خوش شانسی 3

شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

خوش شانسی 4

فلانی شانس بالائی دارد و همیشه همه چیز بر وفق

مرادش است.

             

فلانی مادرزاد، شانس به همراه داشت، و همه برایش

خدمت می کردند.

             

خدا بده شانس.

              

شما نیز مثل نگارنده، شاید از جملات بالا بسیار شنیده باشید،

و این معضل و مشکل نه تنها در عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

وجود دارد، بلکه این مسئله در بسیاری از عزیزان شاغل و

غیر شاغل نیز فراوان دیده می شود.

               

این شانس و خوش شانسی چیست، که هر کسی آرزوی

داشتن آن را دارد.

             

ما در این مقاله بر آنیم که این مطلب را مورد بحث و بررسی

قرار دهیم.

              

با ما همراه باشید.

        

                  

پیشنهاد می شود، مقاله پیشکسوتی(بازنشستگی)

            

شانس است یا اجبار و خواست را نیز مطالعه نمائید.

              

شانس چیست؟

خوش شانسی 2

شانس بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا آمده است،

عبارت است از: شانس همان اقبال یا بخت است؛

چه بد باشد یا خوب. آنچه به‌عنوان شانس رخ می‌دهد،

خارج از کنترل فرد است و بدون توجه به اراده، قصد،

یا نتیجۀ مورد نظر است.

            

خوش شانسی چیست؟

آوردن اقبال و بخت به سمت خود می باشد و این کاری

است که هر فردی که طالب آن است می تواند به آن

دست یابد.

           

 

تفاوت میان شانس و خوش شانسی چیست؟

خوش شانسی 1

شاید تا کنون شما نیز مثل نگارنده تفاوتی میان این دو کلمه

قائل نبودید، لکن در کتاب شانس نوشته الکس رویرا و

فرناندو تریاس دو به و ترجمه منیژه جلالی این دو کلمه

بسیار تفاوت دارند.

خوش شانسی 7

شانس زمانی که ارثیه ای یا قرعه کشی به فردی میرسد،

شانس به وی روی می کند اما یک خبر بد اینکه شانس

به هیچ وجه متکی به فرد نمی باشد و به همین دلیل زیاد

پایدار نمی ماند.

          

اما خوش شانسی به علت اینکه توسط خود فرد ایجاد

می گردد، کاملاً وابسته به فرد بوده و در اصل شانس

حقیقی، همین خوش شانسی است.

            

شما نیز بارها و بارها، افرادی را دیده اید که جوایز فراوانی

در قرعه کشی ها دریافت نموده اند یا بر اثر فوت اقوام

ارثیه های کلان به فرد رسیده است، لکن لذت داشتن آن

جوایز و ارثیه، دیری نپائید و بر اساس رفتارهای نامناسب فرد،

تقریباً نود درصد آدمهائی که در مسابقات بخت آزمائی برنده

شده و یا به ارثیه های کلانی دست یافته اند، در کمتر از

ده سال، یا ورشکسته شده و یا به جائی رسیده اند که در

ابتدا بوده اند.

              

                     

مقاله تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی

       

(بازنشستگی) را از دست ندهید.              

                

خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟

خوش شانسی 3

خوش شانسی به آن معناست که شما کلیه موانع برای

رسیدن به موفقیت را در ابتدا شناسائی و نسبت به رفع

آنها، اقدام نمائید.

              

آنگاه متوجه می شوید که شانس ها، پی در پی، چگونه

درِ خانه شما را می کوبند.

          

به عبارت دیگر، خوش شانسی عبارت است از استفاده

از فرصت ها در زمان مناسب.

              

اگر بخواهیم می توانیم توافق کنیم که شانس وجود دارد،

ولی احتمال اینکه به سراغ ما بیاید بسیار کم است،

و هنگامی هم که بیاید، دوام نمی آورد.

       

به دیگر سخن، شانس می تواند به فرد رو کند، هر وقت

که فرد به دنبالش برود و خوش شانسی همان چیز خوب

و واقعی است که فرد به دست می آورد.

                

 

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

  

خوش شانس بود؟

خوش شانسی 5

خوش شانسی قوانینی دارد و تابعیت از این ق

وانین می تواند ما را به موفقیت و هدف مورد نظر

رهنمون سازد:

         

  1. شانس زمان طولانی دوام نمی آورد، زیرا به فرد بستگی
    ندارد، اما خوش شانسی را هر یک از افراد می توانند به
    وجود آورند و به همین دلیل برای همیشه می ماند.

                    
  2. بسیاری خواهان خوش شانسی هستند، ولی شماری
    اندک درصدد یافتن آن بر می آیند.

  3. اگر هم اکنون هیچ شانسی به شما رو نمی کند،
    شاید به این دلیل باشد که در شرایط همیشگی
    قرار داری، برای اینکه شانس به سراغت بیاید،
    باید شرایط جدید فراهم سازید.
                               
  4. فراهم کردن شرایط تازه برای خوش شانسی تنها
    به معنای جست و جوی منافع خود نیست، آماده
    ساختن شرایط برای کمک به دیگران بر احتمال
    رو کردن شانس می افزاید.

  5.  اگر ایجاد شرایط جدید را به تأخیر بیندازی، خوش شانسی
    هرگز به سراغت نخواهد آمد. فراهم ساختن شرایط تازه
    گاهی اوقات بسیار سخت است، اما همین امروز دست
    به کار شو.
                                                   
  6. گاهی اوقات، حتی در شرایط به ظاهر مناسب، شانس
    رو نمی کند، آن زمان در جزئیات کم اهمیت، شرایط به
    ظاهر غیر ضروری را که در واقع ضروری هستند،
    جست و جو کن.

  7.  برای کسانی که تنها به شانس اعتقاد دارند، فراهم
    ساختن شرایط بی معنی می نماید. آنانی که شرایط
    را فراهم می سازند، در بارۀ رسیدن شانس نگرانی ندارند.

  8. خوش شانسی فروشی نیست، به آنانی که شانس
    می فروشند، اعتماد نکنید.

  9. پس از آن که شرایط را فراهم کردید، صبور باشید، رها نکنید،
    به رسیدن شانس ایمان داشته باشید.
                                       
  10. فرا رسیدن خوش شانسی به فراهم ساختن شرایط برای
    فرصت بستگی دارد. اما فرصت، به شانس و تصادف ربطی
    ندارد، فرصت همیشه در کنار توست.

                                              

نکته اخلاقی اینکه :

پدید آمدن خوش شانسی تنها به فراهم ساختن شرایط بستگی دارد.

      خوش شانسی 6                              

و از آنجا که رو کردن خوش شانسی تنها مستلزم فراهم

ساختن شرایط است، پس خوش شانسی، فقط به خودت

بستگی دارد. اگر همین فردا شروع کنی، می توانی

خوش شانس باشی.

 

داستان خوش شانسی، هر گز بر حسب تصادف به

هیچ کسی رو نمی کند.

                    

عبارت آخر اینکه، شانس خوب مال بازیکن خوب است.

                  

اگراین مقاله برای شما مفید بود،

                

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

 

آرامش 1

آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

آرامش 1

در زمانی که فرد بازنشسته می شود، سطح استرس

و نگرانی از کار، به میزان قابل توجهی کاهش می یابد.

و پس از آن خود شما دیگر مسئول دادن مهلت و زمان

برای رفت و آمدهای روزانه خود هستید.

        

در هفته های اول، آرامش نداشتن استرس

زمان بندی های کار و شغل، به خوبی می تواند برای

فرد قابل درک باشد و عدم استرس در آن زمان را با

تمام وجود احساس نماید. لکن این زمان آنقدر کوتاه

است که تنها یک حس کوچک از آن برای فرد می ماند.

         

اما بعد از چند ماه، دیگر آن آرامش را در خود نمی یابید

و همین نداشتن استرس خود می تواند باعث افسردگی

و نداشتن برنامه باشد.

            

این دامی است که اکثر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

در آن گرفتار شده و افسردگی کمترین ثمره این دام

می باشد، لکن بعضی از گنجینه های نیروی انسانی

هستند که قبل از اینکه حکم را دریافت نمایند،

برای خود برنامه ریزی لازم را نموده و آماده ورود به این

دوران شیرین و جذاب می شوند و نه تنها به خوبی

می توانند از این آرامش بعد از دریافت حکم، استفاده نمایند

بلکه همین آرامش را دستمایه برنامه ریزی های آتی

برای شادی، نشاط و سلامتی خود قرار می دهند.

       

چگونه است که بعضی افراد از آرامش بوجود آمده به

خوبی استفاده می نمایند؟

   

چرا بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بعد از

آرامش دچار افسردگی می گردند؟

             

ما در این مقاله سعی داریم به سئوالات بالا پاسخ گفته

و آن را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

       

          

پیشنهاد می شود، مقاله راه کار برای رفع استرس

        

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.


آرامش چیست؟

آرامش 2

در فرهنگ لغت معین آرامش به: آرمیدن، فراغت،

صلح، آشتی، ایمنی و امنیت معنا شده است.

            

آرامش یک حس است که فقط و فقط از درون هر فرد

نشأت می گیرد و اگر درون هر فرد، دارای آرامش و

امنیت باشد، فرد نیز آرام می باشد و از زندگی لذت

کافی را خواهد برد.

 آرامش 5          

آرامش یعنی لذت بردن از هر چیزی، کوچک، کم، ناچیز.

 

                                  

چرا آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم می باشد؟


تعدادی از افراد بر اساس خصوصیات درونی خود،

خودشان آرامش را از خودشان سلب می نمایند،

بعنوان مثال، فردی که احساس حسودی دارد،

نمی تواند موفقیت و رشد افراد دیگر را ببیند و مرتباً

برای خودش استرس و ناراحتی را دعوت می نماید.

یکی از همکاران سابق ما، که هم اکنون به جرگه

پیشکسوتان(بازنشستگان) پیوسته است، همیشه

برای دیگران خوشبختی و سعادت می خواست و هم

اکنون نیز که بعد از سالیان سال، ایشان را ملاقات

می نمائید، فقط کمی موهای سرش رو به سفیدی

می گراید.

رضا پرسوته

هر زمانی که ایشان را ملاقات می نمائید، از حس آرامش

و راحتی که دارد، شما نیز می توانید منتفع گردید، به قول

خودشان، “من اگر نتوانم به فردی کمک نمایم، حداقل

سعی می نمایم که به او ضربه وارد ننمایم”.

           

رضا پرسوته

البته لازم به ذکر می باشد که اکثر افرادی که چنین حسی

را دارند، را می توان به خوبی در اطراف خود مشاهده نمود

و نکته قابل ذکر اینکه، کسانی که از آرامش خوبی برخوردار

می باشند، اکثراً از سلامتی و نشاط بهره می برند.

          

در مقابل آنها، افرادی که به هر نحو، خود را از نعمت آرامش

محروم می سازند، یا بوسیله افکار خود، آرامش را از خود

سلب می نمایند، به هیچ وجه، سلامتی را در آنها در سنین

پیشکسوتی(بازنشستگی) نمی توانید بیابید.

        

پس سلامتی، شادی و نشاط در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با آرامش رابطه مستقیم دارد و فردی

که آرامش دارد، از سلامتی نیز برخوردار است.

              

 

                           

مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

               

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به آرامش دست یافت؟

آرامش 2

همانگونه که در اول مقاله نیز ذکر شد، آرامش تنها از

درون هر فرد نشأت می گیرد و فرد باید آرامش درونی

برای خود فراهم نماید.

              

برای رسیدن به آرامش می توانید از روشهای ذیل،

به این مهم دست یابید:

                             

  • به مشکلات در زندگی با دید دیگری بنگرید و با برداشتن
    حرف “م” از اول آنرا به شکلات تبدیل و سعی نمائید، در
    درون آن آرامش و آسودگی را بیابید.
         
  •                                               
  • به کودک درون خود توجه ویژه داشته باشید، گاهی لباس
    با طرح های کودکانه بپوشید. چنین کاری یادآور روزهای
    شاد زندگی شما است.
       
  •                                       
  • با برداشتن تفاوت ها میان شخصیت ها، آرامش را به زندگی
    خود فراخوانید. تا زمانی که خود را فردی می دانید که هیچ
    کسی نتواند به شما، انتقاد نماید و کار خود را مهم می داند
    و با خشنودی که از این طریق فراهم می شود به آرامش
    دست می یابد.
                    
  •                                        
  • هنگامی که بحث و تعارضی در زندگی بوجود می آید،
    سعی نمائید به سادگی از بحث دوری گزینید و آن را
    به زمانی دیگر موکول کنید و از آرامشی که می توانید
    بدان دست یابید شگفت زده شوید.
        
  •                                            
  • رنگ سبز در دستیابی روح آشفته به آرامش، اثری
    جادویی دارد.
                     
  •                                   
  • تا می توانید در لحظه زندگی نمائید و جزئیات جذاب هر
    لحظه را دریابید. از هر صدا و رنگ نشاط آور شادمان شوید،
    از چنین راهی است که آرامش فرا می رسد.
       

  • در هر جا و مکانی، به دنبال زیبائی ها باشید، و سعی
    نمائید در بالا بردن زیبائی آن محل، شما نیز سهمی
    داشته باشید.
                 
  •                                 
  • کلمات محبت آمیز می توانید هم در خود و هم در شنونده،
    احساسی نیکو ایجاد نماید.
       
  •                                                     
  • هر چیزی را که می توانید تغییر دهید، تغییر دهید و هر
    چیزی را که نمی توانید تغییر دهید، به همان صورت بپذیرید.
  •                                             
  • گذشت، آرامش فراونی به زندگی وارد می نماید، و هر چه
    بیشتر گذشت داشته باشید، در انجام تمرین های آرام بخش
    تواناتر خواهی بود. با گذشت بیشتر، تشویش زندگی را کمتر کنید.
                       
  •                         
  • خوش رو و خوش مشرب باشید و با زبان خوب با دیگران
    سخن بگوئید، هر چه بیشتر خوشرو و خوش مشرب باشد،
    آرامش بیشتری را به زندگی خود وارد می نمائید.
       
  •                                                  
  • همیشه در جستجوی تغییر باشید و از داوری مهراسید.
    گشاده رو و تن آرام، تغییر را بپذیرید.
                
  •                                                
  • در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز می توان گریست،
    در زمان های نیاز، آرامش بعد از گریستن را از دست ندهید.
      
  •                                                                 
  • به هنگام تنش به کاری دیگر بپردازید. جایی بایستید که
    غالباً توقف نمی کردید؛ جایی بنشینید که تاکنون
    نمی نشستید؛ به گونه ای بیندیشید که تاکنون نمی اندیشیدید.
  •                          
                                                       
  • معجزه آرامش را در باورهای دینی خود، کاملاً درک نمائید.
    بی تردید یکی از آرامش بخش ترین رفتارها، روی آوردن به
    نیایش و نماز است.
    آرامش 4

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

                    

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

تغییر سئوال 5

تغییر سئوال در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

تغییر سئوال 3

تغییر سئوال در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آنجا

شکل گرفت که با بسیاری از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) که مصاحبه می نمودم، اکثراً این مطلب

را عنوان می نمودند که چرا مسئولین صندوق، کانون،

محل اشتغال، بیمه و … فکری به حال این گنجینه های

نیروی انسانی نمی نمایند.

                 

 

آیا براستی فقط مسئولین ذکر شده در بالا، باید به حال

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) فکری کنند؟

             

آیا گفتن چرا در محاورات، می تواند زندگی ما را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) دچار تغییر و تحول مثبت نماید؟

                  

چرا ما باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سئوالاتمان

را تغییر دهیم؟

             

در این مقاله بر آنیم که این موضوع را مورد بحث و بررسی

قرار دهیم.

            

با ما همراه باشید

                    

پیشنهاد می شود، مقاله دیدن زیبائیها در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.

       

تغییر سئوال چیست؟

تغییر سئوال 1

اکثر سئوالاتی که عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) مطرح

می نمایند، با چرا شروع می شود، و اینکه چرا مسئولین

با ما اینگونه رفتار می نمایند؟

 

         

چرا محل اشتغال، فکری به حال وضعیت معیشت ما

پیشکسوتان(بازنشستگان) نمی نمایند؟

           

چرا بیمه، در خصوص بیماریهای گنجینه های نیروی انسانی،

تعهد و مسئولیت ندارد؟

 

              

و دهها و شاید صدها سئوال دیگر که روزانه هر پیشکسوت

(بازنشسته) از خود می نماید.

          

تغییر سئوال به این معناست که سئوالهائی که روزانه و بارها

و بارها، پرسیده می شود، را با کمی تغییر، بتوانیم خودمان

پاسخگو باشیم.

           

تغییر سئوال بدین معناست که شاید تنها با تغییر در بیان،

لحن، کلمات سئوال، حتی جواب نیز در دل سئوالات نهفته باشد.

 

         

بعنوان مثال: بله، با بله، و بله، و بله – شاید از نظر املائی

یکسان باشد، اما هر کدام را با لحنی می توان مطرح نمود،

که یکی سئوالی باشد، دیگری تأئید باشد، آن یکی تعجب

باشد، آن دیگر نهی کردن باشد و ….

 

         

مشاهده نمودید که تنها با تغییر لحن، از یک کلمه، معانی

متفاوتی را میتوان دریافت نمود.

 

                  

مقاله تجمع در مقابل ندیدن خود، در دوران پیشکسوتی

 

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

          

چرا تغییر سئوال در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

تغییر سئوال 2

شاید این مطلب که می خواهم مطرح نمایم، پذیرش

آن کمی سخت باشد، لکن تا زمانی که این امر عملی

نشود، تغییر مثبتی در زندگی، رخ نخواهد داد.

 

            

تنها با تغییر در بیان سئوالاتی که ما مطرح می نمائیم

می توان، زندگی را به طور کل تغییر داد.

              

زیرا سئوالاتی که با چرا، شروع می شود، ذهن ناخودآگاه

همیشه به دنبال مضرات و مشکلات فرد و جامعه می رود،

و مدام مسائل و مشکلات جسمی، روحی، قوای جسمانی

و وضعیت جامعه و … را جلوی چشم فرد ردیف می نماید.

 

تغییر سئوال 4               

لکن سئوالاتی که با چگونه مطرح می شود، به صورت خیلی

سریع و فوری، توسط ذهن ناخودآگاه و جستجوگر، جوابهای

خیلی عالی و دست اول ارائه خواهد شد.

 

                

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تغییر سئوال را اجرا نمود؟

تغییر سئوال 5

کار سخت و طاقت فرسائی نیست، تنها با تمرین این امر

کاملاً محقق می شود و شما می توانید در کوتاه مدت،

به نتایج شگرف آن دست یابید.

 

           

کافی است که به جای اینکه بگوئید چرا مسئولین برای

تأمین معیشت ما پیشکسوتان(بازنشستگان) کاری

انجام نمی دهند؟

 

و ذهن ناخودآگاه به دنبال نواقص و مشکلات خودمان و

جامعه ای که در آن زندگی می نمائیم برود و جوابهائی

از قبیل اینکه، جامعه صاحب ندارد، ما قدرت نداریم با

آنها مقابله نمائیم، آنها بر مسند قدرت نشستند و هر

کاری دلشان می خواهند انجام می دهند و ….

                  

بسیاری از جوابهائی که تغییر هیچ یک از آنها، در دست

و اختیار ما نخواهد بود، سئوال نمائیم، مسئولین در حال

حاضر شاید افکار دیگری داشته باشند، ما چگونه

می توانیم وضعیت معیشیتی خود را دگرگون سازیم؟

یا چگونه می توانیم ارتباطات خود را بهبود سازیم؟

یا چگونه می توانیم به همنوعان خود خدمت بیشتر نمائیم؟

 

 

            

این سئوال به خوبی می تواند ذهن ناخودآگاه ما را قلقک

داده و خیلی سریع به جای اینکه به سراغ کاستی ها و

نواقص زندگی ما و جامعه برود، به سراغ توانائی های ما

و مزیتهای جامعه رفته و از دل آنها مطمئناً راه کارهای

سودمندی به دست خواهد آورد که با انجام هر یک از آنها،

همانگونه که تمام کارآفرینان بدین شکل عمل نمودند،

شما نیز می توانید در ظرف مدت مشخصی، تغییرات

اساسی و ماندگار در زندگی خود ایجاد نمائید.

 

                

سئوالاتی که با چرا شروع می شود، شما را به جوابهای

ناامید کننده و مأیوس کننده سوق خواهد داد و

          

سئوالاتی که با چگونه شروع می شود، شما را به راه

کارهای اجرائی و سودمند رهنمون می سازد.

         

اینکه شما از کدام یک از این سئوالات استفاده نمائید،

کاملاً در دستان و اختیار شماست، و بستگی به انتظار

شما از جوابهای دریافتی دارد.

                 

امیدوارم این مقاله برای شما سودمند باشد.

           

در صورت سودمند بودن،

            

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

تجمع ندیدن خود

تجمع در مقابل ندیدن خود، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی نیز انجام شد.

   

امروز هم مثل سنوات، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) با هماهنگی

قبلی جلوی مجلس شورای اسلامی تجمع نموده و درخواست احقاق

حقوق خود را نمودند.

تجمع ندیدن خود 1

اینکه تا چه حد این عمل صحیح است، خیلی به این مقاله و نگارنده

مربوط نمی شود، لکن آن چیزی که مرا مجبور به نوشتن این مقاله

نمود، این بود که چرا ما عملکرد دیگران در مورد خودمان را به دقت

می نگریم، اما عملکرد خودمان در مورد خود را نادیده می انگاریم و

هیچ موقع تقاضای برگزاری تجمع و راهپیمائی بر علیه ندیدن خود

را ننموده ایم.

               

در این مقاله می خواهیم این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

         

با ما همراه باشید.

              

پیشنهاد می شود مقاله ارتباط با خود را مطالعه فرمائید.

           

خود را ندیدن به چه معناست؟

تجمع ندیدن خود 4

خود را ندیدن یعنی اینکه دولت، صندوق، کانون، افراد، دیگران و …

همه را ببینید، اما عملکرد خودمان در خصوص خودمان را نایده بگیرم

و اینکه چطوری از خودمان دفاع کنیم و چطوری ارتباط درستی با

خودمان برقرار کنیم؟

             

زمانی که با انگشت دیگران را خطاب قرار می دهیم و آنها را عامل

تمام رفتارهای انجام شده با ما قلمداد می کنیم، غافل از این هستیم که

با سه انگشت دیگر، خودمان را هدف قرار میدهیم.

         

زیرا که اگر دیگران حداقل یک برابر در خصوص وضعیت معیشتی،

سلامتی و … ما مقصر هستند، سه برابر خودمان در خصوص موارد

فوق مسئول هستیم و می بایست در این باره تصمیمات اساسی و کاربردی

گرفته و به اجرا درآوریم.

        

 

 

چرا دیدن خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیار مهم است؟

تجمع ندیدن خود 2

تا زمانی که قبول نکنیم که مسئول اتفاقات فعلی ما خودمان هستیم،

هیچ تغییری در وضعیت معیشتی، سلامتی، بیمه و درآمد ایجاد

نخواهد شد.

           

پس در درجه اول باید خودمان را بشناسیم و خود را ببینیم.

               

اگر بتوانیم خود را درست ببینیم و مهارت، تخصص، توانائی و عملکرد

خودمان را باور داشته و همچنان بدانیم تا خودمان قدم برنداریم، هیچ فرد

یا گروهی، نیز نمی توانند برای وضعیت زندگی ما کاری انجام دهند.

(هر چند که عزیزان برنامه هائی جهت تغییر وضعیت زندگی گنجینه های

نیروی انسانی دارند)

            

اگر بدانیم که کلیه اعضاء و جوارح ما برای یک سن سه رقمی ساخته

شده است و اگر هم در حال حاضر مشکل و مسئله ای در خصوص

سلامتی وجود دارد، ما می توانیم بوسیله تغذیه صحیح و انجام حرکات

ورزشی مناسب، مجدداً سلامتی و شادابی و نشاط خود را باز یابیم.

                

 

مقاله قدر داشته ها را بدانیم را از دست ندهید.

 

               

چطوری می توان خود را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دید؟

تجمع ندیدن خود 3

ابتدا باید باور کنیم خودمان مسئول زندگی خود هستیم و این خود ما هستیم

که باید تغییرات اساسی و جدی در زندگی خود ایجاد نمائیم.

           

پس از اینکه باور کردیم که مسئول زندگی خودمان هستیم، آنگاه با

توکل بر خدا و تهیه برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت، نسبت به اجرای

آن اقدام نمائیم.

           

ما بسیاری از مهارت هایمان را با آموختن ارتباط مؤثر می توانیم به

خوبی به دیگران و نسل بعدی، انتقال دهیم، به صورتی که آنها با طیب

خاطر به سخنان گنجینه های نیروی انسانی گوش فرا دهند و با دریافت

این مهارت ها بتوانند دنیا را برای خودشان و دیگران زیباتر نمایند.

                

و نیز می توان با ثبت تخصص ها و مهارت های دریافتی، بصورت

نوشته، فیلم و صوت آنها را جاودان نمود و به دیگران نیز انتقال داد.

          

 

اقدامک:

هم اکنون با قبول مسئولیت زندگی خود، تصمیم جدی برای تغییر آن گرفته

و در جهت اجرای آن قدمهای اساسی و پایدار بردارید.

               

 

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

          

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

در جستجوی معنا 1

در جستجوی معنا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی):

در جستجوی معنا 1

در جستجوی معنا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آنجا در ذهنم

خطور نمود که تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) در زمانی که

کمی عدد سن، آنها بالاتر از ۵۰ را نشان می دهد، دیگر زندگی خود را

بی معنا دانسته و تنها روزگار می گذرانند.

 

جمله ای از آلبرت گامو، نظرمن را به خود جلب نمود:

تصمیم گیری در مورد اینکه زندگی ارزش زیستن را دارد یا خیر،

مهمترین مسئله ی بشر است.

بقیه مسائل تنها یک بازی کودکانه است”       آلبرت کامو    

               

ما در این مقاله بر آنیم که این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم:

              

 

پیشنهاد می شود، مقاله چرا از خواب بیدار نمی شویم را مطالعه فرمائید.

 

            

داستان اردوگاه اجباری و یافتن معنا در زندگی:

در جستجوی معنا 5

این مطلب از کتاب در جستجوی معنا ویکتور فرانکل آورده شده است:

وقتی روان‌پزشک اتریشی ویکتور فرانکل پس از سه سال اسارت در

اردوگاه‌ های کار اجباری آلمان نازی آزاد شد ، به یک نتیجه مهم علمی

دست یافت که بعدها یکی از مکاتب روانشناسی به نام «معنا درمانی» شد.

        

او در پی تجربه شخصی و مشاهده زندانیان دیگر نتیجه گرفت که انسان‌ها

قادر هستند هر رنج و مشقتی را تحمل کنند، مادام که در آن رنج و مشقت

«حکمت» خاصی را درک کنند.

         

به عنوان مثال، اگر دو برادر همسان را به مدت سه سال هر روز به

بدترین شکل کتک بزنند و به اولی بگویید کتک خوردنش جزئی از یک

تمرین ورزشی است و به دومی هیچ دلیلی برای کتک خوردنش ارائه ندهید،

برادر اول بعد از سه سال به ورزشکاری قوی با اعتماد به نفس بالا و

برادر دوم به انسانی حقیر و سرشار از عقده‌ها و کینه‌ها تبدیل می شود.

                

کتک خوردن و رنج برای هر دو یکسان است اما تفاوت در حکمتی است

که می تواند به رنج کشیدن‌ «معنا» بخشد. یکی به امید روزهای بهتر رنج

می کشد و دیگری با هر ضربه خرُدتر و حقیرتر می شود.

          

 

اینکه چگونه با سختی‌ها و مشقت‌های زندگی کنار بیاییم و به آن‌ها واکنش

نشان دهیم، نهایتاً محصول یک «تصمیم شخصی» است. می‌توانیم تصمیم

بگیریم به سختی‌ها و مصائب اجتناب‌ناپذیر زندگی از منظر «معنا و حکمت»

نگاه کنیم تا در پسِ هر ضربهٔ روحی و هر لطمهٔ جسمی تنومندتر، مقاوم‌تر

و آگاه‌تر بیرون بیاییم یا اینکه تصمیم بگیریم در بهترین حالت یک

«قربانی منفعل» با حیاتی پر از غم باشیم.

        

 

“ملت‌ها” و رهبران ایشان هم برای رویارویی با مشکلات نیازمند چنین

تصمیمی هستند. بهترین رهبران کسانی هستند که راه امید را به ملت

خود نشان داده و بر تصمیم درست پافشاری کنند.

        

 

 

در جستجوی معنا یعنی چی؟

در جستجوی معنا 2

افرادی هستند که به انواع مختلف، در پارک ها، جلوی تلویزیون،

در جاهای مختلف، تنها به گذراندن روزگار اوقات می گذرانند و

زمانی که از آن ها در خصوص داشتن هدف و معنا برای زندگی

سئوال می شود، آنها اظهار بی اطلاعی می نمایند و بسیاری از آنها،

کوچکترین معنا و مفهومی برای زندگی خود قائل نیستند.

        

معنا داشتن، یعنی دلیل داشتن برای موضوعی، و دلیل داشتن،

مهمترین موضوع در داشتن انگیزه است.

        

اگر فردی انگیزه نداشته باشد، نمی تواند کاری انجام دهد.

               

همانگونه که در مثال اردوگاه اجباری مطرح شد، دو برادر که هر دو

در یک وضعیت و فشار جسمانی قرار داشتند، تنها با القاء اینکه یکی

هدف داشت و دیگری بدون هدف مورد هجوم قرار می گرفت، نتایج

متفاوتی نیز دریافتند.

          

              

مقاله داشتن هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

             

 

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) در جستجوی معنا و

مفهوم زندگی باشیم؟

در جستجوی معنا 3

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به علت شرایط بوجود آمده که

خود نیز عامل اصلی آن می باشیم، امکان دارد فشارهای متعددی بر

فرد وارد آید، اینکه چگونه باید با این فشارها و ناملایمات مقابله نمود

و چه رفتاری در خصوص آنها داشته باشیم، به داشتن معنا و مفهوم

زندگی مربوط می شود.

        

چه بسیار افرادی که کوچکترین مشکلی در خانه و کاشانه خود را به

آینده موکول می نمایند و خود نمی دانند، این آینده کی به سراغ آن ها

خواهد آمد، زیرا برای خود مقصد و معنائی تعریف و ترسیم ننموده اند.

         

و چه بسیار افرادی که از زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) معنا و مفهوم

جدیدی برای خود تعریف نموده و در جهت برآورده نمودن آن معنا و

مفهوم، پیش می روند.

           

پیشکسوت(بازنشسته) ای که در حال طرف شدن با انواع بیماری است،

اگر برای زندگی خود معنا داشته باشد و به آینده امیدوار باشد، به راحتی

می تواند، بر بیماری پیروز گردد، لکن اگر همین فرد، دیگر امیدی به

زندگی نداشته باشد، مسلم است که بیماری با تمام قوا، وی را از پای در

آورده و زمین گیر خواهد نمود.

          

 

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) معنا و مفهوم زیبائی

برای زندگی خود داشته باشیم؟

در جستجوی معنا 4

بدانیم که تا زمانی که نفس می کشیم، حق زندگی و حیات داریم

و باید برای لحظه لحظه خود، برنامه، هدف و چشم انداز ترسیم نموده

و بر اساس آن به زندگی خود ادامه دهیم.

       

کافی است که تکه ای کاغذ برداشته و اهداف جدیدی برای خود ترسیم نمائیم

        

کافی است که تکه ای کاغذ برداشته و نعمت های خدادادی که داریم

را سپاسگزاری نموده و برای این سپاسگزاری، اقداماتی در جهت

بهبود آنها انجام دهیم.

         

با خلاقیت، معنای جدیدی برای زندگی خود پیدا نموده و به دنبال آن

اقدامات بعدی را ترسیم نمائیم.

            

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

               

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

 

به خواب زدن 2

چرا نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟

به خواب زدن 2

چرا واقعاً بعضی وقتها، نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟

              

شب چهارشنبه به اتفاق یکسری از دوستان، به منظور

 افزایش توان بدنی و نیز اندکی کوهپیمائی، به امامزاده

شکرآب رفتیم، و در آنجا بعد از کمی استراحت، دوستان

یکی از کوهنوردانی که سابقه طولانی در کوهنوردی و

صحره نوردی داشت، را با توجه به اینکه می دانستند در

خصوص توانمندسازی عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) فعالیت

می نمایم و در این خصوص نیز از بهبود فردی استفاده

فراوانی می نمایم، به سمت اینجانب هدایت نمودند

تا بلکه کمی از افسردگی ایشان را با توصیه هایم بکاهم.

 به خواب زدن 9                

البته آنها نمی دانستند که خود بودن در کوه و طبیعت،

بزرگترین داروی ضد افسردگی و ضد بیماری است،

برای آنهائی که می خواهند از این کوه و طبیعت استفاده

لازم و بهینه را بنمایند.

  به خواب زدن 1                

به قول یکی از اساتید معظم من، جناب آقای امیر مهرانی،

میفرمودند، راه حل باید توسط خود فرد بوسیله سوالاتی

که ازشون میپرسی ارائه گردد، وگرنه راه حلی که شما

به هر فردی ارائه می نمائید، راه حل شماست و شما باید

برای انجام آن نیز به دنبال او راهی شوید، اما اگر راه حل

توسط خود فرد باشد، راه حل احتمالاً انجام خواهد شد.

                       

 

مذاکره با کوهنورد:

به خواب زدن 8

پس از ساعتها صحبت کردن و اینکه الان حدود ۱۳ ماه

است که از فوت همسرش میگذرد و هنوز نتوانسته

خودش را ببیند و علیرغم اینکه بقول خودش خیلی ها

این مسئله را به ایشان یادآوری نمودند اما سخت است

که غیر از همسرش فرد دیگری را ببیند، بالاخره به این

نتیجه رسیدم که این عزیز گرامی، خودش را به خواب زده

و نمیخواهد خود را از خواب بیدار نماید و به سراغ زندگی

خودش برود.

           

بخاطر همین، در این مقاله بر آنم این موضوع را مورد بحث

و بررسی قرار دهم.

             

با ما همراه باشید.

                 

پیشنهاد می شود، مقاله انکار را نیز مطالعه نمائید.

 

 

                      

 

خواب بودن، یا به خواب زدن، مسأله این است؟

به خواب زدن 3

از قدیم یک ضرب المثل داشتیم که می گفتند شما

می توانید کسی را که خواب است از خواب بیدار نمائید،

لکن به هیچ عنوان نمی توانید کسی را که خودش را به

خواب زده، از خواب بیدار نمائید.

        

به این خاطر کسی که خواب است، با صدا کردن و

احتمالاً کمی تکان دادن می توان بیدار نمود، اما کسی

که خود را به خواب زده، چون بیدار است، هر چی که

صدایش کنید و یا تکانش دهید، به هیچ عنوان بیدار

نخواهد شد.

         

                   

 

چرا بعضی افراد دوست دارند که خود را به خواب بزنند؟

به خواب زدن 5

گاهی اوقات خواب ماندن، و اینکه دیگران فکر کنند که

شما در خواب هستید، برای برخی افراد(در فکر آنها) یک

سری از امتیازات را به همراه دارد.

         

مثلاً در همین مورد کوهنورد، فرد اگر قبول کند که باید

به خودش بیشتر توجه نماید و پس از ۱۳ ماه، باید زندگی

جدیدی را آغاز نماید و فرد جدیدی را به زندگی خود وارد

نماید، باید مسئولیت جدیدی را تقبل نماید، اما هم اکنون

با اعلام اینکه نمی توانم همسرم را از یاد ببرم، خود را

به خواب زده است.

به خواب زدن 7

ما که هیچ موقع اعلام نمی کنیم که ایشان همسر

وفادار خود را فراموش نماید، لکن تنها این مورد را به

ایشان گوشزد نمودیم که باید به فکر خودش باشد و

برای آسایش و رفاه خودش که به گفته خودش به

مدت ۱۳ ماه بوده از آن بی بهره بوده است، بیندیشد.

 

                     

حال خواب، چه ربطی به عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) دارد؟

به خواب زدن 4

مَثَل این کوهنورد، مَثَل تعدادی از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) است که پس از دریافت حکم و به جهت

اینکه دیگر مسئولیتی ندارند، به هیچ کاری اقدام

نمی نمایند و زمانی که به آنها گفته می شود،

باید به فکر خود باشید و حرکتی داشته باشید و

فعالیت جدیدی را آغاز نمائید، با اعلام اینکه ما

حداقل ۳۰ سال کار کردیم و هم اکنون موقع استراحت

ما است، از قبول مسئولیت جدید زندگی و اینکه باید

منبع درآمد جدیدی برای خود، و نیز مسئولیت اینکه

باید تخصص، دانش و مهارت خود را در اختیار دیگران

قرار دهند، طفره می روند و خود را از قبول مسئولیت

معاف می دارند.

                 

در یکی از کلاسهائی که اینجانب به خاطر بهبود فردی،

ثبت نام نمودم، استاد به من گوشزد نمود که شما

مسئولیت تغییر وضعیت تمام عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

را به عهده ندارید، تنها مسئول تغییر وضعیت گنجینه های

نیروی انسانی هستید که خودشان تمایل به تغییر دارند

و در مقابل تغییر مقاومت نشان نمی دهند.

      

                

مقاله خدمت به خود در دوران پیشکسوتی

     

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

                                    

چطوری می توان افرادی که دوست دارند،

خود را به خواب بزنند، بیدار نمائیم؟

به خواب زدن 6

کسی که به خواب رفته را می توان با نهیب بیدار کرد،

اما کسی که خود را به خواب زده و بیداری را به مصلحت

نمی داند، به یقین هشدار نمی پذیرد و پند و اندرز

نمی گیرد. باید چشم «خواب زده»ها را از تظاهر

به خواب آلودگی پشیمان کرد.

              

سرپرست هر خانواری، هر چند که پیشکسوت(بازنشسته)

شده باشد، افراد آن خانواده و گذشته و حال آنها را

می داند و اعمال و رفتار آنها را به طور مرتب رصد می کند

و واضح است که برای آینده فرزندان خود برنامه دارد و

خواهان پیشرفت و رفاه و آسایش اعضای خانواده است،

لکن اگر این فرد خود را به خواب بزند و خود را با یک حقوق

پیشکسوتی(بازنشستگی) و برنامه های صندوق ها و

کانون های بازنشستگی، قانع نماید، فردی است که خود

را به خواب زده، و نمی خواهد از خواب ناز بیدار شده و

مسئولیت زندگی را همانند گذشته به عهده بگیرد.

  

 

 

                      

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

داستان زندگی من 7

روابط خانوادگی در جامعه پیری، چگونه خواهد بود؟

روابط خانوادگی در جامعه پیری، از ترجمه مقاله ای به

نام Family Relationships in an Aging Society

است که امیدوارم مورد استفاده واقع گردد.

      داستان زندگی من 7

روابط خانوادگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) متأثر از روابط

هر یک از افراد در داخل خانواده می باشد.

            

 

پیری در قرن بیست و یکم

 

بر طبق آمار، ایالات متحده، تا سال ۲۰۵۰ میلادی، جمعیت

سالخورده کشور بیش از دو برابر به ۸۸ میلیون نفر خواهد رسید،

و جمعیتی که بیش از ۸۵ نفر می شوند، به چهار برابر ۱۹

میلیون نفر خواهد رسید.

         

 

در حال حاضر، فلوریدا رتبه اول در ایالات متحده را در درصد

جمعیت دارد که ساکنان بالای ۶۵ سال دارد. خانواده ها و جوامع

فلوراید، با مسائل زیادی در خصوص پیران مواجه می شوند.

       

 

برنامه پیری قرن بیست و یک دارای هشت موضوع است از قبیل:

        

 

  • بهداشت و مراقبت های پزشکی

 

  • روابط خانوادگی

 

  • نگرانی های اقتصادی

 

  • مراقبت از مراقبت

 

  • تغییرات صفحه اصلی

 

  • پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

  • تغذیه و رژیم غذایی

پیری 1

                    

معرفی

             

ما با موضوعات و مسائل جدید این سنین مواجه خواهیم شد.

در تاریخ آمریکا یا جهان هرگز جمعیت سالخوردگان نسبت به

جمعیت کودکان بالاتر نبوده است.

              

 

این نشریه اتفاقاتی را مطرح می نماید که در نتیجه این اتفاقات،

تعداد افراد مسن، از تعداد کودکان بیشتر می شود. همچنین به نقش

خانواده ها و روابط بین نسلی با جامعه پیری ما نگاه می کند.

           

 

برای مثال، چگونه نیروی کار کوچکتر با یک جامعه پیشکسوت

(بازنشسته) بزرگتر مقابله کند؟ نقش خانواده در مراقبت از بیش از

یک نسل از بزرگان چیست؟ خانواده های مدرن چگونه تصمیم می گیرند

منابع را با والدین سالخورده و والدینشان توزیع و به اشتراک بگذارند؟

                

 

نقش خانواده

 

اکثر ما تمام زندگی خود را در بستر خانواده زندگی می کنیم.

خانواده ما منابع مهم ما را برای کمک به ما به استقلال به عنوان

فرزند می آموزد و به عنوان بزرگسالان مسن تر باقی می ماند.

        

 

در طول زندگی ما تبادل کمک و پشتیبانی در خانواده بصورت مبادلات

انجام می شود. این مبادلات می تواند شامل مراقبت های جسمانی و

فیزیکی و همچنین حمایت مالی باشد.

         

 

به عنوان نیاز به حمایت افزایش می یابد خانواده برای افراد مسن اهمیت

بیشتری پیدا می کند. با این حال ما باید به یاد داشته باشیم که فرد سالخورده

و خانواده همه بخشی از یک جامعه بزرگتر است. جامعه بر منابع و

خدمات در دسترس برای افراد مسن و خانواده هایشان تأثیر می گذارد.

                    

 

دو حالت، نسل و گروه، اغلب در بحث پیری استفاده می شود.

این اصطلاحات به توضیح جنبه های خانوادگی و اجتماعی پیری

کمک می کند.

                         

 

ما از اصطلاح نسل برای درک تاثیر پیری بر خانواده استفاده می کنیم.

یک نسل یک گروه از افراد در همان مرحله در خط خانواده است.

در یک خانواده، کودکان، والدین، پدربزرگ و مادربزرگ و پدربزرگ

و مادربزرگ ها نسل های مختلف را نشان می دهند.

 

پیری 2

افرادی که در همان نسل هستند، معمولا نقش ها، مسئولیت ها و

انتظارات همان نسل را دارند. به عنوان مثال، کسانی که در نسل

“پدر و مادر” هستند مسئول افزایش فرزندان خود، مراقبت از

والدین و / یا پدربزرگ و مادربزرگ و مراقبت از مسئولیت های

شخصی خود. به همین دلیل است که آنها “نسل ساندویچ” نامیده می شوند.

                            

اعضای خانواده های نسل های مختلف اغلب ایده های متفاوت در

مورد زندگی در خانواده دارند و آن چه باید باشد. ما وقتی از جامعه

صحبت می کنیم که به جای خانواده صحبت می کنیم، از همجواری

استفاده می کنیم. جامعه گروهی را تعریف می کند که در همان زمان

در تاریخ یکسان متولد شده اند.

                         

افرادی که در یک گروه همگروه بودند،

تقریبا در همان زمان متولد شدند، بدین معنی که در طول زمان و تاریخ

با هم زندگی کرده اند. آنها ممکن است تجربیات مشترک و اغلب

باورهای مشترک را به اشتراک بگذارند.

                     

به عنوان مثال،

“کودک بومر” (متولد بین سالهای ۱۹۴۶ و ۱۹۶۴) یک گروه است.

آنها سال های “خانواده سنتی” (مانند مادر، پدر و فرزندان) و دوران

ویتنام را تجربه کردند.

           

گروهی که در اوایل قرن نوزدهم متولد شده بود،

دو جنگ جهانی و همچنین رکود بزرگ را به اشتراک گذاشت.

داشتن این تجربیات مشترک، انتظارات گروهی پیری را شکل می دهد.

درگیری های بین گروه ها زمانی اتفاق می افتد که افراد از گروه های

مختلف نتوانند تفاوت های تجربیات خود را تشخیص دهند.

       

 

تغییرات در ساختار خانواده:

در دهه ۱۹۰۰، خانواده های ایالات متحده معمولا فرزندان زیادی داشتند.

همچنین، پدربزرگ و مادربزرگ معمولا قبل از نوه هایشان به بزرگسالی

رفته اند. این به این معنی است که ساختار خانواده مانند یک هرم با تعداد

زیادی از کودکان و والدین و پدربزرگ و مادربزرگ بسیار کم است.

پیری 3

با این حال، در قرن ۲۰، مدل خانواده بیشتر شبیه یک مستطیل یکطرفه است.

نسل های دیگر در همان زمان در همان زمان زنده هستند. خانواده ها فرزندان

کمتری دارند، اما پدربزرگ و مادربزرگ و پدربزرگ و مادربزرگ بزرگتر

زندگی می کنند.

پیری 4

تا سال ۲۰۳۰ بمب ها پدربزرگ و مادربزرگ خواهند بود.

این به این معنی است که بالای هرم کاملا گسترده خواهد بود

و والدین و کودکان کمتری خواهند داشت.

 

پیری 5

درک تاثیر این تغییرات برای خانواده ها و جامعه اهمیت دارد.

اعضای بیشتری در نسل های قدیمی ممکن است به خانواده ها کمک

کنند تا فرزندان را افزایش دهند. اما اعضای قدیمی ممکن است نیاز

به مراقبت و پشتیبانی داشته باشند. سیاستگذاران باید این تغییرات را

در نظر بگیرند که برای مدارس و مراقبت های بهداشتی برنامه ریزی

می کنند.

                          

 

روابط بین نسلی

        

همه ما تصویر ایده آل از خانواده را که اغلب به وسیله رسانه های

تصویری نشان داده می شود دیده ایم. در تلویزیون، اعضای خانواده

به ندرت استدلال می کنند. و هنگامی که آنها انجام می دهند، مشکلات

پیش از پایان برنامه حل می شوند. در زندگی واقعی، اعضای خانواده

اغلب مخالف هستند گاهی اوقات ممکن است تصمیم بگیرند خانواده

را به طور کامل ترک کنند. اغلب اختلاف نظرها بین افراد نسل های

مختلف است.

         

 

روابط میان فرزندان و والدین آنها، والدین و پدربزرگ ها و

مادربزرگها، یا کودکان و پدربزرگ و مادربزرگشان، روابط بین

نسلی نامیده می شود.

پیری 6

 

نسل ها در خانواده های مختلف متفاوتند. برخی از آنها به لحاظ

احساسی نزدیک هستند، در حالی که دیگران به لحاظ احساسی دور

هستند. بعضی از خانواده ها زمان زیادی را صرف می کنند،

در حالی که بعضی دیگر به ندرت یکدیگر را می بینند.

       

 

محققان به سه بعد تعاملات بین نسلی نگاه می کنند تا خانواده ها

را بهتر درک کنند: ۱) نزدیکی عاطفی، ۲) فراوانی تماس،

۳) حمایت اجتماعی.

           

 

با استفاده از این سه بعد، پنج نوع روابط بین نسلی در خانواده ها

مشاهده می شود:

             

  • نزدیک تر شدن: خانواده ها به لحاظ احساسی نزدیک هستند و
    ارتباط مکرر با یکدیگر دارند. اگر آنها با هم زندگی کنند، اغلب
    یکدیگر را می بینند. اگر آنها دورتر از هم زندگی کنند، با تلفن های
    مکرر، ایمیل ها یا حروف، با احساسات عادت دارند. این خانواده ها
    از نسل ها مراقبت می کنند.
     

 

  • جامعه شناسی: خانواده ها در طول نسل به لحاظ احساسی نزدیک
    هستند و ارتباط مکرر با یکدیگر دارند. آنها کمتر به مراقبت از
    یکدیگر کمک می کنند.
     

 

  • خودکفائی: خانواده ها خود را به عنوان احساسات نزدیک توصیف
    می کنند، اما اغلب بازدید نمی کنند و ممکن است دور از یکدیگر
    زندگی کنند. آنها به دیگران تکیه می کنند تا به مراقبت از اعضای
    خانواده کمک کنند.
     

 

  • اجباری: خانواده ها اغلب یکدیگر را می بینند و از نسل ها حمایت
    می کنند. این خانواده ها احساسات خاصی از خود نشان نمی دهند
    اما در صورت لزوم مراقبت و پشتیبانی می کنند.
     

 

  • جداگانه: خانواده ها به طور احساسی نزدیک نیستند، اغلب یکدیگر
    را نمی بینند و حمایت و یا مراقبت از یکدیگر را ارائه نمی کنند.
     

                          

حمایت اجتماعی

                 

افراد سالمند اغلب به اعضای خانواده کمک می کنند. آنها ممکن است

نیاز به کمک به نیازهای زندگی روزمره به علت بیماری مزمن یا در

طول بحران داشته باشند. کودکان بزرگسال ممکن است احساس قوی و

مسئولیت پذیری نسبت به والدین سالم خود داشته باشند. بسیاری از

کودکان بالغ، به رغم زمان، فاصله یا مسابقات، مراقبت از مراقبت می کنند.

کمک به بزرگسالان سالمند حمایت اجتماعی می شود. اعضای خانواده

چهار نوع اساسی حمایت اجتماعی را ارائه می دهند:

             

  • ابزار: کار خانه، حمل و نقل، خرید و مراقبت شخصی.

        

  • عاطفی: اعتماد به نفس، آرامش، اطمینان، و گوش دادن به مشکلات.

               

  • اطلاعات: مشاوره در جستجوی درمان پزشکی، ارجاع به آژانس ها،
    به اشتراک گذاشتن اخبار خانوادگی.

                

  • مالی و مسکن: کمک به پرداخت صورتحساب، به اشتراک گذاری یک خانه.

 

            

ما می دانیم که خانواده ها برای کمک به افراد مسن و افراد معلول

که در جامعه زندگی می کنند بیشتر کمک می کنند. اعضای خانواده

و افراد مسن اغلب آن را ترجیح می دهند.

          

 

دو روش برای درک اینکه چگونه بزرگسالان سالمند کمک می کنند

وجود دارد: ۱٫ اصل مبادله مدل ۲٫وظیفه خاص

                    

اصل مبادله

     

اصل تعویض توصیف نظم است که در آن افراد مسن تر انتخاب کنندگان

مراقبت خود را انتخاب کنید. بزرگسالان متاهل ترجیح می دهند از

همسرانشان کمک بگیرند. اگر یک همسر در دسترس نیست یا قادر

به کمک نیست، آنها در کنار فرزندان و سایر بستگان خود قرار می گیرند.

دوستان و همسایگان با رانندگی، برداشتن مواد غذایی و داروها و بررسی

افراد مسن کمک می کنند. بزرگسالان سالخورده به عنوان حرفه ای به

عنوان آخرین راهکار تبدیل می شوند.

 

اصل وظیفه خاص          

 

مدل خاصی از کار بیان می کند که وظایف مختلف نیاز به کمک افراد

مختلف دارد. به عنوان مثال، همسران و اعضای نزدیک خانواده نوعی

کمک را فراهم می کنند که نیاز به مقدار زیادی وقت و انرژی دارد.

آنها همچنین وظایف شخصی مانند حمام را انجام می دهند.

دوستان و همسایگان به کارهای اداری کمک می کنند، حمل و نقل و

فعالیت های تفریحی را ارائه می دهند. حرفه ای ها فقط زمانی تماس

می گیرند که وظایف حمایت اجتماعی از زمان بسیار زیاد، بسیار فنی

یا خیلی دشوار می شود.

                

 

در صورتی که زمان لازم برای کمک به حرفه ای باشد، خانواده ممکن است

مجبور به تنظیم نهادینه شدن، مانند یک خانه سالمندان شود. این انتخاب تنها

زمانی صورت می گیرد که افرادی که در اصل تعویض شناسایی شده اند

دیگر قادر به ادامه مراقبت در خانه نیستند.

                     

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

                   

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

احترام به خود 4

الهی پیر شی

 

احترام به خود 4

 

 

الهی پیر شی، دعای بزرگترها در حق بقیه است.

بارها و بارها، زمانی که بزرگترها میخواهند برای کسی دعا نمایند،

میگویند: الهی پیر شی. این دعا در برای جوانان، معنی واضحی ندارد،

و جوان­ها نمی­دانند که پیر شدن یعنی چه؟ و شاید بعضی از آنها مثل

یکی از رفقایم، میگفت “من از هیچ چیز نمی ترسم، الا از پیری”.

اما اگر الان میتوانستم به ایشان دسترسی داشته باشم، میگفتم که اگر

بتوانی زندگی متعادلی داشته باشی و امید به زندگی داشته باشی،

پیر شدن، میتواند همراه با داشتن تجربه های گرانبها، نشاط و شادی

و سرگرمی به همراه داشته باشد.

              

بچه که بودم بزرگترها همیشه این دعا روی لبشان بود که

«الهی پیر شی!» آن موقع تعجب می‌کردم که چرا این دعا؟

چرا باید دعا کنیم که کسی پیر شود؟ بعدا فهمیدم که منظورشان

از پیری، عمر دراز است

           

به هرحال قرار نیست تا ابد جوان باشیم. پدر(۱۱۰ ساله) هم همیشه

خمیده نبود. روزی روزگاری مثل بقیه جوان بود.

سن یک عدد است 9           

شاید سرحال‌تر از بقیه جوانها. در کار خدا نمی‌شود دخالت کرد،

ولی واقعا از پیر شدن به معنای «ضعیف شدن و زمین‌گیر شدن»

باید ترسید، و باید راهکارهائی را انجام داد که به این وضعیت دچار نشد.

                 

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است را

        

مطالعه فرمائید.

          

 

الهی پیر شی، دعاست یا نفرین؟

الهی پیر شی 2

در اینجا، ما دقیقاً پیر شدن را می­خواهیم، اما نه “ضعیف شدن”

و “زمین گیر شدن”، که اگر چنین باشد، هیچ بنی بشری، منتظر

چنین پیری نمی­باشد، پیری که دست­گیر اطرافیان باشی و تمام

اطرافیان گریزان(بعلت ضعف و زمین گیر شدن) باشند.

        

ما می­خواهیم شخص در زمانی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)

را دریافت نمود، با کوله باری از تجربیات به شادی و نشاط همراه

با سلامتی کامل خود در این مسیر ادامه دهد. همانگونه که

نمونه­هائی از آنها را قبلاً عنوان نموده­ام.

                   

 

پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

احترام به خود 6

استراحت بدون دغدغه تنها تعریفی است که می­توان از پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشت، اصلی که امروز به واقع برای قشر پیشکسوت

(بازنشسته) ما، غریبه­ای بیش نیست.

         

اگر شخصی در ۲۰ سالگی وارد اداره شود، حدوداً در سن ۵۰ سالگی

به سن پیشکسوتی(بازنشستگی) می­رسد، یا هر سنی که وارد شود،

تا سن ۶۰ سالگی نهایتاً می­تواند در اداره بماند، و بعد از ۶۰ سالگی

را دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می­نامند. این دوران را نیز می­توان

به دو دسته تقسیم نمود:

            

  1. پیشکسوت(بازنشسته) جوان( ۶۰-۷۵) سال
       
  2. پیشکسوت(بازنشسته) پیر (۷۵ سال به بالا)

                    

و اینکه شخص بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) تا چند سال دیگر

در این دنیا بماند، مشخص نیست.

 

و آیا باید برای دوران بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) برنامه­ای

داشته باشیم، یا خیر؟

         

البته تعدادی از افراد، با نگاه بدبینانه­ای که به پدیده پیشکسوتی

(بازنشستگی) دارند، این دوران را، دوران به اصطلاح با

زن نشستن در خانه تفسیر می­کنند، و اگر فرد، از خانم های

بزرگوار باشد، حتماً با مرد نشستن در خانه تفسیر می شود.

             

متأسفانه این فکر در ذهن تعدادی از این عزیزان جای گرفته است.

و به محض دریافت حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)، احساس می­کنند

که دیگر دوران کار و سودمندی تمام شده است. و دنیا و زندگی

برایشان به پایان رسیده است.

          

با دریافت این احساس منفی و پوچی، افسردگی که اولین مهمان

ناخوانده بدن است، به بدن وارد گردیده و با خود بقیه مهمان های

ناخوانده ناصواب دیگر را نیز، وارد بدن می­نماید.

        

در این سنین معمولاً فرزندان، بالغ گردیده و هر کدام به دنبال

زندگی خود می­روند و دیگر امکان توجه کردن به والدین خود

را ندارند.

        

حال که این قشر خوب و با تجربه و زحمتکش، از طرف بعضی

از ادارات و دولت، به فراموشی سپرده شده­اند، و جو ناسالم جامعه

نیز به شایعات در خصوص پیشکسوتان(بازنشستگان) دامن میزند،

بر خود واجب میدانیم که با یاری و مدد از پیشکسوتان(بازنشستگان)

گرامی، فکری به حال افزایش شور و نشاط همراه با سلامتی در این

دوران نمائیم. و زندگی دوم خوب و لذت بخشی را برای خود خلق

نمائیم و دعای دیگران در حقمان(الهی پیر شی) معنی واقعی پیدا نماید.

  

مقاله سن تنها یک عدد است را از دست ندهید.           

 

الهی پیر شی با همکاری و همراهی خود شما:

نگهداری از بیماران 3

در این راه، همراهی شما دوستان عزیز را خواستارم. هیچکس را

به زور نمی­توان خوشبخت نمود. فعالیت­ها و برنامه­های ذکر شده

در این سایت، تا زمانی که اجرا نشود، قابل قضاوت نخواهد بود.

ما هدف­مان را رسیدن به حداقل سن ۱۰۰ سالگی شاد و موفق

قرار دادیم.

            

برای اینکه به این مقصود نائل شویم، این راه را به دو نیم راه

تقسیم نمودیم. یکسری از فعالیت‏ها باید در قبل از رسیدن به این

دوران(زمان اشتغال) برنامه ریزی و انجام شود، یکسری اقدامات

نیز بعد از رسیدن به این دوران و در این دوران باید برنامه ریزی

و به عمل درآید.

                

بر اساس آمار موجود، امید به زندگی در حال حاضر، حدود ۷۵ سال

است، و بر اساس تحقیقات به عمل آمده، بواسطه پیشرفت تکنولوژی،

برآوردها حاکی از افزایش امید به زندگی تا ۲۰۰ سال، در سال

۱۴۰۰ دلالت دارد. ما به صورت خیلی بدبینانه، امید به زندگی تا

۱۰۰ سال را مدنظر قرار داده و برای داشتن زندگی خوب پس از

پیشکسوتی(بازنشستگی) و شروع زندگی دوم و وقت­های اضافه

زندگی و رسیدن به پیری بانشاط و سالم، برنامه­ریزی می­نمائیم.

کتاب الهی پیر شی  

ضمناً الهی پیر شی، نام کتابی  است که در

خصوص ارائه راه کارهای ساده، برای داشتن زندگی

شاد، با نشاط و سالم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به رشته تحریر در آمد است، که می توانید آن را از اینجا

 تهیه نمائید.           

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

ارتباط با خانواده 2 4

هفت گام برای ارتباط خوب با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ارتباط با خانواده 2 1

 

اگر مقاله ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

مطالعه نموده باشید، از اهمیت ارتباط با خانواده در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) با اطلاع شدیم، اینکه چگونه باید این

ارتباط خوب و سازنده را برقرار نمود، خود یکی از مسائلی

است که هر یک از افراد گنجینه نیروی انسانی باید به آن آگاه باشند:

          

کسب این مهارت مهم و ضروری در زندگی اجتماعی خیلی

مشکل نیست. فقط باید بخواهید و تمرین کنید.

در این نوشتار ما به هفت گام اساسی برای یادگیری این

مهارت اشاره می کنیم.

            

مقاله ارتباط با خود در دوران پیشکسوتی

            

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

 

گام اول: گوش دادن:

           

 درحالی که به نظر می‌رسد گوش دادن به دیگران بسیار ساده است،

اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستی به ‌کار ببندد

ارتباط دچار مشکل می شود.

           

 به خاطر داشته باشید تا زمانی که شما به جای تمرکز و دقت در

سخنان دیگران به افکار درونی خود گوش می دهید، قادر نخواهید

بود شنونده خوبی باشید.

                 

 

گام دوم: صریح و صادق بودن:

          

 صراحت و صادق بودن فرایندی است که در ارتباطات انسانی به

شکل نامحسوس اما بسیار موثر نقش بازی می کند.

تاکید میشود این فرآیند قابل دیدن یا شنیدن نمی باشد.

بلکه دو طرف درگیر ارتباط، آن را حس می کنند.

                

اگر ارتباطی فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شک، یا قطع

خواهد شد و یا به شکل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه می یابد.

اگر نتوانیم یا نخواهیم منظور خود را با صراحت بیان نماییم

طرف مقابل به اشتباه می افتد و به حدس و گمان متوسل می شود

و از واقعیت دور می گردد.

ارتباط با خانواده 2 2

 

گام سوم: همدلی و همدردی

             

 اغلب ما زمانی که با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم همواره افکار،

آرزوها ، تمایلات، نگرانیها و ترسهای خود را آشکار می سازیم.

بدین جهت نیاز داریم که دیگران اولا” درک درستی از ما داشته باشند

و ثانیا” با ما در زمینه نگرانیها، ترسها و مشکلاتمان همدلی و

همدردی کنند. همدردی تلاشی است برای درک و فهم نیازی ذهنی

طرف مقابل. برای همدلی باید بتوانیم خود را جای دیگران بگذاریم

و از دریچه چشم آنها نگاه و احساس کنیم. در همدلی شما می توانید

سخن طرف مقابل را تکرار کنید تا بداند که شما منظور او را دریافته اید.

               

 

گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل

            

 ما اغلب در ارتباطات خود با دیگران درصدد ارزیابی آنها برمی آییم

و گاه فکر می کنیم یا باید نظرات و احساسات آنها را رد کنیم و یا به

نوعی (مستقیم و غیرمستقیم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها

تحمیل نماییم. ارتباطاتی که بر پایه این روش شکل می گیرد

غالبا” تداوم نمی یابد و هر دو طرف درگیر در ارتباط را دچار

مشکل می سازد.

               

در نظر گرفتن این نکته که اغلب مردم مانند ما فکر نمی کنند،

احساس نمی کنند و به روش خود به دنیا نگاه می کنند بسیار اساسی است.

ارتباط با خانواده 2 3

 

گام پنجم: مخالفت نمودن به شیوه مناسب

             

 اگر بتوانیم بپذیریم که دیگران مانند ما نیستند آن وقت می توانیم

به شیوه مناسب با نظرات و عقاید آنها که به نظر ما صحیح نیستند

مخالفت کنیم.

           

به عبارت دیگر بدون بحث و جدل مخرب که غالبا” همراه با بلند

کردن صدا، داد و فریاد، خشم و غضب است می توانیم به نتیجه

مناسب دست یابیم. یکی از مناسب‌ترین شیوه‌ها برای مخالفت کردن

با نظرات و عقاید دیگران روش خلع سلاح است. در این روش،

فرد در سخنان طرف مقابل حقیقتی را پیدا می کند (حتی اگر با

مجموعه سخنان او موافق نیست) و سپس در مقام موافقت و تایید

آن حرف می زند.. این روش بر طرف مقابل تاثیر آرام بخش

عجیبی می گذارد.

   

ممکن است روش خلع سلاح را نپذیرد ولی جدل، بی فایده و

همیشه بی سرانجام است، با این شیوه در واقع شما پیروز از

بحث خارج می شوید و طرف مقابل نیز احساس پیروزی می کند

و با آمادگی بیشتری به حرفهای شما گوش می دهد.

              

 

گام ششم: خودشناسی و افزایش آگاهی

           

 شناسایی دنیای ذهنی دیگران، همدلی و همدردی کردن با آنها و

یا به نتیجه رسیدن بحثهای ما با دیگران نیازمند خوشناسی و تلاشی

برای افزایش اطلاعات و آگاهیهای خود جهت شناسایی دیگران و

محیط زندگی است.

              

آگاهی از نقاط قوت و ضعف، ترسها، امیال،‌ آرزوها و نیازهای خود

و پذیرش صادقانه آنها، کمک می کند ویژگیها و وخصوصیات دیگران

را واقع بینانه‌تر ببینیم و آنها را بپذیریم.

              

در خودشناسی پاسخ دادن به سئوالاتی نظیر پرسشهای زیرکمک کننده است:

           

-دوست دارم دوستان و افرادی که با آنها ارتباط نزدیک دارم چه ویژگیهایی

داشته باشند؟

         

-آیا می توانم رابطه صمیمانه و بدون قید و شرط را با دیگران برقرار نمایم؟

-از درگیر شدن در یک رابطه دوستانه چقدر لذت میبرم؟

-میزان تعهد من در ارتباطات اجتماعی چقدر است؟

-در مواقع ضروری چقدر می توانم به دوستانم کمک کنم؟

-آیا در دوستی و ارتباط با دیگران پیش قدم می شوم؟

-زمانی که مسئله یا مشکلی در ارتباط با دیگران پیدا می کنم چگونه عمل می کنم؟

-آیا انتظارات من از دیگران واقع بینانه است؟

     

 باید به خاطر داشت خوشناسی و افزایش آگاهی مستلزم صرف وقت،

صبوری و تلاشی در جهت تغییر ویژگیهای منفی خود است.

علاوه بر عوامل فوق کمک گرفتن از افراد متخصص نظیر روانشناسان

و مشاوران نیز ضروری است.

ارتباط با خانواده 2 4

 

گام هفتم: شناسایی افکار تحریف شده

                

 اکثر ما در ارتباط با دیگران در چارچوب افکار خود و احساسات از

پیش تعیین شده و کلیشه‌ای خود رفتار می کنیم. در بسیاری از این افکار،

تصویر صحیحی از واقعیتها موجود نمی باشد. بدین معنی که ما در

فرآیند پردازش اطلاعاتی که نسبت به دیگران داریم دستخوش خطای

شناختی می شویم. برای روشن‌تر شدن مطلب مثالی بیان می کنیم:

   

آیا تاکنون برای شما پیش آمده است که سایه یک شیء مثل یک تکه

چوب باریک و بلند یا ریسمانی را روی دیوار به شکل مار ببینید؟

مطمئنا” همه ما در طول زندگی بارها تجربیاتی از این دست داشته‌ایم

به این قبیل تجربیات در علم روانشناسی احساس و ادراک، (خطای حسی)

گفته میشود.

          

سیستم شناختی ما نیز بعضاً دچار خطا و تحریف میشود.

این خطاها را روانشناسان شناختی (تحریف شناختی یا خطای شناختی)

می نامند. تحریفهای شناختی مثل آینه و یا دوربینی هستند که اشکال

را به همان گونه که هستند بازنمایی نمی‌کنند، بلکه شکلهای عجیب

و غریب و نادرستی را نشان می دهند.

             

تحریفهای شناختی در ارتباطات انسانی مشکلات فراوانی ایجاد می‌کنند،

لذا باید آنها را شناخت و در جهت تصحیح آنها گام برداشت.

در اینجا به برخی از مهمترین تحریفهای شناختی همراه با مثال

اشاره می کنیم.

  

مثال: یکی از همکلاسی‌ها را در دانشکده می‌بینید و سلام می کنید،

اما او جواب سلام شما را نمی دهد و بی تفاوت از کنار شما می گذرد.

      

در این حادثه: ذهنی که دچار تحریف و خطای شناختی است،

امکان دارد به یکی از شیوه‌های زیر این رفتار را تعبیر و تفسیر نماید.

          

-او چقدر خودخواه و مغرور شده است (پیش داوری)

-حتما” من کاری کرده‌ام (شخصی سازی)

-همیشه دیگران را نادیده می گیرد (تعمیم مبالغه آمیز)

-رابطه‌ام را باید با او قطع کنم (نتیجه گیری و یا تصمیم گیری شتابزده)

                

همانطور که می بینید، هر کدام از شیوه‌های مذکور به نوعی منجر

به قطع یا مخدوش شدن ارتباط ما با دیگران میشود، در حالی که شاید

مسئله اساسی، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحیح و مبتنی بر

واقعیت باشد، که باعث بوجود آمدن این مسئله شده است.

          

باید به خاطر داشت زیر بنای تحریفهای شناختی باورهای غیرمنطقی

است. برای شناسایی این دسته باورها و مبارزه با تحریفهای شناختی

علاوه بر آگاهی، کمک گرفتن از افراد متخصص نظیر روانشناسان

بسیار کمک کننده است.

 

سعی می کنیم این گامها را به خاطر بسپاریم، آنها را به کار بندیم تا

بتوانیم روابط اجتماعی موثر و مستحکم تری با دیگران برقرار کنیم.

            

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

        

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

احترام به خود 5

احترام به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

احترام به خود 5

 

احترام به خود در کل زندگی مهم و ضروری است، و این ضرورت،

زمانی که ما به دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) وارد می شویم،

از اهمیت بالاتری برخوردار است.

 

                   

زمانی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را بعد از ۳۰ سال خدمت

از طرف محل اشتغال به ما تحویل می شود، اکثر عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) متأسفانه این حکم را به معنای حکم تعلیق از همه امور

زندگی خود تلقی می نمایند و خود را گوشه نشین و عزلت نشین

می نمایند.

احترام به خود 6

            

در صورتی که این حکم مدال باتجربگی و پیشکسوتی است

و به معنای آن است که مسئولیت ما سنگین تر شده و اگر

تا کنون تنها به محل کار رفته و وظیفه مدیریت و هدایت خانواده

را نیز به عهده داشتیم، الان وظیفه انتقال تجربه، تخصص و مهارت

خود به دیگران و نسل بعد را نیز به آن اضافه شده است.

 

                 

پس باید برای انتقال تجربیات به دیگران، ارتباطات مؤثر را بدانیم

و یکی از اولین اصول ارتباطات مؤثر چیزی نیست،

جز احترام به دیگران.

 

               

و کسی که نتواند به خود احترام بگذارید، مطمئناً به دیگران نیز

احترام نخواهد گذاشت.

 

               

نتیجه می گیریم که فرد پیشکسوت(بازنشسته) در درجه اول

باید به خود احترام بگذارد تا بتواند به دیگران نیز احترام بگذارد.

 

                    

پیشنهاد می شود، مقاله احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

         

را نیز مطالعه فرمائید.

                 

احترام به خود به چه معناست؟

احترام به خود 1

اِحتِرام احساسی مثبت از ارج نهادن و اعتنا به فرد یا شی‌ای است

که فرد احترام ‌گذارنده آن را سزاوار احترام می‌شمارد.

           

احترام به خود به معنای طرز فکر، افکار و احساس نسبت

به خود است.

 

            

روانپزشکان معتقدند احترام به خود، برمی گردد به ارزشی

که فرد برای خود قائل است. هرچقدر این ارزش قوی تر و

پخته تر باشد این احساس نیزدر سطح بالاتر و به طور

فراگیرتری شخصیت فرد را دربرمی گیرد. به این ترتیب آنچه

افراد از خودشان تعریف و تصور می کنند بر انگیزه ها، نگرش ها

و رفتارشان در سراسر زندگی تاثیر می گذارد.احساس احترام به

خود در سطح پایین معمولا با گروهی از مشکلات دیگر مثل

ضعف دانش و اطلاعات، عدم موفقیت در انجام وظایف،

ضعف در اتباطات خویشاوندی و دوستانه، خشونت و اختلالات

عاطفی مثل افسردگی همراه است.

 

                          

مقاله زندگی کنیم با فقط زنده باشیم؟ را نیز مطالعه فرمائید.

            

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به خودمان

           

احترام بگذاریم؟

احترام به خود 2

احترام به خود یک اصله. وقتی فردی خودش رو دوست نداره،

به خودش حس خوبی نداره، به خودش احترام نمیذاره،

یا رفتاری میکنه که طرف مقابل رو به بی احترامی وادار می کنه،

چطور میتونه از دیگران توقع احترام داشته باشه؟

تنها زمانی دیگران به آدم احترام میذارن که خود فرد برای خودش

اهمیت و ارزش قائل باشد.

 

                 

هیچ کس رو نباید بیشتر از خودتون داشته باشید. حتی کسی رو که

عاشقش هستید. وقتی دیگران رو بیشتر از خودتون دوست داشته باشید

یعنی اونها میتونند بهتون بی احترامی کنند و شما چون اونو بیشتر

از خودتون دوست دارید باید سکوت کنید.

 

                 

و در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) فرد که با کوله باری از

تجربه و تخصص همراه است، باید مورد احترام اطرافیان و از

جمله خانواده باشد، و اگر این گنجینه نیروی انسانی نتواند به

خودش احترام بگذارد، مطمئناً دیگران نیز احترام گذاشتن به

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) طفره رفته و بی احترامی می نمایند

(متأسفانه نمونه بارز این اخلاق را می توانید به کرات در

جامعه شاهد باشید)

          

                              

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به خودمان

احترام بگذاریم؟

احترام به خود 3

در ذیل ۸ روش برای اینکه به خودمان احترام بگذاریم آورده

شده است برگرفته از مقاله

How To Respect Yourself More است و

با انجام این موارد می توان احترام به خود را تضمین نمود:

        

 

۸ راه برای رسیدن به احترام به خود

 احترام به خود 4    

  1. به کمتر از آنچه دوست دارید رضایت ندهید.
    شما شایسته بهترین ها در زندگی هستید: از جمله بهترین
    احساس، بهترین لباس، بهترین زندگی و ….
              
  2. درباره خودتان بد صحبت نکنید. اجازه ندهید اشتباهات و
    ضعف های شما تعریف کنید که چه کسی هستید. 
    نمی گویم،
    “من بازنده هستم، هیچ کس مرا دوست ندارد، خودم را نفرین
    می کنم”. شما به زودی به آنچه که می گویید ایمان می آورید.
    از سوی دیگر، اگر به خودتان بگویید «من یک شخص ارزشمند
    و احترام هستم»، شما آن را در مورد خودتان باور دارید.
    خودتان را از نقاط قوت خود و کیفیت هایی که برای ارائه به
    دیگران ارائه می دهید، یادآوری کنید.
                                      
  3. اجازه ندهید که کسی شما را مجبور کند یا کاری را انجام دهید
    که نمیخواهید انجام دهید یا آن را فقط برای به دست آوردن
    تایید یا دوستی خود انجام دهید.
     
    یک سخن قدیمی وجود دارد
    که می گوید: “با خودتان، همیشه صادق باشید.”
  4. در هیچ شرایطی قوانین اخلاقی خود را نقض نکنید. همیشه
    افرادی وجود دارند که خود را با خودکفایی ضعیف تطبیق
    می دهند، زیرا آنها چیزهای بی توجهی را مرتکب شده یا
    قوانین اخلاقی خود را نقض کرده اند و از خودشان متنفر هستند.
                                     
  5. احساسات خود را کنترل کنید. بخشی از احترام به خود،
    یادگیری نحوه اداره کردن احساسات شما بدون ایجاد مشکلات
    بیشتر برای خودتان است. هنگامی که ما خشم خود را از بین
    ببریم و به شیوه ای مخرب آسیب برسانیم، تنها باعث می شود
    که ما بعد از آن خجالت بکشیم، روابط را از بین ببریم و منجر
    به عزت نفس پایین شود.
    احترام به خود 8                                           
  6.  دانش خود را افزایش دهید آرزوها و منافع جدیدی برای خود
    ایجاد نمائید. سرگرمی های جدید پیدا کنید تا آنجا که ممکن است
    یاد بگیرید. یادگیری در مورد چیزهایی که در اطراف شما اتفاق
    می افتد، توانایی و درک ذهنی شما را گسترش می دهد و به شما
    هوشمندانه صحبت می کند تا به طیف وسیعی از افرادی که می بینید.
    همانطور که همه فرصت های مختلفی که این دنیا ارائه می دهیم
    کشف می کنیم، بیشتر درباره آنچه شما شخصا باید به مردم اطراف
    خود ارائه دهید، بیشتر بیاموزید.
                                      
  7. با خدا ارتباط برقرار کنید. بدانید که خداوند شما را دوست دارد
    و به شما احترام می گذارد، پایه ای برای احترام به خودتان است.
    پس از همه، خدا همه چیز را در مورد ما می داند و هنوز هم
    ما را دوست دارد.
    احترام به خود 7                                                                         
  8. مسئولیت پذیر باشید. مسئولیت انجام کارهایی را که باید انجام
    دهید، شخصاً به عهده بگیرید.
    مثل: مراقبت از خودتان. دندان های خود را بشویید، موهای خود
    را شانه کنید، به سادگی لباس بگذارید، خوردن آنچه که برای شما
    خوب است، و نوشیدن آب. مهمتر از همه، مراقبت از خودتان،
    خواندن کتاب مقدس و دعا کردن است. فقط انجام آنچه شما می دانید
    درست است که انجام می دهید، احترام به خودتان را به سرعت
    افزایش می دهید – آیا انجام تکالیف، خواندن خانه ها و یا نشان دادن
    کار به موقع است؟

   احترام به خود 9                 

در اینجا چند ایده سریع تر درباره ی احترام به خود آورده شده است:

              

۱٫به دیگران توجه کنید.


۲٫ سریعاً به دیگران ببخشید.

۳٫ برخورد مهربانه با همه کسانی که ملاقات می کنید داشته باشید.
این افراد هرگز احساس بدبختی نمی کنند.


۴٫ اطرافیان را به انجام کارهای مثبت تشویق نمائید.


۵٫ دروغ نگو هنگامی که شما به طور مستمر صداقت داشته باشید،
به خودتان هدیه یی ارزشمند از وجدان روشن می دهید.

۶٫تصمیمات خوب بگیرید.

                

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.