روابط اجتماعی در دوران پیشکسوتی

روابط اجتماعی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

روابط اجتماعی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در دنیائی که روابط اجتماعی در سلامتی روح و روان، حرف اول

را میزند، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) باید این مهارت خود را به

مراتب تقویت نمایند زیرا که اگر چه در این دوران، ارتباط بین همکاران

با وجود فاصله ها و مسائل خانواده ها بسیار کم می شود، روابط

اجتماعی در جامعه بوسیله پیشکسوتان(بازنشستگان) می تواند، یک

سری از مسائل و مشکلات را برطرف نماید.

 

پژوهشی در دانشگاه هاروارد انجام شده که از سال ۱۹۳۰ آغاز شده

و تا کنون نیز ادامه دارد. با این پژوهش به این نتیجه رسیده اند که

روابط فردی و اجتماعی از جمله عوامل حیاتی در سالم ماندن و شاد

زیستن می باشد.

از آغاز این پژوهش که حدود ۷۵ سال از آن می گذرد، ۷۲۴ نفر در

دو گروه، یک گروه دانشجویان پسر دانشگاه هاروارد و گروه دیگر

پسران فقیر و محروم بوستون بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. تعدادی

از این افراد در حال حاضر زنده و در دهه ی ۹۰ عمر خود به سر

می برند، و این پژوهش همچنان بر روی فرزندان آنان در حال انجام

است.

 

 در این پژوهش که کاملاً بر روی نفرات مورد بررسی نظارت کامل

وجود داشت، و مرتب از نحوه زندگی و وضعیت سلامتی و پرونده

پزشکی آنان گزارش های متنوع تهیه می شد، نتایجی بدست آمد که

بهت همگان را به دنبال داشت. و آن این بود که ثروت، موفقیت یا

وضعیت جسمانی یک فرد در ۵۰ سالگی همان عواملی نیستند که

موجب تداوم سلامتی و شادمانی در دهه ی ۸۰ زندگی شوند، بلکه

میزان رضایت افراد از روابط اجتماعی، نقش تعیین کننده دارد. و

مشخص شده است که افرادی که روابط بهتری با خانواده، دوستان و

به طور کلی افراد جامعه دارند، آدم های شادتر و سالم تری هستند

که طول عمر بیشتری نیز خواهند داشت.

 

 

مثال دیگری که قدرت روابط فردی و اجتماعی را در افزایش سلامتی

و طول عمر نشان می‌دهد، پژوهشی است که با عنوان اثر رُزِتو

(Roseto effect) شناخته می‌شود. رزتو شهر کوچکی واقع در

شمال‌ شرقی پنسیلوانیا است. در دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی، یک پزشک

محلی متوجه شد آمار ابتلا به بیماری‌های قلبی در این منطقه به طرز

شگفت‌انگیزی کمتر از شهرهای اطراف است. این در حالی بود که

ساکنان این شهر به کشیدن سیگار، مصرف نوشیدنی‌های الکلی،

گوشت قرمز، سوسیس و کالباس و پنیر فراوان عادت داشتند. همچنین

این افراد در معرض گازهای سمی و غبار ناشی از معادن سنگ بودند.

همه‌ی اینها دقیقا همان چیزهایی است که برای سلامتی مضر دانسته

می‌شوند.

 

در عوض، مردم این شهر پشتِ هم بودند و از یکدیگر حمایت می‌کردند.

در این شهر خبری از جرم و جنایت نبود. مردم وعده‌های غذایی را

بهانه‌ می‌کردند تا دور هم جمع شوند و خوش بگذرانند. همه‌ی مردم این

شهر اخلاقِ کاری داشتند و برای یک هدف مشترک تلاش می‌کردند:

اینکه زندگی بهتری را برای فرزندان‌شان فراهم کنند. نتیجه این شد که

فرزندان‌شان بیشتر و بیشتر به موفقیت‌های مادی معمول رسیدند، اما

لزوما وضع زندگی‌شان بهتر نشد. نسل جدید مثل پدر و مادرهای‌شان پشت

هم نبودند و به تدریج، آمار ابتلا به بیماری‌های قلبی و مرگ زودرس در

رزتو به پای شهرهای اطراف رسید

 

ساکنان رزتو مهاجران ایتالیایی بودند. به نظر می‌رسد سبک زندگی

و پشت هم بودن ساکنان این شهر نقش تعیین‌کننده‌ای در عدم ابتلای

آنها به بیماری‌های مزمن داشته و این دقیقا همان سبک زندگی

مدیترانه‌ای است. رژیم غذایی مدیترانه‌ای یکی از سالم‌ترین رژیم‌های

غذایی در سراسر جهان است.

 

چرا روابط اجتماعی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که به گفته برخی، عضلات و

ماهیچه ها به سمت نقصان پیش می رود، و فرد از لحاظ روحی

دچار مشکلات می گردد، داشتن روابط اجتماعی مخصوصاً با افراد

هم سن و سال خود، بسیار در سلامتی و شادی و نشاط فرد، نقش

بسزائی بازی می کند و با بررسی کوتاهی بر روی عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) کاملاً مشخص است که گنجینه های بازنشسته ای که

ملاقاتهای دوره ای و برنامه های مستمر جهت ملاقات یکدیگر دارند،

از لحاظ سلامتی، شادی و نشاط و انجام کارهای روزمره، از افرادی

که برای روابط اجتماعی خود، اهمیتی قائل نیستند، در سطح قابل

قبول تری می باشند.

 

چطوری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) روابط اجتماعی خوب

داشته باشیم؟

 

با چند راهکار ساده و قابل انجام، میتوان روابط اجتماعی را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) تقویت و در نتیجه، سلامتی، شادی و نشاط را

برای خود و خانواده به همراه داشت. لیست اقدامات قابل انجام جهت

داشتن روابط اجتماعی خوب در ذیل آمده است:

 

  • – روابط خود را با خانواده و دوستان مستحکم کنید.
  • – از همین که هستید راضی باشید و با غریبه ها طوری رفتار کنید
  • که انگار دوستان شما هستند
  • – به مدت ۳۰ روز، هر روز با ۳ غریبه حرف بزنید
  • – وقتی در حال تقویت روابط اجتماعی هستید سعی کنید صادق و
  • بی ریا عمل کنید.
  • – یکی از مهمترین تمرین های خود سازی تمرین «شنونده خوبی
  • بودن» است.
  • – با صدای بلند بخندید و زندگی را خیلی جدی نگیرید.
  • – قسمتی بزرگی از خودسازی دوست داشتن خود است.
  • – شخصیت خود را پرورش دهید.
  • – وقتی در حال کار برای خودسازی هستید به خود اطمینان
  • داشته باشید.
  • – یکی از نمودهای خودسازی کنترل خویشتن است.
  • – روابط خود را تقویت کنید.
    سایت گنجینه نیروی انسانی
کمک کردن پیشکسوتان(بازنشستگان) به یکدیگر از زمانی که در وادی تحقیق و تفحص و مفید بودن برای پیشکسوتان (بازنشستگان) وارد شدم، همیشه بر این باور بودم که پیشکسو

کمک کردن پیشکسوتان(بازنشستگان) به یکدیگر

کمک کردن پیشکسوتان(بازنشستگان) به یکدیگر

از زمانی که در وادی تحقیق و تفحص و مفید بودن برای پیشکسوتان

(بازنشستگان) وارد شدم، همیشه بر این باور بودم که پیشکسوتان

(بازنشستگان) گرامی به جای نگاه کردن به دستان دولت و محل کار و

دیگران برای اضافه شدن حقوق و در نتیجه رفع مسائل و مشکلات

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید دست به دست یکدیگر داده و خودشان

حامی و کمک کننده خود باشند.

  

سرکار خانم مرحومه طاهره جوان، کارآفرین نمونه خانم که علیرغم

وجود سوختگی ۹۸ درصدی روی بدن، همچنان توانست بعنوان کارآفرین

برتر انتخاب و در زمانی که قصد داشت برای خود همسر اختیار نماید، به

سراغ مردی رفت که او نیز ۷۵% سوختگی داشت، وقتی علت را از او

پرسیدند که چرا موقع ازدواج علیرغم اینکه وضعیت مالی خوبی داری،

علت اینکه سراغ مردان سالم نرفته ای؟ اینگونه اعلام نمود:” فرد سالم خبر

از مسائل و دردهای من ندارد، در صورتی که وقتی که من از زور درد،

بگویم سوختم، این مرد تنها می داند که سوختگی چیست و من چه حسی

دارم!”

 

به همین دلیل نگارنده بر این عقیده و نظر است که فقط یک پیشکسوت

(بازنشسته) از مسائل و مشکلات پیشکسوت(بازنشسته) دیگر مطلع و

آگاه می باشد و فقط یک پیشکسوت(بازنشسته) می داند، باید با حقوق آخر

ماه خود چگونه شعبده بازی نمود که علیرغم گذراندن زندگی در این

دوران، هزینه بزرگ بودن در فامیل را نیز پوشش دهیم. و یا مسائل دیگر

این عزیزان که هر کدام، برای شرح آن، شاید دفتر مستقلی نیازمند باشد،

و هر کدام را فرد دیگر پیشکسوت(بازنشسته) یا در حال دست و پنجه نرم

کردن با آن مسئله است، یا به طریقی آن مسئله را حل نموده است و ارائه

راه حل و طرز برخورد با آن می تواند برای دیگر عزیزان نیز سودمند

باشد.

  

برای همین، در این مقاله این مورد را بیشتر بررسی خواهیم نمود.

 

    

 

کمک کردن چیست؟

کمک کردن، یعنی یاری رساندن و شخصی که می خواهد یاری برساند،

بهینه است که با کمال میل و با خلوص نیت این کار رو انجام دهد.

 

 

چرا بهتر است پیشکسوتان(بازنشستگان) به یکدیگر کمک نمایند؟

در این چندین سالی که این عزیزان با تجربه و پیشکسوتان ارجمند، اکثراً

منتظر بودند که بلکه دولت یا صندوق های بازنشستگی یا محل های کار،

برای آنها قدمی بردارند، در برخی از مواقع این درخواستها اجابت نمی شد،

تنها و تنها به این دلیل که افرادی که می خواهند این کمک ها را انجام دهند

و یا قدم هائی برای این گنجینه های گهربار نیروی انسانی بردارند، از ریز

مسائل و مشکلات آنان نا آگاه، یا در برخی از مواقع، علیرغم دانستن مسائل،

بروکراسی اداری (که شاید خود ما، بنیانگذار آن بوده ایم) اجازه این کار را

به آنان نمی دهد و یا به هر دلیل این امر محقق نمی گردد.

  

پس پیشنهاد اصلی نگارنده این است که به جای اینکه منتظر کمک های

دیگران باشیم، دست در دست یکدیگر، به کمک همدیگر بشتابیم.

  

البته در این راه، قدم های اولیه برداشته شده است، لکن این قدم ها نیازمند

اقدامات بعدی نیز می باشد که از آن جمله می توان به ارتباط عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) با یکدیگر می باشد.

   

تبصره: (البته در همین جا لازم است از کلیه عزیزان و خدمتگزاران شاغل

که در جهت ایفای حقوق پیشکسوتان(بازنشستگان) تمام تلاش و سعی خود

را مینمایند و در برخی از ادارات و نهادها، خود شاهد این تلاش ها بوده و

هستم، تشکر و قدردانی نمایم)

   

 

چطوری پیشکسوتان می توانند به یکدیگر کمک نمایند؟ 

دقیقاً از زمانی که نگارنده وارد این وادی عزیز و مقدس گردید و تلاش خود

را بر روی مفید بودن برای این باتجربه های گرانقدر متمرکز نمود، همواره

در مصاحبه ها و تحقیقاتی که انجام میدادم، افراد بسیاری بودند که جهت کمک

و یاری به دیگر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) اعلام آمادگی می نمودند. اما

مسئله اصلی آن بود که این افراد نمی دانستند از کجا باید شروع نمایند و از

چه محلی این کمک ها باید هدایت و راهبری گردد.

و بسیاری از پیشکسوتان(بازنشستگان) گرامی هستند که شاید نمی دانند که

مهارت و تخصص و تجربه آنان، مورد نیاز خیلی از عزیزان دیگر

پیشکسوت(بازنشسته) می باشد، و بدین طریق بتوانند تخصص و مهارت

خود را با دیگر گنجینه های نیروی انسانی به اشتراک بگذارند، مانند یکی

از همکاران پیشکسوت(بازنشسته) اداره ما که علیرغم اینکه متخصص نقاشی

بود و تابلوهای فراوانی را نقاشی نموده بودند، نمی دانستند که افراد بسیاری

در خود اداره و بین پیشکسوتان اداره وجود دارند که تمایل دارند این هنر را

بیاموزند، و چه فردی بهتر از همکار خودشان که علاوه بر دانستن مهارت

این هنر، بر مسائل و مشکلات این قشر نیز آگاه می باشد.

  

مسلم است که شاید یکی از فلسفه ایجاد کانونها، همین امر بوده باشد، اما با

ازدیاد درخواستها و به قول یکی از مدیران پرتلاش (تکالیف عقب مانده)

فرصت کار بر روی این مورد را از آنان گرفته باشد. پس ضروری است

که عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بر این امر واقف بوده و در جهت این کار

خداپسندانه و انسان دوستانه، حرکت نمایند.

  

 

 

از کجا شروع نمائیم؟

نظر به اینکه یکی از اصلی ترین اهداف ایجاد این سایت، کمک نمودن به

این عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) می باشد، لذا بر خود لازم می دانم که

محیطی را برای این کار مهیا نمایم. که امیدوارم بتوانم حداکثر ظرف یک

ماه آینده این امر محقق گردد. لکن تا آن زمان، عزیزانی که تمایل دارند در

این کار(کمک نمودن به دیگر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)) پیش قدم شوند

و مسئله ای از مسائل این گنجینه های با ارزش نیروی انسانی و این خردمندان

کشور را حل نمایند. در نظرات همین پست می توانند آمادگی خود را به

همراه شماره تماس اعلام تا انشاله در اولین فرصت که این محیط آماده گشت،

نسبت به تماس با آنان و درج اطلاعات آنان در بانک اطلاعاتی و شروع

کمک ها اقدام لازم به عمل آید.

     

خوب تا آن موقع چه؟ از هم اکنون اگر کاری از دستتان بر دیگر عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) بر می آید که می توانید برای آنان انجام دهید، در

نشست های چند نفره می توانید این اقدام را انجام دهید.

    

و در صورت امکان، نتایج آن را جهت اطلاع بقیه دوستان پیشکسوت

(بازنشسته) با ما به اشتراک بگذارید.

ولی بختیاری

مدرس و مربی مهارت های سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

   

 

 

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

    

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

 

واقعیت ها در دوران بازنشستگی

واقعیت ها در دوران بازنشستگی

واقعیت ها در دوران بازنشستگی

در طول عمر خود، همیشه با یکسری از واقعیت ها ما روبرو

هستیم، این واقعیت ها می تواند، خوب یا بد، زشت یا زیبا

باشد. اینکه چطوری و چگونه با این واقعیت ها روبرو شده و

از آنها به چه صورت استفاده کنیم، در این مقاله در خصوص آن

بررسی می نمائیم.

 

واقعیت های موجود در دوران بازنشستگی چیست؟

واقعیت: آنچه در جهان به صورت عینی دیده می‌شود،واقعیت

نام دارد. برای مثال، اینکه درخت از جمله گیاهان است، برگ

درخت مو در تابستان سبز است و یا تنه درخت سرو به رنگ

قهوه‌ای است به مواردی واقعی اشاره دارند.

 

حال میپردازیم به واقعیت های موجود در دوران بازنشستگی

و آنها را لیست می نمائیم:

  • زمان کار کردن در اداره ای که مشغول بودیم، به اتمام رسیده است.
  • نسبت به دوران جوانی، بدن با کاهش قوا مواجه است
  • سالیان دراز، در کارهای مختلف، مشغول به کار بوده اید
  • قدرت خرج کردن، به نسبت سالیان اشتغال در بعضی موارد کاهش می یابد.
  • در صورت تأهل، احتمال زیاد، کلیه بچه ها، به سر زندگی            خود رفته اند.
  • احتمال اینکه یکی از زوج ها، به هر صورت، رفته باشد، وجود دارد.
  • ارزش ها در این دوران، با ارزش های سالیان قبل، کمی متفاوت یا بعضی از ارزش ها، بطور کلی، تغییر کرده اند.
  • میزان درآمد ها(حقوق)، احتمالاً پس از بازنشستگی، نصف یا یک سوم گردیده است.
  • امید به زندگی در حال حاضر، ۷۵ سال برای آقایان است و برای خانمها، ۸۵ سال است.

 

چرا واقعیت ها در دوران بازنشستگی مهم است؟

با برخی از عزیزان بازنشسته که مذاکره می نمودم، تعدادی

از آنها، این واقعیت ها را مثبت و برخی دیگر که متأسفانه

تعداد آنها نیز کم نبودند، این واقعیت ها را تا زمان مذاکره،

منفی می نگاشتند.

حال واقعاً این واقعیت ها، خوب هستند یا بد؟

این واقعیت ها، زشت هستند یا زیبا؟

تمام این قضاوت ها، بر میگردد به عینکی که بر چشم داریم

و به دیدی که به دنیا و این واقعیت ها، می نگریم.

برخی جدا شدن از کار، را به عنوان یک تهدید قلمداد نموده

و برخی دیگر، آنرا به عنوان یکی از بهترین فرصت های زندگی

خود تفسیر و به بهترین شکل ممکن از آن استفاده می کنند.

برخی، رفتن فرزندان به سر زندگی خود را یک تهدید و آغاز

تنهائی و بی کسی تفسیر و برخی دیگر، این واقعیت را

سرآغاز، شروع زندگی جدید و مجرّدی با همسر و دور بودن

از مسئولیت فرزندان قلمداد و از این فرصت در جهت رفتن به

مسافرت و ادامه تحصیل و شروع فعالیتهای اجتماعی

استفاده می نمایند.

برخی، کاهش قوای جسمی را تهدید قلمداد نموده و

تعدادی دیگر، این کاهش را اعلام بدن برای شروع کارهای

تقویتی و شروع ورزش و فعالیتهای بدنی، تفسیر نموده و

در جهت بهبود تغذیه و تناسب اندام و فعالیت های بدنی،

اقدام می نمایند.

برخی سالمند شدن را تهدید حساب نموده و از آن بیم دارند،

تعدادی دیگر، این سالیان را، سالیان پرتجربه گی و پختگی

محسوب کرده و از این دوران در جهت یاری رساندن به افراد

دیگر و کمک به نفر اتی که نیازمند کمک آنهاست، استفاده

می نمایند.

برخی نزدیک شدن به سالهای ۷۵ و ۸۵ که امید به زندگی

است، را تهدیدی برای از دنیا رفتن به حساب آورده و عده ای

با نگاه به پژوهش های تازه که امید به زندگی را در سال

۱۴۰۰ به ۲۰۰ سال تخمین زده اند، امید خود را به زندگی

از دست نداده و سعی مینمایند از لحظه لحظه زندگی خود،

استفاده لازم را بنمایند.

چطور میتوان از این واقعیت ها برای شادی و نشاط

در دوران بازنشستگی استفاده کرد؟

همانگونه که توضیح داده شد، با نگاه مثبت به واقعیت ها

می توان علاوه بر اینکه زندگی شاد و با نشاط و همراه با

سلامتی و عشق را برای خودمان رقم میزنیم، می توان از

آن در جهت کمک و یاری به افراد و نفراتی که نیازمند کمک

هستند و درخواست می نمایند استفاده نمود.

در این دوران میتوان از برنامه های غنی سازی دوران

بازنشستگی استفاده نمود و بهترین سالهای عمر خود را

رقم زد و مفید ترین فرد در طول عمر خود باشیم.

و نیز می توان با پس انداز نمودن وجه دریافتی از محل کار

یا سرمایه های خود، اقدام به افزایش درآمد خود به صورتی

که حجم درآمد از زمان اشتغال نیز فراتر رود، اقدام نمود. این

همان کاری است که اکثر همکاران اینجانب پس از دریافت

پاداش بازنشستگی، نسبت به آن مبادرت می نمایند و

سالیان سال، با درآمد بالاتر و بدون ریسک زندگی خود را

میگذرانند.

همچنین می توان نسبت به آموزش تجربیات و مهارتهای

خود به نسل جوان اقدام و علاوه بر بالا بردن سطح مالی

خود، نسبت به بالا بردن سطح آگاهی عمومی جامعه

قدم برداشت.

در این دوران، با استفاده از ارتباطاتی که در زمان اشتغال

ایجاد نموده ایم، استفاده و در جهت اشتغال زائی و افزایش

درآمد خود از راهکارهای خلاقانه اقدام نمود.

 

حال چکار کنیم که در دوران بازنشستگی بتوانیم

شاد و بانشاط باشیم؟

براستی در این دوران بازنشستگی چه کار باید کرد که

علاوه بر شادی و نشاط، سلامتی و شادابی خود را نیز

حفظ نموده و آنرا به خود و نزدیکان خود هدیه نمائیم.

تنها کافی است که با دید مثبت به واقعیت ها نگریست و

از منفی بافی و افکار مزاحم دوری جست و در هر واقعیتی،

ابزار کمک به خود و دیگران را بیابیم.

و در دل هر واقعه ای، نکات مثبت و قابل کار، آن را کشف

نمود.

همانگونه که در قرآن بصورت خیلی واضح در سوره انشراح

آیه ۵ آمده است.

فان مع العسر یسرا

یعنی در هر سختی، آسانی نیز وجود دارد.

پس در هر واقعیتی، آسانی و راه کارهای اجرائی استفاده

بهینه از آن واقعیت را یافته و استفاده نمائیم.

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

Vbakhtyari@gmail.com

 

خوش بینی در بازنشستگی

خوش بینی در بازنشستگی

خوش بینی در بازنشستگی

از زمانی که حکم بازنشستگی را دریافت می داریم، فکر

می کنیم که دیگر، دوران زندگی ما به پایان رسیده و دیگر

رنگ خوشی و لذت را نخواهیم چشید.

آیا بدینصورت است؟

آیا واقعاً همه چیزها، در دوران بازنشستگی، بد و زشت

می باشد و هیچگونه زیبائی وجود ندارد که بدان امیدوار

باشیم؟

بسیاری از دوستان و همکاران بازنشسته ما بوده و هستند

که از زمان اشتغال نیز بدلیل اینکه خوش بینی خاصی نسبت

به خود و تحولات داشتند، بسیار شاد و سرحال و سلامت

بودند و جالب اینجاست که هم اکنون که بعضی از آنها را

ملاقات می نمایم، همچنان نیز شادی و سرحالی را نیز

میتوان در وجود آنان یافت. و متأسفانه بعضی دیگر از

همکاران بازنشسته را می بینیم که علاوه بر اینکه در

زمان اشتغال، همه چیز را سیاه یا کدر و تار می دیدند و

تنها به معایب و مضرات هر چیزی توجه می کردند، هم

اکنون اگر در قید حیات باشند و بتوانیم آنان را ملاقات

نمائیم، یا نسبت به سن خود بسیار شکسته تر و

فرسوده تر شده و یا مسلماً در حال مبارزه با بیماریهای

صعب العلاج داخل بدن خود می باشند.

تا کنون به تفاوتهای این دو فکر کرده اید، چطوری است

که بعضی که همه چیز را زیبا و خوب می بینند در زندگی

چنان شاد و سرحال هستند و روزگار خوبی را سپری

می کنند در صورتی که عده ای که در هر چیز نازیبائیها را

مشاهده می نمایند، اکثر مسائل و مشکلات به سمت

آنان هجوم برده و آنان را کلافه می نماید.

ما در این مقاله بر آنیم که به این مقوله نظری بیفکنیم؟

و راهکارهای پیشگیری و مقابله با این معضل را شناسائی

و تا حد توان در جهت رفع آن قدم برداریم.

 

خوش بینی در بازنشستگی چیست؟

بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا آمده است:

خوش‌بینی، نگرشی است مثبت است به جهان پیرامون

و فرد خوش‌بین با چنین نگرشی در تلاش است که دنیا را

به صورت بهتری ببیند. افراد خوش‌بین، می‌دانند که جهان

کامل و ایده‌آل نیست و هیچ‌کس نمی‌تواند، همه صفات خوب

و عالی را دارا باشد، اما آنها در تلاش هستند که بخش‌ها و

وجوه مثبت قضایا را بینند و امیدوار باشند که جهان به سمت

خوبی و خیر حرکت کند.

به دیگر سخن اینکه، آدم خوش بین در هر چیزی، اگر نازیبائی

وجود داشته باشد، به زیبائیهای آن بیشتر توجه می کند و

بجای اینکه به خار گل، توجه نماید سعی می نماید از خود

گل بیشتر و سودمندتر استفاده کرده و نظری نیز بر خار نیز

داشته باشد.

اما شخص بدبین، در هر چیزی تنها نازیبائیها را مشاهده

می کند و اگر گلی به دست او داده شود، تنها به خار آن

توجه کرده و بجای اینکه از زیبائیها و بوی خوش گل استفاده

نماید به چیزی که فکر و نگاه و توجه می نماید خار آن است

که مبادا در دست او فرو رود و از قضا، اتفاقاً همان خار به

دستان او رفته و جراحتی نیز بر دستان او وارد می نماید.

تفاوت های آدم خوش بین و بدبین، همانگونه که از خود

کلمات نیز کاملاً مشهود است، تفاوت در دید و نگاه آنان به

هر چیز یا فرد یا واقعه می باشد که چنین اختلاف بوجود

می آورد که یک فرد را در سنین پائین و به قولی، در جوانی

به کام مرگ فرو می برد و دیگر حتی با رسیدن به سنین

بالای ۱۰۰ سال هم خوش بین است که باز هم شرایط به

گونه ای خواهد بود که سنین بالاتر را نیز تجربه نماید.

در نهایت، آدم خوش بین همیشه اعتقاد دارد که “شرایط از

این هم میتوانست بدتر شود”، ما آدم بدبین اعتقاد دارد که

“شرایط از این بدتر هیچوقت اتفاق نخواهد افتاد”.

 

چرا خوش بینی در دوران بازنشستگی برای داشتن

سلامتی و نشاط مهم است؟

در دوران بازنشستگی که بسیاری بر این عقیده هستند که

نیروی بدن کاهش یافته و عضلات شروع به تحلیل

می نمایند(البته این نظر نگارنده نیست) اگر شخص به

اجتماع و اتفاقات و وقایع خوش بین نباشد نمی تواند خود

را با آن اتفاقات و وقایع هماهنگ نموده و از آثار مثبت آن به

صورت صحیح و بهره ور استفاده نماید.

این خوش بینی دوران بازنشستگی می تواند در روابط نیز

بسیار سودمند نقش خود را اجرا نماید، چون با داشتن

خوش بینی در روابط، می توان با دیگران و مخصوصاً اطرافیان

ارتباط بهتری داشت و از آثار خوب و پربار آن استفاده کرد و

در جهت کمک به خود یاری جست.

 

چطوری میتوان در دوران بازنشستگی به خوش

بینی رسید؟

در چند روز پیش در کلاسی شرکت نمودم که استاد کلاس

از ما شرکت کنند گان خواست که هر یک برای خود،

بوسیله مقوا و طلق های که مهیا شده بود، سه عدد

عینک بسازیم، و ما بعد از چندین دقیقه کار پرزحمت،

بدین کار دست یافتیم.

یکی از عینکها، عینک با طلق قرمز بود، که متأسفانه

ما بیشتر عادت نمودیم، با این عینک به دنیا و وقایع آن

چشم بدوزیم و همه چیز را منفی نگاه کرده و با بدبینی

خاصی به آن بنگریم. حتی اگر یک واقعه نیز به خودی خود،

مثبت است، اگر این عینک را به چشم داشته باشیم، حتما

از آن واقعه نکات منفی نیز قابل استخراج می باشد.

یکی دیگر از عینکها، عینک بی طلق بود که اگر بتوانیم وقایع

را همانگونه که هستند بدون کاهش یا افزایش در ابعاد آن

ببینیم و گزارش نمائیم شاید بتوانیم مسائل را بهتر

شناسائی و در صدد رفع آن برآئیم. لازم به ذکر است که

این دیدن و گزارش نمودن حتما باید بدون قضاوت باشد.

مثلاً این که کسی دیر می آید، باید کاملاً مشخص شود

شاید از نظر شما او دیر آمده باشد و از نظر خودش دقیقا

سر وقت باشد.

و آخرین عینک، که موضوع بحث این مقاله نیز می باشد،

عینک با طلق سبز است، که اگر بتوانیم دنیا و اطرافیان و

وقایع را با این عینک دیده و در باره آنان قضاوت نمائیم، بر

اینکه از مزایا و موهبتهای این قضاوت ها کاملاً بهره مند

می شویم، به جایگاه و مراتب بالائی نیز خواهیم رسید.

 

چگونه خوش بینی را در دوران بازنشستگی چند

برابر نمائیم؟

 

روانشناسان معتقدند خوشبینی و بدبینی، از جمله عادتی

هستند که ما از زمان کودکی می آموزیم و والدین ما بعنوان

مهمترین الگو و سرمشق ما هستند. به یاد بیاورید هنگامی

که وضعیت زندگی گاهی اوقات دچار مشکل میشد، والدین

می گفتند: “چرا با وجود این همه کار، هنوز مشکل مالی

داریم”، یا در زمانی که پدرم با آمدن میهمان، بسیار خوشحال

و شادمان میشد و میگفت: “میهمان روزی اش را به همراه

خود می آورد” و به هیچ وجه نگران میهمان نبود و بسیار به

این امر خوش بین بود.

بازنشسته بدبین معتقد است اتفاقات بد، از شرایطی دائمی

و ثابت نشأت می گیرد: “من به هیچ وجه حقوقم کفاف

مخارج زندگی را نمیدهد.” و اتفاقات خوب ، از شرایطی

موقتی ناشی می شود: “صندوق بازنشستگی، امسال به

ما وام میدهد چون دولت پول زیادی به این صندوق ها تزریق

نموده است”. اما انسان خوشبین، شکست را به عوامل

موقتی نسبت می دهد “من حقوق ماهیانه ام به مخارج

جور در نمی آید چون مبالغ دریافتی را در جای مناسبی

سرمایه گذاری نکرده ام” و موقعیتهای مطلوب را به عوامل

پایدار؛ “صندوق بازنشستگی، به این علت به ما وام میدهد،

که با این وام، بتوانیم کمی از مسائل مان را حل نماییم.”

بازنشسته بدبین اجازه می دهد ناامیدی در بخشی از

زندگی اش وارد شود و به سایر بخشها نفوذ و سرایت کند.

به عنوان مثال وقتی به شخصی گفته می شود زمان

بازنشستگی شما فرا رسیده است، بازنشسته بدبین نه

تنها بخاطر از دست دادن شغل خود احساس بدی دارد

بلکه نگرانی اش را به سایر ابعاد زندگی خود منتقل کرده،

ابراز می کند که زندگی زناشویی اش در معرض خطر است و فرزندانش غیر قابل کنترل هستند، اما انسان خوشبین علاوه

بر اینکه، از این موقعیت یک فرصت ایجاد می نماید، اجازه

نمی دهد یک موقعیت یا تجربه، تمام زندگی او را محدود

کند، او با خود فکر می کند “پس من در این شرایط ، شغلی

ندارم، ولی من و همسرم هنوز رابطه خیلی خوب و نزدیکی

باهم داریم و فرزندانمان مایه افتخار ما هستند.”

وقتی مشکلی پیش می آید و کارها خراب می شود، بدبین

ها خود را سرزنش می کنند: برای مثال اگر راننده دیگری به

ماشین پارک شده آنها خسارت وارد کند، آنها خود را سرزنش

می کنند که چرا ماشین را در جای نامناسبی پارک کرده اند.

اما انسان خوشبین چنین مشکلی را به اتفاق نسبت

می دهد یا سعی می کند راه جدیدی پیدا کند: “دفعه بعد

ماشین را در جایی که ماشینهای کمتری وجود دارد،

پارک می کنم .”

 

 

چگونه می توانید، خوشبین باشید؟

 

یک خبر خوش اینکه، عادتهای فرا گرفته شده می توانند

به فراموشی سپرده شوند. تازه ترین تحقیقات نشان

می دهد که خوشبینی، مهارتی است که هر انسانی

می تواند به خوبی آن را فراگیرد . به برنامه چهار مرحله ای

زیر عمل کنید تا به کمک آن مثبت بیندیشید.

 

 

 

با افکار منفی مبارزه کنید.

فرض کنید بعلتی مجبور به گرفتن وام شده اید و مجبور

هستید مقداری از حقوق ماهیانه خود را به این امر اختصاص

بدهید، پیش از آنکه خود را سرزنش کنید و بگویید: “من چه

وقت وام گرفتن بود” از خود ارزیابی دقیق و درستی داشته

باشید. سعی کنید بخاطر بیاورید با گرفتن این وام، چه

مسائل و نواقص زندگی را میتوانید برطرف نمائید. و اینکه

با گرفتن وام های قبلی چقدر در زندگی خود، توانسته اید،

پیشرفت کنید(البته نگارنده به هیچ عنوان با گرفتن وام،

آنهم بدون برنامه، موافق نمی باشد، این تنها یک مثال

است برای بهتر نشان دادن موضوع).

 

 

در هر مسئله ای شما می توانید، بلافاصله با افکاری که

میتواند به شما و احساسات شما، لطمه وارد نماید، مقابله

نموده و اجازه ندهید این افکار شما را آزار داده و این دوران

زیبا را، با تصور مسائلی که شاید به هیچ عنوان اتفاق نیفتد،

خراب نماید.

 

برنده بودن را تمرین کنید.

در هر مسابقه که شرکت می نمائید، بازنشستگانی که

تصور می کنند نتیجه خوبی خواهند گرفت و موفق خواهند

بود، بسیار بهتر از آنانی که از خود انتظار باختن یا از دست

دادن، موقعیت را دارند، عمل می کنند ، اگر برای مسابقه ای

که در پیش دارید، احساس نگرانی می کنید ، پیش از

مسابقه، خود را مجسم کنید در حالی که در حال مسابقه

هستید و باقی رقبا، از شما بسیار عقب تر هستند و شما

با یاد خداوند و کمک خواستن از او شروع به مسابقه کرده

و به خوبی به برنده می شوید. در هنگام مواجهه با صحنه

واقعی ، این تمرین فکری به شما اطمینان و نیروی اراده

خواهد داد.

 

به خودتان اعتبار و ارزش بدهید.

به موفقیتهای خود در گذشته اعتراف کنید. اتفاقات خوبی

را که برای شما بوجود آمده ، به عنوان نتیجه تلاشهای

خودتان تجزیه و تحلیل کنید. عکسهایی که در تعطیلات

گرفتید، عالی بودند نه به این خاطر که دوربین به خوبی

ساخته و طراحی شده بود، بلکه بخاطر مهارت شما در

زمینه نور و ترکیب اجزای صحنه. “مهمانی شما در فضای

باز موفقیت آمیز بود، نه به این دلیل که هوا خوب و مساعد

بود، بلکه این موفقیت به خاطر تدارک خوب و مهارتهای

اجتماعی شما بوده است.” از موفقیتهای خود تجلیل کنید ( موفقیتهای خود را جشن بگیرید ) : “من قفل در را تعمیر

کردم بدون این که مجبور باشم از نجار کمک بخواهم، حالا

من به شیوه جدیدی با خود رفتار خواهم کرد.” احساس

افتخار و مباهات ، نسبت به کمالات و فضایل خود ، برای

شما یک احساس خود ارزشی می سازد

 

 

برا ی خود ، هدف تعیین کنید.

در اکثر مقالات، داشتن هدف بعنوان یکی از اصولی ترین

مسائل جهت داشتن شادی و نشاط در دوران

بازنشستگی، را مطرح نمودم و در اینجا نیز دقیقاً تعیین

کنید که قصد دارید چه کاری انجام دهید. مثلا ً متعهد

شوید که هفته ای یک بار بصورت داوطلبانه در مؤسسات

خیریه فعالیت کنید. هدفهای بزرگ را به هدفهای کوچکتر

تقسیم کنید، تا زیر بار سنگین وظایف فلج نشوید. با دستیابی

به هر هدف اولیه، شاهد یک پیشرفت خواهید بود. شما در

مورد آنچه در آینده اتفاق می افتد، احساس انرژی و هیجان

خواهید داشت و این، نشانه و قدرت یک انسان خوشبین

است.

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

www.valibakhtyari.ir

 

 

الماس درون بازنشستگان

الماس درون بازنشستگان

الماس درون بازنشستگان

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد،

                                آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد.

هر شخصی درون خود، دارای مشخصات و مواهبی است که ما

به آن الماس درون می گوئیم و این الماس در زمانی که فرد به

درجه بازنشستگی نائل میشود، به مراتب درخشان تر و پرنورتر

از زمانهای دیگر نمایان می شود. لکن بعضی از دوستان

متأسفانه نه تنها این تشعشع و نور را یا نمی بینند یا نمی

خواهند ببینند و تنها به الماس ها، کارها و توانائیهای دیگران

چشم دوخته و از توانائیها و مهارتهای خود غافل هستند. ما در

این مقاله بر آنیم تا شاید گوشه کوچکی از این اشیاء با ارزش

موجود درون هر فرد را به شخص نشان دهیم.

 

الماس چیست؟

الماس یکی از سنگ‌های قیمتی و یکی از آلوتروپ‌های کربن

است که در فشارهای بالا پایدار است. آلوتروپ دیگر کربن

گرافیت نام دارد.

الماس در حالت پایدار دارای ساختار بلندروی (مکعبی) است.

الماس ساختار منشوری نیز دارد که این ساختار بصورت

شبه‌پایدار در طبیعت به صورت کانی لونسدالنیت وجود دارد

الماس سنگی است با ظاهر درخشان و دلفریب که به‌خاطر

طرح، نقش، رنگ و ظاهر زیبایش بر تمامی جواهرات ارجحیت

دارد. و به اشکال مختلف و ظاهرهای متفاوت وجود دارد.

 

الماس درون چیست؟

همانگونه که در قسمت قبل توضیح داده شد، الماس بر که بر

اثر فشار بالا به این درجه از ارزش و قیمت می رسد که بر

تمامی جواهرات ارجحیت دارد، روح و جسم انسان نیز در برابر

مشکلات و مسائل زندگی و در مقابل فشار، پایدار گردیده و

گوهر وجودی خود را به یک شئی گرانقیمت تبدیل می نماید،

البته لازم به ذکر میباشد که تعدادی از عزیزان بازنشسته،

متأسفانه خود را به خواب عمیق زده اند و نمی خواهند از این

خواب زمستانی و طولانی بیدار شده و این گوهر وجودی خود را

دریابند، لکن آنهائی که خیلی سریع و خوب به این شئی درون

خود دست می یابند، نه تنها برای خود که برای جامعه نیز بی

نهایت مفید و مثمر ثمر خواهند بود و این قبیل افراد، با توجه به

اینکه متوجه این موضوع شده اند که این شی با ارزش درون

خود، منحصر به فرد و نایاب می باشند به خوبی از این

خصوصیت استفاده نموده و در زمان بازنشستگی و زمانی که

بعضی ها، آن را انتظار برای سفر آخرت تعبیر می نمایند، بهترین

سفرهای خود را آغاز و بهترین پیامدها را برای خود و دنیای

پیرامون خود، مهیا و آماده می نمایند.

چطوری باید این الماس را کشف نمائیم؟

این الماس ها، که در درون هر فرد نهاده شده و البته درون افراد

بازنشسته از نوع درخشان تر و پر ارزش تر، مخفی گردیده

است، باید توسط یک سری از اعمال و روشها و افکار آنها را

کشف و در صدد استفاده از این اشیاء گرانقیمت برآئیم. لذا در

درجه اول، باید نسبت به شناسائی آن که مسلماً با نسخه

خودمان قابل شناسائی و درک است برآئیم. این کشف ابتدا باید

با بخشیدن تمام کسانی که در طول سالیان سال، متأسفانه از

آنها زخم خورده یا دچار مشکل و عذابی گردیده ایم، آغاز گردد و

اگر این کار به خوبی انجام گردد، ذهن ما آزاد شده و بدنبال این

کشف بزرگ و عظیم می رود. شاید در همین جا، بعضی از

دوستان به من خرده بگیرند که چگونه فردی که ما را دچار فلان

مشکل یا دچار فلان بلا نموده است را ببخشیم، اما من در

جواب این عزیزان دوست داشتنی عرض مینمایم که برای کشف

این الماس، باید ذهن کاملاً عاری از هر گونه نفرت و کینه باشد.

و این آزادگی از قید کینه و نفرت، هدیه ای است که شما به

خودتان می دهید و لازم نیست که به آن نفرات این بخشش

عنوان گردد. بلکه شما می بخشید نه به این علت که آنهائی

که به شما جفا نموده یا شما را دچار مشکلی نمود ه اند،

مستوجب بخشیده شدن هستند، خیر، بلکه چون ارزش شما

بیشتر از آن است که نفرت و کینه در ذهن خود جای دهید.

پس همین الان تمام کینه و نفرتی که در ذهن دارید را به کناری

انداخته و کلیه نفرات را ببخشید و این هدیه زیبا را به خودتان و

زندگی دوم خود(بازنشستگی) هدیه دهید.

در مرحله بعدی بعد از آزاد شدن از قید کینه و نفرت، به سراغ

گوهر وجودی خود می روید و می بینید چه چیزی در وجود شما

نهاده شده که در دیگران وجود ندارد.

مثل اثر انگشت این شئی گرانبها برای هر شخص منحصر به

فرد است و باید در جهت کشف آن و استفاده بهینه از آن قدم

برداشت.

به چه طریق از این الماس ها استفاده کنیم؟

در زمانی که نسبت به کشف این الماس ها اقدام نمودیم و

متوجه شدیم که ما خصوصیاتی داریم که منحصر به فرد و تنها و

تنها در وجود ما مخفی است، می توانیم از این الماس های

نایاب و ارزشمند، با در اختیار گذاشتن آن بصورت خدمت و کالا

برای دیگران سودمند بوده و خود نیز از قبل دریافت حق الزحمه

ارائه آن، از مزایانی آن بهره مند گردیدم.

البته لازم به ذکر است که ما هیچ وقت نمی خواهیم کمبودها و

مسائل مبتلابه که عزیزان بازنشسته با آن درگیر هستند را

نادیده بگیرم، لکن اگر اجازه بدهید در این روزگار پرمشغله و

پرهیاهو، کمی از این مسائل ذهن خود را آسوده نموده تا

بتوانیم گوهر وجودی خود را دریافته و به نحو احسن از آن

استفاده لازم و کافی را بنماییم.

نتیجه:

با توجه به اینکه هر یک از ما، دارای الماس های درخشنده و با

ارزشی هستیم، دیگر لزومی ندارد که به دیگران و الماس های

آنها رشک ببریم، بلکه باید هر چه سریعتر در دوران

بازنشستگی، از توانائیها و مهارتها و علائق خود آگاه شده و

نسبت به ارائه آن به دیگران و داشتن احساس لذت شادی و

نشاط در وجودمان و در خانه هایمان، از زندگی

دوم(بازنشستگی) کمال استفاده و بهره را ببریم.

زندگی دیکته نیست که به ما گفته شود، زندگی انشایی است که باید آنرا تنها بنگاریم

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

 

نوه، پاسپورت ورود به دوره جوانی

نوه، پاسپورت ورود به دوره جوانی

پاسپورت ورود به دوره جوانی

%d9%86%d9%88%d9%875

یکی از آرزوهایی که از دوران کودکی داشتم، همراه بودن با بچه ها بود، زیرا بچه­ ها، در زمان حال زندگی میکنند. در لحظه شاد هستند. چیزی از کینه و بغض و … نمی­دانند. زمانی که با آنها باشیم اگر مثل آنها فکر کنیم و مثل آنها عمل نمائیم، غمهای دنیا، بی ارزش گردیده و سبک بار می­شویم.

بودن با نوه، برای هر پدر بزرگ و مادر بزرگی جزء آرزوهای دیرینه­اش است، زیرا که نوه(مغز بادام) بر اساس گفته های پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، از فرزند(بادام) شیرین تر هستند. و می­تواند همدم، سنگ صبور و دوستدار شما باشد، هیچ پدر بزرگ و مادر بزرگی نیست که با دیدن نوه، لبخند بر لبانش جاری نشود، در مسافرتی که چند روز پیش به یکی از شهرهای شمالی داشتم، با یکی از دوستانم به شهرشان رفتم تا یکی از اقوامش که سن بالا داشتند را ملاقات نمایم. پس از رسیدن به منزل پدری، فرزند دوستم، به تنهائی وارد خانه پدربزرگ خود شد،  زمانی که به در خانه رسید و مادر بزرگ و پدربزرگش را صدا کرد، مادر بزرگ که داخل خانه بود، و صدای او را شنید، دیگر سر از پا نمی شناخت و شتابان به سمت نوه خود حرکت کرد تا هر چه سریعتر، نوه خود را در آغوش بگیرد.

این است قدرت نوه، که می تواند، یکی از بهترین و قشنگترین و بی آلایش ترین پاسپورت­ها برای ورود شما به دوره جوانی اتان باشد، زیرا که با بودن با آنها، شما همواره شاد و سرحال هستید.

 

 

بودن با نوه ها:

زمانی که نوه ها پا به عرصه وجود می گذارند، شیرینی زندگی چندین برابر گردیده و دیدن نوه ها و بودن با آن ها نه تنها، انرژی انسان را چندین برابر نموده، بلکه امید به زندگی را نیز افزایش می­دهد. این بودن با نوه ­ها را میتوان در چند بخش تقسیم بندی نمود:

 %d9%86%d9%88%d9%872_1

 مفید بودن با نوه ها:

زمانی که فرزندان به سن بلوغ میرسند، هر یک به سر زندگی خود رفته، و عملاً مادر و پدر را تنها میگذارند،  پدر و مادر اگر نتوانند برای خود مشغولیاتی داشته باشند، کم کم، این تنهائی بر آنها اثر گذاشته و آنها را افسرده و غمگین می­سازد، حال اگر نوه­ هائی پا به عرصه وجود بگذارند، بسیاری از مسائل حل می­گردد، زیرا که بودن با نوه­ ها میتواند حس مفید بودن را در انسان، زنده نماید و با آنان دمی را بیرون از این دنیای هزار رنگ، بگذراند.

%d9%86%d9%88%d9%874_1

رفیق بودن با نوه ها:

نوه ها، گاهی اوقات با والدین خود، مشکل دار می­شوند، حال اگر این نوه­ ها، بر اساس غرایز خود به سمت پدر بزرگ و مادربزرگ کشیده شوند، بهترین فرصت برای یاری آنها و رفاقت با آنان می­باشد.

خوب می­دانید که زمانی که فرزندان کم کم بزرگ میشوند، زمانی فرا می­رسد که دیگر حرف والدین را گوش نمی­ کنند و تنها حرف رفیق برایشان وحی منزل می­گردد، پس چه خوب است که در این بازی برد برد، که هر دو طرف سود میبرند، وارد شوید که هم بازنشستگان از نوه­ ها، سود می­برند، و هم نوه ­ها می­توانند از داشتن رفقائی که خوبی آنان را از ته دل بخواهند به خود ببالند، به شرطی که تنها، بدگوئی پدر و مادر برای آنها نباشد. زیرا که هر چند که والدین بد باشند، لکن هیچ فرزندی تاب حرف زدن پشت سر والدینش را ندارد. پس توصیه می گردد که رفقائی بدون بدگوئی باشید و تنها به موارد مثبت نظر بیفکنید.

دوم روابط

کمک به نوه ها:

نوه شما مانند فرزند شما، در دوران کودکی و حتی بزرگسالی، بعلت اینکه شما برایش عزیز هستید، مسائل و مشکلاتی دارد. گاهی اوقات والدین آنها، به حرفشان و خواسته ­هایشان توجه نمی­کنند و آنها ناچار به سمت شما می­آیند، در این موارد اگر شما بتوانید که گره­ای از گره­های در هم پیچیده آنان را با تجارب گرانبهای خود باز نمائید، با چندین قدم به سمت انس بیشتر با نوه­ هایتان و نیز کمک به فرزندان خود گام برداشته­ اید.

%d9%86%d9%88%d9%873

 

داستان گوئی برای نوه ها:

نوه­ های شما، یکی از بهترین شنوندگان داستان­های شما هستند، و همیشه برای شنیدن داستان­های خوب و جذاب از طرف شما، لحظه شماری می­کنند، این فرصت بسیار گرانبهائی است که با گفتن داستان­های خود علاوه بر یادآوری خاطرات خوب گذشته، در قبال داستان، آنان را از مسائل و خطرات سر راه نیز آگاه نموده و به قول ما اساتید، با دادن پیام­های مخفی در طول داستان، بطور غیر مستقیم آنها را نصیحت نمائید، زیرا که هیچ کس دوست ندارد، بصورت رسمی مورد نصیحت و اندرز قرار گیرد.

%d9%86%d9%88%d9%8712

 

شکرگزاری بخاطر نوه ها:

بودن نوه ها در کنار شما، بدان معنا است که انشااله فرزندان شما در قید حیات هستند، یا اگر در قید حیات نیستند، خدا این لطف را به شما نموده است که یادگاری از فرزندان شما بر جای بماند، و مورد دوم نیز آنکه اگر نوه ها، در کنار شما هستند، یعنی اینکه آنقدر شما برای آنها عزیز هستید که آنها لحظات با شما بودن را بر لحظات دیگر عمرشان ترجیح می­دهند، پس پیشنهاد می­گردد که برای هر دو مورد شکرگزاری مخصوص به خود را داشته باشید. و هر چقدر که شکرگزاری بیشتر انجام گردد، بطور قطع، نعمتها افزایش خواهد یافت.

%d9%86%d9%88%d9%8713

 

پرستاری از نوه ها:

با تنی چند از همکاران بازنشسته که مذاکره می­کردم، اعلام داشتند که اکثر روزها به دلیل اینکه، فرزندان آنها کارمند هستند، بچه هایشان را در نزد، آنان گذاشته و خودشان به سر کار می­روند. در همان موقع به این فکر افتادم که آیا این عمل صحیح می­باشد یا خیر?

%d9%86%d9%88%d9%876

صحیح از این جهت که خوب با نگهداری از نوه­ ها، علاوه بر سود بردن از اینکه آنان در کنار شما هستند، و شادی و نشاط را برای شما به همراه می­آورند، و از آن جهت که مثل همیشه، باز کمک یار، فرزندانتان هستید، بسیار خوب و شایسته است، لکن اگر این کمک کردن و پرستاری، شما را از بقیه کارهای مربوط به خودتان دور نگهدارد و به واسطه این نگهداری نتوانید به علائق و خواسته­ های خود برسید، کاری ناپسند است، زیرا که در هر صورت شما اول باید به علائق خود برسید.

احتمالاً نیز الان دارید بر من خرده میگیرید که خوب، علاقه من بودن با نوه­ هایم است.

بله میدانم که بودن با نوه ها، بسیار خوب و شادی بخش است، و خود نیز بارها در همین بخش این عمل را پیشنهاد نموده ام، لکن در هر کاری باید تعادل برقرار گردد و از افراط و تفریط خودداری گردد. اگر شما نتوانید به کارهای دیگر مورد علاقه خود برسید، مسلماً در چند وقت بعد که دیگر بچه­ ها بزرگتر شده و خودشان برای خود، مشغولیاتی فراهم می­نمایند، شما مجدداً، طعم تنهائی را خواهید چشید، آزموده را آزمودن خطاست. پس لطفا، در نگهداری نوه ­ها، اعتدال را حفظ نمائید.

 

بردن نوه ها به پارک

%d9%86%d9%88%d9%8716

ما برای با نشاط بودن در دوران بازنشستگی، باید به بهترین نحو از این زمان(بودن با نوه ها) بهره ببریم و به یاد بچگی مان، همراه با نوه ها، این دوران را سپری کنیم.

بازنشسته می­تواند از این دوران استفاده کرده و مانند گذشته به فرزندان خود، با بردن نوه­ها به پارک(البته نه همیشه) کمک نماید. چند ساعتی را با نوه­ها، که چیزی از کینه و بغض و نیرنگ نمی­دانند، گذرانده و مدتی را شاد در کنار این معصومان به خوشی بگذرانید.

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

روابط در زندگی بازنشستگی چگونه باید باشد

روابط در زندگی بازنشستگی چگونه باید باشد

روابط در زندگی بازنشستگی چگونه باید باشد

روابط

صبح مانند هر روز، ساعت ۵ صبح با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار می­شود و پس از نماز و ورزش، جهت خرید نان به نانوائی محل رفته و پس از خرید نان، به شور و شوق به سمت خانه برگشته و سماور را روشن کرده و وسایل صبحانه را حاضر کرده و خود را برای بیدار نمودن خانواده آماده می­نماید.

خانم خانه و اهل خانه پس از بیدار شدن از خواب ناز، شروع یک روز بسیار خوب و زیبا آغاز می­نمایند. در کنار خانواده یک صبحانه دلپذیر را تجربه می­کنند. پس از صرف صبحانه، هر یک از اهل خانه، برای رفتن به محل کار خود به اطاقهای خود رفته و لباس­های رسمی خود را پوشیده و پس از خداحافظی به سر کارهای خود می­روند.

مرد یا زن بازنشسته، که سالهای سال پس از صبحانه به همراه بقیه افراد برای رفتن به سرکار آماده می­شدند، اینبار، باید در منزل مانده و منتظر برگشت اهل خانه گردند. این منتظر ماندن ها و تنهائی­ها و فکر کردن­ها، برای بعضی از عزیزان بازنشسته لذت بخش نیست و کم کم اخلاق خوب و زیبای آنان را دچار اختلال می نماید. و بنای ناسازگاری را با خانه و اهل خانه می نمایند.

این داستان یکسری از بازنشستگانی است که روزگار می گذرانند.

بعد از بازنشستگی، تعدادی از عزیزان که دارای تخصص و سن پائین­تر هستند و یا از قبل برای خود شغل دومی دست و پا کرده­اند، همچنان پس از بازنشستگی به کار مشغول می­گردند و عملاً مثل سابق و گاهاً بسیار کوشاتر از سابق به کار خود ادامه می­دهند. لکن بعضی از عزیزان که دارای تخصص نبوده و یا کمی سن آنها بالا رفته و یا تلاشی در جهت ایجاد کار دومی برای خود ننموده باشند، لاجرم مجبور به خانه نشینی می­گردند.

اگر این قشر عزیز از خانم­ها باشند، مشکلی بوجود نخواهد آمد و فرد بازنشسته با خاطری خوش و در کمال آرامش به کارهای عقب افتاده زمان اشتغال مشغول می­گردد و تا مدتها سر خود را با انجام آن کارها، مشغول می­نمایند و پس از آن نیز خود را با فرزندان و نوه­ها مشغول می­سازند (مانند یکسری از همکاران خانم اینجانب که وظیفه نگهداری از نوه­های خود را به عهده می­گیرند، و از این فرصت بدست آمده، علاوه بر کمک به فرزندان خود، مشغولیات جدید و دلنشینی برای خود مهیا می­نمایند).

دوم روابط

اما اگر این بازنشسته از آقایان باشند، بحرانی متوجه خانه و خانواده میگردد و این افراد معمولاً به دو صورت عمل می­نمایند یا به پارک می­روند و آنها با دیگر هم کیشان خود، روزگار میگذرانند، یا در خانه نشسته و بعلت اینکه دیگر کاری برای انجام دادن ندارند، مرتب به مسائل دیگران سرک کشیده و خود را در آن مسائل سهیم می نمایند و خانواده نیز که عمری را خود با مسائلشان کنار آمده اند، دچار مشکل و بحران می نمایند.

سوم روابط

حال برای رفع این مسائل، باید به چند سئوال اساسی پاسخ داد:

اصلاً چگونه باید با فرزندان که همگی یک نسل بعد از ما هستند رفتار نمود؟

فرزندان چگونه باید با بازنشستگان رفتار کنند؟

احترام بازنشستگان به چه صورت تأمین میگردد؟

و …

اینها تعداد سئوالاتی میباشد که هر یک از بازنشستگان مایل هستند که جوابی برای آن بیابند.

من در این مقاله سعی دارم که تا حد ممکن به این سئوالات پاسخ دهم.

قبل از پاسخ به این سئوالها ابتدا باید رابطه را معنی نمائیم.

رابطه به هر نوع پیوند و بستگی معنی پیدا کند، برای اینکه پیوندها درست برقرار گردد، نکات ذیل را باید در نظر داشته باشیم:

 

چهارم روابط

 

 

روابط بازنشستگان با اطرافیان چگونه باید باشد?

در ابتدا باید بدانیم که بحث روابط از خود بازنشستگان شروع میشود و اینکه دیگران با ما چه رفتاری دارد، به رفتار و منش ما با دیگران مربوط میشود و از قدیم  گفته اند به هر دستی بدهی با همان دست میگیری. پس بنابر این نحوه رفتار بازنشسته با اطرافیان بسیار با اهمیت می باشد.

بعضی از همکاران ما، در زمان بازنشستگی و وقتی که به نزد دیگر همکاران شاغل خود میروند، با کوله باری از تجربه چنان، با دیگران  محکم و با صلابت برخورد می نمایند که دیگران از این صلابت درس گرفته و آنها را با احترام برخورد می نمایند.

پنجم روابط

عدم تفاوت بین بازنشستگی و اشتغال

تعدادی از همکاران در زمانی که به بازنشستگی نائل می­گردند، بر اساس آموزه­های اشتباه گذشته، فکر میکنند که از این به بعد، با دیگران خیلی تفاوت دارند و باید رفتارهای آنها کاملاً عوض گردد، هر چند که بخاطر اینکه تجربه چندین دهه کار در شغل مربوطه را به همراه دارد، باید رفتارهای پسندیده­تر و بهتری از خود بروز دهد، لکن این تجربه­ها در زندگی و برخورد با مسائل می تواند راه گشای ما باشد، و برخورد با همکاران و دیگر افرادی که زمانی با آنها در زمان اشتغال مراوده داشتیم، باید همچنان مثل گذشته و حتی صمیمی­تر از گذشته باشد.

این تفکر که من دیگر به خط پایان نزدیک گردیده­ام را از سر خود بیرون نمائید. زیرا که تعداد نفراتی که هم اکنون در اطراف ما در سنین بالای ۹۵ سال زندگی بسیار خوب و سراسر با نشاطی را تجربه می­کنند بسیارند و می­توانند الگوهای بسیار خوبی برای ما باشد و بدانیم که تازه به دوران زندگی دوم خود وارد گردیده­ایم.

 

بروز بودن بازنشسته

با پیشرفت تکنولوژی و افزایش وسائل الکترونیکی روزآمد و پر کاربرد و در دسترس بودن این وسائل برای همگان، مسلماً خیلی از اطرافیان و اجتماع، دچار تغییرات همراه با تغییرات تکنولوژی می­گردند. این تغییرات هم لحاظ رفتاری و هم از لحاظ تکنولوژی است.

ششم روابط

در زمان ما، بچه­ها تنها در ساعاتی از روز به تلویزیون دسترسی داشتند. صدا و سیما نیز به جز چند کانال، دیگر چیزی برای ارائه نداشت، لکن در زمان حال، علاوه بر افزایش روز افزون کانالهای صدا و سیما، ماهواره نیز پا به عرصه وجود گذاشته و هزاران کانال نیز توسط این وسیله، به خانه­ها وارد گردیدند. هر کانال، یک فرهنگ مختص به خود را اشاعه و تبلیغ می­نماید. از اینها گذشته، اینترنت این غول اطلاعات نیز با آمدن به سرای خانه­ها، بسیار از کانالهای نامربوط و قابل جستجو را در اختیار خانواده قرار میدهد.

با وجود چنین وسائلی، اجتماع دچار تغییرات فزاینده­ای گشته و لازم است که بازنشستگان گرامی، برای ارتباط با دیگران، ابتدا نسبت به بروز بودن و یادگیری استفاده صحیح و مناسب از وسائل جدید اهتمام جدی داشته باشند. و در صدد شناختن رفتارهای جدید اطرافیان بخاطر فرهنگ­های ارسالی از اطراف برآئیم.

 

روابط اطرافیان با بازنشستگان

حال که روابط بازنشستگان با اطرافیانشان را مورد بررسی قرار دادیم، جا دارد که به طرف دوم رابطه، یعنی اطرافیان بپردازیم و بدانیم که روابط اطرافیان با بازنشستگان باید چگونه باشد.

هفتم روابط

بسیاری از اطرافیان بازنشستگان از رفتارهای بازنشستگان گله دارند و نمی­توانند این رفتارها را برای خود حلاجی و با این رفتارها کنار بیایند، اما باید این عزیزان این مطلب را مد نظر قرار دهند که بسیاری از این رفتارها از طرز رفتار خودشان با بازنشستگان نشأت می­گیرد.

مسلم است که زمانی که سن بالا میرود، توقع نیز بالا میرود و بازنشستگان از دیگران توقع دارند که به حرفهای آنها گوش دهند، لکن این مسأله اصلی را فراموش کرده­اند که تفاوت بین نسلها وجود دارد و نباید این تفاوت را ندیده گرفت.

هم فرد بازنشسته و هم اطرافیان باید بدانند که حداقل فاصله یک نسلی بین آنها وجود دارد و اینکه توقع داشته باشیم که براحتی حرفهای همدیگر را درک نمائیم، کمی دور از منطق می­باشد.

دیدن  بازنشسته:

چند شب قبل از نوشتن این مطلب، مجبور شدم که دخترم را برای اینکه مشکل داشت به مطب دکتر ببرم، در آنجا زمانی که منتظر بودیم که نوبت ما برسد و به اطاق پزشک برویم، پیرمردی ۸۵ ساله به همراه پسرش وارد درمانگاه گردیدند و پدر به سختی و به کمک پسر بر روی صندلی قرار گرفت و من منتظر بودم که شرایطی فراهم گردد که بتوانم با این پیرمرد سخن را آغاز نمایم.

بعد از لحظاتی پیرمرد این بهانه را به خوبی به دست من داد و در جواب سئوال پسر که چرا اینقدر سخت بر روی صندلی نشست، اظهار داشت که چون به آخر خط رسیده این مسائل بسیار طبیعی میباشد و نباید پسرش غصه بخورد.

هشتم روابط

همین یک کلمه، بهترین بهانه برای شروع سخن من با ایشان بود. من پیش این پیرمرد رفته و از ایشون میزان سنشان را سئوال کردم، حدود چند دقیقه­ای فقط بر روی اینکه چندین نفر بالای ۹۵ سال هستند که زندگی خیلی خوبی دارند و هنوز امید به زندگی دارند و …. صحبت کردم. سپس این پیرمرد، که در ابتدا با ناله سخن میگفت، سکان بحث را کاملاٌ در دست گرفته و بحث شیرین و بدون توقف خود را آغاز نمود. به صورتی که بعد از ۲۰ دقیقه هنوز سخنانشان تمام نشده بود.

پس از ۲۰ دقیقه نوبت رفتن پیش پزشک، به ما رسید و ما به سمت مطب پزشک حرکت و پس از ویزیت دخترم و بعد از اینکه از مطب بیرون آمدیم، نوبت آن پیرمرد شد که به نزد پزشک برود. نکته  جالب اینکه، همین پیرمردی که به سختی وارد درمانگاه گردید و به سختی بر روی صندلی قرار گرفت، بدون نیاز به کمک کسی و فقط با تکیه بر عصای خویش ایستاده و پس از خداحافظی با اینجانب به سمت مطب پزشک قدم برداشت.

نهم روابط

می بینید که در این داستان من کار خاصی انجام ندادم. تنها سعی کردم این پیرمرد، که جوانی بانشاطی داشته را تا حدودی ببینم و نتیجه آن حرکت پیرمرد بدون کمک دیگران بود. این میتواند بعنوان نقطه شروع هر رابطه ای با هر بازنشسته ای باشد،

بازنشسته بعد از بازنشسته شدن، و بعلت اینکه دیگر نان آور خانه نمی باشد، یک حس خیلی غریب و تنهائی را دارد، که اگر اطرافیان نتوانند این حس تنهائی را چاره سازی نمایند، این ارتباطات به مرور کمرنگ تر و کمرنگ تر میگردد.

 

با تشکر

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان