تغییر در بازنشستگی چیست؟

تغییر در بازنشستگی چیست؟

تغییر در بازنشستگی چیست؟

001

پس از ۳۰ سال که در اداره مشغول خدمت باشیم، نهایتاً با ابلاغ حکم بازنشستگی مجبور به خانه نشینی می­گردیم، چه بسا این خانه نشینی(البته برای بعضی­ها) مسائل و مشکلاتی را به همراه داشته باشد. در این موقع، کارمندانی که دارای تخصص یا مهارت ویژه­ای هستند، تنها با تعویض محل خدمت روبرو هستند، اما کارمندانی که تخصص ندارند، و همچنین اکثر بانوان، بیشتر خانه نشینی را بر می­گزینند، و مشخص است که چون خانه نشینی شرایط و وضعیت خودش را دارد، و اگر تا کنون هیچ مسئله­ای اتفاق نیافتاده، دلیل بر این نیست که هر دو طرف، تمام قوانین و مقررات را عمل می نمودند. بلکه اکثر مواقع بعلت این مسئله ای رخ نداده که چون یکی یا هر دو نفر از زوجین مشغول خدمت در اداره بودند و زمان کمتری را در منزل سپری می نمودند، مسئله بحرانی بوجود نمی آمد.

007

اما از این به بعد دیگر شرایط متفاوت است و باید به این وضعیت به دید دیگر نگریست و اگر بعضی از رفتارها و عادات خود را تغییر ندهیم، با مسائل عدیده­ای در خانه روبرو خواهیم گشت.

خداوند انسانها را با سرشتهای(ویژگی ها خصلتها) متفاوت آفرید و اختیار تغییر به انسان داد

تغییر درآنچه که بودیم براساس تلاش و درخواست ما از خداوند است .

روح و قلب که بزرگ شود فضایی پیدا میکند تا برکت و آرزوها را درخود بپذیرد

این فضا با سپاسگزاری و پالایش وسیع میشود.

 

چرا به تغییر نیازمندیم؟

مشخص شد که بودن همزمان زوجین در خانه، نیازمند رعایت یکسری اصول می­باشد و اگر تاکنون به آن اصول پایبند نبودیم، لازم است که از همین الان نسبت به تغییر در عادات و رفتار خود اقدام نمائیم. چه بسا اگر این تغییرات انجام نگردد، شرایط برای هر دو طرف سخت و بغرنج خواهد شد.

023

متأسفانه در چند ماه گذشته شاهد نوع جدیدی از طلاق­های عاطفی زوجین بوده و هستیم، مردانی که بر اساس شرایط، مجبور به گذراندن شبهای خود در ماشین خود در کنار پارک­ها و محل­های عمومی هستند و زمانی که از آنها علت این کار سئوال می­گردد، همگی بحث اختلاف با خانواده را مطرح نموده و اینکه هیچ یک از دو طرف حاضر به تغییر در عادات و رفتار خود نبوده و نیستند، کاملاً مشخص میشود. پس لازم است در قبل از اینکه شرایط به وضعیت غیر قابل تحمل برسد، اقدام به تغییر در عادات و رفتارهای خود نمائیم.

 

افراد چگونه تصمیم می گیرند که تغییر کنند؟

این تصمیم گیری، در بعضی از مواقع چنان سخت می­نماید، که بلند کردن یک بار چند صد کیلوئی برای یک نفر به همان اندازه، سخت و مشکل می­آید. و بقول معروف، باید قبول کنیم که نیاز به تغییر داریم، که اگر اینکار انجام شود، دقیقاً نیمی از راه طی شده است. آدم خواب را میشود بیدار نمود، اما آدمی که خود را به خواب زده، را نمی­شود بیدار نمود، زیرا که دیگر او خواب نیست که بیدارش کنیم، و در مقابل بیدار شدن مقاومت می نماید.

021

حال اگر یکی از طرفین(چه خوب است که هر دو طرف) قبول نماید که نیاز به تغییر دارد و در جهت تغییر در رفتارها و عادات خود اقدام نماید.

مقاومت در برابر تغییر:

یکی از بحث­های اصلی در خصوص تغییر آن است که از زمانی که تصمیم به تغییر می­گیریم، کائنات بصورت تمام قد در جلوی ما قد علم نموده و بهر صورت و بهر علت می­خواهد که ما تغییر نکنیم، بارها تصمیم گرفته­ایم که رژیم بگیریم، اما به محض نیت کردن، مراسم­های عروسی و جشن برپا گردیده و ما مجبور هستیم که به آن مراسم رفته و خیلی زشت است که در آن مراسم، ما روزه گرفته و از میوه و شیرینی و غذاهای تهیه شده که عموماً خیلی شیرین و چرب هستند، چشم پوشی نمائیم. پس اگر میخواهیم تغییر نمائیم، در درجه اول باید نیت خود را آهنین نموده و خود را برای روبرو شدن با مقاومت کائنات و اطرافیان مهیا نمائیم. در صورتی که این مقاومت را حداقل برای چند روز انجام دهیم، آنگاه آنها عقب نشینی نموده و راه برای تغییر هموار خواهد شد.

015

 

 

بهای تغییر چیست؟

همه می­دانیم که در صورتی که بخواهیم چیزی بدست بیاوریم، لاجرم باید از چیزی چشم پوشی نمائیم، مثلاً اگر میخواهیم رژیم بگیریم، حداقل باید بمدت چند روز از خوردن مواد غذائی چرب و شیرین و پر انرژی خودداری نمائیم، و اگر این مقاومت را داشته باشیم، مسلماً پرچم پیروزی برای ما به اهتزار خواهد آمد.

024

 

مراحل تغییر:

بر اساس آموزه­های خوانده شده در کتاب اثر مرکب نوشته دارن هاردی، باید این را بدانیم که تغییر، باید آهسته و متوالی انجام شود، بخاطر اینکه اگر تغییر را بخواهیم یکدفعه و بصورت ضرب الاجل انجام دهیم، کودک درون ما، براحتی سکان هدایت بدن را بدست گرفته و خود یکی از بزرگترین مزاحمهای انجام تغییر می­گردد. پس لازم است که بدانیم که تغییر باید آهسته و اما بصورت پیوسته و مداوم انجام گردد تا پایدار گردد.

019

 

فرمول تغییر

این فرمول را که توسط دوست بسیار عزیزم، استاد قریبیان در سایت باور تغییر، درج گردیده است، را عیناً انتقال داده­ام

  1. شک دارم و برای شروع تغییر بهانه‌های مختلف می‌آورم بنابراین مراحل قبل از تغییر را در ذهنم مرور می‌کنم (انکار – انزجار – معامله – پذیرش بدون عمل – تصمیم برای تغییر)
  2. تغییر را از همین الآن شروع می‌کنم (عدم تعویق)
  3. تغییر را کوچک و خرد می‌کنم (کوچک‌سازی تغییر)
  4. همین تغییر کوچک را به‌صورت مستمر انجام می‌دهم (اصل اثر مرکب)
  5. خودم را برای روبرو شدن با مقاومت‌ها آماده می‌کنم (اصل مقاومت)
  6. برای تغییرم یک جایگزین تعیین می‌کنم (جایگزین)
  7. برای تغییرم یک الگو در نظر می‌گیرم( الگوسازی)
  8. برای تغییر کوچک یا جایگزین، شرط‌گذاری می‌کنم (شرط‌ گذاری)
  9. از تغییرات کوچکم مراقبت می‌کنم(اصل مراقبت)

هر شب از خودم حساب‌ وکتاب تغییر را(طبق جدول عادت سازی) می‌خواهم (حساب‌وکتاب)

018

امیدوارم که با مطالب ذکر شده، توانسته باشم کمکی در جهت تغییر در زندگی بازنشستگان و خانواده هایشان، ایجاد نمایم و محیط گرم و صمیمی که لازمه یک خانواده خوب مخصوصاً در هنگام زندگی دوم(بازنشستگی) می باشد، را فراهم آورده باشید.

 

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

#بازنشستگی، #شادی، #نشاط، #تغییر، #سلامتی#

 

 

داشتن هدف در دوران بازنشستگی

داشتن هدف در دوران بازنشستگی

002داشتن هدف در دوران بازنشستگی

 

همانگونه که در جریان هستید، در خصوص اینکه جهت مسافرت طولانی مدت بازنشستگی، باید حتماً کوله خود را آماده و پر نمائیم. صحبت نمودیم و گفتیم که هر چه که در پرنمودن این کوله، مداومت و برنامه ریزی بهتری نمائیم، در مسافرتی که در پیش خواهیم داشت، راحت­تر و بدون دردسر کمتری این مسافرت را طی خواهیم نمود.

%d8%b3%d8%a7%da%a9-1

اولین گام برای آماده سازی این کوله، چیزی نیست جز، هدف گذاری.

 

هدف گذاری، یعنی اینکه از هم اینک هدفهائی را که برای ورود به این مسافرت باید داشته باشیم را باید تعیین و در جائی مکتوب نمائیم. و اهدافی را که مقرر است در دوران بازنشستگی، به آنها برسیم را مکتوب نمائیم.

 

مهم­ترین اصل در این خصوص این است که آیا فرد برای خودش هدف دارد، یا اینکه فکر می­کند باید منتظر بود که خدا چه برای ما پیش می آورد و روزگار، خود برای ما چه سناریویی نوشته است، یا اینکه مانند خیلی از افراد موفق دیگر، فکر می­کنید که خود باید زندگی آینده­تان را بسازید و حتی منتظر بقیه و حتی خدا نشوید. اگر از قشر اول هستید که دیگر صحبتی با شما نداریم و میتوانید در همین جا، ادامه مقاله را نخوانده و منتظر تقدیر شوید تا ببنید که تقدیر برای شما چه پیش خواهد آورد.

007

لکن اگر از قشر دوم هستید، باید برای خود برنامه­ها و اهدافی مد نظر داشته باشید، و مصمم و متعهد باشید که به آن اهداف برسید.

 

اگر با داشتن اهداف و نوشتن راههای اجرائی رسیدن به آن، زندگی آینده خود را ترسیم نمودید، از شما تقدیر بعمل می­آید چون بزرگ­ترین و مهم­ترین کار ممکن را انجام داده­اید، کاری که کسانی که افسرده هستند، علاقه ای به انجام آن ندارند.

کسی که بی هدف در زندگی باشد، حتی نفس کشیدنش نیز می تواند زیادی باشد چه برسد به زندگی کردن، انسانهای بسیاری هستند که عملاً مرده هستند و اجسامی هستند که بی اختیار حرکت می کنند، اما از زندگی خود بی اطلاع بوده و چرخ زندگی دیگران را هل می دهند تا به هدف برسند. بقول ظریفی می گفت:

اگر هدف ندارید، به سرعت دارید چرخ هدف دیگران را به حرکت در می آورید.

023

برای چه اهداف بنویسیم؟

هدف چیست و داشتن آن چه ضرورتی دارد؟ یک هدف چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ آیا هدف باید کمی باشد یا کیفی؟ چگونه می‌توان هدفی را انتخاب کرد؟ بعد از آنکه هدف خود را انتخاب کردیم، در ارتباط با آن لازم است چه کاری انجام دهیم؟ و…

بطور کلی، هدف وضعیتی است که می‌خواهیم در آینده به برسیم. اگر ما برای خوددمان هدف نداشته باشیم، بناچار، محیط پیرامون‌، وضعیت را به ما تحمیل می‌کند. و معلوم نیست که چیزی که محیط برای ما فراهم می نماید، مورد پسند ما واقع گردد. پس چه بهتر که خود، هدف مطلوب‌مان را معلوم کنیم و به سمتش در حرکت باشیم.

زمانی که شما می خواهید با ذره بین آتشی بیافروزید، حتماً باید ذره بین را درست و در جهت نور خورشید گرفته و آنگاه با تمرکز کردن امواج بر روی یک نقطه، آن نقطه افروخته خواهد شد و شما به خواسته خود که روشن نمودن آتش است نائل می­شوید، اما اگر این ذره­بین را مرتب جابجا نمائید، هیچگاه به آتش نخواهید رسید.

015

داشتن هدف در زندگی نیز مهمترین اصل برای تمرکز شما بر روی عملکردتان می­باشد، اگر هدف داشته باشید، می توانید آینده خود را بسازید، و بر آینده خود حکمفرمائید نمائید.

 

ضرورت داشتن هدف

انتخاب هدف، یکی از ضرورت‌های زندگی است که اگر آگاهانه انجام نشود، نا‌آگاهانه صورت خواهد گرفت. یکی از ضرورت‌های انتخاب هدف، این است که تمرکز ذهنی را به همراه خواهد داشت. داشتن ذهنی متمرکز، یکی از شرط‌های لازم برای موفقیت است. یک ذهن متمرکز قدرت تفکر و خلاقیت دارد و پر از انرژی است، بنابر این می‌تواند در مسایل کنکاش کند و اعماق آنها را ببیند.

005

 

ویژگی‌های هدف

هدف باید دارای سه ویژگی اساسی باشد، ۱- ملموس باشد، ۲- خودمان باور داشته باشیم، ۳ – دارای زمان باشد.

در خصوص ملموس بودن، یعنی اینکه باید کاملاٌ قابل لمس باشد، اگر میخواهید پولدار شوید، باید مشخص نمائید که چه میزان پول میخواهید، اینکه هدف بگذارید، پول زیادی میخواهم، باید منتظر بمانید تا بلکه، این آرزوی شما محقق میگردد یا خیر، اما اگر هدف داشته باشید که مثلاً من تا پایان ماه، ۱۰ میلیون تومان میخواهم یا تا پایان سال ۱۰۰ میلیون تومان میخواهم، این کاملاً ملموس و قابل لمس می باشد و قابل اندازه گیری است.

خصوصیت دوم هدف این است که باید برای خودمان دست یافتنی باشد، این بدان معناست که اگر چیزی را هدف قرار دهیم، که خود اعتقاد رسیدن به آن را نداریم، مسلماً درست فکر کرده ایم و به آن نخواهیم رسید حال آن هدف چه کوچک و چه بزرگ باشد، ما به آن دست نخواهیم یافت، لکن اگر هدفی باشد که خود معتقد به رسیدن به آن هستیم، باز هم فرقی نخواهد کرد که تا چه حد کوچک با بزرگ باشد، باز به آن دست خواهیم یافت.

این مشکل هدف نیست، بلکه مشکل اعتقادات و باورهای ماست، بقول استاد عباس منش در مثال باران و سطل، گفتند که در زمانی که باران میبارد، شما هر چقدر سطلتان بزرگتر باشد، باران بیشتری را ذخیره خواهید نمود و هر چقدر سطلتان کوچک باشد، مقدار بارانی که ذخیره خواهید نمود، به همان نسبت نیز کاهش خواهد یافت، پس در اینجا مشکل، باران نیست، بلکه مسئله اصلی، اندازه ظرف ما می باشد که در ذخیره سازی باران مؤثر است.

خصوصیت سوم هدف این است که باید حتماً زمان داشته باشد، اینکه من فلان هدف را دارم، کفایت نمی کند، باید مشخص کنید که این مبلغ پول را تا چه زمانی میخواهید به دست آورید.

006

اگر چنین کاری انجام دادید، مطمئناً باید هدف را دست یافته تلقی نمائید.

 

تحقق هدف

تحقق یک هدف، فرایندی است که در آن کیفیتی تبدیل به کمیت(هایی) می‌شود. این فرایند چهار مرحله دارد که عبارتند از: قصد، مأموریت، افق حرکتی و برنامه. هر کدام از این مراحل، ویژگی‌هایی دارند و پرداختن به آنها شرایطی دارد.

پس از تعیین هدف، باید برنامه ریزی برای تحقق آن، انجام گردد و در جهت رسیدن به آن هدف، تصویر سازی بی نهایت می­تواند، ما را به جلو هدایت نماید.

پس اولین برنامه ریزی جهت دوران بازنشستگی، داشتن هدف در زندگی و به دنبال آن امید در زندگی می­باشد که اگر هدفی در زندگی وجود داشته باشد، بدون خستگی و بدون وقفه به زندگی و کوشش خود ادامه می دهید،

  • هم اکنون سه هدف مهم در زندگی که باید در همین دوران بازنشستگی به آن دست یابید را بنویسید و خود را متعهد سازید که در ظرف مدت مشخصی به آن اهداف خواهید رسید.

019

بیرون ز تو نیست هر آن چه درعالم هست     

                                  از خود بطلب هر آن چه خواهی تویی

گنجینه نیروی انسانیhttp://valibakhtyari.ir

 

 

اهمیت ورزش در دوران بازنشستگی و نکات قابل توجه

اهمیت ورزش در دوران بازنشستگی و نکات قابل توجه

اهمیت ورزش در دوران بازنشستگی و نکات قابل توجه

1234

همه به خوبی به این مطلب واقف هستیم که برای دوره ­های مختلف زندگی بر حسب سن، جنس و وضع سلامتی بدن، ورزشهای متفاوتی وجود دارد. مثلاً در جوانی باید عضلات را قوی و محکم کرد تا در سنین بالاتر به آسانی دچار رخوت و سستی نگردند و از سن بازنشستگی به بعد دیگر نباید در بند تحکیم عضلات و حفظ زیبائی اندام بود بلکه ورزش را باید به منظور حفظ سلامت و طول عمر انجام داد و باید سعی کرد هر قدر ممکن است پیری را به عقب انداخت و از عوارض آن جلوگیری نمود .

در زمان بازنشستگی، اشتها کم می‌شود و سوخت و ساز بدن کاهش می‌یابد پش لازم است تحرک بدن را بیشتر کنید. فعال بودن و تحرک کافی، مؤثرترین شیوه برای مقابله با پیری و ناتوانی است. وقتی عضلاتتان را بکار می‌گیرید در واقع از نرمی مفاصل و مقاومت استخوان‌هایتان مراقبت می‌کنید. تحرک، اشتها را باز می‌کند، هضم غذا را بهتر می‌کند و استرس را کاهش می‌دهد. تحرک احساس خوبی به شما می‌دهد. ورزش برای حفظ سلامت قلب، مغز و سایر اندامهای بدن لازم است و از ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی جلوگیری و از ابتلا به بیماری آلزایمر و ابتلا به سرطان‌ها نیز پیشگیری می‌کند.

انجام فعالیت جسمی منظم بعد از ۵۰ سالگی برای مردان به اندازه ترک سیگار مفید است.به گزارش خبرگزاری فرانسه، بررسی پژوهشگران سوئدی که نتایج آن در وب‌سایت نشریه پزشکی بریتانیا منتشر شده است، نشان داده است که مردانی که پس از ۵۰ سالگی ورزش را شروع کرده‌اند، پس از ۱۰ سال به همان اندازه مردانی که همیشه ورزش می‌کرده‌اند، امید به زندگی (میانگین طول عمر) پیدا کرده‌اند.

123

ورزش و حرکت موجب عقب انداختن دوران پیری می باشد و بازنشستگانی که ورزش می­کنند از سلامتی و نشاط بیشتری برخوردار هستند. بنابراین یکی از مؤثرترین روش­های پیشگیری از اختلالات دوران بازنشستگی، ورزش و تربیت بدنی است. البته منظور از ورزش، تمرینات ورزشی خسته کننده نیست بلکه حرکات ملایمی است که برای بازنشستگان مناسب باشد.  شنای ملایم و پیاده روی، ورزش­های مناسبی برای این دوران است.

کسانی که سابقاً ورزشکار بودند، اغلب دچار یک اشتباه می‌شوند و آن این است که می‌خواهند ورزش را با همان ریتم و آهنگ سابق پی بگیرند. در حالی که ظرفیت­های بدن کاهش یافته و در این شرایط خطر سوانح قلبی یا محرک ها را نباید نادیده بگیرند. برای شروع  مجدد فعالیت های ورزشی، گذراندن یک دورۀ یادگیری جدید، انجام تمرین­های آموزشی و تعیین اهداف تدریجی، ضروری است. گاهی اوقات، بهتر است به سراغ ورزش­هایی برویم که تا به حال آنها را انجام نداده­ایم، تجربه­های جدید می‌توانند لذت بخش باشند.

th

در واقع، در دوران بازنشستگی، بدن شروع به تغییر می‌کند، چاقی ظاهر می‌شود و خطرات جدی سلامت فرد را تهدید می‌کند. و هیچ عجیب نیست که یک فرد بازنشسته برای شروع ورزش دچار آشفتگی و سردرگمی شود. چندین مورد ضروی وجود دارند که افراد بازنشسته که می‌خواهند ورزش را شروع کنند یا از سر بگیرند، باید آنها را رعایت نمایند، زیرا که در این دوران، بدن دیگر مقاومت سابق را در مقابل آسیب­های شدید ندارد. بنابراین، قبل از شروع فعالیت ورزشی، بهتر است که چند مورد احتیاطی را رعایت کنید:

  • توجه داشته باشید که کاملاً بدنتان را گرم کنید. نباید از خودتان توقع بیجا داشته باشید. در طول ورزش به درستی نفس بکشید و حرکات مناسب و درستی انجام دهید.
  • ورزش­های استقامتی به طور خاص با این سن و سال انطباق دارند. در واقع، در حدود سن بازنشستگی می‌توان فعالیت­هایی انجام داد که نیاز به حفظ همان حالت به مدت طولانی اما با فشار کمتر دارند. بنابراین باید ورزش­های استقامتی را به جای فعالیت های قدرتی در الویت قرار داد. برای مثال، دوی استقامت یا نیمه استقامت بهتر و مناسب تر از دوی سرعت است. به همین ترتیب، می‌توانید برای مثال بازی های چهار نفرۀ تنیس یا بدمینتون برای خودتان ترتیب دهید.
  • در این دوران، ورزش­های تیمی در الویت قرار دارند، همچنین ورزش­های انفرادی مانند شنا یا کوهنوردی نیز توصیه می‌شوند زیرا با انجام این ورزش­ها شما از یک چهارچوب فنی، توصیه و پشتیبانی، بهره مند خواهید شد.
  • یک دورۀ مقدماتی برای روی فرم آمدن ضروری است. ضمناً چند ماه رفت و آمد به یک سالن بدن سازی هم راه حل خوبی است. تمرینات فعال کنندۀ قلب (دوچرخه ثابت، پاروزن و دو ثابت) و عضله سازی را به تناوب انجام دهید. هدف از این کار، بیدار کردن و روی فرم آوردن تدریجی بدن است.
  • قابلیت و زمان لازم برای برگشتن به وضع طبیعی بعد از ورزش راهنمای خوبی برای تعیین مقدار و شدت ورزش در هر سنی است . برگشتن به وضع طبیعی بایستی سریع باشد .
  • درصورتی که ورزشکار ده دقیقه بعد از متوقف نمودن ورزش هنوز تنفس و ضربان قلبش به وضع عادی برنگشته باشد ویا تا روز بعد هنوز خستگی ادامه داشته باشد ، ورزش انجام شده بسیار شدید و یا طولانی بوده است و در مدت یا نوع آن باید تجدید نظر شود .

th2

  • خانم ها بایستی ورزش­هائی را انتخاب کنند که تلاش بدنی ملایمی را داشته باشد و از انجام ورزش­های سنگین مانند وزنه برداری، بوکس و کشتی خودداری نمایند.
  • زمان ورزش کردن نیز باید طوری انتخاب گردد که در فعالیت قسمت­های مختلف بدن عوارض نامطلوب برجای نگذارد، مثلاً ورزش بلافاصله بعد از صرف غذا موجب اختلال در کار معده و سوء‌هاضمه می گردد .
  • ورزش باید در تمام عمر ، با توجه به سن، جنس و وضع جسمانی بدن به طور مداوم انجام گیرد مگر در مواردی که علائم واضح یک عیب عضوی در فرد وجود داشته باشد و طبق نظریه کمیسیون طبی کمیته ملی ورزش،‌ هر گونه فعالیت بدنی و ورزش به طور دائم و یا موقت غیرمجاز گردد .
  • همان قدر که تمرین بهداشتی و صحیح مفید است افراط در تمرین نیز به طور یقین مضر می­باشد که از عوارض نامطلوب آن خستگی و احساس درد در بدن­،‌ تغییرات در خلق و خوی و ناراحتی­های قلب و عروق، قابل ذکرند.

در نهایت درخواست می شود که در دوران بازنشستگی ورزش(بهترین داروی افسردگی) را جدی بگیرید

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

 

 

 

ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن

ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن

ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن

va4-14

تعداد کثیری از افرادی که سالیان سال، عمر با ارزش خود را در اداره و محل کار خود، صرف نموده­ اند، زمانی که به افتخار بازنشستگی نائل می­شوند. در ابتدا با سردرگمی، با مسئله روبرو گردیده و مدتی را با خود کلنجار میروند تا متوجه، وضعیت فعلی خود گردند. و پس از چند روز که با خود خلوت می نمایند، بالاخره با خود کنار آمده و چند روزی را در تعطیلات اجباری، بازنشستگی خوش می­گذرانند و آنگاه اگر برنامه­ ریزی لازم صورت نگیرد، افسردگی،  این ام الامراض به سراغ آنان خواهد رفت.

 اما تعدادی دیگر که خیلی فراتر فکر می­کنند، از قبل از بازنشسته شدن، برای خود، برنامه ریزی لازم را نموده و کوله مسافری خود را آماده می­نمایند، و در داخل این کوله، وسائل مورد نیاز برای این سفر طولانی مدت و پرمسئولیت را قرار می­دهند و با خیال راحت، این سفر خوب و جذاب را شروع می­نمایند.

kole

یکی از بهترین، سودمندترین و با ارزش­ترین وسائلی که می­توان در این کوله قرار داد و برای آن برنامه­ ریزی­ نمود، ورزش و آمادگی جسمانی است.

بر اساس تعریفی که در دایره المعارف ذکر گردیده است، ورزش به تمامی گونه‌های فعالیت فیزیکی بدن گفته می‌شود که شرکت کنندگان آن می‌توانند به صورت منظم و سازمان یافته یا گاه به گاه در آن شرکت کنند و از آن برای بهبود تناسب اندامشان و یا فراهم آوردن سرگرمی و تفریح بهره ببرند.

البته مسلم است که ورزش این سرسخت ترین مبارز افسردگی در دوران بازنشستگی، تنها جهت داشتن تناسب اندام و سرگرمی انجام نمی­شود، بلکه وظیفه اصلی ورزش در این دوران، حفظ سلامتی روحی و جسمی بازنشستگان می باشد.

 

در اینجا لازم است بدانیم که چرا اینهمه بر روی ورزش سفارش و تأکید میگردد:

مشخص است که فلسفه وجودی ورزش را همگان می­دانیم، اما در اینجا دانستن صرف کفایت نمی­کند، و افراد کمی هستند که به دانسته­های خود، جامه عمل پوشانده و به ورزش روی می­آورند. و متأسفانه به همین خاطر است که شاهد هجوم خیل عظیم، این قشر خوب و زحمتکش به سوی درمانگاهها می­باشیم.

123456

البته خالی از لطف نیست که یادی کنیم از همکار بازنشسته­ای که در زمان جوانی، عناوین قهرمانی ورزشی را با تلاش و کوشش، بدست آورد، و بخاطر همین فعالیت­های ورزشی(و البته اعتماد به نفس) که تا آخر عمر خود نیز دست از آن برنداشت، به راحتی تا سن ۸۷ سالگی بدون مشکل و نیاز به فرد خاصی جهت انجام کارهای خود، به زندگی خوب و با نشاط خود، ادامه داد. در حالی که هم اکنون شاهد، از کارافتادگی و متأسفانه مشکلات خاص همکاران دیگر هستیم، که با ورزش رابطه خوبی نداشته و ندارند.

همه به این موضوع واقف هستیم که همزمان با افزایش سن، کم کم، ماهیچه های بدن تحلیل می رود، و اگر به این تحلیل رفتنها توجه کافی نشود، بدن با رخوت و تنبلی خو گرفته و به تدریج، امکان حرکت نیز از انسان سلب میگردد. و مشخص است که در این موقعیت، افسردگی که در بدن جا گرفته، پذیرائی بقیه بیماریها و امراض می­گردد.

و از آن به بعد است که دیگر، فقط باید منتظر عقد قرارداد صندوق های بازنشستگی و کانون های بازنشستگی با بیمه های تکمیلی درمان بود، تا بتوان از پس خرج های کمر شکن، درمان برآمد.

از قدیم نیز همیشه این ضرب المثل آویزه گوش­های ما بوده است که “پیشگیری، بهتر و کم هزینه­ تر از درمان است” لذا اگر کمی هوشیار باشیم، می­توانیم از چنین خرجهائی جلوگیری نموده و علاوه بر اینکه مبلغی را بابت درمان هزینه ننموده، بلکه می­توان با هزینه­ هائی به مراتب کمتر، از سلامتی و نشاط در این دوران بهره ببریم.

12

در مسافرتی که به یکی از بنادر جنوبی داشتم، بطور اتفاقی در کنار یک استاد تربیت بدنی قرار گرفتم که  مشغول تدریس در یکی از دانشگاههای کشور بود و همزمان نیز مشغول تحصیل در مقطع دکترای همین رشته بود. چیزی که خیلی برای من جذاب بود، اینکه ایشان با توجه به این مسئله که خودشان نیز دیسک کمر گرفته بود، با استفاده از ورزش موفق شده بود، علاوه بر اینکه دیسک کمر خود را بدون جراحی و استفاده از داروهای شیمیائی بهبود نماید، در همان زمان نیز به علم رفع نقایص و مشکلات اسکلتی بدن، بوسیله ورزش دست یافته یابد. و به نگارنده این امید را بخشید که می­توان بسیاری از مسائل و مشکلات اسکلتی بازنشستگان گرامی را که بر اثر عادات بد زندگی دچار آن گردیده­اند را با انجام حرکات ورزشی البته بصورت مداوم برطرف نمود.

این خبر خیلی خوبی، برای نگارنده بود، زیرا که مشغول تحقیق و تفحص در خصوص سلامتی و کارآفرینی این قشر خوب و زحمتکش و این گنجینه­ های با ارزش نیروی انسانی بودم.

ورزش به خودی خود، درمان کننده بسیاری از مسائل و مشکلات در زندگی است که اگر از دوران جوانی برای آن وقتی اختصاص یابد، بی نهایت میتواند مثمر ثمر باشد، لکن اگر در دوران بازنشستگی، نیز به آن مبادرت ورزیم، نیز از ورود بیماریهای جدید به بدن جلوگیری مینماید و داروی ضد افسردگی می باشد.

در نهایت درخواست می شود که در دوران بازنشستگی ورزش (این مبارز خستگی ناپذیر افسردگی) را جدی بگیرید

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

 

 

 

 

کودک درونِ دوران بازنشستگی

کودک درونِ دوران بازنشستگی

کودک درونِ دوران بازنشستگی

(چگونه در بازنشستگی شاد باشیم)

0010

روزی که قرار است نامه ابلاغ بازنشستگی، به دستمان برسد، کمی دلشوره داریم. کارشناس بازنشستگی، (که قبل از این، از ما اجازه گرفته بود تا نامه ابلاغ بازنشستگی را بنویسد.) این نامه را به دست ما می­رساند. از آنزمان، دیگر خودمان را در جرگه، بازنشستگان قلمداد نموده و کم­کم، شادی و نشاط نیز از زندگی رخت می­بندد. کاملاً جدی شده و فکر می­کنیم که دیگر باید با کلیه دوستان، آشنایان، ارتباطات، حتی برای بعضی(زندگی) وداع نموده و دیگر رنگ و روی آنها را نخواهیم دید.

این چه دیدی است که ما بعد از بازنشسته شدن، خندیدن دیگر برایمان جزء خاطرات می­شود. چگونه است موجودی که در درون ما قرار دارد، با دریافت نامه ابلاغ بازنشستگی، فوراً به گوشه­ای گزیده و جای امنی برای خودش دست و پا می­نماید تا بلکه بتواند، روزی او هم در آسایش باشد.

آن موجود چیزی نیست، جز کودک درون ما، که همواره از کودکی در ناخودآگاه ما همراهمان بوده و متأسفانه وقتی که پا به سن بزرگسالی میگذاریم، با این توجیه که دیگر از ما گذشته، امکان عرض اندام به این موجود، دوست داشتنی نمی­دهیم. اما یادمان رفته است که این موجود دوست داشتنی، همان کسی است که شادیها و لبخندها، اشکها و غمها را برای ما به ارمغان آورده و تمام شیرین کاریهای ما، بدست همین موجود دوست داشتنی رقم میخورد. حال چه شده است که این کودک، مظلوم و دوست داشتنی، باید به گوشه­ای بخزد. آیا وقت بیدارکردن و بودن با آن فرا نرسیده است. کمی به پشت سر خود  و زندگی خودمان نگاه بیندازیم، چه مسائلی ما را به خودش درگیر نموده است. آیا این واقعاً همان زندگی بوده که در زمانی که مقرر شده بود، بازنشسته شویم، برای خودمان در افکارمان رقم میزدیم. یا اینکه با ورود به این دوران، و روبرو شدن با بعضی از مسائل، و متأسفانه با کم شدن درآمد و …. وضعیتمان به هم ریخته و دیگر این موجود عزیز پا به عرصه وجود نمی گذارد.

kodak-003-copy
اما بیائیم کمی با خودمان مهربان­تر باشیم. آیا زمان آن نرسیده که دیگر این موجود را به بازی بگیریم؟ اینهمه جدی بودن در زندگی فکر نمی­کنیم، کافی باشد؟ آیا زمان خنده و شادی ما نرسیده است؟ ما فکر می­کنیم که باید تمام مشکلات زندگی و دنیا را یک تنه حل نمائیم؟

بیائیم با خودمان کمی صادقتر باشیم. از امروز با خودمان قرار بگذاریم که کودک درونمان را نیز به بازی بگیریم.

آنگاه بر رفتارها و روحیات خود قبل از به بازی گرفتن و میدان دادن به این موجود زبل و دوست داشتنی، و بعد از آن را بررسی و تصمیم گیری نمائیم که باید این موجود در بیرون باقی بماند، یا دوباره باید به گوشه عزلت فرستاده شده و در همانجا بماند.

ما که در زمان جوانی عاشق بازی و شادی و سبک سر بودیم. همان کسی که ما آن را با شخصی بالغ، جدی و دارای رفتار تکلیف گرا جایگزین کردیم. کودک درون ما گم شده یا فراموش شده اما هنوز هم در ناخودآگاهمان ساکن است.

کسی که می داند چگونه بازی کند و خوش بگذراند و به ما کمک می­کند تا خستگی را از خود دور کرده و استرس را در زندگی خود کنترل کنیم. شخصی که اگر آسان بگیریم، جدی بودن خود را رها می­کنیم، بر ترس­مان غلبه خواهیم کرد و انعطاف پذیری و تغییر را در زندگی خود می­پذیریم.

می توانیم او را به عنوان یک بزرگسال در نظر بگیریم. شخصی در درونمان که برای انجام کارهایش نیازمند حمایت و تشویق از طریق ابزارهای متفاوت است. از این طریق می­توانیم زندگی جدید و سالمی داشته و فرصتی برای رشد شخصی بیابیم.

 

کودک درون چیست؟

شاید تا الان به خودتان گفته­اید که این موجود چیست که اینهمه در رابطه با آن مطلب نوشته شده است. آن موجود چیزی نیست جز کودک درون. که در درون همه انسانها وجود دارد. و شادی، نشاط، غم و گریه را به همه هدیه میدهد.

kodak-002

این کودک همان بچه ای است که دوست دارد تربیت شود، مورد توجه و مراقبت قرار گیرد و او را دوست داشته باشید.

این کودک که در دو نوع ظهور می نماید، یکی در کودک درون طبیعی، و دیگری کودک درون سازگار. لکن ما بعد از مدتی که با کودک درون طبیعی هستیم، به این کودک امر و نهی نموده و نهایتاً کودک درون سازگار را که با کارهای ما سازگاری دارد، را سرجایش می نشانیم.

این کودک درون سازگار، دیگر هیچ شیطنت و بازیگوشی ندارد، هیچ احساسی ندارد، تنها سازگار با اوامری است که ما صادر می­کنیم. که این اوامر نیز بعد از بزرگسالی، دیگر رنگ و بوی شادی و نشاط کمتر در آن دیده می­شود.

 

آیا کودک دورنم الان بیدار است یا خیر؟

در اینجا باید نگاهی به خودمان بیندازیم، ببینیم که آیا هم اکنون شاد هستیم یا خیر؟ آیا مطالب جالب و خنده دار دیگران، ما را می­خنداند، یا خیر؟ آیا از بودن با بچه­ها، لذت میبریم یا خیر؟

kodak-006

همه این سئوالات و سئوالات دیگر میتواند به شما این مطلب را یادآوری نماید که کودک درون شما، بیدار است یا خیر، البته یکسری تست­هائی هم در اینترنت وجود دارد که میتوانید از آن تستها نیز به این امر پی ببرید، لکن همه آنها، نهایتاً به یک جا ختم می­شود و آن اینکه این کودک هم اکنون در وجود شما بیدار است و همچنان به وظایف ذاتی خود عمل می­نماید، یا با رفتارهای ما، او به گوشه­ای خزیده و خواب خوشی را برای خودش دارد. و مسلماً این خبر خوشی برای ما، که هم اکنون نیاز به اظهار وجود این دردانه داریم، نخواهد بود. لذا پیشنهاد می­شود اگر کلاهتان را قاضی نموده­اید و به این نتیجه رسیده­اید که این کودک را به خوابگاه فرستاده­اید، هم اکنون با روشهایی که ذکر می­نمایم، سعی در بیدار نمودن آن نموده و وجود او را در زندگی خود، به عینه ببینید.

چگونه از کودک درون استفاده نمایم.

کافی است نقابهای فعلی را بیرون بیندازید و اجازه بیدار شدن و عرض اندام به این کودک بدهید، تا زندگیتان را به دست بگیرد.

kodak-005

به نظر شما، چه اشکالی دارد که الان با همین سن و سال، به میان بچه ها برویم، و با آنها سرسره بازی کنیم، یا همراه با آنان تاب بازی نمائیم یا اگر وضعیت جسمی­مان اجازه بدهد، بدنبال یکدیگر بدویم.

چه اشکالی دارد، که مواقعی که نیاز داریم، غمگین بشویم، گریه کنیم، داد بزنیم و فریاد بزنیم؟

از زمانی که کارمند شدم، همش در آرزوی این بودم که وقتم را میان بچه ها بگذرانم، چرا که آنها در لحظه زندگی می­کردند، قهرشان، تنها چند دقیقه بیشتر طول نمی­کشید، واقعاً از ته دل می­خندیدند، همدیگر را وحشتناکانه، دوست داشتند. به همدیگر، وسایلشان را می­بخشیدند. در یک لحظه، دعوا می­کردند و در لحظه بعد، با هم بازی می­کردند.

چند وقت است که از ته دل نخندیدید؟ چند وقت است که زمانهائی را که دوست داشتید، گریه کنید، بعلت اینکه درست نیست، گریه نکردید و بغض خود را فرود بردید؟ بیائید کمی با این کودک، مهربانتر باشیم.

همین مهربانی و همین شور و نشاط میتواند برای ما ارمغان سلامتی و شادابی را به همراه داشته باشد.

کودک درون چه سودی برای من دارد؟

بهتر نیست بجای اینکه مدام این سئوالات و سئوالات دیگری که اکثراً، دید منفی را به ما دیکته می نماید، را کنار گذاشته و یکبار هم که شده، به حرفهای گفته شده، عمل نمائید و آثار آن را در زندگی خود مشاهده نمائید؟

 kodak-007

چگونه کودک دورنم را بیدار نمایم.

به نظر نگارنده، کافی است که کمی حس کودکی را در خودمان زنده نمائیم و کارهائی را که سالها در آرزوی انجام آن هستیم، را انجام دهیم و به جست و خیزهای قدیممان(البته اگر وضعیت جسمی اجازه دهد) ادامه دهیم.

kodak-004

لکن به طرقی میتوان این کودک را اگر خواب باشد را بیدار نمود که از آن جمله می­توان به موارد ذیل اشاره نمود:

سعی کنید خود را در شرایط نا آشنا قرار دهید و با آن محیط کاملاً همراه شوید.

سعی کنید بجای یادگیری بهره­ورانه، یادگیری ماجراجویانه را در پیش بگیرید

سعی کنید عادت­های خلاقانه داشته باشید.

به زیباییهای اطراف بنگرید و با آنها خوش باشید.

سعی کنید زمانی را از وقتتان را به کودکان اختصاص دهید و با آنها وقت بگذرانید.

سعی کنید هر روز یک کار را با تمرکز کامل انجام دهید.

سعی کنید هر روز یک کار را تنها و تنها برای اینکه دوست دارید، انجام دهید.

نکات مثبت هر شخص یا هر کاری را یادداشت نمائید.

 

کارهائی برای بودن با کودک درون

کار خاصی مد نظر نمی باشد، همین که اجازه بدهید که او بیدار شده و فعالیت نماید، این کودک خوب و بازیگوش، و خلاق، زندگی شما را در دست میگیرد و شما را شاد و با نشاط میسازد.

innerchild2

کل ماجرا، همین بود، بودن و ماندن همراه با کودک درون.

 

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

 

تحصیل در دوران بازنشستگی چیست؟

تحصیل در دوران بازنشستگی چیست؟

تحصیل در دوران بازنشستگی چیست؟

%d8%aa%d8%ad%d8%b5%db%8c%d9%84-6

پس از سالها تحصیل و تلاش در مدرسه و دانشگاه، وارد محیط کار شده و تا مدتها و سالها، بعضی وقتها، تنها از عنوان مدرک تحصیلی جهت افزایش حقوق استفاده می نمائیم. و بعضی وقتها، نیز از محتوای دروس برای خود، کارهائی درست کرده و به آنها مشغول می شویم.

اما بعد از مدت خدمت، وقتی ابلاغیه بازنشستگی را به ما نشان می دهند، و ما را روانه منزل می نمایند. دیگر لزومی به ادامه تحصیل نمی بینیم، چون به ما یاد داده اند که تحصیل تنها برای اخذ مدرک و آنهم بخاطر اینکه افزایش حقوقی برایمان داشته باشد، باید انجام شود و در غیر اینصورت، دیگر لزومی برای درس خواندن و تحصیل نیست.

این قصه اکثر کسانی است که در زمان اشتغال و یا قبل از آن به تحصیل اشتغال داشته اند و بنا به عللی یا نخواستن، دیگر ادامه تحصیل نداده اند و به همان مدرک اکتفا می نمایند.

 

چرا باید درس بخوانیم:

%d8%aa%d8%ad%d8%b5%db%8c%d9%842

در سالهای قبل، یکی از بازنشستگان فعلی که در آنزمان، مسئولیت واحد را به عهده داشت، چند وقت یکبار، پرسنل را جمع کرده و از آنها در خصوص کارهائی که مشغول انجام آن هستند، سئوال می پرسید و با شرح وظائف هر یک از ما تطبیق می داد.

در یکی از جلسات، زمانی یکی از پرسنل از او در خصوص ادامه تحصیل سئوالی پرسید: ایشان فرمودند که اطلاعات فعلی ما اگر فوق لیسانس(کارشناس ارشد) باشیم، تا چند سال آینده، به اندازه یک کارشناس ارشد می باشد و مطمئناً این اطلاعات حداکثر تا ۴ الی ۵ سال آینده به معلومات یک کارشناس(لیسانس) تنزل خواهد یافت و چنانچه، ما اقدام به مطالعه و بروز بودن ننمائیم. مسلماً از فرزندان خود جا مانده و مطالب آنها برای ما گنگ و قابل فهم نخواهد بود.

برای مشخص شدن این بحث، کافی است نگاهی به کتابهای دوران دبستان، یا دبیرستان بنمائیم، تا متوجه گردیم، که آن مطالبی که ما در دوران دانشگاه(لیسانس) می آموختیم، الان در دوران دبیرستان به دانش آموزان درس داده میشود. پس اگر می خواهیم همچنان در منزل، حرفی برای گفتن داشته باشم، لاجرم، مجبور هستیم که سطح معلومات خود را همچنان بالا نگه داریم.

 

 

موانع اصلی تحصیل در بازنشستگی:

در راه ادامه تحصیل، موانعی بر سر راه وجود دارد، که اگر بتوانیم آنها را درست تشخیص داده و نسبت به رفع آنها و حل مسائل آن توجه لازم بنمائیم. دیگر سدی بر سر راه ادامه تحصیل وجود نخواهد داشت.

این موانع می توانند شامل:

  • مخارج تحصیل:

%d8%aa%d8%ad%d8%b5%db%8c%d9%84-9

یکی از موانعی که می تواند سد راه ادامه تحصیل در بازنشستگی گردد، بحث اصلی مخارج آن می باشد.

درست است که ادامه تحصیل نیاز به خرج کردن مخارج اضافه دارد، لکن اگر بصورت اصولی این کار انجام شود، مخارج آن بسیار پائین بوده و شما مبالغ کمتری نسبت به دانشگاههای غیر انتفاعی با دانشگاههای آزاد می توانید پرداخت نمائید. کافی است که کمی بیشتر مطالعه نموده باشید تا بتوانید در کنکورها، از دیگر شرکت کنندگان جلوتر باشید.

 

  • همکلاسی با بچه ها شویم؟

%d8%aa%d8%ad%d8%b5%db%8c%d9%84-3

یکی دیگر از موانعی که می تواند سد راه درس خواندن و ادامه تحصیل در بازنشستگان گرامی گردد، این است که آنها اعلام می نمایند که چرا باید بر سر کلاسهائی بروند که همسن و سالهای بچه های آنها و در بعضی مواقع، حتی نوه های آنها سر کلاس هستند، حضور یابند.

بسیارند کسانی که در سنین بالا اقدام به ادامه تحصیل نموده و از این بابت هیچ گونه مشکلی ندارند.

 

  • حوصله نداشتن

یکی دیگر از موانع که اکثر بازنشستگان گرامی بعنوان سد عظیم ادامه تحصیل از آن یاد می کنند، حوصله نداشتن در این سن و سال هست.

 

اما این دوستان باید به این نکته توجه لازم داشته باشند که تا زمانی که نخواهند این حوصله به وجود نخواهد آمد، لکن اگر زمانی برعکس گردد و این دوستان بخواهند که کاری را انجام دهند، حوصله نیز آنان را در ادامه تحصیل همراهی خواهد نمود.

 

  • امتیازی ندارد

یکی دیگر از موانع ادامه تحصیل، این است که می گویند تحصیل دیگر هیچ امتیازی برای آنها ندارد و هیچ اضافه حقوقی را شامل نمی شود، لکن این عزیزان نیز به این امر واقف نیستند که درست است که هیچ اضافه حقوقی از طرف محل شغل قبلی به آنان پرداخت نمی گردد، بجای آن می توانند با آموختن مطالب جدید، اقدام به کارآفرینی نموده و محل درآمد جدیدی برای خود بوجود آورند.

 

  • چشمان ضعیف

یکی از دیگر از بهانه های ایراد شده جهت ادامه تحصیل، آن است که دیگر چشمان، سوی این را ندارد که بخوانند و بنویسند، این دیگر از آن بهانه هائی است که خیلی راحت می توان با آن کنار آمد ، و چاره کار، تنها استفاده از یک عدد عینک می باشد که در موقع مطالعه، از آن استفاده نمایند.

 

 

مزایای تحصیل در بازنشستگی:

%d8%aa%d8%ad%d8%b5%db%8c%d9%84-12

مزایای تحصیل چیزی نیست که من بخواهم، برای این عزیزان تجربه دیده تکرار نمایم. زیرا این مطالب اطلاعاتی است که خود این عزیزان به فرزندان و نوه های خود جهت تحصیل انتقال می دهند.

یکی از همکارانم به محض بازنشسته شدن، با وجودی که کارشناسی ارشد ایشان در زمینه علوم دریائی بود، اقدام به خواندن درسهای روانشناسی نمود، و هم اکنون بعنوان یک دکتر روانشناس، اقدام به ایجاد یک شغل برای خود و درامد کافی در زمان بازنشستگی گردیدند.

پس مهمترین مزایای ادامه تحصیل در بازنشستگی، ایجاد درآمد جدید و حتی بیشتر از آب باریکه بازنشستگی است، علاوه بر اینکه برای خویش نیز یک شغل جدید ایجاد کرده و سلامتی خویش را نیز به همراه خواهد داشت.

سایت گنجینه نیروی انسانی 

انتقال تجربیات بازنشستگان

انتقال تجربیات بازنشستگان

چگونه بازنشستگان، تجربیات خودشان را به نسل جوان منتقل نمایند

tajrobe01

انتقال تجربیات بازنشستگان

پس از ۳۰ سال خدمت در اداره، سازمان/محل خدمت، بالاخره این زمان نیز طی شده و حکم بازنشستگی، با تکریم، به شخص تحویل می­گردد. شخص بالافاصله بعد از دریافت ابلاغ بازنشستگی، شروع به تسویه حساب با اداره می­نماید.

این تسویه حساب شامل انتقال کلیه وسائلی است که فرد در طول خدمت از آن وسائل استفاده نموده است. بعد از اینکه حداقل ۱۰ تا ۳۰ امضاء(بستگی به ادارات مختلف، این تعداد متغیر است) تکمیل گردید، شخص با سپردن آن برگه به کارگزینی، عملاً کار خود را در آن اداره به پایان می رساند.  با خداحافظی از یاران جدا می شود.

اما یک مسئله این وسط مغفول مانده است و آن تجربیاتی است که این شخص در طول سالهای ماندگاری در آن شغل/سمت در آن مشغول بوده است، و کلیه مسائل و مشکلاتی را که با آنها مواجه بوده و نحوه برخورد با آنان را با خود به منزل می برد. و کوله بار تجربه را بدون انتقال به اشخاص دیگر، و بدون استفاده برای شخص خودش، در صندوقچه قلبش نگهداری می­نماید.

 

 

انتقال تجربیات، یک اصل یا درخواست

یادم می­آید زمانی که در حال انجام خدمت سربازی بودم، در آموزش، بعنوان مربی مخابرات، مشغول خدمت بودم، در آنزمان برای یادگیری وسائل و تجهیزاتی که باید آموزش دهم، از جزواتی که در آنجا برای همین امر اختصاص یافته بود، استفاده می نمودم.

پس از اینکه حدود ۱٫۵ سال از طول خدمتم گذشته بود، پس از کسب تجربیات فراوانی که از ایجاد ارتباط بین واحدهای مرتبط جنگی، برای خود کسب نموده بودم، با همکاری یکی دیگر از هم خدمتی­هایم، شروع به نوشتن یک جزوه برای آیندگان نمودیم. زیرا که درست است که ما از مطالب جزوات قبلی استفاده نموده بودیم. اما در این مدت یکسال و نیم خدمت، آموزش و انجام عملی آموزشها در میدان­های جنگی، تجربیات فراوان و ذیقیمتی نیز به آن آموزشها اضافه گردیده بود و این وظیفه ما و امثال ما بود که این تجربیات را به نسلهای بعد و مربیان بعدی، منتقل نمائیم.

sarbazi

همانگونه که اشاره کردم، شروع به نوشتن یک جزوه جدید مخابراتی نمودیم و جالب این بود که زمانی که از بقیه دوستان و همراهان درخواست همکاری می­نمودیم، آنها اظهار می­داشتند که ما بعد از انجام خدمت سربازی دیگر به آنجا برنخواهند گشت و این جزوات به درد آنها نمی خورد. در صورتی که از این اصل غافل مانده بودند که “دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند”.

قرار نبود که این جزوات توسط خود ما خوانده و بکارگیری گردد، اما این وظیفه ما بود که تجربیات ذیقیمت خود را به دیگران انتقال دهیم و سعی خود را برای انجام این فریضه انجام دادیم.

حال نوبت به بازنشستگان گرامی است، کسانی که زمانی که به ادارات و محل­های خدمت خود وارد گردیده بودند، جوان­های خام و بی تجربه­ای بودند و آموزشهای خاص یا تحصیلات آکادمی دیده بودند، لکن پس از سالها کار و خدمت در اداره، به تجربیاتی ارزشمند نائل گردیدند.

 چه خوب است که این تجربیات ارزشمند به هر طریق ممکن، به نسل بعد انتقال یابد. یا ترتیبی اتخاذ شود، که این تجربیات به طریق مقتضی به افراد جایگزین آموزش داده شود.

%d9%86%d9%88%d9%8715

هر چند که تکنولوژی هر روز در حال تغییر و تحول است و وسائلی که هر سال استفاده ­می­گردد، نسبت به سال گذشته، از رتبه بالاتر و عملکرد بهتری برخوردار است، اما مطالبی را که در طول سالها، با زحمت فراوان و مشقات زیاد، بدست اشخاص میرسد که اگر هر فرد بخواهد به خودی خود، این تجربیات را نیز خود تجربه نماید، نیاز به سالها، کار و تحمل رنجهای فراوان مجدد است.

 

ارزش تجربیات

چند روز پیش، با هماهنگی، خدمت یکی از عزیزان سالمند که حدود ۱۰۰ سال از خداوند عمر دریافت داشته بود، رسیدیم، این پیره زن خوش صحبت و با صفا، که خوشبختانه از عملکرد بدنی خوبی نیز برخوردار بود، علیرغم از دست دادن همسر خود در چند ماه گذشته و دختر بزرگ خود در چند سال قبلش، همچنان با آرامش و طمأنینه مربوط به خود صحبت میکرد.

در زمان صحبت، متوجه شدم که ایشان دادگاه حل اختلاف خانواده هستند و در طول مدت عمر خود، خانواده های زیادی را صلح داده و هم اکنون نیز آمادگی این کار را برای هر زوجی داشتند.

%d8%ad%d9%84-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%81

در همان زمان به این فکر افتادم که چه خوب است این عزیز سالمند، خاطرات خود را از این رفع اختلافها در جزوه، کتابی جمع آوری و به دست دادگاههای حل اختلاف خانواده برسانند تا آنها متوجه شوند که بدون دانستن کتابهای ضخیم و پرمحتوای حقوقی نیز می­توان جوانها و خانواده ها را از اختلاف برحذر داشت.

 

نحوه انتقال تجربیات به دیگران

انتقال تجربیات به نسل بعد را میتوان از طرق مختلف انجام داد:

  • اردوهای تفریحی، زیارتی، سیاحتی با گروههای مختلف برگزار گردد و بازنشستگان، در آن اردوها تجارب خود را در طول سفر به اطلاع هم سفرهای خود برسانیم.
  • اگر در طول عمر کاری خود از جزوات بخصوصی، یا کتابهای تخصصی خاصی استفاده می نمودند. با در اختیار گذاشتن آن کتابها و جزوات به ادارات و نحوه استفاده از آن، به افزایش معلومات آیندگان کمک نمائیم.
  • بازنشستگان گرامی می­توانند، تجربیات خود را در قالب(کتاب، جزوه، مقاله، نامه و …) نوشته و در اختیار ادارات و نسل بعدی قرار دهند.

tajrobe08

  • بازنشستگان گرامی، در صورتی که توانائی یا امکان نوشتن ندارند، می­توانند تجربیات خود را در قالب فایلهای صوتی تهیه و آنها را در اختیار ادارات و نسل­های بعدی قرار دهند، تا بلکه آنها بتوانند بر اساس این فایلها، جزوات مربوطه را آماده و در اختیار دیگران قرار دهند.
  • تجارب خود را در قالب خاطرات تهیه و به نسل بعد انتقال دهید.
  • در زمانی که هنوز در اداره مشغول به کار هستید، از نسل بعدی درخواست نمائید در انجام کارها به شما کمک نموده و در حین کمک، موارد اصلی را به آنان بیاموزید.
  • به هیچ عنوان در زمان انتقال تجربیات، از حربه نصیحت استفاده ننمائید.

 

tajrobe06

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

Vbakhtyari@gmail.com

نوه، پاسپورت ورود به دوره جوانی

نوه، پاسپورت ورود به دوره جوانی

پاسپورت ورود به دوره جوانی

%d9%86%d9%88%d9%875

یکی از آرزوهایی که از دوران کودکی داشتم، همراه بودن با بچه ها بود، زیرا بچه­ ها، در زمان حال زندگی میکنند. در لحظه شاد هستند. چیزی از کینه و بغض و … نمی­دانند. زمانی که با آنها باشیم اگر مثل آنها فکر کنیم و مثل آنها عمل نمائیم، غمهای دنیا، بی ارزش گردیده و سبک بار می­شویم.

بودن با نوه، برای هر پدر بزرگ و مادر بزرگی جزء آرزوهای دیرینه­اش است، زیرا که نوه(مغز بادام) بر اساس گفته های پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، از فرزند(بادام) شیرین تر هستند. و می­تواند همدم، سنگ صبور و دوستدار شما باشد، هیچ پدر بزرگ و مادر بزرگی نیست که با دیدن نوه، لبخند بر لبانش جاری نشود، در مسافرتی که چند روز پیش به یکی از شهرهای شمالی داشتم، با یکی از دوستانم به شهرشان رفتم تا یکی از اقوامش که سن بالا داشتند را ملاقات نمایم. پس از رسیدن به منزل پدری، فرزند دوستم، به تنهائی وارد خانه پدربزرگ خود شد،  زمانی که به در خانه رسید و مادر بزرگ و پدربزرگش را صدا کرد، مادر بزرگ که داخل خانه بود، و صدای او را شنید، دیگر سر از پا نمی شناخت و شتابان به سمت نوه خود حرکت کرد تا هر چه سریعتر، نوه خود را در آغوش بگیرد.

این است قدرت نوه، که می تواند، یکی از بهترین و قشنگترین و بی آلایش ترین پاسپورت­ها برای ورود شما به دوره جوانی اتان باشد، زیرا که با بودن با آنها، شما همواره شاد و سرحال هستید.

 

 

بودن با نوه ها:

زمانی که نوه ها پا به عرصه وجود می گذارند، شیرینی زندگی چندین برابر گردیده و دیدن نوه ها و بودن با آن ها نه تنها، انرژی انسان را چندین برابر نموده، بلکه امید به زندگی را نیز افزایش می­دهد. این بودن با نوه ­ها را میتوان در چند بخش تقسیم بندی نمود:

 %d9%86%d9%88%d9%872_1

 مفید بودن با نوه ها:

زمانی که فرزندان به سن بلوغ میرسند، هر یک به سر زندگی خود رفته، و عملاً مادر و پدر را تنها میگذارند،  پدر و مادر اگر نتوانند برای خود مشغولیاتی داشته باشند، کم کم، این تنهائی بر آنها اثر گذاشته و آنها را افسرده و غمگین می­سازد، حال اگر نوه­ هائی پا به عرصه وجود بگذارند، بسیاری از مسائل حل می­گردد، زیرا که بودن با نوه­ ها میتواند حس مفید بودن را در انسان، زنده نماید و با آنان دمی را بیرون از این دنیای هزار رنگ، بگذراند.

%d9%86%d9%88%d9%874_1

رفیق بودن با نوه ها:

نوه ها، گاهی اوقات با والدین خود، مشکل دار می­شوند، حال اگر این نوه­ ها، بر اساس غرایز خود به سمت پدر بزرگ و مادربزرگ کشیده شوند، بهترین فرصت برای یاری آنها و رفاقت با آنان می­باشد.

خوب می­دانید که زمانی که فرزندان کم کم بزرگ میشوند، زمانی فرا می­رسد که دیگر حرف والدین را گوش نمی­ کنند و تنها حرف رفیق برایشان وحی منزل می­گردد، پس چه خوب است که در این بازی برد برد، که هر دو طرف سود میبرند، وارد شوید که هم بازنشستگان از نوه­ ها، سود می­برند، و هم نوه ­ها می­توانند از داشتن رفقائی که خوبی آنان را از ته دل بخواهند به خود ببالند، به شرطی که تنها، بدگوئی پدر و مادر برای آنها نباشد. زیرا که هر چند که والدین بد باشند، لکن هیچ فرزندی تاب حرف زدن پشت سر والدینش را ندارد. پس توصیه می گردد که رفقائی بدون بدگوئی باشید و تنها به موارد مثبت نظر بیفکنید.

دوم روابط

کمک به نوه ها:

نوه شما مانند فرزند شما، در دوران کودکی و حتی بزرگسالی، بعلت اینکه شما برایش عزیز هستید، مسائل و مشکلاتی دارد. گاهی اوقات والدین آنها، به حرفشان و خواسته ­هایشان توجه نمی­کنند و آنها ناچار به سمت شما می­آیند، در این موارد اگر شما بتوانید که گره­ای از گره­های در هم پیچیده آنان را با تجارب گرانبهای خود باز نمائید، با چندین قدم به سمت انس بیشتر با نوه­ هایتان و نیز کمک به فرزندان خود گام برداشته­ اید.

%d9%86%d9%88%d9%873

 

داستان گوئی برای نوه ها:

نوه­ های شما، یکی از بهترین شنوندگان داستان­های شما هستند، و همیشه برای شنیدن داستان­های خوب و جذاب از طرف شما، لحظه شماری می­کنند، این فرصت بسیار گرانبهائی است که با گفتن داستان­های خود علاوه بر یادآوری خاطرات خوب گذشته، در قبال داستان، آنان را از مسائل و خطرات سر راه نیز آگاه نموده و به قول ما اساتید، با دادن پیام­های مخفی در طول داستان، بطور غیر مستقیم آنها را نصیحت نمائید، زیرا که هیچ کس دوست ندارد، بصورت رسمی مورد نصیحت و اندرز قرار گیرد.

%d9%86%d9%88%d9%8712

 

شکرگزاری بخاطر نوه ها:

بودن نوه ها در کنار شما، بدان معنا است که انشااله فرزندان شما در قید حیات هستند، یا اگر در قید حیات نیستند، خدا این لطف را به شما نموده است که یادگاری از فرزندان شما بر جای بماند، و مورد دوم نیز آنکه اگر نوه ها، در کنار شما هستند، یعنی اینکه آنقدر شما برای آنها عزیز هستید که آنها لحظات با شما بودن را بر لحظات دیگر عمرشان ترجیح می­دهند، پس پیشنهاد می­گردد که برای هر دو مورد شکرگزاری مخصوص به خود را داشته باشید. و هر چقدر که شکرگزاری بیشتر انجام گردد، بطور قطع، نعمتها افزایش خواهد یافت.

%d9%86%d9%88%d9%8713

 

پرستاری از نوه ها:

با تنی چند از همکاران بازنشسته که مذاکره می­کردم، اعلام داشتند که اکثر روزها به دلیل اینکه، فرزندان آنها کارمند هستند، بچه هایشان را در نزد، آنان گذاشته و خودشان به سر کار می­روند. در همان موقع به این فکر افتادم که آیا این عمل صحیح می­باشد یا خیر?

%d9%86%d9%88%d9%876

صحیح از این جهت که خوب با نگهداری از نوه­ ها، علاوه بر سود بردن از اینکه آنان در کنار شما هستند، و شادی و نشاط را برای شما به همراه می­آورند، و از آن جهت که مثل همیشه، باز کمک یار، فرزندانتان هستید، بسیار خوب و شایسته است، لکن اگر این کمک کردن و پرستاری، شما را از بقیه کارهای مربوط به خودتان دور نگهدارد و به واسطه این نگهداری نتوانید به علائق و خواسته­ های خود برسید، کاری ناپسند است، زیرا که در هر صورت شما اول باید به علائق خود برسید.

احتمالاً نیز الان دارید بر من خرده میگیرید که خوب، علاقه من بودن با نوه­ هایم است.

بله میدانم که بودن با نوه ها، بسیار خوب و شادی بخش است، و خود نیز بارها در همین بخش این عمل را پیشنهاد نموده ام، لکن در هر کاری باید تعادل برقرار گردد و از افراط و تفریط خودداری گردد. اگر شما نتوانید به کارهای دیگر مورد علاقه خود برسید، مسلماً در چند وقت بعد که دیگر بچه­ ها بزرگتر شده و خودشان برای خود، مشغولیاتی فراهم می­نمایند، شما مجدداً، طعم تنهائی را خواهید چشید، آزموده را آزمودن خطاست. پس لطفا، در نگهداری نوه ­ها، اعتدال را حفظ نمائید.

 

بردن نوه ها به پارک

%d9%86%d9%88%d9%8716

ما برای با نشاط بودن در دوران بازنشستگی، باید به بهترین نحو از این زمان(بودن با نوه ها) بهره ببریم و به یاد بچگی مان، همراه با نوه ها، این دوران را سپری کنیم.

بازنشسته می­تواند از این دوران استفاده کرده و مانند گذشته به فرزندان خود، با بردن نوه­ها به پارک(البته نه همیشه) کمک نماید. چند ساعتی را با نوه­ها، که چیزی از کینه و بغض و نیرنگ نمی­دانند، گذرانده و مدتی را شاد در کنار این معصومان به خوشی بگذرانید.

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

روابط در زندگی بازنشستگی چگونه باید باشد

روابط در زندگی بازنشستگی چگونه باید باشد

روابط در زندگی بازنشستگی چگونه باید باشد

روابط

صبح مانند هر روز، ساعت ۵ صبح با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار می­شود و پس از نماز و ورزش، جهت خرید نان به نانوائی محل رفته و پس از خرید نان، به شور و شوق به سمت خانه برگشته و سماور را روشن کرده و وسایل صبحانه را حاضر کرده و خود را برای بیدار نمودن خانواده آماده می­نماید.

خانم خانه و اهل خانه پس از بیدار شدن از خواب ناز، شروع یک روز بسیار خوب و زیبا آغاز می­نمایند. در کنار خانواده یک صبحانه دلپذیر را تجربه می­کنند. پس از صرف صبحانه، هر یک از اهل خانه، برای رفتن به محل کار خود به اطاقهای خود رفته و لباس­های رسمی خود را پوشیده و پس از خداحافظی به سر کارهای خود می­روند.

مرد یا زن بازنشسته، که سالهای سال پس از صبحانه به همراه بقیه افراد برای رفتن به سرکار آماده می­شدند، اینبار، باید در منزل مانده و منتظر برگشت اهل خانه گردند. این منتظر ماندن ها و تنهائی­ها و فکر کردن­ها، برای بعضی از عزیزان بازنشسته لذت بخش نیست و کم کم اخلاق خوب و زیبای آنان را دچار اختلال می نماید. و بنای ناسازگاری را با خانه و اهل خانه می نمایند.

این داستان یکسری از بازنشستگانی است که روزگار می گذرانند.

بعد از بازنشستگی، تعدادی از عزیزان که دارای تخصص و سن پائین­تر هستند و یا از قبل برای خود شغل دومی دست و پا کرده­اند، همچنان پس از بازنشستگی به کار مشغول می­گردند و عملاً مثل سابق و گاهاً بسیار کوشاتر از سابق به کار خود ادامه می­دهند. لکن بعضی از عزیزان که دارای تخصص نبوده و یا کمی سن آنها بالا رفته و یا تلاشی در جهت ایجاد کار دومی برای خود ننموده باشند، لاجرم مجبور به خانه نشینی می­گردند.

اگر این قشر عزیز از خانم­ها باشند، مشکلی بوجود نخواهد آمد و فرد بازنشسته با خاطری خوش و در کمال آرامش به کارهای عقب افتاده زمان اشتغال مشغول می­گردد و تا مدتها سر خود را با انجام آن کارها، مشغول می­نمایند و پس از آن نیز خود را با فرزندان و نوه­ها مشغول می­سازند (مانند یکسری از همکاران خانم اینجانب که وظیفه نگهداری از نوه­های خود را به عهده می­گیرند، و از این فرصت بدست آمده، علاوه بر کمک به فرزندان خود، مشغولیات جدید و دلنشینی برای خود مهیا می­نمایند).

دوم روابط

اما اگر این بازنشسته از آقایان باشند، بحرانی متوجه خانه و خانواده میگردد و این افراد معمولاً به دو صورت عمل می­نمایند یا به پارک می­روند و آنها با دیگر هم کیشان خود، روزگار میگذرانند، یا در خانه نشسته و بعلت اینکه دیگر کاری برای انجام دادن ندارند، مرتب به مسائل دیگران سرک کشیده و خود را در آن مسائل سهیم می نمایند و خانواده نیز که عمری را خود با مسائلشان کنار آمده اند، دچار مشکل و بحران می نمایند.

سوم روابط

حال برای رفع این مسائل، باید به چند سئوال اساسی پاسخ داد:

اصلاً چگونه باید با فرزندان که همگی یک نسل بعد از ما هستند رفتار نمود؟

فرزندان چگونه باید با بازنشستگان رفتار کنند؟

احترام بازنشستگان به چه صورت تأمین میگردد؟

و …

اینها تعداد سئوالاتی میباشد که هر یک از بازنشستگان مایل هستند که جوابی برای آن بیابند.

من در این مقاله سعی دارم که تا حد ممکن به این سئوالات پاسخ دهم.

قبل از پاسخ به این سئوالها ابتدا باید رابطه را معنی نمائیم.

رابطه به هر نوع پیوند و بستگی معنی پیدا کند، برای اینکه پیوندها درست برقرار گردد، نکات ذیل را باید در نظر داشته باشیم:

 

چهارم روابط

 

 

روابط بازنشستگان با اطرافیان چگونه باید باشد?

در ابتدا باید بدانیم که بحث روابط از خود بازنشستگان شروع میشود و اینکه دیگران با ما چه رفتاری دارد، به رفتار و منش ما با دیگران مربوط میشود و از قدیم  گفته اند به هر دستی بدهی با همان دست میگیری. پس بنابر این نحوه رفتار بازنشسته با اطرافیان بسیار با اهمیت می باشد.

بعضی از همکاران ما، در زمان بازنشستگی و وقتی که به نزد دیگر همکاران شاغل خود میروند، با کوله باری از تجربه چنان، با دیگران  محکم و با صلابت برخورد می نمایند که دیگران از این صلابت درس گرفته و آنها را با احترام برخورد می نمایند.

پنجم روابط

عدم تفاوت بین بازنشستگی و اشتغال

تعدادی از همکاران در زمانی که به بازنشستگی نائل می­گردند، بر اساس آموزه­های اشتباه گذشته، فکر میکنند که از این به بعد، با دیگران خیلی تفاوت دارند و باید رفتارهای آنها کاملاً عوض گردد، هر چند که بخاطر اینکه تجربه چندین دهه کار در شغل مربوطه را به همراه دارد، باید رفتارهای پسندیده­تر و بهتری از خود بروز دهد، لکن این تجربه­ها در زندگی و برخورد با مسائل می تواند راه گشای ما باشد، و برخورد با همکاران و دیگر افرادی که زمانی با آنها در زمان اشتغال مراوده داشتیم، باید همچنان مثل گذشته و حتی صمیمی­تر از گذشته باشد.

این تفکر که من دیگر به خط پایان نزدیک گردیده­ام را از سر خود بیرون نمائید. زیرا که تعداد نفراتی که هم اکنون در اطراف ما در سنین بالای ۹۵ سال زندگی بسیار خوب و سراسر با نشاطی را تجربه می­کنند بسیارند و می­توانند الگوهای بسیار خوبی برای ما باشد و بدانیم که تازه به دوران زندگی دوم خود وارد گردیده­ایم.

 

بروز بودن بازنشسته

با پیشرفت تکنولوژی و افزایش وسائل الکترونیکی روزآمد و پر کاربرد و در دسترس بودن این وسائل برای همگان، مسلماً خیلی از اطرافیان و اجتماع، دچار تغییرات همراه با تغییرات تکنولوژی می­گردند. این تغییرات هم لحاظ رفتاری و هم از لحاظ تکنولوژی است.

ششم روابط

در زمان ما، بچه­ها تنها در ساعاتی از روز به تلویزیون دسترسی داشتند. صدا و سیما نیز به جز چند کانال، دیگر چیزی برای ارائه نداشت، لکن در زمان حال، علاوه بر افزایش روز افزون کانالهای صدا و سیما، ماهواره نیز پا به عرصه وجود گذاشته و هزاران کانال نیز توسط این وسیله، به خانه­ها وارد گردیدند. هر کانال، یک فرهنگ مختص به خود را اشاعه و تبلیغ می­نماید. از اینها گذشته، اینترنت این غول اطلاعات نیز با آمدن به سرای خانه­ها، بسیار از کانالهای نامربوط و قابل جستجو را در اختیار خانواده قرار میدهد.

با وجود چنین وسائلی، اجتماع دچار تغییرات فزاینده­ای گشته و لازم است که بازنشستگان گرامی، برای ارتباط با دیگران، ابتدا نسبت به بروز بودن و یادگیری استفاده صحیح و مناسب از وسائل جدید اهتمام جدی داشته باشند. و در صدد شناختن رفتارهای جدید اطرافیان بخاطر فرهنگ­های ارسالی از اطراف برآئیم.

 

روابط اطرافیان با بازنشستگان

حال که روابط بازنشستگان با اطرافیانشان را مورد بررسی قرار دادیم، جا دارد که به طرف دوم رابطه، یعنی اطرافیان بپردازیم و بدانیم که روابط اطرافیان با بازنشستگان باید چگونه باشد.

هفتم روابط

بسیاری از اطرافیان بازنشستگان از رفتارهای بازنشستگان گله دارند و نمی­توانند این رفتارها را برای خود حلاجی و با این رفتارها کنار بیایند، اما باید این عزیزان این مطلب را مد نظر قرار دهند که بسیاری از این رفتارها از طرز رفتار خودشان با بازنشستگان نشأت می­گیرد.

مسلم است که زمانی که سن بالا میرود، توقع نیز بالا میرود و بازنشستگان از دیگران توقع دارند که به حرفهای آنها گوش دهند، لکن این مسأله اصلی را فراموش کرده­اند که تفاوت بین نسلها وجود دارد و نباید این تفاوت را ندیده گرفت.

هم فرد بازنشسته و هم اطرافیان باید بدانند که حداقل فاصله یک نسلی بین آنها وجود دارد و اینکه توقع داشته باشیم که براحتی حرفهای همدیگر را درک نمائیم، کمی دور از منطق می­باشد.

دیدن  بازنشسته:

چند شب قبل از نوشتن این مطلب، مجبور شدم که دخترم را برای اینکه مشکل داشت به مطب دکتر ببرم، در آنجا زمانی که منتظر بودیم که نوبت ما برسد و به اطاق پزشک برویم، پیرمردی ۸۵ ساله به همراه پسرش وارد درمانگاه گردیدند و پدر به سختی و به کمک پسر بر روی صندلی قرار گرفت و من منتظر بودم که شرایطی فراهم گردد که بتوانم با این پیرمرد سخن را آغاز نمایم.

بعد از لحظاتی پیرمرد این بهانه را به خوبی به دست من داد و در جواب سئوال پسر که چرا اینقدر سخت بر روی صندلی نشست، اظهار داشت که چون به آخر خط رسیده این مسائل بسیار طبیعی میباشد و نباید پسرش غصه بخورد.

هشتم روابط

همین یک کلمه، بهترین بهانه برای شروع سخن من با ایشان بود. من پیش این پیرمرد رفته و از ایشون میزان سنشان را سئوال کردم، حدود چند دقیقه­ای فقط بر روی اینکه چندین نفر بالای ۹۵ سال هستند که زندگی خیلی خوبی دارند و هنوز امید به زندگی دارند و …. صحبت کردم. سپس این پیرمرد، که در ابتدا با ناله سخن میگفت، سکان بحث را کاملاٌ در دست گرفته و بحث شیرین و بدون توقف خود را آغاز نمود. به صورتی که بعد از ۲۰ دقیقه هنوز سخنانشان تمام نشده بود.

پس از ۲۰ دقیقه نوبت رفتن پیش پزشک، به ما رسید و ما به سمت مطب پزشک حرکت و پس از ویزیت دخترم و بعد از اینکه از مطب بیرون آمدیم، نوبت آن پیرمرد شد که به نزد پزشک برود. نکته  جالب اینکه، همین پیرمردی که به سختی وارد درمانگاه گردید و به سختی بر روی صندلی قرار گرفت، بدون نیاز به کمک کسی و فقط با تکیه بر عصای خویش ایستاده و پس از خداحافظی با اینجانب به سمت مطب پزشک قدم برداشت.

نهم روابط

می بینید که در این داستان من کار خاصی انجام ندادم. تنها سعی کردم این پیرمرد، که جوانی بانشاطی داشته را تا حدودی ببینم و نتیجه آن حرکت پیرمرد بدون کمک دیگران بود. این میتواند بعنوان نقطه شروع هر رابطه ای با هر بازنشسته ای باشد،

بازنشسته بعد از بازنشسته شدن، و بعلت اینکه دیگر نان آور خانه نمی باشد، یک حس خیلی غریب و تنهائی را دارد، که اگر اطرافیان نتوانند این حس تنهائی را چاره سازی نمایند، این ارتباطات به مرور کمرنگ تر و کمرنگ تر میگردد.

 

با تشکر

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

 

راههای جلوگیری از ورود بیماریها به بدن بازنشستگان

راههای جلوگیری از ورود بیماری به بدن بازنشسته

راههای جلوگیری از ورود بیماریها به بدن بازنشستگان

salamat

شاید شما هم در اجتماع تعدادی از بازنشستگان را دیده باشید که همسان جوانان و ورزشکاران، کارهای عادی و روزمره خود را به خوبی انجام داده و شاید هم بسیار سرحال­تر و قبراق تر از بقیه این کارها را انجام میدهند و متاسفانه بعضی دیگر را نیز می­بینید که چند نفر مراقب باید آنها را جابجا کرده و به کارهایشان برسد. احتمالاً همانگونه که برای من علامت سئوال ایجاد شد، برای شما نیز این سئوال پیش آمده باشد، که چرا بعضی از بازنشستگان و کهنسالان، سرحال و قبراق هستند و بعضی دیگر چنین دست گیر و مشکل دار، لذا بر آن شدم که در این باره بررسی لازم را بعمل آورم و به نتایج ذیل دست یافتم.

بهتر است از تعریف خود سلامتی شروع نمائیم، و آن این است که سلامتی، بر اساس تعاریف، “عبارت است از داشتن جسم و روحی بدون هر گونه عیب و ایراد”.

در بازنشستگان، با افزایش سن، قوای بدنی و جسمانی تحلیل رفته و رو به کاهش می­نهد، و بیماریها شروع به رشد کردن در بدن می­نماید، و در این جا، بازنشستگان و سالمندان دچار مشکلات متعددی می گردند. که می­بایست در دو بخش به آن پرداخت. “قبل از بازنشستگی و کهنسالی” و “زمان بازنشستگی و کهنسالی”.

 

الف- سلامتی قبل از بازنشستگی:

هر فرد شاغل در ادارات و محل­های کار خود، بصورت مشخص می­داند که چند سال باید در آن شغل خدمت نماید، و مدت مشخصی را در شغل خود مشغول به کار است، و می­بایست در همان زمان و بر اساس برنامه­ریزی منظم و مستمر، نسبت به انجام عملیاتی در جهت سلامتی خود اقدام نماید، در صورتی که این برنامه ریزی انجام شود، اثر این برنامه ریزی در آینده و در دوران بازنشستگی و کهنسالی نمایان می­گردد و تا مدتها، این مسئله ذهن عزیزان را درگیر نمی­نماید.

2

اگر بخواهیم در طول عمر، جسم و روحمان در کارهای جسمی و تحلیلها همراهی‏مان نماید و شاد و سرحال باشیم، باید به این مقوله در زمان اشتغال و قبل از بازنشستگی توجه نموده و برای آن برنامه ریزی لازم به عمل آید. برای داشتن سلامتی برنامه‏‏­ریزیها به شرح ذیل پیشنهاد می‏گردد:

  • ورزش: پر واضح است که در همه جا، واژه سلامتی همیشه به همراه ورزش قابل معنا و مفهوم می­باشد. ورزش یکی از اصلی­ترین فعالیتها در داشتن سلامتی است. در این سنین ورزشهای قهرمانی و ورزشهای گروهی و همگانی توصیه می‏گردد. البته لازم به ذکر می باشد که هر نوع ورزشی اگر با استمرار و مداوم نباشد اثر ماندگاری نخواهد داشت.

 

  • کنترل تغذیه: یکی از علتهای داشتن بدنی سالم، داشتن برنامه غذائی سالم و و تعادل در مصرف مواد غذائی می­باشد. و اینکه در این بخش(کنترل تغذیه) باید تعادل لازم حفظ و از مواد غذائی سالم و مغذی استفاده گردد.

 

  • آزمایش بدن: بخش بعدی که باید در نظر گرفته شود، تا حد امکان نسبت به چکاپ بدن اقدام لازم صورت گیرد زیرا که پیشگیری بهتر از درمان است و کلیه بیماریها و مسائل اگر در اوایل کار مشخص گردد، وقت بیشتری برای رفع آن وجود دارد و هزینه کمتری را نیز در بر می­گیرد.

 

  • بیمه: هر چند که اگر در جائی مشغول به کار و فعالیت باشید، کارفرما بر اساس قوانین موجود مؤظف است نسب به بیمه نمودن فرد شاغل اقدام نماید، لکن اگر این کار توسط کارفرما(بهر دلیل) انجام نشد، باید شخصاً نسبت به بیمه نمودن(بیمه هزینه نیست، بلکه یک فرصت و سرمایه گذاری برای آینده می باشد) اقدام نمائید، زیرا می توانید از مزایای این فرصت در بازنشستگی و کهنسالی، بهره­مند گردید. کسانی بودند که در موقع مصاحبه با آنان وقتی که در مورد بیمه صحبت به میان می آمد می­گفتندکه ما پول این چیزها (که معلوم نیست از آنها استفاده بشود یا نشود) را نخواهیم پرداخت و از بیمه نمودن خود طفره می رفتند، لکن بیمه یک سوپاپ اطمینان است که در موقع کهنسالی و زمانی که نیاز به درمان بوجود آمد، به طرز معجزه آسائی به کمک فرد آمده و در پرداخت مخارج درمان، کمک و یار فرد خواهد بود.

 

ب- سلامتی در دوران بازنشستگی:

1

حال اگر فرد، در دوران اشتغال بر اثر مشغله فراوان و … امکان برنامه ریزی نداشته یا دچار اهمال کاری گردیده است، آیا می­توان در این دوران برای سلامتی خود کاری انجام دهند؟

مسلم است که جواب این سئوال مثبت است زیرا درست است که برنامه ریزی در دوران اشتغال انجام نشده، و این ما را دچار مسئله و مشکل می نماید، لکن اگر اهمال کاری در میان نباشد و یک برنامه ریزی منظم و مستمر و متناسب با وضعیت فیزیکی جسمی و روحی خود داشته باشد، می تواند البته با تأخیر به همان مرحله سلامتی برسد.

سلامتی یکی از اصلی­ترین و مهم­ترین اهداف دوران بازنشستگی است و یک ضرب المثل ناصحیح که از قدیم در روی زبانها گذشته این است که “سن که رسید به پنجاه، فشار میاد به چند جا”  این ضرب المثل اصلا درست نیست و بر اساس تحقیقات جدید، مشخص شده است که بیماری در کهنسالی اصلاً طبیعی است و اینکه فردی در سنین بالای ۵۰ سال به بیماری مبتلا گردد، اصلا عادی نیست.

بحث اصلی که در این­جا وجود دارد این است که فرد به موجب بالا رفتن سن خود و منفک شدن از محیط کار و کاهش درآمد، به نوعی دچار مشکلات روحی می­گردد. روحیه خود را از دست داده و آغوش خود را به روی مهمان ناخوانده افسردگی باز می­نماید، و همین مهمان ناخوانده است که با جا خوش کردن در بدن و دسترسی کامل به کلیدهای ورود به بدن، بقیه مهمان­های ناخوانده بد دیگر از جمله، انواع بیماری­ها را به بدن دعوت می­نماید و متأسفانه در این حالت، بدن محل اجتماع بیماریها می­گردد. لذا توصیه می­گردد هر فرد به خدای خودش و توانایی­هایش اعتماد و اطمینان داشته باشد، و بداند که انسان های بسیاری(خود شاهد این نفرات بوده و هستم و اگر به اطراف نگاه کنید، از این دست انسان ها به کرارت مشاهده خواهید نمود) هستند که تا سنین بالا بدون هیچگونه بیماری، زندگی سراسر شاد، خوشحال و سلامت خود را دارند و تا حدود یکصد سالگی بدون هیچگونه همراه اضافی به زندگی سراسر لذت بخش خود ادامه می­دهند. پس دیگر معطل نکنید و زمان را از دست ندهید و به جای فکر کردن به انواع بیماریها، در ابتدا اولین مهمان ناخوانده را که خود اجازه ورود آن را به بدن خود داده‏اید، را جواب کرده و از این مأمن اخراج نمائید. تا بتوانید خیلی راحت با مهمانهای ناخوانده دیگر مواجه شده و آنها را براحتی از بدن خارج نموده و اجازه ورود به بقیه مهمانهای ناخوانده دیگر(بیماری) را به بدن ندهیم.

 

در حال حاضر مهم نیست که چه مهمان­های ناخوانده­ای به بدن وارده شده­اند، و با چه مشکلات و بیماری­هایی مواجه هستید، لکن تنها یک خواسته از شما دارم و آن اینکه با آموزه­های این مقاله همراه شده و با تعهدی که به خود میدهید، مدتی را با برنامه­های این مقاله باشید، امید است که اگر به برنامه­های این مقاله عمل نمائید، (همانند پیره زنی که در سن ۸۶ سالگی علیرغم اینکه در سال قبل توانائی انجام خیلی از کارها را نداشت، و برای حرکت از ویلچر استفاده میکرد، لکن با آموزه­های دریافتی، توانست در روز تولدش، کیک تولدش را خودش و بدون همراهی کسی و بدون ویلچر به خانواده خود تعارف نماید، و نتیجه این تعارف چیزی جز غش کردن چند تن از اقوام نبود) خیلی راحت، کیک تولد یکصد سالگی خود را با دستان خود و بدون کمک و یاری دیگران برای فرزندان و نوه­ها و نتیجه های خود، تعارف نموده و زندگی سراسر عشق و محبت و شاد را تجربه خواهید نمود.

 

  • توکل بر خدا و اعتماد به نفس

زمانی که نگاه به اطرافیان و اجتماع می­اندازم، با یک بررسی ساده به این نتیجه می رسم، که کسانی که اعتقادشان به خدای خودشان کاملتر است، در نتیجه از هر گونه مسئله ای نگران نمی شوند و در آرامش کامل هستند، و سلامتی بدیهی ترین بازخورد این آرامش است که در هر موقعیتی چون اعتقاد دارند که کسی هست که دارای قدرت کامل است و تا نخواهد برگی از درخت به روی زمین نخواهد افتاد، پس دغدغه فکری برای خود ایجاد نمی نمایند. پس بهترین داروی سلامتی، توکل بر خدا می باشد که اگر چنین باشد، بقیه داروها و نسخه ها قابل عمل هستند و در غیر اینصورت، هیچ داروئی نمی تواند بر روی جسم تأثیر بگذارد.

داروی دوم که در خصوص سلامتی حائز اهمیت است، اعتماد به نفس است، که باید در ابتدا خود را دوست داشته باشیم و از فدا کردن خود برای دیگران، هر چند عزیز خودداری نمائیم. زیرا که اگر اعتماد به نفس داشته باشیم دیگر مسئله ای نمی تواند برای ما دردسرساز بشود.

 

  • جلوگیری از افسردگی

4

افسردگی در معنی لغوی به معنای یک نوع اختلال حالت (خلق) است که منجر به احساس مداوم ناراحتی و از دست دادن علاقه می­شود. و فرد با بدست آوردن این حالت، و دادن اجازه ورود به این مهمان ناخوانده به بدن، عملاً به سلامتی چراغ قرمز نشان می­دهد و سلامتی را دچار مشکل می­نماید. برای همین شناخت این عامل، از مهمترین علل ورود بیماریهای مختلف در بدن می­باشد.

در جائی خواندم که بیماری در بازنشستگی و کهنسالی طبیعی نیست، لکن افسردگی در بازنشستگی و کهنسالی می­تواند طبیعی باشد، بخاطر همین باید جلوی ورود این مهمان ناخوانده را به بدن بگیریم و کارت دعوت او را باطل نمائیم. از راه های ذیل می­توان از ورود این مهمان ناخوانده به بدن جلوگیری نمود.

همان گونه که در آیتم قبلی عنوان گردید، توکل بر خدا، می تواند بر هر مشکلی فائق آید و اگر توکل بر خدا نمائید دیگر چیزی برای شما دچار مسئله نخواهد کرد.

در درجه دوم نیز اعتماد به نفس اگر داشته باشید، دیگر رفتارهای اطرافیان و مسائلی که در اجتماع بوجود خواهد آمد، چون خودتان برای خودتان ارزش قائل هستید، دیگر مسائل اطراف برایتان ارزشی نخواهد داشت که بخواهد فکر شما را درگیر خود نموده و در نهایت، و شما را دچار افسردگی نماید.

 

 

  • خنده بر هر درد بی درمان دواست

5

مهمترین بحث در خصوص جلوگیری از افسردگی، خندیدن است. اگر بتوانید بخندید، دیگر افسردگی جرأت نزدیک شدن به شما را ندارد، و همچنان سعی میکند در چند متری شما، حرکت کند. لذا پیشنهاد می شود تا می توانید بخندید که از قدیم نیز گفته اند. خنده بر هر درد بی درمان دواست.

 

  • جلوگیری از استرس

واژه استرس از لغت لاتین”Stringer” به معنی ”سختی“ گرفته شده است. استرس یک واکنش تطبیقی به یک عامل بیرونی است که پیامدهای فیزیولوژیکی، رفتاری، شناختی و روان شناختی زیادی برای هر فرد در پی داشته، فرد را از حالت عادی خارج می کند.

و به علت اینکه این مهمان ناخوانده نیز می تواند دعوت کننده تمام امراض دیگر باشد، لذا شناخت این مهمان و طرز برخورد با این مهمان نیز در سلامتی مهم و حیاتی است.

اول باید این را بدانیم که هر استرسی بد نیست، و بعضی استرس ها اگر نباشد، دنیا از حالت عادی خود خارج میگردد، مثال خیلی واضح آن همین بیماریها است، اگر استرس درمان و نگرفتن بیماریها نباشد، شاید بدن و فکر دیگر بدنبال سلامتی نرود. پس باید بین استرس خوب و بد، تفاوت قائل شد.

برای رفع استرس های بد، نیز مانند افسردگی می توان از داروهای توکل بر خدا و اعتماد به نفس نیز استفاده همه جانبه و کامل نمود، و با این دو داروی بسیار مهم و حیاتی، جلوی ورود استرس های بد را به بدن گرفت.

داروی دوم نیز مثل قبل، خنده است، که میتواند بر استرس تأثیر بگذارد.

 

  • عدم تفکر در رابطه با اطرافیان

زمانی که صدای گریه اولین نوزاد از اطاق زایمان به گوش میرسد، دغدغه های فکری برای او نیز گریبانگیر والدین می گردد و والدین با توجه به سطح فرهنگ و اخلاقیات خود، درگیر این دغدغه ها می گردند. البته بدیهی است که تا زمانی که این طفل خوب و بد را از هم تشخیص دهد(البته نه تا ۵۰ سالگی) این دغدغه را برای خود حفظ کرده و کمی در باره آینده این عزیزان به فکر باشیم، اما در زمانی که دیگر خوب و بد را از هم تشخیص داد، دیگر فدا کردن و تفکر بیش از اندازه در باره آنها و رفتارشان، شما را از سلامتی دور می سازد، لذا هر چه شما فکر خودتان را برای خودتان و سلامتی خود بگذارید، بیشتر به سلامتی خودتان کمک می نمائید.

 

  • ورزش

6

سلامتی همیشه همراه ورزش قابل معنی کردن است، یکی از موارد اصلی که در خصوص سلامتی باید به آن توجه ویژه داشت و برای آن برنامه ریزی لازم صورت گیرد، ورزش است، البته نه در حد قهرمانی و یا رقابتی، بلکه در حد یک ورزش ساده مستمر و متوالی. و تنها برای سلامتی که برای بازنشستگان و کهنسالان، حدود سی دقیقه تا یک ساعت پیشنهاد می­گردد، البته این ورزش نباید خیلی سریع باشد. پیاده روی سریع چه در خشکی و چه در آب(آب درمانی) می­تواند بعنوان یکی از آیتم های اصلی سلامتی مدنظر قرار گیرد. البته لازم به ذکر است که هر نوع ورزشی اگر بصورت مستمر و مداوم باشد، می تواند اثرات طولانی مدتی نیز به همراه داشته باشد.

 

  • تغذیه:

همزمان با بالا رفتن سن، وضعیت جسمانی ما را به سمت استفاده از برنامه­های غذائی خاص و متناسب با سن و بدن هدایت می­نماید. در این دوران باید از استفاده از تغذیه­هائی که جوانترها تمایل به آنها دارند، و سرشار از قند و چربی است، خودداری شود. و پیشنهاد می­گردد، به لحاظ وضعیت جسمانی استفاده از دو سم سفید(شکر و قند – نمک) را در حد اعتدال در صورت امکان، قطع نائید. پس از آن وضعیت جسمی و روحی خود را قبل و بعد از برنامه­ریزی مقایسه نمائید.

3

 

 

  • کاهش دلهره و نگرانی

یکی از مواردی که همیشه در خصوص سلامتی باید به آن توجه ویژه نمود، این است که از دلهره و نگرانی و استرس تا حد ممکن دوری نمائیم، چرا که مثل دو که مادر تمام ورزشها می باشد، دلهره و نگرانی و استرس، نیز مادر تمام بیماری­هاست، لکن هر دو مادر هستند، اما یکی در جهت مثبت و دیگر در جهت منفی عمکرد دارند، پس باید از مادر مثبت(دو) استقبال نموده و از مادر منفی(دلهره و نگرانی و استرس) بیزاری جسته و آن را از وجودمان اخراج نمائیم.

 

  • کار:

یکی از مواردی که در خصوص سلامتی، بسیار حائز اهمیت است، کار می باشد، همانگونه که می دانید، اصولاً در اسلام، بازنشستگی معنا و مفهومی ندارد، و احادیث ذکر شده از ائمه گویای این مطلب هستند که فرد در زمان حیات خود می­بایست دست از کار و تلاش برندارد که اگر چنین شود، مطمئناً سلامتی نیز دور از دسترس نخواهد بود.زیرا آدمی برای ادامه زندگی نیاز به کار کردن دارد، پس توصیه می شود که برای خود کار دست و پا کنید و اوقات بسیار با ارزش خود را بهره ور نمائید.

 

  • غنی سازی دوران بازنشستگی

غنی سازی در لغت به معنای “پرمایه بودن و پرکردن مفید” است و بدین خاطر است که حتما نباید از اعمال بالا برای بهینه و مفید بودن از بازنشستگی و کهنسالی استفاده نمود. اگر در خصوص موارد بالا، که همان درآمدسازی و سلامتی جسمی و روحی می باشد، مشکلی در زندگی دوم و در وقت اضافه وجود ندارد، که باید خدا را شکر کرد و حالا که برای موارد بالا مسأله­ای در زندگی وجود ندارد، می­توان وقت اضافه زندگی را، بسیار پربارتر و بهینه تر نمود و می­توان این دوران را که با کوله باری از تجربه، نشان گرانبهائی بر آن نقش بسته را، با انجام موارد ذیل با معناتر و مفید­تر نمود:

 

 

  • معنا بخشیدن به زندگی

با تنی چند از کارآفرینان و ثروتمندان که صحبت می­شد، آنها پس از کسب ثروت هنوز به دنبال معنا بخشیدن به زندگی خود بودند و آن چیزی نبود جز، کارهای معنوی و کارهائی که از لحاط فکری آنها را ارضا می­نمود. چون دیگر اشتیاق خود را برای ثروت اندوزی و پول از دست داده بودند و با اکثر آنها که صحبت می­شد، هر کدام یک محلی برای گذراندن اوقات خود و محلی برای خرج کردن مبالغی از پول خود که حداقل ۱۰% میزان درآمد آنها را شامل می­گردید را داشتند. حال بازنشستگان و کهنسالان نیز می توانند با انجام فعالیتهائی خارج از چارچوب اداری، و فقط معنوی و شخصی به این دوران معنای جدید و شادی بخش ببخشند.

 

  • مشارکت در امور اجتماعی

یکی از کارهائی که هر فرد می­تواند در جهت غنی کردن این دوران انجام دهد، مشارکت در امور اجتماعی است. پیشنهاد می­گردد با شرکت در فعالیتهای اجتماعی و ارتباط با دیگر همکاران و همفکران خود، مقداری از وقت خود را در این وادی گذرانده و این سبب می­شود که مشکلات فراموش شده و راه کارهای جدید به ذهن خطور نماید. و نیز می توان در سازمانهای مردم نهاد عضو شد و خدماتی ارائه داد. مانند مشارکت در امور مساجد، تعاونی ها و انجمن های علمی و ….

 

  • انتخاب یک کار لذت بخش

یک کاری که به آن علاقه وافر دارید و حتی می توانید بدون دستمزد آن کار را برای دیگران هم انجام دهید، شروع کرده و از لذت ارائه خدمات و تولیدات به دیگران استفاد کرده و این دوران را با نشاط سازید.

 

  • انتخاب یک کار هنری

یکی از همکاران من دقیقاً پس از دریافت حکم بازنشستگی شروع به نقاشی نمود. در حال حاضر ایشان یک نقاش ماهر هستند که چندین تابلو نفیس قابل فروش دارند، در این دوران و با توجه به داشتن اوقات فراغت زیاد می توان نسبت به انتخاب و انجام یک کار هنری مورد  علاقه اقدام نمود که هم از آثار معنوی(شادی و لذت) و نیز آثار مادی(پول های دریافتی بابت خدمات و محصول) آن بهره برد.

 

  • انتخاب یک سرگرمی سازنده

در اینجا پیشنهاد می گردد اگر هیچ کدام از موارد بالا برایتان میسر نبود، برای خود یک سرگرمی سازنده بسازید که روحیات و وضعیت جسمی شما با آن سازگار باشد، مثل پرورش ماهی و گل و ….

 

 

  • مطالعه و نوشتن

 

یکی از مواردی که یکسری از همکاران من بدنبال آن رفتند، پس از فراغت از کار، اقدام به مطالعه نمودند و برای من تعریف می کردند که چه لذتی از این کار می­برند، لکن پیشنهاد می­گردد علاوه بر مطالعه کتب و مقالات و مجلات، اگر اقدام به جمع آوری مطالب و تجمیع آنها در قالب نوشته برآئید، کمک شایانی به آیندگان و نسل بعدی خواهید نمود. این عملی بود که متاسفانه همکاران من تنها اکتفا به اجرای بخش اول آن نمودند.

  • مسافرت و گردش­گری

یکی دیگر از مواردی که همیشه من به دوستان بازنشسته توصیه میکنم، مسافرت و گردش به مناطق زیارتی و سیاحتی می­باشد که در حد خود، می تواند لذت این دوران را دو چندان نماید.

 

  • شرکت در سخنرانی و همایش

در این دوران با توجه به اینکه زمان مناسبی وجود دارد، لذا می­توان با شرکت در سخنرانی­ها و همایش­ها(که اکثراً رایگان نیز می باشند)، روز بروز بر تجربیات و اطلاعات  خود افزوده و از هر یک از آنها ایده­های جدید با توجه به داشتن تجربیات فراوان خود کسب نمود و آنها را در اختیار بقیه نفرات نیز قرار دهید.

 

  • بازدید از موزه ها و نمایشگاه ها

این دوران زمان خوبی برای بازدید از موزه­ها و نمایشگاه ها(البته اگر همراه خانواده باشد که بهتر است- در بعضی از روزها نیز این امکان بصورت رایگان خدمات به بازدیدکنندگان ارائه می نمایند.) می­باشد که اگر بتوانید در این خصوص برنامه­ریزی لازم را بنمائید، می توانید از این مواهب نیز بهره­مند گردید.

 

  • برقراری ارتباط با دوستان قدیمی و پرهیز از تنهائی:

حدود چند هفته پیش از نوشتن این کتاب بود که تعدادی از دوستان با پیدا کردن شماره موبایل اینجانب، مرا شگفت زده کردند و مرا در یک گروه که همه دوستان قدیمی در آن عضو بودند، عضو نمودند. و زمانی شگفت زده­تر شدم که تصاویر جدید دوستان را در پروفایل­هایشان مشاهده می­نمودم و تغییرات زمانی را بر روی چهره­های آنها مشاهده می­کردم. حال به شما نیز توصیه می­کنم، در صورت امکان نسبت به برقراری ارتباط با دوستان قدیمی(دوران خدمت، دوران اشتغال، دوران ورزش و …) اقدام نمائید چرا که بودن با آنها شما را از تنهائی نجات خواهد داد.

 

  • بردن نوه ها به پارک

10

یکی دیگر از آرزوهایی که از دوران کودکی در من وجود داشت بودن با بچه ها بود، زیرا که بچه ها، در زمان حال زندگی میکنند و در لحظه شاد هستند و چیزی از کینه و بغض و … نمی دانند و زمانی که با آنها باشیم اگر مثل آنها فکر کنیم و مثل آنها عمل نمائیم، غمهای دنیا، بی ارزش گردیده و سبک بار می شویم. حال فرد بازنشسته نیز از این دوران نیز می­تواند استفاده کرده و مانند گذشته به فرزندان خود، با بردن نوه­ها به پارک(البته نه همیشه) کمک نماید. چند ساعتی را با نوه­ها، که چیزی از کینه و بغض و نیرنگ نمی­دانند، گذرانده و مدتی را شاد در کنار این معصومان به خوشی بگذرانید.

 

 

  • تقویت روابط خانوادگی و زناشوئی

 11

همانگونه که در مباحث قبلی عنوان شد، انسان موجودی اجتماعی است. در صورتی که تنها بماند، افسردگی اولین ورودی بعد از تنهائی است، سعی کنید یک زندگی خانوادگی و زناشوئی سالم داشته باشید. فراموش نکنید زوج­های خوشبخت کسانی هستند که همواره با یکدیگر روابط حسنه دارند و از مناسبات سرشار از عشق و دوستی برخوردارند و روابط جنسی سالم دارند. لذا سعی نمائید که روابط خانوادگی(مخصوصاً روابط زناشوئی) خود را تقویت کرده و راههای افزایش تقویت روابط را بیاموزید.

 

امیدوارم که مطالب فوق سومند باشد، لطفا نظرات خود را با ایمیل Vbakhtyari@gmail.com مطرح نمائید.

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان