گنجینه نیروی انسانی​

لوگو گنجینه

اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت(قسمت اول)

اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت(قسمت اول)

اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت

(قسمت اول)

زمان رسیدن به بازنشستگی، خود یک فلسفه اصلی در

زندگی است که هر فرد شاغل، خواه ناخواه به آن خواهد

رسید، حال چگونگی گذران این دوران، بستگی به خود فرد

دارد. در اینجا آن چه را که می بایست، بازنشستگان برای

اداره دوره بازنشستگی موفق خود انجام دهند، بازگو

می نمائیم.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۱

به طور کلی، مجموعه ای معین از جهان بینی ها و بینش های

مورد نیاز است تا افراد بازنشسته بتوانند بر خلاف نقص ها،

محدودیت ها و یا تهدیدهای فزاینده، تا هر زمانی که امکان

دارد، مشتعل، بارور و از نظر اجتماعی فعال باقی بمانند.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۲

در اینجا هشت اصل ارائه می شود که مفهوم موفقیت در

دوران بازنشستگی را تعریف می کنند. برخی از این اصول از

برخی دیگر مهم تر هستند. اما در مجموع آنچه را که کم و

بیش برای همگان و نیز فراهم ساختن گسترده ای از

موفقیات ضروری می باشند را در بر می گیرند. برای

دستیابی به موفقیت و حتی فراتر از آن می بایست با تلاش

و به طور دقیق این اصول را در نظر گرفت. هر فرد

بازنشسته ای با توجه به شرایط زندگی و نحوه سازگاری و

کنار آمدن با شرایط و وضعیت موجود با فرد دیگر متفاوت بوده

و بنابر این میزان موفقیت از فردی به فرد دیگر در نوسان است.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۳

ما در ابتدا این اصول را فهرست کرده و سپس برخی از آن ها

را با جزئیات بیشتر مورد بحث و بررسی قرار می دهیم. در

واقع نتایج آنچه را که محققان، پژوهشگران و نظریه پردازان

در باره بازنشستگی، در سال های اخیر بررسی شده است،

را ارائه می دهیم. فهرست این اصول عبارتند از :

  • شفاف بودن در باره واقعیت های وضعیت موجود در باره خود
  • پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن ها در بهترین وضعیت
  • توانائی سازگاری و کنار آمدن مؤثر با این واقعیت ها
  • دارا بودن توانائی بر جبران از دست داده ها و سایر کمبودها
  • جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند
  • نگرش خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت
  • حفظ پیوند و صمیمیت با همنوعان
  • حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها                و سایر کمبودها
رسیدن به بازنشستگی. شماره ۴

 

اصول ۱ و ۲:

شفاف بودن در باره واقعیت های وضع موجود در باره فرد و

پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن در بهترین وضعیت.

همیشه بین اینکه فرد بخواهد واقعیت وضعیت خود را بداند

و یا اینکه بخواهد آن را به نحوه دلخواه و مطلوب ببیند یک

نوع وجود دارد. اگر ما آنچه را که برای دیگران اتفاق می افتد

را با اوضاع و احوال خود مقایسه کنیم،

وضعیت همیشه بدتر خواهد بود. ما نمی توانیم بسیاری از

واقعیت های تلخی را که با آن مواجه می شویم را تغییر دهیم.

بنابر این می بایست این توانائی را کسب کنیم تا با آن ها

زندگی کرده و بهترین شرایط با وجود آن ها در زندگی خود

داشته باشیم.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۵

اگر وقایع را به طور صرف ناشی از تقدیر و ناچاری در نظر

بگیریم، به تدریج دچار حالت یأس و افسردگی می شویم.

حالت یأس و افسردگی، تلاش برای ساختن زندگی را از بین

می برد. توانائی کسب روحیه بالا برای فائق آمدن با

چالش ها و مشکلات زندگیف همان سازگاری و کنار آمدن

محسوب می شود. که این توانائی می تواند راهی را برای

خلاصی و بهبود بخشیدن به شرایط پیش آمده را بیابد.

دیده شده که افرادی که مستعد حالت یأس و افسردگی

هستند، تمام وقایع زندگی خود را فاجعه تلقی می کنند،

بر خلاف سایر افراد که در برابر چالش ها، صبر پیشه می کنند

و یا با نگرشی مثبت حداکثر بهره برداری را از وقایع بد دارند،

وضعیت را بدتر از چیزی که پیش آمده می بینند. بنابر این هم

تمرکز به عین واقعیت و هم حفظ خونسردی و دارا بودن نگرش

مثبت به طور برابر مهم و مؤثر هستند.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۶

در اینجا به اصل دوم و توانائی مثبت اندیشی که اغلب دست

کم گرفته میشود، اشاره می کنیم. شواهد زیادی وجود دارد

که توانائی مثبت اندیشی را یک منبع نیرومند در انسان ها

تلقی می کنند و بسیاری از روان شناسان با این موضوع

موافق هستند. حال باید بدانیم که آیا می توان با این توانائی

بر مشکلات فائق آمد یا خیر؟

ضرب المثلی وجود دارد که می گوید:”وقتی زمانه با تو

نمی سازد، تو با زمانه بساز” این گویه بسیار رایجی است

که باید با ناملایمات کنار آمد، اما در واقع گفتن این جمله

خیلی آسان تر از عمل کردن به آن است. برای عمل کردن

به این جمله می بایست تلاش و جدیت داشت و واقعیت این

است که فقط عده کمی از ما لحظات بدون نا امیدی و رنج را

سپری می کنیم. اما برای رسیدن به این جمله چیزی که

اهمیت دارد ادامه و پیوستگی راه و توجه نکردن به لحظات

بد است.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۷

باید بتوانیم از کارکردها و بازده های مثبت لذت ببریم، گرچه

زمانی که ناراحت و یا غمگین هستیم، این کار چندان آسان

نیست. ما نمی توانیم همواره از ناراحتی ها و مشکلات خود

با دیگران حرف بزنیم چرا که گاهی دیگران بنا به دلایلی

نمی خواهند در این باره چیزی بشنوند. به طور معمول،

آن ها نیز مشکلات و ناراحتی های خود را دارند.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۸

اصول ۳ و ۴

توانائی کنارآمدن و سازگاری مؤثر با واقعیت ها و دارا بودن

توانائی در جبران از دست داده ها و سایر کمبودها.

این دو اصل باید در کنار هم قرار بگیرند.

اصل جبران، را بازنشستگان می توانند در فرانکلین دلانو روزولت،

رئیس جمهور ۴ متری در سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۴۵ که قبل از

جنگ جهانی دوم درگذشت، مشاهده کنند. تعدادی می دانند

که او به فلج اطفال مبتلا بود و تا قبل از رئیس جمهور شدن،

هرگز نمی توانست از پائین تنه بدنش استفاده کند. او مجبور

بود که با کمک دیگران بالای سکو برود و با شور و حال زیاد در

همایش های نامزدهای انتخابات با مردم و کنگره آمریکا

سخنرانی کند.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۹

نکته مهم این است که آن زمان جامعه مدنی احترام عمومی

برقرار بود. مردم و مطبوعات، درک، شعور و احترام یکسان

نسبت به یک مرد معلول داشتند و در سخت ترین شرایط

روزهای کشور، چهار بار او را انتخاب کردند. او کسی بود

که توانست با منزلت بالا، شور و شوق را در نقش رهبر یک

کشور با هم ارائه کند. تا حدی که کاریکارتور او نیز با لبخند

و سیگار برگی بر لب به تصویر کشیده می شد.

هم اکنون زمزمه هائی به گوش می رسد که مجسمه جدید

روزولت در پارک یادبود واشینگتن دی سی می بایست او را

در یک صندلی چرخ دار نشان دهد چرا که معلولیت- در واقع

امروز عنوان معلول، یک واژه قدیمی است برای ناتوان بودن

که امروزه منسوخ می باشد- معروف او را نمادین می سازد

نه اینکه مجسمه ایستاده از او به نمایش گذاشته شود.

جالب اینجاست که به تصویر کشیدن معلولیت روزولت او را

تحقیر خواهد کرد در حالی که به اعتقاد بسیاری از آمریکائیها،

حقیقت درست بر عکس این است. از نظر دیدگاه مردم آمریکا،

صندلی چرخدار نشانی از شجاعت،منزلت و تعهد بالای او

است که او را نمادین می سازد. و به همگان می آموزد که

چگونه یک فرد می تواند با وجود معلولیت جسمی به چنین

موقعیت های چشمگیری برسد و بیماری و معلولیت جسمی

خود را جبران کند، حتی اگر با حمایت و بردباری و صبر دیگران

گره خورده باشد. مخاطبان بازنشسته ممکن است با

اندیشیدن به این مرد و آن دوران و گذشته  ها غبطه بخورند.

رسیدن به بازنشستگی. شماره ۱۰

شایسته بودن با اثربخش و مؤثر بودن به طور کامل همپوشانی

دارند و هر دو توانائی نیز بر تفاوت های فردی و نیز قدرت

مدیریت توقعات و تصمیم گیری آن ها نقش بسزائی دارند.

حفظ روابط اجتماعی و شاغل بودن به کاری مثبت و سازنده و

استفاده از مهارت های باقیمانده بازنشستگی در سازگاری و

کنار آمدن با این دوران بسیار مؤثر هستند. مهم تر اینکه هدف

مطالعات و پژوهش ها در زمینه توانائی جبران، کشف این نکته

است که کدام یک از اعمال سازگاری و کنار آمدن در نهایت به

رضایت مندی از زندگی و بهزیستی و ایجاد هیجان مثبت

می رسد.

قسمتهائی از کتاب “دوران سالمندی و کنار آمدن با آن”،

برگردان شعله آتشین

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

Vbakhtyari@gmail.com

 

 

Related Post

درباره نویسنده

نویسنده کتاب الکترونیکی لذت زندگی در وقت اضافه نویسنده کتاب الهی پیر شی(طعم خوش زندگی دوم(بازنشستگی)) نویسنده دهها مقاله در خصوص پیشکسوتان(بازنشستگان) همکاری با مجله تجلیل بازنشستگان سازمان بنادر و دریانوردی همکاری با مجله بنادر و دریانوردی سازمان بنادر و دریانوردی همکاری با سایت پایش(صندوق بازنشستگی کل کشور)

مطالب مرتبط

11 نظر

  1. فرزانه قهرماني

    مقاله بسیار جامعی بود.اگر افراد بتوانند این دوران را به عنوان بخشی از زندگی شان بپذیرند میتوان این دوران را به خوبی طی کرد.

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *