در حسابی جداگانه پس انداز نمائید، لازم است از یک شیوه بخصوص برای نگهداری آن استفاده نمود و آن شیوه دست زدن ممنوع می باشد که به هیچ عنوان برای مخارج روزانه به این پس انداز دست نزنید، لکن اگر سرمایه گذاری بخصوصی لازم بود، میتوان روی این پس انداز نیز حساب کرد و از موجودی آن استفاد کرد. البته لازم به ذکر نمی باشد که این پس اندازها تا چه حد میتواند در زمان بازنشستگی و کهولت سن، ثمر بخش باشد.

 

  • مراقب هزینه های جنبی سرمایه گذار باشید

در زمانهائی که در بورس و جاهای مشابه شروع به سرمایه گذاری می نمائید، باید حواستان به هزینه های جنبی آن نیز باشد و تنها به مبلغ سهام توجه نشود، مثلاً زمانی که شما یک سهام به ارزش ۱۰۰ ریال می خرید، بابت این خرید نیز یک کارمزد به ارزش N درصد به کارگزار پرداخت می نمائید، پس ارزش این سهام، ۱۰۰ ریال نمی باشد بلکه ۱۰۰ + N ریال می باشد که در موقع فروش آن نیز به این امر توجه لازم مبذول گردد.

 

  • کار نیمه وقت

در زمانهای اشتغال، در بعد از ظهرها، و زمان استراحت می توان به کارهای متفرقه و نیمه وقت اشتغال یافت که اگر بتوانید در این دوران، کار نیمه وقتی برای بعد از ظهرها و زمانهائی که در سر کار نیستید را بیابید و به آن کار اشتغال یابید، دیگر نگران بازنشستگی و کهنسالی نخواهید بود و به این صورت درآمد خود را نیز به همان نسبت بالا میبرید.

 

  • کاری انجام دهید

اگر هم نتوانستید کار نیمه وقتی برای خود مهیا نمائید، حتما کارهائی را به صورت موردی برای خود مهیا کرده و بصورت پروژه ای روی آن فعالیت نمائید. و از گذراندن وقت خود پای تلویزیون و کارهای بی فایده دیگر خودداری نمائید.

 

  • قبل از بازنشستگی کاری برای خود پیدا کنید

بهر حال در زمان اشتغال و زمانی که هنوز مدتی برای رسیدن به بازنشستگی و کهنسالی وقت دارید، حتما برای خود کاری را دست و پا کرده و کاری پیدا کنید تا پس از بازنشستگی، خانه نشین نشوید.


  • کسب هنر و علم

در این بخش، شروع به کسب هنر و علم نمائید، اگر می توانید هنرهای مختلف را آموزش دیده و سعی در ادامه آن نمائید، و اگر هم تمائل داشتید نسبت به ادامه تحصیل اقدام تا بلکه شرایط خود را در محیط کاری بهتر نمائید.

 

۳-   روابط:

ravabet

روابط در لغت به معنی در اصطلاح فارسی زبانان ، ارتباط. رفت و آمد. مراوده . معاشرت نامیده می شود و به این علت مهم می باشد که آینده زندگی خود را با این روابط می سازید: روابط در بخش های ذیل طبقه بندی می گردد:

  • حمایت از همسر

در این بخش، باید کاملاً از همسر خود حمایت نموده و با دادن ایده های خوب و جذاب به همسرتان، ایشان را در کارهایی را که قصد انجام آن را دارند یاری کرده و حمایت نمائید چه اگر حمایت همسر همراه باشد، یک نفر می تواند براحتی خیلی از سدهای پیش رو را از سر راه بردارد.

 

  • دوستان و همکاران

در اینجا لازم است که در زمان اشتغال، نسبت به برقراری ارتباط خوب و مؤثر با دوستان و همکاران خود اقدام شایسته بعمل آورید زیرا که این روابط می تواند زمینه سازی همکاریهای بعدی در کار و تجارت باشد و سود آتی را بدنبال داشته باشد.

 

۴-    آمادگی:

به معنای لغوی مهیا شدن برای کاری می باشد، و این آمادگی برای بازنشستگی و کهنسالی باید از زمان اشتغال صورت گیرد و از آن موقع به فکر آن دوران بود، چه بسا در صورتی که این آمادگی وجود داشته باشد، مسلماً مقدمات کار و برنامه ریزی لازم صورت خواهد گرفت و در غیر اینصورت هیچگونه مقدماتی برایش متصور نخواهد بود. بمانند کسی که قصد سفر دارد، اگر آمادگی سفر داشته باشد، از قبل سرمایه لازم، آذوقه، پوشاک و وسایل سفر و محل اقامت را برنامه ریزی و در موقع سفر از آنها استفاده لازم بعمل می آید و اگر آمادگی نداشته باشید و بصورت یکدفعه و بدون برنامه شروع به سفر نمائید، احتمال اینکه در طول سفر، از نظر سرمایه ، آذوقه و محل اقامت دچار مشکل شوید، بالا می باشد. پس چه بهتر است که برای هر کاری قبل از رسیدن موعد آن آمادگی لازم کسب گردد.

آمادگی رسیدن به بازنشستگی و کهنسالی بصورت ذیل طبقه بندی می گردد:

 

  • قبل از بازنشستگی این دوران را امتحان کنید

قبل از رسیدن به بازنشستگی، خوب است که گاهی بازی بازنشستگی را با خود داشته باشیم و در بعضی روزها خود را بازنشسته فرض کرده و رفتارهایی که احتمال دارد در آن موقع انجام دهیم را مرور نمائیم، چه بسا رفتارهایی که در زمانی تمرین، از ما سر بزند که خود زنگ خطری برای آینده باشد و نسبت به رفع آنها اقدام نمائیم.

 

  • تاریخ بازنشستگی خود را مشخص کردن

هر فرد شاغل در ادارات و محلهای کاری، معمولاً با توجه به قوانین موجود می تواند تاریخ تقریبی بازنشستگی خود را تعیین نماید، پس بهتر است با توجه به این تاریخ، نسبت به برنامه ریزی لازم اقدام و خود را برای آن زمان آماده و مهیا نمائیم.

 

 

۵-   چالش جدید:

بسیاری از مردم برای دوران زندگی خود برنامه ریزی می کنند و اهدافی را برای خودشان مشخص می کنند که قبل از بازنشستگی باید به آنها برسند یا اینکه تصمیم دارند این اهداف در دوران بازنشستگی آنها محقق شود، اما متاسفانه بدون در نظر گرفتن شرایط و توانائیهایشان این تصمیم ها را اتخاذ میکنند که نمی توانند به اهداف مورد نظر برسند، بنابر این روحیه و اعتماد به نفس خودشان ضربه ای جبران ناپذیر وارد می سازند و کیفیت زندگی خودشان را در دوران بازنشستگی دست خوش ناملایماتی می کند.

این دسته از افراد شاید در دوران بازنشستگی خود دچار سرخوردگی جبران ناپذیری خواهد شد بگونه ای که زندگی را برای خود و اطرافیان مشکل خواهند کرد و در برخی از موارد هم دست به خودکشی خواهند زد. کارشناسان معتقدند که اگر افراد با توجه به توانائی ها و امکانات خودشان برای دوران زندگی و بازنشستگی خودشان برنامه ریزی کنند با هر موفقیت و بالا رفتن از پله های ترقی کیفیت امیدوارتر و شاداب تر به زندگی خود ادامه می دهند بنابر این اول از امکانات و توانائی خودمان مطمئن شویم سپس برای آینده برنامه ریزی کنیم یا اینکه اهدافمان را طبقه همین توانائیها تعیین کنیم.

و این یکی از مواردی که در زمان اشتغال لازم و ضروری می باشد این است که در حیطه آرامش خود قرار نگیریم و همیشه برای خود چالش هائی ایجاد نمائیم و در طول کار و زندگی مشغول رفع چالشها باشیم. بدیهی است که این چالشها، می تواند ما را به سوی موفقیت و راه های سودمند رهنمود سازد.

 

۶-   اوقات فراغت:

feraghat

یکی از مواردی که باید در زمان اشتغال برای آن برنامه ریزی لازم صورت گیرد، اوقات فراغت یا زمانهای اضافه و اوقاتی است که کاری برای انجام آن وجود ندارد، یکی از مواردی که اکثراً در این زمان کاربرد زیادی دارد،  تلویزیون و وسایل الکترونیکی است که ساعتها وقت را به خود اختصاص میدهد، لکن در زمان اشتغال زمانی که قدرت یادگیری و قدرت عمل بسیاری وجود دارد و حیف است که چنین اوقات با ارزشی در جلوی تلویزیون و دیدن فیلمها و سریالهائی تلف گردد که هیچگونه بازدهی برای آینده ندارد و تنها تفکرات سازندگان آنها را طی فیلم و سریال به خورد مخاطبان میدهد. لذا پیشنهاد می گردد در این اوقات حداکثر وقت خود را صرف یادگیری مواردی نا آشنا قرار داده و نهایتاً با رفتن به دامن طبیعت و استفاده از نعمتهای خدادادی و تفکر در امور، استراحتی به فکر و جسم خود داده تا بتوانید در زمان کار، بهترین بهره وری را شاهد باشید.

به امید روزی که در اول مسیر بازنشستگی و کهنسالی آنقدر برنامه ریزیها دقیق و منظم و مستمر باشد که دیگر دغدغه ای به نام بازنشستگی و کهنسالی برای مردم وجود نداشته باشد. و این دوران از بهترین دوران زندگی بشر بشود.آمین

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان