بخشش 1 1

بخشش

 

بخشش 1 3

ما با آن چه به دست می آوریم زندگی می کنیم،

اما زندگی مان با آنچه می بخشیم معنا می یابد.

“وینستون چرچیل”

 

بخشش در زندگی می تواند بسیار مفید و پر ثمر با

شد، همانگونه که یکی از رازهای بزرگ طول عمر نیز

صدقه دادن ذکر شده است.

 

حال بخشش به چه کسانی و در چه مواقعی؟

 

آیا باید زمانی که به مقدار زیادی مال و اموال داشتیم،

ببخشیم؟ یا در هر زمانی می توانیم این بخشش را

داشته باشیم؟

 

آیا باید به افرادی که سر راهمان قرار می گیرد،

بخشش را انجام دهیم؟ یا به هر کسی می توان بخشید؟

 

آیا باید شرایط خاصی برای بخشش بوجود آید، تا ببخشیم،

یا خیر؟

اینها و سئوالاتی دیگر را در این اینجا مورد بررسی قرار خواهیم داد.

 

با ما همراه باشید.

                

بخشش چیست؟

بخشش 1 1

انسان های بزرگ در زندگی خود همواره بخشنده هستند

و حس بخشنده بودن است که به زندگی آنها معنا می دهد

و آنها از این حس خوب داشتن، زندگی و حیات را با لذت

بیشتری ادامه می دهند.

          

انسان های معمولی زندگی عادی دارند در حالی که

انسان های بزرگ به سودهای زیادی می رسند و

همیشه شاد و سربلند و ثروتمند هستند.

         

انسان های بزرگ علاوه بر موفقیت های فراوان انتخاب

می کنند که سهمی در پیشرفت کشور، جامعه و

همکارانشان داشته باشند، آن ها حتی به

مشتری هایشان نیز فکر می کنند.

          

انسان های بزرگ آماده اند تا حتی برای رسیدن به

هدفشان، جانشان را نیز از دست بدهند، لکن انسان های

معمولی، جانشان را از هر چیز با ارزش تر می پندارند،

آن ها می خواهند به هر قیمتی که شده زنده بمانند.

           

 

بخشش به خود؟

بخشش 1 1

اولین کسی که شما باید بخشش تان شامل او شود،

خود شما هستید.

 

انسان های بزرگ، با انسان های معمولی متفاوت هستند،

انسان های بزرگ، اهل بخشش های افراطی نیستند،

آنها به خودشان نیز اهمیت می دهند.

     

آن ها از اینکه از دیگران چیزی قبول کنند، احساس گناه

نمی کنند، بخشنده بودن نسبت به خود، سبب می شود

ظرفیت و توان تان برای کمک به دیگران افزایش یابد.

      

باید خودتان را نیز جزء دیگرانی بدانید که سعی می کنید

به آن ها کمک کنید

     

اگر همه پولهایتان را به دیگران ببخشید، دیگر برای

روزهای سخت زندگی خود، اندوخته ای نخواهید داشت.

         

اگر برای رسیدن به خودتان زمان صرف نکنید، توانائی و

قدرت کمک به دیگران را نخواهید داشت.

     

توجه به خود با خودخواهی متفاوت است.

        

خود شما هم به اندازه دیگران ارزش دارید.

       

انسان های بزرگ همواره در حال بخشش هستند و

دایره مخاطبانشان، خودش را نیز در بر می گیرد.

     

انسان های بزرگ، از نعمت هائی که زندگی در اختیارشان

 

قرار می دهد، بهره می برند و به خاطر آن سپاسگزارند.

             

پیشنهاد می شود، مقاله فرصت ها مثل ابر می گذرند، را نیز مطالعه فرمائید.

                 

اصلاً چرا باید ببخشیم؟

بخشش 1 2

بخشش فواید بسیار زیادی در پی دارد.

ما در اینجا تنها به شش فایده اثر بخش آن نگاه می کنیم:

 

شش فایده بخشش:

  • احساس خوبی خواهید داشت کودکی را که
    شیرینی های خانگی می فروشد در نظر بگیرید،
    می توانید با خرید یک بسته از این شیرینی ها و
    ده هزار تومان به او بدهید، سپس تمام مدت روز
    لبخندی روی لب خواهید داشت.
    احساس خوب داشتن هیچ اشکالی ندارد، این
    احساس خوب به سادگی، بدون زحمت و با قیمت
    کم، به دست می آید. در مقایسه با لذت استفاده
    از مواد مخدر، بخشیدن برای رسیدن به حال خوش،
    سودمندتر و قانونی است.
  •                     

 

  • می بخشید تا دریافت کنید
  • کشاورزان این قانون را خوب درک می کنند،
    آنها دانه ای را در زمین می کارند و منتظر
    می شوند تا محصول را برداشت کنند. پاداش
    شما از جای دیگر و شخص دیگری به دست تان
    می رسد. یک انسان بزرگ همیشه می بخشد
    و می داند که با این کار، هستی را وادار می کند
    که به او پاداش دهد.
    برخی از انسان های عادی از شنیدن این حرف ها
    دچار سردرگمی می شوند، آنها توقع دارند که باید
    چیزی از گیرنده ی بخشش های شان دریافت کنند.
    در حالی که همیشه این طور نیست.

 

  • می بخشید تا دریافت کنید.
    این یکی از قوانین جذب است، دریافت کردن،
    وقتی می بخشید، حتمی و قطعی است.

 

  • اخلاص تان را نشان می دهید
    وقتی به کسی کمک میکنید، او به طور ناخودآگاه،
    حس می کند که مدیون شماست.
    سومین فایده بخشیدن، خلوص و صداقت است،
    اگر برای مثال به عنوان یک مسئول در یک شرکت
    به دیگران و مشتری های تان کمک و از آن ها
    حمایت کنید، آنها نیز در پاسخ با شما صادقانه و
    خالصانه برخورد می کنند.

 

  • اقتدارتان افزایش می یابد.
    اگر دیگران متوجه شوند که چیزی بخشیده اید
    صاحب شهرت خواهید شد. 
    بخشش اقتداری است
    که کسب می کنید، اگر به شکلی گمنام چیزی
    ببخشید، این اقتدار، بیشتر خواهد بود.

 

 

  • بخشیدن بدون این که شناخته شوید شما
    را توانمند می کند.
    در این صورت شما نفوذ و تأثیری می یابید که غیر قابل
    توضیح است. با بخشیدن به خودتان خدمت کنید.
    انسان ها با بیشتر جمع کردن و اندوختن اقتدار نمی یابند،
    بلکه بخشیدن است که به آن ها اقتداری حقیقی می دهد.
    وقتی به شکل ناشناس چیزی می بخشید، اتفاقی فوق
    طبیعی رخ می دهد.

 

 

  • بخشش معنویت را در شما زیاد می کند.
    به همین دلیل است که صدقه دادن در هر
    آئینی کاری بزرگ به حساب می آید.
    با صدقه دادن به هستی اعلام می کنید که
    پول و ثروت روی شما تسلط ندارد.
    آخرین فایده بخشش معنویتی است که پس از
    بخشیدن آن را حس می کنید، به افراد معنوی
    در هر فرقه و مسلکی نگاه کنید.آن ها همگی
    می بخشند.

 

 

 

چرا بخشش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
اهمیت دارد؟

بخشش 1 5

همانگونه که در قسمت قبلی توضیح دادیم، فواید بخشش
برای بدن، بسیار پر ثمر می باشد، پس بنابر این اگر ما
می خواهیم که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
زندگی شاد، با نشاط و سلامتی را در داشته باشیم،
یکی از بهترین راه کارهای آن، بخشیدن است که می تواند
حس مان را خوب کند و ما را توانمندتر سازد.

 

 

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
بخشید؟

بخشش 1 4

در این بخش، پیشنهاد می شود، نظر به اینکه تمام
راه کارهای بخشش در مقاله ای به نام بخشش در دوران
پیشکسوتی(بازنشستگی) آورده شده است.

 

لطفاً برای آگاهی از جزئیات و مراحل بخشش، آن مقاله را
مطالعه فرمائید.

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

       

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

ضعف و سستی 6

اقدام در برابر ضعف و سستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ضعف و سستی 1

تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که در

سمینارها و کارگاه ها شرکت می نمودند، مدام

از تحلیل قوای جسمانی خود در این دوران صحبت

نموده و علت تمام مسائل و مشکلات خویش را

ضعف و سستی که بواسطه همین تحلیل قوا

برایشان بوجود می آمد، می دانستند.

                  

حال ما می خواهیم به این مسئله بپردازیم،

که آیا واقعاً در این دوران:

               

اولاً تحلیل قوای جسمانی واقعیت دارد، یا تنها در

باورهای ما نقش بسته است؟

                

دوماً به این مسئله بپردازیم که این ضعف و سستی

بخاطر هر موضوعی باشد، آیا راه کاری برای مقابله

با آن وجود ندارد و ما مجبور به تحمل این ضعف و

سستی تا پایان عمر خویش می باشیم؟

               

این دو سئوال و سئوالات دیگر را در این مقاله جوابگو

خواهیم بود.

        

با ما همراه باشید.

           

پیشنهاد گنجینه نیروی انسانی این است که مقاله

بازیگر یا تماشاگر بودن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟ را نیز مطالعه فرمائید.

              

 

تحلیل قوا در دوران پیشکسوتی چیست؟

ضعف و سستی 2

نگارنده در خصوص تحلیل قوا در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بارها و بارها، با نشان دادن شواهدی

که تا سنین بالای صد سال، همچنان با همان نیرو و

قدرت دوران جوانی به زندگی خود ادامه می دهند.

 داستان زندگی من 5                    

از جمله پدر ۱۳۶ ساله در سنندج، مادر ۱۲۰ ساله

در بروجرد، پدر ۱۱۱ ساله در طارم استان گیلان،

پهلوان حیدر ۱۰۷ ساله، مادر ۱۰۰ ساله در تهران،

و تعداد بیشماری از افراد بین سنین ۸۰ تا ۹۵ ساله

داستان زندگی من 11

که خوشبختانه بر اساس قانون جذب در مسیرم

برای کمک به عزیزان پیشکسوت در سر راهم قرار

گرفتند و با نشان دادن آنها به همگان، مبنی بر اینکه

تحلیل قوا تنها، در باورها و افکار ما قرار دارد، به این

نکته بسیار اساسی اشاره داشتم که در صورتی که

ما بپذیریم که بعد از ۵۰ سالگی، بدن ما با افت قوا

مواجه می شود، بدن نیز به مانند یک غلام حلقه به

گوش، فوراً بر اساس باور ما عمل نموده و قوای ما

را تحلیل می برد.

                

لکن اگر بر اساس تحقیقات علمی می خواهیم عمل

نمائیم که بواسطه آن، اعضاء و جوارح انسان برای یک

زندگی سه رقمی برنامه ریزی شده است، را بپذیریم،

دیگر نباید انتظار تحلیل قوا در سنین بالا را داشته باشیم،

بلکه مطابق تحقیقات به عمل آمده، بیماری در سنین

بالای ۵۰ سال، طبیعی نیست، بلکه آن چیزی که طبیعی

رخ می نماید، بیماری افسردگی است که به دنبال خود،

بقیه بیماریها و تحلیل قوا را نیز به همراه دارد.

           

پس تا این جا نتیجه می گیریم که ما بنا بر خواست و

باور خود، منتظر تحلیل قوای خود بوده و بدنبال آن،

ضعف و سستی را از قبل برای خود، پسندیدیم.

            

 

 

ضعف و سستی چیست؟

ضعف و سستی 4

در لغت نامه دهخدا ضعف و ناتوانی را به کم زوری

و عدم توانایی معنا نموده است و آن ناتوان بودن در

انجام کارها، حتی کارهای ضروری و شخصی خود

می باشد.

             

شاید شما نیز به مانند نگارنده، بارها و بارها عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) و سالخورده ای را مشاهده

نموده اید که حتی برای انجام کارهای بسیار کوچک

خود نیز به مانند کودکان، نیازمند به شخصی برای

انجام آن کارها می باشند.

                

و تمام دلیل و منطق آنها این است که دیگر توانائی

انجام آن کارها را ندارند.

    

باز هم بنا بر تحقیقات به اثبات رسیده است که با

بالا رفتن سن، شاید سرعت عمل افراد در انجام کارها،

کاهش یابد، لکن این کاهش سرعت، افزایش دقت را

به همراه خود دارد.

 

            

مقاله احساس منفی در دوران پیشکسوتی

         

(بازنشستگی) چیست؟ را از دست ندهید.

             

 

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

در مقابل ضعف و سستی ایستاد؟

ضعف و سستی 5

اگر ما نتوانیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

که اکثر فرزندان احتمالاً به سر زندگی خود رفته اند

یا اگر هنوز در خانه باشند، دیگر اعتنائی به خواست

والدین خود ندارند، در مقابل ضعف و سستی خود سر

تعظیم فرود آورده و این ضعف و سستی را به واسطه

همان تحلیل قوای جسمانی در باور های ناسالم،

بپذیریم. لاجرم باید برای انجام کارهای خود و شاید

کارهای ضروری خود، نیازمند کمک اطرافیان و فرزندان

خود باشیم.

            

در این دوران که هر فردی تنها مسئولیت زندگی خود

را به عهده می گیرد، شاید بعضی از فرزندان نیز از این

وظائف شانه خالی نمایند.

               

آنوقت تکلیف چیست؟

یا باید از انجام آن کارها صرف نظر نمائید، که اگر کارهای

ضروری باشد این کار غیر ممکن است.

             

یا اینکه بدون کمک آنها، و در کمال خجالت و شرمساری

حتی عمل استجابت مزاج را نیز در همان محلی که هستید،

انجام دهید.(کاری که متأسفانه بارها شاهد انجام آن توسط

افرادی بوده ام که خود را باخته و دیگر امیدی به زندگی

خود نداشتند.)

      

لذا باید کاری کرد و خود را از این دام ضعف و سستی

که بواسطه باورهای غلط و شاید در بعضی از موارد نیز

بنا بر شرایط خاصی گریبانگیر ما شده است برهانیم.

           

 

چگونه باید در برابر رکود و سستی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) مقاومت نمود؟

ضعف و سستی 3

در این جا، بر اساس نوشته های دکتر وین دایر در

کتاب سررشته زندگی خود را در دست گیرید،

موارد ذیل را خدمتتان اعلام می دارم:

 

برای این که جایگاه واقعی خویش را در زندگی به

دست آورید و به رفاه و آرامش روحی و غنا و برکت

برسید، باید از جا برخیزید، و با تلاش و کوشش به

پیش بتازید.

               

عمل، مؤثرترین نوشدارو برای غلبه بر اضطراب و افسردگی

تنش و سایر احساسات منفی است. به مجر این که دقت

خود را معطوف به کار در دست اقدام نمائید، جریان

افسردگی و اضطراب بند آمده و مجال ظهور نمی یابد.

            

جا دارد در این جا بدین نکته اشاره کنیم که افسردگی

مولود عدم تحرک و ضعف است نه مولد آن.

          

به بیانی دیگر شما با سستی و بی حالی به افکار و

احساسات منفی میدان عمل می دهید و عرصۀ ذهن

را برای تاخت و تاز افکار سیاه آماده می کنید.

           

بنابر این به جای این که ناله و فغان کنید و اوضاع نامساعد

خود را به طبیعت، روزگار، سن و فلک غدّار نسبت دهید،

گره از ابروان بگشائید، به هدایت باطنی تان اعتماد کنید

و دست به عمل بزنید.

 

               

راه کار فعلی چیست؟

          

شاید بپرسید: چه کار می توانم انجام دهم و از

کجا باید شروع کنم؟

در پاسخ باید گفت هر چه انجام دهید،

و از هر کجا که شروع کنید، بهتر و مؤثرتر از فرو رفتن

در باتلاق عدم تحرک است.

     

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

         

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

احساس منفی 3

احساس منفی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

احساس منفی 4

با یکسری از افراد که مشغول صحبت می شوید،

علاوه بر اینکه تمام چهره و صورت آنها نشان از

بی انگیزگی و بی حوصله گی دارد، در صحبتهایشان

نیز موج حس منفی نیز به خوبی مشاهده می گردد

و کافی است که چند دقیقه با این افراد هم نشین

باشید تا دیگر اکثر امیدهایتان به زندگی و آینده را از

دست بدهید.

           

و در بعضی مواقع نیز همین احساس به سراغ خود

ما نیز خواهد آمد، البته لازم به ذکر می باشد که مخفی

کردن آن، اصلاً به هیچ وجه توصیه نمی شود، بلکه باید

با راه کارهای مناسب و ابزارهای درست، به برطرف

نمودن این حس که آثار مخربی بر روح و جسم ما وارد

می نماید، اقدام نمود.

              

ما در این مقاله بر آنیم که به این موضوع نگاهی بیندازیم

و آن را مورد بررسی قرار دهیم.

                

با ما همراه باشید.

             

پیشنهاد می شود، مقاله احساس در دوران

 

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

            

 

احساس منفی چیست؟

احساس منفی 1

حس در لغت نامه دهخدا عبارت است از دریافت .

دریافتن . تاثیر. آگاه شدن . اندریاب

     

و منفی در همان لغت نامه عبارت است از: جایی

که کسی را بدانجا نفی کرده باشند.

         

و احساس منفی به معنای آن است که دریافت هائی

که افراد از آن ها نهی شده است و حال خوب را از فرد

می گیرد. و اجازه زندگی راحت و آسان را به انسان

نمی دهد.

            

احساس منفی می تواند، فرد را به فضاهای نا ایمن

و غیر راحت، هدایت نماید.

          

فردی که احساس منفی در او متجلی است، دیگر به

راحتی نمی تواند خوبی ها و زیبائیهای افراد دیگر و

طبیعت و اطراف خود را مشاهده نماید.

                

 

چرا احساس منفی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) می تواند مشکل ساز باشد؟

احساس منفی 3

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که فرد به آن قدم

می نهد، و بر اساس تلقینات و گفته های غیر مثبتی

که در جامعه رواج دارد، به نوعی فرد، خود را آماده

مواجه شدن با مشکلات و مسائل فراوانی می نماید.

       

حال اگر در همین دوران نیز به احساس منفی اجازه ورود

به ذهن و روح خود بدهیم، که دیگر مشخص است این

احساس به همراه، آثار به جای مانده از گفته های غیر

واقع دیگران تا چه حد می توانند به همدیگر کمک کرده و

فرد پیشکسوت(بازنشسته) را از راحتی و آسایش دور سازند.

 

لذا بر ماست که در این دوران که برای بعضی از افراد،

همراه با کاهش قوای جسمانی و تحلیل قوا همراه

است، از آثار سوء احساس منفی آگاه شده و تا حد

امکان از ورود این مهمان نامیمون به داخل ذهن و روح

خود جلوگیری نمائیم.

            

مقاله مهربان بودن با خود در دوران پیشکسوتی

     

(بازنشستگی) چیست؟ را از دست ندهید.

                  

 

چگونه از احساس منفی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) جلوگیری کنیم؟

احساس منفی 5

بر اساس مقاله ای به نام

“Emotionally Upset?

۲۰ Ways to Defeat Negative Feelings”

به ۲۰ راه برای مقابله با این احساس اشاره

نموده است که در ذیل به آن اشاره میگردد:

۱- خودتان را ببوسید و خودتان را آرام کنید:

  • بدیهی است، هر کاری دیگری که می توانید انجام
  • دهید، تا در در مواجهه با چیزهایی که به عنوان عمیقا
  • ناراحت کننده است، خود را آرام نمائید را حتماً تجربه
  • و اقدام کنید. این کارها و اقدامات به شما در خود
  • کنترلی به شما کمک می نماید.و یا می توانید خود
  • را در محیط های شاد و با نشاط به تصویر کشیده
  • و از فرط شادی و خوشحالی، فریاد بزنید. این فریاد
  • کشیدن می توانید بلافاصله شما را از حالتهای
  • خشمگین، و ناراحتی، به سمت آرامش هدایت نماید. 
  • شما می توانید یک صحنه آرام و زیبا را در ذهن خود
  • به تصویر بکشید، مثل اینکه در کمال آرامش در یک
  • ساحل خصوصی، در حالی که خورشید و نسیم گرم،
  • تمام بدن شما را آرام می کند، قرار دارید.
  • تمام بدن شما هنگامی که از سوی احساس منفی
  • مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، شما را به حالت
  • جنگ برده و در نتیجه تنفس شما سریعتر و محدودتر
  • می شود. بنابر این به محض اینکه متوجه شدید که
  • چیزی منفی به درون ذهن و روح شما نفوذ نمود،
  • چندین بار کلمه “آرام” را در حالی که به صورت آهسته
  • و عمیق تنفس می نمائید با خود تکرار نمائید.

 

 

۲- شناسایی و پیدا نمودن علت ناراحتی خود:

                          

۳- به نظر مثبت به مسائل و محیط اطراف و
اطرافیانتان نگاه کنید

             

 

 

۴- قضاوت خود را متوقف کنید و از دیگران بپرسید.

       

۵- بیشتر معقول شوید.

             

۶- خودتان را بر اساس احساسات خود متهم نکنید.

             

۷- در صورت نیاز، در خود نفود نمائید.

              

۸- “احساس درد” را به سلامتی تبدیل و آن را احساس کنید.

            

۹- اقدامات مربوطه جهت رسیدن هر چه سریعتر
به آرامش را انجام دهید.

                        

۱۰- درخواست از یک دوست یا فامیل جهت
همراهی با شما در جهت رسیدن به آرامش.

احساس منفی 2

۱۱- نمی توانید احساسات را مخفی سازید،
آنها را بپذیرید و در جهت رفع آن برآئید.

         

۱۲- فکر نکنید احساسات برگشت پذیر نیستند.

           

۱۳- “مالکیت” احساستان را کاملاً در دست بگیرید.

               

۱۴-مجلات و نوشته ها، از احساس دور هستند.

              

۱۵- از بین بردن آنچه ذهن شما در این احساس
منفی به طور صریح به شما می گوید.

                     

۱۶- خود آموزی را نشان دهید. اما مراقب
احساس آرامش برای خود باشید.

                        

۱۷- از خودتان خارج شوید

               

۱۸-عادت به شکار احساس مثبت پیدا کنید.

              

۱۹- تنش خود را پایین بیاورید

              

۲۰- خودتان باشید.

             

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

                    

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

لنگر و موج 1

در مقابل موج، لنگر بیندازید

لنگر و موج 2
 در مقابل موج لنگر انداختن به چه معناست؟

          
چرا باید در مقابل موج های سهمگین، لنگر بیندازیم؟

                  
چرا اصولاً باید در مقابل موج باشیم؟

                                    
اینها و دیگر سئوالات، سئوالاتی است که در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) در زندگی حائز اهمیت

است و باید به این سئوالات پاسخ داد.

                     
زندگی از موج هائی تشکیل شده است که اگر نتوانیم

در آن موج ها تعادل خود را حفظ نمائیم، این موج ها

می تواند ما را در زندگی دچار تلاطم و کشمکش نماید.

              
لذا به نظر باید این مطالب را دانست و در جهت مواجهه

با آن اقدامات لازم را بعمل آورد.

           
در مرحله اول باید بدانیم که موج چیست و لنگر چیست؟

           
پس با ما همراه باشید.

                 

پیشنهاد می شود مقاله پرتگاه های زندگی خود

        

را به سکوی پرش تبدیل نمائید، را نیز مطالعه فرمائید.

                           

موج چیست؟

لنگر و موج 1
در تعریفی که در ویکی پدیا آمده است، موج عبارت است

از ارتعاش و نوسانی که اغلب حامل انرژی بوده و در فضا

یا فضازمان منتشر می‌شود.

              
موج‌های مکانیکی گونه‌ای از موج‌ می‌باشد که فقط در یک

محیط مادّی منتشر می‌شوند. انتشار این گونه موج‌ها به

دلیل انرژی های داخلی و براثر تغییر شکل محیط مادی

ایجاد شده است. این نیروها تمایل به بازگرداندن محیط

به حالت نخستین را دارند.

             
و در کل هر آشفتگی در محیط که در فضا منتشر می‌شود

و اغلب حامل انرژی است موج می‌گویند. برای تولید موج

نیازمند چشمه موج است و جابه جایی موج در محیط را

انتشار موج می نامند.

                                  

تولید موج

اگر سنگ کوچکی را در آب آرام استخر یا برکه ایی بیاندازیم،

در محل برخورد سنگ با آب، دایره ای تشکیل می شود

که شعاع آن به تدریج افزایش یابد، به عبارت دیگر در سطح

آب «تک موجی» تشکیل می شود که به صورت دایره به

همه ی جهت ها منتشر می شود.

                  
ما در این مقاله، کلیه مسائل و مشکلات و مواردی که

گریبانگیر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) می شود را موج

تعریف می نمائیم، زیرا که هر یک می تواند زندگی

گنجینه های نیروی انسانی را دچار تلاطم نماید.

                

لنگر چیست؟

لنگر و موج 3
و باز بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا آمده است،

لنگر عبارت است از لَنگَر ابزاری است که برای اتصال

کشتی یا قایق به نقطه‌ای از کف دریا بکار می‌رود تا

از حرکت شناور مذکور جلوگیری کند.

         
پس همانگونه که در تعریفی که ویکی پدیا از لنگر دارد،

این وسیله ابزاری است برای کنترل شناور و کشتی در

روی دریا، که از حرکت شناور و کشتی جلوگیری نماید و

آن را در یک محل نگه می دارد.

             

چرا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نباید

به همراه موج حرکت نمود؟

لنگر و موج 5
بر اساس تحقیقات به عمل آمده و به علت اینکه بعد

از ابلاغ حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)، درآمد به نصف

تا یک سوم تقلیل می یابد و فرد اگر تخصصی نداشته

باشد، لاجرم مجبور به خانه نشینی می گردد، لذا موارد

و مسائل مختلفی در زندگی برای پیشکسوت(بازنشسته)

بوجود خواهد آمد.

           
بعضی از این مسائل و مشکلات، می تواند تا حدی،

زندگی این عزیزان را دچار تلاطم و ناآرامی نماید.

           
اگر این مسائل و مشکلات جزئی باشند که باید بلافاصله،

با درایت و مدد از خدای متعال و استفاده از تجارب عمر

گرانبهای خود، آنها را در سریعترین زمان ممکن، حل و فصل

نمود و آرامش، شادی و نشاط را به زندگی دوم خود،

مجدداً وارد نمود.

              
اما اگر این موج ها، به مانند موج های سهمگین هوای

طوفانی دریا باشد:

            
مثل مرگ عزیزان، ورشکستگی، برگشت چک های فراوان

و … اکثر حوادث ناگواری که به علت های مختلف در این

دوران برای زندگی گنجینه های نیروی انسانی بوجود می آید.

و احساسات شدید منفی را در این عزیزان بر می انگیزد.

               
در چنین شرایطی عقل سلیم حکم میکند که تا حد امکان از

همراه شدن با موج بدلیل اینکه مشخص نیست که این

موج ها، زندگی را به کجا خواهد برد، خوددداری نموده و در

این زمان، لنگر زندگی را انداخته و زندگی را بصورت موقت،

ساکن نمود و اجازه ندهیم که زندگی از محل فعلی، بصورت

غیر ارادی، جابجا گردد.

             

مقاله کنار آمدن با رویدادهای زندگی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

   لنگر و موج 4          

تا در یک فرصت مناسب و پس از کمی فروکش کردن،

این موج و با درایت لازم، بتوانیم آثار و تبعات ناشی از

این موج را نیز، به خوبی برطرف نموده و زندگی شاد و

با نشاط را مجدداً ادامه دهیم.

            
احساسات ناگوار، مثل ترس و خشم، دقیقاً مانند موج

هستند، جزر و مد موج های دریا را تصور کنید، از دریا بالا

می آید، ما را می بلعد و اغلب پیش از آنکه متوجه شویم

ما را از ساحل دور می کند.

          
ممکن است از شنیدن این موضوع تعجب کنید، اما زمان

و مکانی برای این اتفاق وجود دارد.

           
می خواهید بدانید چرا؟ چون بدون توجه به سهمگین

بودن این موج ها، آن ها نمی توانند ما را غرق کنند.

            
وقتی مدت زمانی می گذرد، و حالت روحی کمی پایدار

می شود، زمانی که یک گام به عقب برمی داریم و با

دقت و کنجکاوی به این موج ها نگاهی می اندازیم.

             
وقتی شبیه آسمان، پهناور و وسیع می شویم و مسئله

خود را بالا می نگریم، وقتی شبیه آسمان، پهناور و وسیع

می شویم و مسئله خود را از بالا می نگریم، می دانیم

که درست مانند موج های اقیانوس که در آمد و رفت

هستند، می توانیم برای این احساسات، هر چند دردناک،

فضائی ایجاد نمائیم و اجازه دهیم در وجودمان آمد و شد،

کنند.

         
می توانیم این کار را با محکم نگه داشتن خود در جایمان

بوسیله انداختن لنگر، انجام دهیم تا اسیر امواج نشویم.

           

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) در مقابل موج لنگر انداخت؟

لنگر و موج 6

اجرای این کار زمان زیادی از شما نخواهد برد
کافی است پاهایتان را محکم به زمین فشار دهید

و ستوان فقرات خود را صاف کنید.

     
همزمان با انجام این کار، نفس عمیق و آرام بکشید.

           
به اطراف خود نگاهی بیندازید و به پنج موردی که

می توانید ببینید دقت کنید.

                
با دقت گوش دهید و به پنج موردی که می توانید

بشنوید دقت کنید.

            
دقت کنید کجا و در حال انجام چه کاری هستید.

            

این تمرین کوتاه را می توانید در هر کجا و در هر زمانی

که خواستید انجام دهید، این تمرین فوراً ما را به لحظه

حال باز می گرداند تا مشغول زندگی خود شویم و روی

کاری که انجام می دهیم، تمرکز کنیم.

             
اگر بتوانیم این آگاهی ارزشمند را از محیط اطراف،

اقدامات و احساسات خود حفظ کنیم، می تواند

کمک کند در زمان فروکش کردن موج، در جای خود

محکم بمانیم.

        
این تمرین نیز، مانند تمامی تمرین های دیگر ذهن

آگاهی، کاملاً می تواند به دست خود شما اصلاح

شود. برای مثال می توانید بایستید و کش و قوس

به بدن خود بدهید، و در همان حالت کش و قوس

باقی بمانید و حس کنید عضله هایتان کشیده

می شود.

                     
یا می توانید کف دست های خود را به شدت به هم

فشار دهید و به انقباض ماهیچه های گردن، دست ها

و شانه های خود دقت کنید، یا می توانید دست های

خود را به شدت به دسته صندلی فشار دهید. یا محکم

پشت گردن و جمجمه خود را ماساژ دهید.

                
سپس با استفاده از این احساسات فیزیکی به عنوان لنگر،

گوش های خود را تیز کنید و با دقت به دنیا گوش دهید.

                 
دقت کنید چه چیزهائی می توانید ببینید، بشنوید،

لمس کنید، بچشید و استشمام کنید، دقت کنید کجا

هستید و چه کاری انجام می دهید و همه این تمرین ها

را می توانید با هر مقدار که مایل بودید انجام دهید.

                   

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

          

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

مفهوم شخصی از خود 1

مفهوم شخصی از خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مفهوم شخصی از خود 3

مفهوم شخصی را میتوان بدین صورت توضیح داد

که به هر یک از عزیزان پیشکسوت که نظاره می کنید،

هر یک خصوصیت و شخصیت خاص خود را دارد و هر

یک بنا به مفهومی که از خود دارد، با ظاهرهای متفاوت،

افکار و رفتارهای متفاوت در جامعه هویدا می شوند.

            

حال این ظاهر شدن ها، چرا با یکدیگر تفاوت دارد،

موضوع این مقاله است.

          

با ما همراه باشید.

               

پیشنهاد می شود مقاله مهربان بودن با خود در

    

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

        

را نیز مطالعه فرمائید.

             

 

مفهوم شخصی چیست؟

مفهوم شخصی از خود 2

مفهوم شخصی از خود، همان چیزی است که شما در

مورد خودتان به آن معتقد هستید و هر آن چیزی که شما

در مورد خودتان به آن باور داشته باشید، دقیقاً شخصیت

و روحیات شما را می سازد و شما همان چیز خواهید شد.

          

این مفهوم هم می تواند به صورت مثبت و هم به صورت

منفی در وجود شما به کار گرفته شود.

          

این شما هستید که انتخاب می کنید، کدامیک از این

دو مفهوم برای شما کاربرد داشته باشد.

         

 

 

چرا مفهوم شخصی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

مفهوم شخصی از خود 4

مفهموم شخصی از آن جهت در کل زندگی و چه بسا

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از اهمیت بی شماری

برخوردار است، زیرا که می تواند منش، شخصیت، موفقیت

و کلاً جسم و روح شما را بسازد.

          

شما دقیقاً همان چیزی می شوید که باور دارید.

             

اگر باور دارید که جسم تان نحیف شده است و دارید

روزهای آخر زندگی خود را سپری می نمائید، دقیقاً

جسم نیز آماده اجرای فرامین دریافتی از ذهن و مغز

شما می باشد و بدین صورت، شما را بسیار نحیف و

نزار و اندامهای شما را ضعیف و ناکارآمد می نماید و

چه بسا، آلزایمر را نیز به سوی شما فرا بخواند.

 

          

مقاله سن تنها یک عدد است. را از دست ندهید.

         

اما اگر باور داشته باشید که سن تنها یک عدد است

و نمی تواند شما را مغلوب خود سازد و شما همچنان

در اریکه قدرت و شوکت قرار داشته و کلیه موفقیت ها

را می توانید کلید بزنید، جسم همانند مرحله قبل، فقط

آماده اجرای فرامین شما است، و نمی تواند درست یا

غلط آن را ارزیابی نماید، ولی به درستی شرایطی را

فراهم می آورد که شما بتوانید همان قدرت و شوکت

سنین جوانی را در سنین بالا نیز تجربه کرده و

موفقیت های گوناگون و تعجب برانگیز برای دیگران

(چون برای خود شما، این امر بدیهی بوده است)

را بدست آورید.

           

باز هم این انتخاب شماست، باور جسم نحیف و ناکارآمد،

یا باور جسم قوی و کارآمد؟

                  

           

 

چگونه می توان مفهوم شخصی خوب و زیبائی

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از خود داشت؟

مفهوم شخصی از خود 5

حال که به اهمیت مفهوم شخصی در زندگی و بخصوص

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) واقف شدیم، باید

خود مفهوم شخصی متفاوتی از آنچه در قبل داشتیم،

ساخته و آن را مجدداً بازسازی نمائیم.

            

حال بازسازی این مفهموم شخصی به چه صورت

می تواند باشد؟

             

  • نسبت به تجربه چیزهائی که پیش از این به هر طریقی
  • شما را محدود می کردند، دید بازی داشته باشید. این
  • جمله را به خاطر بسپارید: من هیچ گونه محدودیت و
  • مرزی برای چیزهائی که می خواهم انجام دهم ندارم،
  • از همین حالا از آنها استقبال می کنم.

                         

                

  • اجازه دهید که خودتان از آن واقعیت غیر فیزیکی وجودتان
  • آگاه شود. فکرتان را به سراغ فرشتگان و صاحبان و مالکان
  • این کائنات ببرید. شما می دانید که می توانید به راهنمائی
  • کسانی که پیش از این زندگی کرده اند، دسترسی داشته
  • باشید. وقت خود را صرف مراقبه کنید تا از این طریق به
  • حسّ پرواز در سطوح بالاتر شعور و آگاهی دست یابید.

                  

                  

  • هر زمان که دچار ناراحتی و نگرانی و غم و اندوه می شوید،
  • سعی کنید به پشت سر گذاشتن احساساتتان فکر کنید و
  • این افکار ناخوشایند را کنار بگذارید.

                  

                 

  • به جای آنکه به سراغ جریان بی پایان افکار خود بروید و
  • یکی را انتخاب کنید، این کار را تا جائی ادامه دهید که
  • فکری را که احساس خوبی در شما پدید می آورد، انتخاب
  • کنید. مدت زمانی طول نمی کشد که خودتان را به خاطر
  • افکار خوشایندی که در ذهن خلق کرده بودید، سرزنش می کنید.   

    اگر این مقاله برای شما مفید بود،

  •  آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

بردن بازی 3

برای بردن بازی میکنید یا برای نباختن؟

بردن بازی 1

برای بردن بازی میکنید یا برای نباختن؟ این سئوالی

بود که یکی از اساتید در کلاس درس، از دانشجویان

پرسید.

همانجا به این فکر افتادم که اگر ما صرفاً برای نباختن

بازی کنیم خیلی از فرصت های برد را از دست میدهیم.

        

این در زندگی نیز مصداق بسیار زیادی دارد، تعداد زیادی

تنها زندگی را برای اینکه روزگار بگذرانند، زندگی میکنند.

       

اما تعدادی دیگر، زندگی می کنند که در زندگی موفق باشند.

     

در این مقاله بر آنیم که به بردن بازی، نگاه جدیدی بیندازیم.

         

پس با ما همراه باشید.

          

پیشنهاد می شود مقاله بازیگر یا تماشاگر بودن

     

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

       

را نیز مطالعه فرمائید.

               

           

بردن بازی چیست؟

بردن بازی 4

بردن بازی، یعنی کارهائی در بازی انجام دهی

که بازی در نهایت به نفع شما به اتمام برسد.

         

در بعضی موارد تعریف «بردن» بسیار ساده است

مثلاً در یک مسابقه بسکتبال کسی که بیشترین

امتیاز نهایی را کسب کرده است برنده است.

ولی در زندگی واقعی تصمیم گرفتن برای برنده

بودن چندان ساده نیست.

           

 

برای بسیاری برنده بودن به معنای داشتن پول یا

ثروت زیاد است. اما بعضی افراد برنده بودن را در

عمر دراز می دانند. و افرادی هم می خواهند تمام

عمر خوش تیپ و سالم باشند. بعضی شادی و

بعضی خوش گذرانی را بردن می دانند.

        

 

نباختن چیست؟

تماشاگر یا بازیگر بودن 3

بازی کردن برای نباختن، به آن معنا است که به

صورتی بازی کنیم که حداقل بازنده نباشیم و تنها

به بازی اکتفا کنیم، در بعضی از بازیها مثل فوتبال

(نه در نهائی) می توان بصورتی بازی کرد که نتیجه

مساوی شده و هر یک امتیازها را تقسیم نمایند.

             

اما در مسابقه ای مثل والیبال یا بسکتبال، این امر

محال است، زیرا بالاخره یکی از دو طرف، با گرفتن

امتیاز بیشتر، موفق به برد می شود.

        

در زندگی نیز، تعدادی از افراد تنها برای اینکه زندگی

خود را به پایان برسانند و این مسیر پر فراز و نشیب

را تنها بدون مسئله طی نمایند، روزگار خود را

می گذرانند.

            

 

چرا برای بردن بازی کردن در دوران پیشکسوتی

        

(بازنشستگی) مهم است؟

بردن بازی 2

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) زندگی کردن

تنها برای گذران زندگی می تواند، آسیب های جبران

ناپذیری بر روح و روان و در نتیجه جسم فرد وارد نماید.

            

با بعضی از عزیزان پیشکسوت که مذاکره می نمودم،

آنها اعلام می داشتند که تنها در حال گذران زندگی

هستند بدون هیچ هدف و انگیزه ای. و این می تواند

کم کم آن ها را به سمت گرفتن بیماری افسردگی

سوق دهد.

            

در مقابل افرادی هستند که به محض ورود به دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) مثل اینکه تازه برای

شروع زندگی، شلیک انجام شده است و آنها به

سمت هدف از پیش تعیین شده توسط خودشان،

با سرعت پیش می روند و هر لحظه، پله های موفقیت

را یکی پس از دیگری پشت سر می گذرانند و کم

نیستند چنین افراد کوشا و بی نظیری که برای خود

هدفهای جدید و قابل دستیابی دارند و در جهت

رسیدن به آن اهداف حرکت می نمایند.

          

اگر در زندگی تنها برای نباختن به میدان بروید،

مطمئن باشید که بالاخره، زندگی نیز از یکی از

فرصت های به وجود آمده استفاده لازم را برده

و به شما صدمه خواهد زد، لکن اگر شما مثل یک

برنده به میدان زندگی وارد شوید و همیشه به

سمت زندگی یورش ببرید، در نهایت در یکی از

یورش ها، می توانید، به اهداف خود دست یافته

و برد و موفقیت خود را در زندگی تضمین نمائید.

             

            

مقاله رسیدن به آرزوها در دوران پیشکسوتی

      

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

             

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

      

(بازنشستگی) برای بردن بازی، زندگی کرد؟

بردن بازی 5

بزرگترین و مهمترین قاعده این بازی، داشتن هدف

و زندگی با برنامه است، زیرا با داشتن هدف،

دیگر به زندگی اجازه یورش به طرف خود نخواهید داد.

        

بهترین حالت این است که برای خود هدف تهیه نموده

و برای هر روز یا هفته خود، برنامه ریزی نمائید.

           

سعی نمائید در هر روز، تنها و تنها با خود مسابقه دهید،

و هر روز از خود یک قدم فراتر روید. و تلاش نمائید که

هر روزتان، از روز قبل بهتر و بالاتر باشید.

        

قواعد بازی در کتاب الهی پیر شی، آمده است،

با مطالعه آن می توانید از قواعد بردن بازی، مطلع شده

و در جهت رسیدن به اهداف خود قدم بردارید.

       

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

 

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

مهربانی با خود

مهربان بودن با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مهربانی با خود 2

مهربان بودن را هر فردی، مدعی است که خود مهربان

است، و با دیگران به مهربانی رفتار می نماید.

           

در اینجا یک سئوال مطرح است و آن این است که

مهربانی که هر فردی به زبان می آورد، دقیقاً همان

مهربانی است که دیگران می خواهند.

         

یا فراتر از آن برویم، در اصل مهربانی چیست؟

          

مهربانی با خود چیست؟ که بتوان از طریق آن به مهربانی

با دیگران دست یافت.

       

ما در این مقاله بر آنیم به این مقوله نگاهی تازه بیندازیم

و این مهربانی را مورد بررسی قرار دهیم.

 

با ما همراه باشید.

        

پیشنهاد می شود، مقاله احترام به خود در دوران

           

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.

           

مهربان بودن چیست؟

مهربانی با خود 1

مهربانی در ویکی پدیا به مجموعه اعمال و رفتاری گفته

می‌شود که حاکی از ایثار، مدارا، قدرشناسی و احترام

به دیگران است. مهربانی در بسیاری از فرهنگها و ادیان،

ارزش به شمار می‌آید.

         

و مترادف های مهربانی: تولا، حفاوت، آزرم، خوش خلقی،

دوستی، شفقت، عاطفه، عطوفت، عنایت، گرم سری،

لطف، محبت، مرحمت، نوازش، نیکویی

            

نتایج پژوهش ها نشان داده است که اغلب مردم مهربانی

را یکی از مهم‌ترین صفات انسان‌های خوب می‌دانند.

روان‌شناسان مهربانی را توجه‌کردن و ارزش‌دادن به دیگران

و یاری دادن آنها بدون در نظرگرفتن منفعت شخصی

تعریف کرده‌اند.

             

مهربانی جزو ویژگی های ذاتی انسان است. انسان با این

ویژگی به دنیا می آید، اما با توجه به شرایط زندگی

بعضی ها بیشتر مهربان هستند و بعضی ها کمتر.

           

 

یک مَثَل قدیمی هم هست که می‌‌گوید “از هر دست

بدهی، از همان دست می‌گیری”. به نظر می‌آید آنها

که مهربان‌ترند شادترند! خیلی از روان‌شناسان می‌گویند

مهربانی در درمان افسردگی هم تأثیر دارد. چون آدم‌های

مهربان وقت خود را به یاری‌دادن دیگران می‌گذرانند،

احساس خوشایندی در خود دارند که باعث می‌شود

کمتر افسرده شوند.

 

           

پیشنهاد می شود، مقاله زندگی خوب در پیشکسوتی

         

(بازنشستگی) را نیز از دست ندهید

              

چرا مهربان بودن با خود، دردوران پیشکسوتی

  

(بازنشستگی) مهم است؟

مهربانی با خود 5

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بخاطر شرایط خاصی

که بعضی از افراد در این زمان دارند، اطرافیان سعی

می کنند که به آنها محبت نمایند و یکسری از کارهای

آنان را برایشان انجام می دهند.

           

لکن متأسفانه این اطرافیان مهربان، به این مسئله توجه

نمی نمایند که ما اگر کارهای خود را انجام ندهیم، و از

بعضی از اعضاء بدن خود استفاده ننمائیم، آن عضو، بعد

از مدتی، از دسترس ما خارج و بی حرکت خواهد شد.

               

در یکی از روزها در مراسمی، زمانی که عزیز پیشکسوتی

(بازنشسته) می خواست کفش های خود را بپوشد،

پسر این عزیز، خم شده و کفش های این پیشکسوت

(بازنشسته) را به پایش نمود و بعد از آن بندهای کفش

را نیز بست.

            

من در آنجا مشاهده کردم که این پیشکسوت(بازنشسته)

گرامی، بدون اینکه تلاشی برای پوشیدن کفش خود بنماید،

صرفاً ایستاده که دیگران کار او را انجام دهند.

        

فقط یک مسئله است که باید مورد توجه اکید این عزیزان

قرار گیرد و آن این است که شاید این گنجینه های گهربار

نیروی انسانی، مثل زمان جوانی نتوانند به همان سریعی،

کارهای خود را انجام دهند، لکن می توانند همان کار را

به صورت آهسته تر انجام دهند، ولی با دقت بیشتر.

       

پس اگر برای شما مقدور است، اجازه ندهید، فردی انجام

کارهای شما را به عهده گیرد.

          

مقاله خدمت به خود در دوران پیشکسوتی

         

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

                 

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی

               

(بازنشستگی) با خود مهربان بود؟

مهربانی با خود

چیزی که در این بند بسیار حائز اهمیت است، این است

که در این مرحله در ابتدا فقط خودتان را ببینید و از دیدن

دیگر افراد، خودداری نمائید.

      

ایمان و توکل بر خدا: اگر ما به خدای خالق و متعال

ایمان داشته باشیم، می دانیم که او این بدن را برای

انجام تکالیفمان در اختیارمان قرار داده است و باید به

نحو احسن از آن محافظت و نگهداری نمائیم.

            

لبخند فراموش نشود: برای شروع در هر کاری، بعد از

توکل بر خدا، لبخند می تواند بزرگترین محبتی باشد که

شما نسبت به خود به روا می دارید.

              

تشکر و شکرگزاری: شما برای هر کار ساده ای که

فردی یا شخصی برای شما انجام دهد، بلافاصله از او

تشکر می نمائید، اما چگونه است که از خدای بزرگ

برای خلقت خود، و از اعضاء بدن خود(تک تک) برای

انجام اعمال و وظائف محوله و نیز همیاری با شما

برای گذران عمر، تشکر نمی کنید.

   

چه زیبا است که با انجام هر کاری، بالا رفتن از پله،

دیدن مناظر زیبا، گوش کردن به موسیقی ها و صوت های

زیبا، چشیدن مزه های خوب و … از تک تک اعضاء بدن

خود، تشکر کنیم.

        

و بسیار خوب و پسندیده است، که هر شبانه روز،

خود را چندین بار در بغل گرفته و دستان محبت آمیز

را بر بدن خود نیز بکشید.

    مهربانی با خود 3       

مراقبت از تک تک اعضاء بدن: همانگونه که باید از

تک تک اعضاء بدن تشکر نمائیم، همانگونه نیز باید

نسبت به مراقبت از این اعضاء گرانبها، نیز توجه لازم

مبذول داریم، مثلاً کلیه را تا می توانید باید با دادن آب،

سیراب نگه دارید، یا ماهیچه ها را با ورزش های روزانه

سرحال نگه دارید، یا چشمان را با ورزش های چشم،

همیشه بینا نگه دارید و …..

             

قضاوت کردن را کنار بگذارید: اگر بتوانید این خصیصه

نامطلوب که متأسفانه در اکثر افراد وجود دارد، را در

خصوص بقیه کنار بگذاریم، می توانیم آرامش بسیار

زیادی را به خودمان هدیه کنیم.

      

همیشه آراسته و خوش تیپ باشید: همیشه از

بهترین پوششها استفاده نمائید و معطر و خوش بو باشید،

حتی اگر کسی در کنارتان نباشد، چون این موارد، همگی

بر وجود شما تأثیر گذار خواهد بود.

            

جشن گرفتن بعد از هر پیروزی: بسیار مهم است که

بعد از انجام هر فعالیت اثربخشی، برای خود جشن

باشکوهی بگیرید و خود را سورپرایز نمائید، زیرا این شما

بودید که این موفقیت را به دست آوردید.

         

              

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

         

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

تماشاگر یا بازیگر بودن 1

بازیگر یا تماشاگر بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

تماشاگر یا بازیگر بودن 1

بازیگر یا تماشاگر بودن در زندگی و مخصوصاً در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند

تعیین کننده وضعیت زندگی شما در این دوران

می باشد.

       

در سمیناری که در خدمت یکی از اساتید به نام وطن

عزیزمان (استاد دکتر علیرضا سلیمی)بودیم،

ایشان به خوبی فرق بازیگری و تماشاگر بودن در

زندگی را بیان فرمودند.

         

من هم با کسب اجازه از محضر این استاد فرهیخته،

صلاح را بر آن دیدم که از آن در جهت، عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) استفاده لازم را بنمایم.

            

چرا در یک زمین مسابقه، ۱۰ نفر بازی می کنند

و ۱۰۰ هزار نفر تماشاگر وجود دارد؟

         

چرا یک برنامه تلویزیونی، ۵ بازیگر دارد و

۵۰ میلیون نفر تماشاگر؟

         

چرا اکثراً ما فقط دوست داریم، موفق ها را ببینم

و تشویق کنیم؟

              

ما در این مقاله بر آنیم که به مقوله بازیگری

و تماشاگری در زندگی و مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) نگاهی دیگر بیندازیم.

        

پس با ما همراه باشید.

                

پیشنهاد می شود، مقاله فرصت ها مثل ابر

         

سریع می گذرند را نیز مطالعه فرمائید.

              

تماشاگر بودن به چه معناست؟

تماشاگر یا بازیگر بودن 2

تماشاگر در لغت نامه دهخدا به معنای نظاره گر

و بیننده معنی شده است.

    

تماشاگر کسی است که تنها نظاره گر، بقیه افراد

هستند که مشغول کار و تلاش و فعالیت هستند.

          

تماشا تنها تماشای فیلم نیست، تماشای بازی نیست،

تماشای تمام چیزهائی است که دَربِدَر به دنبالش

هستید(مثل سلامتی، عرفان، خانه های گرانقیمت،

ماشین های گرانقیمت و ….)

        

متأسفانه حدود ۹۹% افراد هر جامعه، تماشاگر هستند.

              

 

بازیگر بودن به چه معناست؟

تماشاگر یا بازیگر بودن 3

بازیگر در لغت نامه معین، به معنای ۱ – هنرپیشه .

۲ – بازیکن . ۳ – مجازاً نیرنگ باز، فریب کار. آورده

شده است.

          

و به ۱% افرادی اطلاق می گردد که خواستند

و به اهدافشان رسیدند

  

و از مسیر نیز لذت کافی برده، و بهای رسیدن

به خواسته را نیز پرداختند.

       

یک نکته اصلی این است که بازیگر بودن بسیار سخت است.

 

                

مقاله دنبال مروارید درون خود باشید را از

دست ندهید

              

چرا دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای

تماشاگر بودن، باید بازیگر زندگی خود باشیم؟

تماشاگر یا بازیگر بودن 5

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که عده ای،

عقیده دارند، شرایط برایشان کمی سخت تر و

متفاوت تر میگردد، گنجینه های نیروی انسانی

می بایست به جای اینکه تماشاگر باشند که ببینند

دیگران و بقول خودشان روزگار، چگونه ایام را برایشان

برنامه ریزی می نماید، خود باید دست به کار شده،

و آینده خود را بسازند.

            

در این راه باید مهارت آموخته و با تمرین، بجای اینکه

تنها تماشاگر، باشند، خود به یک بازیگر ماهر و قهار

تبدیل گردند که بقیه آرزوی دیدن بازی زندگی این

فرهیختگان را داشته باشند.

                

 

 

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بازیگر زندگی خود باشیم؟

سالمند 18

همانگونه که می دانید، هر فردی با یک اثر انگشت

متفاوت به دنیا آمده که در کل دنیا، بی نظیر و

تک است. و باز هم بد نیست که بدانیم که هر

شخصی، استعداد خاصی نیز دارد، که آنهم در

کل دنیا بی نظیر است و مقرر است که هر کدام

از ما، آن استعداد را یافته و در آن استعداد، تک و

منحصر به فرد گردیم.

            

همانگونه که میدانید هر بازیگری با خصلتی معروف

و شناسائی می گردد:

            

هر بازیگر، با چیزی معروف می شود:

نیوتن با نگاه متفاوتش شناخته می شود

رونالدو با فوتبال شناخته می شود

حافظ با اشعارش شناخته می شود

شجریان با صدایش شناخته می شود

شما با چه چیزی شناخته می شوید؟

               

راه کارهای رسیدن به بازیگری در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

تماشاگر یا بازیگر بودن 4

در ابتدا باید از قبول چیزهائی که ندارید، و

پذیرفته اید، سرباز زنید.

           

چرا قبول می کنید که سلامتی ندارید؟

       

چرا قبول می کنید که عرفان ندارید؟

       

چرا قبول می کنید، آن خانه/خودرو/… را ندارید؟

             

چون قبول کردید، که آن چیز را ندارید، به آن دست

نخواهید یافت و خود را مستحق آن نمی دانید.

              

لکن اگر نداشتن ها را قبول نداشته و بجای آن

داشتن ها را باور داشتید، و باور داشته باشید که

سلامتی را دارید، هر چند که شاید در بعضی از

اعضاء، مسائلی وجود دارد، لکن هنوز سلامتی

هست. پس باورش داشته باشید و شروع به

تغییر شرایط به سود خود نمائید.

        

شما باید بتوانید از مغزتان که تنها وظیفه اش

سلامتی و نگهداری شما است، به خوبی استفاده

نمائید، زیرا که مغز شما کاملاً هوشمند است.

         

هر که بتواند آگاهی خود را بالاتر ببرد، به خوبی

می تواند از توانائی های خود بهینه تر استفاده نماید.

  

پس تا میتوانید نسبت به کسب مهارت استفاده از

تمام امکانات خود اقدام نموده و داشته هایتان را

بیشتر از نداشته هایتان قبول داشته باشید.

       

و برای رسیدن به هر هدفی، حتماً بهای آن را نیز

پرداخت نمائید.

         

بها، لزوماً وجه نقد، نیست، زمان، وقت، امکانات

و … را نیز بعنوان بهاء هر هدفی می توان در نظر گرفت.

           

              

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

          

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

شروعی دوباره 1

مقاومت و رشد دوباره در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

شروعی دوباره 1

مقاومت و رشد دوباره مسئله ای است که می تواند

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)، گنجینه های

نیروی انسانی را به قله های رفیع موفقیت برساند.

             

امروز در موقع برگشت به خانه، با راننده ای آمدم که

علیرغم داشتن لیسانس گردشگری، به شغل رانندگی

مشغول بود، و وقتی که از او علت را پرسیدم،

ایشان علت اصلی اشتغال فعلی خود را، ورشکستی

در شغل قبلی(آژانس مسافرتی) و عدم امکان لازم جهت

شروع مجدد آن شغل بود.

           

زمانی که بیشتر با او هم صحبت شدم، متوجه این

مسئله شدم که ایشان با یک شکست که در زندگی

کاری خود تجربه نموده است، دیگر یارای برخاستن و

مبارزه جدید را ندارد.

         

و با همان شکست اولیه، بقول معروف قافیه را باخته و

منتظر آن است که روزگار برای او، زندگی را برنامه ریزی

نموده و تنها ایشان، بازیگری باشد که برای برنامه های

روزگار نقش آفرینی می نماید.

          

به خاطر همین، در این مقاله به دنبال بررسی مقاومت

و رشد دوباره در زندگی، و مخصوصاً در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) می باشیم.

          

با ما همراه باشید.

          

پیشنهاد می شود، مقاله فرصت ها مثل ابر

        

می گذرند را نیز مطالعه فرمائید.

         

             

مقاومت چیست؟

           

مقاومت در فرهنگ معین به ایستادگی و پایداری کردن،

معنا شده است. و معنای آن است که در مقابل فشارها

و نواقص، دردها و رنج ها باید ایستادگی نمود و پایدار بود.

              

 

رشد دوباره چیست؟

 شروعی دوباره 2         

رشد دوباره، به معنای آن است که در یک مرحله که

از رشد، بازمانده بود، به هر علتی، مجدداً رشد آغاز

شده و مراحل جدید، را تجربه نماید.

         

این مرحله در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می تواند، شروع موفقیت های جدید و مراحل

جدید زندگی باشد.

            

 

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

      

مقاومت نمود؟

شروعی دوباره 4

در مصاحبه با بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)،

آنان از افزایش فشارها، مسائل و مشکلات در این دوران،

صحبت به میان می آوردند. و سئوال اساسی این است،

که در این مواقع، چندین انتخاب پیش روی هر فردی

می باشد.

          

  1. پذیرش فشار و مشکل، و منتظر افزایش فشار بودن،
    بدون هیچ گونه فعالیت و عملکردی. 
    این دقیقاً در
    مراحل شخصیت شناسی، به شخصیت های معصوم،
    لقب گرفته که افرادی که تنها منتظر هستند که از
    اطراف، مسئله ای اتفاق بیفتد و همچنان نظاره گر
    می مانند، بدون اینکه فعالیتی برای کم کردن،
    یا بیرون رفتن از زیر فشار مسائل و مشکلات،
    انجام دهند.
     
  2. پذیرش فشار و مشکل، و مقاومت در برابر آن:
    این مرحله می تواند در دوران پیشکسوتی
    (بازنشستگی) علاوه بر اینکه اعتماد به نفس
    پیشکسوت(بازنشسته) را به همگان، ثابت کرده،
    و هم زمان با مقاومت، مطمئناً یا فشارها کاهش
    می یابد، و یا می توان از همان مسئله و مشکل،
    یک راه حل خوب و زیبا کشف نمود.
     

                   

مقاله کنار آمدن با رویدادهای زندگی در دوران

        

پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید

           

مقاومت در دوران پیشکسوتی

        

(بازنشستگی)؟

شروعی دوباره 5

وقتی مشکلات فرا می‌رسند و زندگی سخت می‌شود،

برنامه عملی زیر راهی عالی است که کمکتان می‌کند

همچنان پیش بروید و قوی بمانید:

          

                    

فراموش کنید: فرد ضعیف به گذشته خود می‌چسبد

و نمی‌تواند جلو برود درحالیکه یک فرد واقعاً قوی تصمیم

می‌گیرد که فراموش کند و راهی دیگر برای رسید به

چیزی که می‌خواهد پیدا کند.

                

خود را آموزش دهید: هر مشکل جدیدی که با آن

برخورد می‌کنید، ممکن است به دانشی بیشتر از آنچه

دارید نیاز داشته باشد. برای اینکه در زندگی واقعاً قوی

باشید، باید بتوانید علم و آگاهی لازم برای حل

مشکلاتتان را به دست آورید.

                      

سیستم اعتقادی خود را اصلاح کنید: وقتی باور

داشته باشید که می‌توانید کاری را انجام دهید، هیچ

چیز نمی‌تواند جلو شما را بگیرد اما مشکل اینجاست

که نمی‌توانید قبل از اینکه از شر افکار و اعتقادات

محدودکننده خود خلاص شوید، چنین باوری پیدا کنید.

 

                       

فرار نکنید: نمی‌توانید با فرار کردن از مشکلاتتان،

قوی شوید. خودتان را گول نزنید. گاهی اوقات ذهنتان

یک راه فرار برایتان فراهم می‌کند که کمکتان می‌کند

بدون احساس گناه از مشکلتان فرار کنید. مثلاً بعضی

از کسانیکه از زندگی احتماعی می‌ترسند، به اینترنت

اعتیاد پیدا می‌کنند و دلیل آن این نیست که اینترنت

را دوست دارند، دلیل آن این است که به آنها کمک

می‌کند بدون اینکه حس بدی پیدا کنند، از

مشکلشان فرار کنند.

                  

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

      

(بازنشستگی) شروعی دوباره را تجربه نمود؟

شروعی دوباره 3

وقتی توانستید در مقابل مشکلات پایداری و مقاومت

نمائید، گام اصلی را برداشته اید، و سپس با گام های

بعدی، شروع مجدد را تجربه نموده و موفقیت های

جدیدی را برای خود به وجود آوردید:

    

ورزش را فراموش نکنید: در هر شرایطی ورزش

می تواند، به شما انگیزه لازم برای هر کار و فعالیتی را بدهد.

       

 شروع مجدد به معنی پذیرش شکست نیست:

شروع مجدد همیشه به این معنی که ما بپذیریم هر

آنچه تا کنون انجام داده ایم غلط بوده نیست بلکه راهی

است برای خارج شدن از روزمرگی و تبدیل شدن به یک

ماشین کوکی که روزها را یکی پس از دیگری و مثل روز

قبل ادامه می دهد بی آنکه انگیزه و هدفی داشته باشد.

             

هر چیز جدیدی لزوماً بد نیست: هیچ یک از ما لحظه

تولدمان را به خاطر نداریم بعد از ۹ ماه زندگی دریک

بستر گرم و نرم که همه احتیاجات ما را برآورده می کرد،

ناگهان پا به جهانی گذاشتیم که نسبت به آن جاهل

بودیم و بی دفاع. شروعی مجددی که با گریه و زاری

شروع شد . اما این روزها برای حفظ سلامتی و چند روز

بیشتر در این دنیا کارهای زیادی می کنیم پس شروع

مجدد همیشه ام بد نیست.

               

 

همیشه آخرش سخته: آخر هرچیزی سخت است

درست است که یک جمله کلیشه ای شده اما حقیقت

این است که آخر هر چیز دشوار است اما این به معنی

غیر ممکن نیست. ما همیشه چیزهای ارزشمند را در

چالش ها و سختی ها به دست می آوریم.

                     

 

خواستار شروع باشید : اگر روزگار و شرایط شما

را مجبور کرده از نو شروع کنید و در نقطه حساسی

از زندگی تان قرار گرفته اید بر این نکته تاکید دارد که

شما باید قلبا خواستار تغییر و شروعی تازه باشید.

قبول وضعیت موجود از مشخصات و ویژگی های

انسان های باهوش است.

             

 

 برای شروع دوباره لازم نیست زندگی تان

را شخم بزنید:  شروع دوباره به معنی ویران کردن

داشته های کنونی ما نیست برای شروع دوباره از

چیزهای کوچک و لذت بخش استفاده کنید.

یاد گرفتن یک مهارت جدید، یک کلاس دلچسب و

یا سفر یک روزه به جایی که همیشه آرزوی دیدنش

را داشته اید.

          

 بدها را پاک کنید: شروع تازه بهترین زمان برای

خط زدن بر روی عادت های بد، رفتار های ناخوشایند

و آن چیزی است که به هیچ عنوان به آن علاقه ای

نداریم . بد ها را با چیزهای خوب جایگزین کنید.

               

شجاع باشید: شروع مجدد مرحله ایست که باید

در آن ریسک پذیر بود و از انجام کارهای غیر معمول

هراسی نداشت. اگر قرار باشد همان روش های

قبل را دنبال کنید که اصلاً شروع مجدد بی معنا

خواهد بود!

             

 سطل زباله را خالی کنید: این تعبیر با آنکه

ظاهری زشت دارد اما یک حقیقت است. بخشی

از ذهن ما سطل زباله ای قرار گرفته که سرشار از

خاطره های تلخ، روزهای بد و در یک کلام گذشته است.

قبل از شروع هر کار سطل زباله را کاملاً تخلیه کنید.

                   

 روی پای خودتان بایستید: من مطمئن هستم

اطراف هریک از ما (مخصوصاً پیشکسوتان

(بازنشستگان))، بی نهایت انسان های مهربان،

دلسوز، خیرخواه وجود دارد که قصد کمک دارند اما

برای شروع تازه بهترین کار آن است که روی پای

خودتان بایستید و خشت اول را درست و اصولی کار

بگذارید که تا ثریا مجبور نباشید دنبالش بدوید!

           

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

        

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

مروارید درون 1

دنبال مروارید درون خود باشید

مروارید درون 1

باید در هر زمان به دنبال مروارید درون خود باشید،

مخصوصاً در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی).

                       

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیاری از عزیزان،

با توجه به حجم گسترده ای که از مسائل و مشکلات

بر سر آنان وارد می شود، دیگر از خود بی خود شده

و مدام تنها مسائل و مشکلات در نظر آنان مجسم و

خودنمائی می نماید.

                

آنقدر به مسائل و مشکلات نگاه و توجه می نمایند،

که غافل از این می شوند که آن مسائل و مشکلات

برای حل شدن بوجود آمده اند، نه برای اینکه تنها

بصورت مسئله و مشکل، باقی بمانند.

                

بدلیل اینکه اگر این عزیزان، کمی به مسائل از دید

دیگری بنگرند و بجای اینکه تنها به بیماری، مسائل

و مشکلات خود توجه نمایند، به خود، قابلیت ها و

عملکرد خود توجه می نمودند و بقول معروف تنها به

قفل نگاه نمیکردند و به این فکر می کردند که این

قفل باید باز گردد، وگرنه به جای آن، حتماً دیوار

می کشیدند و دَر نمی گذاشتند.

                      

ما در این مقاله بر آنیم که به این مقوله نگاهی دیگر

بیندازیم و مسائل را با دید دیگری بنگریم.

         

با ما همراه باشید

                

 

پیشنهاد می شود مقاله الماس ابدی است،

       

را نیز مطالعه نمائید.

              

مروارید چیست؟

مروارید درون 2

مرواریدها سنگ های آلی هستند که توسط نرم تنانی

مانند صدف های دوکفه ای (mussels)

(صدف خوراکی (oysters)، صدف (clam)،

صدفهای اسکالوپ (scallops) و غیره) و

گاستروپودها یا همان شکم پایان (حلزون های

دریایی مانند حلزون دریایی ملو ملو (melo melo)،

صدف حلزونی ملکه، صدف حلزونی اسب، حلزون

دریایی آبالون و غیره) تولید می شوند.

 

              

مقاله الماس درون پیشکسوتان(بازنشستگان)

       

را نیز مطالعه فرمائید.

          

 

مروارید درون انسان چیست؟

سالمند 17

 

 

مروارید درون انسان به تمام آنچه که فرد، از توانائی،

حسن، خوبی، خلاقیت، کارهای خوب انجام شده

و دارائیهایی که در زندگی دارد، اطلاق می گردد.

          

این عملکرد می تواند در طول زندگی، رخ داده باشد

و در حال حاضر به خاطر مسائل و مشکلات این دوران،

از آن غافل بوده باشید.

            

این توانائی می تواند، توانائی های ذاتی و بالقوه ای

شما بوده که باز هم به خاطر درگیر کردن فکر و ذهن

خود، به ناتوانائیها و مسائل و مشکلات این دوران،

از آن غافل بوده باشید.

            

این دارائی می تواند، کلیه اموال، تجهیزات، اشخاص،

اعضاء بدن و کلیه چیزهائی که متعلق به شما بوده

و شما از داشتن آن، با توجه به فشار مسائل و

مشکلات این دوران، غافل بوده اید.

          

 

مقاله لذت بردن از فرصت های کوچک در دوران

            

پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

               

 

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

       

دنبال مروارید درونی خود بود؟

 

عقب راندن مرز 5

با بررسی که در عملکرد عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

در این دوران داشته ام، تعدادی از آنها به خاطر

فشارهای اقتصادی، روانی، معیشتی و جسمانی

و … که بر آنها وارد می شود، در بعضی از موارد،

دیگر مروارید خوبی خود را نمی بینند و به توانائی،

عملکرد و دارائیهای خود، عملاً توجه نمی کنند.

             

تکلیف یکی از اساتید معظم در یکی از کلاس ها،

این بود که شما باید به خواسته اتان، به غیر از

پرداخت پول برسید، این خواسته حتماً باید بوسیله

دیگران، یا بوسیله بقیه دارائیهایتان، به دست

شما برسد.

            

آن هنگام به این نتیجه رسیدم، که رسیدن به

خواسته، از راه های متفاوتی امکان پذیر است،

که یکی از آنها پرداخت پول است، و بابت بقیه

می توان، هزینه رسیدن به خواسته، بوسیله

فعالیتهای دیگر پرداخت گردد.

         

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که گنجینه های

نیروی انسانی از خود غافل می شوند، نگاه و توجه

به مروارید خوبی خود، بسیار می تواند راهگشا باشد.

            

مروارید خوبی می تواند، در بسیاری از موارد، مسائل

و مشکلات پیش رو را حل نموده و آنها را از پیش روی

بردارد

         

بعنوان مثال، امکان دارد در این زمان، فرزندانی داشته

باشد که نیاز به کار داشته باشد، و این امر می تواند

بوسیله ارتباط با دوستان، و درخواست از آنها برای

اشتغال فرزندان، مرتفع گردد.

           

این تنها یکی از مروارید های درونی افراد است که

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) می توانند از آن به

خوبی استفاده نمایند.

           

 

چرا مقاله انتخاب بزرگترین توانائی انسان

          

است، را مطالعه نمی نمائید.

              

 

چطوری میتوان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مروارید درون خود را

کشف نمود؟

رسیدن به آرزو 8

برای یافتن مروارید درون خود، باید نکات ذیل را

قدم به قدم اجرا نمائید:

         

اول بشین ببین خودت رو خوب میشناسی؟

یه کاغذ و قلم بردار و هرچی از خودت میدونی بنویس:

ابتدا از غم‌هایت بنویس.

سپس از شادی‌هایت بنویس.

از خواسته‌هایت بنویس.

از نداشتن‌هایت بنویس.

از نعمت‌‌هایت بنویس.

از دوستایت بنویس.

از محیط زندگیت بنویس.

از افتخارهائی که تا کنون کسب کرده ای بنویس.

از رفتارهایت بنویس.

از گفتارهایت بنویس.

از عادت های خوبت بنویس.

از آنچه دلت می خواهد بنویس.

از کارایی که میخواستی و انجام ندادی بنویس.

از کارایی که میخواستی و انجام دادی بنویس.

از لذت‌هایت بنویس.

از تفریحات و سفرهایت بنویس.

از خواب و خوراک هایت بنویس.

از خانواده‌ ات بنویس.

از هرچی که می‌ترسی و انجامش داده ای، بنویس.

از رؤیاهایت بنویس.

از…

اینقدر بنویس که واقعن دیگه هیچی به ذهنت نرسه.

        

اونوقت که خالی شدی خودت به خوبی می توانی،

مروارید خودت را از میان نوشته های خود بیابی،

البته مطمئنم، تا قبل از این مرحله نیز خود به خوبی

آن را کشف نموده اید.

         

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

         

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.