هدف 4

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

 

 

هر چند که مقاله داشتن هدف در دوران پیشکسوتی را قبلاً نوشته

بودم، لکن بدلیل اهمیت آن در این مقاله به هدف با دید دیگری می نگریم.

  هدف 4           

                

 با تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که مشغول صحبت

بودم، آنها همیشه دم از ناامیدی زده و دیگر زندگی را برای

خودشان تمام شده می دانستند.

یا عزیزانی که ملاقات می نمودم که در سنین ۶۰ سالگی، خود

را کاملاً ناامید نشان داده و کلاً از خود دست شسته بودند.

               

سئوال این است که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دیگر

هیچ چیز ارزش تلاش و استقامت را ندارد.

 

هیچ چیز دیگری در این دنیا وجود ندارد که عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) بخواهند به آن برسند؟

          

در این مقاله می خواهیم به این مطلب بپردازیم، با ما همراه باشید

           

 

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

هدف 1

در یک تعریف ، هدف وضعیتی است که می‌خواهیم در آینده داشته

باشیم. اگر خود نتوانیم وضعیت ‌مان را در آینده تعیین کنیم،‌ ناچار

محیط پیرامون‌ مان ، وضعیت را به ما تحمیل می‌کند.

آنچه که محیط بر ما حکم می‌کند چه بسا با ما سازگاری نداشته باشد.

پس چه بهتر که خود ، هدف مطلوب‌مان را معلوم کنیم و به سمتش

در حرکت باشیم.

               

هر چند ارزش ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با دوران

اشتغال و جوانی، کاملاً متفاوت است و در نتیجه هدف نیز در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) با هدف در دوران اشتغال و جوانی، متفاوت

خواهد بود، اما این دلیل بر آن نمی شود که فرد به محض رسیدن به

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دیگر برای خود هدف نداشته باشد.

             

فردی که برای خود و آینده خود هدف ندارد، مشخص است که امیدی

نیز به زنده بودن و سلامتی ندارد و همین ناامیدی است که می تواند

سلامتی فرد را در معرض خطر قرار دهد و فرد را سریعاً دچار

بیماری نماید.

     

درجه اول، افسردگی را به فرد منتقل کرده و پس از افسردگی،

بیماری های دیگر امان را از فرد می گیرد.

     هدف 5

آقای کیم وو چونگ در کتاب سنگفرش هر خیابان از طلاست نوشته

است که ایشان برای رونق دادن به کسب و کار خود، به سراغ

کارخانه های در معرض ورشکستگی میرفته و آن کارخانه ها را

خریداری می نمود. و بجای اینکه شمارش معکوس برای پایان یافتن

زمان آن کارخانه بگذارید، شمارش معکوس برای راه اندازی مجدد

آن می گذاشته و آن کارخانه را با رفع مسائل و معایبش، راه اندازی

می نموده است.

 

بدین سان بوده است که چنین افرادی، کشور کره را که همزمان با

کشور ما که پیکان را تولید نمود، آنها نیز دوو را تولید نمودند، به

یک قطب صنعتی تبدیل نمودند.

 

حال می بایست در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به جای اینکه خود

را برای رفتن آماده نمائیم، خود را برای شادی، نشاط و سلامتی مهیا

کرده و زندگی خوبی برای خود برنامه ریزی نمائیم.

 

                     

 

چرا باید دردوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای خودمان هدف

داشته باشیم؟

هدف 3

با بررسی هائی که انجام داده ام، گنجینه های نیروی انسانی را دیده ام

که برای خود و چندین سال آینده خود نیز برنامه ریزی نموده و اهداف

خود را نیز مکتوب نموده اند و مشخص است که این افراد، به هیچ

عنوان زندگی را برای خود تمام شده فرض نمی نمایند.

         

اگر فردی برای خود هدف داشته باشد، یعنی اینکه امید به این دارد

که به آن هدف با انجام اقداماتی عملی برسد. و همین امید می تواند

سلامتی جسمی و روحی آنان را تأمین نماید.

          

لکن در چند روز گذشته، با افرادی مواجه شدم که متأسفانه دنیا را

برای خود تمام شده حساب می نمودند و در تمام مدت، تنها مرگ

را از خدای خود می خواستند و کوچکترین فکری برای اینکه شاید

بتوانند دوباره سلامتی کامل خود را به دست بیاورند و مجدداً زندگی

خود را از سر بگیرند نداشتند.

          

این نتیجه نداشتن هدف در زندگی است، زیرا کسی که هدف دارد،

دیگر زمانی برای فکر کردن به رفتن و غصه خوردن و بیمار شدن

ندارد و چون وقت ندارد، مسلماً توجه به این مسائل نیز نمی نماید و

چون توجه ندارد، این مسائل به این فرد که رسیده، راه خود را کج

نموده و از مسیر دیگر به راه خود ادامه می دهند وفرد را برای

رسیدن به اهدافش رها می نمایند.

           

حال از شما می پرسم: کدام یک از افراد فوق مورد پسند شما هستند؟

       

گروه اول که برای چند سال آینده خود هدف و برنامه دارند و

همیشه سالم و شاداب هستند

         

یا گروه دوم که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خود را پایان

یافته محاسبه نموده و آماده رفتن می شوند؟

             

مقاله بزن پس کله سختی ها را نیز مطالعه نمائید.

 

                                  

چگونه هدفهای واقعی برای خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشته باشیم؟

  هدف 6        

همانگونه که در کتاب الهی پیر شی عنوان نموده ام و هم در مقاله

داشتن هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بیان کردم، هدف

واقعی باید سه شرط اساسی داشته باشد:

          – ملموس باشد

         

           – خودمان باور داشته باشیم

           – دارای زمان باشد.

      

اهداف می تواند در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با توجه به

تغییر ارزش ها، به گونه ای دیگر تعریف گردد.

        

مانند: شرکت در مراسم عروسی نوه ها، رفتن به مسافرت های

دور، رفتن به مسافرت های زیارتی، بودن با نوه ها و راهنمائی

آنان، ارائه مشاوره به دیگران و …

         

بهر صورت هیچ فردی در هیچ زمانی نباید بدون هدف باشد،

زیرا نداشتن هدف مساوی است با نداشتن امید و مساوی است با

نداشتن انگیزه و تمام اینها سرمنشاء ورود افسردگی(منبع اصلی

تمام بیماری ها) به بدن می باشد.

           

و اگر به تمام اهداف خود رسیدید، مجدداً دست به کار شده و

اهداف جدید و چالشی تری برای خود تعریف و برنامه ریزی نمائید.

        

 

امیدوارم که با انجام توصیه های بالا، بتوانیم زندگی شاد، با نشاط

و سلامتی را برای خود و اطرافیان خود به همراه داشته باشیم.

             

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

ویروس ذهنی 2

ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) دیگه چه جونوری است؟

ویروس ذهنی 2

تا کنون هر چی که از ویروس شنیدیم، مربوط به ویروس های

بیماری زا در بدن می باشد که بر جسم تأثیر می گذارد.

            

اما این ویروس ذهنی دیگه چه چیزی است که ما باید حتی در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز مراقب آن باشیم؟

        

در این مقاله سعی داریم ویروس ذهنی را شناخته، اهمیت و

مبارزه با آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را بیان نمائیم.

          

با ما همراه باشید.

 

پیشنهاد می شود مقاله بزن پس کله سختی ها

را مطالعه فرمائید

                 

ویروس ذهنی چیست؟

ویروس ذهنی 7

ویروس‌ها از باکتری‌ها بسیار کوچکتر هستند و اغلب با

میکروسکوپ الکترونی قابل مشاهده‌اند.

          

ویروس ذهنی هر چیز، عادت که به فرد استرس بدهد و

حس منفی دراو بوجود بیاورد و در نهایت آرامشش را بر هم بزند.

                  

به این لیست نگاه کنید، آیا این موارد به نظر آشنا نیستند؟

  1. تو دیگر پیر شدی!
  2. تو دیگر توانائی نداری!
  3. تو دیگر آفتاب لب بوم هستی!
  4. تو دیگر قادر نیستی از خودت نیز مراقب کنی!
  5. کاری از تو بر نمی آید!
  6. تو دیگر نمی توانی کاری انجام دهی!
  7. تو در خانه زیادی هستی!
  8. تو خیلی کند شدی!
  9. تو دیگر نمی توانی ورزشی انجام دهی!
  10. پیر که شوی خریدار نداری!
  11. پیر که شوی مسبب دعواهای فرزندانت میشوی!
  12. پیر که شوی همه میگویند رفتنی ست چه امروز چه فردا!
  13. پیر که شوی میان بستگانت پاس کاری میشوی!
  14. پیر که شوی کابوس خانه ی سالمندان پایان ندارد!
  15. پیر که شوی دیگر عاشق نخواهی بود!
  16. همه اش حرف است که عشق اگر واقعی باشد پیر و جوان ندارد
    باور کن پیر که شوی نایِ عاشقی کردن نداری!

و دهها و صدها جمله دیگر.

          

آیا این جملات را حداقل چند بار نشنیده اید!

چه توسط خودتان گفته شده باشد، و چه توسط افراد دیگر.

         

بارها و بارها این جملات را از اطرافیان پیشکسوتان(بازنشستگان)

خود شنیده ام که می خواستند آن جملات را به باور گنجینه های

نیروی انسانی بدل نمایند.

                

آیا راهی برای مبارزه با این افکار، گفتار و عادات وجود دارد؟

                    

 

چرا شناخت ویروس ذهنی و مقابله با آن در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

ویروس ذهنی 1

ویروس های ذهنی به فرد پیشکسوت(بازنشسته) استرس وارد

می نماید و به فردی که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید

پر از احساس مثبت باشد، حس منفی منتقل می نماید.

         

و در نهایت آرامش گنجینه های نیروی انسانی را از بین می برد

و فرد را دچار تشویش و نگرانی می نماید.

                 

ویروس های ذهنی، انرژی انسان را به درجات پائین تنزل

می دهند و موجب افسردگی در فرد پیشکسوت(بازنشسته) می گردد.

           

ویروس های ذهنی، افکار ما را بیمار می کند و باعث ایجاد

عادت های منفی می شود.

                    

بد نیست که بدانید که :

با ۱۰۰۰ تومان یا کمتر می توان یک عادت بد ساخت.

لکن با ۱،۰۰۰،۰۰۰ یا بالاتر باید یک عادت خوب ساخت.

ویروس های ذهنی، حس منفی را در فرد بالا می برد.

ویروس ذهنی، انواع عادت های مخرب منفی را ایجاد می کند.

مغزی که ویروسی می شود، ما را به ته دره می برد.

پس تا می توانیم نباید اجازه دهیم، هیچ ویروسی به مغز و ذهن

ما وارد گردد.

 

 پیشنهاد می شود مقاله ۲۵ راه کار برای رفع استرس را

نیز مطالعه فرمائید.

 

چطوری می توان با ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مقابله نمود؟

ویروس ذهنی 4

حال باید بدانیم که با چه راه کارهائی می توان از ورود

ویروس های ذهنی به بدن جلوگیری نمود.

 

  • سطح انرژی مثبت ذهنی: اجازه نفوذ به ویروس های ذهنی نمی دهد.

 

یک سیب بخورید، چای سبز بنوشید، شروع به قدم زدن در بیرون

خانه نمائید، به یکی از دوستانتان زنگ بزنید، از پله بالا بروید.

                 

  • احساس مثبت: قاتل ویروس های ذهنی است.

برای حس خوب، باید گالری احساس داشته باشید:

            

گالری احساس می تواند شامل حداقل ۱۰۰ مورد باشد که پیشنهاد

می شود همین الان شروع به نوشتن این احساس ها نمائید، از جمله

می توان به زنده بودن، مفید بودن، کمک به انسان ها برای درک

توانمندی و …. اشاره نمود.

                   

بقول استاد دکتر علیرضا سلیمی:

احساس خوب، یک تعهد است برای زنده ماندن.

انسانها بی نهایت هستند.

               

  • تمرکز مثبت: تضعیف کننده ویروس های ذهنی است.

تمرکز مثبت، همانگونه که یک برنامه نویس در موقع کدنویسی

کاملاً بر روی نوشته ها و داده های خود متمرکز است، شما نیز

باید همیشه خود را برای تمرکز مثبت بر روی هر فرد یا هر

چیز آماده نمائید.

             

بهترین زمان برای اینکه خود را آماده تمرکز مثبت بر روی

برنامه هایتان نمائید، صبح بعد از بیدار شدن می باشد.

ویروس ذهنی 8

  • تحرک و تلاش: یکی دیگر از نابود کننده های ویروس های
    ذهنی هستند.

تحرک و تلاش در هر سن و هر موقعیت و هر زمانی، غوغا می کند.

      

هر موقع دیدی حالت بد است: 

فوراً یک لیوان آب گرم + یک سرقاشق عسل داخل آب بریزید

و بخورید، سپس شروع به دویدن نمائید، تا عرق کنید

           

بعد از نیم ساعت، اتوماتیک افکار منفی بیرون رفته و

جسم مجدداً شارژ می شود.

              

لازم به ذکر است که انسانی که ذاتش حرکت است،

خودش خودش را شارژ می کند.

                    

  • نیت مثبت: یکی دیگر از نگهبانان ذهن، نیت مثبت می باشد که
    اجازه رشد به ویروس ذهنی نمی دهد.

هر کاری را با نیت مثبت انجام دهید، و آن گاه نتایج آن را به
خوبی مشاهده نمائید.

                         

  • توکل و امداد از خدا: فرصت خودنمائی به ویروس های ذهنی
    نمی دهد.

ویروس ذهنی 6

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

بزن پس کله سختی ها 1

بزن پس کله سختی ها و کنارش بزن

بزن پس کله سختی ها و کنارش بزن و بهترین امتیازها را بگیر.

بزن پس کله سختی ها 1

این جمله ای بود که در یکی از سخنرانی های تد از خانم برنه بران

شنیدم و ایشان در سخنرانی خود، جمله ای به کار برد که بعد از شنیدن

آن، به این فکر رفتم که این جمله دقیقاً برای عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) طراحی گردیده است.

                  

البته بعضی از افراد عقیده دارند که زندگی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با سختی ها و دشواری هائی همراه است و عزیزان

گنجینه نیروی نیروی انسانی با این سختی ها، در بعد از اشتغال

خود، دست و پنجه نرم می نمایند.

               

اگر این فرض را بپذیریم که زندگی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با سختی هائی روبرو است، به معنای آن است که

  • در قبل از آن سختی وجود نداشته است و همه چیز گل و بلبل
    بوده است.

                 

  • سختی ها همان سختی است، اما قوای ما، در دوران پیشکسوتی
    (بازنشستگی) تحلیل رفته، و از آن جهت است که سختی ها در
    این دوران، به صورت ویژه خودنمائی می نمایند.

          

دو جمله فوق، نماینده آن است که شخص پس از اینکه به مقام
شامخ، پیشکسوتی(بازنشستگی) مفتخر گردید، با مشکلات و موانعی
روبرو می گردد.

            

حال نحوه روبرو شدن با این مسائل، مشکلات و سختی ها، به

چه صورتی باید باشد؟

         

در این مقاله؛ نحوه روبرو شدن با سختی ها، را مورد بحث و

بررسی قرار می دهیم.

 

پیشنهاد می شود مقاله کیف خود را زمین

                

بگذارید را مطالعه فرمائید.

              

 

سختی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

بزن پس کله سختی ها 3

همانگونه که در بند قبل ذکر گردید، اگر فرض را بر وقوع سختی

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) قرار دهیم. به معنای آن است

که در قبل از آن هیچ گونه سختی مقابل ما نبوده است، یا به عبارتی،

هر مسئله ای را با توجه به درآمد و توان خود، به خوبی مدیریت

نموده و آن را مهار نموده و سختی را به آسانی تبدیل می نمودیم.

              

و در بند دوم، اینکه سختی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

و با توجه به کم شدن توان مالی، و قوای جسمانی، از لاک دفاعی

خود خارج شده و به بدن و زندگی ما حمله می نماید.

                

باز هم در این صورت، معنای آن این است که در دوران اشتغال،

عملاً به یاد دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نبوده و سرمایه گذاریهای

لازم را جهت امور اقتصادی و سلامتی خود ننموده ایم و هم اکنون،

به صورت کاملاً بی دفاع در مقابل این حریف قدر، قرار گرفته ایم.

          

 

چرا باید بر سختی ها غلبه نمود؟

بزن پس کله سختی ها 6

مشخص است، سختی ها، همیشه در زندگی وجود دارد، لکن

زمان های آن متفاوت است، و همین زمان، نیز میزان مقاومت و

توان ما چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ سلامتی را تحت الشعاع

خود قرار می دهد.

           

اگر فرض را بر این بگیریم که سختی به هر صورت در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) به سراغ ما آمده است و ما اکنون چه آماده

مقابله باشیم و چه آماده نباشیم، باید با آن روبرو شده و چاره ای جز

زمین گیر نمودن آن نداریم. در غیر اینصورت، این مبارز، پشت ما

را به خاک می ساید.

                   

پس از همین جا، بدانیم که پل های پشت سر خراب گردیده و راه

برگشتی وجود ندارد. چه آماده باشیم و چه آماده نباشیم، در هر

صورت نباید جا خالی نموده و اجازه دهیم که این هیولا، بتواند

زندگی و سلامتی ما را نابود سازد.

  

پیشنهاد می شود مقاله سن تنها یک عدد

                

است، را مطالعه نمائید.      

                                             

 

چطوری باید پس کله سختی ها بزنیم و کنار زده و بهترین

امتیازها را از آن خود نمائیم؟

                 

بهتر است گریزی به خود قرآن داشته باشیم.

بزن پس کله سختی ها 1

در آیه ۵ و ۶ سوره انشراح آمده است، ان مع العسر یسرا

 

در قدیم این آیه شریفه را بدین صورت معنا می نمودند که از پس

هر سختی آسانی است، لکن اگر کسی به زبان عربی کمی آشنائی

داشته باشید، می داند که مع، به معنای همراه است.

              

و این آیه به این معنا است که به همراه هر سختی آسانی نیز وجود

دارد، و تنها لازم است که با کمی جستجو، آسانی و راحتی آن را

یافته و از آن در جهت شادی، نشاط و سلامتی و راحتی خود استفاده

لازم را بنمائیم.

                      

راه های مقابله با سختی:

بزن پس کله سختی ها 7

در اینجا ۸ راه برای مقابله با سختی ها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) ارائه می گردد:

              

داشتن اعتماد به نفس:

مواجه شدن با مشکلات، مخصوصاً در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) جزء لاینفک کل زندگی به شمار می آید.

اغلب عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) در این دوران، سر در

گم شده و کلاف پیچ در پیچ مشکل، را بیشتر تاب داده و

گره کور می اندازند. و سعی در فرار از روبرو شدن با

سختی و مشکل می نمایند.

           

در این صورت، بهترین کار داشتن اعتماد به نفس و روبرو

شدن با سختی و مشکل است.

                 

 

عدم واکنش بیش از حد:

 

واکنش بیش از حد، نه تنها سختی و مشکل را رفع نمی نماید،

بلکه آن را پیچیده تر نموده و در این حالت، گاهی اوقات منجر

به اتخاذ تصمیمات نادرست می گردد. زمانی که شما درگیر

احساسات شدید می شوید و در آن زمان برای موضوعی تصمیم

می گیرید، به سبب اینکه منطق در این تصمیم گیری دخیل نبوده

است، منجر به پشیمانی شما در زمان آینده خواهد گردید.

از این به بعد زمانی که با یک مشکل برخورد کردید از گرفتن

تصمیم در لحظات اول خودداری کنید و زمانی که آرام شدید به

حل آن بیاندیشید.

           

 

پذیرفتن واقعیت:

            

همه چیز را همان گونه که هست بپذیرید.

خیلی از افراد سعی می کنند تا اشخاص و یا وضعیت های موجودی

را که تحت کنترل آنها نیست، تغییر دهند و زمانی که نمی توانند به

هدف خود برسند، احساس بدبختی می کنند. سعی کنید با واقعیت

روبرو شوید و آنچه هست را بپذیرید، تا بتوانید راجع به آن به

درستی تصمیم گیری کنید.

            

 

دنبال مقصر نباشید:

             

بعضی از افراد عادت دارند تا اشتباهات خود را به گردن دیگران

بیاندازند و دیگران را مسئول مشکلات پیش آمده برایشان تلقی کنند.

بهتر است به جای اینکه انگشت اتهام را به سوی دیگران نشانه روید،

به اصلاح اعمال خود بپردازید. مقصر دانستن دیگران تنها باعث

پراکنده شدن افراد از دور شما می شود.

 بزن پس کله سختی ها 5             

 

خود را به نتایج وابسته نسازید:

     

سعی کنید تا به نتایجی که در زندگی تان می بینید، وابسته نباشید.

به خاطر داشته باشید که هر شخص سلیقه ای مختص به خودش را

دارد و ممکن است او مخالف عقاید شما باشد. زمانی که کاری را در

زندگی انجام می دهید، توقع نداشته باشید تا همه جریانات بر وفق

مراد شما باشند.

              

 

ساده بیندیشید:

        

زمانی که شما در رابطه با یک وضعیت و یا یک واقعه بیش از

حد فکر می کنید، موجب می شود تا شما نسبت به همه چیز و همه

کس قضاوت کنید. همچنین بیش از حد فکر کردن راجع به یک

مشکل سبب می شود تا شما اوقات سختی را سپری کنید و به جای

دست به کار شدن و رسیدن به هدفتان، در پله اول درجا بزنید.

این موضوع بیش از هر چیزی شما را نا امید خواهد کرد.

           

 

هیچ چیز دائمی نیست:

                

در طول مدت زندگی، تغییرات جزو اجتناب ناپذیر آن محسوب

می شوند. این شمایید که باید با آنها کنار بیایید. بسیاری از افراد

از تغییر فرار می کنند و در مقابل آن مقاومت می نمایند.

این موضوع به این سبب است که تغییر آنها را از راحتی شان

برای مدتی خارج می نماید.

ممکن است شما با آنها شاد و یا غمگین باشید، ولی پس از مدتی

در خواهید یافت که آنها دائمی نیستند. پس بهتر است تلاشتان

را برای پرورش ذهن به منظور حفظ آرامش در این مقاطع

از زندگی بکنید.

                        

عدم مقایسه اصل زندگی خود با ویترین زندگی دیگران:

                 

یکی از کارهای مشکلی که پیش رو دارید، مقایسه نکردن خودتان

با دیگران است. ولی هرچه بیشتر این کار را انجام دهید،

از زندگی بیشتر نا امید خواهید شد. افراد زیادی هستند که از

شما موفق تر بوده اند و کارهای بهتری در زندگی شان

انجام داده اند. ولی این شمایید که داستان زندگی و موفقیت

خودتان را رقم می زنید.

                  

 

امیدوارم از این به بعد، دیگر هیچ مشکل و سختی نتواند

شما را از مسیر منحرف نماید.

             

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

                  

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

            

 

حواس پنجگانه 1

حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی(بازنشسته) را می توان

در ارتباط با خیلی از مسائل بررسی نمود.

حواس پنجگانه 1

جستجو برای دانش در همه چیزهایی است که شما انجام می دهید،

ببینید، و تجربه کنید. آگاهی از حواس شما – لمس، بوییدن، طعم،

دیدن و شنیدن – و استفاده از آنها به صورت آگاهانه، زندگی ذهنی

بیشتری را ایجاد می کند.

               

به همین دلیل است که حساسیت و جنسیت، که به شدت بر پنج حس

حساس است، اجزای مهم هستند. آگاهی از بدن شما و نفوذ به خودتان

می تواند درس های نفیس را به شما آموزش دهد.

                  

حواس بینائی، لامسه، بویائی، چشائی و شنوائی در اندیشه ما نیست،

و همه به صورت واقعی وجود دارند.

                    

ما بر آنها تکیه می کنیم و خبر بد اینکه خیلی کم از عملکرد آنها با

اطلاع بوده و نحوه کار با این حواس را می دانیم.

                     

بنابر این در این مقاله به استفاده صحیح از حواس پنج گانه در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می پردازیم.

                      

با ما همراه باشید.

  

پیشنهاد می شود مقاله نقطه سر خط را نیز

مطالعه فرمائید.              

               

 

حواس پنج گانه چیست؟

حواس پنجگانه 2

 

حس و حواس پنج گانه در ویکی پدیا بدین شرح آمده است:

حس گنجایش فیزیولوژیک یک موجود زنده برای ادراک است.

                

حواس برای بقای انسان ضروری اند و ما را قادر میکند تا به وجود

محرک ها پی ببریم و با تنظیم مداوم شرایط بدن در پاسخ به تغییرات

محیطی نظم و هماهنگی بدن حفظ شود

 

                

 

 

حواس پنجگانه

در انسان، پنج حس وجود دارد:

                   

بینایی:

بینایی حسی است که از طریق چشم درک می‌گردد و در آن چشم انسان

قدرت تفکیک طیف‌های مرئی را همانند یک دستگاه طیف‌بینی دارد.

  حواس پنج گانه 5           

 

چشایی:

چشایی با زبان مورد ادراک قرار می‌گیرد و سازوکار آن اثر یک

ماده شیمیایی بر بافت‌های سطح زبان است.

حواس پنج گانه 8

 

بساوایی:

پوست عامل حس بساوایی یا لامسه است که با تغییر دما یا فشار

یا تماس قابل فهم است.

                

 

شنوایی:

گوش‌ها از طریق تغییر بسامد امواج صوتی قادر به شناسایی

حس شنوایی هستند.

حواس پنجگانه 7

 

بویایی:

بویایی که یکی از پیچیده‌ترین مکانیسم‌های ادراک حسی را دارد

از طریق بینی قابل درک است. بینی مانند زبان اثر یک گاز شیمیایی

را می‌فهمد.

حواس پنج گانه 6

                        

 

چرا باید از حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به خوبی استفاده نمود؟

حواس پنجگانه 4

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که خیلی از عزیزان گنجینه

نیروی انسانی، بسیاری از لذت ها و خوشی ها را از خود محروم

ساخته اند، استفاده از حواس پنج گانه می تواند موجب شادی،

نشاط و سلامتی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) گردد.

               

باید عزیزان گنجینه های نیروی انسانی، در این دوران که به

مراتب از زمان اشتغال، وقت و فرصت بیشتری دارند، می توانند

از هر یک از حواس خود، بهینه تر استفاده نمایند.

 

به همین منظور باید کاملاً مشخص نمائید که :

 

چقدر از این حواس استفاده می کنید؟

 

چگونه از این حواس استفاده می کنید؟

 

و استفاده از این حواس چه نتایجی برای شما به همراه دارد؟

 

                 

 

چطوری باید از حواس شش گانه در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) استفاده مطلوب نمود؟

حواس پنجگانه 3

در این جا این سئوالات مطرح می شود که:

 

چه چیزی می بینید؟

چه چیزی می شنوید؟

چه بوئی حس می کنید؟

چه سطحی را لمس می کنید؟

چه طعمی می چشید؟

چه حسی تجربه می کنید؟

                  

بدین منظور باید به مناظر طبیعی با دقت بیشتری توجه نمایند.

محققین به این نتیجه رسیده اند که قبل از تناول هر خوراکی، در

صورتی که به دقت به آن خوراکی نگاه کنید و چند دقیقه ای وقت

بیشتر برای دیدن آن ها نمائید و نیز بوی مواد غذائی را به خوبی

درک نموده و نیز با مواد غذائی هماهنگی بیشتری انجام دهید،

آن مواد غذائی در موقع جویده شدن و بلعیده شدن، می تواند چندین

برابر زمان های معمولی برای بدن شما مفید واقع گردد.

           

زیرا که این بار نه تنها با خوردن، بلکه با چشیدن، بویائی، بینائی،

لامسه توانسته اید با آن ماده غذائی ارتباط صحیح و خوبی برقرار

نمائید

                    

و بدن آماده استفاده بهینه از این مواد غذائی برای بالا بردن انرژی

در بدن شما، و در نتیجه بالا بردن شادی، نشاط و سلامتی شما گردد.

  

بهینه است که به مقاله داستان گوئی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.   

                            

 

 

استفاده مطلوب از حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به چه معناست؟

رابطه با محیط 5

همانگونه که در بند قبلی بیان شد، نحوه استفاده از حواس پنج گانه

می تواند در بالا بردن انرژی بدن، نقش مهمی بازی نماید.

           

لذا از این به بعد، باید مراقب باشید که آیا چیزی که دارید می بینید،

می شنوید، می بویید، لمس می کنید، می خورید، یا حس می کنید،

حالتان را بد می کند یا خیر؟

             

آیا چیزی که می بینید، یا می شنوید، یا می بوئید، یا لمس میکنید،

یا می خورید یا حس می کنید، برای شما فایده دارد؟

                  

در نهایت باید به این نکته توجه داشته باشید که استفاده از هر یک

از حواس باید برای شما، نتیجه سازنده به همراه داشته باشد، در

غیر اینصورت به صورت بهینه از آن استفاده ننموده اید.

 

                      

امیدوارم این مقاله برای شما مفید باشد،

 

در اینصورت آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

تلقین منفی 5

تلقین منفی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تلقین منفی 1

تلقین منفی وضعیتی است که فرد با وارد شدن به

دهه ۵ زندگی، شدت حملات آن افزایش یافته و بر

اساس تلقینات منفی جامعه، یا خود ناخودآگاه وارد

وضعیت ناتوانی جسمی و روحی می گردد، و یا توسط

اطرافیان و با گفتن و القاء باور غلط، فرد افسرده می شود.

            

امروز که جهت معاینه چشم افراد خانواده به چشم پزشکی

مراجعه نمودم، با خود گفتم حال که به اینجا آمده ام، چشمان

خود را نیز معاینه نمایم و وضعیت آن را مجددا بعد

از چند سال، بررسی نمایم.

                 

زمانی که نوبت به اینجانب رسید و دکتر قبل از اینکه معاینه

من را شروع نماید، ابتدا از من عدد سنم را پرسید و وقتی

مطمئن شد که وارد دهه ۵ عمرم گردیدم، با گفتن جملاتی سعی

در قانع نمودن من نمود که اگر هم مشکلاتی در چشمان من

دیده شود، ناشی از افزایش سن می باشد و از این بابت نباید

ناراحتی به خود راه بدهم.

               

لکن ایشان متوجه این بحث نبود که من خود، مدرس

توانمندسازی عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) می باشم

و عدد سن، تنها یک عدد جهت نمایش میزان سالهای

تجربه ما می باشد، نه عددی جهت عمر ما.

        

دکتر پس از معاینه چشمان من، با ناراحتی اعلام کرد که

نمره چشم من به عدد ۰/۵ رسیده است، غافل از اینکه

قبل از آن، و در معاینه قبلی، نمره چشم من ۰/۷۵ بود

و عملاً ۰/۲۵ نمره چشمم بهتر شده بود.

لذا در این مقاله بر آنم که تلقینات دیگران را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) مورد بررسی قرار دهم.

           

با ما همراه باشید.

                   

پیشنهاد می شود مقاله شادی با لذت تندرستی را مطالعه فرمائید.    

                                     

تلقین به چه معناست؟

تلقین منفی 5

در لغت نامه دهخدا،  تلقین کردن : تعلیم کردن و پند دادن .

(ناظم الاطباء). چیزی را در ذهن و فکر کسی حقیقت

جلوه دادن. کسی را به چیزی معتقد کردن آمده است.

                

با توجه به معنای تلقین، متوجه می شویم، که تلقین باوری

است که توسط دیگران در ذهن ما به صورت مثبت یا منفی

ثبت و ضبط می گردد.

                 

که متأسفانه در خصوص عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)،

این تلقینات اکثراً به صورت منفی در جامعه رواج دارد.

                 

همانگونه که قصۀ آن پدر عصا به دستی که دیسک کمر داشت

را در مقاله زندگی کنیم یا فقط  زنده باشیم

به آن اشاره داشتم بر اساس تلقین اطرافیان خود، کاملاً خود را

باخته و برای رفتن آماده شده بود، لکن بعد از ملاقات با اینجانب

و با لطف خدا و خواست خودش، مجدداً لبخندی به زندگی زده

و زندگی جدیدی را آغاز نمود.

                       

 

چرا نباید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به تلقین منفی

توجه نمود؟

 تلقین منفی 3                   

بارها و بارها در مقالات متعدد، به غلط، ورود به دوره

دوم زندگی، یا همان دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

دوران افول نیرو، توان و … اعلام نموده اند. و این تلقین

منفی متأسفانه در جامعه ما کم نیست.

                  

و باز هم متأسفانه با بررسی هائی که اینجانب در طی این

مدت انجام دادم، به این نتیجه رسیدم که این تلقینات منفی به

طور کامل در تعدادی از عزیزان گنجینه های نیروی انسانی،

به باور تبدیل شده است، به صورتی که همکار قدیم ما که

در زمان اشتغال کاملاً سرحال و قبراق بود، در سن ۶۲ سالگی،

به مانند یک پیرمرد ۹۶ ساله نمود می کرد و در زمانی که از

ایشان در خصوص وضعیت جسمانی پرسیدم، ایشان اعلام داشت

که دیگر زمان رفتن است و کم کم، انرژی و توانش پائین می آید.

              

مشخص است که قبول و باور این تلقینات تا چه حد می تواند

در وضعیت جسمانی عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) اثر منفی

بگذارد و وضعیت روحی آنها را و به دنبال آن، وضعیت

جسمانی آنها را تحت الشعاع خود قرار داده و به مرحله

نابودی بکشاند.

             

لذا باید عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) به این موضوع

توجه کامل و کافی داشته باشند.

              

 پیشنهاد بعدی جهت مطالعه مقاله، کیف های خود را

           

زمین بگذارید، است.

                      

چطور در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از تلقین منفی

دوری نمائیم ؟

تلقین منفی 4

تلقین منفی نافذتر از تلقین مثبت عمل می کند. پس باید

مراقب کلامی که بر زبان می آوریم, کسانی که هم صحبت

می شویم, جاهایی که میرویم و مطالبی که می خوانیم باشیم.

                            

در ذیل ۱۲ راه برای مبارزه با تلقین منفی ارائه می گردد:

                

۱-   در هر وضعیتی، به دنبال چیزهای خوب و مفید آن

وضعیت بگردید و آنها را بیابید.

                 

۲-   یادآوری: مردم به چیزی که می گویند یا انجام

می دهند، خیلی اهمیت نمی دهند.

               

۳-   پرسش را مطرح کنید: آیا باید شما را جدی بگیرم؟

                   

۴-   منفی بودن را در محیط اطراف خود جایگزین کنید.

                    

۵-   برای عدم مواجه با هیولای تلقین منفی، در زمانی که

آن تنها یک تفکر کوچک منفی است، با آن مقابله نمائید.

           

۶-   بیایید و در باره آن تلقین صحبت کنید و آن را رد نمائید.

   تلقین منفی 2          

۷-   در زمان حال زندگی کنید.

           

۸-   تمرین های کوتاه کوتاه انجام دهید.

                

۹-   اجازه ندهید ترس های مبهم شما را بکشند.

             

۱۰- مثبت بودن را به زندگی دیگران منتقل کنید.

             

۱۱- برای برخی از چیزهایی که ممکن است اغلب شما

را مجبور به انجام آن بدانید سپاسگزار باشید.

               

۱۲- فردا شروع کنید به طوری که یک روز برای شما

لحظه ای مثبت ایجاد کند.

              

 

 

چطور در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از تلقین مثبت

استقبال نمائیم ؟

زندگی کردن 7

 

در مقابل تلقین منفی, تلقین مثبت را داریم. تلقین مثبت باعث

رهایی فرد از ترس, تنش و اضطراب می شود. خلاقیت ر

ا بالا می برد, به زندگی و شغل و هدف و انگیزه می بخشد,

اشتیاق را در زندگی بیشتر می کند, عادات عصبی ناراحت

کننده را برطرف می نماید, باعث افزایش مهر و محبت به

دیگران می شود و در نهایت امیدواری را بهبود می بخشد.

                

تلقین مثبت, شما را به موفقیت می رساند.

روانشناسان یکی از مهم ترین ارکان موفقیت را تلقین مثبت

می دانند. برای تلقین مثبت باید نکاتی را در نظر داشت:

                    

۱-  تلقین باید به دفعات و کرات انجام شود.

                 

۲- هر چه تلقین زیباتر باشد بیشتر تاثیر دارد.

میتوانید شعرهای مثبت و امیدبخش بخوانید,

جملات زیبا در صحبتها به کار برید.

۳- تلقینی که توسط افراد مهم و افرادی که برایمان

عزیز هستند بیان می شود اثرش بیشتر خواهد بود.

             

۴- اگر تلقین را باور کنیم, سریع تر اثر می گزارد.

                

۵- تاثیر تلقین در زمان آرامش بیشتر است. 

۶- در پانزده دقیقه شبها قبل خواب و صبح ها بعد بیدار شدن,

اثر تلقین سه برابر زمانهای دیگر است.

پس صبح را با جملات زیبا و امید بخش شروع کنید و

شبها به امید روز بهتر دیگر به خواب روید.

               

۷- برای اینکه جمله تلقینی بهتر و سریعتر اثر کند,

می توانید آن جمله را حفظ کنید یا در جایی قرار دهید

که چشمتان مدام به آن باشد.

         

۸- از جملات مثبت برای تلقین استفاده کنید.

مثلا به جای اینکه بگویید نمی ترسم, بگویید من شجاع هستم.

       

۹- جملات را به زبان حال بگویید.

             

۱۰- در جملات تلقینی (تاکیدی), باید احساس وجود داشته باشد.

            

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

             

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

زندگی کردن 1

زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم؟

زندگی کردن 3

زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)؟

           

این به چه معناست، و چرا زندگی کردن، مهم تر از زنده ماندن تنها است؟

                 

در هفته گذشته با پدری ملاقات داشتم که بنا به گفته خودش تنها

۶۷ سال از زندگی گهربار خود طی نموده بود، لکن با عصائی در

دست و قدی تقریباً خمیده با او روبرو شدم.

                    

زمانی که در خصوص داشتن عصا از او سئوال نمودم، در جواب

دریافتم که ایشان دیسک کمر داشته و بنا به گفته چند تن از پزشکان

باید سریعتر برای عمل جراحی به بیمارستان میرفت و به همین جهت

بود که توانائی راه رفتن نیز از او گرفته شده بود و تنها به کمک عصا

و همراهی دیگر اطرافیان توانائی راه رفتن داشت.

            

پس از چند دقیقه ای مذاکره با ایشان و تقدیم یک عدد از کتاب

الهی پیر شی به این پدر بزرگوار، از ایشان قول گرفتم که به

زودی عصا را کنار بگذارد.

 

بقیه ماجرا را در بندهای دیگر به تفصیل بیان خواهم نمود.

    

پیشنهاد می شود مقاله جوان بودن قلب را

            

 مطالعه فرمائید.      

                  

 

زندگی کردن و زنده بودن به چه معناست؟

زندگی کردن 4

زنده بودن یعنی نفس کشیدن. یعنی اکسیژن را داخل ریه‌ها بکشید و

دی‌اکسیدکربن را بیرون کنید. یعنی هوای تازه را داخل ریه‌ها آورده

و هوای مسموم را بیرون بفرستید. شاید این آسان‌ترین کار به نظرتان

برسد. آنقدر ساده که خیلی از ما فقط به همین کار تا آخر عمرمان

بسنده می‌کنیم، یعنی فقط نفس می‌کشیم.

               

 

زندگی کردن یعنی اجازه ندهیم ریتم زندگی، ما را تسلیم خود کند.

زندگی کردن یعنی هیچ لحظه‌ای را از دست ندهیم.

یعنی آنقدر جیغ بزنیم که به نفس‌نفس بیفتیم و آنقدر بخندیم که نفس مان

 بند بیاید. یعنی آنقدر گریه کنیم که دیگر نفسی برای مان باقی نماند.

یعنی حس کنیم که همه چیز در یک لحظه تمام خواهد شد و برای

آن آماده باشیم.

           

فرق بین زنده بودن و زندگی کردن:

زندگی کردن 6

زنده بودن یک وضعیت است، زندگی کردن یعنی گذر کردن

از همه وضعیت‌ها

         

زندگی کردن یعنی با نفس‌هایتان، با لحظاتتان چه می‌کنید.

یعنی چطور مسیر خودتان را می‌سازید.

              

 

زندگی کردن یعنی دوست داشتن فرزندانتان تا جایی که آسیب نبینید،

یعنی خرج کردن خوشبختی‌تان برای دیگران و گم کردن خودتان در

یک تکنوازی گیتار. یعنی نقاشی کشیدن تا جایی که دردهایتان را

فراموش کنید، رابطه‌جنسی با همسرتان برای فراموش کردن

شکستگی دلتان و لذت بردن از هر تکه کیک شکلاتی.

                

در داستان اول که برایتان نقل نمودم، آن پدر در آن لحظات تنها

زنده بود و متأسفانه با صحبت های اطرافیان که دیگر پیر شده است

و باید خودش را برای رفتن آماده نماید، واقعاً تنها زنده بود و

نفس می کشید و هر لحظه خودش را به مرگ نزدیکتر می دانست

                     

لکن با صحبتهائی که با هم داشتیم، ایشان بلافاصله از همان شب

تصمیم خود را گرفت و از فردای آن روز، به اتفاق خواهر زاده

خود، طی ۳ الی ۴ روز و هر روز ۲ سانس به استخر رفت و

تحت آب درمانی قرار گرفت، هر چند که بنا به گفته خودش، در

روز اول، فشار زیادی را متحمل شد، لکن این فشار او را از ادامه

مسیر غافل نکرد و ایشان همچنان با امید به پیش رفت به صورتی

که روز سه شنبه که ایشان را در محل دیگری ملاقات نمودم،

کاملاً بدون عصا و بدون کمک افراد دیگر، منتها کمی به آرامی

راه میرفت.

                

و نیز قول داد که در سری بعدی که همدیگر را می بینیم،

حتماً آمادگی پیاده روی با یکدیگر را داشته باشد.

      

                        

 

چرا زندگی کردن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم تر

از تنها زنده بودن است؟

 زندگی کردن 2    

زنده بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) تنها و تنها،

همانگونه که بیان شد، نفس کشیدن و خوردن و خوابیدن و

انتظار لحظات مرگ را کشیدن، است.

                       

و با توجه به جو منفی که در اجتماع ما وجود دارد که هر فردی

که عدد سنش به ۶۰ به بالا برسد را پیر خطاب می نمایند و به او

القاء می نمایند که باید آماده رفتن باشد، زنده بودن تنها، مرحله ای

است بسیار وحشتناک که برای فرد، می تواند بی نهایت عذاب آور

باشد و او دیگر هیچ لذتی از زندگی خود نداشته باشد.

            

در صورتی که همانگونه که در مقالات قبلی بارها و بارها به آن

اشاره داشتیم، امید به زندگی، با توجه به پیشرفت های علمی و

تکنولوژیکی مرتب بالاتر رفته و انتظار سن های سه رقمی،

دور از واقعیت نیست و خیلی از افراد می توانند این سن ها را

به خوبی درک نمایند.

              

زندگی کردن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نه تنها مهم است،

بلکه ضروری و لازم است، زیرا که تنها با زندگی کردن و

لذت بردن از همه جوانب زندگی می توان، زندگی خوبی را

برای خود رقم بزند.

              

همانگونه که آن پدر، همراه با شادی بوجود آمده در وجودش،

توانائی هائی را که داشت را مجدداً با تلاش خود، به زندگی

خود وارد نمود و زندگی جدیدی را آغاز نمود.

  

پیشنهاد می شود مقاله طول عمر انسان چقدر است؟       

                        

                        

 

چطوری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای زنده بودن،

زندگی کنیم؟

 زندگی کردن 7          

زندگی مجموعه‌ای از لحظه‌هاست! چون پشت این لحظه، لحظه بعدی

و پشت اون لحظه بعدی و بعدی و …

پس، اگر می‌خواهید در کلیت بزرگ زندگی راضی باشید اول باید

تمرین کنید تا در لحظه راضی باشید.

            

“اگه کسی تصمیم بگیرد فقط در لحظه اکنون راضی باشد،

بعد، به لحظه بعدی که رسید، باز در لحظه اکنون راضی باشد

و بعد به لحظه بعدی که رسید باز …..

             

 

شرط رضایت این است که در لحظه ابدی اکنون راضی و شاد باشید!!

            

                          

 

۱۵ روش برای استفاده بیشتر از زندگی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

زندگی کردن 1            

در زیر ۱۵ پیشنهاد ساده آورده‌ایم که کمکتان می‌کند استفاده بیشتری

از زندگیتان ببرید – زندگی را با تمام وجود تجربه کنید و از

آن لذت ببرید.

                

  • قدردان آدم‌ها و چیزهای خوب در زندگیتان باشید.

          

  • حرف‌های منفی دیگران را نادیده بگیرید.

                   

  • کسانیکه اذیتتان کرده‌اند را ببخشید: اینکه دیگران را ببخشید به
  • این معنی نیست که باز به آنها اعتماد کنید. فقط نباید وقتتان را
  • برای متنفر شدن از کسانی که اذیتتان کرده‌اند تلف کنید چون
  • باید حسابی مشغول دوست داشتن کسانی باشید که دوستتان دارند.

                 

  • همان کسی باشید که واقعاً هستید: اگر آنقدر خوش‌شانس باشید
  • که چیزی داشته باشید که شما را از دیگران متمایز کند، به
  • هیچ وجه آن را تغییر ندهید. خاص بودن با ارزش است.
  • در این دنیای دیوانه که سعی دارد شما را مثل بقیه کند،
  • جرات این را پیدا کنید که خودِ فوق‌العاده‌تان باشید.

                    

  • به ندای درونیتان گوش دهید.

                  

  • به استقبال تغییر بروید و از هرچه زندگی برایتان پیش
  • می‌آورد لذت ببرید.

                

  • روابط تان را هوشمندانه انتخاب کنید.

                 

  • کسانی که دوستتان دارند را بشناسید.

                 

  • خودتان را هم دوست داشته باشید.

                  

  • کارهای بکنید که در آینده از خودتان متشکر باشید.

               

  • بخاطر همه مشکلاتی که ندارید، متشکر باشید.

              

  • برای تفریح کردن وقت کافی بگذارید.

          

  • از کوچک ترین چیزهای زندگی لذت ببرید.

            

  • این واقعیت را بپذیرید که گذشته امروز نیست.

                   

  • زمانی که باید بگذرید: همیشه موضوع ترمیم چیزی که شکسته
  • است نیست. بعضی روابط و موقعیت‌ها قابل ترمیم نیستند.
  • اگر بخواهید به زور آنها را به هم بچسبانید، همه چیز فقط بدتر
  • خواهد شد. گاهی‌اوقات باید از نو شروع کنید و چیزی بهتر
  • بسازید. قدرت نه فقط در توانایی ادامه دادن بلکه در توانایی
  • شروع دوباره با لبخندی روی لب‌ و عشقی در دل پدیدار می‌شود.

                 

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

            

آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

 

قلب جوان 5

جوان بودن قلب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

قلب جوان 5

جوان بودن قلب را بارها در جای جای اجتماع شنیده اید که

فلانی درسته که سنش بالا رفته، اما قلبش جوان است و هنوز

پرتلاش و کوشا.

 

و این مطلب را نه تنها در خیلی مکانها می توانید بشنوید، بلکه در

میان خانواده ها نیز این بیان، مصطلح است و به راحتی می توان

این ادبیات را در خانواده ها و اطرافیان یافت.

          

از اینرو در این مقاله بر آن شدیم که در این خصوص به بحث و

بررسی بپردازیم.

              

 

 

 حتماً شنیده‌اید که سن شناسنامه‌ای فقط یک عدد است.

 

تحقیقات نشان می‌دهد که سرعت پیر شدن افراد با یکدیگر تفاوت

بسیار زیادی دارد و روند پیری در سنین متفاوت و با سرعت متفاوت

آغاز می‌شود.

             

محققان می‌گویند به همین خاطر دو مفهوم سلامت و پیری را نباید

با هم اشتباه گرفت و روند پیری می‌تواند روند سالمی باشد و

جوانی را هم نباید مترادف با سلامتی کامل دانست.

 

                        

محققان توصیه می‌کنند که هیچ‌کس به سن شناسنامه‌ای خود تکیه نکند

و به فکر سن واقعی خود باشد.

                 

یافتن روش‌هایی برای کاستن از سرعت پیری می تواند به

درمان بیماری‌ها کمک کند.

               

پیشنهاد می شود مقاله طول عمر انسان را

مطالعه فرمائید.

                

 

جوان بودن قلب، به چه معناست؟

قلب جوان 1

جوان بودن قلب را می توان به شادی، نشاط، سلامتی و

بسیاری موارد دیگر مرتبط دانست و میزان پیری یا جوان

بودن قلب را از شاخص های بالا اندازه گیری می نمایند.

              

چه بسیار افرادی که با وجود داشتن سن پائین، دارای قلب های

بسیار پیر و فرسوده هستند و چه بسیار افرادی که علیرغم بالا

بودن عدد سن، از قلب های جوان، پرشور و نشاط و شاد و پر

انرژی برخوردار هستند و خوشبختانه علیرغم انکار بسیاری از

افراد، چنین افرادی در جامعه کم نیستند، حداقل می توان گفت

که این افراد در همکاران پیشکسوت(بازنشسته) ما بسیار هستند.

               

 

 

چرا جوان بودن قلب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم تر

از بالا رفتن عدد سن می باشد؟

قلب جوان 2

قلب که تلمبه اصلی بدن نام دارد و کار خون رسانی به کلیه اعضاء

و جوارح را در دستور کار خود دارد، در زمانی که سرحال و

شاداب است، بدون وقفه و ناراحتی به کار خود ادامه می دهد لکن،

در زمانی که این عضو حیاتی، دچار فرسودگی و آسیب و ناراحتی

می شود، با کاهش عملکرد و در مواقعی با توقف عملکرد بعضی

از اجزاء خود روبرو می گردد.

                   

به همین دلیل است که در بدو ورود به هر مطب، اولین عضوی

که توسط پزشک مورد معاینه قرار می گیرد، قلب این عضو اصلی

بدن می باشد.

             

حال تصور نمائید که این عضو، همیشه سرحال و شاداب باشد،

مشخص است که خون رسانی به درستی به کلیه اعضاء و جوارح

انجام شده و در نتیجه خون رسانی، اکسیژن رسانی، انرژی دهی،

غذا رسانی به تک تک سلول ها به درستی و در سر موقع خود

انجام می گردد.

                  

و متأسفانه اگر در غیر این صورت تصور نمائید، یعنی زمانی که

این عضو به علل های مختلف، از عملکرد پائینی برخوردار باشد،

خون رسانی با کندی مواجه شده، و اکثر اعضاء و جوارح انسان،

با کمبود اکسیژن، ویتامین و مواد غذائی مواجه می شوند. و چنانچه

این عملکرد ضعیف ادامه یابد، منجر به سکته و مرگ می گردد.

                      

 

چطور می توان قلب را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) جوان

نگاه داشت؟

قلب جوان 3

البته در بسیاری از مقالات در خصوص جوان نگاه داشتن قلب به تغذیه

سالم، ورزش و وزن مناسب اشاره داشتند، هر چند که این موارد مهم

می باشد، اما به قول یکی از دوستان، تنها افکار و مغز می تواند قلب

را جوان نگاه دارد.

              

کار زیادی نیاز نیست انجام دهید، تنها کافی است که مثل خود قلب،

تنها برای جائی که وظیفه تعیین شده است، خدمات ارائه گردد.

           

این بدان معناست که قلب هیچ موقع برای عضو بیرونی خون رسانی

انجام نمی دهد و در همه موارد، ابتدا به مغز و سپس به بقیه اعضاء

بدن خدمات خود را ارائه می نماید.

              

ما نیز اگر از قلب یاد بگیریم و انرژی خود را تنها در دادن انگیزه و

شادی و نشاط به بدن خود صرف نمائیم، به مراتب بهتر و بیشتر می توانیم

این قلب را جوان نگاه داشته و در نتیجه، بدن خود را نیز در بهترین

شرایط ممکن، حفظ و نگهداری نمائیم.

    

چرا مقاله قدر داشته هایمان را بدانیم را مطالعه

نمی نمائید؟

              

 

کلام آخر              

پس از دادن انرژی به خود، مشخص است که دیگر خود تبدیل به

منبع اصلی انرژی می شوید و به اطراف خود نیز این انرژی ساطع

خواهد شد. و همگان می توانند از این انرژی بهینه، سود ببرند.

                

شما با انتخاب های خود- که می توانند بهترین انتخاب هر فرد باشد-

می توانید شرایط ایده آل را برای خود مهیا نموده و از این شرایط

بهترین استفاده را بنمائید.

               

لکن اگر بر حسب انتخاب های غلط شرایط ناگواری را تا کنون برای

خود رقم زده اید، هر چند سخت است، ما غیر ممکن نیست، و

می توانید از هم اکنون شروع به تغییر سبک زندگی و تغییر

انتخاب های خود بنمائید و شرایط را به بهترین شرایط ممکن تغییر دهید.

           

البته لازم به ذکر می باشد که هیچ تغییری یک شبه و یکدفعه انجام

نمی شود، بلکه ممارست و مداومت لازم در این امر ضروری و

حیاتی می باشد.

              

پس اگر انتخاب های نامناسب برای خود رقم زده اید، از هم اکنون

می توانید نسبت به تغییر انتخاب های خود اقدام، و سبک زندگی

خود را دچار تغییر و تحول نمائید.

قلب جوان 4                           

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

              

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

نوه 10

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سن تنها یک عدد است.

نوه 10

سن تنها یک عدد است، این را نه اینکه تنها من بگویم،

بلکه بسیاری از افرادی که حتی تا سنین بالا هم اجازه

خطاب کردن آنها، به نام پیرمرد، یا کهنسال را نمی دهند

و هنوز هم هم پای بسیاری از جوانان در میدان های

مختلف، خود نمائی می نمایند، با تمام وجود فریاد می زنند.

              

با تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که ملاقات

می نمایم و در کلاس ها شرکت می نمایند، زمانی که از

وضعیت جسمی و روحی آنها پرسش می شود، با بیان اینکه

دیگر سن آنها بالا رفته و باید مرتب منتظر مسائل و

بیماری های مختلف باشند، اعلام می نمایند که بسیاری از

بیماری ها به سر وقت آنها رفته و آنها را درگیر خودشان

نموده است.

                

چه تفاوتی است مابین آنهائی که حتی با سنین بالا، هنوز

هم بدون اینکه از عدد سن خودشان واهمه داشته باشند و

آن را نمادی برای افسردگی، بیماری و یا … بدانند، از

آن تنها به عنوان یک عدد نشان دهنده سالهای عمر خود

یاد می نمایند و کسانی که این عدد، را بارها و بارها در

ذهن خود مرور نموده و با افزایش هر یک رقم بر آن،

خود را برای دریافت بیماری های بیشتر و افسردگی بیشتر

آماده می نمایند؟

                    

ما در این مقاله در این خصوص بحث و بررسی می نمائیم.

 

پیشنهاد می شود مقاله طول عمر انسان چقدر

            

است را نیز مطالعه نمائید.

 

سن ملاک سلامتی و شادابی نیست؟

وابستگی به جسم

بله سن تنها شاخص سلامتی و شادابی نیست، چه بسیار

افرادی که در سنین نوجوانی، جوانی و میان سالی دچار

انواع و اقسام بیماری ها و مسائل و مشکلات گردیدند و

چه بسیار گنجینه های نیروی انسانی که علیرغم بالا رفتن

عدد سن آنها، همچنان به فعالیت و کار تلاش خود بی وقفه

ادامه می دهند که از آن جمله می توان به :

               

       استاد ورزش محله ما(استاد شیرازی) که هم اکنون
با داشتن حداقل ۸۵ سال، هنوز هم بسیاری از جوانان
نمی توانند همپای او دور پارک بدوند و یا در استخر
همراه او شنا نمایند.

سن یک عدد است 6           

 

       پدر بزرگواری که در حال حاضر با داشتن
حداقل ۱۱۰ سال، هنوز هم برای رفتن به شکار، به
دنبال گرفتن مجوزهای مربوطه از مراجع مربوطه می باشد.

سن یک عدد است 9 

       مادر بزرگواری که با داشتن عدد ۱۰۰ در
آلبوم سن خود، هنوز هم درخواست اجاره سالنی جهت

خیاطی و آموزش این هنر به دیگر جوانان جویای کار دارد.

سن یک عدد است 7

–       یا پدری دیگر که با وجود داشتن ۹۰ سال، هنوز

کیلومترها پیاده روی میکند، علیرغم اینکه بر اساس گفته

خودش، دکتر بعد از ۹۰ سال، او را ۴۰ روز خانه نشین

 کرده بود.

 سن یک عدد است 8

      آقای حسن مرادی نقاش ۸۱ ساله محله پیروزی این
روزها مشغول توضیح آثارش به هم‌محله‌ای‌هایی است
که برای تماشای نقاشی‌هایش به سرای محله مراجعه
می‌کنند. با شور و شوقی که از سن و سالش بعید به نظر
می‌رسد پا به پای جوان‌ها پای تابلو‌ها می‌آید و با صبر و
حوصله توضیح می‌دهد که برای کشیدن و طبیعت‌سازی از
منظره به نقش کشیده در میان قاب‌ها از چه موادی استفاده
کرده است.

سن یک عدد است 5

        

 

      همچنین مربی تیم فوتبال پرسپولیس آقای برانکو

ایوانکوویچ که به تازگی تولد ۶۳ سالگی خود را جشن

گرفته است، هنوز هم به خوبی در زمین فوتبال به میدان

می رود.

سن یک عدد است 1

و از نمونه های خارجی نیز به موارد ذیل اشاره نمود

هر چند که مشت نمونه خروار است:

 

–       کازیوشی میورا مهاجم نامدار فوتبال ژاپن در

حالی که تولد پنجاه سالگی اش را به تازگی جشن گرفته

بود در بازی تیم های یوکوهاما و ماتسوما یاماگا به میدان

رفت.  فصل گذشته در حالی که ۴۹ سال و سه ماه و

۲۴ روز سن داشت مقابل گیفو گلزنی کرد و دوباره

رکورد خود در این زمینه را بهبود بخشید.

سن یک عدد است 3 

       فیلیپ دوماس ۶۰ ساله شانسی برای رسیدن به

آرزوی دیرینه اش ، مدلینگ دارد؟؟ کسی شانس زیادی

برای او قائل نبود اما فیلیپ ، مدیر بازنشسته یکی از

سازمان های سینمایی فرانسه نشان داد که هیچگاه برای

رسیدن به آرزوی خود دیر نیست.

سن یک عدد است 2                

       همچنین خواهر مدونا بودر که مردم به او لقب

“راهبه آهنین” را داده اند. او اولین بار در سن ۵۲

سالگی در رقابت های ورزش های سه گانه شرکت کرد

و از آن زمان تاکنون در بیش از ۳۴۰ رقابت شرکت

کرده است و  در سن ۸۶ سالگی، او هنوز هم در این

رقابت های بزرگ شرکت می کند و به این زودی نیز

قصد پیشکسوتی(بازنشستگی)ندارد.

 سن یک عدد است 4

 

چرا سن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نباید مد نظر

قرار گیرد؟

 

این انتخاب شماست که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

که می توانید زندگی خوب، شاد و بانشاطی را با بودن در

کنار خانواده با همراه داشتن حداقل ۳۰ سال سابقه کار و

تلاش و مهارت و تخصص، به بهترین روزهای عمر خود

تبدیل نمود، را به روزگاری تبدیل نمائید که مدام چشمان

خود را به عدد سن خود معطوف نموده و روزها را یکی

پس از دیگری شمرده و هر روز نیز با بالا رفتن این عدد،

و بر اساس یک سری از گفته های غلط دیگران، منتظر

دریافت انواع و اقسام بیماری، افسردگی و تنهائی و … باشند.

            

به نظر شما، کدام یک بهینه تر است؟

              

شاد و با نشاط بودن بدون توجه به رقم سن؟

           

یا توجه کامل و تمام به عدد سن، که متأسفانه روز به روز

نیز بر این رقم افزوده می گردد؟

 

 

بهر حال این انتخاب شماست که چگونه و با چه شیوه ای

این دوران را بگذرانید.

            

هر چند که شاید این ارقام برای تعداد از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) عدد بزرگی جلوه نماید، لکن

برای اینجانب و بسیاری از افرادی که در این زمینه

مشغول تحقیق هستیم، به هیچ عنوان اعداد دو رقمی

برای سن، اعداد بزرگی نیستند.

                

و با توجه به یافته های علمی جدید، حداقل این عدد

تا سال ۲۰۰۰ می تواند به عدد ۱۰۰ برسد.

              

 

چطوری می توان عدد سن را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) نادیده گرفت؟

بارها در این خصوص بحث و تبادل نظر انجام شده است.

بسیاری از کارهائی که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می توان انجام داد و به شادی، نشاط و سلامتی بیشتر دست

یافت را در کتاب “الهی پیر شی” جمع بندی و ارائه نموده ام.

طول عمر انسان 4

امیدوارم که بتوانم فرهنگی را که در آن سن تنها یک عدد

بیش نباشد را در بین عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نهادینه

نمایم.

             

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

فرصت کوچک 6

لذت بردن از فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لذت بردن از فرصت های کوچک، شاید برایمان واضح

نبوده و سنگین باشد و معنای آن به خوبی برایمان روشن نباشد.

فرصت کوچک 1

همانگونه که امروز در اداره یکی از دوستان خوش ذوق،

درخواست نمود که یک بنر جهت ورود یکی از همکاران

که به مأموریت خارج از کشور رفته بود، تهیه نمائیم.

             

در ابتدا من هم شاید مثل شما، جا خوردم و به خود گفتم،

خیلی از افراد به مسافرت های گوناگون می روند و بر

می گردند و تا کنون سابقه نداشته که غیر از مسافرت های

مذهبی، برای مسافرت های غیر مذهبی و خارج از کشور،

برای کسی برنامه استقبال ورود داشته باشیم.

             

اما بعد از مدتی که خوب به این مسئله فکر کردم، به این

نکته پی بردم که ما شاید مدتها برای سالگرد فوت،

سالگردهای اتفاقات بد، آمدن یک سری از مناسبت های

مذهبی ناراحت کننده، روز شماری می نمائیم و باز هم

آماده برگزاری آن مراسم و اتفاقات ناگوار می شویم.

              

پیش خود فکر کردم، چه می شد که به جای اینکه برای

فرصت های بزرگ و ناراحت کننده خود را آماده نمائیم،

چرا خود را برای فرصت های کوچک شادی آور مهیا

و آماده نسازیم.

           

چرا نباید از این فرصت های کوچک خدادادی، استفاده

لازم را ببریم.

   

آیا مقاله فرصت ها مثل ابر سریع می گذرند

را مطالعه نموده اید؟       

            

 

فرصت های کوچک چیست؟

فرصت کوچک 3

کلیه فرصت ها و موقعیت های کوچک و بسیار کوچکی که

ما می توانیم به مناسبت آنها، شاد باشیم، خوشحالی کنیم،

جشن و سرور به پا کنیم و ….

         

شاید برای ما که تا کنون همیشه منتظر فرصت های غول پیکر

و بسیار بزرگ برای تغییر بوده ایم، این مطلب کمی غیر

معمول به نظر آید. لکن تا زمانی که به قول یکی از اساتید

تغییر، تغییر را از مسائل کوچک و از تغییرات کوچک شروع

نکنیم، تغییرات رخ نمی دهد.

         

پیشنهاد می شود، مقاله تبدیل موانع به فرصت را نیز مطالعه نمائید.

                     

چرا فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

فرصت کوچک 6

در مدتی که مشغول تحقیق در خصوص مسائل عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) بودم، با موارد متعددی روبرو گردیدم

و از آن جمله می توان به آسایشگاه هفت باغ مهربانی واقع

در زنجان مواجه شدم.

                    

این آسایشگاه، به مناسبت های مختلف، در ایجاد شادی و

نشاط برای گنجینه های نیروی انسانی که در آن جا، اقامت

دارند، سنگ تمام گذاشته و موارد مختلفی را برایشان

ایجاد می نماید.

           

شاید در زمانی که برف، روی زمین را می پوشاند، ما تنها به

اینکه خودمان را بیشتر بپوشانیم و سعی در خروج کمتر از

منزل بخاطر سرمای بیرون می نمائیم. اما این خدمتگزاران

خوب این آسایشگاه در همان زمان، اقدام به بیرون آوردن این

عزیزان پیشکسوت نموده و از آنان خواستند که یک آدم برفی

درست نمایند.

فرصت کوچک 7

و خبر جالب اینکه با درست کردن این آدم برفی و گرفتن عکس

و انداختن آن عکس در شبکه های اجتماعی، خانواده یکی از

پدربزرگ ها، که بیش از یک سال بود از ایشان خبری نداشتند

و بارها به دنبال او بودند، با دیدن عکس آنها در رسانه های

اجتماعی، ایشان را شناخته و به سراغ ایشان می روند و قبل

از عید موفق می شوند که ایشان را به آغوش پر مهر

خانواده برگردانند.

              

حال اگر این ذوق و سلیقه در ذهن گردانندگان این آسایشگاه

نبود، هنوز این پدربزرگ در میان باقی پدربزرگ ها مشغول

به گذران زندگی بود و از خانواده خویش نیز بی خبر بودند.

 

پیشنهاد می شود، مقاله زندگی سرشار

                

از درس است را نیز مطالعه نمائید.

 

چطوری از فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی

             

(بازنشستگی) استفاده لازم را ببریم؟

شانس یا اجبار

بهترین عملکرد، همین عملکردی بود که همکار خوش ذوق و

خوش سلیقه ما در پی آن بود و آن چیزی نبود جز، استفاده از

فرصت های بسیار کوچک و خیلی زودگذر، مثل آماده شدن

برای استقبال از همکارمان که به سفر خارج از کشور رفته بود.

        

بله در زندگی ما نیز چنین اتفاقاتی بی شمار رخ می دهد.

کافی است که کمی سلیقه و ذوق به خرج داده و این

فرصت ها به خوبی شکار نمائیم.

             

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که متأسفانه باز تعدادی

از همکاران سابق ما، دوران آماده شدن برای رفتن آن را به

غلط نام گذاری نمودند و هر پیشامد و اتفاقی را در راستای

همان نام گذاری می بینند، باید عینک خود را تعویض نموده

و به جای دیدن اتفاقات برای رفتن، به دیدن اتفاقات برای

ماندن و شاد و با نشاط بودن و سلامتی کامل رفت.

             

به جای اینکه از لحظات، لحظات مرگباری بسازیم،

بهتر است، آن لحظات را به لحظات زندگی سازی تبدیل

نمائیم که بتوانیم، زندگی خوب و شادی را تجربه نمائیم.

  فرصت کوچک 5                

یا به گفته آقای کیم وو چونگ، نویسنده کتاب سنگ فرش

هر خیابان از طلاست، در هر شرایطی، به جای اینکه

مثل بقیه، شمارش معکوس برای تعطیلی کارخانه داشته

باشیم، شمارش معکوس برای راه اندازی مجدد کارخانه ها

را در برنامه خود قرار دهیم.

                

بنابر این لازم است از هر فرصت کوچکی برای ایجاد

شادی و نشاط استفاده نمائیم

                

مانند: بیدار شدن هر روز از خواب

            

دیدن همکاران در هر روز سرکار

               

آمدن همکاران از مسافرت های داخل و خارج از کشور

             

دیدن اقوام

              

مناسبت های تولد، جشن ها، و شادی های اجتماعی،

فردی و گروهی

             

و ….

                

در هر صورت، اتفاقات بالا، همه انجام می شود، اما از

این به بعد، نحوه نگاه ما، و استفاده از این اتفاقات در جهت

شاد بودن و با نشاط شدن در محل کار، خانه و مخصوصاً

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند، زندگی ما را

دچار تحول و تغییر نماید.

  فرصت کوچک 4     

 

امیدوارم همه با هم بتوانیم این فرهنگ استفاده از فرصت های

کوچک برای شادی و خوش بودن را اولاً در میان خودمان و

سپس در جامعه نهادینه نمائیم تا حداقل قدمی کوچک در بهتر

نمودن دنیا برای خود و اطرافیان برداشته باشیم.

                       

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

                 

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

خشم 1

خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را در این مقاله

مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

 خشم 1                   

شما تا دیروز انسانی شاد و فعال بودید که راس ساعتی

مقرر از خواب بر میخواستید، لباس میپوشیدید و خود را

می آراستید، به محل کارتان میرفتید، مسئولیتهای اجتماعی

را که به شما محول شده بود انجام میدادید، گاهی تشویق

می شدید، گاهی تنبیه. گاهی ارتقاء میگرفتید، گاهی هم

پس رانده میشدید و باید از اول شروع میکردید.

                  

حساب و کتاب رفت و آمد و خورد و خوراکتان دستتان بود،

دوستانی داشتید که دورتان را شلوغ کرده بودند، آخر

هفته ها برای شما با روزهای دیگر هفته فرق داشت،

عصرهای چهارشنبه، از آغاز تعطیلات هیجان زده

می شدید و غروبهای جمعه، پکر میشدید که چرا تعطیلات

آنقدر زود گذشته است.

 

پیشنهاد می شود مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی را

نیز مطالعه فرمائید.       

                       

خشم چیست؟

خشم 2

خشم احساسی طبیعی در انسان است که همه ی افراد آن

را به نوعی تجربه می کنند. هر وضعیتی که ما را ناکام

کند باعث ایجاد احساس خشم می شود.

ناکامی یعنی نرسیدن به خواسته های فردی.

وقتی عاملی مانع رسیدن فرد به هدف و خواسته ها شود،

عصبانیت بروز می کند. عاملی از جمله جسمانی

(خستگی مفرط)، محدودیت هایی مثل (فلج یا ناتوانی

پس از یک حادثه)، کم کاری فرد (آماده نبودن برای

امتحان)، رفتاری دیگران (سخت گیری بی دلیل، تحقیر

و مسخره کردن) و فریب خوردن توسط دیگران

می توانند موجب خشم شوند.

                     

چرا خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیار

مهم است؟

   خشم 4       

فرد خشمگین همراه با خشم، مواد منفی را داخل خون خود

نموده و آسیب های جدی و غیرقابل جبرانی را برای خود به

همراه خواهد آورد. لذا خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بسیار خطرناک تر و پرآسیب تر خواهد بود، تا در دوران

جوانی و قبل از آن، زیرا در این دوران، بدن تحمل خیلی

از مسائل و مشکلات را ندارد.

        

پس تا حد ممکن باید از بروز چنین مواردی خودداری نمائیم.

   

پیشنهاد می شود، مقاله خاطره گوئی در

                  

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه

           

فرمائید              

 

چطور می توان از خشم جلوگیری نمود؟

    خشم 3          

در صورتی که خشم به طور صحیح مدیریت شود، به ما

انرژی می دهد تا در جهت رسیدن به اهداف مان فعالیت کنیم

یا به مسائل و مشکلات رسیدگی نماییم. خشم، در صورتی

که متعادل باشد، به کنترل اوضاع کمک می کند. به ما

شجاعت می بخشد تا با قاطعیت خواسته های خود را ابراز

و دیگران را با دیدگاه های خویش آشنا کنیم. در صورتی

که خشم به شیوه ای غلط ابراز شود یعنی سبب واکنش های

غضب آلود و پرخاشگرانه گردد، نه تنها مشکلات حل نشده

باقی می ماند بلکه بیشتر می شود که مهمترین اثر منفی آن

اختلال در ارتباط با دیگران است.

                     

 

مهارت های مختلفی برای کنترل خشم:

وقتی عصبانی هستیم ، استفاده از مهارت های خود

آرام سازی بسیار مفید و اثربخش است.

حقیقت دارد که می گویند وقتی عصبانی هستیم پیش

از این که پاسخ بدهیم باید تا عدد ۱۰ بشماریم. این کار

به ما فرصت می دهد تا بهترین راه حل را انتخاب کنیم.

همچنین می توانیم با تنفس آرام و عمیق در مدتی کوتاه

خود را کاملا آرام کنیم سپس در وضعیت بهتر و آرام تر

راه حلهای خود را بررسی کنیم.

                   

یک نقطه شروع خوب برای آموختن شیوه مقابله با خشم،

تجزیه و تحلیل ارزیابی های اولیه خود است. وقتی ارزیابی

اولیه از رویدادی ناکام کننده و مشکل ساز به عمل می آوریم

باید معین کنیم آیا مساله ارزش ناراحت شدن را دارد یا نه؟

اگر دریافتیم از خشمی بی اساس رنج می بریم، احتمالا

این گونه خواسته های نامعقول را از خودمان داریم.

                

وقتی هیجانات ناراحت کننده ای را تجربه می کنیم، می کوشیم

از طریق گفتار این عبارات «احساس می کنم، این به نفع

من نیست. چگونه می توانم به شیوه ای مفید با این احساسات

مقابله کنم» راه حل مفیدی را اتخاذ کنیم. در بیشتر موارد

واکنش فوری ما نسبت به این احساس بهترین پاسخ ممکن

نیست، پس اندکی تامل کنیم.

 

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.