راههای جلوگیری از ورود بیماریها به بدن بازنشستگان

راههای جلوگیری از ورود بیماری به بدن بازنشسته

راههای جلوگیری از ورود بیماریها به بدن بازنشستگان

salamat

شاید شما هم در اجتماع تعدادی از بازنشستگان را دیده باشید که همسان جوانان و ورزشکاران، کارهای عادی و روزمره خود را به خوبی انجام داده و شاید هم بسیار سرحال­تر و قبراق تر از بقیه این کارها را انجام میدهند و متاسفانه بعضی دیگر را نیز می­بینید که چند نفر مراقب باید آنها را جابجا کرده و به کارهایشان برسد. احتمالاً همانگونه که برای من علامت سئوال ایجاد شد، برای شما نیز این سئوال پیش آمده باشد، که چرا بعضی از بازنشستگان و کهنسالان، سرحال و قبراق هستند و بعضی دیگر چنین دست گیر و مشکل دار، لذا بر آن شدم که در این باره بررسی لازم را بعمل آورم و به نتایج ذیل دست یافتم.

بهتر است از تعریف خود سلامتی شروع نمائیم، و آن این است که سلامتی، بر اساس تعاریف، “عبارت است از داشتن جسم و روحی بدون هر گونه عیب و ایراد”.

در بازنشستگان، با افزایش سن، قوای بدنی و جسمانی تحلیل رفته و رو به کاهش می­نهد، و بیماریها شروع به رشد کردن در بدن می­نماید، و در این جا، بازنشستگان و سالمندان دچار مشکلات متعددی می گردند. که می­بایست در دو بخش به آن پرداخت. “قبل از بازنشستگی و کهنسالی” و “زمان بازنشستگی و کهنسالی”.

 

الف- سلامتی قبل از بازنشستگی:

هر فرد شاغل در ادارات و محل­های کار خود، بصورت مشخص می­داند که چند سال باید در آن شغل خدمت نماید، و مدت مشخصی را در شغل خود مشغول به کار است، و می­بایست در همان زمان و بر اساس برنامه­ریزی منظم و مستمر، نسبت به انجام عملیاتی در جهت سلامتی خود اقدام نماید، در صورتی که این برنامه ریزی انجام شود، اثر این برنامه ریزی در آینده و در دوران بازنشستگی و کهنسالی نمایان می­گردد و تا مدتها، این مسئله ذهن عزیزان را درگیر نمی­نماید.

2

اگر بخواهیم در طول عمر، جسم و روحمان در کارهای جسمی و تحلیلها همراهی‏مان نماید و شاد و سرحال باشیم، باید به این مقوله در زمان اشتغال و قبل از بازنشستگی توجه نموده و برای آن برنامه ریزی لازم به عمل آید. برای داشتن سلامتی برنامه‏‏­ریزیها به شرح ذیل پیشنهاد می‏گردد:

  • ورزش: پر واضح است که در همه جا، واژه سلامتی همیشه به همراه ورزش قابل معنا و مفهوم می­باشد. ورزش یکی از اصلی­ترین فعالیتها در داشتن سلامتی است. در این سنین ورزشهای قهرمانی و ورزشهای گروهی و همگانی توصیه می‏گردد. البته لازم به ذکر می باشد که هر نوع ورزشی اگر با استمرار و مداوم نباشد اثر ماندگاری نخواهد داشت.

 

  • کنترل تغذیه: یکی از علتهای داشتن بدنی سالم، داشتن برنامه غذائی سالم و و تعادل در مصرف مواد غذائی می­باشد. و اینکه در این بخش(کنترل تغذیه) باید تعادل لازم حفظ و از مواد غذائی سالم و مغذی استفاده گردد.

 

  • آزمایش بدن: بخش بعدی که باید در نظر گرفته شود، تا حد امکان نسبت به چکاپ بدن اقدام لازم صورت گیرد زیرا که پیشگیری بهتر از درمان است و کلیه بیماریها و مسائل اگر در اوایل کار مشخص گردد، وقت بیشتری برای رفع آن وجود دارد و هزینه کمتری را نیز در بر می­گیرد.

 

  • بیمه: هر چند که اگر در جائی مشغول به کار و فعالیت باشید، کارفرما بر اساس قوانین موجود مؤظف است نسب به بیمه نمودن فرد شاغل اقدام نماید، لکن اگر این کار توسط کارفرما(بهر دلیل) انجام نشد، باید شخصاً نسبت به بیمه نمودن(بیمه هزینه نیست، بلکه یک فرصت و سرمایه گذاری برای آینده می باشد) اقدام نمائید، زیرا می توانید از مزایای این فرصت در بازنشستگی و کهنسالی، بهره­مند گردید. کسانی بودند که در موقع مصاحبه با آنان وقتی که در مورد بیمه صحبت به میان می آمد می­گفتندکه ما پول این چیزها (که معلوم نیست از آنها استفاده بشود یا نشود) را نخواهیم پرداخت و از بیمه نمودن خود طفره می رفتند، لکن بیمه یک سوپاپ اطمینان است که در موقع کهنسالی و زمانی که نیاز به درمان بوجود آمد، به طرز معجزه آسائی به کمک فرد آمده و در پرداخت مخارج درمان، کمک و یار فرد خواهد بود.

 

ب- سلامتی در دوران بازنشستگی:

1

حال اگر فرد، در دوران اشتغال بر اثر مشغله فراوان و … امکان برنامه ریزی نداشته یا دچار اهمال کاری گردیده است، آیا می­توان در این دوران برای سلامتی خود کاری انجام دهند؟

مسلم است که جواب این سئوال مثبت است زیرا درست است که برنامه ریزی در دوران اشتغال انجام نشده، و این ما را دچار مسئله و مشکل می نماید، لکن اگر اهمال کاری در میان نباشد و یک برنامه ریزی منظم و مستمر و متناسب با وضعیت فیزیکی جسمی و روحی خود داشته باشد، می تواند البته با تأخیر به همان مرحله سلامتی برسد.

سلامتی یکی از اصلی­ترین و مهم­ترین اهداف دوران بازنشستگی است و یک ضرب المثل ناصحیح که از قدیم در روی زبانها گذشته این است که “سن که رسید به پنجاه، فشار میاد به چند جا”  این ضرب المثل اصلا درست نیست و بر اساس تحقیقات جدید، مشخص شده است که بیماری در کهنسالی اصلاً طبیعی است و اینکه فردی در سنین بالای ۵۰ سال به بیماری مبتلا گردد، اصلا عادی نیست.

بحث اصلی که در این­جا وجود دارد این است که فرد به موجب بالا رفتن سن خود و منفک شدن از محیط کار و کاهش درآمد، به نوعی دچار مشکلات روحی می­گردد. روحیه خود را از دست داده و آغوش خود را به روی مهمان ناخوانده افسردگی باز می­نماید، و همین مهمان ناخوانده است که با جا خوش کردن در بدن و دسترسی کامل به کلیدهای ورود به بدن، بقیه مهمان­های ناخوانده بد دیگر از جمله، انواع بیماری­ها را به بدن دعوت می­نماید و متأسفانه در این حالت، بدن محل اجتماع بیماریها می­گردد. لذا توصیه می­گردد هر فرد به خدای خودش و توانایی­هایش اعتماد و اطمینان داشته باشد، و بداند که انسان های بسیاری(خود شاهد این نفرات بوده و هستم و اگر به اطراف نگاه کنید، از این دست انسان ها به کرارت مشاهده خواهید نمود) هستند که تا سنین بالا بدون هیچگونه بیماری، زندگی سراسر شاد، خوشحال و سلامت خود را دارند و تا حدود یکصد سالگی بدون هیچگونه همراه اضافی به زندگی سراسر لذت بخش خود ادامه می­دهند. پس دیگر معطل نکنید و زمان را از دست ندهید و به جای فکر کردن به انواع بیماریها، در ابتدا اولین مهمان ناخوانده را که خود اجازه ورود آن را به بدن خود داده‏اید، را جواب کرده و از این مأمن اخراج نمائید. تا بتوانید خیلی راحت با مهمانهای ناخوانده دیگر مواجه شده و آنها را براحتی از بدن خارج نموده و اجازه ورود به بقیه مهمانهای ناخوانده دیگر(بیماری) را به بدن ندهیم.

 

در حال حاضر مهم نیست که چه مهمان­های ناخوانده­ای به بدن وارده شده­اند، و با چه مشکلات و بیماری­هایی مواجه هستید، لکن تنها یک خواسته از شما دارم و آن اینکه با آموزه­های این مقاله همراه شده و با تعهدی که به خود میدهید، مدتی را با برنامه­های این مقاله باشید، امید است که اگر به برنامه­های این مقاله عمل نمائید، (همانند پیره زنی که در سن ۸۶ سالگی علیرغم اینکه در سال قبل توانائی انجام خیلی از کارها را نداشت، و برای حرکت از ویلچر استفاده میکرد، لکن با آموزه­های دریافتی، توانست در روز تولدش، کیک تولدش را خودش و بدون همراهی کسی و بدون ویلچر به خانواده خود تعارف نماید، و نتیجه این تعارف چیزی جز غش کردن چند تن از اقوام نبود) خیلی راحت، کیک تولد یکصد سالگی خود را با دستان خود و بدون کمک و یاری دیگران برای فرزندان و نوه­ها و نتیجه های خود، تعارف نموده و زندگی سراسر عشق و محبت و شاد را تجربه خواهید نمود.

 

  • توکل بر خدا و اعتماد به نفس

زمانی که نگاه به اطرافیان و اجتماع می­اندازم، با یک بررسی ساده به این نتیجه می رسم، که کسانی که اعتقادشان به خدای خودشان کاملتر است، در نتیجه از هر گونه مسئله ای نگران نمی شوند و در آرامش کامل هستند، و سلامتی بدیهی ترین بازخورد این آرامش است که در هر موقعیتی چون اعتقاد دارند که کسی هست که دارای قدرت کامل است و تا نخواهد برگی از درخت به روی زمین نخواهد افتاد، پس دغدغه فکری برای خود ایجاد نمی نمایند. پس بهترین داروی سلامتی، توکل بر خدا می باشد که اگر چنین باشد، بقیه داروها و نسخه ها قابل عمل هستند و در غیر اینصورت، هیچ داروئی نمی تواند بر روی جسم تأثیر بگذارد.

داروی دوم که در خصوص سلامتی حائز اهمیت است، اعتماد به نفس است، که باید در ابتدا خود را دوست داشته باشیم و از فدا کردن خود برای دیگران، هر چند عزیز خودداری نمائیم. زیرا که اگر اعتماد به نفس داشته باشیم دیگر مسئله ای نمی تواند برای ما دردسرساز بشود.

 

  • جلوگیری از افسردگی

4

افسردگی در معنی لغوی به معنای یک نوع اختلال حالت (خلق) است که منجر به احساس مداوم ناراحتی و از دست دادن علاقه می­شود. و فرد با بدست آوردن این حالت، و دادن اجازه ورود به این مهمان ناخوانده به بدن، عملاً به سلامتی چراغ قرمز نشان می­دهد و سلامتی را دچار مشکل می­نماید. برای همین شناخت این عامل، از مهمترین علل ورود بیماریهای مختلف در بدن می­باشد.

در جائی خواندم که بیماری در بازنشستگی و کهنسالی طبیعی نیست، لکن افسردگی در بازنشستگی و کهنسالی می­تواند طبیعی باشد، بخاطر همین باید جلوی ورود این مهمان ناخوانده را به بدن بگیریم و کارت دعوت او را باطل نمائیم. از راه های ذیل می­توان از ورود این مهمان ناخوانده به بدن جلوگیری نمود.

همان گونه که در آیتم قبلی عنوان گردید، توکل بر خدا، می تواند بر هر مشکلی فائق آید و اگر توکل بر خدا نمائید دیگر چیزی برای شما دچار مسئله نخواهد کرد.

در درجه دوم نیز اعتماد به نفس اگر داشته باشید، دیگر رفتارهای اطرافیان و مسائلی که در اجتماع بوجود خواهد آمد، چون خودتان برای خودتان ارزش قائل هستید، دیگر مسائل اطراف برایتان ارزشی نخواهد داشت که بخواهد فکر شما را درگیر خود نموده و در نهایت، و شما را دچار افسردگی نماید.

 

 

  • خنده بر هر درد بی درمان دواست

5

مهمترین بحث در خصوص جلوگیری از افسردگی، خندیدن است. اگر بتوانید بخندید، دیگر افسردگی جرأت نزدیک شدن به شما را ندارد، و همچنان سعی میکند در چند متری شما، حرکت کند. لذا پیشنهاد می شود تا می توانید بخندید که از قدیم نیز گفته اند. خنده بر هر درد بی درمان دواست.

 

  • جلوگیری از استرس

واژه استرس از لغت لاتین”Stringer” به معنی ”سختی“ گرفته شده است. استرس یک واکنش تطبیقی به یک عامل بیرونی است که پیامدهای فیزیولوژیکی، رفتاری، شناختی و روان شناختی زیادی برای هر فرد در پی داشته، فرد را از حالت عادی خارج می کند.

و به علت اینکه این مهمان ناخوانده نیز می تواند دعوت کننده تمام امراض دیگر باشد، لذا شناخت این مهمان و طرز برخورد با این مهمان نیز در سلامتی مهم و حیاتی است.

اول باید این را بدانیم که هر استرسی بد نیست، و بعضی استرس ها اگر نباشد، دنیا از حالت عادی خود خارج میگردد، مثال خیلی واضح آن همین بیماریها است، اگر استرس درمان و نگرفتن بیماریها نباشد، شاید بدن و فکر دیگر بدنبال سلامتی نرود. پس باید بین استرس خوب و بد، تفاوت قائل شد.

برای رفع استرس های بد، نیز مانند افسردگی می توان از داروهای توکل بر خدا و اعتماد به نفس نیز استفاده همه جانبه و کامل نمود، و با این دو داروی بسیار مهم و حیاتی، جلوی ورود استرس های بد را به بدن گرفت.

داروی دوم نیز مثل قبل، خنده است، که میتواند بر استرس تأثیر بگذارد.

 

  • عدم تفکر در رابطه با اطرافیان

زمانی که صدای گریه اولین نوزاد از اطاق زایمان به گوش میرسد، دغدغه های فکری برای او نیز گریبانگیر والدین می گردد و والدین با توجه به سطح فرهنگ و اخلاقیات خود، درگیر این دغدغه ها می گردند. البته بدیهی است که تا زمانی که این طفل خوب و بد را از هم تشخیص دهد(البته نه تا ۵۰ سالگی) این دغدغه را برای خود حفظ کرده و کمی در باره آینده این عزیزان به فکر باشیم، اما در زمانی که دیگر خوب و بد را از هم تشخیص داد، دیگر فدا کردن و تفکر بیش از اندازه در باره آنها و رفتارشان، شما را از سلامتی دور می سازد، لذا هر چه شما فکر خودتان را برای خودتان و سلامتی خود بگذارید، بیشتر به سلامتی خودتان کمک می نمائید.

 

  • ورزش

6

سلامتی همیشه همراه ورزش قابل معنی کردن است، یکی از موارد اصلی که در خصوص سلامتی باید به آن توجه ویژه داشت و برای آن برنامه ریزی لازم صورت گیرد، ورزش است، البته نه در حد قهرمانی و یا رقابتی، بلکه در حد یک ورزش ساده مستمر و متوالی. و تنها برای سلامتی که برای بازنشستگان و کهنسالان، حدود سی دقیقه تا یک ساعت پیشنهاد می­گردد، البته این ورزش نباید خیلی سریع باشد. پیاده روی سریع چه در خشکی و چه در آب(آب درمانی) می­تواند بعنوان یکی از آیتم های اصلی سلامتی مدنظر قرار گیرد. البته لازم به ذکر است که هر نوع ورزشی اگر بصورت مستمر و مداوم باشد، می تواند اثرات طولانی مدتی نیز به همراه داشته باشد.

 

  • تغذیه:

همزمان با بالا رفتن سن، وضعیت جسمانی ما را به سمت استفاده از برنامه­های غذائی خاص و متناسب با سن و بدن هدایت می­نماید. در این دوران باید از استفاده از تغذیه­هائی که جوانترها تمایل به آنها دارند، و سرشار از قند و چربی است، خودداری شود. و پیشنهاد می­گردد، به لحاظ وضعیت جسمانی استفاده از دو سم سفید(شکر و قند – نمک) را در حد اعتدال در صورت امکان، قطع نائید. پس از آن وضعیت جسمی و روحی خود را قبل و بعد از برنامه­ریزی مقایسه نمائید.

3

 

 

  • کاهش دلهره و نگرانی

یکی از مواردی که همیشه در خصوص سلامتی باید به آن توجه ویژه نمود، این است که از دلهره و نگرانی و استرس تا حد ممکن دوری نمائیم، چرا که مثل دو که مادر تمام ورزشها می باشد، دلهره و نگرانی و استرس، نیز مادر تمام بیماری­هاست، لکن هر دو مادر هستند، اما یکی در جهت مثبت و دیگر در جهت منفی عمکرد دارند، پس باید از مادر مثبت(دو) استقبال نموده و از مادر منفی(دلهره و نگرانی و استرس) بیزاری جسته و آن را از وجودمان اخراج نمائیم.

 

  • کار:

یکی از مواردی که در خصوص سلامتی، بسیار حائز اهمیت است، کار می باشد، همانگونه که می دانید، اصولاً در اسلام، بازنشستگی معنا و مفهومی ندارد، و احادیث ذکر شده از ائمه گویای این مطلب هستند که فرد در زمان حیات خود می­بایست دست از کار و تلاش برندارد که اگر چنین شود، مطمئناً سلامتی نیز دور از دسترس نخواهد بود.زیرا آدمی برای ادامه زندگی نیاز به کار کردن دارد، پس توصیه می شود که برای خود کار دست و پا کنید و اوقات بسیار با ارزش خود را بهره ور نمائید.

 

  • غنی سازی دوران بازنشستگی

غنی سازی در لغت به معنای “پرمایه بودن و پرکردن مفید” است و بدین خاطر است که حتما نباید از اعمال بالا برای بهینه و مفید بودن از بازنشستگی و کهنسالی استفاده نمود. اگر در خصوص موارد بالا، که همان درآمدسازی و سلامتی جسمی و روحی می باشد، مشکلی در زندگی دوم و در وقت اضافه وجود ندارد، که باید خدا را شکر کرد و حالا که برای موارد بالا مسأله­ای در زندگی وجود ندارد، می­توان وقت اضافه زندگی را، بسیار پربارتر و بهینه تر نمود و می­توان این دوران را که با کوله باری از تجربه، نشان گرانبهائی بر آن نقش بسته را، با انجام موارد ذیل با معناتر و مفید­تر نمود:

 

 

  • معنا بخشیدن به زندگی

با تنی چند از کارآفرینان و ثروتمندان که صحبت می­شد، آنها پس از کسب ثروت هنوز به دنبال معنا بخشیدن به زندگی خود بودند و آن چیزی نبود جز، کارهای معنوی و کارهائی که از لحاط فکری آنها را ارضا می­نمود. چون دیگر اشتیاق خود را برای ثروت اندوزی و پول از دست داده بودند و با اکثر آنها که صحبت می­شد، هر کدام یک محلی برای گذراندن اوقات خود و محلی برای خرج کردن مبالغی از پول خود که حداقل ۱۰% میزان درآمد آنها را شامل می­گردید را داشتند. حال بازنشستگان و کهنسالان نیز می توانند با انجام فعالیتهائی خارج از چارچوب اداری، و فقط معنوی و شخصی به این دوران معنای جدید و شادی بخش ببخشند.

 

  • مشارکت در امور اجتماعی

یکی از کارهائی که هر فرد می­تواند در جهت غنی کردن این دوران انجام دهد، مشارکت در امور اجتماعی است. پیشنهاد می­گردد با شرکت در فعالیتهای اجتماعی و ارتباط با دیگر همکاران و همفکران خود، مقداری از وقت خود را در این وادی گذرانده و این سبب می­شود که مشکلات فراموش شده و راه کارهای جدید به ذهن خطور نماید. و نیز می توان در سازمانهای مردم نهاد عضو شد و خدماتی ارائه داد. مانند مشارکت در امور مساجد، تعاونی ها و انجمن های علمی و ….

 

  • انتخاب یک کار لذت بخش

یک کاری که به آن علاقه وافر دارید و حتی می توانید بدون دستمزد آن کار را برای دیگران هم انجام دهید، شروع کرده و از لذت ارائه خدمات و تولیدات به دیگران استفاد کرده و این دوران را با نشاط سازید.

 

  • انتخاب یک کار هنری

یکی از همکاران من دقیقاً پس از دریافت حکم بازنشستگی شروع به نقاشی نمود. در حال حاضر ایشان یک نقاش ماهر هستند که چندین تابلو نفیس قابل فروش دارند، در این دوران و با توجه به داشتن اوقات فراغت زیاد می توان نسبت به انتخاب و انجام یک کار هنری مورد  علاقه اقدام نمود که هم از آثار معنوی(شادی و لذت) و نیز آثار مادی(پول های دریافتی بابت خدمات و محصول) آن بهره برد.

 

  • انتخاب یک سرگرمی سازنده

در اینجا پیشنهاد می گردد اگر هیچ کدام از موارد بالا برایتان میسر نبود، برای خود یک سرگرمی سازنده بسازید که روحیات و وضعیت جسمی شما با آن سازگار باشد، مثل پرورش ماهی و گل و ….

 

 

  • مطالعه و نوشتن

 

یکی از مواردی که یکسری از همکاران من بدنبال آن رفتند، پس از فراغت از کار، اقدام به مطالعه نمودند و برای من تعریف می کردند که چه لذتی از این کار می­برند، لکن پیشنهاد می­گردد علاوه بر مطالعه کتب و مقالات و مجلات، اگر اقدام به جمع آوری مطالب و تجمیع آنها در قالب نوشته برآئید، کمک شایانی به آیندگان و نسل بعدی خواهید نمود. این عملی بود که متاسفانه همکاران من تنها اکتفا به اجرای بخش اول آن نمودند.

  • مسافرت و گردش­گری

یکی دیگر از مواردی که همیشه من به دوستان بازنشسته توصیه میکنم، مسافرت و گردش به مناطق زیارتی و سیاحتی می­باشد که در حد خود، می تواند لذت این دوران را دو چندان نماید.

 

  • شرکت در سخنرانی و همایش

در این دوران با توجه به اینکه زمان مناسبی وجود دارد، لذا می­توان با شرکت در سخنرانی­ها و همایش­ها(که اکثراً رایگان نیز می باشند)، روز بروز بر تجربیات و اطلاعات  خود افزوده و از هر یک از آنها ایده­های جدید با توجه به داشتن تجربیات فراوان خود کسب نمود و آنها را در اختیار بقیه نفرات نیز قرار دهید.

 

  • بازدید از موزه ها و نمایشگاه ها

این دوران زمان خوبی برای بازدید از موزه­ها و نمایشگاه ها(البته اگر همراه خانواده باشد که بهتر است- در بعضی از روزها نیز این امکان بصورت رایگان خدمات به بازدیدکنندگان ارائه می نمایند.) می­باشد که اگر بتوانید در این خصوص برنامه­ریزی لازم را بنمائید، می توانید از این مواهب نیز بهره­مند گردید.

 

  • برقراری ارتباط با دوستان قدیمی و پرهیز از تنهائی:

حدود چند هفته پیش از نوشتن این کتاب بود که تعدادی از دوستان با پیدا کردن شماره موبایل اینجانب، مرا شگفت زده کردند و مرا در یک گروه که همه دوستان قدیمی در آن عضو بودند، عضو نمودند. و زمانی شگفت زده­تر شدم که تصاویر جدید دوستان را در پروفایل­هایشان مشاهده می­نمودم و تغییرات زمانی را بر روی چهره­های آنها مشاهده می­کردم. حال به شما نیز توصیه می­کنم، در صورت امکان نسبت به برقراری ارتباط با دوستان قدیمی(دوران خدمت، دوران اشتغال، دوران ورزش و …) اقدام نمائید چرا که بودن با آنها شما را از تنهائی نجات خواهد داد.

 

  • بردن نوه ها به پارک

10

یکی دیگر از آرزوهایی که از دوران کودکی در من وجود داشت بودن با بچه ها بود، زیرا که بچه ها، در زمان حال زندگی میکنند و در لحظه شاد هستند و چیزی از کینه و بغض و … نمی دانند و زمانی که با آنها باشیم اگر مثل آنها فکر کنیم و مثل آنها عمل نمائیم، غمهای دنیا، بی ارزش گردیده و سبک بار می شویم. حال فرد بازنشسته نیز از این دوران نیز می­تواند استفاده کرده و مانند گذشته به فرزندان خود، با بردن نوه­ها به پارک(البته نه همیشه) کمک نماید. چند ساعتی را با نوه­ها، که چیزی از کینه و بغض و نیرنگ نمی­دانند، گذرانده و مدتی را شاد در کنار این معصومان به خوشی بگذرانید.

 

 

  • تقویت روابط خانوادگی و زناشوئی

 11

همانگونه که در مباحث قبلی عنوان شد، انسان موجودی اجتماعی است. در صورتی که تنها بماند، افسردگی اولین ورودی بعد از تنهائی است، سعی کنید یک زندگی خانوادگی و زناشوئی سالم داشته باشید. فراموش نکنید زوج­های خوشبخت کسانی هستند که همواره با یکدیگر روابط حسنه دارند و از مناسبات سرشار از عشق و دوستی برخوردارند و روابط جنسی سالم دارند. لذا سعی نمائید که روابط خانوادگی(مخصوصاً روابط زناشوئی) خود را تقویت کرده و راههای افزایش تقویت روابط را بیاموزید.

 

امیدوارم که مطالب فوق سومند باشد، لطفا نظرات خود را با ایمیل Vbakhtyari@gmail.com مطرح نمائید.

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.